|
|
|
۲.۵.۱رابطه اعتماد و نظم اجتماعی[۲۸]: به طورکلی، جامعه شناسی به عنوان یک رشته دارای دو مسائله اساسی است: یکی مساله نظم که در منابع جامعه شناسی به مساله هابزی معروف است؛ دوم مسائله تغییر که به مسائله مارکسی معروف شده است(زتومکا، ۱۹۷۴ به نقل از چلپی، ۱۳۷۵: ۱۱) آیزنشتات دیدگاه بنیانگذارن جامعه شناسی، یعنی مارکس، دورکیم، و بروتونیس را پیرامون مسائل نظم اجتماعی، چنین خلاصه وفهرست کرده است. ۱- اعتماد و همبستگی[۲۹] ۲- قدرت و استثمار ۳- معنا و مشروعیت آیزنشتات به درستی متذکر می شودکه مهمترین مسائله نظم اجتماعی برای دورکیم و تا حدودی تونیس، اعتماد و همبستگی اجتماعی است؛ یعنی اینکه بدون انسجام و بدون اعتماد پایداری نظم اجتماعی ممکن نیست. اگر در میان جامعه شناسان کلاسیک دورکیم را پدر جامعه شناسی نظم بدانیم، شاید بتوان پارسونز را از پیشگامان معاصر جامعه شناسی نظم قلمداد کرد. (چلپی ،۱۴- ۱۲:۱۳۷۵)یک نوع نظم وجود ندارد. به همین ترتیب یک نوع اعتماد هم وجود ندارد. بنابراین برای سهولت از الگوی خانم «باربارامیستال» استفاده می کنیم که سه نوع نظم و اشکال و اقسام اعتماد متقارن با آنها را توضیح می دهد؛ نظم ثابت[۳۰]، نظم انسجام بخش[۳۱] و نظم معاضدتی[۳۲].
 نظم ثابت در نتیجه مراعات قواعد عمومی به وجود می آید. افراد عضو جامعه این قواعد را به صورت ناخودآگاه و نیندیشیده درونی می کنند و قاعده مندی های اجتماعی را درطی زمان و یا فعالیت های روزمره می آموزند. ای نظم، حالت طبیعی و فطری ندارد و ناشی از عادات انسان هاست. منشاء این نوع نظم چیزی است که پیربودریو متفکر و جامعه شناس فرانسوی آن را ملکه[۳۳] می خواند. ملکه مجموعه ای از قابلیت ها و استعدادهاست که مداوم و پردوام بوده و با واسطه شرایط عینی تولید می شوند، اما مستعد تولید و باز تولید خود می باشند. ملکه سیستمی از قاعده مندی های نهفته در اجتماع است که افراد درخود درونی کرده و مطابق آن رفتار می کنند و با آنکه درداخل آن فضاهایی برای خلاقیت دارند، اما تغییراتی که می توانند ایجاد کنند اساسی نیست. هر اجتماعی مجموعه ای از استراتژی ها و اعمال درپیش پای افراد جامعه قرار می دهد که از طریق آنها نظم اجتماعی تحقق و تداوم یافته و بدیهی و معنادار می شود. این مجموعه همان ملکه است. به این ترتیب می توان اعتماد را به مثابه ملکه ای دانست که حافظ ثبات نظم اجتماعی می باشد. بنابراین اعتماد مجموعه ای از استعدادهاست که تجربه گذشته را به حال پیوند می دهد و با کمک ادراک ها وفهم های قبلی و مجموعه اعمال و استراتزی های موجود می تواند فرد را در مواجهه با بی نهایت موارد در پیش یاری دهد. اعتماد چونان ملکه باعث می شود که بازیگران اجتماعی، عالم اجتماع را به گونه ای باثبات درک و فهم کنند. در نظم به مثابه ثبات، اعتماد وسیله ای برای مقابله با عدم قطعیت ها و بی قاعدگی هایی است که ممکن است در واقعیت اجتماعی روی دهد. در مجموع نظم ثابت، سه فایده مهم برای اجتماع دارد؛ اول آنکه وضوح ایجاد می کند. یعنی جایگاه هر کدام از عناصر و اجزا مشخص می شود و درک، دریافت و تحلیل جامعه از وقایع سهل تر شده و شفافیت درجامعه به وجود می آید. به بیان دیگر، نظم ثابت باعث پیش بینی پذیرشدن جامعه و تحولات آن می شود. مثلاً هر فعال اقتصادی خواهد توانست پیش بینی کند که فعالیت او و محصول عملش چه تبعاتی دارد و به عبارت دیگر می تواند به آینده سرمایه گذاری خود امیدوار شود. دراین حالت افراد می توانند به همقطاران و کسانی که با آنها مواجه میشوند، اطمینان و اتکاء داشته باشند. این امرعلاوه برآنکه به افراد اعتماد به نفس می بخشد، هزینه های بوروکراتیک را نیزکاهش می دهد و موجب روانتر شدن امور و واگذاری آنها به سطوح پایین تر مدیریتی میشود. اعتماد پس زمینه ساکت و خاموش این نوع نظم است و به رغم آنکه ممکن است درنزد بازیگران محسوس و ملموس نباشد اما در فقدان آن اهمیتش آشکار می شود. این نوع اعتماد از سه طریق عادت، شهرت و حافظه عمل می کند (قاسمی، ۱۳۸۳: ۳۹-۳۷) نظم انسجام بخش کم و بیش حالت جماعتی و یا به تعبیر دیگر جامعه آشنایان را دارد. اعتمادی که مبتنی برآشنایی، دوستی و اعتقادات و همچنین مشترک مابین افراد است، مبنای نظم مذکور به شمار می آید. نظم انسجام بخش عامل اتصال و پیوند فرد به جامعه و آغازگاه ارتباط با جامعه وسیعتر و نوعی شبکه آشنایان است که به صورت غیرمحسوسی وجود دارد و ضمن تامین امنیت خاطر افراد، به آنها هویت می بخشد. بنابراین اعتماد مذکور لزوماً حسابگرانه وعقلانی نیست و درواقع دراکثر اوقات، صمیمیت و عاطفه عامل اصلی آن است. نظم معاضدتی نیز از نوعی اعتماد ناشی می شودکه بعض محققان از آن به عنوان «اعتماد به مثابه سیاست یا خط مشی» یاد می کنند. همه انسان ها در جامعه زندگی می کنند و با این واقعیت مواجهندکه افراد دیگر، در رفتار و عمل خود آزادی دارند و میتوانند گزینه های مختلفی انتخاب کنند. اعتماد به مثابه خط مشی برای مواجهه با این وضعیت انتخاب می شود و هدف آن ایجاد تعاون و معاضدت است. در فضای معاضدتی هردو طرف از رابطه موجود بهره می برند. در این سیستم و نظم آنچه محوری است، برداشت و ادراک از مکانیسم های کنترل اجتماعی است. این مکانیسم ها نه مانع آزادی فردی بلکه تسهیل کننده وکمک کار معاضدت به حساب می آیند. چنین فضایی نیازمند خصوصیات فرهنگی خاصی است. برداشت از قوانین و روابط و ضوابط موجود، وجود عدالت و انصاف و عدم تبعیض، همبستگی و روحیه «تمایل به جمع» و درک از منافع خود و دیگران، برای شکل گیری چنین ادراکی اهمیت زیادی دارند. به نظر ترنر شرایط تقویت کننده این نوع ادراک از کنترل اجتماعی عبارتند از: همبستگی (برداشت روشن و معین از رابطه فرد و جامعه که ریشه فرهنگی وثیق و قابل توجه داشته باشد)، تساهل (تا چه حد افراد و گروه ها وارد سیستم شده باشند و برداشت انسان ها درجامعه تا چه حد به همگرایی و جلب و جذب افراد و گروه ها مایل باشد). مشروعیت (سیستم تا چه حد منصفانه دانسته می شود و تا چه حد حمایت اجتماعی ازآن وجود دارد) بنابراین برای آنکه جامعه ای از همبستگی برخوردار شود و به تبع آن نظمی معاضدتی به وجود آید، باید جامعه از خیر عمومی وجمعی بسیاری بهره مند شود و در وضعیت مذکور، آزادی سازمان دهی، آزادی بیان و اجتماعات، آزادی مطبوعات و عقاید و مهمتر ازآن وجود مساوات و احساس وجود مساوات از سوی شهروندان از اصلی ترین شرایط به شمار می آیند. اگر شهروندان احساس کنند درمعرض منافع برابرو مخاطرات مساوی قرار دارند، دیگر کنترل های اجتماعی مشکلی محسوب نمی شوند و ابزاری برای کمک به حساب می آیند. (قاسمی، ۱۳۸۳: ۴۱-۳۹) درصورتیکه نظم اجتماعی درجامعه ای بیشتر صبغه سیاسی به خود بگیرد و ابعاد اجتماعی و فرهنگی آن ضعیف شود، یعنی ضعف در اجتماع عام و وفاق اجتماعی عام، به همان نسبت نیز روابط بین کنشگران در تمام سطوح براساس سوگیری عاطفی و خاص گرا به صورت دوست و دشمن تعریف می شود و به همان نسبت میزان اعتماد اجتماعی متقابل تعمیم یافته، تضعیف گشته و علقه امنیتی آنها برجسته می گردد. در چنین نظمی افراد و گروه ها احساس امنیت مالی، جانی، فکری و جمعی نمی کنند. در چنین وضعیتی درغیاب طراوت فرهنگی و اجتماعی، انسانها جهت پاسخگویی به نیازهای خود اجباراً به صورت حیوانات سیاسی با یکدیگر رابطه برقرار می نمایند، رابطه ای که بیان هگلی ارباب و نوکری است و ملاک حق نیز زور است. (چلپی، ۱۳۷۵: ۷۷)در نظم سیاسی،نظم اجتماعی به صورت بیرونی واز بالا با پشتوانه قدرت اعمال و مستقر می شود.اعضای جامعه در این نظم با توجه به منافع خود به سازگاری بیرونی تن می دهند.در چنین نظمی ،وفاق اجتماعی[۳۴] بسیار ضعیف و شکنده است. در این نظم اعتماد اجتماعی متقابل تعمیم یافته و تعهد درونی تعمیم یافته،وابستگی عاطفی تعمیم یافته یا ضعیف است یا وجود ندارد.در چنین جامعه ای ما شاهد نوعی خلاء جامعه شناختی[۳۵] هستیم که زتومکا از آن به عنوان ضعف جامعه مدنی یاد می کند.ثبات و تداوم نظم سیاسی بالقوه شکنده و محدود است.از یک طرف در مقابل تحولات اقتصادی و سیاسی خارجی آسیب پذیر است و از طرف دیگر،تابعی از تغییر منظومه منافع سیاسی و اقتصادی داخلی است.چنین نظمی همیشه بالقوه با نوعی عدم مشروعیت مزمن و تناقص در هویت جمعی[۳۶] مواجه است.به علت فقدان یا ضعف وفاق اجتماعی و اجتماع عام[۳۷]،طراوت فرهنگی[۳۸] در حد ناچیز و«جریان انرژی عاطفی» در جامعه دچار اختلال و نارسایی است.خلل در «جریان انرژی عاطفی» و«خلاء جامعه شناختی»را بالقوه نیروهای گریز از مرکز و کژرفتاری به راحتی پر کنند.(چلبی،۱۳۹۰ :۱۵۳)در چنین جامعه ای به دلیل اینکه تعامل اجتماعی صبغه ابزاری به خود می گیرد «ما» یا اجتماع یا شکل نمی گیرد یا به صورت محدود شکل می گیرد شبکه و شعاع اعتماد کاهش یافته سر مایه اجتماعی نیز به تبع آن کاهش می یابد ،جامعه مدنی شکل نمی گیرد در نتیجه رابطی بین دولت و مردم به وجود نمی آیدو هزینه های کنترل جامعه افزایش می یابد فرهنگ جامعه که باید پویا باشد حالت رکود به خود می گیرد جامعه مجبور می شود از ذخایر فرهنگی خودش استفاده کند و ذخایر فرهنگی جامعه دچار فراموشی وتزلزل می گردد. ۲.۵.۲کارکردهای اعتماد: کارکردهایی که اعتماد می تواند برای طرفین روابط داشته باشد از نظر زتومکا می تواند در عبارات زیر خلاصه شود: – اعتماد نمودن به دیگران موجب بروز کنش های مثبت نسبت به یکدیگر می شود، عاملیت انسانی را آزاد و بسیج می نماید، و موجب خلاقیت، پویایی، نوآوری و عمل گرایی کارفرمایانه معطوف به دیگران می شود. – تردید و شک در مورد مخاطرات کنش[۳۹] با دیگران را کاهش می دهد. – برخورد و کنش مان نسبت به دیگران باز و آزادتر می شود، و برای شروع تعامل اجتماعی آمادگی بیشتری پیدا می کنیم. و به افزایش تصاعدی اعتماد منجر می شود. – با اعتماد روابط جدیدی برقرار می شود که قبلاً وجود نداشته اند. – افراد مورد اعتماد از اضطراب و تردید مراقبت دیگران رها می شوند. – با اعتماد روابط جدیدی برقرار می شودکه قبلاً وجود نداشته اند. – وجود اعتماد بین کنشگران سبب می شود تا کنشگران نسبت به هم گشاده رو شوند و با صمیم قلب تعامل برقرار کنند و آمادگی تعامل با دیگر افراد را نیز پیدا کنند. درمورد کارکردهای اعتماد برای اعتماد شونده نیز میتوان به موارد زیر اشاره کرد: – با ایجاد اعتماد به افراد آنها از انقطاع موقتی فشارها و اجبارهای اجتماعی و سکون رهایی می یابند، چنین افرادی نقش ها، سازماندهی ها و نهادهایی از اعتبار به دست می آورندکه موقتاً آنها را از کنترل و نظارت باز می رهاند که این امر خود باعث راحتی در تعاملات می شود. (بدست آوردن اعتماد اعتباری) – امکانات و فرصت هایی برای فرد اعتماد شونده به وجود می آیدکه درغیر این صورت به عقلش هم نمی رسید. – اعتماد دیگران خاص به فردی باعث اعتماد دیگران عام نیز به آن می شود. (اعتماد مضاعف) (کاوسی و دیگران، ۱۳۸۷:۹۲-۹۱) درموردکارکردهای اعتماد برای اجتماعات گسترده تر (گروه ها، موسسات، سازمان ها و غیره) به موارد زیر می توان اشاره کرد: – مردم داری، مشارکت با دیگران در اشکال مختلفی از انجمن ها، نیز تقویت شبکه ای از پیوندهای بین شخصی، و بسط زمینه تعاملات را موجب می شود و زمینه را برای افزایش تماس های صمیمی وگرم بین شخصی فراهم می کند و به عبارت دیگر سرمایه اجتماعی را که امیل دورکیم ازآن با نام تراکم اخلاقی نام برده است افزایش می دهد. – اعتماد گسترش ارتباطات را تسهیل می نماید و برنشانه های مربوط به «غفلت جمعی»که مانع کنش جمعی خودانگیخته هستند غالب می شود. – اعتماد تسامح، پذیرش بیگانگان، بازشناسی تفاوت های فرهنگی یا سیاسی را به صورت موجه و معقول ترغیب و تقویت می نماید، زیرا اجازه می دهد که موارد فوق به شیوه ای غیرتهدیدآمیز تصور و درک شود. با این شیوه اعتماد تمایلات خصمانه بین گروهی، و بیگانه هراسی، و نزاع تمدن ها را مهار و کنترل می کند. – فرهنگ اعتماد پیوستگی فرد به اجتماع (خانواده، کشور و…) را تقویت می کند، براحساسات مربوط به هویت تاثیر می گذارد، و تجانس جمعی مستحکمی را ایجاد می نماید که موجب تعاون، کمک متقابل وحتی آمادگی برای ایثار و از خودگذشتگی به خاطر دیگران می شود. – وقتی فرهنگ اعتماد محقق می شود، هزینه های انجام امور به میزان زیادی کاهش می یابند و فرصت برای تعاون و همکاری افزایش می یابد. وقتی که فرد از اعتماد نمودن نفعی را کسب می نماید به سمت اعتماد نمودن مجدد خواهد رفت. دو نوع پاداش دیگر را کسب می کنیم: اولاً نوعی رضایت روان شناختی به خاطر شرط بندی خوب پیدا می کنم که موجب تقویت عزت نفس ام می شود و من را ترغیب به اعتماد نمودن درآینده می نماید. ثانیاً ذخیره شخصی ام را در مورد اهدافی که قابلیت اعتمادشان برایم اثبات شده اند (اشخاص، نهادها، موسسات و…) بسط می دهم و ممکن است درآینده نیز مورد اعتماد من قرار گیرند. مهمترین کارکرد اعتماد برای معتمد افزایش قابلیت اعتماد است که ممکن است فواید زیادی برای عملیات آتی داشته باشد. در شرایطی که اعتماد برآورده می شود نه تنها برای شرکا بلکه برای جامعه وسیع تر نیز کارکردی خواهد بود. احساسی از نظم و امنیت را به وجود می آورد و تعاون و همکاری را تقویت و ترویج می نماید همچنین تجارب رضایت بخشی را فراهم می نماید که قابلیت اعتماد را افزایش می دهد و موجب ظهور فرهنگ اعتماد می شود. (زتومکا، ۱۳۸۶: ۱۸۹-۱۸۷) -به اعتقاد«کلاوس اوفه»مهم ترین کارکرد اعتماد این است که بین سه ابزار عمده ایجاد نظم اجتماعی در جوامع مدرن هماهنگی برقرار می کند.این سه ابزار عبارتنداز:پول در اقتصاد،اقتدار سیاسی دموکراتیک در سیاست ودانشی که از مشاهده نظام مند،کنترل وپژوهش در زمینه فعالیت های اجتماعی و غیر اجتماعی برگرفته شده است.می توان گفت که اگر تنها بتوان از اعتمادی که سرچشمه همکاری اجتماعی است صیانت کرد و آن را فعال کرد،می توان کیفیت نظم اجتماعی و کارایی استفاده از ابزار قدرت،پول و دانش رابه شدت افزایش داد.(اوفه، ۱۳۸۹: ۲۰۵ -۲۰۴) ۲.۵.۳عوامل ایجاد کننده و از بین برنده فرهنگ اعتماد: زتومکا پنج وضعیت کلان- جامعه ای را تامین کنندگان فرهنگ اعتماد می داند: ۱- همبستگی هنجاری و متضاد آن، هرج و مرج هنجاری و یا به تعبیر دورکیم نابسامانی است. هنجارها شامل قانون، اخلاقیات و رسوم- شالوده مستحکم حیات اجتماعی را فراهم کرده، و اجرای کارآمد آنها سرشت الزام آورشان را تضمین می کند. این هنجارها، حیات اجتماعی را آسان تر، ایمن تر، منظم تر و قابل پیش بینی تر می سازد، چرا که طرح های ثابتی وجود دارد که نشان می دهند مردم باید چه کار بکنند و چه کار خواهند کرد. یک چنین نظم هنجاری درحیات اجتماعی، احتمال اینکه سایر مردم انتظارات ما را برآورده کنند را افزایش می دهد. احساس امنیت و قطعیت وجودی، شروط اعتماد پیش بینانه را تقویت می کند. هنجارهای قابل اجرایی هم وجود دارند که تناسب و ارتباط مستقیم تری با اعتماد داشته و مستلزم صداقت، وفاداری و عمل دوسویه می باشند. حضور این هنجارها احتمال یک چنین رفتاری را بالا برده، و به ما این اطمینان را می دهند که شروط ما نسبت به تعهد به ارزش ها و همچنین اعتماد برانگیزنده محقق شوند. درحالت نابسامانی، کنش های افراد حساب نشده، و از طریق محرک هایی همچون هوس، انگیزه های پولی و منافع خودخواهانه صورت می گیرند. در چنین حالتی، هیچ چیز قابل پیش بینی نمی باشد، مگر رفتارهای خودخواهانه و دارای نفع شخصی. احساس عدم امنیت وعدم قطعیت، سبب امتناع و سرباز زدن از اعتماد پیش بینانه می شود (به استثنای اعتماد ابزاری، که برپایه انتظارات ازکارایی صرف می باشد). مردم هرگونه اندیشه روشن راجع به تعهدات الزام آور را از دست داده، و هیچ مراقبت و کنترلی برای اجرای این تعهدات وجود ندارد. و هیچکس هم اعتقادی به این ندارد که واگذارکردن چیزها به دیگران، اعتماد متقابل را برانگیزاند. نابسامانی، شبکه و زنجیره هنجاری حیات اجتماعی را سست می گرداند. ۲- پایداری نظم اجتماعی، و متضاد آن، تغییر بنیادی است. اگر شبکه گروه ها، انجمن ها، نهادها، سازمانها و نظام ها بادوام، پایدار و مستمر باشند می توانند مرجع محکمی را برای زندگی اجتماعی، احساس امنیت، حمایت و آسایش فراهم کند. احتمال پیش بینی رفتارهای روزمره ای را که مردم انجام می دهند، فراهم می کند در نتیجه برآوردن تعهدات و دوسویه بودن اعتماد چندان به عنوان وظیفه تلقی نمی شود. بلکه بیشتر یک پاسخ بدون مسئله و عادی جلوه می کند. تغییر اجتماعی در صورتی با اعتماد سرسازگاری داردکه به صورت تدریجی، منظم و پیش بینی پذیر، با آهنگی کند و در جهت هماهنگ به پیش برود وضعیت کاملاً مغایر با این حالت، در دوره های تغییر اجتماع سریع و بنیادی، اتفاق می افتد. بی ثباتی، بافت وجودی حیات اجتماعی را سست می کند. در وضعیت بی ثباتی مردم ناگهان با یک نظم اجتماعی کاملاً بازسازی شده یعنی وجود گروه ها، انجمن ها، نهادها، سازمان ها ونظام های جدید بازآفرینی شده مواجه می شوند. عادات کهن و الگوهای مرسوم کنش دیگر کفایت نمی کنند. احساس یگانگی، ناامنی، بی قراری و تشویش بالا می گیرد. رفتار روزمره و نیز چشم اندازهای طولانی تر زندگی، پایداری و ریشه خود را از دست می دهند. تحت چنین شرایطی، احتمال عدم تصویب انتظارات ما از کنش های دیگران و از نقض اعتماد پیش بینانه بیشتر می شود. ۳- شفافیت سازمان اجتماعی، و متضاد آن رازداری گسترده سازمان می باشد. دسترسی به اطلاعات راجع به کارکرد، کارآیی، سطوح پیشرفت، و نیز ناکامی ها و آسیب شناسی های گروه ها، انجمن ها، نهادها، سازمان ها و نظام ها نوعی احساس امنیت و پیش بینی پذیری به وجود می آورد. اگر ساختار، علت وجودی، اصول فعالیت، صلاحیت و نتایج این سازمان ها قابل مشاهده باشند- آزادانه گزارش شوند، برای نظارت و بازبینی در دسترس باشند، و درک آنها آسان باشد- آنگاه مردم حاضر خواهند بود به گونه ای معتمدانه با آنها ارتباط برقرار نمایند. از طرف دیگر، اگر اصول فعالیت این سازمان مبهم باشد، درک آنها دشوار باشد، از نظر مخفی بمانند، و با پوششی از رازداری احاطه شوند درآن صورت این تصور پیش می آیدکه یک چیز بدیمن و تهدیدآمیزی وجود دارد که پنهان و مخفی نگه داشته می شود. شایعات، خبرچینی ها و جاسوسی شروع به فعالیت کرده و برشمار آنها افزوده می شود، و مردم نیز نسبت به اعتماد کردن تردید پیدا می کنند. ۴- انس و آشنایی با محیط و یا متضاد آن بیگانه بودن محیطی استکه مردم در آن دست به کنش می زنند. منظور از این محیط «جهان زندگی» است که به صورت طبیعی، فنی و تمدنی مردم را احاطه کرده است. این محیط مولفه های چندی را چون ناظر و وضعیت طبیعی، معماری، مسائل و امور داخلی کشور، طرح ها، رنگ ها، ذائقه ها، بوها، تصاویر و جراین ها را دربر می گیرد. پشتوانه منطقی تاثیر این عامل ساختاری بر اعتماد مشابه آن مورد پیشین یعنی ثبات است این عامل نیز به عادات و رفتار مرسوم مربوط می شود، چز این که مردم خود را در محیط جدید، متحول شده و تغییر یافته ببینند تا محیط های قدیمی و تغییر نیافته، پس این عامل به موقعیت ها اشاره دارد. احساس انس نسبت به محیط داشتن باعث اعتماد می شود. این نوع احساس موجب احساس اطمینان، پیش بینی پذیری و راحتی و آرامش می شود. از طرفی دیگر، هنگامی که محیط به کل متفاوت، بیگانه و ناآشناست، ممکن است بر میزان عدم اطمینان و اضطراب افزوده شود. در چنین حالتی، مردم احساس تهدید کرده و با تردید و بی اعتمادی از خود واکنش نشان می دهند. ۵- پاسخگویی به سایر مردم و نهادها، و متضاد آن خودسری و عدم مسئولیت پذیری می شود. اگر یک مجموعه غنی، قابل دسترس و نهادهایی با کارکرد مناسبی وجود داشته باشد که استانداردها را تعیین کند و بازبینی ها و کنترل های لازم نسبت به رفتار مردم را به عمل بیاورد، درآن صورت خطر سوءاستفاده تخفیف یافته و انتظام رویه ها نیز تضمین خواهد شد. اگر مردم موقعی که حقوق آنها به رسمیت شناخته نشده و یا تعهدات دیگران نسبت به آنها ندیده گرفته شده است، بتواند در مقام حل مشکل به چنین نهادهایی متوسل شوند، درآن صورت به نوعی بیمه و یا به گزینه حامی و پشتیبان دست می یابند و درنتیجه احساس امنیت بیشتری خواهند کرد. از طرف دیگر فقدان و یا عدم کارایی چنین سازمان هایی در قبال پاسخگویی هیچ کس نمی تواند مطمئن باشد که آیا دیگران در صدد ضرر رساندن به منافع آنها هستند و یا خیر، واگر به فرض چنین اتفاقی افتاد آیا هیچ سازمان و مقام برتری هست که برای دادخواهی به آن مراجعه کنند یا خیر. نظریه این که داوران قابل اعتمادی وجود ندارد یا دسترسی به آنها میسر نمی باشد، و یا اینکه به گونه ای بارز مغرض و ناعادلانه می باشند- درآن صورت مردم احساس عجز و ناتوانی می کنند و درنتیجه، تردید وبی اعتمادی به صورت یک پاسخ طبیعی نمود پیدا خواهد کرد. (زتومکا، ۱۳۸۶: ۲۲۳-۲۱۶) کنشگران از دو ویژگی برخوردارندکه احتمالا بیشترین تاثیررا در تولیدعمل اعتماد دارد. ۲.۵.۳.۱نشانگان شخصیتی وخلقیات اجتماعی: دسته نخست،ویژگی های شخصیتی افراد است که ارتباط غیر مستقیمی با متغیرهایی چون آمادگی اعتماد کردن بیشتردر قالب فعال گرایی بجای انفعال گرایی عام،خوش بینی بجای بدبینی،جهت گیری معطوف به آیندهبجای جهت گیری معطوف به حال داشتن ویا سنتی گرا بودن،آرزوهای بلند داشتن بجای ارزوهای در سطوح پایین،جهت گیری معطوف به کسب موفقیت بجای جهت گیری معطوف به دنباله روی،وانگیزه نوآورانه بجای همنوایی و تقلید دارد. نشانگان متضادی که به ظهور فرهنگ بی اعتمادی کمک می کند عبارتند ازویژگی هایی چون انفعال گرایی ،حال گرایی،سطوح پایین آرزوها،جهت گیری تقلیدی و همنوایی ویژگی هایی هستند که با بی اعتمادی وبد گمانی همراه می باشند.از آنجایی که چنین نشانگان شخصیتی سهیم در ظهور فرهنگ اعتماد هستند،آنها نمی توانندمقطعی،پراکنده ویا منحصر به فرد باشند،بلکه باید برای یک جامعه معین(یک اجتماع یا گروه)گسترده،عام و عادی باشند.به محض اینکه این نشانگان پخش شوند،یک فرایند خود تقویتی شروع به کار می کند:نشانگان از طریق تقلیدوهمانندسازی وتایید متقابل افزایش می یابند.این نشانگان شخصیتی پیچیده با پخش شدن در یک جامعه،به پدیده نظم کلان-جامعه ای تبدیل می شوند که می توان ازآنها تحت عنوان خلقیات اجتماعی یاد کرد. به طور مثال انفعال گرایی در جامعه ایران به صورت زیر به کاهش اعتماد می انجامد: شرایط و رویدادهای مختلف تاریخی،اجتماعی و طبیعی موجب شده اند که بسیاری از مردم ایران گرایش بیشتری به پذیرش مقدرات ،تسلیم در برابر حوادث و قبول وضع موجود باشند(تقدیر گرایی)راجرز تقدیر گرایی را به درجه ای از درک فرد نسبت به عدم توانایی اش در مورد کنترل آینده تعریف کرد.تقدیر گرایی به انفعال گرایی می انجامد که پیامد آن پذیرش وضع موجود و کاهش قدرت اراده و به دنبال آن عدم تمایل به تغییر و مشارکت می باشد.(موسوی،۱۳۹۱: ۱۶۰) کاهش مشارکت ،کاهش اعتماد به نفس ،کاهش انگیزه برای تغیییر و کاهش اعتماد متقابل از عوارض انفعال گرایی است.از موارد دیگری که به انفعال گرایی می انجامد می توان از فرهنگ سیاسی تابعیت نام برد.در فر هنگ سیاسی تابعیت ،رفتارهای سیاسی افراد،ترکیبی از فرصت طلبی ،انفعال و کناره گیری ،اعتراض سر پوشیده و ترس است.چنین فرهنگی،توانایی افراد در همکاری و اعتماد به یکدیگر را تضیعیف می کند.در فرهنگ تابعیت،مردم انتظار دارند که حکومت همه کارها را انجام دهد.با این حال نسبت به حکام سیاسی و وعده و وعید آنها احساس بی اعتمادی وجود دارد.در فرهنگ سیاسی تابعیت،فرد می کوشد تا به هر نحوی که شده رضایت حاکم را به دست آورد و به حریم او نزدیک شود.از اینجاست که فضای فرصت طلبی و چاپلوسی گسترش می یابد.در این نوع فرهنگ سیاسی،فرصت طلبی و فرد گرایی منفی و ترس آلود رواج می یابد: درعین حال اعتراض به حکومت نیز گاهی صورت می گیرد.این اعتراض اغلب به دو شکل است:یکی اعتراض از موضع اخلاقی بر ضد فرصت طلبی و قدرت پرستی،که نمونه آن را می توان در اعتراضات پنهانی و خصوصی یافت.این گونه اعتراض معمولا به عزلت گزینی و انفعال کامل سیاسی می انجامد.نوع دوم،اعتراض ناگهانی و عصبی که پس از برهه ای کوتاه ،دوباره جای خود را به اطاعت و تابعیت محض می دهد.(بشریه،۱۳۷۵ :۷۷) ۲.۵.۳.۲سرمایه شخصی وجمعی: دسته دوم،منابع و دارایی هایی است که افراد در اختیار دارند.برخورداری از ثروت ،سطح تحصیلات،شغل مطمئن،کثرت و تعداد نقش های اجتماعی،قدرت، آموزش ،شبکه های اعتماد اجتماعی یا اتصالات ،خانواده خوش بنیه(پایگاه اقتصادی-اجتماعی بالا) باور مذهبی مهم ترین عوامل دسته دوم هستند که در ایجاد فرهنگ اعتماد دو سویه موثر هستند.در ادامه موارد گفته شده در بالا مورد بررسی قرار می گیرد.(زتومکا ، ۱۳۸۶ : ۲۲۷-۲۲۳) شغل مطمئن:موقیعت شغلی باثبات و قابل اطمینان نیزاز اهمیت محوری برخوردار است.چرا که شخص ممکن است در نتیجه دستیابی به یک چنین موقیعت شغلی با ثبات و قابل اطمینانی،جهت گیری مورد اعتماد تری را نسبت به جهان پیشه کند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
[دوشنبه 1401-04-13] [ 11:59:00 ب.ظ ]
|
|
۲-روش ارجاع به مواد قانونی……………………………………………………………………………………………….۸۰ ب:منافع مورد حمایت………………………………………………………………………………………………………….۸۲ ۱-نظام سیاسی…………………………………………………………………………………………………………………….۸۲ ۲- اعتبار کشور …………………………………………………………………………………………………………………..۸۵ ۳ ـ نظام اقتصادی کشور ………………………………………………………………………………………………………۸۷ گفتار دوم : ارزیابی وتحلیل سیاست کیفری ایران و لبنان ………………………………………………………….۸۹ الف) تحلیل سیاست کیفری ایران در قبال اصل صلاحیت واقعی…………………………………………………۸۹ ۱ـ تحلیل موضع ایران براساس موازین حقوق بین المللی …………………………………………………………۸۹ ۲-تحلیل سیاست کیفری ایران براساس موازین شرعی …………………………………………………………….۸۹ ب:تحلیل و ارزیابی حقوق لبنان…………………………………………………………………………………………….۹۳ نتیجه گیری و پیشنهادات………………………………………………………………………………………………………۹۵ الف :نتیجه گیری…………………………………………………………………………………………………………………۹۵ ب: پیشنهادات…………………………………………………………………………………………………………………..۱۰۱ منابع و ماخذ…………………………………………………………………………………………………………………….۱۰۳ چکیده موضوع این تحقیق اصل صلاحیت واقعی در حقوق ایران و لبنان می باشد. به موجب اصل صلاحیت واقعی هرگاه جرمی در خارج از کشور رخ داده باشد باید در خصوص قوانین کیفری حاکم بر جرم به منافع ملی و حاکمیت آن کشور توجه کرد.چنانچه حاکمیت یک کشورومنافع آن به خطر افتاده باشدقوانین آن کشور اجرا خواهد شد تا امنیت باز گردد. این پایان نامه مشتمل بر دو فصل است .فصل نخست به مفاهیم ،پیشینه ،مبانی و خصوصیات اصل صلاحیت واقعی اشاره دارد و در فصل دوم هم به شرایط ،منافع مورد حمایت و ارزیابی سیاست کیفری ایران و لبنان در قبال اصل صلاحیت واقعی پرداخته شده است. در حقوق لبنان جعل برخی اسناد مانند گذرنامه و روادید لبنانی در حقوق جزای لبنان مشمول صلاحیت واقعی است ولی در حقوق ایران ،چنین مقرراتی مشاهده نمی شود و فقط به جعل اسکناس و اسناد تعهد آور بانکی اشاره شده است.که یکی از انتقادات وارده بر سیاست کیفری ایران است. کلید واژه ها :صلاحیت ،صلاحیت واقعی ، منافع مورد حمایت ، جرم مقدمه: حاکمیت ملی همواره مهمترین ارزش برای ملت ها بوده و حکام برای حفظ قدرت و حاکمیت خود و خطراتی که جرایم علیه امنیت می توانند برای حاکمیت و استقلال ایجاد نمایند از قدیم الایام مقررات سختی برای برخورد با این دسته از مجرمین وضع نموده اند. جرایمی که ضرر و نتیجه سوء آن مستقیما متوجه مصالح عالیه مملکتی و نهایتا آرامش و آسایش عمومی من حیث المجموع می باشد.گرچه عواقب این قبیل جرایم خواه ناخواه به طور غیر مستقیم منافع خصوصی و شخصی فرد یا افراد معینی را ممکن است به خطر بیندازد ، ولی در واقع هدف و مجنی علیه مستقیم مرتکبین جرایم علیه امنیت و آسایش عمومی دولت و حاکمیت است.به عبارت دیگر در جرایمی مانند قتل و سرقت و اتلاف مال غیر وصدمه علیه تمامیت جسمانی و یا اموال افراد معینی مستقیما در معرض ضرر و زیان قرار می گیرد و اضرار جامعه و مصالح عمومی در درجه دوم اهمیت قرار داشته و جنبه فرعی دارد. بعلاوه،توسعه ارتباطات و نیز توسعه و پیشرفت وسایل حمل و نقل ،این امکان را که هر روزه جرائم زیادی در خارج از قلمرو حاکمیت دولتها توسط اتباع آنها ،یا علیه آنها ،یا علیه منافع عالیه آنها ارتکاب یابد ،فراهم آورده است.امروزه بر خلاف گذشته میلیونها انسان هر روز به منظور رفع نیازهای علمی،اقتصادی فرهنگی و … از مرزهای کشور خود گذشته و به کشورهای دیگر مسافرت می کنند.بدیهی است در این صورت فرض ارتکاب جرم توسط این افراد یا علیه این افراد که تبعه کشوری بوده و در کشور دیگری بسر می برند ،فرضی بسیار بدیهی است. ولی در جرایم علیه امنیت عمومی حفظ استقلال و تامین مصالح عمومی در درجه اول اهمیت قرار دارد. به دلایل فوق و اهمیت و خطر فراوان جرایم علیه امنیت دولتها گاهی از اصول پذیرفته شده حقوق جزا عدول می کنند .طبق اصل سرزمینی بودن قوانین کیفری که در ماده ۳ قانون مجازات اسلامی هم به آن اشاره گردیده است .قوانین جزایی نسبت به کلیه ساکنین کشور اعم از اتباع داخلی یا خارجی قابل اجراست ولی در خارج از سرحدات کشور نفوذ و تاثیری ندارد. طبق اصل سرزمینی بودن قوانین کیفری قاضی دادگاه صلاحیت رسیدگی به کلیه جرایمی را دارد که در خاک ایران به ارتکاب رسیده است. آری مقررات حقوق جزا به دلیل ارتباط مستقیمی که با مفهوم حاکمیت ملی دارند تنها در محدوده مرزهای یک کشور و نسبت به اعمالی که در این محدوده ارتکاب می یابند اعمال می شوند. اما این اصل همیشه نیز یک اصل پذیرفته شده ای نیست که دولتها همیشه و بدون هیچ چون و چرایی خود را مکلف به تبعیت از آن نمایند.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
این اصل در جرایم علیه مصالح عمومی کشور استثناء خورده است.دولتها نسبت به مجرمینی که با برهم زدن امنیت ملی و یا اقداماتی که تمامیت ارضی و استقلال کشورشان را به مخاطره بیندازند به شدت مبارزه کرده و با شناختن صلاحیت کیفری به نام « اصل صلاحیت واقعی قوانین کیفری » برای خود با آنها برخورد می کنند.هرچند که از اصل صلاحیت سرزمینی قوانین کیفری فاصله بگیرند.در این تحقیق بررسی و تفحص در مورد موضوع اصل صلاحیت واقعی در ایران و لبنان است. مبنای ایجاد اصل صلاحیت واقعی ماهیت جرم ارتکابی است . به این صورت که در مواردی ممکن است جرم ارتکابی در خارج از قلمرو حاکمیت یک کشور ،علیه منافع حیاتی و اساسی آن کشور باشد که در این صورت کشورها ،دادگاههای داخلی خود را صالح به رسیدگی می دانند با این اوصاف در این تحقیق در بخش های گوناگون به بحث از اصل صلاحیت واقعی در حقوق کیفری در ایران و لبنان پرداخته خواهد شد. الف)اهمیت تحقیق: رفع تعارض بین دو محکمه وقتی هر دو محکمه در داخل خاک مملکت باشند،چندان مشکل نیست، چه صرفنظر از آنکه قواعد مربوط به صلاحیت در قانون آیین دادرسی قید گردیده و با مراجعه به آن می توان رفع اختلاف نمود،اصولا در این قبیل موارد دادگاههای بالاتر و دست آخر دیوان عالی کشور دخالت نموده و با رای خود دادگاه صالح را تعیین می نماید . ولی وقتی قسمتی از جرم در داخل یک مملکت و قسمت دیگر آن در خارج از مملکت اتفاق افتاده باشدو بعبارت دیگر دادگاههای کشورهای مختلف خود را صالح برای رسیدگی بدانند رفع اختلاف بمراتب مشکل تر است و لذا این موضوع اهمیت پیدا می کند چه دادگاهی صلاحیت رسیدگی به جرم را دارد. از آنجا که هر کشوری درصدد حفظ ثبات و اعمال قدرت و حاکمیت خویش است، گاه مصلحت حفظ نظام در آن کشور اقتضا میکند که با هرگونه عملی که ثبات و بقای آن کشور را به خطر میاندازد،به مقابله برخیزد . چنانچه عمل مزبور در بیرون از مرزهای آن کشور واقع شود، تکلیف چیست؟ اگر محاکم داخلی بخواهند به این جرم رسیدگی نمایند با اصل صلاحیت سرزمینی در تنافی خواهد بود. بنابراین در جهت مصلحت حفظ نظام، اصل صلاحیت واقعی تاسیس شد که تخصیص و استثنائی بر اصل سرزمینی بودن قوانین کیفری محسوب می گردد. همه ی دولتها برای حفظ حاکمیت ملی و اقتدار خود و برای جلوگیری کردن از تهدیداتی که ارزش های مملکت را به خطر بیندازند قوانین سخت و سنگینی وضع می کنند که گاهی در تعارض آشکار با اصول اولیه حقوق جزا می باشد. اصل صلاحیت واقعی در حقوق جزا یکی از قواعدی است که مورد پذیرش نظامهای حقوقی دنیا است. طبق این اصل کشور ها حق تعقیب و محاکمه اتباع خارجی که در خارج از نظام حقوقی کشور جرایمی را علیه امنیت کشور انجام می دهند پیدا می کنند هرچند که چنین شخصی تبعه کشور شان نباشد . هرچند این مساله قدمت چندانی ندارد ولی باید این نکته را اضافه کرد که با وجود بزهکارانی که خارج از مرزهای کشور بر علیه مملکتی مرتکب جرم می شوند و منافع دولت ها را به خطر می اندازند و چنین فردی تابعیت مملکت مورد نظر را ندارد پس چه باید کرد؟آیا دولت میتواند فرد خاطی را مجازات ننماید؟ مسلما خیر! اصل صلاحیت واقعی مباحث مربوط به این موضوع را بررسی می کند. در جرایم علیه امنیت عمومی حفظ استقلال و تامین مصالح عمومی در درجه اول اهمیت قرار دارد. به سبب اهمیت و خطر فراوان جرایم علیه امنیت، دولتها گاهی از اصول پذیرفته شده حقوق جزا عدول میکنند. اصل صلاحیت واقعی در چنین موقعیتی یاریگر دولتهاست. متاسفانه با تمام سعی محقق و جستجوی وی در این زمینه در منابع موجود چندان توفیقی در جمع آوری اطلاعات کامل و جامع در خصوص اصل صلاحیت واقعی بخصوص در حقوق لبنان حاصل نشد ، لذا یکی دیگر از ضرورتهای تحقیق در این زمینه تبیین می شود.باشد که این مقوله ناچیز سر آغازی برای پژوهش های گسترده تر وکامل تر از سوی مجامع علمی کشور باشد. ب) اهداف تحقیق: هدف از ارائه این تحقیق ،بررسی اصل صلاحیت واقعی در حقوق کیفری ایران و لبنان است.که در هر دو کشور با تفاوتهای اندک این اصل پذیرفته شده است. اهداف نظری ۱-تبیین ارکان صلاحیت واقعی در حقوق ایران و لبنان با توجه به تفاوتهای موجود ۲-پیدا کردن نواقص و مشکلاتی که سیاست کیفری ایران درارتباط با اصل صلاحیت واقعی دارد. اهداف کاربردی ۱-بررسی تفاوتهای صلاحیت واقعی در حقوق ایران و لبنان در جهت یافتن قوانین و مقررات بهتر ۲-پیشنهاد به مجلس قانون گذاری برای تصویب قانون مناسب و افزایش معلومات و آشنایی هر چه بیشتر افراد با این مساله ۳-مشخص نمودن خلاهای قانونی موجود در زمینه شناخت بهتر صلاحیت واقعی ونشان دادن راهکارهایی برای پایان بخشیدن به اختلافات موجود در این زمینه ج)روش تحقیق در این نوشتار روش تحقیق روش کتابخانه ای و توصیفی با بهره گرفتن از منابع مختلف حقوقی بوده است مهمترین روش گردآوری اطلاعات در این تحقیق بصورت استفاده از کتابخانه های حقوقی استفاده از مقالات و جزوات درسی اساتید مرتبط با موضوع بوده است .ابزار گرداوری اطلاعات هم فیش برداری و استفاده از شبکه های کامپیوتری بوده است. د)پرسشهای تحقیق ۱)تفاوت ارکان صلاحیت واقعی در حقوق لبنان و ایران چیست؟ ۲) نارسایی های سیاست کیفری ایران درارتباط صلاحیت واقعی کدام است؟ ه)فرضیه های تحقیق ۱)ارکان صلاحیت واقعی در حقوق ایران و لبنان دارای تفا وتهایی است ، جعل برخی اسناد مانند گذرنامه و روادید لبنانی در حقوق جزای لبنان مشمول صلاحیت واقعی است ولی در حقوق ایران ،چنین مقرراتی مشاهده نمی شود و فقط به جعل اسکناس و اسناد تعهد آور بانکی اشاره شده است. ۲)سیاست کیفری ایران برای اعمال اصل صلاحیت واقعی با نواقصی من الجمله عدم اشاره به شماره های مواد قانونی مشمول اصل صلاحیت واقعی و نپذیرفتن امکان محاکمه غیابی، روبرو است. و)پیشینه تحقیق با توجه به تفحص و جستجویی که بنده در این موضوع داشتم پایان نامه و مقاله ای در قالب این موضوع (بررسی تطبیقی صلاحیت واقعی )پیدا نکردم. ولی در رابطه با موضوع اصل صلاحیت واقعی مقالات و پایان نامه هایی وجود داشت .مثل رساله دکتری آقای حسن پوربافرانی که موضوع آن” جرائم ارتکابی در خارج از قلمرو حاکمیت”بود که در آن به مسائل مربوط به اصل صلاحیت واقعی اشاره شده است.در مقالات دیگری هم به طور جزیی به اصل صلاحیت واقعی اشاره شده است.که مطالب همگی ناقص و محدود بودند. ز)سازماند هی تحقیق این پایان نامه با راهنمایی های استاد گرامی در دو فصل به بحث و بررسی در رابطه با موضوع پرداخته شده است.فصل اول به مفهوم شناسی و سابقه تاریخی اصل صلاحیت واقعی در حقوق ایران و لبنان پرداخته شده است در مبحث دوم از فصل اول به مبانی و خصوصیات اصل صلاحیت واقعی اشاره شده است در فصل دوم هم شرایط،منافع مورد حمایت وارزیابی سیاست کیفری ایران و لبنان در قبال اصل صلاحیت واقعی در ایران و لبنان مورد توجه قرار گرفته است و در آخر هم نتیجه گیری و پیشنهادات ارائه شده است. فصل نخست:مفهوم شناسی و سابقه تاریخی مبحث نخست: مفهوم شناسی و سابقه تاریخی در این مبحث دو گفتار مورد بررسی قرار خواهد گرفت .در گفتار اول به مفهوم شناسی صلاحیت و صلاحیت واقعی اشاره می شود و در گفتار دوم به پیشینه صلاحیت واقعی در حقوق ایران و لبنان پرداخته خواهد شد . گفتار نخست:مفهوم شناسی ۱-طرح موضوع صلاحیت یکی از مختصات مهم دولت،یا به عبارت دیگر بارزترین نمودار حاکمیت کشور صلاحیت آن است.صلاحیت عبارت است از اعمال اقتدار و تاثیر بر اشخاص و اموال واوضاع و احوال مربوط.اعمال اقتدار یعنی کشور مستقل با صلاحیت می تواند از راه اقدام اجرایی یا اقدام قضایی به اهداف ممکن خود برسد.در هر مورد مقامات شناخته شده کشور ،بر اساس نظام حقوقی در چار چوب قانون اساسی معین انتخاب یا منصوب می شوند،وظایفی را به عهده دارند،که باید آن را به انجام رسانند که طبعا بر موجودات اطرافشان به طرق مختلف اثر می گذارند.[۱] همه کشورها سعی دارند با هوشیاری از استقلال خود محافظت نمایند،از مداخله قدرت خارجی جلوگیری کنند،قدرت و توان خود را در برابر دیگران بزرگ جلوه دهند در مساله صلاحیت ماهیت حاکمیت دولت در درون مرز بر اشخاص و اموال مشاهده می شود عبارتی که در حقوق بین الملل در این خصوص بکار برده میشود،حاکمیت سرزمینی است . اگر دولت به معنی عام،قانونی وضع کند در صورتی که مطابق با شرایط قانون اساسی آن کشور باشد،به طور کلی در آن کشور و تنها در آن کشور لازم الاجرا خواهد بود. قانونی از مرجع صلاحیتدار کشور گذشته که افراد مشمول نظام وظیفه با پرداخت بیست میلیون ریال معاف می گردند،چنین قانونی فقط در داخل کشور مورد اطاعت قرار می گیرند.اما این قانون اثری در پاکستان و ترکیه ندارد.در جمهوری اسلامی دادگاهها آرایی صادر می کنند که به مورد اجرا در می آینددستگاه اداری از اقتداروصلاحیت اجرایی جهت اجرای ضوابط و قواعد قانونی برخوردار است.[۲] اگرچه صلاحیت دولت مبتنی بر سرزمین است ولی می تواند بر مبنای دیگری مثل تابعیت هم استوار باشد . مثلا کسی که در لبنان مرتکب قتل شده،پس خود را به سوریه می رساند ،مرجع قضایی لبنان نمی تواند با اعزام مامور به سوریه او را مستقیما دستگیر و برای محاکمه به لبنان آورد ،بلکه باید ازمقامات سوری بخواهند که او را دستگیرو به لبنان اعزام دارند ،از طرف دیگر اگر قاتل در لبنان بماند حتی اگر معلوم شود که تابعیت مثلا عراق را دارد می توان او را دستگیر و محاکمه نمود.یک تبعه انگلیس متهم به قتل در خارج از این کشور را می توان در انگلیس محاکمه نمود،البته اگر در انگلیس یافت شود.[۳] صلاحیت ارتباط نزدیک با سرزمین دارد ولی منحصرا به آن پیوند ندارد. کشورهای بسیاری از صلاحیت محاکمه جرایمی که در خارج سرزمین شان اتفاق افتاده برخوردارند،در مقابل پاره ای اشخاص یا اموال با وجود وقوعشان در یک سرزمین،از صلاحیت سرزمینی مصون هستند. صلاحیت ابعاد گوناگونی دارد و تا اندازهای پیچیده و پر ابهام است. حقوق بین الملل سعی میکند در مواردی که صلاحیت دولت بر یک عامل خارجی برخورد میکند تعیین نماید که آیا آن کشور خاص صلاحیت حل و فصل یک اختلاف را دارد یا خیر و در صورتی که چنین صلاحیتی بر خوردار است قوانین هر کشوری باید اعمال گردد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بنابراین، بنظر می رسد که روش مرزی از راه دور ورودی تصادفی ابزار بسیار سودمندی برای رتبه بندی واحدهایی فراهم کرده است که مطابق با تحلیل پوشش داده ها کارآمد تلقی می گردند. این در مواردی بسیار مهم تلقی می گردد که رتبه بندی براساس کارآیی (عملکرد)/عدم کارآیی (عملکرد) نسبی مهم تلقی شود (برای تصمیمات سرمایه گذاری وغیره). بایستی به این نکته توجه شود که اگرچه روش مرزی از راه دور ورودی تصادفی ممکن است شاخص های « super-efficiency» را در برخی از موارد ایجاد کند، ولی در سایر موارد به سهولت مشکل بیرونی تحلیل پوشش داده ها را منعکس می کند.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
نتایج بحث شده قویا توصیه می کنند که روش های پارامتری و غیرپارامتری می توانند به صورت موازی استفاده شوند، ولی روش مرزی از راه دور ورودی تصادفی ممکن است روش موثقی در ایجاد تمایز بین واحدهای کارآمد تحلیل پوشش داده ها نباشد. یکی از اهداف اصلی این استراتژی مدلسازی کارآمد تسهیل گروه بندی نیروهای پلیس است. زمانی که این کار انجام شد، پایه امتیازات براساس کارآیی (عملکرد) آنها از روش تحلیل پوشش داده ها و مدل تصادفی بدست می آید و نیروهای منصوب شده به این گروه ها می توانند به هدف کارآیی ( عملکرد) کلی خود دست یابند. رتبه بندی کارآیی (عملکرد) نیروهای پلیس انگلیس و ولز: هدف از گزارش پانل بهره وری خدمات عمومی تعیین این مورد می باشد که کدام نیروها کارآمد بوده و بایستی سرمایه اضافی به آنها تعلق گیرد، و کدام بایستی با توجه به افزایش کارآیی (عملکرد) مورد نظارت قرار گیرند. اگر همه نیروها بعنوان هدفی در نظر گرفته شوند که بایستی در یک باند یا گروه بهبود یابند، همانطور که در این گزارش پیشنهاد شده است، تعیین اینکه آیا تفاوت آماری بین این گروه ها وجود دارد بسیار مهم است. به عبارت دیگر، آیا نیروهای پلیس می توانند در باندهای کارآمد مجزا به صورت مشروع قرار گیرند. نتیجه گیری: این تحقیق مقدمتا از مدل های کارکردی از راه دور پارامتری و غیرپارامتری برای آنالیز کارآیی (عملکرد) نیروی پلیس انگلیس و ولز استفاده کرد و از جمله اولین مطالعاتی بود که تابع از راه دور تصادفی با بهره گرفتن از فرم کارکردی انعطاف پذیری مانند Translog را تخمین زد. نتایج بدست آمده از چهار مدل تخمین زده شده یک رابطه قوی مثبت را نشان می دهند، و این همبستگی قوی در مدل های تحلیل پوشش داده ها و مرزی از راه دور ورودی تصادفی کاملا مشهود بود. نسبت بالای از نیروهای پلیس کارآمد که تحت تکنیک Free Disposal Hull بررسی شدند، بیان کردند که این تکنیک دارای کاربرد عملی محدودی در امورپلیسی می باشد، خصوصا زمانی که روی تعیین صحیح و درست باندهایی با کارآیی (عملکرد) بالا تأکید می گردد. در مقابل، مدل مرزی از راه دور ورودی تصادفی ابزارهای ساده ای را برای ایجاد تمایز بین واحدهای مؤثر تحلیل پوشش داده ها ایجاد می کند. در این تحقیق، از روش بسیار ساده ای برای ترکیب این دو سری از نتایج براساس میانگین امتیازات تحلیل پوششی داده ها و مرزی از راه دور ورودی تصادفی استفاده شده است و دریافتیم که ترتیب مجزای نسبتا روانی از نیروهای پلیس را ارائه داده است و هیچ یک از نیروها به صورت مشترک کارآمد محسوب نشدند، موردی که در تحلیل پوشش داده ها دیده شده بود. نهایتا، با توجه به جنبه های عملی افزایش کارآیی(عملکرد)، گزارش پانل بهره وری خدمات عمومی تأکید بسیاری روی شناسایی باندهای نسبتا کارآمد کرده است تا بدین وسیله نیروهای اختصاصی با اهداف بهبود کارآیی (عملکرد) واقعی خود نسبت به باندهای کارآیی (عملکرد) تعیین شده مختص خود تطابق یابند. نتایج این تحقیق ثابت می کند که این امر عملی بوده و امتیازات تحلیل پوشش داده ها/ مرزی از راه دور ورودی تصادفی چهار نیروی پلیس مجزا را نسبت به باندهای کارآیی (عملکرد) با سطوح کارآیی (عملکرد) دارای میانگین های متفاوت فراهم می سازد که از لحاظ آماری معنی دار می باشند. در خاتمه، نتایج ما از کاربرد مشترک تکنیک های کارآیی (عملکرد) نسبی پارامتری و غیرپارامتری قویا حمایت کرده و بیان می کند که بایستی در حالت پایدار و همسانی مدلسازی شوند. ۵-۳-۴-۱۱-۲- ارزیابی عملکرد واحدهای پلیس در برخی دیگراز کشورها: ۱-۵-۳-۴-۱۱-۲- به عنوان یکی از اولین پژوهش های انجام شد ، تاناسولیس[۲۰۵] در سال ۱۹۹۵ مدل CCR خروجی محور تحلیل پوششی داده ها را در انگلستان و ولز جهت ارزیابی ۴۱ واحد از نیروهای پلیس بکارگرفت. این پژوهش با انتخاب (تعداد افسران پلیس هر واحد، میزان جرایم خشن، ورود غیر مجاز و تعداد سایر جرایم) به عنوان چهار ورودی و (میزان کشفیات جرایم خشن، ورود غیرمجاز و سایر جرایم) به عنوان سه خروجی مدل به نشان دادن کاربرد روش مذکور در ارزیابی عملکرد نیروهای پلیس پرداخته است. با وجود آنکه پژوهشگر تاکید می نماید که هدف او از این پژوهش بیشتر توسعه کاربرد روش تحلیل پوششی داده ها در حوزه های جدید بوده است اما با این وجود نتایج تحقیق وی به کمیسیون بازرسی در انتخاب نیروهای شایسته کمک نمود (ملکی پویا، ۱۳۹۲: ۱۲۳). در سال ۱۹۹۷ کارینگتون، پوتوچرى و یاساوارنگ[۲۰۶]، در پی اجرای طرح دولت ایالتی نیوساوث ولز کشور استرالیا، جهت افزایش کارآیى و اثربخشی ارائه دهندگان خدمات دولتی، به تشریح نتایج استفاده از تکنیک تحلیل پوششی داده ها در تعیین کارآیى خدمات پلیسی در این ایالت پرداختند. در این تحقیق مواردی همانند تعداد افسران پلیس، کارکنان مردمی و تعداد خودرو به عنوان ورودی (داده) و تعداد دفعات مقابله (برخورد) با جرم، دستگیری، احضار متهم، رسیدگی به تصادفات و مسافت گشت زنی پلیس به عنوان خروجی (ستاده) در نظر گرفته شده است. نتایج این پژوهش حاکی از امکان کاهش ۵/۱۳ درصدی گشت های انتظامی با مدیریت بهتر و همچنین کاهش ۶ درصدی آن ها در صورت سازماندهی مجدد و دستیابی به مقیاس مناسب بود نتایج همچنین حکایت از عدم تاثیر معنادار تفاوت محیط های عملیاتی همانند عوامل مکانی و اقتصادی – اجتماعی بر کارآیى گشت های پلیس داشته است. ۲-۵-۳-۴-۱۱-۲- نیهان و مارتین[۲۰۷] (۱۹۹۹) به بررسی مقایسه ای کارآیى پلیس در۲۰ شهر مختلف آمریکا درحالات بازده ثابت و متغیر نسبت به مقیاس با فرض کنترل یا عدم کنترل بر ر وی دو معیار محیطی »متوسط داده« و »جمعیت« پرداختند. آمار و اطلاعات مورد استفاده آنان در این بررسی از گزارش[۲۰۸] ICMA استخراج گردید در این پژوهش آنان همچنین به مقایسه بین روش DEAو دو روش تحلیل رگرسیون و تحلیل نسبتی[۲۰۹] اقدام کردند. در نهایت گزارش آنان گویای این مطلب بود که روش تحلیل پوششی داده ها نه تنها پنج شهر دارای کارآیى پائین را مشخص نمود، بلکه نشان داد که خدمات پلیس در سایر شهرها را می توان به عنوان مبنایی برای کاهش هزینه های بالقوه به کار برد. در این گزارش همچنین مزایای کاربرد این روش در وسعت بخشیدن به دیدگاه تصمیم گیرندگان در خصوص ارائه خدمات دولتی و ارزیابی کار این گونه واحدها مورد تاکید قرار گرفته است. (ملکی پویا، ۱۳۹۲: ۱۲۴). ۳-۵-۳-۴-۱۱-۲- دریک و سیمپر[۲۱۰]، در سال ۲۰۰۰ به بررسی کارآیى نسبی واحدهای پلیس انگلیس و ولز پرداختند. ورودی های (داده های) به کار رفته در این پژوهش شامل: هزینه های نیروی انسانی در استخدام پلیس هزینه فضای در اختیار هزینه های حمل و نقل سرمایه ها و سایر هزینه ها (شامل هزینه های مرتبط با فنآوری اطلاعات، ارتباطات و همچنین مبلمان و تجهیزات اداری) بوده است. خروجی ها (ستاده های) بکار رفته نیز عبارت بودند از: نرخ کشف جرم برخورد با جرایم رانندگی تعداد کل تست الکل انجام شده بر روی رانندگان توسط پلیس تعداد واحدهای مورد مطالعه در این تحقیق ۴۳ واحد عملیاتی پلیس انگلیس و ولز بوده است. داده های بین سال های ۱۹۹۲ -۱۹۹۷ در این پژوهش مورد استفاده قرار گرفته اند. پژوهشگران فوق بار دیگر در سال ۲۰۰۱ به بازبینی و تکمیل کار قبلی خود پرداختند و این بار با بهره گرفتن از روش های ترکیبی DEAو با لحاظ نمودن روش شناسی های منفعلانه/پاسخ گویانه و فعالانه/ پیشگیرانه استخراج شده از پیشنه پژوهش های جرم شناسی به ارزیابی کارآیى واحدهای پلیس بریتانیا ۱۹۹۸ پرداختند. داده های مورد استفاده آنان مربوط به دو بازه زمانی ۱۹۹۷- ۱۹۹۶ و ۱۹۹۷- ۱۹۹۸ بوده است. در این پژوهش کارآیى کلی، کارآیى فنی و بازده نسبت به مقیاس این واحدها مورد ارزیابی قرار گرفته است. نتیجه جالب این تحقیق ارتباط معنادار و منفی بین کارآیى فنی واحدهای پلیس با اندازه آن ها بود که به معنای کارآیى فنی بیشتر واحدهای کوچک تر است همچنین بر اساس نتایج پیشنهاد شده است که جهت افزایش کارآیى واحدهای پلیس بریتانیا منابع بیشتری به موضوع کشف جرایم خشن اختصاص یابد. همچنین نتیجه پژوهش گویای عدم تناسب بین شاخص های عملکردی تعیین شده توسط کمیسیون بازرسی انگلستان و کارآیى واحدها بوده و نیاز به بازبینی و اصلاح در این شاخص ها را مورد تاکید قرار می دهد (دریک و سیمپر[۲۱۱]، ۲۰۰۱ ). ۴-۵-۳-۴-۱۱-۲- سان[۲۱۲] در سال ۲۰۰۲ و در شهر تایپه تایوان با بهره گرفتن از روش تحلیل پوششی داده ها به اندازه گیری کارآیى نسبی حوزه های پلیس پرداخت. وی با به کارگیری اطلاعات آماری مربوط به سال های ۱۹۹۴- ۱۹۹۶ کاربرد این روش را در تعیین کارآیى حوزه ها به خوبی نشان داد. وی نیز همانند تاناسولیس، تعداد افسران پلیس، تجاوز به حریم خصوصى، جرایم خشن و سایر جرایم را به عنوان ورودی و تعداد کشفیات تجاوز به حریم افراد، جرایم خشن و سایر جرایم را به عنوان خروجی مدل در نظر گرفت از نتایج حاصل می توان به تعیین کمبودهای هر یک از داده ها و ستاده های مورد بررسی و همچنین میزان کارآیى کلی، فنی و بازده نسبت به مقیاس هر یک از ۱۶ واحد مورد مطالعه اشاره نمود. مشابه با نتایج پژوهش کارینگتون و همکارن (۱۹۹۷) پژوهش وی نیز تاثیر معنادار محیط های عملیاتی مختلف بر کارآیى حوزه های پلیس را رد نمود (سان، ۲۰۰۲). برای نخستین بار در پژوهشی در سال ۲۰۰۲ دریک و سیمپر[۲۱۳] به ارزیابی کارآیى واحدهای پلیس بریتانیا با دو روش متفاوت پارامتریک و ناپارامتریک پرداختند. ورودی های و خروجی های واحدها نیز مشابه پژوهش آن ها در سال ۲۰۰۰ در نظر گرفته شده است. در نتایج این پژوهش نیز به اهمیت تعیین بازده نسبت به مقیاس و تعیین اندازه مناسب برای واحدهای پلیس در جهت دستیابی به کارآیى بیشتر تاکید شده است. هر دو روش مورد استفاده نیز میانگین ناکارآیى واحدها را بین ۶۹/۱۵% تا ۸۸/۱۷% برای سال های ۱۹۹۲-۱۹۹۳ و ۱۹۹۳ – ۱۹۹۴ تعیین نموده اند بنابراین با بهینه سازی تخصیص منابع و سازماندهی مجدد سازمان پلیس (مربوط به بازده نسبت به مقیاس) امکان جهش بالقوه ای در میزان کارآیى واحدهای پلیس پیش بینی شده است. در این پژوهش بر استفاده همزمان روش های دیگر ارزیابی کارآیى برای غلبه بر ضعف روش DEA (حساسیت زیاد به صحت اطلاعات به کارگیری شده در مدل) و تائید نتایج حاصله به وسیله سایر روش ها تاکید شده است. ۵-۵-۳-۴-۱۱-۲- در سال ۲۰۰۲ پژوهشی بر روی واحدهای کشف جرم پلیس اسپانیا انجام شد. داده های مورد استفاده جهت ارزیابی کارآیى واحدهای دارای ورودی اشتراکی DEA مربوط به سال[۲۱۴] ۱۹۹۵ بوده و مدل بهینه شده در آن مورد استفاده قرار گرفته است. در این مدل که ابتدا توسط بیسلی توسعه داده شده است و سپس به وسیله مارمولینرو[۲۱۵] (۱۹۹۶) وتسای و مارمولینرو[۲۱۶] (۱۹۹۸) مورد بازبینی و اصلاح قرار گرفته است، تلاش شده است تا یکی از اشکالات مدل های سنتی DEA را در زمینه در نظر نگرفتن منابع اشتراکی بین واحدهای مورد ارزیابی رفع گردد. در این مدل از سه ورودی تعداد کل کارکنان، تعداد خودرو و عکس اندازه جمعیت استفاده شده است. که بنا به نظر دیزتیسیو و مانسبون[۲۱۷] (۲۰۰۲) البته بکارگیری متغیر ورودی آخر چندان مناسب به نظر نمی رسد. (ملکی پویا، ۱۳۹۲: ۱۲۶). ۶-۵-۳-۴-۱۱-۲- دریک و سیمپر[۲۱۸] در سال ۲۰۰۳ بار دیگر به ارزیابی کارآیى نسبی واحدهای پلیس انگلستان و ولز پرداختند، این پژوهش با رویکرد مقایسه ای نتایج چهار روش[۲۱۹]SIDF ،[۲۲۰]FDH ،[۲۲۱]Super-Efficiency، DEA در ارزیابی کارآیى صورت گرفت بازه زمانی داده های بکاررفته در انجام این پژوهش، سال های ۱۹۹۶ – ۱۹۹۵ را شامل شده است در این پژوهش مجموع هزینه های نیروی انسانی، هزینه های سرمایه ای و هزینه های حمل و نقل به عنوان ورودی و همچنین میزان کشف جرایم، میزان کشف جرایم خشن و میزان کشف تجاوز به حریم خصوصى (شامل تجاوز به قصد سرقت و غیر آن) به عنوان خروجی های مدل در نظر گرفته شده اند. این تحقیق همبستگی زیاد بین نتایج ارزیابی کارآیى بدست آمده از دو روش DEAوSIDF را نشان می دهد. ۷-۵-۳-۴-۱۱-۲- ناکانیشی و فالکوچیو (۲۰۰۴) پس از یک بررسی جامع با رویکرد کاربردی در مبانی نظری روش تحلیل پوششی داده ها و مقایسه مدل های چهارگانه پایه این روش به طرح اصولی برای چگونگی انتخاب ورودی و خروجی های مورد استفاده در مدل پرداختند. سپس مثالی از بکارگیری روش را در ارزیابی کارآیى مراکز مدیریت ترافیک یا مراکز عملیات ترافیکی در مراحل انتخاب ورودی و خروجی و نوع مدل مورد استفاده ارائه نمودند. با وجود اینکه این پژوهش تنها تا مرحله انتخاب مدل پیش رفته است و مطالعه تجربی و محاسبات مربوط به مدل و ارزیابی عملی کارآیى را انجام نداده است با این همه ارزشمندی آن به دلیل فرموله نمودن چگونگی انتخاب ورودی و خروجی ها و نوع مدل تحلیل پوششی داده ها غیرقابل انکار است. ورودی های پیشنهادی برای مدل در این تحقیق شامل کاهش در موانع ترافیکی (همانند ساعت -نفر تاخیر) کاهش میانگین حوادث، کاهش تعداد تلفات بودند. همچنین خروجی های پیشنهادی عبارتند از: تعداد پرسنل صفی و ستادی مراکز، ابزارهای تشخیصی، زیرساخت های ارتباطی و سایر ابزارهای موجود (همانند تعداد رایانه). طی پژوهشی در سال ۲۰۰۵، دریک و سیمپر، به بررسی کارآیى تعداد ۳۸ واحد از پلیس انگلیس پرداختند به علاوه آنان اقدام به مقایسه یک نوع خاص از روش پارامتریک مرزی تصادفی با نامSODF [۲۲۲] با DEA کردند کوئلی و پورلمن[۲۲۳]، (۱۹۹۹) ؛ کورنس[۲۲۴]، (۱۹۹۲) بر برتری نسبی روش تحلیل پوششی داده ها صحه گذاشته شده است. همچنین نتایج مدل بازده نسبت به مقیاس گویای ارتباط قوی غیر خطی بین میزان جرایم و کشف جرم بوده است و نتیجه گیری شده است که همین ارتباط نیز بین میزان کل جرایم و منابعی که برای کشف جرم مورد نیاز است نیز وجود دارد. بنابراین کاهش بودجه و یا نیروی انسانی پلیس موجب افزایش سطح جرایم در آینده خواهد شد (ملکی پویا، ۱۳۹۲: ۱۲۸). ۸-۵-۳-۴-۱۱-۲- دریک و سیمپر[۲۲۵] باز هم در سال ۲۰۰۵ به بررسی رویکرد جدید دولت انگلستان و ولز در زمینه نگاه اقتصادی به عملکرد پلیس پرداختند. در این مطالعه ی انتقادی آن ها تلاش نمودند تا رویکرد ردیاب عملکرد [۲۲۶] را که از سال ۲۰۰۲ توسط دولت برای ارزیابی واحدهای پلیس انگلستان و ولز بکار گرفته شده است را مورد کنکاش دقیق تر قرار دهند. در این رویکرد کاملا خروجی گرا، پنج شاخص عملکردی دارای بیشترین ارزش[۲۲۷] مورد توجه قرار گرفته اند که شامل: کاهش جرم، کشف جرم، روند امنیت عمومی، شهروند محوری، منابع مورد استفاده مى باشند. پس از انجام بررسی های مقایسه ای مدعی شدند که روش تحلیل پوششی داده ها نسبت به روش مزبور دارای نقاط قوت متعددی است و نتایج قابل اعتمادتری را ارائه می دهد . آنان توصیه نمودند که در روش ارزیابی تجدید نظر صورت پذیرد و به جای روش پیمایش محور[۲۲۸] ردیاب عملکرد به روش ناپارامتریک تحلیل پوششی داده ها به عنوان جایگزینی قابل اعتماد استفاده شود. ۹-۵-۳-۴-۱۱-۲- در پژوهش دیگری در اسپانیا این بار اثربخشی ۵۲ واحد پلیس به وسیله گارسیا سانچز[۲۲۹] (۲۰۰۷ ) در سه بخش مجزا به وسیله روش DEAمورد ارزیابی قرار گرفت. این سه بخش شامل اثربخشی پلیس، اثربخشی کشف جرم و اثربخشی اقدامات اصلاحی است. ورودی ها شامل میزان جرایم خشن و جرایم خرد و خروجی ها شامل تعداد افراد دستگیر شده در ارتباط با جرایم خشن و افراد دستگیر شده در جرایم خرد بوده است. گورمن و روجریو[۲۳۰] در سال ۲۰۰۸ با بهره گرفتن از یک روش سه مرحله ای تحلیل پوششی داده ها به ارزیابی کارآیى واحدهای پلیس ایالات متحده آمریکا پرداختند. تعداد افسران کادر، تعداد سایر کارکنان و تعداد خودرو به عنوان ورودی مدل و نسبت جمعیت به عکس تعداد قتل، نسبت جمعیت به عکس تعداد سایر جرایم خشن و نسبت جمعیت به عکس تعداد جرایم خرد به عنوان خروجی مدل به کار گرفته شد. نتایج این پژوهش نشان دهنده ناکارآ بودن حدود ۳۰ درصد از واحدهای مورد مطالعه بوده است. در این پژوهش انتخاب و به کارگیری متغیر تعداد قتل به عنوان بخشی از ستاده واحدهای پلیس جای سئوال دارد. زیرا به طور کلی نقش پلیس در موضوع قتل به طور عمده در مراحل پی جوئی و کشف پررنگ و مؤثر است و نه در مرحله پیشگیری از آن و تعداد قتل نمی تواند متغیری مهم در تعیین کارآیى به حساب آید (ملکی پویا، ۱۳۹۲: ۱۲۹). ۱۰-۵-۳-۴-۱۱-۲- در پژوهشی که توسط وو، چن و یه [۲۳۱] در سال ۲۰۱۰ در تایوان برای اندازه گیری کارآیى نیروهای پلیس صورت گرفت روش تحلیل پوششی داده ها به کار گرفته شد. در این تحقیق داده های سال ۲۰۰۶ مربوط به ۲۲ واحد از پلیس تایوان مورد بررسی قرارگرفت. آن ها همچنین مانند دریک و سیمپر ( ۲۰۰۱ ) کارکردهای پلیس را به دو دسته منفعلانه/ پاسخ گویانه و فعالانه/ پیشگیرانه تقسیم کردند. و در قالب۳ ورودی ۱- هزینه های نیروی انسانی، ۲- هزینه های عملیات عمومی و ۳- هزینه خرید ملزومات و۶ خروجی ۱- تعداد کشفیات ورود غیرمجاز، ۲- تعداد کشفیات جرایم خشن، ۳- تعداد کشفیات سایر جرایم، ۴- تعداد تصادفات جرحی و فوتی (مقادیر تغییر یافته به صورت عکس یا هر چه کمتر بهتر)، ۵- سایر خدمات (به طور مثال تعداد تماس های اورژانسی پاسخ داده شده)، ۶- میزان رضایت شهروندان در مدل مورد استفاده قرار دادند. فصل سوم روش اجرای تحقیق مقدمه: در این فصل ابتدا به روشی که پژوهش بر اساس آن انجام گرفته پرداخته شده و پس از آن جامعه آماری تحقیق معرفی گردیده است . در ادامه شیوه جمع آوری اطلاعات و ابزار آن تشریح شده و نحوه سنجش روایی و پایایی تحقیق بیان شده است . و سپس روش های مورد استفاده توضیح داده شده اند . ۱-۳- روش شناسی تحقیق: در اواخر قرن بیستم، مناقشه برای اثبات برتری یکی از روش های کمی یا کیفی بین محققان علوم اجتماعی و رفتاری شدت گرفت. روش های کمی با تأکید بر پارادیم اثبات گرایی[۲۳۲] (پوزیتیویسم) بر اصول زیر تأکید دارند: یک واقعیت عینی واحد وجود دارد که روابط علت- معلولی آن قابل تشخیص است؛ نتایج به دست آمده را به سهولت می توان تعمیم داد؛ محقق کاملاً از موضوع تحقیق مستقل است و تمرکز تحقیق بر آزمون تجربی فرضیه ها و نظریه هاست. در مقابل، روش های کیفی با تأکید بر پارادایم ساختارگرایی[۲۳۳] (تفسیر گرایی)، مفروضه های زیر را مورد توجه قرار می دهند: واقعیت های چندگانه ای وجود دارد که شناخت روابط علت و معلولی آنها به راحتی امکان پذیر نیست؛ محقق و موضوع تحقیق از یکدیگر جدایی ناپذیرند، تعمیم نتایج نه تنها امکان پذیر نیست، بلکه مطلوبیتی نیز ندارد؛ و بیش از آزمون نظریه بر ایجاد و بسط نظری تأکید می شود (رود و جانسون[۲۳۴]، ۲۰۱۰). افزایش این مناقشات و سردرگمی های ناشی از آن، باعث شد برخی محققان و صاحب نظران درصدد ایجاد همگرایی و ترکیب دو روش کیفی و کمی برآیند تحقیق ترکیبی، آمیخته ای از روش های کیفی و کمی است که توسط محقق یا تیم تحقیق با هدف شناخت دقیق و کامل یک پدیده مورد استفاده قرار می گیرد و تلاش می کند دیدگاه ها، رویکردها و موضع گیری های چندگانه را مدنظر قرار دهد. به بیان دیگر، روش شناسی ترکیبی عبارتست از استفاده همزمان یا متوالی از هر دو روش کمی و کیفی در یک مطالعه واحد (جمع آوری و تحلیل داده های هر دو نوع داده کمی و کیفی) بدون توجه به مواضع فلسفی آن ها (جانسون و همکاران[۲۳۵]، ۲۰۰۷). بنابراین روش تحقیق ترکیبی، روشی است که رهیافت کمی و کیفی را در قالب روش شناسی یک مطالعه واحد یا یک مطالعه چند مرحله ای با هم ترکیب می کند (تشکری وتدلی۱۹۹۸، جانسون ودیگران، ۲۰۰۷).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
اخبار منتشرشده در روزنامهها و جراید اظهارنظر مقامات بورس در مورد وضعیت آتی بازار برنامههای اعلام شده از سوی مدیران و مسئولین شرکتها توصیه دوستان و آشنایان اخبار منتشرشده از مجامع شرکتها اخبار غیررسمی از جلسات و برنامه شرکتها شایعات و اخبار منتشرشده در سایتهای اینترنتی نظرکارگزاران و شرکتهای مشاوره سرمایهگذاری میزان استفاده از خدمات مشاورهای در امر خرید و فروش سهام
ادامه جدول ۳-۱- شاخصها و ابعاد موثر بر تصمیمگیری سهامداران در خرید سهام عادی (منبع: خادمیگراشی و قاضیزاده، ۱۳۸۶)
عامل
شاخص
عوامل مالی در سطح شرکت
استفاده از نسبتهای مالی شرکت نظیر قیمت درآمد (P/E)، نسبت بدهی و غیره استفاده و شناخت نسبت به وضعیت ترازنامهای شرکتها اطمینان به داده های منتشر شده مالی شرکتها پیگیری گزارشهای فصلی و داده های منتشر شده از سوی شرکتها وجود ارتباط بین اقلام ترازنامه و بازدهی شرکتها اطلاع از ریسک و بازار سهام موردنظر بررسی جریان قیمت قبلی سهم در زمان تصمیمگیری توجه به معاملات سهم پیگیری جریان فعالیت سرمایهگذاری نهادی و عمده بررسی قدرت نقدشوندگی سهم اعتقاد به پیروی جریان آتی و بازدهی از عملکرد گذشته
۳-۳-۲- جمع آوری دادههای تحقیق در این گام از تحقیق با توجه به شاخصهای نهایی، پرسشنامههای تحقیق تدوین و بین جامعه آماری که کلیه سهامداران بورس اوراق بهادار تهران که در دوره یک ماهه پژوهش به سالن بورس مراجعه مینمایند میباشند، توزیع خواهد شد. ۳-۳-۳- تحلیل دادههای تحقیق در این مرحله از پژوهش، با بهره گرفتن از دادههای گردآوری شده و تکنیکهای تشریح شده در بخش تجزیه و تحلیل داده، به تحلیل سوالات و فرضیههای تحقیق خواهیم پرداخت. فرایند تحقیق حاضر در شکل (۳-۱) نمایش داده شده است. شکل۳-۱: فرایند تحقیق ۳-۴- جامعه آماری جامعه آماری به کل گروه افراد، وقایع یا چیزهایی اشاره دارد که محقق میخواهد به تحقیق درباره آنها بپردازد (سکاران، ۱۳۸۰، ص ۲۹۴). جامعه آماری شامل عناصر، اجزاء، افراد و یا واحدهایی است که حداقل در یک صفت مشترک باشند. در تعریف جامعه باید به جامع و مانع بودن آن توجه نمود. جامع یعنی در بر گیرنده تمام اجزاء مورد نظر باشد و مانع یعنی واحدهایی را که شامل نمیشود در بر نگیرد. جامعه آماری این مطالعه را کلیه سهامداران بورس اوراق بهادار تهران که در دوره یک ماهه پژوهش به سالن بورس مراجعه مینمایند تشکیل میدهند. ۳-۵- نمونه آماری برای رتبه بندی شاخصها (زیرمعیارها)، جامعه آماری پژوهش را کلیه سهامداران بورس اوراق بهادار تهران که در دوره یک ماهه پژوهش به سالن بورس مراجعه مینمایند تشکیل میدهند که به علت نامحدود بودن تعداد این افراد، جهت تعیین حجم نمونه از فرمول زیر استفاده خواهد شد:

در فرمول فوق جهت تعیین انحراف معیار جامعه از یک نمونهگیری مقدماتی استفاده خواهد گردید. بدین منظور پرسشنامه تحقیق به صورت تصادفی بین حداقل ۳۰ نفر از سهامداران بورس اوراق بهادار تهران توزیع خواهد گردید تا تعداد دقیق حجم نمونه مورد نیاز بدست آید. اما برای رتبهبندی ابعاد با بهره گرفتن از مقایسات زوجی در تکنیک AHP نیازمند خبرگان بورس اوراق بهادار هستیم که بدین منظور از نظرات چند تن از مدیران شرکتهای کارگزاری بورس استفاده خواهد شد. بر مبنای روش تحلیل سلسله مراتبی، تعداد خبرگان در این روش حتی میتواند ۵ نفر خبره در نظر گرفته شود (اصغرپور، ۱۳۸۳). در این پژوهش، مهمترین ابزار تحلیل داده ها، نرم افزار SPSS خواهد بود که برای انجام آزمونهای فرض استفاده میگردد و در راستای تعیین حجم نمونه و سایر برآوردهای همبستگی نیز کاربرد زیادی خواهد داشت و نرم افزار Expert Choice نیز برای تکنیک AHP استفاده خواهد شد. ۳-۶- روش گردآوری داده ها در این تحقیق بخش عمده داده ها از طریق پرسشنامه به دست آمده است که مبنای اصلی پژوهش خواهد بود. ۳-۷- روایی پرسشنامه مهمترین سؤالی که باید در مورد هر نوع روش سنجش پرسیده شود، این است که آن روش تا چه حد رواست؟ وقتی این پرسش را مطرح میسازیم، در حقیقت در پی آن هستیم که ابزار سنجش، آنچه را که مورد نظر است میسنجد یا نه؟ و اگر جواب مثبت است، تا چه اندازه از دقت و درستی آن میسنجد؟ آیا همه آنچه که مورد نظر است و یا عوامل دیگری را میسنجد؟ (سرمد و همکاران، ۱۳۷۸).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۱۶-۱۱. الگویاعتبارسنجیروشیبرایارزیابیعملکردارگانهایدولتی ۴۵
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۲-۱۶-۱۲. الگوبرداریازلایحهGPRAجهتبهرهبرداریدرنظامارزیابیعملکرد ۴۶ ۲-۱۶-۱۳. تحلیلسلسلهمراتبیدادهAHP 47 ۲-۱۶-۱۴. نظامتعالیدمینگ ۴۸ ۲-۱۶-۱۵. جایزهکیفیتاروپاییEFQM 49 ۲-۱۶-۱۶. جایزهملیکیفیتبالدریج ۵۰ ۲-۱۷. ارزیابیعملکردمرکزآمارایران ۵۱ ۲-۱۸. خدماتمرکزآمارایران ۵۲ ۲-۱۸-۱. اصولاساسیآمارهایرسمی ۵۲ ۲-۱۸-۲. حسابهایملیومنطقهایواقماری ۵۵ ۲-۱۸-۲-۱. حسابهایملی ۵۶ ۲-۱۸-۲-۲. حسابهایمنطقهای ۵۶ ۲-۱۸-۳. شاخصهایقیمتونرختورم ۵۷ ۲-۱۸-۴. تهیهوانتشارسالنامهآماری ۵۸ ۲-۱۸-۵. تدویناستانداردهایطرحهایآماری ۵۸ ۲-۱۸-۶. طبقهبندیآماریاستاندارهایملی ۵۹ ۲-۱۸-۷. تهیهتعاریفوتعیینمفاهیمومعیارهاوطبقهبندیهایآماری ۶۰ ۲-۱۸-۸. پیادهسازیوبازنگریطبقهبندیهایبینالمللیآماری ۶۰ ۲-۱۸-۹. نقشههایموضوعیواطلسهایآماری ۶۱ ۲-۱۸-۱۰. نظارتبربهنگامسازینقشههایآماریوتهیهفهرستفایلجغرافیایی ۶۳ ۲-۱۸-۱۱. انجامسرشماریهایعمومیوآمارگیریهاینمونهایدرزمینههایاجتماعی،اقتصادیو … ۶۳ ۲-۱۸-۱۲. تهیهوبهنگامسازیچارچوبهایآماری ۶۴ ۲-۱۸-۱۳. تولیدآمارهایمربوطبهشاخصهایماده ۶۸ قانونبرنامهپنجمتوسعه (انتشارشاخصهایآماررسمی) ۶۴ ۲-۱۸-۱۴. نظارتبراجرایطرحهاونظامآماریسایردستگاههاوشرکتهایخصوصیوارزیابیآنها ۶۵ ۲-۱۸-۱۵. توسعهونظارتبرساماندهیآمارثبتی ۶۶ ۲-۱۸-۱۶. مشاورههایفنیبهواحدهایآماریوزارتخانهها،مؤسساتدولتی،سازمانهاونهادهایملیوبینالمللی ۶۶ ۲-۱۸-۱۷. همکاریومشارکتدرطرحهایپژوهشی ۶۷ ۲-۱۸-۱۹. برگزاریسمینارهایآموزشیوتوجیهیطرحهایآماری ۶۷ ۲-۱۸-۲۰. مشارکتدربرگزاریوشرکتدرسمینارهایعلمیوتخصصیملیوبینالمللی ۶۷ ۲-۱۸-۲۱. اطلاعرسانیآماری ۶۸ ۲-۱۸-۲۲. ارائهخدماتبهمحققانودانشجویانازطریقکتابخانهتخصصیودیجیتال ۶۹ ۲-۱۸-۲۳. ارتقایفرهنگآماری ۷۱ ۲-۱۸-۲۴. تشخیصصلاحیتشرکتهاوکارشناسانمشاورآماری ۷۱ ۲-۱۸-۲۵. استقراروپیادهسازیدرگاهملیآمار ۷۱ ۲-۱۸-۲۶. مستندسازیمدارکواطلاعاتآماری ۷۳ ۲-۱۸-۲۷. تهیهگزارشهایآماریوبررسیراهبردهایاقتصادی ۷۳ ۲-۱۸-۲۸. ایجادنظامرصد،شناخت،پایش،وارزیابینیازذینفعاندرسطحملیوبینالمللی ۷۳ ۲-۱۸-۲۹. محاسبهشاخصهایارزیابیکیفیتآماری ۷۳ ۲-۱۸-۳۰. انجامفعالیتهایبرنامهریزی،پایشواستقرارنظامهایمدیریت،مصرفمنابع ۷۳ ۲-۱۸-۳۱. تأمینزیرساختهایITبهمنظورتهیهوتولیدوانتشارآمارهایرسمیکشوروسامانههایکاربردی ۷۳ ۲-۱۸-۳۲. آموزشنیرویانسانیوتوانمندسازی ۷۳ ۲-۱۸-۳۳. جذبونگهدارینیرویانسانی ۷۳ ۲-۱۹. جایگاهقانونیارزیابیعملکرددرایران ۷۳ ۲-۲۰. تحلیلاهمیت–عملکرد ۷۴ ۲-۲۰-۱. مقدمه ۷۴ ۲-۲۰-۲. تحلیلاهمیت – عملکرد ۷۵ ۲-۲۰-۳. متدولوژیتحلیلاهمیت – عملکرد ۷۶ ۲-۲۰-۴. ویژگیهایIPA 80 ۲-۲۰-۵. مزایایروشIPA 80 فصلسوم:روشتحقیق ۸۱ ۳-۱. مقدمه ۸۲ ۳-۲. مبانینظامسازمانیمرکزآمارایران ۸۲ ۳-۲-۱. ساختارسازمانی ۸۲ ۳-۲-۲. پیشینهتاریخی ۸۳
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳-۸ روش های تجزیه و تحلیل آماری تجزیه و تحلیل حاصل از این پژوهش با بهره گرفتن از نرم افزار آماری SPSS در دو سطح آمار توصیفی[۶۵] و استنباطی[۶۶] انجام شد. در بخش آمار توصیفی مشخصه های آماری مانند فراوانی، درصد، میانگین و انحراف معیار و در بخش آمار استنباطی آزمون tتک متغییره،t زوجی و آزمون تحلیل واریانس چندراهه استفاده شد. ۳-۸-۱ روشهای آماری به کار رفته در تحقیق الف) آزمون t تک متغیره: به منظور مقایسه هر یک از سوالات تحقیق با نمره ملاک از آزمون t تک متغیره استفاده میشود(افشین نیا، ۱۳۷۸). سوالهای ۱ تا ۵تحقیق حاضر از این روش مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. ب) آزمونt زوجی: برای مقایسه وضعیت موجود و وضعیت مطلوب سوالات ۱ تا ۵ از آزمون زوجی استفاده شد.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
ج) تحلیل واریانس چندگانه[۶۷]: از این آزمون برای مقایسه میانگین متغیرهای کمی(میانگین نظرات پاسخگویان به مولفه های ۵گانه) در بین ۲ یا بیشتر از ۲ گروه با عوامل جمعیت شناختی(جنس، سابقه کارو مدرک تحصیلی ) استفاده شده است. د) برای بررسی نرمال بودن توزیع از آزمون کلموگروف اسمیرنف استفاده شده است. فصل چهارم تجزیه و تحلیل و بیان نتایج حاصل از تحقیق مقدمه استفاده از آمار به ایجاد نظم در پدیده های تحت بررسی در تحقیق کمک قابل توجهی مینماید. در این فصل به بررسی طراحی برنامه ریزی استراتژیک در بیمارستان امام رضا(ع) پرداخته شده است. اطلاعات حاصله با بهره گرفتن از آمار توصیفی از روی نمونه ها تنظیم، سپس با بهره گرفتن از آمار استنباطی و با توجه به سؤالات اصلی تحقیق، تحلیل شده است. و شامل سه بخش ۱- تشریح یافته های توصیفی مورد مطالعه۲- داده های توصیفی سوالات پرسشنامه ۳- یافته های استنباطی پژوهش. ۴-۱ تشریح یافته های توصیفی مورد مطالعه با بهره گرفتن از آمار توصیفی ابتدا داده های جمعیت شناختی پرسشنامه و سپس دادههای مربوط به سؤالات پرسشنامه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. ۴-۱-۱ دادههای جمعیت شناختی پرسشنامه در جدول(۴-۱) تا(۴-۳) یافته های جمعیت شناختی تحقیق شامل جنس، سابقه کار و مدرک تحصیلی درگروههای شرکتکنندگان به همراه نمودارهای آماری نشان داده شده است. جدول(۴-۱): توزیع فراوانی گروه نمونه برحسب جنس
شاخصهای آماری جنس
فراوانی
فراوانی درصد
مرد
۱۴۸
۱/۵۲
زن
۱۳۶
۹/۴۷
مجموع
۲۸۴
۱۰۰
بر اساس یافتههای جدول(۴-۱) ۱/۵۲ درصد شرکت کنندگان در پژوهش مرد و ۹/۴۷ درصد آنها زن هستند. شکل(۴-۱): توزیع فراوانی گروه نمونه بر حسب جنس جدول(۴-۲): توزیع فراوانی گروه نمونه بر حسب سابقه کار
شاخصهای فراوانی سابقه کار
فراوانی
فراوانی درصد
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
روش استخراج PERCLOS و CLOSNO مشابه روش استخراج PERCLOSN و CLOSNON است. با توجه به اینکه اگر چشم بسته باشد، مقادیر Leye_closure صفر خواهند شد، درصد بسته بودن چشم (PERCLOS) از رابطه (۱۵) قابل محاسبه است.
برای محاسبه تعداد دفعات پلکزدن از مشتق اول Leye_closure استفاده میشود. مشتق اول Leye_closure با DLeye_closure نمایش داده شده و از رابطه (۱۶) محاسبه میگردد. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
DLeye_closure زمان تغییر حالت چشم از حالت باز به بسته و بالعکس را نشان میدهد. در تغییر حالت چشم از باز به بسته مقدار DLeye_closure برابر ۱- و در تغییر حالت از بسته به باز مقدار DLeye_closure برابر ۱+ خواهد شد. اگر حالت چشم تغییری نکند، مقدار DLeye_closure صفر است. بنابراین با شمارش تعداد مقادیر ۱- یا ۱+ در DLeye_closure، تعداد دفعات پلک زدن مشخص خواهد شد. به این ترتیب مقدار CLOSNO از رابطه (۱۷) محاسبه میشود. در این رابطه، نماد برای محاسبه تعداد عناصر لیست که در شرط مذکور صدق میکنند، استفاده گردیده است.
به طریق دیگری نیز میتوان CLOSNO را محاسبه کرد. در این روش CLOSNO برابر نصف مجموع قدرمطلق مقادیر DLeye_closure خواهد بود (رابطه (۱۸)).
مقدار CLOSNO از هر دو رابطه (۱۷) و (۱۸) یکسان محاسبه خواهد شد. برای تشخیص تغییر فاصله بین دو پلک از بررسی میزان انطباق پروجکشن چشم باز در مرحله کنونی و پروجکشن چشم باز در مرحله یادگیری استفاده شده است. در این روش ضریب همبستگی پروجکشن افقی چشم باز HPO با پروجکشن افقی چشم باز در مرحله یادگیری (HPLO) محاسبه میشود. هرچه میزان انطباق HPO و HPLO کم باشد، به معنی کاهش فاصله بین پلکها است. به این ترتیب از ضریب همبستگی HPO و HPLO به عنوان معیاری برای تشخیص کاهش فاصله بین پلکها استفاده خواهد شد. میزان تغییرات فاصله بین پلکها با ELDC[121] نمایش داده میشود. مقدار ELDC مطابق رابطه (۱۹) از اعمال یک تابع سیگموئید[۱۲۲] بر ضریب همبستگی HPO و HPLO بدست میآید.
در رابطه فوق Sigm تابع سیگموئید، Corr تابع محاسبه ضریب همبستگی و α و β پارامترهای تابع سیگموئید هستند. تابع سیگموئید برای مقدار x همواره بین صفر و یک بوده و از رابطه (۲۰) بدست میآید.
این تابع دو پارامتر به نام α و β دارد که به ترتیب شیب تابع در محل گذار[۱۲۳] از مقدار ۵/۰ و محل گذار را تعیین مینماید. در شکل ۳‑۱۱ و شکل ۳‑۱۲ به ترتیب تاثیر پارامتر α و β بر روی شکل منحنی تابع سیگموئید نشان داده شده است. هر چه مقدار α بیشتر باشد، شکل منحنی تابع سیگموئید به تابع پله نزدیکتر خواهد شد، به طوری که برای مقدار α بینهایت، شکل تابع سیگموئید همان تابع پله میشود. α = ۵ α = ۲ α = ۱ شکل ۳‑۱۱: نمایش تاثیر پارامتر α در تغییر شکل تابع سیگموئید (β=۰) β = -۲ β = ۰ β = +۲ شکل ۳‑۱۲: نمایش تاثیر پارامتر β در تغییر شکل تابع سیگموئید (α=۱) در رابطه (۱۹) برای محاسبه ELDC مقادیر α و β تابع سیگموئید به ترتیب ۵۰ و ۹/۰ انتخاب گردید. انتخاب این مقادیر بر اساس روش آزمون و خطا بوده است، به طوری که منحنی ELDC برای حالت طبیعی چشم باز به مقدار صفر میل کند و برای حالت چشم کاملا بسته به مقدار یک میل نماید؛ همچنین مقدار ELDC برای چشم نیمهباز تقریبا ۵/۰ باشد. به این ترتیب منحنی تغییرات مقدار ELDC برحسب ضریب همبستگی HPO و HPLO مطابق شکل ۳‑۱۳ خواهد شد. هر چه ضریب همبستگی HPO و HPLO به یک نزدیک باشد، تغییرات (کاهش) فاصله بین پلکها نسبت به حالت طبیعی کمتر و در نتیجه مقدار ELDC به صفر نزدیکتر است. با کاهش ضریب همبستگی HPO و HPLO به ۹/۰، مقدار ELDC به ۵/۰ نزدیک خواهد شد. با توجه به نمودار شکل ۳‑۱۳ در صورتیکه ضریب همبستگی HPO و HPLO کمتر از ۸/۰ شود، مقدار ELDC به صفر میل خواهد کرد. در این حالت چشم فرد کاملا بسته میباشد. شکل ۳‑۱۳: منحنی تغییرات فاصله بین پلکها (ELDC) (محور عمودی) نسبت به تغییرات ضریب همبستگی HPO و HPLO (محور افقی) ویژگیهای ناحیه چهره و سر در سیستم پیشنهادی از پردازش ناحیه چهره، ویژگی چرخش سر استخراج شده است. چرخش سر میتواند نشانه عدم تمرکز حواس راننده یا خستگی او باشد. در صورتیکه راننده سرش را به اطراف بچرخاند، تمرکز کافی به سمت جلو نداشته و ممکن است باعث بروز حادثه شود. همچنین چرخش سر ممکن است به دلیل چرت زدن اتفاق بیفتد. در این حالت به دلیل عدم انقباض کافی عضلات گردن، سر به سمت پایین یا طرفین خواهد افتاد. در تمام این موارد سر راننده به سمت جلو نیست و چرخش سر (حول یکی از محورهای مختصات) رخ داده است. برای آشکارسازی تغییر جهت سر، روشی جدید ارائه شده است که به جای استفاده از نقاط ویژگی مانند چشمها، بینی و دهان، از قالب کلی چهره استفاده میکند. در روشهای قبلی برای تخمین جهت سر، ابتدا چند نقطه ویژگی در تصویر چهره آشکارسازی شده و در فریمهای متوالی ردیابی میشدند. با تغییر فاصله نقاط ویژگی، تغییر زاویه خطوط اتصال این نقاط و یا تغییر شکل هندسی نقاط ویژگی، جهت سر تخمین زده میشد. اما در روش پیشنهادی، هدف تخمین جهت سر نیست، بلکه هدف آشکارسازی چرخش سر است. برای این منظور ابتدا یک قالب از چهره رو به جلو[۱۲۴] از راننده تهیه میشود. این قالب از میانگینگیری فریمهای ابتدایی محاسبه میگردد (رابطه (۲۱)). در رابطه (۲۱)، Ft تصویر چهره در فریم t و N تعداد فریمهای استفاده شده برای تهیه قالب چهره راننده است. محاسبه قالب چهره مشابه روشهای تخمین پسزمینه[۱۲۵] است.
هنگامیکه چهره راننده در حالت روبهجلو قرار گرفته باشد، تصویر چهره راننده و قالب چهره با هم منطبق است. اما هنگامیکه سر راننده حول هر یک از محورهای سهگانه مختصات بچرخد، تصویر چهره با تصویر قالب متفاوت میشود. هرچه چرخش بیشتر باشد، این تفاوت بیشتر خواهد بود. بنابراین پس از محاسبه قالب روبهجلو از چهره، با محاسبه میانگین قدرمطلق تفاضل تصویر قالب و تصویر کنونی چهره، میزان انطباق تصویر کنونی چهره و قالب مشخص میشود. برای تعیین میزان انطباق تصویر کنونی چهره و قالب، از روشی مشابه روش پیشنهادی سیگاری و همکارانش [۶۷] برای تفاضل پسزمینه فازی استفاده شده است. محاسبه میزان انطباق تصویر کنونی چهره و قالب، مشابه آشکارسازی اشیا متحرک از یک پسزمینه ثابت است. بنابراین میزان انطباق تصویر کنونی چهره و قالب بر اساس رابطه (۲۲) محاسبه میگردد.
در این رابطه m میزان انطباق را مشخص میکند که عددی در بازه [۰,۱] است. هر چه مقدار m بیشتر باشد، میزان انطباق تصویر کنونی چهره و قالب بیشتر و در نتیجه چرخش سر کمتر است. بنابراین اگر میزان چرخش سر با R نمایش داده شود، مقدار R از رابطه (۲۳) بدست میآید. مقدار R عددی در بازه [۰,۱] است.
در هر فریم میتوان قالب چهره را بهروزرسانی کرد. برای این منظور از روشی مشابه روش بهروزرسانی فازی پسزمینه که توسط سیگاری و همکارانش [۶۷] ارائه شده، استفاده شد. در روش بهروزرسانی فازی پسزمینه، میزان بهروزرسانی پسزمینه با پارامتری به نام αmin و یک تابع نمایی کنترل میشود. هرچه فریم جاری با تصویر پسزمینه تطابق بیشتری داشته باشد، فریم جاری با ضریب بیشتری در بهروزرسانی تصویر پسزمینه موثر است. در سیستم پیشنهادی برای بهروزرسانی قالب چهره، از همین روش استفاده شده، با این فرض که قالب همان پسزمینه است. به این ترتیب بهروزرسانی قالب چهره در هر فریم بر اساس رابطه (۲۴) انجام میگیرد. در این رابطه Tempt و Tempt+1 به ترتیب قالب چهره در فریمهای t و t+1 و Ft تصویر کنونی چهره در فریم t است.
مقدار α در رابطه (۲۴) از رابطه (۲۵) محاسبه میشود. در این رابطه αmin مقدار کمینه α را مشخص میکند و در روش پیشنهادی برابر ۸/۰ در نظر گرفته شده است.
برای تشخیص کاهش هوشیاری راننده از یک لیست حلقوی استفاده شده که مقدار R فریمهای متوالی در آن ذخیره میشود. این لیست با نام LRot نامگذاری شده و تغییرات R در یک مدت معین را جمع آوری میکند. پس از پر شدن لیست، دادههای جدید بر روی دادههای قدیمیتر ذخیره خواهند شد. اندازه این لیست معادل تعداد فریمهای مرحله یادگیری (حدود ۱۵۰۰ تا ۳۰۰۰ فریم) انتخاب شده است. برای تشخیص چرخش سر راننده، ابتدا مقادیر لیست با حدآستانه thRot مقایسه شده و مقادیر کمتر از حدآستانه صفر خواهد شد (رابطه (۲۶)). سپس میانگین مقادیر بزرگتر از thRot به عنوان متوسط چرخش سر (ROT) استخراج میگردد (رابطه (۲۷)). از ROT برای تشخیص کاهش هوشیاری راننده استفاده خواهد شد.
تشخیص کاهش هوشیاری استفاده از قوانین ابتکاری و اعمال چند حد آستانه برای تصمیم گیری در مورد میزان خستگی و عدم تمرکز حواس راننده چندان مناسبی نیست. هرچند در این حالت، تصمیم گیری بسیار ساده خواهد شد، اما احتمال بروز خطا در این گونه سیستمها بیشتر است. در سیستم پیشنهادی برای تشخیص کاهش هوشیاری راننده از یک سیستم خبره فازی[۱۲۶] استفاده شده است. علت انتخاب سیستم خبره فازی به عنوان بخش تشخیص کاهش هوشیاری، استفاده از دانش بشری در قالب سیستم هوشمند و وجود عدم قطعیت در اطلاعات استخراج شده از تصاویر چهره و چشم است. سیستمهای خبره فازی میتوانند دانش بشری را به شکلی مناسب برای تصمیم گیری در مورد اطلاعات غیرقطعی استفاده کنند. سیستم خبره فازی یک سیستم خبره فازی شامل سه بخش اصلی است: فازیساز[۱۲۷] دادههای ورودی، موتور استنتاج فازی[۱۲۸] و غیرفازیساز[۱۲۹] دادههای خروجی. شمای کلی سیستم خبره فازی در شکل ۳‑۱۴ نشان داده شده است. انتخاب روشهای فازیسازی و غیرفازیسازی معمولا با بهره گرفتن از روش آزمون و خطا و بر اساس نوع کاربرد و ماهیت دادههای ورودی و خروجی تعیین میگردد. همانگونه که در شکل مشاهده میشود، موتور استنتاج فازی از یک پایگاه قوانین فازی[۱۳۰] استفاده میکند. این قوانین فازی، تعدادی قانون اگر-آنگاه[۱۳۱] میباشد که توسط فرد خبره تعیین میگردد. در واقع سیستم خبره فازی، هوشمندی خود را بر اساس قوانینی بدست میآورد که فرد خبره آنها را تعیین میکند. در قوانین فازی از متغیرهای زبانی[۱۳۲] استفاده میشود [۶۸]. فازیساز غیرفازیساز موتور استنتاج فازی پایگاه قوانین فازی شکل ۳‑۱۴: مدل کلی سیستم خبره فازی این سیستم چهار ورودی و دو خروجی دارد. ورودیهای سیستم خبره فازی عبارتند از: درصد بسته بودن چشم (PERCLOS) نرخ پلک زدن (CLOSNO) میزان تغییرات فاصله بین پلکها نسبت به حالت طبیعی (ELDC) میانگین چرخش سر (ROT) خروجیهای سیستم عبارتند از:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
میزان سهام در اختیار سهامداران عمده
در زمان پذیرش، آمادگی عرضه سهام توسط سهامداران عمده به نحوی باشد که بیشتر از ۹۰ درصد از سهام شرکت در اختیار کمتر از ۱۰ سهامدار نباشد (با تعهد سهامدار عمده، امکان رفع این بند بعد از درج نام شرکت، وجود دارد)
حداقل دوره های سودآوری
در آخرین سال مالی سودآور بوده و امکان تداوم سودآوری آن در آینده وجود داشته باشد
حداقل دوره ارائه گزارشهای حسابرسی توسط حسابرسان مستقل
یک دروه مالی پیش از پذیرش
حداقل نسبت حقوق صاحبان سهام به کل داراییها
نباید از ۲۰ درصد کمتر باشد یا به تشخیص هیأت پذیرش از حد مطلوب برخوردار باشد
کارگزاران بورس شرکتهایی هستند که افراد برای خرید و فروش سهام باید به آنها مراجعه کنند که به دو دسته دولتی و خصوصی تقسیم میشوند. در واقع کارگزاران، واسطه بین سهامداران و شرکتهای حاضر در بورس میباشند. وظایف کارگزاران عبارت است از:
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
الف- انجام معامله ب- اداره حساب سرمایهگذاری اشخاص ج- مشاوره و راهنمایی و معرفی شرکت برای پذیرش در بورس خریدار و فروشنده که میتوانند افراد حقیقی و حقوقی باشند. یعنی همان صاحبان سرمایه و نقدینگی که میتوانند، مردم عادی یا یک شرکت خاص و یا حتی یک بانک خصوصی یا دولتی باشند. فهرست رسمی بورس شرکتهایی که قابلیت معامله شدن در بورس را دارند، در این فهرست موجود میباشند. صدها شرکت در کشور با موضوعات مختلف فعالیت میکنند، اما در بورس فقط شرکتهایی حضور دارند که صلاحیت آنها تصویب شده و نام آنها در فهرست رسمی بورس درج شده است (یحیی زاده فر و خرمدین، ۱۳۸۷). ۲-۲-۸- روش های ورود به بورس اوراق بهادار سرمایهگذار خود به تحلیل بازار پرداخته و سهام موردنظر خود را انتخاب کند. با بهره گرفتن از مشاور مالی سهام موردنظر خود را انتخاب کند از راهنمایی کارگزار برای انتخاب سهام استفاده کند سهام سبدهای سرمایهگذاری را خریداری کند برگههای صندوق مشاع سرمایهگذاری سهام با اختیار معامله(دیرس[۲۱]، ۲۰۱۲). ۲-۲-۹- روش های تحلیل اوراق بهادار الف- تکنیکال تحلیلگران تکنیکال کسانی هستند که اعتقاد دارند قیمت اوراق بهادار کاملاً توسط نیروهای عرضه و تقاضای اوراق بهادار تعیین میشود، در عین حال که عوامل مؤثر بر عرضه و تقاضا در جای خود میتواند واقعی، قابل مشاهده و یا ذهنی باشد. علاوه بر این تحلیلگران فنی اعتقاد دارند، که با وجود نوسانات هر روزه، قیمت سهام از الگوی مشخصی پیروی میکند و برای دوره های طولانی بدون تغییر باقی میماند. این روش مانند تمام روش های پیشبینی امور، از پیشبینی دقیق تغییرات عاجز است، اما بیان میکند که به بالاترین احتمال، چه رخدادهایی در انتظار قیمت سهم خواهد بود. عوامل مؤثر بر تغییرات قیمت سهام طبق این روش تحلیلی عبارتند از: بودجه شرکت و پیش بینی سود هر سهم، تغییرات قیمت سهام در سالیان گذشته و میزان تولید و فروش یکسان، سیاستهای پولی و مالی کشور، تقسیم سود سهام، طرحهای توسعه و افزایش سرمایه، ترکیب داراییها و سرمایهگذاریها، اعتبار و سابقه شرکت، بدهیهای احتمالی، اطلاعات درونی شرکت و شایعات، نسبت قیمت به درآمد هر سهم، عرضه و تقاضای سهام ، و مدیریت شرکت(اسچوب[۲۲]، ۲۰۰۷). ب- بنیادی تحلیلگران بنیادی متخصصانی هستند، که دیدگاهی بنیادی (مبتنی بر مدیریت و قدرت شرکت و سایر نیروهای غیراقتصادی) را در ارزیابی سهام و تخمین قیمت بنیادی سهام، به کار میگیرند. تجزیه و تحلیل بنیادی، عبارت است از بررسی علمی و عوامل اساسی و بنیادی تعیین کننده ارزش سهام. تحلیلگر بنیادی به بررسی داراییها، بدهیها، فروش، ساختار بدهیهای محصولات، سهم بازار، ارزیابی مدیریت بنگاه و مقایسه آن با رقبا میپردازد و در نهایت ارزش ذاتی سهام را تخمین میزند. ابزار تحلیلگران مالی عبارت است از نسبتهای مالی که از ترازنامه شرکت و حساب سود و زیان طی چند سال به دست میآید(بروکس[۲۳]، ۲۰۱۰). ج- تحلیل تصادفی[۲۴]
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱.۳۱E+02
۱.۳۱E+02
۴.۴۱E+03
۸.۲۶۳۴
۵.۴۹۶۲
۱۵
۱۰
۵.۰۹
۴.۹۶
به منظور شناسایی پارامترهای سازهای و دینامیکی این سازه، بارگذاری هارمونیک جارویی با فرکانس ۲ تا ۱۳ در جهت مولفه انتقالی x، فرکانس ۲ تا ۱۲در جهت مولفه انتقالی y و فرکانس ۲ تا ۱۵ برای به تحریک درآوردن مولفه پیچشی حول محور قائم ( z) به طبقه اول سازه اعمال و به میزان ۱، ۲، ۳ و ۵ درصد نوفه به سیگنالهای ورودی و خروجی اندازه گیری شده در تمامی درجات آزادی اضافه شده است. نتایج شناسایی ماتریسهای مشخصه این سازه در شکل (۴-۱۱) نشان داده شده است.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
حساسیت روش شناسایی به میزان نوفه در شناسایی ماتریسهای مشخصه ۳ طبقه با نامنظمی پیچشی ۵% در طبقه سوم با بهره گرفتن از مقدار دقیق پاسخهای فرکانسی حساسیت روش شناسایی به میزان نوفه در شناسایی فرکانسهای ۳ طبقه با نامنظمی پیچشی ۵% در طبقه سوم با بهره گرفتن از مقدار دقیق پاسخهای فرکانسی درصد خطای شناسایی فرکانسهای مودی سازه ۳ طبقه با نامنظمی پیچشی ۵% در شکل (۴-۱۲) نشان داده شده است. بازه فرکانسی مورد استفاده (۱-۱۲ هرتز) دربرگیرنده تمامی فرکانسهای این سازه بوده و نتایج از دقت بالایی همراه بوده است. خطای شناسایی شکلهای مودی این سازه نیز در شکل (۴-۱۳) نشان داده شده است. همانند سازه سه طبقه منظم، خطا در شناسایی درایههای انتقالی فرعی مودهای انتقالی، موجب افزایش خطای شناسایی شکلهای مودی انتقالی شده است. درصد خطاهای شناسایی و سایر خصوصیات دینامیکی این سازه در حالت استفاده از مقادیر دقیق فرکانسی و نوفه ۵% در جدول (۴-۴) به اختصار گزارش شده است. حساسیت روش شناسایی به میزان نوفه در شناسایی شکلهای مودی ۳ طبقه با نامنظمی پیچشی ۵% در طبقه سوم با بهره گرفتن از مقدار دقیق پاسخهای فرکانسی برای حالت در دسترس نبودن پاسخهای سرعت و جابحایی، فرکانسهای تحریک ورودی به ترتیب ۱-۱۸، ۱-۱۵ و ۱-۲۰ در امتداد درجات آزادی منطبق بر مرکز جرم طبقه اول نظر گرفته شده است. نتایج شناسایی ماتریسهای مشخصه در شکل (۴-۱۴) نشان داده شده است نتایج شناسایی ماتریسهای مشخصه در حالت استفاده از شبه پاسخهای فرکانسی از دقت مناسبی برخوردار بوده است. خطا در تخمین شبه پاسخهای فرکانسی در میراییهای بالا را میتوان دلیل افزایش خطای این پارامترها را نسبت به حالت پاسخهای دقیق دانست. حساسیت روش شناسایی به میزان نوفه در شناسایی ماتریسهای مشخصه ۳ طبقه با نامنظمی پیچشی ۵% در طبقه سوم با بهره گرفتن از شبه پاسخهای فرکانسی سرعت و جابجایی درصد خطای شناسایی درایههای قطری ماتریسهای مشخصه و درایههای شکلهای مودی همراه پارامترهای دینامیکی سازه ۳ طبقه با نامنظمی پیچشی ۵% در حالت نوفه ۵% و استفاده از مقادیر دقیق پاسخهای فرکانسی
Mode No
۱
۲
۳
۴
۵
۶
۷
۸
۹
Error(%)
Mass(%)
-۰.۰۱
۰.۰۴
۰.۰۵
۰.۰۳
۰.۰۲
۰.۱۳
-۰.۰۳
۰.۰۶
۰.۰۹
۰.۰۵
Damping(%)
-۰.۰۶
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در این اصطلاحات، «ضمان» به معنی التزام یا تعهد به کار رفته است. در نتیجه ضمان قهری به معنی تعهد قهری است و ضمان درک به معنی تعهد تدارک است و ضامن به معنی متعهد است. تعهد ضامن در حقوق مدنی دو قسم است:
-
- تعهد به جبران خسارت یا رد عین (موضوع مواد ۳۱۶، ۴۹۳، ۵۵۶، ۵۸۲ ق.م).
۲.تعهد صرف، نه تعهد به جبران خسارت (موضوع ماده ۶۸۴ ق.م). بر همین اساس، ضمان نیز در دو معنی به کار میرود که در هر دو معنی تعهد نهفته است، یکی تعهد جبران خسارت و یا رد عین، مثل ضمان مذکور در ماده ۳۱۸ ق.م و دیگری صرفاً تعهد است نه تعهد جبران خسارت، مثل ضمان مذکور در ماده ۶۹۱ ق.م[۱۴]. ضمان در فقه به معنی مسئولیت در امور کیفری و مدنی به کار میرود. مسئولیت در امور مدنی شامل مسئولیتهای قهری و قراردادی است، ولی این اصطلاح در قانون مدنی، فقط در معنی مسئولیت مدنی به کار رفته است[۱۵]. فقها ضمان قراردادی را به دو معنی عام و خاص بکار میبرند. ضمان به معنی عام عبارت است از تعهد به پرداخت مال یا احضار نفس[۱۶] و ضمان به معنی خاص عبارت است از تعهد به پرداخت دینی که در ذمه مضمون عنه است از ناحیه شخص بریالذمه[۱۷]. قسم نخست ضمان به معنی عام (تعهد به پرداخت مال)، شامل ضمان به معنی خاص و حواله (تعهد به پرداخت دینی که در ذمه محیل است از ناحیه شخص مشمول الذمه یعنی محال علیه) و قسم دومش شامل کفالت (تعهد به احضار نفس) میشود. اما هرگاه این کلمه به طور مطلق استعمال شود، مراد عقد ضمان به معنی خاص است و استعمال آن در معانی حواله و کفالت با قرینه صورت میگیرد. ضمان در این معنی (عقد ضمان)، مصدر است و به معنی دربرداشتن است؛ زیرا در عقد ضمان، آنچه در ذمه مدیون است، در ذمه دیگری قرار میگیرد و ذمه ضامن آنچه را که در ذمه مضمونعنه بوده در بر خواهد گرفت؛ به عبارت دیگر از نظر فقهای شیعه که قائل به نقل ذمه هستند، لغت ضمان از لغت (ضمن) گرفته شده که به معنی گنجایش چیزی اعم از مادی یا معنوی در ظرفی اعم از مادی یا معنوی است؛ همانگونه که آب موجود در کوزه را میگویند آب در ضمن کوزه است، در اصطلاح حقوقی به موجب عقد ضمان، تعهد مضمون عنه در ذمه ضامن جای میگیرد[۱۸]. ماده ۶۸۴ قانون مدنی که اشاره میدارد: «عقد ضمان عبارت است از اینکه شخصی مالی را که در ذمه دیگری است به عهده بگیرد»، ناظر به همین معنی است. بند دوم – مبنای مسئولیت در اسلام در حقوق اسلام که قانون مدنی ما مبتنی بر آن است، این قاعده کلی و عقلی پذیرفته شده که هیچ ضرر ناروایی نباید به کسی وارد شود و در صورت ورود، باید جبران گردد و هرگونه اقدامی که موجب اضرار به دیگری باشد، پذیرفته نیست (لا ضرر و لا ضرار فیالاسلام)؛ بنابراین مبنای مسئولیت در اسلام جبران ضرر نارواست و ملاک تشخیص ناروا بودن و غیر عادلانه بودن زیان وارده، نظر عرف است. همینکه از نظر عرف بتوان ورود زیان و ضرر ناروایی را به شخصی نسبت داد، او باید خسارت زیان دیده را جبران کند[۱۹]. هرچند لزوم غیر عادلانه و ناروا بودن ضرر ایجاب میکند که در غالب موارد فاعل زیان مقصر باشد، ولی در متنهای فقهی مشاهده شده است در مواردی که فاعل زیان مقصر هم نیست، مسئول زیان وارده است؛ چنانکه شهید ثانی در شرح لمعه آورده است:
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
«یضمن معلم الساحه للمتعلم الصغیر غیر البالغ لوجنی علیه بها فی ماله لا نه شبیه عمد، سواء فرط ام لا علی ما یقتضیه اطلاق العباره و یؤیده ماروی من ضمان الصانع و ان اجتهد …[۲۰]». مضمون عبارت این است که اگر کسی فرزند خود را برای تعلیم شنا به دیگری بسپرد و فرزند صغیرش غرق شود، معلم شنا مسئول است؛ زیرا فرزند صغیر به او سپرده شده است تا از او نگاهداریکند و غرق فرزند شبیه عمد است؛ خواه تعدی و تفریط کرده، خواه نکردهباشد، ضامن است؛ همچنین روایاتی که در مورد ضمان صنعتگر آمده است، این معنی را تأیید میکند. نباید چنین تصور کرد که مبنای مسئولیت در اسلام تقصیر فاعل زیان است؛ بلکه بررسی قواعد مسئولیت در حقوق اسلام، بیانگر این معنی است که فقها در بیان مسایل مربوط به ضمان از یک اصل پیروی نکردند؛ زیرا دربارهی مسئولیت متصرف مال غیر گاهی اوقات به دلیل تجاوز عمومی غاصب به مال دیگری، ضمان به عهده او مستقر میشود و گاهی اوقات بدون اینکه متصرف مال غیر مرتکب هیچگونه تعدی و تفریطی گردد، در مقابل متصرف آن مسئول است؛ مثل مسئولیت مستعیر در عاریه طلا و نقره که حتی بدون تعدی و تفریط هم ضامن است و رابطه سببیت بین کار او و تلف مال تحت تصرفش، نقشی در پیدایش ضمان ندارد. وجود قواعد متعدد مسئولیت در حقوق اسلام بیانگر این معنی است که فقها به اجرای عدالت و رعایت عدل و انصاف اهتمام بیشتری داشتهاند، تا ارائه قاعده و راهحل به خصوصی به عنوان مبنای پیدایش مسئولیت؛ ولی لزوم جبران ضرر ناروا و غیر عادلانه همواره با روح قواعد فقهی سازگار بوده است. بند سوم – اقسام مسئولیت در فقه و قانون مدنی مسئولیت مدنی در فقه و قانون مدنی، به اعتبار منبع آن، به مسئولیت قراردادی و قهری تقسیم میشود که فقها و نویسندگان قانون مدنی از آن به ضمان ناشی از عقود و ضمان قهری تعبیر میکنند. ضمان قهری به مسئولیتهایی اطلاق میشود که بدون رضایت متعهد و به حکم قانون بر او تحمیل میشود؛ مانند ضمان ناشی از غصب، اتلاف و تسبیب ویژگی اصلی این نوع ضمان عدم دخالت قصد ضامن است نسبت به امری که متلزم به انجام آن است و قانون در ضامن شناختن او به نتیجه اجتماعی کار او توجه دارد نه قصد ایجاد دین[۲۱]. از این نوع مسئولیت به شبه جرم نیز تعبیر میشود. ضمان عهدی، همان ضمان ناشی از عقود و قراردادها است.این ضمان یا در نتیجه تحقق نیافتن خواست طرفین عقد و براساس قصد معاوضی آنان ایجاد می شود؛ مانند ضمان تلف مبیع قبل از قبض (موضوع ماده ۳۸۷ ق.م) و ضمان ناشی از مستحق للغیر درآمدن مبیع که به ضمان درک مشهور است (موضوع ماده ۳۹۰ ق.م). در اینجا ضمان همان تعهد و مسئولیتی است که یکی از طرفین عقد به دلیل تلف یا مستحق للغیر درآمدن معوض، در بازگرداندن عوض مورد معامله دارد؛ برای مثال در تلف مبیع قبل از قبض فروشنده مبیع ملزم است در صورت تلف، ثمن را به مشتری بازگرداند و یا اینکه ضمان عهدی در نتیجه تخلف از اجرای تعهدات قراردادی، برای شخص متعهد، ایجاد میشود و به موجب آن باید خسارت ناشی از پیمانشکنی را پرداخت نماید (ماده ۲۲۱ ق.م). مثل اینکه متصدی حمل و نقلی به موجب قراردادی که با شرکت پرورش دام و طیور منعقد مینماید، متعهد میشود در تاریخ معینی مقداری علوفه و دانه را به مقصد شرکت حمل نماید، ولی از انجام به موقع تعهد سر باز میزند و در نتیجه این تخلف، تعداد قابل توجهی دام و طیور شرکت طرف قرارداد او تلف میشود. در اینجا متصدی حمل و نقل در مقابل زیان وارده به شرکت، ضامن عهدی محسوب میشود. با توجه به مطالبی که در بالا برشمردیم، معلوم میشود که در ضمان قراردادی باید لزوماً قراردادی بین طرفین وجود داشتهباشد، تا تخلف از مفاد آن قرارداد و به عبارت دیگر تخلف از تعهد ناشی از قرارداد ایجاد ضمان نماید. هدف قانونگذار از ایجاد این نوع از ضمان، تضمین نیروی الزامآور قراردادها است؛ به همین دلیل قرارداد را میتوان منبع تعهد پنداشت و مسئولیت قراردادی مسئولیت کسی است که به موجب عقدی، تعهدی را پذیرفته است و به دلیل عدم انجام تعهد یا تأخیر در انجام تعهد و یا در حین انجام تعهد و یا به سبب انجام تعهد، خسارتی به متعهدله وارد نماید[۲۲]، ولی ضمان قهری، تضمینی برای تکالیف و نظم عمومی است که همه افراد جامعه در برابر هم دارند و توافق اراده اشخاص در پیدایش آن دخالتی ندارد و منبع پیدایش آن قانون است[۲۳]. قانون مدنی هم خسارات ناشی از عدم انجام تعهدات قراردادی را از ضمان قهری جدا ساخته و در فصل دوم، مبحث آثار قراردادها، مواد ۲۲۶ تا ۲۳۰ را به این موضوع اختصاص داده است. بند چهارم – شرایط ایجاد مسئولیت قراردادی مسئولیت قراردادی موقعی به وجود میآید که تخلف از تعهد ناشی از قرارداد، صورت گیرد و به موجب این تخلف ضرری متوجه متعهدله گردد؛ بنابراین برای تحقق مسئولیت قراردادی وجود شرایط زیر ضروری است:
-
- وجود ضرر؛
-
- وجود قراردادی نافذ بین زیاندیده و عامل ورود زیان؛
-
- رابطه سببیت بین زیان وارده و تخلف از تعهد؛
-
- تصریح به جبران خسارت در عقد یا اینکه تعهد عرفاً به منزله تصریح یا برحسب قانون موجب ضمان باشد.
۱-وجود ضرر: مسئولیت قراردادی در صورتی به وجود میآید که در اثر تخلف از تعهد که عبارت است از عدم اجرای تعهد، سوء اجرای تعهد یا تأخیر در اجرای تعهد[۲۴] ضرری متوجه متعهدله گردد. ضرر وارده باید دارای شرایطی باشد تا مسئولیت قراردادی تحقق پیدا کند؛ از جمله ضرر باید مسلم و قطعی باشد نه احتمالی. مدعی خسارت باید ثابت کند که ضرر به او وارد شده است؛ بنابراین صرف احتمال ورود ضرر، برای محکومیت متعهد برای جبران خسارت کافی نیست. ضرر باید مستقیم باشد. ضرر باید جبران نشده باشد؛ بنابراین اگر به وسیلهای از زیاندیده جبران خسارت گردد، حق مطالبه خسارت از فاعل زیان ساقط میشود[۲۵]. ۲-وجود قرارداد بین زیاندیده و فاعل فعل زیانبار: همانگونه که قبلاً بیان کردیم منبع پیدایش مسئولیت قراردادی، عقد است؛ بنابراین لازمه تحقق چنین مسئولیتی وجود قرارداد بین طرفین است؛ زیرا مسئولیت فرع وجود قرارداد است و اگر قبل از پیدایش عقد، مسئولیتی به مناسبت عقد آینده به وجود آید، فاقد وصف قراردادی است و جاییکه تردید وجود داشته باشد قراردادی نافذ بین طرفین حکمفرماست، نمیتوان با استناد به مسئولیت قراردادی از فاعل زیان مطالبه خسارت نمود؛ بلکه این مسئولیت در زمره ضمان قهری است که علی القاعده مدعی خسارت باید تقصیر فاعل زیان را ثابت کند؛ بنابراین در جاییکه شخصی طرف قراردادی را کمک یا تحریک به تخلف از تعهد نماید، به عنوان مسئول قراردادی طرف دعوی زیاندیده قرار نمیگیرد؛ زیرا او طرف قرارداد نبودهاست، ولی اگر در قراردادی شرطی به سود شخص ثالثی درج شده باشد و متعهد از انجام آن سر باز زند، شخص ثالث میتواند به استناد مسئولیت قراردادی علیه او اقامه دعوی نماید؛ زیرا حق شخص ثالث، ناشی از قرارداد است؛ بنابراین اگر شخصی به واسطه تصادف در حال اغما به سر برد و نزدیکان او برای انجام عمل جراحی با پزشک معالج او قراردادی منعقد نمایند، مسئولیت پزشک در مقابل بیمار، مسئولیت قراردادی است نه قهری؛ زیرا حق بیمار در اینجا ناشی از قرارداد مداواست که به سود او تنظیم شدهاست[۲۶]. ۳-رابطه سببیت بین خسارت و تخلف از تعهد: صرف وجود قرارداد بین زیاندیده و فاعل فعل زیانبار نمیتواند موجب پیدایش مسئولیت قراردادی باشد؛ زیرا ممکن است قراردادی بین آنها وجود داشتهباشد و ضرری هم از ناحیه فاعل فعل زیانبار به طرف قرارداد وارد شده باشد، ولی ضرر، ناشی از تخلف از تعهد قراردادی نباشد. در این صورت نمیتوان این خسارت را به استناد تخلف از تعهد مربوط به قرارداد موجود، مطالبه نمود و بر مبنای آن علیه فاعل فعل زیانبار اقامه دعوی نمود؛ بلکه باید ضرر وارده در نتیجه عدم اجرای تعهد ناشی از قرارداد موجود بین طرفین ناشی شده باشد. ۴-تصریح به جبران خسارت در عقد: ماده ۲۲۱ قانون مدنی میگوید: «اگر کسی تعهد اقدام به امری را بکند یا تعهد نماید که از انجام امری خودداری کند در صورت تخلف، مسئول خسارت طرف مقابل است مشروط بر اینکه جبران خسارت تصریح شده و یا تعهد عرفاً بهمنزله تصریح باشد و یا برحسب قانون موجب ضمان باشد». با توجه به قسمت اخیر این ماده ضرورتی ندارد که تعهد صریحاً در قرارداد گنجانده شود و متعلق قصد طرفین قرارگیرد؛ بلکه اگر عرفاً تعهد لازمه عقد باشد یا قانون آن را جز مفاد تعهد ناشی از عقد بداند، به منزله تعهد ناشی از عقد است و تخلف از آن پیدایش ضمان قراردادی را موجب میشود. بند پنجم- مسقطاط ضمان در فقه و قانون مدنی اسبابی برای معافیت از ضمان پیشبینی شده است که آن را به اختصار مورد بحث قرار میدهیم. ۱-قاعده احسان: بهموجب این قاعده اگر شخصی به قصد احسان به دیگری، کاری در جهت جلب منفعت یا دفع ضرر از وی انجام دهد و عمل او از روی احسان باشد، اما از باب اتفاق زیانی به طرف برساند، چون او محسن بوده و عمل او هم واقعاً احسان محسوب میشود مسئولیتی متوجه او نخواهدبود؛ برای مثال اگر شخصی متاعی را در دریا برای صاحب آن حمل کند تا در آن طرف دریا به قیمت گرانتر به فروس برساند و اتفاقاً این کالا غرق شود یا سارقی در دریا آن را سرقت نماید؛ از آنجا که عمل او احسان محسوب میشود، غرق کالا برای او ضمانی ندارد. مستند این قاعده آیه شریفه ۹۲ از سوره توبه است (ما علی المحسنین من سبیل) و حکم عقلی مبنی بر قبیح بودن ضمان محسن بواسطه عملی که او به قصد احسان برای زیاندیده انجام دادهاست. آیه شریفه ۶۰ از سوره الرحمن با استفهام انکاری (هل جزاء الاحسان الا الاحسان) مؤید این معنی است. بهعلاوه فقهای شیعه نیز این قاعده را به طور اجماعی پذیرفته اند[۲۷]. ماده ۳۰۶ قانون مدنی در خصوص اداره مال غیر، بر مبنای همین قاعده تنظیم شده است. ۲-قاعده استیمان: طبق قاعده «ما علی الامین الا الیمین» تا زمانیکه امین مرتکب تعدی و تفریط نسبت به مال امانت نشده باشد، ضامن تلف یا نقص آن مال نیست. مستند این قاعده، عدم وجود سببی از اسباب ضمان (اتلاف – غصب – غرور) در این مقام است؛ چرا که یکی از اسباب ضمان اتلاف است، ولی اینجا بحث از تلف مال است و از شمول قاعده اتلاف خارج است. علاوه بر این روایات وارده پیرامون عدم ضمان امین، اجماع فقها و قاعده احسان نیز مستند این قاعده است و امین مشمول آیه شریفه «ما علی المحسنین من سبیل» است. به دلیل اینکه او در جهت منفعت مالک مال او را در تصرف خود دارد و در امانت مالکی، از ناحیه مالک و امانت شرعی از ناحیه شارع، مأذون است و محسن محسوب میشود؛ در نتیجه، تحمیل ضمان تلف یا نقص مال مورد امانت بر او سبیل (ملامت، ندامت، ضمان) محسوب میشود و با احسان منافات دارد[۲۸]. قانون مدنی در ماده ۶۱۴ با بیان اینکه «امین ضامن تلف یا نقصان مالی که به او سپرده شده است نمیباشد، مگر در صورت تعدی یا تفریط»، این قاعده را به طور کامل پذیرفته است. ۳-قاعده اقدام: هرگاه شخصی اقدامی نماید که موجب ورود زیان به مال خود باشد، موجب قاعده«لایحل مال امرء الا بطیب نفسه»، نمیتواند بابت خسارت وارده به کسی مراجعه نماید. قانون مدنی در ماده ۱۲۱۵ اشاره میدارد: هرگاه کسی مالی را به تصرف صغیر غیر ممیز و یا مجنون بدهد، صغیر یا مجنون مسئول ناقص یا تلف شدن آن مال نخواهد بود. مبنای این ماده قاعده اقدام است. چون شخصی که مال خود را به تصرف صغیر غیر ممیز یا مجنون میدهد، این اطلاع را دارد که آنها شرایط جسمانی و عقلانی کافی برای تصدی و اداره مال او را ندارند و نمیتوانند طرف قرارداد و مورد حق و تکلیف قرارگیرند؛ بنابراین اگر مال او را تلف یا معیوب کنند، قابل بازخواست نیستند. در نتیجه عمل مالک در این خصوص اقدام علیه خود محسوب میشود و در صورت تلف و نقص مالش از ناحیه صغیر غیر ممیز و مجنون نمیتواند به کسی مراجعه نماید. ۴-قوه قاهره: یکی از موارد معافیت از جبران خسارت زیاندیده، موردی است که ورود خسارت به واسطه عوامل خارجی بوده که به فاعل زیان مربوط نمیباشد و او قدرت دفع آن را ندارد. قانون مدنی در ماده ۲۲۷ موقعی متخلف از انجام تعهد را محکوم به جبران خسارت میداند که نتواند ثابت نماید که عدم انجام تعهد به واسطه علت خارجی بوده است که نمیتوان به او مربوط نمود. همچنین در ماده ۲۲۹تصریح شده، چنانچه متعهد به واسطه حادثه خارجی که دفع آن از حیطهی اقتدار او خارج بود نتواند به تعهد خود عمل کند، محکوم به تأدیه خسارت نخواهد بود. هرچند مواد مذکور ناظر به معافیت متعهد از پرداخت خسارت ناشی از عدم انجام تعهدات قراردادی است و سخنی از ضمان قهری و مسئولیت مدنی به نحو مطلق به میان نیامده است، ولی میتوان این حکم عقلی را به ضمان قهری هم تسری داد و با استناد به دخالت عوامل خارجی، خوانده دعوی را از مسئولیت معاف دانست. قوه قاهره به عنوان یکی از اسباب معافکننده مسئولیت باید دارای شرایط ذیل باشد:
-
- خارجی باشد و نتوان به متعهد یا متصرف منسوب نمود (ماده ۲۲۷ ق.م)؛
-
- غیر قابل پیشبینی باشد و خوانده بر حسب عادت انتظار وقوع آن را نداشته باشد؛
-
- اجتنابناپذیر باشد و خوانده دعوی نتواند آن را دفع کند وگرنه مسئول خواهد بود(ماده ۲۲۹ ق.م)[۲۹].
۵-شرط عدم مسئولیت: یکی از موارد معافیت مسئولیت موردی است که متعهد موقع انعقاد قرارداد شرط نماید که در مقابل خسارت وارده به مشروطعلیه مسئولیتی نخواهدداشت؛ برای مثال، پزشک ضامن زیانهایی است که در نتیجه درمان به بیمار وارد میشود؛ هرچند در زمان معالجه، احتیاط لازم را کرده باشد و معالجه هم با اذن بیمار صورت گرفته باشد، ولی اگر قبل از معالجه بیمار، پزشک شرط نماید در صورت نتیجهبخش نبودن اقدامات درمانی، مسئولیتی ندارد، موجب معافیت او از مسئولیت خواهدبود. شرط عدم مسئولیت ناظر به سقوط دین موجود نیست تا بگوییم به لحاظ موجود نبودن موضوع آن در زمان انعقاد قرارداد، باطل است؛ زیرا مقصود از شرط عدم مسئولیت این است که هرگاه در آینده شرایط تحقق مسئولیتی فراهمشود، آن مسئولیت به وجود نیاید. چنین توافقی با توجه به مفاد ماده ۱۰ قانون مدنی صحیح میباشد و دلیلی برای بطلان آن نیست. بدیهی است شرط معافیت از مسئولیت شامل اتلاف عمدی و آنچه در حکم عمد است نمیشود و کسی که عمداً موجب اتلاف مال دیگری شود یا آن را ناقص نماید، در مقابل مالک آن مسئول است؛ هرچند شرط عدم ضمان هم شده باشد. ۶-دفاع مشروع:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نگرش به کاربرد
پیرسون
** ۳۴۶/۰
۰۰/۰
۱۲۴/۰
۰۶/۰
**۳۵۹/۰
۰۰/۰
** ۲۶۷/۰۰
۰۰/۰
تمایل به کاربرد
پیرسون
**۲۸۵/۰
۰۰/۰
۰۴۰/۰
۵۲/۰
** ۳۶۳/۰
۰۰/۰
** ۲۵۵/۰
۰۰/۰
رفتار به کاربرد
پیرسون
** ۳۳۲/۰
۰۰/۰
**۴۷۴/
۰۰/۰
** ۵۰۷/۰
۰۰/۰
** ۲۹۷/۰
۰۰/۰
*معنی داری در سطح ۰۵/۰ درصد ** معنی داری در سطح ۰۱/۰ درصد ۷-۳-۴ رابطه بین متغیرهای وابسته پژوهش برای تعیین روابط بین متغیرها به علت اینکه شاخص یا مقیاس اندازه گیری آنها از نوع فاصلهای بود از ضریب همبستگی پیرسون استفاده گردید. نتایج جدول ۳۲-۴ بیان میکند که براساس تحلیل نظرات کشاورزان در خصوص پذیرش نهادههای زیستی براساس مدل TAM دیویس، همبستگی مثبت و معنیداری بین متغیرهای پنجگانه مدل پژوهش دیویس یعنی متغیرهای رفتار به کاربرد، تمایل به کاربرد، نگرش به کاربرد، درک سودمند بودن و درک سهولت کاربرد وجود دارد.
 بین متغیر درک از سهولت کاربرد با متغیر درک از سودمندی در سطح ۰۱/۰ درصد رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. این نتایج تا حدودی با یافته های عبدخدا و همکاران (۱۳۹۲) مطابقت دارد و تا حدودی با یافته های یعقوبی و شاکری (۱۳۸۷) مغایرت دارد. بین متغیر نگرش به کاربرد با متغیرهای درک از سودمندی و درک از سهولت کاربرد رابطه مثبت و معناداری در سطح ۰۵/۰ درصد و ۰۱/۰ درصد وجود دارد. این نتایج تا حدودی با یافته های موغلی و همکاران ( ۱۳۸۹) مطابقت و تا حدودی با یافته های احمدی ده قطب الدینی (۱۳۸۹)، یعقوبی و شاکری (۱۳۸۷) مغایرت دارد. بین متغیر تمایل به کاربرد با متغیرهای درک از سودمندی، درک از سهولت کاربرد و نگرش به کاربرد رابطه مثبت و معناداری در سطح ۰۱/۰ درصد وجود دارد. بین متغیر رفتار به کاربرد با متغیرهای درک از سودمندی، نگرش به کاربرد و تمایل به کاربرد رابطه مثبت و معناداری در سطح ۰۱/۰ درصد وجود دارد. این نتایج تا حدودی با یافته های صالحی و همکاران ( ۱۳۹۰)، فهامی و زارع (۱۳۹۲) مطابقت دارد. جدول ۳۲-۴ همبستگی بین متغیرهای مدل پژوهش
متغیرها
درک از سودمندی
درک از سهولت کاربرد
نگرش به کاربرد
تمایل به کاربرد
رفتاربه کاربرد
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
Goldbergova M Pavkovaو همکارانش در سال ۲۰۱۱ پلی مورفیسم G ( -6 )A در ژن AGTدر نمونه هایی با بیماری آترواسکلروزیس و بیماری کرونر قلبی افزایش یافته بود (۴۹). Zeng Y و همکارانش در سال ۲۰۱۰ با مطالعه بر روی ۲۷۳ نمونه هایی با خونریزی مغزی و ۱۴۰ نمونه سالم از جمعیت چینی ها مشخص کردند که پلی مورفیسم AGTT704C احتمالا فاکتور خطری برای خونریزی مغزی است (۵۴).
 Sand CG و همکارانش در سال ۲۰۱۰ با بررسی بر روی ۳۶۳ نمونه از مردان و زنان و ۲۴۶ نمونه کنترل نشان دادند که پلی مورفیسم AGTM235T مرتبط با سطوح بالای آنژیوتانسینوژن و افزایش فشارخون سیستمیک و اختلال در عملکرد قلبی است (۵۰). Barker M و همکارانش در سال ۲۰۰۷ با مطالعه بر روی ۱۴۲۵ نمونه از ۲۴۸ خانواده با فشارخون بالا یک ارتباط معنادار بین ژنوتیپ AGTC-532T و فشارخون مشخص گردید و نشان دادند که هر آلل T با کاهش ۵ درصدی فشارخون مرتبط است (۹۳). Olcay A و همکارانش در سال ۲۰۰۷ با مطالعه بر روی ۹۲ نمونه از جمعیت ترکیه با فشارخون بالا، ارتباط بین پلی مورفیسم AGTM235T و بزرگ شدن بطن چپ مشخص گردید و نشان دادند که این پلی مورفیسم برای حجم بطن چپ مفید نیست (۵۱). Sugimoto M و همکارانش در سال ۲۰۰۷ با مطالعه بر روی ۱۳۵نمونه از جمعیت ژاپنی ها با سرطان معده و ۱۴۸ نمونه با زخم معده و ۱۱۳ نمونه با زخم دوازدهه مشخص گردید که آلل AGT-20C خطر سرطان معده را با Helicobacter pylori افزایش می دهد (۵۵). Araujo MA و همکارانش در سال ۲۰۰۵ با مطالعه بر روی ۳۰۵ قفقازی که به دو گروه تقسیم شده بودند انجام گرفت یک گروه ۲۰۱ نفره با بیماری شریان کرونری و ۱۱۰ نمونه ها با انفاراکتوس قلبی حاد و ۹۱ نمونه بدون انفاراکتوس قلبی حاد و ۱۰۴ نمونه کنترل بررسی گردید و مشخص شد که پلی مورفیسم AGTM235T روی بیماری شریان کرونری تاثیری ندارد (۵۶). Markovic D و همکارانش در سال ۲۰۰۵ با مطالعه بر روی سفیدپوستان و آفریقایی ها واریانت هایی در موقعیت های ۶- و۲۰- و ۷۹۳- و ۷۷۶- در ژن AGT با فشارخون بالا در ارتباط است (۵۲). Yamagishi K و همکارانش در سال ۲۰۰۴ با مطالعه بر روی ۲۸۲۳ نفر از مردان و زنان ژاپنی، ارتباط بین پلی مورفیسم AGT و فشارخون بررسی شد و تعیین شد که پلی مورفیسم AGTT174M و افزایش فشارخون در ارتباط هستند (۹۴). Hertwiq S و همکارانش در سال ۲۰۰۲ با مطالعه بر روی ۱۶۴ نمونه پلی مورفیسم AGTM235T با تنگی مجدد بعد از آنژیوگرافی در ارتباط است (۵۷). Vasku A و همکارانش در سال ۲۰۰۲ احتمال همراهی پلی مورفیسم های AGT و برخی از عوامل خطر ابتلا به فشارخون، به ویژه شاخص توده بدن (Body mass index) BMI مورد مطالعه قرار دادند. بررسی ها بر روی ۱۹۲ نفر کنترل و ۲۰۶ نفر با فشارخون بالا با در نظر گرفتن توده بدن مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که افراد دارای پلی مورفیسم AGTM235T فشارخون بالا و BMI بالاتری نسبت به گروه کنترل دارند (۵۸). Hilgers KF و همکارانش در سال ۲۰۰۱ با مطالعه بر روی ۵۶ جوان سفیدپوست با فشارخون بالای درمان نشده و ۶۵ نمونه سالم، بررسی بر روی پروموتر هسته ای آنژیوتانسین صورت گرفت این مطالعه نشان داد که واریانت های -۲۰C/-6A در هسته پروموتر مرتبط با پاسخ آلدوسترون به آنژیوتانسین ۲ است و ممکن است به یک فنوتیپ عدم تعادل کمک کند (۵۹). ۱-۲۲ اهداف تحقیق: آیا ژن Angiotensin در ایجاد بیماری آترواسکلروزیس نقش دارد؟ اثر پاتوژنتیک جهش های ژن Angiotensin با بیماری آترواسکلروزیس چیست؟ آیا تغییر در ژن آنژیوتانسین می تواند فاکتور خطری، برای بیماری آترواسکلروزیس باشد؟ فصل دوم: مواد و روش ها ۲ ۲- ۱ مشخصات بیماران: این مطالعه بر روی ۷۰ بیمار مبتلا به آترواسکلروزیس با گرفتگی عروق بیش از ۵۰% و ۷۰ فرد سالم انجام گرفت. تمام افراد مورد مطالعه در این تحقیق در محدوده سنی ۳۰ تا ۵۰ سال بودند و تشخیص اولیه بیماری در بیمارستان افشار یزد صورت گرفت. از نمونه های خون استخراج DNA صورت گرفت. سپس از این DNA برای واکنش PCR استفاده شد. برای ردیابی تغییرات از تکنیک SSCP استفاده شده و در نهایت برای تعیین این تغییرات تعیین توالی صورت گرفت. جدول۲-۱: مشخصات بیماران ۲- ۲ بافرها و محلول ها: ۲-۲-۱ EDTA( PH:8وo.5): در تهیه این محلول، ۱/۱۸۶ گرم EDTA .H2o دی سدیم با ۸۰۰ میلی لیتر آب مخلوط کرده سپس این مخلوط به روی دستگاه Hot plate stirrer منتقل شده تا کاملا مخلوط گردد و با بهره گرفتن از NaOH، PH محلول را به ۸ می رسانیم و قبل از استفاده اتوکلاوه می کنیم. ۲-۲ -۲ الکل ۷۵/.: ۱/۷۸ میلی لیتر از اتانول ۹۶% را با آب دو بار تقطیر به حجم ۱۰۰ میلی لیتر می رسانیم. ۲-۲-۳ پرایمر ها: از هر کدام از پرایمر های استوک Forward و Reverse ، ۵/۲ میکرولیتر در میکروتیوپ های ۵/۱ میکرولیتری می ریزیم و با ۵/۴۷ میکرولیتر از آب تزریقی مخلوط کرده و در فریزر نگه داری می کنیم. ۲-۲-۴ اتیدیوم بروماید۱۰mg/ml: ۲/. گرم از ماده اتیدیوم بروماید در ۲۰ میلی لیتر آب دو بار تقطیر حل کرده و برای ژل الکتروفورز استفاده می کنیم. ۲-۲-۵ بافرTBE 10X: برای تهیه این بافر ۸/۱۰ گرم تریس باز و ۵۵ گرم اسید بوریک در یک بشر می ریزیم سپس ۴۰ میلی لیتر EDATA o.5مولار با PH=8 به آن اضافه می کنیم و با آب دو بار تقطیر حجم محلول را به ۱۰۰ میلی لیتر می رسانیم. بشر را برای حل شدن محتویات آن به دستگاه Plate StirrerHot با دور ۳۰۰ منتقل می کنیم. سپس بافر را اتوکلاوه می کنیم. ۲-۲-۶ بافر TBE o.5x: برای تهیه بافر TBE o.5x 30 میلی لیتر از بافر TBE 10x برداشته و سپس با آب اتوکلاو به حجم ۱۰۰ میلی لیتر می رسانیم . ۲-۲-۷ لودینگ بافر PCR: شامل ۴۰ درصد ساکارز و هم چنین ۲۵o. درصد از هر کدام از رنگ های تشخیصی بروفنول بلو و زایلن سیانول می باشد. این بافر ویسکوزیته نمونه ها را افزایش داده و انتقال نمونه ها به چاهک ها را آسان می کند. افزایش چگالی نمونه ها به علت وجود گلیسرول است. هم چنین با ایجاد رنگ در نمونه انتقال آن مطمئن تر است . رنگ های مورد استفاده در این بافر خود دارای بار منفی هستند و به همراه نمونه به سمت آند حرکت می کنند. رنگ بروفنول بلو به علت کوچک بودن از ملکول DNA سریع تر حرکت کرده در حالی که زایلن سیانول سنگین بوده و کند تر حرکت می کند. ۲-۲-۸ لودینگ بافر SSCP: برای تهیه این محلول، ۹۵/. فرمامید، ۵/. میلی گرم بروموفنل بلو و ۵/. میلی گرم زایلن سیانول استفاده شد. با توجه به اینکه رنگ های بروموفنول بلوزایلن سیانول به صورت محلول ذخیره mg/ml10 در EDTA o.5 M)) تهیه شده اند. برای ساخت لودینگ بافر ۵۰ میکرولیتر از هر کدام به فرمامید اضافه می گردد. ۲-۲-۹ تهیه محلول NaOH: ۵/۷ گرم پودر NaOH برداشته و با آب دو بار تقطیر به حجم ۱۰۰ میلی لیتر می رسانیم. ۲-۲-۱۰ تهیه محلول آمونیوم پرسولفات ۱۰./: برای تهیه این محلول، ۱/. گرم از پودر آمونیوم پرسولفات در یک میکروویال ۵/۱ میکرولیتری ریخته شده و ۱۰۰۰ میکرولیتر آب دو بار تقطیر یا اتوکلاوه می ریزیم بهتر است برای هر بار استفاده تازه تهیه گردد. ولی در ۲۰- درجه تا یک ماه قابل استفاده است. ۲- ۳ کیت استخراج DNA: از بافر A مقدار ۱۰۰۰ میکرولیتر به لولۀ میکروتیوپ ۵/۱ میکرولیتری انتقال داده ۲۰۰ میکرولیتر خون اضافه کرده و ۱۰ ثانیه ورتکس کرده و به مدت ۲۰ ثانیه با دور xg1000 سانتریفویژ کرده و محلول روی را دور ریخته (این مرحله را سه بار تکرار کرده). به رسوب ۴۰۰ میکرولیتر بافر B اضافه نموده و به مدت ۲۰ ثانیه ورتکس می کنیم و نمونه به مدت ۵ دقیقه در حرارت آزمایشگاه قرار می دهند. ۲۰۰ میکرولیتر بافر C اضافه کرده و ده بار آن را سر و ته کرده تا مخلوط گردد سپس آن را به مدت ۱۰ دقیقه در حرارت ۶۵ درجه قرار می دهیم. به نمونه ۶۰۰ میکرولیتر کلروفرم و۲۵۰ میکرولیتر بافر D اضافه نموده و ۲۰ بار سر و ته کرده و به مدت ۱۰ دقیقه روی شیکر با دور ۲ قرار داده. نمونه را با دور xg 1000 به مدت ۲ دقیقه سانتریفویژ کرده سه تشکیل می شود ۷۵۰ میکرولیتر از فاز روی را به آرامی برداشته و به میکروتیوپ جدید انتقال داده. به میکروتیوپ ۷۰۰ میکرولیتر الکل مطلق اضافه نموده و به مدت ۱۰ دقیقه در فریزر قرار داده و سپس با دور xg 10000 به مدت ۴ دقیقه سانتریفویژ کرده محلول روی را به آرامی دور ریخته تا رسوب از ته میکروتیوپ جدا نگردد. به رسوب حاصل ۱۰۰۰ میکرولیتر الکل ۷۵% اضافه نموده . نمونه را با دور xg 10000 به مدت ۳ دقیقه سانتریفویژ کرده محلول رویی را به آرامی دور ریخته. میکروتیوپ را به طور برعکس روی دستمال کاغذی قرار داده تا الکل آن تبخیر گردد. مقدار ۳۰ میکرولیتر آب استریل به میکروتیوپ اضافه کرده.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
اعتبار به عنوان قابل قبول بودن[۳۱]، اعتماد[۳۲]، قابلیت اطمینان[۳۳]، صحت[۳۴]، حسن نیت[۳۵]، عینی بودن[۳۶] و دهها مفاهیم دیگر و ترکیبات دیگر از آن تعریف شدهاست (سلف،۱۹۹۶). اعتبار همچنین به عنوان ویژگیهای مجابکننده منبع، ویژگیهای ساختار پیام و محتوا و درک رسانه تعریف شده است (متزگر و همکاران، ۲۰۰۳). ریشه لاتین این کلمه credere به معنی »اعتقاد داشتن« است. اعتبار میتواند به عنوان قابل قبول بودن تعریف شود. اطلاعات معتبر معمولاً به اطلاعات قابل قبول اشاره دارد. افراد تمایل دارند تا معیارهای گوناگونی را در ارزیابی اعتبار به کار بگیرند. اعتبار مفهوم خیلی پیچیدهای است و اغلب به اعتماد، قابلیت اطمینان، صحت، اعتبار و کیفیت مرتبط است. در یک سطح مؤثر، اعتبار به آن میزانی که کاربران فکر میکنند که اطلاعات صحیح، عاری از تعصب، مشهور و قابل اطمینان و جاری است اشاره دارد. تسنگ و فگ (۱۹۹۹) چهار نوع از اعتبار را در ارزیابی اطلاعات بر روی وب شناسایی کردند: اعتبار فرض شده[۳۷]، اعتبار مشهور[۳۸]، اعتبار سطح[۳۹] و اعتبار تجربه شده[۴۰]. اعتبار فرض شده توصیف میکند که چه میزان مشاهدهکننده به کسی یا چیزی به واسطه فرضهایی که در ذهن دارد معتقد است. اعتبار مشهور توصیف میکند چه میزان مشاهدهکننده به کسی یا چیزی به واسطه چیزی که شخص ثالث گزارش میکند معتقد است. اعتبار سطح به قابل قبول بودن بر اساس بررسیهای ساده از قبیل نگاه کردن به جلد کتاب و غیره اشاره دارد. اعتبار تجربه شده بر اساس تجربه دست اول کاربر با یک منبع درطول زمان اشاره دارد (ریح و دنیلسون، ۲۰۰۷). این چهار نوع از اعتبار منبع یک چارچوب نظری مفیدی را برای فهمیدن درک کاربر از اعتبار اطلاعات پژوهشی بر روی وب فراهم کرد از قبیل اطلاعات گروهبندی شده در یک وبسایت، وابستگی نویسنده به یک مؤسسه معتبر (اعتبار مشهور)، طرحبندی سند (اعتبار سطح) و انتشار اسناد مشابه در یک مجله چاپی (اعتبار تجربه شده) فراهم کرد (لییو، ۲۰۰۴).
 اعتبار غالباً به ارزیابی اشیاء ضمیمه شده است، مانند اعتبار منبع، اعتبار رسانه و اعتبار پیام و نشان میدهد که ارزیابی این اشیای متفاوت است. به هرحال، ارزیابی اعتبار منبع و پیام به صورت اساسی به هم پیوند خوردهاست و بر روی دیگری تأثیر میگذارند. دیده شدهاست که منبع معتبر احتمالاً پیام معتبر را تولید میکند و پیام معتبر احتمالاً از یک منبع معتبر سرچشمه گرفتهاست (فراگل و هلث[۴۱]، ۲۰۰۴ ). اعتبار به درک افراد از درستی یک فقره اطلاعات اشاره دارد. اعتبار یک مفهوم چند بعدی است که به عنوان یک مفهوم برای دریافتکننده به کار گرفته میشود تا منبع یا فرستنده ارتباطی را که به اطلاعات مربوط است را ارزیابی کند. این ارزیابی به تمایل دریافتکننده در ارتباط با نسبت دادن صداقت و مفهوم اطلاعات وابسته است. اعتبار به اطلاعات گره خورده است و میتواند به عنوان یک پدیده ارتباطی توصیف شود. ارتباط حداقل بین دو گروه اتفاق میافتد. تسنگ و فگ (۱۹۹۹) اعتبار را به عنوان قابل قبول بودن تعریف کرده است که عموماً به عنوان کیفیت درک شده از اطلاعات پذیرفته میشود. کیفیت اطلاعات به قضاوتهای ذهنی افراد از مفید بودن اطلاعات و سودمندی اطلاعات در استفاده از مجموعه های اطلاعاتی خاص نسبت به انتظارشان از آن اطلاعات یا نسبت به اطلاعاتی که در دسترس است اشاره میکند. کیفیت اطلاعات شامل پنج جنبه است: مفید بودن[۴۲]، خوب بودن[۴۳]، صحت، رایج بودن[۴۴] و اهمیت (ریح، ۲۰۰۲). این جنبه ها از کیفیت اطلاعات ضرورتاً همیشه ثابت نیستند. اطلاعات ممکن است صحیح باشد اما مفید نباشد، مفید باشد اما مهم نباشد، مهم باشد اما جاری نباشد، جاری باشد اما صحیح نباشد (ریح و هیلگوس، ۲۰۰۸). همانطور که یک فرد معتبر، یک فرد قابل قبول است اطلاعات معتبر نیز اطلاعاتی قابل قبول است (فگ و تسنگ، ۱۹۹۹). بیشتر پژوهشگران اعتبار توافق دارند که حداقل دو بعد کلیدی از اعتبار وجود دارد: قابل اعتماد بودن و تخصص. زمانی که اعتبار ارزیابی میشود افراد نشانه های گوناگونی از اطلاعات (یا نویسنده آن) را در نظر میگیرند که آنها فرض میکنند به کیفیت اطلاعات مربوط میشود. نتایج ارزیابی سطحی از اعتماد است. اعتماد یک فاکتور قطعی برای تصمیمگیری در ارتباط با استفاده کردن از اطلاعات یا استفاده نکردن از آن است. به وسیله استفاده کردن از اطلاعات، این خطر احساس میشود که اطلاعات تولید شده نادرست است. هدف ارزیابی اعتبار کاهش دادن این خطر است (لوکیسن و اسچراگن، ۲۰۱۳ ). اعتماد یک فاکتور کلیدی در ارزیابی اعتبار است. یک شخص به خاطر صداقتش، دقت در انتخاب کلمات و بیمیلی برای فریب دادن دیگران قابل اعتماد است. اطلاعات زمانی که به صورت قابل قبول، بدون پیشداوری و بیطرفانه ظاهر شود قابل اعتماد است. تخصص، دانش درک شده، مهارت و آزمایش منبع است. تخصص فاکتور مهمی است زیرا اغلب به درک کاربر از توانایی یک منبع که اطلاعات را به صورت صحیح و معتبر فراهم کند مربوط میشود. زمانی که افراد یک منبع را که تخصصی است بدست میآورند، آنها احتمالاً قضاوت میکنند که اطلاعات قابل اعتماد است. ارزیابی تخصص منبع در چندین راه تصور شده است: افراد ممکن است تجربه دست اولی با یک منبع داشته باشند، ممکن است درباره یک منبع از افراد دیگر شنیده باشند، ممکن است بدانند که یک منبع شهرت خوبی دارد و ممکن است تخصص را زمانی که یک منبع در بین دیگر منابع گواهی داشته باشد شناسایی کنند. قضاوتهای اعتبار ذهنی و تلویحی است زیرا آنها نیاز دارند تا تخصص را شناسایی کنند تا نتیجه بگیرند که اطلاعات معتبر است (ریح و هیلگوس، ۲۰۰۸ ). اعتبار درک شده از افراد (مثل دانشمندان) یا فرایند (مثل علم) ممکن است اساساً بر روی درک اعتماد تأثیر بگذارد. هاردوینگ[۴۵] (۱۹۹۹) ادعا کرد که سطح درک شده از اعتماد به درک ذهنی شخصی و عملکردهای اشخاص یا مؤسسهای که موضوع اعتماد است، وابسته است. قابلیت اعتماد درک شده از اطلاعات میتواند در اصطلاحاتی از قبیل صحت، بیطرف بودن، اعتبار و اطمینان ارزیابی شود. پژوهشهای کیفیت اطلاعات بر روی شناسایی معیارهای گوناگونی برای ارزیابی کیفیت اطلاعات تمرکز کرده بودند. در متون اعتماد اطلاعات، این معیارها به جنبه هایی از مؤثق بودن اطلاعات یا از منبعی که اطلاعات را تولید میکند اشاره میکند. چندین معیار کیفیت اطلاعات به جنبه هایی از صلاحیت، شامل صحت، رایج بودن، پوشش و قابل قبول بودن اشاره دارد. صحت اشاره به این دارد که اطلاعات عاری از خطاست. رایج بودن به میزانی که اطلاعات به روز میشود اشاره دارد به جای اینکه قدیمی و کهنه شود. پوشش به کامل بودن اطلاعات اشاره دارد و قابل قبول بودن نشان میدهد که اطلاعات به صورت معتبر ظاهر میشود. این تصور از اعتبار اشاره به قابل اطمینان بودن یا تخصص اطلاعات دارد. اعتبار مفهوم مهمی در جهان است جایی که به تعاملات با دیگر افراد تکیه میکنیم (برای مثال مبادله اطلاعات). کنترل دائم افراد غیرممکن است، بنابراین نیاز داریم به افراد اعتماد کنیم که عملکرد آن برای ما مفید است (یا حداقل مضر نیست). این بیان میکند که یک خطر خاصی در هر زمان که ما به کسی اعتماد میکنیم احساس میشود. اعتماد به افراد دیگر در طول مبادله های اطلاعاتی، میتواند به عنوان انتظاری که اطلاعات صحیح است، تعریف شود. این جنبه از اطلاعات که اعتماد افراد را شامل میشود اعتبار نامیده میشود. بنابراین اعتماد میتواند به عنوان یک ویژگی از کاربر در نظر گرفته شود در حالی که اعتبار ویژگی اطلاعات است (لوکیسن و اسچراگن، ۲۰۱۱). بر طبق تعریف الکسندر و تیت[۴۶] (۱۹۹۹) کاربرانی که اطلاعات را ارزیابی میکنند بر روی پنج معیار زیر تمرکز میکنند: صحت، اعتبار، بیطرف بودن، رایج بودن و پوشش. به منظور فهمیدن این که چطوری افراد قضاوتهایشان را بر روی اعتبار اطلاعات شکل میدهند مدل ۳S توسط لوکیسن و اسچراگن(۲۰۱۱) معرفی شد. ویژگیهای کاربر مهارتهای اطلاعاتی تجارب منبع حوزه تخصص قادر میسازد ویژگی معنایی(محتوا) برای مثال صحت، جامعیت ویژگی منبع برای مثال اعتبار وبسایت ویژگی سطح(نحوه ارائه) برای مثال طول اثر میگذارد اعتماد ویژگیهای اطلاعات شکل۲-۳.مدل ۳Sتجدیدنظر شده از ارزیابی اعتبار(لوکیسن و اسچراگن،۲۰۱۱) ۲-۱۳-۱. اعتبار و کیفیت مدل مفهومی تیلور(۱۹۸۶) بیان کرد که افراد برای انتخاب اشیای اطلاعاتی ارزیابیهایی را بر اساس واگذار کردن ارزش به تعدادی از آنها و نه همه آنها برای انتخاب کردن اطلاعات انجام میدهند. انواع سؤالات که پاسخ داده میشود شامل: آیا این اطلاعات فاقد خطاست؟ آیا این اطلاعات یک موضوع خاص یا حوزهای خاص را پوشش میدهد؟ آیا این اطلاعات تازه است؟ آیا این اطلاعات کیفیت را نشان میدهد؟ آیا این اطلاعات میتواند به صورت دقیق داوری شود؟ در این بین، یک سؤال ضروری که پاسخ داده میشود: آیا من میتوانم به این اطلاعات اعتماد کنم؟ آیا میتوانم این اطلاعات را جدی فرض کنم؟ ارزیابی این سؤال اغلب باعث میشود که جستجو کننده اطلاعات به عقب برگردد و کسی را برای این اطلاعات مسئول است ارزیابی کند، این سؤال از اعتبار یکی از جنبه های اصلی کیفیت است. تیلور(۱۹۸۶) شش طبقه از معیارهای کاربر را برای انتخاب کردن اطلاعات شناسایی کرد: سهولت استفاده[۴۷]، کاهش پارازیت[۴۸]، کیفیت[۴۹]، سازگاری[۵۰]، صرفهجویی در زمان[۵۱]، صرفهجویی در هزینه[۵۲]. تیلور پنج ارزش را که کیفیت اطلاعات را دربرمیگیرد، شناسایی کرد: صحت، جامعیت[۵۳]، جاری بودن، اعتبار[۵۴]و قابلیت اطمینان[۵۵]. اگر چه تیلور به صورت واضح اصطلاح اعتبار را به کار نبرد. این تصور در استنتاج او از کیفیت جاسازی شده است. این جنبه ها از کیفیت اطلاعات زمانی که افراد نیاز دارند درباره اطلاعات تصمیم بگیرند میتواند به کار گرفته شود. به هر حال، این قبیل تصمیمات میتواند دشوار باشد زیرا یک متن ممکن است در روش های گوناگون کیفیت بالا یا پایین داشته باشد. برای مثال، یک متن میتواند جامعیت داشته باشد اما صحیح نباشد، اعتبار داشته باشد اما جاری نباشد و غیره. بنابراین جستجوکنندگان اطلاعات گاهی اوقات باید موضوعاتی را انتخاب کنند که نسبت به دیگری ارزش بیشتری دارند. اعتبار یک لایه بیشتری از سنجش اطلاعات را برای انتخاب آیتمهایی از یک مجموعهای از اسناد فراهم میکند که در ابتدا با کیفیت بالا درنظر گرفته شده است (ریح و دنیلسون، ۲۰۰۷). ۲-۱۳-۲. اعتبار و اعتماد دشوار است تا اعتبار را بدون اشاره به اعتماد یا رفتارهای مورد اعتماد یا برعکس بحث کنیم. از لحاظ تاریخی اعتماد یک ساختار هستهای در بسیاری از مفاهیم اعتبار دارد. مارش و دییبن[۵۶] (۲۰۰۳) مروری کلی از مفاهیم نظری اعتماد را فراهم کردند. آنها بحث کردند که اعتماد تکنولوژی را توانا میسازد زیرا آن کاربر را هدایت میکند تا با آن تعامل داشته باشد، بنابراین بهره وری را افزایش میدهد. این تصور از اعتماد برای پژوهشهای تجارت الکترونیک ضروری است. فگ و تسنگ (۱۹۹۹) خاطر نشان کردند اگر چه اعتبار و اعتماد بعضی اوقات به صورت جایگزین به کار میروند اما نباید به صورت مترادف در نظر گرفته شوند. اعتماد از اعتبار متفاوت است زیرا اعتماد یک عقیده مثبتی را درباره قابلیت اطمینان درک شده، اطمینان به یک شخص، شی یا فرایند فراهم میکند. آنها پیشنهاد کردند که در حوزه تعامل انسان و کامپیوتر(HCI)، اعتماد به اعتبار و قابلیت اطمینان اشاره دارد که تقریباً با قابل قبول بودن برابر است. اعتماد اغلب به یک مجموعهای از عقاید، تمایلات و رفتارهایی که به پذیرش خطر و آسیبپذیری مربوط میشود، اشاره دارد. اعتبار به کیفیت درک شده از منبع اشاره میکند که ممکن است یا نیست نتیجهای باشد که به رفتارهای مورد اعتماد وابسته است. ۲-۱۴. اعتماد اعتماد تمایل افراد را به تعامل و همکاری با گروه ها افزایش میدهد و شبکهای پررونق از تجمعهای داوطلبانه در ابعاد مختلف زندگی اجتماعی ایجاد میکند. اعتماد پیش شرط عمده و کلیدی برای موجودیت هر جامعه محسوب میشود و برای حل مسائل اجتماعی ضروری به نظر میرسد و پیش زمینهای برای مشارکت و آمادگی برای پذیرش فناوریهای جدید است. مفهوم اعتماد از دیرباز در کانون توجه پژوهشگران بوده است. در دهه های ۵۰ و ۶۰ محققان اهمیت اعتماد را در روابط تجاری شناسایی کردهاند. در دهه ۷۰ تلاش در شناسایی اهمیت اعتماد به صورت میدانی بوده است. توجه به مفهوم اعتماد در مدیریت از دهه ۸۰ و۹۰ آغاز شد و در طول چند دهه گذشته از زوایا و رویکردهای مختلف مورد مطالعه قرار گرفتهاست (زارعی متین، طهماسبی و موسوی، ۱۳۸۸). اعتماد در مدیریت با تأکید بر روابط فردی بین خریدار و فروشنده آغاز شد و با مطالعات مورمان[۵۷] و همکاران(۱۹۹۲) و دیگران به طور وسیعتر مورد توجه قرار گرفت. اعتماد مفهوم کانونی نظریات کلاسیک جامعهشناسی و نیز محور اصلی تئوریهای نوین سرمایه اجتماعی و زمینه تعاملات و روابط اجتماعی است (آزادارمکی و کمالی، ۱۳۸۳). امروزه جامعهشناسان در نهایت دریافتهاند که بدون اعتماد، زندگی روزمره اجتماعی که ما برای خود فراهم میکنیم به سادگی امکان پذیر نیست. اعتماد باعث آرامش و امنیت روانی میگردد و برای حرکت موفقیتآمیز افراد و افزایش مشروعیت حکام و توسعه سیاسی ضرورت دارد. بررسی منابع و مأخذ مربوط به اعتماد عمومی نشان میدهد که به این مفهوم از دیدگاه های مختلف روانشناسی اجتماعی، جامعهشناختی و معرفتشناختی پرداخته شده است. در حوزه روانشناسی اجتماعی، اعتماد به عنوان ویژگی فردی مطرح میشود و بر احساسات، عواطف و ارزشهای فردی تأکید میگردد و در بررسی اعتماد، تئوریهای شخصیت و متغیرهای فردی مورد توجه است. در حوزه جامعهشناختی، اعتماد به عنوان ویژگی روابط اجتماعی یا ویژگیهای نظام اجتماعی مفهومسازی میشود. اعتماد اجتماعی یکی از شاخصهای سرمایه اجتماعی است و اگر آن را در یک جامعه اندازه گیری کنیم در واقع میزان اعتماد سنجیده شده نشان دهنده میزان سرمایه اجتماعی در آن جامعه خواهد بود. همچنین اعتماد از پایه های اصلی مشارکت است و کاهش آن، زمینهای برای رشد انحرافات و افزایش جرائم و ناسامانی و بینظمی در جامعه فراهم میسازد. باید خاطر نشان کرد که اگر اعتماد در سطح تمام روابط اجتماعی جامعه منتشر شود، حسن ظن نسبت به همه افراد در روابط اجتماعی و در روابط افراد با نهادهای اجتماعی گسترش و تعمیم یافته و کنشهای اجتماعی دیگران در آینده قابل پیشبینی میشود(شوقی و شفیعزاده، ۱۳۹۰). اعتماد پایهای است که افراد، زوجها، دوستان، شرکا و… میتوانند دنیای ایدهآلشان را بر روی آن بنا کنند و با پیچیدهترشدن دنیا، گسترش ارتباطات و متنوع شدن نیازهای بشر، تعداد مواردی که افراد مجبور میشوند با دیگران در ارتباط باشند و اعتماد متقابل داشتهباشند، افزایش مییابد (احمدی مهربانی، ۱۳۸۱). ۲-۱۴-۱. ماهیت و مفهوم و تعریف اعتماد اعتماد در زبان فارسی مترادف با تکیه کردن، واگذاشتن کار به کسی، اطمینان، وثوق، باور و اعتقاد به کار گرفته میشود (عمید،۱۳۶۹). در زبان لاتین نیز اعتماد، معادل کلمه ایمان[۵۸] مورد استفاده قرار گرفته است. واژه “Trust” معادل واژه اعتماد در زبان فارسی است، جزء واژه های انگلیسی میانه است که از واژه “Traust” اسکاندیناوی قدیم گرفته شده که آن هم از واژه “Treowe” که از انگلیسی قدیم به معنی ایمان داشتن است، مشتق شده است. در ریشه کلمه ایمان، مفهوم وثوق و اعتماد، تسلیم در برابر اراده دیگری و اطمینان به شخص مستتر است. ارائه یک تعریف مشخص و قطعی از اعتماد کاری سخت و نشدنی است. آنچه موضوع را پیچیده میکند، مترادفهای بسیاری است که برای آن وجود دارد از جمله اشتراک، همدلی، تحمل و برادری، اطمینان، اتکا داشتن، آرامش داشتن، به دیگری تکیه کردن و غیره. اما در کل میتوان آن را برآیند و ماحصل انگیزش و محرکی برای شکلگیری روابط اجتماعی دانست. اعتماد مستلزم معیارهایی چون صداقت، مشهود[۵۹]، عینیت[۶۰]، ثبات[۶۱]، شایستگی[۶۲] و انصاف[۶۳] بوده است و همه آن چیزهایی است که روابط افراد را بر اساس عمل مداوم به این ملاکها تداوم و وسعت میبخشد (زینآبادی، ۱۳۸۷). اعتماد یک مفهوم پیچیده و چند وجهی است و ابعاد مختلفی دارد. محققان در عملیاتی کردن این مفهوم دچار مشکل هستند و در ارائه معنایی بنیادی از اعتماد اختلاف نظر دارند. آنچه مسلم است، صاحبنظران در علوم مختلف، اعتماد را مورد بررسی قرار دادهاند و بنابر پارادایم حاکم در زمینه کاری خود، تعریفی متفاوت از اعتماد ارائه دادهاند (فلاحزاده،۱۳۹۱). اسونسون دست کم بیست معنی متفاوت از اعتماد که در متون مختلف آمده را ذکر کرده است از قبیل: اطمینان، قابلیت پیشبینی، توانمندی، شایستگی، تخصص، خیرخواهی، تمایل، حس تجاری، نوع دوستی، انسجام، وفاداری، ایمان، اجماع، سازگاری، شخصیت، علاقه، پذیرش، واقعیت و…(اسمعیلی، ۱۳۸۹). بر اساس مطالعات پیشین، اعتماد بر پنج مؤلفه صداقت (درستی و پاکی)، شایستگی (داشتن مهارت و دانش در زمینه فنی و روابط انسانی)، ثبات یا پایداری (قابلیت اعتماد، توان پیشبینی و قضاوت به هنگام رویارویی با اوضاع و شرایط گوناگون)، وفاداری (حفظ آبرو و حیثیت)، روراستی استوار است. به عقیده لویسکی و همکاران نیاز به اعتماد، از این امر ناشی میشود که همه ما به یکدیگر وابستگی متقابلی داریم، همانند مواقعی که نمیتوانیم آنچه میخواهیم به دست آوریم و یا میخواهیم آنچه به دست آوردهایم حفظ شود (کوشازاده، رحیمنیا و افخمی روحانی، ۱۳۹۱). تعریف اعتماد از نسبیت برخوردار است، چرا که بسته به موقعیتها، مکانها و زمان های متفاوت، تعاریف متفاوتی را میتوان از اعتماد مطرح کرد. به رغم تنوع و تفاوت تعاریف اعتماد، وجه مشترک مهمی که میتوان در همه آنها یافت، وجود دو عنصر پایهای «امید به دستیابی نتایج مورد انتظار» و «اتکا به صداقت طرف مقابل» است که در اکثر تعاریف به صورت صریح یا ضمنی لحاظ شده است (علی پور و همکاران، ۱۳۸۸). طبق تعریف واژهنامه انگلیسی آکسفورد (۱۹۷۱، ص.۳۴۲۳)، اعتماد یعنی «توانایی اتکا و میزان راحتی پذیرش صفتی از یک شخص یا یک چیز و یا درستی و حقانیت یک نظریه میباشد» (فلاحزاده،۱۳۹۱). اعتماد یکی از جنبه های مهم روابط انسانی است و زمینهساز مشارکت و همکاری میان اعضای جامعه میباشد. اعتماد مشارکت را در زمینه های مختلف اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی سرعت بخشیده و تمایل افراد را برای همکاری با گروه های مختلف جامعه افزایش میدهد. روانشناسان اجتماعی، اعتماد را به عنوان انتظار افراد از رفتار دیگران در حین تعاملات اجتماعی تعریف میکنند. روانشناسان شخصیت به اعتماد به عنوان یک اعتقاد و یا انتظار و یا احساسی که ریشه در شخصیت آدمی و یا ظرفیت روانی اولیه فرد دارد نگاه میکنند. اقتصاددانان و جامعهشناسان اعتماد را از منظر سازمانها و مشوقهایی که برای کاهش بیثباتی و نگرانی ناشی از تعاملات با غریبهها ایجاد میشود بررسی میکنند (داناییفرد، رجبزاده و حصیری، ۱۳۸۸). به نظر کلمن در هر رابطه مبتنی بر اعتماد حداقل دو جزء وجود دارد: اعتماد کننده[۶۴] و اعتماد شونده[۶۵] و فرض بر این است که در کنش هر دو جزء هدفمند بوده و به دنبال ارضای نیازهای خود هستند. طرف اعتماد کننده باید تصمیم بگیرد که با دیگری وارد معامله و کنش شود یا نه (یعنی خطری را بپذیرد یا نه) و طرف اعتمادشونده نیز باید بین حفظ اعتماد و شکستن آن انتخاب کنند. بنابراین، یک رابطه مبتنی بر اعتماد، یک عمل دوجانبه است و بر مبنای اصل به حداکثر رساندن فایده تحت شرایط مخاطره قرار دارد. زیمل اعتماد را معادل کلمه ایمان به کار میرود و معتقد است که اعتماد نوعی ایمان و باور به دیگران است. در عمومیترین تعریف، اعتماد به معنی مطمئن بودن درباره کنشهای احتمالی دیگران در آینده است. در این رابطه، وقتی ما اعتماد میکنیم چنان است که گویی در مورد آینده آگاهی داریم. نشان دادن اعتماد، نوعی پیشبینی آینده است یعنی به نوعی رفتار میکنیم که گویی آینده، تعیین شده است (اسمعیلی، ۱۳۸۹). اختلافنظر در تعریف اعتماد و نیز چندگانگی آن میتواند ناشی از دو دلیل باشد: اول، این که اعتماد مفهومی انتزاعی بوده و گاهی اوقات با مفاهیمی چون معتبر بودن، قابل اتکا بودن و راحتی مترادف گرفته میشود. دوم، این که اعتماد مفهومی چند وجهی بوده و دارای ابعاد مختلف حسی و رفتاری میباشد (سپهری و اسدی، ۱۳۸۵). در مجموع میتوان گفت که اعتماد در جامعه افراد را به هم پیوند میدهد و از انفصال و پراکندگی آنها جلوگیری میکند و به افراد اجازه میدهد تا به همکاری بپردازند. در شرایط اجتماعی که مردم میتوانند مطمئن باشند که اعتماد آنها نه تنها مورد سوء استفاده قرار نمیگیرد، بلکه جبران میشود، احتمال زیادتری برای انجام دادن معاملات و مبادلات وجود دارد. در مقابل بیاعتمادی به تدریج به سطح روابط میان فردی کشیده میشود (طالبی، برزگری دهج، ۱۳۹۱) جدول۲-۱.تعریف اعتماد در منابع مختلف (فلاحزاده،۱۳۹۱،ص.۲۹)
مرجع
تعریف اعتماد
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
برونزا بودن پروژه تعریف شده و ضرب الاجل و فشارهای موجود در این زمینه
۳۷
تغییرات مدیریتی که بعد از کار مطالعاتی و قبل از اجرا در سازمان رخ داده
۳۸
نبود زمانبندی مناسب
۳۹
برخورد کاسب کارانه سازمان و گروه مجری با یکدیگر
۴۰
فقدان مطالعات اولیه در تعریف مسأله (امکان سنجی، برآورد هزینه و مهندسی مجدد).
منبع : سوری (۱۳۸۷) لازم به ذکر است که با توجه به مشابهت هایی که بین عوامل مذکور ذکر شده در جدول ۲- ۱۶ وجود دارد می توان آن ها را در سه دسته کلی طبقه بندی کرد : دسته اول مرتبط با ویژگی های سازمان شامل آمادگی سازمان ها برای اجرای پروژه، فرهنگ تغییر و شرایط مدیریتی و ساختار سازمان است. دسته دوم عوامل مربوط به اجرای پروژه شامل تعریف پروژه، مراحل اجرا، گروه مشاور و راهکارهای ارائه شده است. دسته سوم عوامل محیطی که محدوده خارج از سازمان را شامل شده و مستقیماً سازمان را تحت تأثیر قرار می دهند. در میان موارد فوق دسته اول از مهمترین موانع بازدارنده در اجرای پروژه های مهندسی مجدد در سازمان های ایرانی به شمار می رود که در موارد مرتبط با آن وجود مقاومت های سازمانی بیشترین دلیل شکست را شامل می شود(سوری، ۱۳۸۷ : ۲۲۶- ۲۲۷).
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
سوری در کتاب مهندسی مجدد در سازمان های ایرانی در ارتباط با کاربرد مدیریت دانش در پروژه های مهندسی مجدد اظهار می کند که عواملی همچون توجه به دانش موجود در فرآیندها، به اشتراک گذاری دانش موجود در فرآیندها، جذب افراد براساس صلاحیت دانشی، توجه کافی به استقرار نظام مدیریت دانش، مدیریت دانش موجود در فرآیندهای سازمان و توسعه و بهره برداری از دانش موجود در فرآیندهای سازمانی از عوامل تأثیر گذار بر پیاده سازی موفق BPR هستند(سوری، ۱۳۸۷ : ۱۳۵- ۱۸۵).
۲-۲۲-۲۰- دیدگاه زارعی و فرکیش
شکل ۲- ۱۰ به ارائه مدل تأثیرگذاری عوامل مختلف مؤثر بر مهندسی مجدد، از طریق طبقه بندی آنها پرداخته است(زارعی و فرکیش، ۱۳۸۴).
شکست پروژه
عوامل مؤثر بر پروژه های مهندسی مجدد
موفقیت پروژه
عوامل مرتبط با ویژگی های سازمانی
– تصویر و تصور غلط از مهندسی مجدد – وجود مقاومتهای سازمان در برابر پروژه مهندسی مجدد – انگیزه پایین برای کاهش هزینه، عملیات کارآمد و اثربخش – عدم مشارکت و درگیری افراد سازمان در پروژه
آمادگی سازمان برای اجرای پروژه
– فرهنگ سازی و آموزش سازمان جهت ایجاد تصویر و تصور صحیحی از مفاهیم مهندسی مجدد و پیشگیری از مقاومتهای احتمالی – انگیزه بالا برای کاهش هزینه، عملیات کارآمد و اثربخش – مشارکت و همراهی مدیریت ارشد سازمان و پرسنل آن در به ثمر نشستن پروژه مهندسی مجدد
– برخورد کاسب کارانه با گروه مشاور – نبود فرهنگ تغییر و تمایل به بازگشت به نقطه اولیه – عدم فرهنگ سازی برای انجام مهندسی مجدد – آشنایی سطحی و عدم آشنایی سازمانها با مفاهیم مهندسی مجدد
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
خـاک درش چـو کیمـیا، بیش بهـای ممــلکت واژگان: کیان: پادشاهان بزرگ. (برهان) گوهر: مروارید که به عربی لؤلؤ خوانند و مطلق جواهر را نیز گفتهاند. (برهان) معنی و مفهوم: شاه اخستان، همچون تاجی بر سر پادشاهان بزرگ است (مایهی افتخار کیانیان است) و در ارزش و برتری همچون گوهری است که در تاج بزرگان تعبیه شده است. خاک درگاه او، مانند کیمیا ارزشمند و قیمتی میباشد به حدّی که این خاک، از تمام مملکت با ارزشتر است. آرایههای ادبی: افسر گوهر و گوهر افسر نوعی از قلب در بیت ایجاد کرده است. خاک درِ پادشاه، در ارزشمندی به کیمیا تشبیه شده است. توضیحات: کیمیا: به اصطلاح ارباب صنعت، علمی و عملی است که روح ونفس اجسام را به مرتبهی کمال رساند و فی المثل قلع و مس را سیم و زر کند. کیمیا را با چهار علم دیگر (سیمیا، لیمیا، ریمیا و هیمیا) علوم غریبه یا خمسهی محتجبه گویند. کیمیا در لغت فارسی به معنی مکر و حیله است. زیرا این علم خالی از فریبی نیست. (یاحقی، ۱۳۷۵: ۳۵۹- ۳۵۸) ۹۲ – عقل که دید طلعتـش، حرز بر او دمید و گفت اینـت شـه مَلـَک سـپه، عرش لوای ممــلکت واژگان: طلعت: دیدار، روی. (دهخدا) لوا: درفش، رایت، علم. (معین) معنی و مفهوم: عقل با دیدن فروغ روی شاه اخستان، برایش دعا خواند و بر او دمید که چشم زخمی به او نرسد و چنین گفت: احسنت بر این پادشاهی که سپاهیانش فرشتگان هستند و عرش (فلک الافلاک) به منزلهی پرچم و بیرق مملکت اوست .
 آرایههای ادبی: عرش لوا، اضافهی تشبیهی مقلوب است . ۹۳ – گفت جهانش ای ملـک، تو ز کیانی از کـیان؟ گفــت ز تخـم آرشـم، نخـل بــقای ممــلکت معنی و مفهوم: جهان به ممدوح (شاه اخستان) گفت: تو از نسل کدام یک از پادشاهان هستی؟ شاه پاسخ داد، من از نژاد پهلوان آرش هستم و مانند نخلی تناور و استوار، دیرگاهی است که بر این مملکت حکومت میکنم. آرایههای ادبی: کیان و کیان جناس ناقص دارند. شاه در استواری و دیرپایی به صورت مجمل به درخت نخل تشبیه شده است. ۹۴ – گفت به تیغش آسمان، کای گهری، تو کیستی گفـت مـن آتـش اجل، زهـر گــیای ممـلکت واژگان: گهری: اصیل، بانژاد. (معین) زهرگیا: گیاهی است که هر کس اندکی از آن بخورد فی الحال هلاک گردد. (برهان) معنی و مفهوم: آسمان به شمشیر شاه اخستان گفت: ای شمشیر نژاده و گوهرین، (از جنس گوهر) تو چه کسی هستی؟ شمشیر پاسخ داد: من آتش مرگ و نیستی و گیاه زهرآلود و کشندهی دشمنان این مملکت هستم . آرایههای ادبی: آتش اجل اضافهی تشبیهی است . بیت دارای آرایهی تشخیص است. ۹۵ – گرچه به باطل اختـران، افسـر عاجزان برند اوسـت مظـفر به حـق، خـانـه خـدای ممـلکت معنی و مفهوم: اگر چه ستارگان مؤثر در طالع و حیات انسان، به ناحق تاج سر پادشاهان ضعیف و ناتوان را میربایند و آنها را از حکمرانی بر میاندازند؛ امّا شاه اخستان پیروز و ظفرمند راستین، صاحب سرای مملکت میباشد (ستارگان نمیتوانند تاج او را بربایند). آرایههای ادبی: بیت دارای آرایهی تشخیص است. ۹۶ – مار به ظلم اگـر بـرد خایـهی موش، ناسـزا جان پلنـگ چون برد، کوسـت سـزای ممـلکت واژگان: خایه: تخم، بیضه. (دهخدا) معنی و مفهوم: شاید مار بتواند از موجود ضعیفی مانند موش دزدی کند و ناروا از او تخم بدزدد، امّا نمیتواند به جان پلنگ آسیبی برساند، زیرا پلنگ شایستهی فرمانروایی بر مملکت است. آرایههای ادبی: مار استعاره از دشمنان پادشاه (ممدوح)، موش استعاره از پادشاهان ضعیف و پلنگ استعاره از شاه اخستان است. مار و موش و پلنگ، با هم مراعات نظیر دارند. این بیت تمثیلی برای بیت پیش است. توضیح: واژهی خایه در مصراع اوّل نامناسب می کند و مفهوم درستی به دست نمیدهد، در نسخه بدلها به جای خایهی موش، خانهی موش آمده که درست تر می کند. ۹۷ – مشتری از پی مـلک، کـرد سـجل خط بـقا بسـت بنـات نعــش را عـقد بــرای ممــلکت واژگان: سجل: عهد، ثبت. (معین) بنات نعش: هفت اورنگ. (دهخدا) توضیحات معنی و مفهوم: مشتری که قاضی و فقیه آسمانهاست، برای پادشاه (اخستان) بقا و جاودانگی را ثبت نموده و بنات نعش (دختر آسمان) را برای مملکت (داماد) عقد بست . آرایههای ادبی: بنات النعش به عروسی مانند شده است که او را برای مملکت که همانند داماد است عقد بسته اند. مشتری نیز مانند عاقدی بوده که برای آنان خطبه خوانده است . توضیحات : بنات النعش: بنات جمع بنت به معنی دختر، دختران و سه ستاره که بر طول واقع شده، در صورت دب اکبر (هفت اورنگ) به دنبال نعش و سه ستاره به همین شکل در « دب اصغر » اوّلی را بنات النعش کبری و دومی را بنات النعش صغری گفتهاند. آنها را « سه دختر » و « سه خواهر » و دختر نعش یا دختران نعش هم گفتهاند. (مصفی، ۱۳۶۶: ۹۲) ۹۸ – بدر ستاره لشـکر است، اوج طراز آسـمان بحر نهنـگ خنـجر است، ابر سـخای ممــلکت واژگان: بدر: حالتی از نیمکرهی روشن ماه. (معین) طراز: نگار، جامه، زیور. (منتهی الارب) معنی و مفهوم: شاه (ممدوح) به منزلهی ماه بدر (کامل) است که ستارگان آسمان لشکر او هستند و او زینت دهنده و زیبایی بخش اوج آسمانهاست. او مانند دریایی بزرگ و با عظمت است که خنجرش به منزلهی نهنگ این دریاست. سلطان همانند ابر بخشندهای است که بر مملکت عطا و بخشش میبارد. آرایههای ادبی: ممدوح به ماه بدر و لشکرش به ستارگان تشبیه شده است، همچنین شاه به دریا و ابر و شمشیرش به نهنگ مانند شده است. ابر سخا، اضافهی تشبیهی است. دریا با نهنگ تناسب دارد. بدر، ستاره و آسمان نیز با هم مراعات نظیر دارند. ۹۹ – بـدر چو شعری دوم، بحر چو کسری سوم دولـت ظلـم کـاه او، عدل فزای راستـین واژگان: شعری: نام دو ستاره یکی شعریالعبور و دیگری شعریالغمیصاء. (فرهنگ لغات)توضیحات.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شکل ۴-۷۴- شبیهسازی متغیر حاشیه سود دیتا شکل ۴-۷۵- شبیهسازی متغیر قیمت منابع دیتا نتایج حاصل از شبیهسازی شاخص های مالی در بخش تلفن ثابت در شکلهای شماره ۴-۷۶ تا ۴-۷۹ نشان داده شده است. نتایج این بخش نیز نشاندهنده رشد نمایی شاخص ها تا پایان دوره شبیهسازی است. علت رشد افزایشی این متغیرها نیز به دلیل انحصاری بودن این خدمت توسط شرکت مخابرات ایران میباشد. شکل ۴-۷۶- شبیهسازی متغیر درآمد تلفن ثابت شکل ۴-۷۷- شبیهسازی متغیر هزینه های تلفن ثابت
شکل ۴-۷۸- شبیهسازی متغیر قیمت منابع تلفن ثابت شکل ۴-۷۹- شبیهسازی متغیر حاشیه سود تلفن ثابت شکلهای شماره ۴-۸۰ تا ۴-۸۳ نیز روند افزایش درآمد، هزینه، حاشیه سود و سرمایه کل شرکت هلدینگ مخابرات ایران را در طول دوره شبیهسازی نشان می دهند. همانطوریکه ملاحظه می شود روند این متغیرها نیز نمایی مثبت میباشد. با توجه به اینکه قسمت عمده شرکت مخابرات ایران از شرکتهای فوق تشکیل شده است، میتوان گفت نمودارهای زیر نیر برآیندی از نمودارهای مشابه در شرکتهای زیرمجموعه میباشند. بنابراین در مجموع این نتیجه حاصل می شود که شاخص های مالی درآمد، هزینه، حاشیه سود و سرمایه در سطح هلدینگ در طول دوره شبیهسازی روند افزایشی نمایی مثبت خواهد داشت.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
شکل ۴-۸۰- شبیهسازی متغیر درآمد هلدینگ شکل ۴-۸۱- شبیهسازی متغیر هزینه های هلدینگ
شکل ۴-۸۲- شبیهسازی متغیر حاشیه سود هلدینگ شکل ۴-۸۳- شبیهسازی متغیر سرمایه هلدینگ ۴-۶-۳-۲-بررسی شاخص های زمان با توجه به اهمیت شاخص زمان تحویل، در این مجموعه به این شاخص پرداخته شده است. نتایج حاصل از شبیهسازی شاخص های زمان تحویل خدمت در هر سه بخش نشاندهنده کاهش این شاخص در طول دوره شبیهسازی دارد. این کاهش در ابتدا به علت افزایش شدید ظرفیت شبکه بسیار شدید میباشد که به تدریج کاهش مییابد تا اینکه به ثبات برسد. شکلهای ۴-۸۴ تا ۴-۸۶ نشاندهنده نتایج شبیهسازی شاخص های این بخش هستند. مطابق نمودارها، زمان تحویل تلفن همراه به علت ظرفیت مناسب شبکه و ایجاد امکانات متناسب با تقاضا در دوره جاری تا پایان دوره شبیهسازی در مدت زمان یک روز قابل واگذاری است. در بخش دیتا، به علت تقاضای بیشتر بازار در مقایسه با ظرفیت شبکه، زمان تحویل به حداقل ممکن نرسیده و همچنان تا پایان دوره شبیهسازی با یک شیب کاهنده به تناسب افزایش ظرفیت شبکه در حال کاهش میباشد. زمان واگذاری تلفن ثابت تا حدودی مشابه دیتا است اما اندکی زمان واگذاری بیشتر است که این تفاوت نیز به علت بررسی امکانات فنی و نصب فیزیکی آن امکانات جهت واگذاری این محصول در یک مکان فیزیکی است. در حالیکه در خصوص تلفن همراه نیازی به نصب فیزیکی تجهیزات نیست و یک محصول کاملا بدون سیم است و در مورد دیتا نیز واگذاری بر روی بستر موجود تلفن ثابت انجام می شود.
شکل ۴-۸۴- شبیهسازی متغیر زمان تحویل تلفن همراه شکل ۴-۸۵- شبیهسازی متغیر زمان تحویل دیتا
شکل ۴-۸۶- شبیهسازی متغیر زمان تحویل تلفن ثابت ۴-۶-۳-۳-بررسی شاخص های ظرفیت بر اساس نتیجه گیری حاصل از فصل دوم پژوهش شاخص های ظرفیت شبکه، تعداد مشتریان، بهره برداری از ظرفیت و مقدار خرید تجهیزات مورد بررسی قرار گرفته شده است نتایج حاصل از شبیهسازی شاخص های ظرفیت در بخش تلفن همراه در شکل های شماره ۴-۸۷ تا ۴-۸۹ نشان داده شده است. شاخص ها نشاندهنده افزایش ظرفیت شبکه و به تناسب آن تعداد مشتریان در این بخش است. همانطوریکه ملاحظه می شود در یک مقطعی از دوره شبیهسازی (از سال ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۱) به علت تقاضای شدید بازار و افزایش کیفیت خدمات تلفن همراه در سطح جهانی و داخلی، متغیرهای ظرفیت شبکه و تعداد مشتریان روند روبه رشد افزایشی داشته است. اما در ادامه دوره با توجه به افزایش ضریب نفوذ این محصول در بازار و رشد رقبا و به دنبال آن کاهش تقاضا روند افزایشی این متغیرها کندتر می شود.
شکل ۴-۸۷- شبیهسازی متغیر تعداد مشتریان تلفن همراه شکل ۴-۸۸- شبیهسازی متغیر ظرفیت شبکه تلفن همراه
شکل ۴-۸۹- شبیهسازی متغیر خرید تجهیزات تلفن همراه نتایج حاصل از شبیهسازی شاخص های ظرفیت در بخش دیتا نیز در شکلهای شماره ۴-۹۰ تا ۴-۹۲ نشان داده شده است. نتایج، نشاندهنده رشد نمایی ظرفیت شبکه و تعداد مشتریان در این بخش است. با توجه به جدید بودن این خدمت در ابتدای دوره شبیهسازی مقادیر متغیرها بسیار کم و در ادامه با توجه به تقاضای بازار، روند رو به رشد افزایشی خواهد داشت. با بررسی روند ظرفیت آزاد شبکه و بهره برداری از ظرفیت، مقدار شاخص بهره برداری از ظرفیت در این بخش مقدار ثابت ۹۰% در نظر گرفته شده است. بنابراین میتوان نتیجه گرفت که به طور میانگین ۱۰% ظرفیت قابل واگذاری همیشه به صورت ذخیره موجود میباشد و در نتیجه مقدار اثر شلاق چرمی که در اثر تقاضای غیر منتظره ممکن است ایجاد شود، کاهش مییابد. در واقع میتوان گفت اثر شلاق چرمی رابطه معکوس با ظرفیت آزاد شبکه دارد.
شکل ۴-۹۰- شبیهسازی متغیر ظرفیت شبکه دیتا شکل ۴-۹۱- شبیهسازی متغیر تعداد مشتریان دیتا
شکل ۴-۹۲- شبیهسازی متغیر ظرفیت آزاد شبکه دیتا نتایج حاصل از شبیهسازی شاخص های ظرفیت در بخش تلفن ثابت نیز در شکلهای شماره ۴-۹۳ تا ۴-۹۵ نشان داده شده است. نتایج حاصل از شاخص های ظرفیت شبکه و تعداد مشتریان و ظرفیت آزاد شبکه نشاندهنده رشد نمایی این متغیرها در طول دوره شبیهسازی دارد. با توجه به مقدار اولیه متغیرهای این گروه و قدیمیتر بودن این خدمت در بخش مخابرات، روند رو به رشد این متغیرها کندتر از متغیرهای مشابه در بخش دیتا خواهد بود. نسبت شاخص بهره برداری از ظرفیت نیز در ابتدا ۸۵% است که در اواخر دوره شبیهسازی مقدار آن به ۷۳% میرسد. بنابراین با توجه به ظرفیت قابل توجه آزاد شبکه در این بخش، اثر شلاق چرمی نیز ناچیز میباشد. شکل ۴-۹۵ نمایانگر ظرفیت آزاد شبکه در این بخش میباشد. شکل ۴-۹۳- شبیهسازی متغیر تعداد مشتریان تلفن ثابت شکل ۴-۹۴- شبیهسازی متغیر ظرفیت شبکه تلفن ثابت
شکل ۴-۹۵- شبیهسازی متغیر ظرفیت آزاد شبکه تلفن ثابت نتایج حاصل از شاخص ظرفیت شبکه انتقال در هلدینگ مخابرات نیز نشاندهنده رشد نمایی این متغیر در طول دوره شبیهسازی دارد. دلیل این امر نیز افزایش رو به افزایش سرمایه گذاری هلدینگ در این بخش جهت ایجاد زیرساختهای انتقال مکالمات و دیتا است. نتیجه شبیهسازی این شاخص در شکل ۴-۹۶ نشان داده شده است.
شکل ۴-۹۶- شبیهسازی متغیر ظرفیت انتقال هلدینگ ۴-۶-۳-۴-بررسی شاخص های کیفیت نتایج حاصل از شبیهسازی شاخص های رضایت مشتری و کیفیت شبکه نیز در بخشهای مختلف در شکلهای شماره ۴-۹۷ تا ۴-۱۰۲ نشان داده شده است. نتایج شبیهسازی نشان از رشد این شاخص ها در طول دوره شبیهسازی دارد. روند شاخص ها نشان میدهد که در نهایت به یک حالت ثبات میرسند. در واقع میتوان از متغیرهای این بخش و بخش قبل نتیجه گرفت که شاخص کیفیت شبکه تابعی از ظرفیت شبکه و رضایت مشتری تابعی از کیفیت شبکه است و بین این شاخص ها رابطه کاملا مستقیم وجود دارد. در بخشهای تلفن همراه و تلفن ثابت که ظرفیت شبکه بیشتر است و در واقع کیفیت شبکه بهتر است رضایت بیشتری نیز از خدمات وجود دارد اما در مورد دیتا این رضایت اندکی ضعیفتر است.
شکل ۴-۹۷- شبیهسازی متغیر رضایت مشتری دیتا شکل ۴-۹۸- شبیهسازی متغیر رضایت مشتری تلفن همراه
شکل ۴-۹۹- شبیهسازی متغیر کیفیت شبکه شکل ۴-۱۰۰- شبیهسازی متغیر رضایت مشتری تلفن ثابت
شکل ۴-۱۰۱- شبیهسازی متغیر کیفیت شبکه تلفن ثابت شکل ۴-۱۰۲- شبیهسازی متغیر کیفیت شبکه دیتا ۴-۷-مدلسازی ریاضی زنجیره تامین در ادامه اعتبارسنجی و شبیهسازی مدل در این مرحله به تجزیه و تحلیل و تعیین هویت سیستم با بهره گرفتن از داده های ورودی و خروجی با بهره گرفتن از مفهوم سیستمهای پویا پرداخته می شود. لازم به ذکر است که جهت رسم جدولها و نمودارها و همچنین محاسبه توابع مختلف همبستگی، دگر همبستگی وتابع چگالی طیفی در این بخش از نرم افزار متلب استفاده می شود. ۴-۷-۱- مدل سیستمی زنجیره تامین خدمات شرکت مخابرات ایران همانطوریکه قبلا نیز در بخش ساختار زنجیره تامین شرکت مخابرات ایران به آن پرداخته شد در این شرکت سه نوع محصول تلفن ثابت، دیتا و تلفن همراه به مشتریان عرضه میگردد. مدل سیستمی زنجیره تامین مورد پژوهش در شکل شماره ۴-۱۰۳ نشان داده شده است. G1 تابع تبدیل مرحله اول سیستم (نصب و راه اندازی تجهیزات جدید)، G2 تابع تبدیل مرحله دوم (واگذاری خدمات به مشتریان ) و G3 تابع تبدیل مرحله نهایی سیستم (مرحله استفاده از خدمات و نگهداری ) میباشد. متغیر u ورودی یا انگیزش سیستم (سرمایه گذاری در خرید تجهیزات جدید)، ۱x خروجی مرحله اول (ظرفیت قابل واگذاری)،x2 خروجی مرحله دوم (تعداد مشتریان) وx خروجی نهایی سیستم (حاشیه سود) میباشد. بازخور H نیز به معنی برگشت سود حاصل از خدمات به سیستم یا سرمایه گذاری در خرید تجهیزات جدید میباشد. اندیس t نشانگر توابع و متغیرهای سیستم در حوزه زمان و اندیس s نمایانگر حوزه لاپلاس است. x شکل ۴-۱۰۳- مدل سیستمی زنجیره تامین خدمات شرکت مخابرات ایران ۴-۷-۲- تابع خودهمبستگی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-
- در قضیه دیگری دیوان سِن اعلام کرد که شرط ملت کاملهالوداد مندرج در معاهده ۱۸۸۲ فرانسه و بریتانیا تنها به آن دسته از موضوعات بریتانیایی (اعم از اشخاص یا اشیا) که در فرانسه قرار دارند، قابل اعمال است. دیوان می گوید: “… یک تبعه بریتانیایی که در سوئیس اقامت دارد نمیتواند خواهان تسری منافع شرطی شود که تنها به اتباع بریتانیایی مستقر در فرانسه اعطا شده است.”[۱۲۹]
گفتیم که یکی از ارکان کسب حقوق ناشی از رفتار ملت کاملهالوداد تعلق داشتن “به همان طبقه از اشخاص یا اشیاء” است که به طور ضمنی منجر به مشاجراتی پیرامون قاعده راجع به “مواد یا کالاهای مشابه” می شود. در معاهدات تجاری مرسوم نیست که صراحتا به منافعی که در رابطه با وظایف و عوارض گمرکی، دیگر تعهدات، مواد، کالاها و غیره به دولت ذی نفع، نظیر آن چه که به دولت ثالث تعلق گرفته است، اشاره کنند.[۱۳۰] در نبود چنین تصریحی نیز، دولت ذی نفع، رفتار ملت کاملهالوداد را تنها برای آندسته از موضوعاتی بدستمی آورد که دولت ثالث از آن برخوردار شده است. کمیسیون حقوق بین الملل در هنگام تدوین پیش نویس شروط ملت کاملهالوداد، با وقوف بر “پیچیدگیهای این مسأله” تمایلی به کنکاش روی آن نداشت.
 آقای هاوکینز، در این باره چنین می گوید: “یکی از ملاکهای تشابه، مقایسه ویژگیهای اصلی کالاهای مربوطه است. این ملاک مانع از طبقه بندی مواد بر پایه ویژگیهای غیر اصلی می شود. چنان چه ویژگیهای ذاتی محصولات، مشابه باشد، میتوان آن ها را محصولات، مشابه قلمداد کرد و لذا برقراری نرخهای متفاوت تعرفهای بر آن ها، با شرط ملت کاملهالوداد در تعارض خواهد بود.” [۱۳۱]
-
- در دومین گزارش کاری گزارشگر راجع به شرط ملت کاملهالوداد در ۱۹ ژوئن ۱۹۶۸ به ذکر یک مثال قدیمی در این خصوص اشاره شده است که ذیلاً بیان می شود: در سال ۱۹۰۴ آلمان تقلیل عوارض گمرکی را به گلههای بزرگ گاوهای خال خالی کوهستان و گلههای گاو قهوهای که حداقل در منطقه ۳۰۰ متری بالای دریا و حداقل به مدت یک ماه در سال در ارتفاع ۸۰۰ متری بالای دریا به چرا بپردازند، اعطا نموده بود. در قضیه گاوهای سوئیسی مسأله این بود که آیا گاوی که در ارتفاعات بالاتر است، مشابه گاوی است که در ارتفاع پائینتر قرار دارد. اعمال قاعده ویژگیهای اصلی به این سؤال به سادگی پاسخ می دهد و آن این که گاوها از حیث ویژگیهای اصلی همگی با هم مشابهند و لذا طبقه بندی گاوها براساس ارتفاع جایگاه، که یک ویژگی غیر اصلی به حساب میآید، تبعیض به نفع یک کشور خاص و به ضرر دیگران تلقی خواهد شد، که در قضیه مورد بحث به نفع سوئیس و به ضرر دانمارک بود.[۱۳۲]سازمان خواربار و کشاورزی، به عنوان یک نهاد تخصصی ذی نفع که در موضوعات مربوط به تجارت حیوانات، دارای تخصصی ویژهای است، در پاسخ خود راجع به مثالی که در گزارش کاری گزارشگر آمده است، چنین بیان میکند: “با توجه به سابقه موضوع به نظر می رسد که این تعرفه خاص از نظر تکنیکی قابل توجیه باشد زیراکه در آن زمان برنامه اصلاح ژنتیک در جنوب آلمان اجرا شد. و در حال حاضر این تعرفه خاص به شکل دیگری نگارش یافته است. اما در سال ۱۹۰۴، اصطلاحاتی نظیر سیمنتال یا قهوهای سوئیسی به عنوان ویژگیهای معتبر قانونی شناخته نشده بود….. جدای از این باید دانست که تعرفههای خاص ناروا و دیگر ویژگیهای بهداشتی یا فنی معمولاً بدلایلی که میتواند تبعیض آمیز تلقی شود، اعمال میشوند.”[۱۳۳]
مشکلاتی که در تفسیر عبارت “محصولات مشابه” پیش میآید، به آسانی قابل برطرف شدن نیستند. این مسأله به خوبی هنگام تبادل نظرات در کمیته مقدماتی کنفرانس بینالمللی استخدام و تجارت نشان داده شده است. … ایالات متحده در این باره چنین گفت: “این عبارت تعریف دقیقی ندارد.” اما به نظر نماینده انگلیس »عدم تعریف مانع از عملکرد معاهدات تجاری نخواهد بود و تا زمانی که سازمان تجارت بینالمللی به مطالعه روی این موضوع خاص بپردازد، مطابق منشور عمل خواهد شد و نمیتوان در طول زمانی که این مطالعه آن جام می شود، عملکردهای دیگر را به حال تعلیق درآورد.» نماینده استرالیا چنین گفت: “کلیه کسانی که با اداره گمرگات در ارتباط هستند، میدانند که چطور مسأله “محصولات مشابه” دسته بندی می شود. این مسأله از طریق یک نظام طبقه بندی تعرفهای قابل حل است و اختلافات ناشی از آن غالباً برمی گردد به این که آیا این طبقه بندی درست است یا خیر. به نظر من، چنان چه مقررهای در خصوص آئین رسیدگی از طریق یک سازمان وجود داشته باشد این مشکل قابل حل خواهد بود.”[۱۳۴] اما کمیته اقتصادی جامعه ملل گزارشی درمورد “محصولات مشابه” داد و آن را “تشابه عملکرد دو محصول با هم” معنی نمود. همان گونه که بیان شد، عبارت “همان رابطه” میباید با کمی احتیاط اعمال شود. زیرا برای مثال رابطه میان دولت الف و اتباع آن، لزوماً همان رابطه، میان دولت ب و اتباعش نیست. قوانین دولت ها با هم متفاوتند به گونهای که کل حقوق و تعهدات ناشی از قوانین تابعیت یک دولت میتواند کاملاً متفاوت از قوانین تابعیت دولت دیگر باشد. چنین مشکلاتی در هنگام احاله به حقوق داخلی نیز میتواند رخ دهد. مثلاً وقتی قضیهای راجع به حق بر تأسیس یک شخصیت حقوقی مطرح می شود، میتواند سبب بروز مسائل پیچیدهای شود، چراکه جایگاه تعریف شخصیت حقوقی و اشخاص حقوقی در قانون داخلی است. برای مثال هنگامی که معاهدهای رفتار مطلوبی را در رابطه با طبقه معینی از اشخاص حقوقی به دولت ثالثی اعطا میکند، نظیر، نوع خاصی از شرکت با مسئولیت محدود آلمانی “beschrankter Haftung GesellsChaft mit” که برای کشورهای انگلوساکسون شناخته شده نیست، آیا انگلستان میتواند با استناد به شرط ملت کاملهالوداد، همان منافع را برای نوع انگلیسی شرکت که بیشترین مشابهت را با نوع آلمانی دارد، خواستار شود یا خیر؟ همین طور چنان چه معاهدهای منافعی را به شرکتهای فرانسوی از نوع association en participation اعطا نماید که نزدیک به نوع Joint Venture (مختلط) کشورهای کامن لوست، آیا کشوری با نظام انگلوساکسون میتواند به استناد ملت کاملهالوداد خواستار همان منافع برای شرکتهایی از نوع Venture Joint (مختلط) شود؟ مسأله دیگر در رابطه با تابعیت شرکت هاست که هنوز مطابق حقوق بینالملل تعیین نشده است. چنان چه دولتی بر طبق معاهده مؤسس چنین شرکت هایی، منافعی را اعطا نماید، قانونی که تابعیت آن شرکتها را معین میسازد، قانون دولت ذی نفع است. حال آیا دولت ذی نفع میتواند خواستار این حق برای تمامی کشورهایی شود که در قانون داخلیاش به عنوان شرکت تابعه تعریف شدهاند یا خیر. چنان چه به موجب قانون دولت ذی نفع، شرکتی متبوع تلقی شود که محل ثبت آن یا محل عمده تجارت آن در سرزمین دولت مورد بحث باشد یا این که آن دولت بخش عمدهای از سرمایه ثبت شده آن شرکت را در کنترل داشته باشد، در آن صورت، دولت معطی نمیتواند اعتراض کند که شرکتهای متبوع دولت ثالث که این مزایا مطابق قانون دولت ثالث به آن ها اعطا شده است، تعریفی از شرکتهای متبوع به عمل میآورد که بسیار مضیقتر از تعریف آن در قانون کشور ذی نفع است. لذا، دولت معطی نمیتواند منکر تسری منافع حاصله از شرط شده و مدعی شود که فقط نوع خاصی از منافع را به دولت ثالث اعطا کرده است. بههرحال این مشکلات ذاتی اعمال شرط بوده و چیزی از ارزش قاعده کلی تبیین کننده عملکرد شرط ملت کاملهالوداد که به آن اشاره گردید، نخواهد کاست. گفتار ششم. زمینههای اعمال شرط حوزههای مطرح در شروط ملت کاملهالوداد بسیار گسترده و متنوعند که در ذیل به زمینههای غالب آن ها میپردازیم:
-
- تنظیم تجارت بینالمللی، صادرات، واردات و تعرفههای گمرکی
-
- حمل و نقل به طور کلی و به ویژه حمل و نقل از طریق کشتیها، هواپیماها، قطارها، وسایل موتوری و غیره
-
- استقرار اشخاص حقیقی و حقوقی خارجی، حقوق و تعهدات شخصی آن ها
-
- استقرار هیأتهای دیپلماتیک و کنسولی و دیگر هیأتها، مزایا و مصونیتهای آن ها و رفتارشان به طور کلی (نمایندگان دیپلماتیک و هیأتهای آن ها)
-
- مالکیت فکری (مالکیت صنعتی، حقوق ادبی و هنری)
-
- دادگستری اعم از (دستیابی به دادگاهها و محاکم اداری در تمامی درجات صلاحیتی، شناسایی و اجرای احکام خارجی، هزینههای دادرسی و غیره)[۱۳۵]
فصل چهارم. انواع شروط ملت کاملهالوداد گفتار اول. شرط ملت کاملهالوداد مشروط در قرن ۱۸ میلادی، برای اولین بار شکل مشروط شرط پدیدار شد، این نوع شرط ابتدا در معاهده مودت و تجارت میان فرانسه و ایالات متحده در فوریه ۱۷۷۸ درج گردید. در مقدمه معاهده تأکید بر اهمیت تقابل شده بود، با این عبارت که یک رابطه تجاری دائمی و عادلانه میان دو کشور بدست نخواهد آمد مگر با برابری کامل و متقابل. مطابق ماده ۲ این معاهده طرفین به صورت متقابل متعهد میشدند که هیچ نفع خاصی را به ملتهای دیگر اعطا نکنند… که فوراً به طرف دیگر تسرّی یابد، اعم از این که چنین اعطایی مجانی بوده یا بر مبنای جبران و به طور مشروط صورت گرفته باشد.[۱۳۶] بر طبق این مقرره اگر ایالات متحده امتیازات جدیدی را به ثالث میداد فرانسه میتوانست در صورت ایداع جبرانی معادل با آن چه به ثالث داده شده است، امتیازات جدید را دریافت دارد. این شرط مشروط در اثر پافشاری فرانسه درج گردید. هرچند ایده این نوع شرط به فرانسه برمی گردد، اما به طور خاص این شکل از شرط، به دنبال منافع سیاسی و اقتصادی ایالات متحده در یک دوره طولانی مدت، پدیدار شد.[۱۳۷] تا این زمان شرط ملت کاملهالوداد عرفاً به گونهای به کار میرفت که هیچ محدودیتی برای طرف دیگری که امتیازات بعداً در نتیجه اعطا ثالث به او تسری مییافت وجود نداشت، اما با ورود تقابل از طرف ایالات متحده شروط ملت کاملهالوداد به دو دسته تقسیم شدند: ۱. شروط ملت کاملهالوداد غیرمشروط که منافع را مجاناً تسری میداد و ۲. شرط آمریکایی یا مشروط که جبران برابر را لازم میدانست. ایالات متحده تقابل را در سیاستهای تجاری اش به منظور دستیابی به بازارهای خارجی و حفظ برابری فرصتها به کار گرفت. تا قبل از ۱۹۲۳ معاهدات تجاری ایالات متحده به جز ۳ مورد بیشتر مشروط بود تا غیرمشروط البته از طرف ایالات متحده.[۱۳۸] در اواخر قران ۱۸ بعد از این که آمریکا استقلال خود را باز یافت، قدرتهای بزرگ اروپایی که روابط اقتصادی و سیاسی خود را بر مبنای روشهای امپریالیستی و مرکانتیلیستی تنظیم کرده بودند، در روابط با مستعمراتشان علیه دیگر کشورها تبعیض روا می داشتند، زیرا برای مستعمرات خود تعرفههای ترجیحی قائل شده و علیه دیگر کشورها تعرفههای سنگین اعمال مینمودند. لذا ایالات متحده که دیر به سمت تجارت جهانی آمده بود و هیچ مستعمرهای نداشت، تنها میتوانست بر رفتار متقابل از طریق شروط ملت کاملهالوداد غیرمشروط پافشاری کند. بهمین خاطر ایالات متحده در سال ۱۸۱۵ قانون تقابل را تصویب کرد که مطابق با آن به تعرفههای تبعیضی مطابق با اصل تقابل پایان میداد. در خلال دهه ۱۸۳۰ ایالات متحده موافقتنامههای تجاری دوجانبهای را منعقد کرد که حاوی شروط ملت کاملهالوداد مشروط با اغلب کشورهای آمریکای لاتین بود. علاوه بر این، شروط ملت کاملهالوداد مشروط تدریجاً از طرف دولت های اروپایی مورد پذیرش قرار گرفتند. بریتانیای کبیر قانون تقابل تعهدات را در سال ۱۸۲۳ تصویب کرد و بر طبق آن معاهدات دوجانبهای منعقد کرد که رفتار ملت کاملهالوداد مشروط را برای دولت های صادر کننده طرف معاهده، بههمراه داشت. بعداً دولت فرانسه نیز سیاست تجاری خود با انگلیس را بر مبنای تقابل دنبال کرد. وقتی بریتانیای کبیر موقعیت خود را به عنوان کارخانه تولید در جهان، تثبیت کرد، دیگر ملتهای اروپایی برای توسعه صنایع داخلی خود شروع به تقلا کردند، زیرا مایل بودند که روی پای خود بایستند و داخل در نظام تولیدی که بریتانیا دیکته میکرد، نشوند. برای بیشتر ملتهای اروپایی شرط ملت کاملهالوداد وسیله معقولی برای حمایت در برابر آزادی ورود کالاهای خارجی به بازارهای داخلی به حساب میآمد. رویههای تجاری ایالات متحده سریعاً شروع به اثرگذاری کرده بود و کشورهای اروپایی مشتاقانه خواهان اصل تقابل بودندو معاهدات بسیاری نیز بر پایه این اصل تصویب شد. به این ترتیب شرط ملت کاملهالوداد مشروط بعد از دوره ناپلئون در اروپا شایع شد و این فرم از شرط بین سالهای ۱۸۳۰ تا ۱۸۶۰ فرم غالب شروط ملت کاملهالوداد را تشکیل میداد.[۱۳۹] این شروط حامی منافع ملّی بودند. و از لحاظ نظری بر پایه برابری قرار داشت و هدف از آن ها برابری رفتار میان همه دولت ها بود. از طرف دیگر اعطای مشروط شرط، نفی مؤدبانه اعطای رفتار ملت کاملهالوداد بود و یک پیمان تفاهم (Pactum de Contrahendo) را تشکیل میداد. زیرا دول متعاهد، متعهد میشدند به این که برای اعطا منافع خاص مشابه، نسبت به منافعی که قبلاً به کشورهای ثالث تسری داده بودند[۱۴۰]، به مذاکره بپردازند. هرچند این شکل از شرط امروزه منسوخ و متروک شده است[۱۴۱] اما هیچ قاعدهای در حقوق بینالملل دولت ها را از درج شروط مشروط در معاهداتشان ممنوع نمیسازد.[۱۴۲] لذا این امکان و احتمال وجود دارد که بعضی از دولت ها بخواهند شروطی را در معاهداتشان بگنجانند که مشروط به جبران یا عوض هستند. گفتار دوم. تفسیر مشروط از شرط غیرمشروط در قرن ۱۹ و اوایل دهه های قرن ۲۰ دکترین و رویه بینالمللی درمورد تفسیر شرط ملت کاملهالودادای که صراحتاً چیزی درمورد مشروط یا غیرمشروط بودن در آن نیامده بود به دو دسته تقسیم میشد.[۱۴۳] این تقسیم بندی ناشی از رویه مستمر ایالات متحده در تفسیر شرط در جایی بود که مشروط یا غیرمشروط بودن شرط مورد تصریح قرار نمیگرفت.[۱۴۴] مبحث اول. وضعیت ایالات متحده وضعیت ایالات متحده به زمان خرید لویزیانا یعنی معاهده ۳۰ آوریل ۱۸۰۳ برمی گردد که به موجب آن فرانسه لویزیانا را به ایالات متحده واگذار نمود. ماده ۸ معاهده مقرر می داشت که کشتیهای فرانسوی میباید در بنادر لویزیانا از رفتار ملت کاملهالوداد برخوردار شوند. بموجب این مقرره فرانسه در سال ۱۸۱۷ خواستار مزایایی شد که از سوی ایالات متحده به بریتانیای کبیر در تمامی بنادر ایالات متحده اعطا شده بود و مدعی بود که آن مزایا نیز به فرانسه در بنادر لویزیانا تسری مییابد. این مزایا در نتیجه قانون ۳ مارس ۱۸۱۵ کنگره اعطا شده بود. قانون کنگره کشتیهای خارجی را از ایفای تعهدات گمرکی تبعیض آمیز در بنادر ایالات متحده بشرط معافیت کشتیهای آمریکایی از چنین تعهداتی در بنادر آن کشورها، معاف نموده بود. این معافیت به بریتانیای کبیر اعطا شد ولی به فرانسه خیر. کشتیهای فرانسوی همچنان عوارض گمرکی تبعیضی را میپرداختند. ادعای فرانسه به این دلیل رد شد که معنای شرط این نیست که فرانسه بایستی از رفتار مطلوب به عنوان یک هدیه مجانی بهره مند شود که به دیگر ملتها براساس یک جبران کاملاً معادل با رفتار، اعطا شده ا ست. آقای آدامز چنین گفت: “چنان چه قرار باشد کشتیهای فرانسوی در بنادر لویزیانا همان عوارضی را که کشتیهای ایالات متحده در بنادر فرانسه میپردازند، پرداخت کنند در آن صورت بر پایه رفتار ملت کاملهالوداد مطابق ماده مورد بحث رفتار نشده است، بلکه بر مبنایی مطلوب تر از هر ملت دیگری عمل شده است زیرا که دیگر ملتها بهجز انگلستان تعهدات و عوارض بالاتری را میپردازند و معافیت انگلستان یک هدیه مجانی نبوده، بلکه حاصل یک معامله و مبتنی بر یک قیمت عادلانه و مساوی بوده استـ.» اما فرانسه نپذیرفت و ادعای خود را از طریق مکاتبات دیپلماتیک تا ۱۸۱۳ دنبال نمود. تا این که اختلاف به موجب معاهدهای که تفسیر ایالات متحده را پذیرفت، حل گردید.[۱۴۵] لذا نه تنها تغییر جهتی در تفسیر شروط غیرمشروط صورت گرفت، بلکه سیاست تجاری ایالات متحده و رویه معاهداتی هم از شروط غیرمشروط به مشروط تغییر یافت. در همین زمان معاهده مودت و تجارت و حقوق کنسولی ۸ دسامبر ۱۹۲۳ میان ایالات متحده و آلمان منعقد گردید. وضعیت ایالات متحده از طرف وزیر امور خارجه وقت این گونه تشریح شده است: “اشتباه فاحشی وجود دارد که باید آن را اصلاح کنم. گفته شده است که مزایای اعطا شده به آلمان بر طبق شروط ملت کاملهالوداد معاهده حاضر، به طور اتوماتیک به قدرتهای دیگر نیز بدون نیاز به کسب منافعی که معاهده آلمان به ما اعطا میکند، تسری مییابد، که اشتباه است.» »ما به آلمان رفتار ملت کاملهالوداد غیرمشروطی را اعطا نمودیم که آلمان به ما داده است. ما رفتار ملت کاملهالوداد غیرمشروط را به قدرتهای دیگری که مایل نیستند با ما همان معاهده را داشته باشند، اعطا نمیکنیم. رفتار ملت کاملهالوداد به دیگر قدرتها، تنها براساس معاهداتی که با آن ها داریم، اعطا خواهد شد و این معاهدات هیچ کدام رفتار ملت کاملهالوداد غیرمشروط را دربرنمی گیرد. ما نمیتوانیم معاهداتی را با کلیه قدرتها هم زمان منعقد نمائیم، اما اگر سنا تصویب کرد، ما باید بر سر معاهدات مشابه با قدرتهای دیگر مذاکره کنیم و قدرتهای دیگر رفتار ملت کاملهالوداد غیرمشروط را بدست نخواهند آورد، مگر با ما معاهدهای نظیر آن چه آلمان داشت، منعقد نمایند.[۱۴۶] » ده سال بعد وزیر امور خارجه وضعیت منعطف تری را اتخاذ نمود، به این نحو که اعطای سود به یک کشور مطابق با شرط ملت کاملهالوداد غیرمشروط به منزله اعطای مجانی آن در چارچوب یک شرط ملت کاملهالوداد مشروط است. مطابق با این تفسیر، در سال ۱۹۴۶، ایالات متحده، اعراض کنندگان از اعطای رفتار ملت کاملهالوداد در معاهدات موجود را به دلیل اعطای ترجیحات تعرفهای به محصولات فیلیپینی که پس از استقلال فیلیپین و بر مبنای تقابل رخ داده بود، مورد تعقیب قرار داد، اعم از این که اعراض کنندگان، کشورهایی بودند که شروط مندرج در معاهداتشان با ایالات متحده مشروط بود یا غیرمشروط. نتیجه تغییر در تفسیر شروط، ارائه نظامی بود که مطابق آن شروط در یک حوزه خاص (تعرفه ها) به شروط غیرمشروط ملت کاملهالوداد تبدیل میگردیدند. مبحث دوم. وضعیت بریتانیا و قاره اروپا وضعیت بریتانیا و قاره اروپا بعد از چرخش یک قرن عوض شد و این شد که امتیازات اعطا شده در برابر جبران میتواند بر طبق شرط ملت کاملهالوداد مورد مطالبه قرار گیرد. در این زمینه آقای “بدوان” چنین استدلال میکند: “… مبنای نظریه آمریکایی در نظام قراردادهای انگلوساکسون قرار دارد که لازم میداند برای تشکیل یک قرارداد، مزایا و منافع حاصله از آن باید متقابل باشد. اما اعمال این تئوری در این جا قابل توجیه نیست، زیرا ملتی که رفتار مساوی را به دست میآورد، پیشاپیش به دولت ثالث حقوقی را اعطا نموده است که الانه میتواند آن را مطالبه کند، به این دلیل که به طرف متعاهد دیگر خود، همان رفتار مساوی و حق دریافت همان مزایای اعطا شده به دولت ثالث را اعطا کرده است. عبارت “معادل یا برابر” به این منظور آمده است که به طرف ثالث، از طرق قراردادی، حقی را بدهد که متعهد آن طرفین متعاهد هستند و این مساوی است با این که بگوئیم شرط ملت کاملهالوداد. و لذا مطلقاً هیچ اثری ندارد». نهایتاً از دیدگاه حقوق گمرکی، نظام آمریکایی منتهی به یک نظام تبعیضی و ترجیح آمیزی می شود که بر پایه منافع اعطا شده به بعضی از ملتها و مضایقه آن از دیگران قرار دارد و برای دولت هایی که تعرفه خود را اصلاح نمودند هیچ برابر یا مابه ازایی برای ارائه وجود ندارد.[۱۴۷] مبحث سوم. دیدگاه جامعه ملل کمیته اقتصادی جامعه ملل بر پایه ملاحظات اقتصادی، به طور قوی از دیدگاه استفاده از شروط ملت کاملهالوداد غیرمشروط در موضوع گمرکات حمایت کرده است. آن چه در ذیل میآید، دستورالعملهایی است که از سوی این نهاد در سالهای ۱۹۳۳ و ۱۹۳۶ ارائه شده است: “شرط ملت کاملهالوداد متضمن حق تقاضا و تعهد به اعطا، در خصوص کاهش تمامی عوارض و مالیاتها و نیز اعطای کلیه مزایا از هر نوعی به ملت کاملهالوداد است. هیچ موضوعی درباره این که آیا این کاهشها و مزایا مستقلاً اعطا می شود یا بر حسب کنوانسیون هایی که با ثالث منعقد می شود، مطرح نیست» شرط مجموعه کاملی از مزایا را اعطا میکند که گستره عملی و واقعی آن به گستره امتیازاتی وابسته است که به کشورهای دیگر اعطا می شود. همچنین شرط نوعی تضمین است به این معنا که کاملاً و به طور اتوماتیک، برابری کامل و همه جانبه رفتار را با کشوری که در آن موضوع دارای وضعیت کاملهالوداد است، مقرر می دارد. لذا، با توجه به این که شرط میتواند چنین نتایجی را به بار آورد، حکومتی که رفتار ملت کاملهالوداد را اعطا نموده است، ملزم است که به طرف متعاهد دیگر نیز همان مزایایی را که به دولت ثالث اعطا نموده، فوراً و به عنوان موضوع یک حق، بدون این که طرف دیگر مجبور به جبران باشد، اعطا کند. به عبارت دیگر شرط باید غیرمشروط باشد. در بعضی از موارد، شروط ملت کاملهالوداد مشروط در معاهدات درج شدهاند و در مواردی نیز شروط ملت کاملهالوداد موجود، به عنوان شروط مشروط تفسیر شدهاند به این منظور که کاهش عوارضی که به یک کشور ثالث اعطا شده، در مبادله با امتیازی معادل یا برابر آن بوده است. این نظر مبتنی بر این مفهوم است که کشوری که در بعضی از جنبه ها، امتیازات برابر را اعطا نکرده است، حق ندارد در این جنبه ها، همان امتیازات را دریافت دارد، حتی اگر در جنبههای دیگر، امتیازات گستردهای را هم اعطا کرده باشد. اما تکرار مکررات نخواهد بود که بگوئیم در توجیه آن استدلال شده است که هرچند شرط مشروطی از این نوع، برابری تعرفهها را اعطا نمیکند اما لااقل، تا حدی برابری فرصتها را ارائه می دهد، ولی به هیچ وجه، این نوع شرط اشتراکی با آن نوع از شرطی که کنفرانس اقتصادی بینالمللی و کمیته مشورتی اقتصادی در سال ۱۹۲۳ برای امکان تصویب گستردهتر موضوع ارائه دادند، ندارد. در واقع، انکار چنین شرطی، به این دلیل است که اساس شرط ملت کاملهالوداد در نفی انواع تبعیضها قرار دارد و شرط مشروط به دلیل ماهیتش نوعی تبعیض محسوب می شود و هیچ یک از مزایای ویژه شرط ملت کاملهالوداد را که عبارتند از ختم مخاصمات اقتصادی، تسهیل تجارت بینالمللی و استقرار آن بر بنیآن های قویتر را اعطا نمیکند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
آمارتیا سن بخش اول – مرور تاریخی توسعه بخش اول فصل حاضر به مرور تاریخی موضوع تحقیق میپردازد. در این بخش تاریخچه مفهوم توسعه، نظریات مربوط به آن و همچنین مختصری از تاریخ توسعه در ایران را مرور خواهیم. تاریخچه مفهوم توسعه توسعه به عنوان یک مفهوم، اساساً از سوی ابنخلدون متفکر مسلمان مسائل اجتماعی (۱۴۶۰ – ۱۳۳۲) در کتاب «مقدمه» (مقدمهای بر تاریخ) مطرح شد. ابنخلدون تونسی، که پارهای وی را بنیانگذار جامعهشناسی و جمعیتشناسی میدانند از اصطلاح عربی «العمران» برای تشریح علم نوین توسعه یا «علم الجامعه» که همان جامعهشناسی است استفاده کرده است. وی مفهوم توسعه را برای بررسی علل تکامل تاریخی بکار برده است، عللی که وی آنان را در ساختارهای اقتصادی و اجتماعی جوامع جستجو میکرد. وی واژهی توسعه را در عامترین شکل و در اشاره به تحولات مکانی و زمانی جوامع بکار میبرده است. بنابراین از نظر ابنخلدون علم تحول و تطور و یا جامعهشناسی (علمالعمران) در بستر علمی خویش به تاریخ مربوط است زیرا این علم طریقهای برای بررسی و درک تاریخ بوده است. آثار ابنخلدون طی دو قرن، تنها تحلیل همهجانبه از تحولات و سازمانهای اجتماعی به شمار میآمد. با آغاز قرن هفتم و سپس در قرنهای نوزدهم و بیستم بود که فیلسوفان، متفکران امور اجتماعی، اقتصاددانها و جامعهشناسان اروپا به مفهوم وسیع توسعه پرداختند. توجه به توسعه در این دوران از زاویه تغییر شکل جامعه «روستایی، گروهی و کشاورزی» به جامعه «شهری، خردگرا، قراردادی» صورت گرفت و در عین حال توجه به سیستم صنعتی دولت – ملت نیز در مرحله بعد از آن قرار داشت (مولانا،۱۳۷۱: ۲۹-۳۱). (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
به طور کلی، سابقه مباحث «توسعه» به عنوان یک موضوع علمی و مشخص به بعد از جنگ جهانی دوم بر میگردد. هر چند که در تاریخ نظریههای توسعه، بعضی آن را تا اولین مباحث علوم اجتماعی در اوایل قرن بیستم و حتی قرن نوزدهم ردیابی میکنند (سو،۱۳۷۸: ۱۱). پس از پایان جنگ جهانی دوم، مفهوم توسعه به عنوان مفهومی برای اطلاق به تغییرات بین المللی، نهادی، فردی و همچنین اصطلاحی به جای پیشرفت، به کار رفت. در واقع نیاز به بازسازی کشورهای آسیب دیده در جنگ جهانی و رهایی بیشترین بخش جهان سوم از یوغ استعمار ازجمله دلایل عمده برای اولویت قرار دادن برنامه های توسعه در این کشورها و در نتیجه، گسترش مبانی نظری این مفهوم بوده است. لازم به ذکر است که اصطلاح توسعه در دههی ۱۹۴۰ و به ویژه در دو دههی ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ با مفاهیمی چون رشد، نوگرایی، دموکراسی، خلاقیت، صنعتی شدن و پارهای از تغییرات تاریخی و تکوینی مربوط به غرب، مترادف بود. اصطلاحی که ابتدا توسط پژوهشگران و سیاستگذاران آمریکایی محبوبیت یافت و سپس به سرعت به اروپا و به ویژه به کشورهای کمتر صنعتی جهان معرفی شد (مولانا،۱۳۷۱: ۲۴). در این میان، تولد سازمان ملل متحد و مؤسسه های گوناگون اجرایی پس از جنگ جهانی، نقطه عطفی در آغاز رسمی اعطای کمک به توسعه کشورهای جهان سوم محسوب میشود. به طوری که سازمان ملل متحد، دهۀ ۱۹۶۰ را «نخستین دههی توسعه» نامید و هدفهایی را برای رشد اقتصادی در کشورهای در حال توسعه معین کرد. این هدفها معرف موسسههای کلیدی سازمان ملل در حوزه یاریرسانی، که بانک جهانی در صدر آنان قرار دارد، به شمار میآمدند و با هدفهای سازمانهای تازه تشکیل شدهی کمک دهنده و کمک گیرنده عمدتاً هماهنگی داشتند (ملکات و استیوز، ۱۳۸۸ :۶۳). در راستای این یاری رسانی، در سال ۱۹۴۱ وینستون چرچیل و فرانکلین روزولت، منشور آتلانتیک شمالی را به امضاء رساندند. آنان در این منشور کلیات برخی از اصول مشترکی را به اجمال بیان کردند. اجرای این برنامه دارای کارکرد خدمات رسانی است و در درجهی اول به منزله یک بنگاه تأمین اعتبارات مالی برای همکاریهای فنی فعالیت میکند. این نهاد، همکاریهای خارج از کشورها را به درخواست هر یک از دولتها هماهنگ میکند. نکتهی مهم اینجاست که وظیفه و اختیارات برنامهی توسعهی ملل متحد ارتقای پیشرفت انسانها با هدف کمک به کشورهای در حال توسعه برای دستیابی به اعتماد به نفس از طریق سازندگی و تقویت توانایی ملتهایشان است. مفهوم «ارتباطات حامی توسعه»[۷] نیز نخستین بار در چارچوب همین نهاد در دههی ۱۹۶۰ به وسیله «ارسکین چایلدرز»[۸] مطرح شد که به موجب این ایده، نوعی تکلیف مدیریتی به برنامهی توسعه ملل متحد تفویض شد (ملکات و استیوز،۱۳۸۸: ۵۲-۵۳ و ۵۶) . در همین راستا نیز، ایالات متحده، به عنوان متنفذترین عضو سازمان ملل، فعالیتهای امدادگرانه ای را در اروپای جنگ زده آغاز کرد و به همین منظور «برنامه بازسازی اروپا» را که به «طرح مارشال» معروف است، به اجرا در آورد که این را میتوان نخستین و بزرگترین پروژه کمک به کشورهای خارجی با پشتیبانی یک دولت دانست. دولت ترومن در آمریکا ۵/۲ درصد از تولید ناخالص داخلی کشور را به عنوان تشریک مساعی به همین امر اختصاص داد، که تا کنون نظیر آن دیده نشده است. هدفهای طرحهای مارشال مشتمل بود بر کمکهای بشر دوستانه، بازسازی بازارهای های اروپایی برای کالاهای آمریکایی و توانایی بخشیدن به اروپا برای آنکه در مقابل نفوذ شوروی در اروپای غربی مقاومت کند. موفقیت طرح مارشال الهام بخش تدوین و اجرای این گونه پروژهها در کشور های جهان سوم شد. همین توجه به نابسامانی معیشت مردم کشورهای جهان سوم، ترومن، رئیس جمهور آمریکا را بر آن داشت تا برنامهی «اصل چهار» مصوب در سال ۱۹۴۹ را پیشنهاد کند. اصلی که قرار بود نسخهی جهان سومی طرح مارشال باشد. او در این باره چنین گفت: بیش از نیمی از مردم جهان در وضعیتی زندگی میکنند که با فقر شدید فاصله چندانی ندارند. خورد و خوراک آنان کافی نیست. آنان قربانی انواع بیماریها هستند اقتصاد آنان راکد و زندگی آنها از لحاظ اقتصادی همچون زندگی اقوام بدوی است فقر آنان منشأ خطری است که هم خودشان و هم ساکنان مناطق مرفه را تهدید میکند. نخستین بار در طول تاریخ، بشریت به دانش و مهارتی دست یافته است که میتواند به کمک آن، این عده از مردم را از درد و رنج نجات دهد (ملکات و استیوز، ۱۳۸۸: ۵۵-۵۶ و ۶۰). برنامه اصل چهار ترومن دارای چهار مرحله بود : نخست این که آمریکا به حمایت از سازمان ملل مبادرت کند و به سهم خود بر توانایی آن سازمان برای اجرای تصمیمهایی بیفزاید؛ در مرحلهی دوم به کار خود در زمینه احیای مجدد اقتصاد جهان ادامه دهد؛ در مرحلهی سوم به تقویت اقوام و ملل آزادیخواه در اطراف و اکناف جهان در پیکار علیه شرارتهای ناشی از اعمال تجاوزکارانه مبادرت کند و در مرحلهی آخر به اجرای یک برنامه جدید نوسازی و سرمایهگذاریهای کلان دست بزند (ملکات و استیوز:۱۳۸۸، ۶۰). این توجه های ذکر شده نسبت به توسعه در کشور های جهان سوم، زمینه ساز گسترش قلمرو پژوهش در این حیطه نیز بوده است. به طوری که به عقیده حمید مولانا، در قلمرو نظری و رویه پژوهشهای توسعه که از دههی ۱۹۶۰ شروع و کاملاً تا دههی ۱۹۷۰ ادامه مییابد، دو گرایش عمده را میتوان مشاهده کرد. نخستین گرایش نادیده گرفتن الگوهای متفاوت و رقیب در زمینه های توسعه اجتماعی، اقتصادی و سیاسی بود. همه توسعهگرایان این الگوهای رقیب را نادیده میانگاشتند. نادیده گرفتن تغییرات ناشی از توسعه در جمهوری خلق چین و کوبا تبلور این گرایش است. در چین و کوبا تغییرات موفقیتآمیزی در زمینه های خاص اقتصادی و اجتماعی نظیر کشاورزی، بهداشت و آموزش به وقوع پیوسته است که میتوان برای ایجاد دگرگونی در کشورهای کمتر صنعتی، حکم الگو را داشته باشد. دومین گرایش که به اندازه گرایش اول دارای اهمیت بود، این است که «گذر از جامعه سنتی» که پژوهشگران غربی مسائل اجتماعی، نوید آن را داده بودند، در کشورهایی چون پاکستان، ترکیه و ایران با مشکلاتی برخورد کرده بود. در حقیقت، همه جهان سوم نگران این بود که الگوی حاکم توسعه که در دهه های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ برای آنها تبلیغ شده بودند برای نیازهای کشورهای آسیا، آمریکایی لاتین و آفریقا که از تنوع فرهنگی برخوردار بودند، مناسب نیست. این دیدگاه یک نتیجهگیری اصولی بود و اگر پژوهشگران میخواستند، میتوانستند این استنتاج را به یک نقطه عطف در حوزه توسعه تبدیل کنند. اکنون واژه توسعه از مفهوم محدود رشد اقتصادی صرف دور شده و بر آن بود تا قلمرو وسیعتر فعالیتهای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی را در برگیرد اما با این همه مفهوم واژه توسعه هنوز در قلمروهای غیر اقتصادی شخص نشده بود (مولانا،۱۳۷۱: ۲۷-۲۶ ). بنابراین، گسترده شدن قلمرو مفهومی توسعه به ایجاد نظریات و پارادایمهای متفاوتی در این حیطه انجامید که آنها را میتوان در دو دسته عمده تقسیم بندی کرد. دسته اول نظریاتی هستند که صرفاً به مسائل اقتصادی در توسعه چشم دارند. مانند نظریاتی که در مکتبهای نوسازی و وابستگی مطرح شده است و دسته دوم نظریاتی هستند که به عوامل غیر اقتصادی در توسعه نیز توجه میکنند که از بین آنها میتوان به نظریه توانمند سازی و مکتب الهیات رهایی بخش اشاره کرد. در ادامه نیز به بیان تاریخچه مختصری از مطرحترین نظریات حوزه توسعه خواهیم پرداخت. توسعه و مکتب نوسازی پارادایم نوسازی قدیمیترین پارادایم در حوزه توسعه است که ریشه در نظریات اقتصادی نئوکلاسیک و نظریه سیاسی لیبرال دارد. عنصر مرکزی این دیدگاه «استعارۀ رشد» است و رشد نیز با «ایده پیشرفت» شناسایی و تعریف شده است. بنابراین توسعه به مثابه ایده ای ارگانیک، ذاتی، جهت دار، تجمعی، برگشت ناپذیر و هدفمند در نظر گرفته میشود (سرواس،۱۳۸۴: ۸۰). پس از جنگ جهانی دوم مکتب نوسازی وارد مرحله جدیدی شد که میتوان آن را محصول تاریخی سه رویداد مهم به شمار آورد. ۱- قدرت گرفتن ایالات متحد در حالی که جنگ جهانی باعث تضعیف جایگاه سایر کشورهای غربی شده بود. آمریکا با اجرای طرح مارشال برای بازسازی اروپای جنگ زده، به یک رهبر جهانی مبدل گردید. ۲- واقعه دوم گسترش جنبش جهانی کمونیسم بود. ۳- تجزیه امپراطوریهای استعماری اروپایی در آسیا، آفریقای لاتین که موجب ظهور شمار بسیاری از کشور ملتهای جدید در جهان سوم گردید. در این دوران نخبگان سیاسی در آمریکا، اندیشمندان علوم اجتماعی را به مطالعه کشورهای جهان سوم ترغیب نمایند تا از این طریق ضمن دستیابی به توسعه اقتصادی و ثبات سیاسی در این مناطق از غلتیدن کشورهای مزبور به دامان بلوک کمونیستی نیز جلوگیری نمایند (سو،۱۳۸۸: ۲۵) . در مبانی نظری این مکتب، توسعه مساوی با رشد درآمد سرانه و افزایش سریع و مستمر تولید ملی تعریف میشود که تحقق آن را در گرو انباشت سرمایه و پیشرفت تکنولوژی میداند. اما نکته مهم اینجاست که نظریات نوسازی از یک کاستی در مبانی خود در رنج بودند و آن تحلیل توسعه در چارچوب مفاهیم اقتصادی بود. این تحلیلها به شرایط نهادی و ساختاری که توسعه اقتصادی در چارچوب آن محقق مییافت توجه نداشت و یا توجه آن اندک بود (رجب زاده، ۱۳۷۸: ۱۲). بنابراین از دهۀ۱۹۶۰، الگوی کلاسیک توسعه کاملاً ضربه دید و منتقدین آن با طرح تضادهای درونی این الگو، سقوط آن را محتوم و این نوع توسعه را غیر ممکن میدانستند (مولانا،۱۳۷۱: ۳۴-۳۳). از نظر منتقدین نئو مارکسیست، دیدگاه نوسازی چیزی بیش از یک ایدئولوژی جنگ سرد نیست که برای توجیه دخالتهای ایالات متحده در جهان سوم طراحی شده است. بدین ترتیب منتقدینی چون «آندره گوندر فرانک»[۹] در مقاله معروف خود به نام «جامعه شناسی توسعه و توسعه نیافتگی جامعه شناسی» ادعا میکند که پرده های علوم اجتماعی امپراطوری آمریکا را کنار زده و در واقع برهنگی علمی را که در پشت پرده نقاب ایدئولوژیک آن مخفی گشته آشکار ساخته است (سو،۱۳۷۸: ۶۰). بنابراین، در نتیجۀ جدالهای نظری در دهۀ۱۹۶۰ محققین نوسازی عموماً در موضع دفاع از خود قرار داشته و به بحثهای منتقدین توجهی نمیکردند. با این حال پس از اینکه غبارها در اواخر دهۀ ۱۹۷۰ فرو نشست، آنها آرام آرام شروع به جدی گرفتن این انتقادات نمودند. این بود که مکتب نوسازی به تدریج با اصلاح بخشی از محتوای اصلی اندیشه خود یک رشته مطالعات تازه را تحت عنوان «مطالعات نوسازی جدید» از سر گرفت (سو،۱۳۷۸: ۶۵). توسعه و مکتب وابستگی همانگونه که مکتب نوسازی را میتوان مجموعه نظریاتی دانست که توسعه را از دیدگاه ایالات متحده و دیگر کشورهای غربی مورد بررسی قرار میدهند، درباره مکتب وابستگی نیز میتوان گفت که از دیدگاه جهان سوم به توسعه میپردازد و نمایانگر «طنین آواهایی ست که از پیرامون به گوش میرسد و با سلطه فکری مکتب آمریکایی نوسازی به معارضه بر میخیزد» (سو:۱۳۸۸، ۹۷). در دهۀ ۱۹۶۰ راهبرد توسعۀ مبنی بر حمایتگرایی و توسعۀ صنایع جایگزینی واردات، تبدیل به رکود اقتصادی در رژیمهای مردمگرا در آمریکای لاتین در دههی ۱۹۵۰ شد و مسائلی چون بیکاری، تورم، کاهش نرخ برابری پولها و دیگر مشکلات اقتصادیِ آمریکای لاتین در اوایل ۱۹۶۰ به بالا گرفتن اعتراضات مردمی، سقوط رژیمهای مردمگرا و به سرکار آمدن رژیمهای سرکوبگر نظامی و اقتدارگرا انجامید. پس از آن مکتب بومی وابستگی در آمریکا لاتین به سرعت مرزهای این منطقه را در نور دیده و در آمریکای شمالی نیز انتشار یافت و «آندره گوندرفرانک» که بر حسب اتفاق در اوایل دهه ۱۹۶۰ در آمریکای لاتین به سر میبرد، پیام آور نظریات مکتب وابستگی برای دنیای انگلیسی زبان گردید. بنابراین مکتب وابستگی در آن دهه با استقبال گرمی در ایالات متحده روبرو گردید چرا که بازتاب احساسات نسل جدیدی از محققین جوان و انقلابی نیز بود که تجربه دورانی از جنبشهای دانشجویی، اعتراض علیه جنگ، فعالیت برای آزادی زنان و شورشهای محلات فقیر نشین را در آن زمان پشت سر گذاشته بودند، تلقی میشد. مکتب وابستگی همچنین بازتاب بحرانی بود که مارکسیسم ارتدکس در آمریکای لاتین در اوایل دهۀ دچار آن گردید. چرا که از نظر کمونیسم راست آیین، کشورهای آمریکای لاتین برای برپایی یک انقلاب سوسیالیستی باید پیدایش یک مرحله انقلاب صنعتی بورژوازی را از سر میگذراندند، در حالی که انقلاب سال ۱۹۴۹ چین و انقلاب اواخر دهۀ ۱۹۵۰ در کوبا نشان دادند که کشورهای جهان سوم میتوانند از این مرحله انقلاب بورژوایی جهش نمایند. بدین ترتیب بسیاری از محققین بنیادگرای آمریکای لاتین که مجذوب الگوهای توسعه چین و کوبا شده بودند از خود میپرسیدند که آیا کشورهای آنان نیز میتواند به همین ترتیب گام در مرحله انقلاب سوسیالیستی بگذارد؟ (سو:۱۳۸۸،۹۷-۹۸) بدین ترتیب مکتب وابستگی با خروج از زمینه تاریخی دهۀ ۱۹۶۰ به عنوان پاسخی نسبت به ضعف برنامه اصلاحات «کمیسیون اقتصادی سازمان ملل برای آمریکای لاتین» (اکلا)، بحران مارکسیسم ارتدکس و افول مکتب نوسازی در ایالات متحده پدیدار شد (سو: ۱۳۸۸،۹۹). توسعه و مکتب رهایی بخش همان طور که در بالا نیز اشاره شد، اکثر مباحث توسعه اعم از اینکه ریشه در نظریه انتقادی یا نظریه نوسازی داشته باشند و یا ترکیبی از این دو رهیافت باشند در یک چهارچوب اقتصادی قرار دارند و به این میپردازند که منابع مادی چگونه در جامعه تخصیص داده میشوند (ملکات و استیوز،۱۳۸۸: ۳۸۵). از آنجا که این چهارچوب صرفاً اقتصادی نتوانست در تبیین و رفع توسعه نیافتگی موفقیت کامل بدست بیاورد؛ نیاز و توجه به چارچوب نهادی و ساختاری لازم برای توسعه اقتصادی قوت گرفت و همراه آن مفهوم توسعه نیز تغییر محتوا پیدا کرد : از مفهومی بیشتر کمی و اقتصادی به مفهومی بیشتر کیفی و جامعهشناختی. بنابراین گسترش فضای مفهومی توسعه از واقعیتی اقتصادی به واقعیتی با ابعاد مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، باعث شد توسعه موضوع تحلیل جامعهشناختی قرار بگیرد و به تبع آن واحد تحلیل نیز از اقتصاد به جامعه، که همان واحد دولت – ملت میباشند تغییر کرد (رجب زاده،۱۳۷۸: ۱۳- ۱۴). بنا به عقیده ملکات، ملاحظات غیر مادی که توسعه را وارد عمقی متفاوت – قلمرو معنویات – میرساند به ندرت در پژوهشها یا عملیات کمکهای توسعۀ غرب در اولویت قرار میگیرند و تعداد اندکی از آثار مربوط به ارتباطات توسعه در سنتهای اصلی تأثیر مذهب و معنویت را در نظر گرفتهاند. در بهترین حالت، متون ارتباطات توسعه فقط اشاره گذرا به مذهب میکنند و غالباً آن را یک واقعیت جمعیت شناختی ساده یا در مفهومی منفی و یا مانعی بر سر راه توسعه قلمداد میکنند. با وجود این نگرشهای منفی گسترده به مذهب، اکثر کسانی که در کشورهای در حال توسعه به سر بردهاند ملاحظه کردهاند که وابستگیهای مذهبی و انگیزشهای معنوی اغلب نقشی مهم در موفقیت طرحها ایفا کردهاند. در نتیجه مکتب رهایی بخش که به عنوان سومین مکتب مطرح در حیطه ارتباطات توسعه شناخته میشود در دهه ۱۹۷۰ سر برآورد. این رویکرد که کاملاً متأثر از الهیات رهایی بخش است بر رهایی افراد و اجتماع از ستمدیدگی به عنوان وسیله توانمند سازی و خود تاکید میورزد. «پائولو فریره»[۱۰] معلم برزیلی را میتوان از جمله معروفترین افراد حامیان و مروجان توسعه رهایی بخش در دهۀ ۱۹۷۰ دانست (ملکات،۱۳۸۸: ۳۳-۳۸۲). ارتباطات و توسعه توجه به آثار ارتباطات در توسعه پس از جنگ جهانی دوم و به ویژه از دهه ۱۹۵۰ به دلیل اهمیت یافتن توسعه اقتصادی کشورهای جهان سوم افزایش یافت. از آن پس چون از نظر کارشناسان غربی اساس توسعۀ اقتصادی، رشد سریع تولید شناخته میشد و چنین رشدی نیز تغییر در رفتار افراد را میطلبد ارتباطات باید به عنوان یک عامل دگرگونی رفتارها به کار گرفته شود، به همین منظور وسایل ارتباط جمعی به مثابه ابزارهای کلیدی توسعه شناخته شدند (علیزاده،۱۳۸۴: ۱۸۰). این توجه به نقش وسایل ارتباط جمی در توسعه در دهه ۱۹۶۰ نیز ادامه پیدا کرد و در طول این سالها، نقش ارتباطات با تغییر بینشهای مربوط به راهبردهای توسعه، همساز شد. بنابراین نقش ارتباطات دگرگون شد و به عنوان وسیلهای برای پشتیبانی از برنامهها و پروژه های موجود در توسعه در آمد (بورن،۱۳۷۸: ۷- ۱۷) . به همین سبب رویکرد ارتباطات توسعه را میتوان، یکی از چالشبرانگیزترین مباحث در عرصه علوم اجتماعی، اقتصاد، سیاست و فرهنگ طی چهار دهه اخیر در سطح بینالمللی قلمداد کرد. در واقع از زمانی که دانیل لرنر، جامعه شناس و نظریه پرداز آمریکایی نخستین کتاب خود را به سفارش کاخ سفید تحت عنوان گذر جامعه سنتی؛ نوسازی خاور میانه در سال ۱۹۵۸ انتشار داد و در آن کوشید رسانهها را به عنوان عامل و نیروی پیش برنده توسعه در انتقال جوامع سنتی جهان سوم به شرایط صنعتی، معرفی کند تا امروز، ادبیات وسیعی در این حوزه حساس شکل گرفته که طیف متنوعی از علایق و دیدگاهها و نیز کامیابیها و شکستها را باز مینمایاند. این بحث و منازعه، تنها مختص غربیها و طرفداران اقتصاد بازار یا سوسیالیستها و مارکسیستهای مخالف الگوی غربی نبوده است. گرچه این دو گروه در دو سوی طیف گسترده چالشگران قرار دارند ولی صاحب نظران کشورهای در حال توسعه نیز صداهایی را از چهار گوشه جهان، آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین بلند کردهاند که هر روز رساتر شده است اگرچه در این میان، مفهوم سازی و نظریه پردازی های انتقادگران غربی آمریکایی، که خاستگاه اولیه دیدگاه توسعه بخشی ارتباطات بوده است، از جایگاه ویژه و در خور توجهی برخوردار است (فرقانی،۱۳۸۰: ۴۷). بنابراین به لحاظ تاریخی دانیل لرنر از نخستین کسانی است که پس از جنگ جهانی دوم به تدوین استراتژی و الگوی توسعه برای جهان سوم پرداخت و طی آن کوشید نقش رسانه های جمعی را در تسهیل و تسریع فرایند توسعه کشورهای عقب مانده به سبک غربی، تبیین کند. به دنبال او نظریهپردازان دیگری از جمله «ویلبر شرام»، «اورت راجرز» و «مک کلند» آمریکایی، ابعاد دیگری از نظریه توسعه بخشی ارتباطات را مطرح کردند. شرام با انتشار کتاب رسانه های جمعی و توسعه ملی و راجرز با کتاب معروف خود نشر نوآوریها نه تنها بر الگوی لرنر صحه گذاشتند بلکه به تقویت و تحکیم آن پرداختند. اگرچه «ویلبر شرام» چند سال بعد، دیدگاه های خود را تا حدودی تعدیل کرد و به عنصر فرهنگ و تنوع شرایط تاریخی و مقتضیات ملی کشورهای جهان سوم، توجه نشان داد. راجرز در مطالعات و آثار بعدی خود با محققان انتقادگرای جهان سوم هم آوا شد و بر الگوی خطی لرنر خط بطلان کشید و الگوی متناوب توسعه را به عنوان راهبرد اصلی برای کشورهای در حال توسعه پذیرفت. این در حالی ست که لرنر تقریباً تا پایان عمر بر صحت نظریه خود پای فشرد و حاضر به بازنگری در ارکان آن نشد. به هر حال الگوی لرنر در ادبیات ارتباطات و توسعه به عنوان «الگوی حاکم» یا «الگوی قدیمی» به ثبت رسیده و هنوز نیز طرفداران و معتقدانی دارد. در آن زمان، توسعه، هم به معنای استقرار دولتهای با ثبات دموکراتیک بود که بتوانند جایگزین رژیمهای دارای اقتدار سنتی شوند و هم اینکه برنامههایی را در جهت ارتقای شرایط اجتماعی، کشاورزی و سواد آموزی داشته باشند، و چنین پنداشته میشد که رسانه های جمعی میتوانند نقش مؤثری چه در تغییر دولتها و چه در پیشبرد برنامهها بازی کنند. اما در ۳۵ سال اخیر الگوی حاکم به شدت به چالش کشیده شده است. کسانی چون «چودری عنایت الله» از نخستین محققان جهان سومی و اورت راجرز از اولین نظریهپردازان غربی بودند که با الگوی خطی توسعه در مکتب نوسازی به معارضه برخاستند (فرقانی،۱۳۸۰: ۴۸) . بنابراین با گذشت زمان این فرضیه که ایدههای نو را میتوان به مخاطبان مورد نظر تزریق کرد، اشتباه از آب درآمد زیرا تغییر اجتماعی، روندی مکانیکی نیست که در آن نمودار افرادِ «مخاطبان مورد نظر» بتوانند به صورت مستقل تصمیم بگیرند، بلکه بافت اجتماعی که این افراد جزیی از آن هستند بر تصمیمات آنها در باره پذیرش ایدههای نو مؤثرتر و تعیین کننده است (بورن، ۱۳۷۸: ۷ – ۱۶). بالا گرفتن انتقادها نسبت به الگوی خطی توسعه و پایان الگوی حاکم و خوشبینانه در مورد ارتباطات و توسعه، مصادف با پایان مقبولیت مشروعیت ایالات متحده به عنوان نماینده اصلی غرب بود، در واقع اعتراض به جنگ ویتنام و بروز نارضایتیهای داخلی در این کشور، نمودهای بارز این عدم مشروعیت بودند. اینک مدل غربی توسعه، یک ترفند استعماری تلقی میشد که در آن سازمانهای ارتباطی و رسانه ای چند ملیتی زیر نقاب شعار آزادی گرایی تنها در پی تأمین منافع سیاسی-اقتصادی خود و گسترش کنترل و سلطه بر منابع جهان سوم بودند. به تدریج محکومیت این جریان که به «امپریالیسم فرهنگی و ارتباطی» نیز تعبیر میشد در کلیه محافل بینالمللی و از جمله اجلاسهای یونسکو در دهۀ ۱۹۷۰ قوت گرفت. در این زمان گفته میشد که الگوی نوسازی که وعده توسعه صنعتی، اقتصادی و حتی سیاسی را از راه دموکراتیک کردن حکومتهای جهان سوم داده بود؛ هماهنگ با ویژگیهای جهان سوم نبوده و تقریباً هیچ کشوری را به توسعه نرسانده است. از نظر راجرز، در میان کشورهای جهان سوم، چین پیشرفت قابل ملاحظه ای در زمینه توسعه به خصوص در زمینه های بهداشت، تنظیم خانواده و صنعت به دست آورد، اما این کشور بدون کمک و دخالت نیروهای خارجی به این مرحله رسید. کما اینکه دولت این کشور نیز معتقد بود که در مسیر توسعه، نه از سرمایه داری غرب و نه از سوسیالیسم صرف شوروی، هیچکدام پیروی نکرده است. در این سالها شاهد رشد فلسفه توسعه غیر غربی هستیم که با آمدن جنبش عدم تعهد به عنوان یک سازمان فعال سیاسی به میدان، قوت بیشتری گرفت (فرقانی،۱۳۸۰: ۴۸-۴۹). روزنامه نگاری برای توسعه کشورهای جهان سوم که اکثراً، پس از پیروزی جنبشهای استقلال طلبی و اجرای سیاستهای استعمار زدایی در دوره بعد از جنگ جهانی دوم، در صحنه زندگی بینالمللی پدیدار شدند- در زمینه ارتباطات جمعی نیز مانند سایر پدیدهها و نهاد های جدید اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی به پیروی از نظریهها و الگوهای غربی توسعه ملی، به اقتباس پرداختند. به گونه ای که ممالک مذکور، ایجاد وسایل جدید ارتباطی و مخصوصاً رادیو تلویزیون و همچنین خبرگزاریهای ملی را هم مانند سرود ملی از مظاهر استقلال سیاسی میدانستند (معتمد نژاد، ۱۳۶۸: ۴۹۹). در جریان این اقتباس، ممالک جهان سوم که بیشتر تحت تأثیر سیاستهای استعماری سابق غرب و جاذبه های کاذب استعمار نوین آن، در راه توسعه سرمایه داری وابسته گام گذاشته بودند، در کاربرد ارتباطات جمعی و طرز اداره آن، نیز بدون توجه به شرایط تاریخی و هویت فرهنگی خویش تجربه ممالک غربی را دنبال کردند و در مدارس و دانشکده های روزنامه نگاری و ارتباطات جدیدالتأسیس که اغلب با کمک مستقیم و غیر مستقیم ممالک اروپایی و ایالات متحده آمریکا ایجاد شد، نیز از برنامه های آموزشی و ارزشها و معیارهای روزنامه نگاری معمول در غرب، تقلید نمودند (معتمد نژاد، ۱۳۶۸: ۵۰۰). از اوائل دهه ۱۹۷۰، همراه با عمیقتر شدن مبارزات کشورهای مترقی جهان سوم برای مقابله با سلطه های فرهنگی و ارتباطی، همچنان که نظریهها و الگو های حاکم غربی درباره نقش وسایل ارتباط جمعی در توسعه اجتماعی، مورد بازنگری قرار گرفت، شیوه آسیایی «روزنامه نگاری برای توسعه» که در جهت تحکیم روابط سلطه و وابستگی، در خدمت رژیمهای دیکتاتوری در آمده بود، نیز مطرود شناخته شد و تلاش تازه ای برای ایجاد شیوه های نوین «روزنامه نگاری آزادی بخش» یا «روزنامه نگاری در خدمت پیشرفت» [۱۱] آغاز گردید. به عنوان مثال جواهر لعل نهرو نخست وزیر پیشین هندوستان، که خود از مدافعان پر آوازۀ آزادی گرایی نیز بشمار میرود، در زمینه نقش مطبوعات در کشورهای تازه استقلال یافته دیدگاهی متمایز با نظریات کلاسیک آزادی خواهی غربی بیان داشته است. به گفتۀ نهرو، نوع آزادی مورد نظر در کشورهای جهان سوم، با آزادی بدون محدودیت طرف توجه کشورهای اروپایی و ایالات متحده آمریکا متفاوت است. نهرو معتقد بود که آزادی نامحدود وسایل ارتباط جمعی، ممکن است وضعیت بینالمللی خطرناکی پدید آورد و به همین لحاظ دولتها باید «مسلح به چنان قدرتی باشند که بتوانند با زبان خطرناک مطبوعات مقابله کنند».او همچنین تأکید میکرد که ما نمیتوانیم به نام نوعی آزادی خیال آمیز که به تمام آزادیها پایان میدهد، سلامت همه ملت را به مخاطره بی اندازیم (معتمد نژاد، ۱۳۶۸: ۵۰۴). بنابراین میتوان گفت که خبر توسعه همان طور که «ویلبر شرام» و «اروین اتوود»[۱۲] در کتاب جریان خبر در جهان سوم : بررسی آسیا میگویند خبری ست که مربوط به رشد و پیشرفتهای اقتصادی و اجتماعی به صورتی که از طریق کوشش و برنامه ریزی انسانی انجام گرفته باشد. مفهوم کلیدی، عمدی بودن کوششها ست. خبرهای توسعه اقتصادی و اجتماعی شامل مطالبی است که کوشش دولت، سازمانهای خصوصی، گروه و افراد را در بهبود وضع موجود نشان دهد. از نظر این پژوهشگران انتشار مطلبی درباره نرخ بیسوادی یا باسوادی در کشور خبر توسعه نیست، ولی تأسیس یک مرکز آموزشی برای مبارزه با بیسوادی، خبر توسعه است. یا، مطلبی درباره یک کشف علمی در صورتی به عنوان خبر توسعه شناخته میشود که به طور بالقوه به بهبود وضع اجتماعی مردم کمک کند. شرام و اتوود شکست فعالیتها و برنامه اقتصادی و اجتماعی را نیز جز اخبار توسعه میدانند (بدیعی و قندی، ۱۳۷۸: ۴۲۵). طبقه بندی مقوله های توسعه و ارتباطات از جنگ جهانی دوم به بعد ملکات (۱۳۸۴) از نظریهپردازان به نام حیطه ارتباطات و توسعه در کتاب خود به نام «ارتباطات و توسعه در جهان سوم» طبقه بندی مختصری از روند توسعه در جهان ارائه داده است. این طبقه بندی بدین شرح است : ۱- پیدایش مؤسسات کمکهای سازمان یافته توسعه (۱۹۴۵) : – صندوق بینالمللی پول، بانک جهانی، سازمانهای تخصصی زیر مجموعه سازمان ملل – برنامه اصل چهار ترومن ۲- توسعه جهان سوم در حال ظهور (دهه ۱۹۵۰) – ترویج خودیاری از طریق سرمایه و اشاعه نوآوریهای جدید عمدتاً وارد شده از غرب – صنعتی شدن، شهری شدن و غربی شدن برای توسعه ضروری تلقی شد – تجویز مراحل جهانشمول برای رشد ملی برخاسته از صنعت – تأکید بر نیاز به تغییر بنیادی در نگرشها و رفتار فردی و ساختار اجتماعی در جهان سوم – انقیاد کشاورزی (بزرگ و کوچک مقیاس) در برابر اولویتهای صنعتی شدن ۳- دهۀ نخست توسعه (دهۀ ۱۹۶۰) : (دورۀ خوش بینی بزرگ) – رشد اقتصادی از طریق صنعتی شدن – فناوری سرمایه بر – برنامه ریزی اقتصادی متمرکز
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
//not being debugged شکل۴-۱۳: تکنیک INT3 ۴-۹-۲- واردکردنINT2D تکنیک ضداشکال زدایی INT2D مانندINT3 از دستور INT 0X2D برای دسترسی به اشکالزدای مرکزی استفاده میکند.زیرا INT 0X2D راهی است که اشکال زداهای مرکزی نقاط توقف را تنظیم میکنند، روشی که درفهرست ۱۰-۱۶ نشان داده شده است بکاربرده میشود.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۴-۹-۳- وارد کردنICE یکی از دستورات ثبت نشده Intel نقطه توقف مدار شبیه سازی[۱۹] شده است، (رمزالعمل OXF1). ICEBP. این دستور برای آسانترکردن اشکالزدایی با بهره گرفتن از یک مدار شبیه سازطراحی شده است، زیرا مشکل است که یک نقطه توقف دلخواه را با یک مدار شبیه سازی تنظیم کرد. اجرای این دستور یک استثنا تک مرحلهای را ایجاد میکند. اگر برنامه از طریق یک تک مرحلهای درحال دنبال کردن باشد، اشکال زدا تصور میکند این یک استثنا عادی ایجاد شده توسط یک تک مرحلهای است و مجموعهای از اداره کنندههای استثنا قبلی را اجرا نمیکند. بدافزار میتواند با بهره گرفتن از اداره کننده استثنا برای جریان اجرای نرمال از آن سوء استفاده کند که میتواند باعث شکست این موضوع شود. ۴-۱۰- آسیب های اشکال زدا مانند تمامی نرمافزارها، اشکال زداها آسیبهایی دارند، وبرخی اوقات ونویسندگان بدافزار به آنها حمله میکنند تا از اشکالزدایی جلوگیری کنند. در اینجا چندین آسیب رایج در راهی که OLLYDBG فرمت پرونده اجرایی قابل حمل را اداره میکند آورده شده ست. ۴-۱۰-۱- آسیب های سرآیند اولین تکنیک تغییر سرآیند مایکروسافت از یک فایل اجرای دودویی است، که سبب میشود OLLYDBG هنگامی که اجرا را بارگذاری میکند بشکند. نتیجه آن خطای «فایل اجرایی ۳۲بیت ناشناخته یا اشتباه» است. و برنامه معمولا بخوبی در خارج از اشکال زدا کار میکند. این کار ناشی از این حقیقت است که OLLYDBG در جهت خواندن سرآیند پرونده اجرایی قابل حمل دقیقاً ویژگیهای مایکروسافت را دنبال میکند. در سرآیند پرونده اجرایی قابل حملیک ساختار شناخته شده به عنوان IMAGE- OPTIONAL- HEADER وجود دارد. شکال ۴-۱۴زیرمجموعهای از این ساختار را نشان میدهد. شکل ۴-۱۴: PE IMAGE-OPTIONAL- HEADER و آسیب NUMBER OF REVA AND SIZES چندین عنصر پایانی دراین ساختار مورد توجه خاص هستند زمینه NUMBER OF REVA AND SIZESتعداد ورودیهایی را که در آرایهیDATA DIRECTORY جریان دارند مشخص میکند. DATA DIRECTORY نشان میدهد کجا میتوان دیگر اجزاها ی قابل اجرای مهم را پیدا کرد، این اندکی بیشتراز آرایۀ ساختارهای IMAGE- DATA- DIRECTORY در پایان ساختار سرآیند اختیاری است. هر ساختار فهرست داده اندازه و آدرس مجازی مرتبط فهرست را مشخص میکند. اندازه آرایه به IMAGE- NUMBER OF – DIRECTORY- ENTRIES تنظیم شده است که برابر با۰X10 است. بارگذاری ویندوز از هر NUMBER OF REVA AND SIZES بزرگتراز ۰X10 چشم پوشی میکند زیرا هرچیز بزرگتر در آرایهDATA DIRECTORYجا نخواهد شد. OLLY DBG استانداردها را دنبال میکند واز NUMBER OF REVA AND SIZES استفاده میکند. به عنوان نتیجه تنظیم اندازه آرایه به مقدار بزرگتر از ۰X10 (مانند۰X99) سبب میشود OLLYDBG یک پاپ آپ ویندوز را برای کاربر پیش از خارج شدن از برنامه ایجاد کند. سادهترین راه برای غلبه براین تکنیک تغییر دستی سرآیندپرونده اجرایی قابل حمل وتنظیم NUMBER OF REVA AND SIZES به ۰X10 با بهره گرفتن از یک ویرایشگر شانزده تایی با جستجوگر پرونده اجرایی قابل حمل است. میتوانید از یک اشکال زدا استفاده کنید که برای این تکنیک آسیب رسان نیست مانند WINDBG یا OLLYDBG2.0 حقه دیگر سرآیند شامل سرآیندهای بخش میشود، سبب میشود OLLYDBG درطی بارگذاری باخطای «فایل حاوی دادههای بسیار زیادی است» بشکند. (WINDBG و OLLYDBG2.0 برای این تکنیک آسیبپذیر نیستند) بخشهای حاوی اجزای فایل، شامل کد، دادهها، منابع و دیگر اطلاعات هستند. هربخش یک سرآیند به شکل یک ساختار IMAGE- SECTION- HEADER دارد. شکل ۴-۱۵ یک زیرمجموعه از این ساختار را نشان میدهد. شکل ۴-۱۵:ساختار PE IMAGE- SECTION- HEADER عناصر قابل توجه VIRTUAL SIZE و SIZE OF RAW DATA هستند. مطابق با ویژگیهای پرونده اجرایی قابل حمل ویندوز، VIRTUAL SIZE زمانی که درحافظه بارگذاری میشود، باید حاوی اندازه کلی بخش باشد و SIZE OF RAW DATA باید حاوی اندازه دادهها در دیسک باشد. بارگذاری ویندوز از VIRTUAL SIZE و SIZE OF RAW DATA کوچکتری برای هدایت دادهها به بخش حافظه استفاده میکند. اگر SIZE OF RAW DATA بزرگتراز VIRTAL SIZE باشد تنها دادههای virtal size به حافظه کپی میشود. به این دلیل که ollydbg تنها از size of raw data استفاده میکند، تنظیم size of raw data به چیزی بزرگتر مانند ۰X77777777 سبب از کار افتادن ollydbg میشود. سادهترین راه برای غلبه براین تکنیک ضداشکال زدایی تغییر دستی سرآیندپرونده اجرایی قابل حمل وتنظیم size of raw data با بهره گرفتن از یک ویرایشگر شانزده تایی برای تغییر مقداری نزدیک به virtual size است. (قابل ذکراست که مطابق با ویژگیها، این مقدار باید ضرب مقدار file Alignment در image- optional- header باشد) جستجوگر پرونده اجرایی قابل حمل برنامهای بزرگ برای استفاده از این هدف است زیرا بامقدار بزرگی برای size of raw data پرشده است. ۴-۱۰-۲-آسیب output debug string بدافزار اغلب تلاش می کند که ازیک آسیب حلقه فرمت درنسخه ۱/۱ ollydbg استفاده کند، با بهره گرفتن از حلقه s% به عنوان پارامتری برای output debug string به سبب از کار افتادن ollydbg . . از فراخوانی های مشکوک مانند output debug string آگاه باشید . اگر این فراخوانی اجرا شود اشکال زدای شما از کار خواهد افتاد. ۴-۱۱- نتیجه گیری این فصل برخی تکنیکهای ضداشکال زدایی محبوب را شرح داد. این کار نیاز به صبر برای یادگیری و دانستن تکنیکهای ضداشکال زدایی را دارد. بیشتر تکنیکهای ضداشکال زدایی میتواند با بهره گرفتن از حس معمول مشخص شوند، درحالی که یک فرایند را به آهستگی اشکالزدایی میکنند. برای مثال اگر بطور نابهنگام پایان یافتن کدی را در یک جهش شرطی دیدید، میتواند دریک تکنیک ضداشکال زدایی اشاره شود. بیشتر تکنیکهای ضداشکال زدایی محبوب شامل دسترسی fs:[30h] فراخوانی یک ویندوز API یا اجرای یک بررسی زمان بندی است. البته بهترین راه برای یادگیری بینتیجه گذاشتن تکنیکهای ضداشکال زدایی ادامه دادن به مخالفت و مطالعه بدافزار است. نویسندگان بدافزار همیشه به دنبال راهی جدید برای بینتیجه گذاشتن اشکال زداها و انگشت به دهان نگه داشتن تحلیلگران بدافزار همانند شما است. فصل ۵ مترسک ۵-۱- مقدمه بسیاری بر این عقیده هستند که یک بدافزار حتما باید بر روی سیستم شما در قالب یک فایل دانلود شود تا بتواند کارش را انجام دهد. اما به خاطر داشته باشید انواع بدافزارها از انواع روشها و تکنیکهای مختلف برای اجرا خود استفاده میکنند. برخی از بدافزارها از اجرای نرم افزارها یا عملیاتهای خاصی بر روی سیستم جلوگیری میکنند، بضی از آنها سیستم شما را به عنوان یک سیستم قربانی برای سوء استفاده و انجام عملیات تخریبی بر روی سیستمهای دیگر استفاده میکنند، برخی از بدافزارها وجود دارند که صرفا برای جمع آوری اطلاعات شخصی کاربران طراحی شدهاند، برای مثال اطلاعات مربوط به کارت شناسایی، شماره حسابهای بانکی، رمزهای عبور و نامهای کاربری و امثال این اطلاعات را جمع آوری و برای نویسنده آن بدافزار ارسال میکنند. اما اینها تنها برخی از کارهایی است که بدافزارها میتوانند انجام دهند، بد افزارها نه تنها میتوانند باعث دردسر کاربران شوند و آنها را اذیت کنند، بلکه میتوانند هزینههای سنگینی برای کاربران داشته باشند، حتی بدافزارهایی که برای جمع آوری اطلاعات شخصی طراحی شدهاند ممکن است باعث ایجاد تخریب در سیستم قربانی شوند. این همان دلیلی است که شناسایی و حذف کردن این بدافزارها از سیستم عامل کاربران را تبدیل به امری حیاتی کرده است. در این پژوهش ما برروی روشی مطالعه میکنیم که بدون داشتن یک ضد اشکال زاد بتوانیم از باز شدن بد افزاری که به حالت بستهای شده میباشد جلوگیری کنیم. ۵-۲- مترسک چیست؟ با توجه به بد افزارهای سیستمی شده (پک شده) میخواهیم با ایجاد یک سری عملیات و با بهره برداری از خواص شناسایی اشکال زدا بدون اینکه در حافظه قرار داشته باشند میتوانیم از بسته خارج شدن آنها (آنپک شدن) جلوگیری نماییم برای انجام این عمل میدانیم یک بدافزار به روشهای مختلفی قابل انجام میباشد که اشکال مختلف آن را با توجه به مطالب فصل قبل صورت زیر مطرح میشود باید توجه داشت که ممکن است روشهای مختلفی مطرح گردد که در این حالت ممکن است در آینده روشهای دیگری نیز مطرح گردد این روشها به شرح زیر میباشند: ۱- استفاده از رابط برنامه نویسی کاربردی (بخش ۴-۲) ۲- بررسی دستی ساختارهای حافظه (بخش ۴-۳) الف – نشانه Being Debugged ب- نشانه Process Heap ج- نشانه NTGlobalFlag ۳- بررسی رفتار اشکال زادها( بخش ۴-۵) الف- اسکن INT ب- بررسیهای مجموعه مقابلهای ج- بررسیهای زمان. حال با توجه به هدف یاد شده بعد از بررسی هریک از آنها میتوانیم یکی از آنها را برای ساخت مترسک خود استفاده نماییم. ۵-۳- نمودار کلی کار شکل ۵-۱:نمودار مترسک ۵-۴- استفاده از رابط برنامه نویسی کاربردی جدول ۵-۱ واکنش توابع
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
برای کنترل اثرات سوء کلید زنی بانکهای خازنی بر روی زمان کلید زنی و تجهیزات کلید زنی کار می شود. بطور کلی روش های مختلف برای این عمل عبارتند از:
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
کنترل بستن همزمان با مقدار اولیه بیشینه ولتاژ ( VPSC )، ( Voltage peak synchronous closing) ۲- روش کلید زنی در صفر ولتاژ ( VZSC)، ( Voltage zero synchronous closing ) استفاده از کلید همراه با امپدانس، ( Preinsertion impedance switch) استفاده از برقگیر (Arrester).
روش کنترل بستن همزمان با بیشینه ولتاژ فرض کنید یک بانک خازنی بوسیله یک منبع سینوسی برقدار شود، بطوریکه مقدار بیشینه ولتاژ AC می باشد. آلفا زاویه فاز قراردادی است که کلید در آن لحظه از سیکل ولتاژ بسته می شود. هنگامیکه کلید بسته می شود معادله زیر بصورت رابطه ای از جریان برقرار است: ۳-۴ که در رابطه ۳-۴، ظرفیت بانک خازن و اندوکتانس موثر بین منبع و بانک خازنی می باشد. در این رابطه از مقاومت صرفنظر شده است. معادلات لحظه ای ولتاژ و جریان بانک خازنی بصورت زیر بیان می شوند: ۳-۵ ۳-۶ که و به ترتیب مقادیر اولیه جریان سلف و ولتاژ خازن می باشند، و فرکانس طبیعی مدار کلید زنی و مقدار درواحدی فرکانس طبیعی می باشد.
امپدانس خازن در فرکانس اصلی و مقادیر بیشینه مولفه های فرکانس اصلی جریان و ولتاژ خازن می باشند. ۳-۷ معادلات لحظه ای ولتاژ۳-۵ و جریان ۳-۶که در بالا مطرح شدند، پاسخ حوزه زمان ولتاژ و جریان خازن در مدار کلید زنی می باشند. قسمت اول مولفه فرکانس اصلی می باشد. قسمتهای دوم و سوم نمایش مولفه های مدار در فرکانس طبیعی می باشند. اندازه مولفه های نوسانی تابعی از ولتاز شبکه، ولتاژ اولیه خازن،جریان اولیه سلف و زمان کلید زنی می باشند. بدترین حالت کلید زنی زمانی اتفاق می افتد که یک خازن بی بار در لحظه بیشینه ولتاژ برقدار شود، که نتیجه آن ایجاد اضافه ولتاژ به اندازه دو برابر بیشینه عادی ولتاژ می باشد. برای کلید زنی ایده ال مولفه های نوسانی جریان در رابطه لحظه ای آن (ولتاژ در رابطه لحظه ای آن) باید صفر باشند. این مورد تنها زمانی بدست می آید که دو شرط زیر بطور همزمان با یکدیگر موجود باشند: ۳-۸ و۳-۹ در مدار کلید زنی جریان اولیه صفر می باشد یعنی . اولین شرط از کلید زنی ایده ال بدین معنی است که کلید باید در قله مثبت یا منفی شکل موج سینوسی ولتاژ منبع ( ) بسته شود. شرط دوم بدین معنی است که خازن باید در یک سطح ولتاژ مشخص برقدار شود. ۳-۱۰ با برقرار شدن شرایط کلید زنی ایده ال مولفه های نوسانی ایجاد شده از بین خواهند رفت. سپس هر دو مورد ولتاژ و جریان خازن فقط شامل مولفه های فرکانس اصلی خواهند بود.
روش کلید زنی در صفر ولتاژ Voltage zero synchronous closing) ) در این روش خازنها دارای کلیدهای مجزایی هستند و هر کلید به هنگام عبور ولتاژ آن فاز از صفر بسته می شود. کلیدها باید دارای سرعت قطع و وصل زیادی بوده و بتوانند در حدود ۱ عمل قطع و وصل را انجام دهند. اگر زمان عملکرد از این مقدار بیشتر شود این روش کارایی خود را از دست خواهد و به نتیجه مطلوب نخواهد رسید. این کلیدها همچنین باید قادر باشند در شرایط مختلف شبکه و محیط سرعت خود را حفظ کنند. در حال حاظر کلیدهای الکترونیکی به سرعت مورد نیاز دسترسی دارند.
استفاده از کلیدهای همراه امپدانس الف) کلید همراه مقاومت در این روش از کلیدهایی به شکل۳-۷ استفاده می کند. در این روش در لحظه وصل کلید ابتدا از مسیر به همراه مقاومت سری کلید زده می شود و پس از طی چند سیکل این مقاومت با زدن کلید اتصال کوتاه شده و از مدار خارج می گردد. این مقاومت سبب می شود که در لحظه وصل کلید از فروپاشی ولتاژ شینه به میزان قابل توجهی جلوگیری کند و در نتیجه بیشینه گذرای بازیافت ولتاژ را کاهش می دهد. در این روش به دو نکته باید توجه کرد: اول اینکه میزان تلفات توان ناشی از مقاومت ها باید برای مقاومت قابل تحمل باشد و قابلیت اعتماد شبکه را کاهش ندهد. دوم اینکه گذرای ثانویه که به هنگام بایپس نمودن حاصل می شود بیش از گذرای اولیه نباشد. کلید با مقاومت کلید همراه با سلف در نوع دیگر کلیدهای با امپدانس بجای مقاومت از سلف استفاده می شود، که در شکل ۳-۸ آورده شده است. کلید با سلف از آنجاییکه امپدانس سلف به فرکانس در لحظه برقدار شدن بانک خازنی وابسته است، در این لحظه امپدانس بزرگی از خود نشان داده و از فروپاشی ولتاژ شینه جلوگیری نموده و در نتیجه باعث کاهش بیشینه جریان گذرای اولیه می شود. در هنگام خروج سلف از مدار گذرایی تولید می شود که اغلب از گذرای اولیه کوچکتر است. در این نوع کلیدها از دو نوع سلف استفاده می شود: یکی سلفهایی که از سیمهای فولادی ساخته شده و دارای مقاومت بالایی هستند و دیگری سلفهایی که از سیمهای آلومینیومی ساخته شده و دارای مقاومت کوچکی هستند. سلفهای با مقاومت زیاد برای مواردی که گذرای ولتاژ بزرگ است کاربرد دارند، البته این سلفها منجر به گذرای ثانویه بزرگی می شوند و برای مواردی که خازنها بزرگ هستند نباید از این سلفها استفاده نمود، چون گذرای ثانویه می تواند خیلی شدید باشد. سلفهای با مقاومت کم با توجه به اینکه دارا ی اندوکتانسی مشابه سلفهای مقاومت بالا هستند، در کاهش میزان گذرای ولتاژ رفتاری مشابه با نوع قبلی دارند، ولی به علت داشتن امپدانس کوچکتر، گذرای ثانویه کوچکتری هم دارند. غالباٌ این سلفها پس از گذشت چند سیکل بایپس می شوند که این مدت به سطح ولتاژ شبکه وابسته است. در ضمن این سلفها چون با خازن سری هستند موجب تغییر فرکانس گذرای کلید زنی هم می شوند. این روش برای بانکهای خازنی با کلید زنی پشت به پشت بسیار موثر بوده و گذرای جریان کلید زنی را به خوبی کنترل می کند. این روش در مقایسه با مقامتهای بایپس شونده دارای قابلیت اعتماد بیشتری بوده و اقتصادی تر نیز می باشد. در روش دیگر از وجود سلفهای دائمی بصورت سری با کلید خازنی استفاده می شود. این سلفها که حدوداً ۰.۵ تا ۲ میلی هانری می باشند به شکل موثری جریانهای گذرای کلید زنی پشت به پشت را کاهش می دهند، ولی تاثیر قابل ملاحظه ای در کنترل و کاهش گذرای ولتاژ ندارند. اثر قابل توجه این سلفها این است که آنها می توانند با ایجاد فاصله مناسب بین فرکانس تشدید سری و فرکانس مدار کلید زنی به شکل موثری بر چگونگی تقویت هارمونیکی ناشی از خازنهای تصحیح ضریب توان اثر گذاشته و موجب کاهش تقویت هارمونیکی می شوند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ردیف: بستند ۱۶۴ – نقـــش بختــش بــر آسـمان بســتند عَقــد اقبـــالــش اختـــران بســـــتند معنی و مفهوم: نقش و نگار بخت شاه اخستان را در آسمانها ترسیم کردند و ستارگان بین او و بخت و اقبال نیک، عقد و پیمان برقرارکردند. آرایههای ادبی: نقش بخت اضافهی استعاری است. اقبال به عروسی مانند شده است که ستارگان آن را به عقد شاه اخستان درآوردهاند. ۱۶۵ – خسـروانـــش ســـزنــد غـاشــیه دار کـــمر حــــکم او بــــر آن بســـــتند واژگان: غاشیه دار: خادم، مطیع. (آنندراج) معنی و مفهوم: شایسته است که پادشاهان همگی خدمتگزار و آمادهی اجرای فرمانهای شاه اخستان باشند. آرایههای ادبی: غاشیه دار کنایه از خدمتگزار است. کمر حکم او بستن کنایه از فرمانبرداری است. ۱۶۶ – سـینه چـون چـنگ، بــر کتـف بـردنــد دیــده چــون نــای، بــر مـیان بســـتند معنی و مفهوم: پادشاهان عالم از هیبت و شکوه شاه، ترسان و فرمان بُردارند و همگی آمادهی خدمتگزاری به شاه اخستان هستند. آرایههای ادبی: سینه بر کتف بردن و دیده بر میان بستن هر دو کنایه از ترسیدن و فرمانبرداری کردن است. دیده، استعاره از سوراخهای نای است. ۱۶۷ – بخـت را کــوسـت بـــکر دولـــت زای عقـد بـــر شــاه کــامـــران بســـــتند معنی و مفهوم: بخت و اقبال را که همانند دوشیزهای است که همواره دولت و فرمانروایی میزاید، به عقد شاه کامروا درآوردند و آن را برای همیشه با شاه همراه کردند .
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
آرایههای ادبی: بخت به دوشیزهای مانند شده است که دولت میزاید. عقد بستن بخت برای شاه کنایه از همراه شدن همیشگی اقبال با اوست. ۱۶۸ – بــهر تهـــدیـــد ســگدلان نفـــاق شـیر چــرخــش بــر آســتان بســـتند واژگان: سگدل: سخت دلی، بد دلی. (دهخدا) شیر چرخ: برج پنجم از بروج فلک. (غیاث) معنی و مفهوم: برای ترساندن منافقان دو روی بی رحم، صورت فلکی شیر آسمان را بر در آستان شاه بستهاند تا کسی جرأت هیچ خطایی نداشته باشد . آرایههای ادبی: سگدل کنایه از بی رحم و سخت دل است. بیت دارای اغراق است. ۱۶۹ – چـرخ را خـود بـر آستانـش، چــو سـگ بـــر درخـــت گُـــل امـــان بســــتند معنی و مفهوم: همانگونه که سگ را برای تعلیم و رام شدن، مدتی به درخت گل میبندند، آسمان سرکش را نیز، همانند سگ، مدتی به امن و امان حاکم بر آستان شاه بستند، تا تربیت شود. آرایههای ادبی: آسمان به سگی مانند شده است که برای تأدیب، آن را به امان آستان شاه که همانند گل است، بستهاند. توضیحات : سگ به گل بستن: گویند که: سگ تازی را چون خواهند تربیت کنند و مستعد تعلیم شکار نمایند، مدّتی بر درخت گل بندند. (کزازی، ۱۳۷۴: ۷۵۸) ۱۷۰ – ســگ دیـــوانــــهی ضـــلالـــت را هــم ســـگان درش دهـــان بســـــتند واژگان: ضلالت: گمراه شدن. (دهخدا) معنی و مفهوم: سگان درگاه شاه اخستان، ضلالت و گمراهی را که مانند سگی دیوانه بود، خفه و نابود کردند. آرایههای ادبی: ضلالت به سگی دیوانه مانند شده است. ۱۷۱ – آن کسـان کــه آسمانـش میخـوانـدنـد نــام قصـــّاب بـــر شـــبان بســــتند معنی و مفهوم: کسانی که شاه اخستان را آسمان خواندهاند؛ مثل این است که نام قصّاب را بر شبان گذاشته باشند؛ چرا که آسمان همانند قصّابی مردم را میکشد، امّا شاه مانند شبانی در اندیشهی پرورش مردم است. آرایههای ادبی: آسمان با تشبیه مضمر به قصّاب و شاه به شبان مانند شده است . ۱۷۲ – آســمان را بـــه حــکم هـــارونیــش ز اختــــران زنگـــــل روان بســــتند واژگان: هارون: قاصد که بر کمر زنگله داشته باشد تا کسی از راهداران و حُجاب مانع او نشوند. (دهخدا) زنگل: زنگ، درا، جلاجل. ( رهان) معنی و مفهوم: آسمان پیک و خبر رسانی، بیش نیست؛ به همین دلیل است که ستارگان را مانند زنگل پیکها، بر آسمان بستهاند. آرایههای ادبی: آسمان به پیک تشبیه شده است و ستارگان به زنگل و جلاجلی که پیکها بر خود میبستهاند. هارون با زنگل تناسب دارد. ۱۷۳ – خســـروان گــرز گــــاو ســـارش را ز بـــر چتـــر کــــاویـــان بســـــتند
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نوع مرکاپتان
حلالیت در آب (مول بر لیتر)
اتیلمرکاپتان
۱۱۲۰۰/۰
نرمالپروپیلمرکاپتان
۰۲۵۰۰/۰
نرمالبوتیلمرکاپتان
۰۰۶۶۱/۰
ترتبوتیلمرکاپتان
۰۱۰۷۰/۰
نرمالآمیل (n-Amyl)
۰۰۱۵۰/۰
نرمالهپتیل (n-hepthyl)
۰۰۰۰۷/۰
در شکل (۲-۵)، Kp و KE مرکاپتانهای مختلف برای سیستم ایزواکتان و محلول سود ۵/۰ نرمال و همچنین حلالیت در آب، برای نرمالمرکاپتانهای مختلف نشان دادهشده است. در این شکل آشکار است که حلالیت مرکاپتانها در آب با افزایش وزن موکولی بهسرعت کاهش مییابد (منحنی ۱ در شکل (۲-۵)). ضریب تقسیم (KP) مطابق منحنی (۳) کاهش مییابد که متناظر با آن ضریب استخراج (KE) کاهش پیدا میکند (منحنی۲). موازی و نزدیک بودن منحنیهای (۳ و ۲) در شکل (۲-۵) نشان میدهد که ثابت یونیزاسیون نرمالمرکاپتانها به مقدار خیلی کم متأثر از جرم موکولی آنها است.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
حلالیت مرکاپتان شاخهدار در آب بیشتر از مرکاپتانهای مستقیم با همان تعداد کربن میباشد ولی KE مرکاپتانهای شاخهدار کمتر از KE مرکاپتانهای مستقیم است که این نشان میدهد ثابت یونیزاسیون مرکاپتانهای شاخهدار کمتر از ثابت یونیزاسیون مرکاپتانهای مستقیم میباشد و کارهای Ellis نیز این امر را تأیید میکند [۲۱].
تعداد اتمهای کربن در نرمالمرکاپتانها ۱- حلالیت نرمالمرکاپتانها در آب (مول بر لیتر) ۲- ضریب توزیع مرکاپتانها بین فاز هیدروکربنی ایزواکتان و فاز آبی محلول سود ۵/۰ نرمال (KE) ۳- توزیع مرکاپتانها بین فاز هیدروکربنی ایزواکتان و آب (KP) شکل ۲-۵- حلالیت نرمالمرکاپتانها در آب و توزیع مرکاپتانها بین فاز هیدروکربنی ایزواکتان و فاز آبی محلول سود ۵/۰ نرمال [۲۱]. ۲-۵-۳- تأثیر غلظت محلول هیدروکسید بر فرایند استخراج و واکنش تبدیل مرکاپتانها به مرکاپتایدهایسدیم با افزایش غلظت محلول هیدروکسید، ضریب استخراج (KE) افزایش مییابد. در مورد پروپیل و بویتل مرکاپتانها این افزایش برای محلول سود تا غلظت حدود ۳ مولار قابلتوجه میباشد و از این غلظت به بعد با افزایش غلظت، ضریب استخراج در حد انتظار افزایش پیدا نمیکند که علت این امر همانطور که قبلاً توضیح داده شد مربوط به پدیده Salting–out میباشد که سبب کاهش KP و درنتیجه افزایش کم در مقدار KE با افزایش غلظت هیدروکسید میشود. Setschenow اثر پدیده Salting–out را بهصورت معادله زیر بیان کرده است [۲۱]. (۲-۱۲) حلالیت در آب So: حلالیت در محلول نمک Sc: غلظت نمک در محلول آبی C: ثابت پدیده K: Salting-out K = 0/075for Ethyl Mercaptan K = 0/181for n-Buthyl Mercaptan شکل (۲-۶) نیز اثر غلظت و مقدار عامل استخراجکننده را در حذف مرکاپتانها نشان میدهد. با افزایش غلظت عامل استخراجکننده اگرچه عملیات استخراج بهبود مییابد ولی این افزایش غلظت تا حدی مجاز میباشد، زیرا اگر غلظت عامل استخراجکننده بیشتر از مقدار معینی ازدیاد پیدا کند ویسکوزیته آن افزایش پیداکرده و در این وضعیت جداسازی فاز آبی و هیدروکربن خیلی مشکل میشود.
شکل ۲-۶- اثر مقدار و غلظت محلول سود در استخراج مرکاپتانها شکل (۲-۷) تغییرات ویسکوزیته محلول هیدروکسیدسدیم را با غلظت آن نشان میدهد. در دمای ۰C 25 اگر غلظت محلول از ۱۰% به ۵۰% برسد ویسکوزیته آن ۴۰ برابر میگردد.
شکل ۲-۷- تغییرات ویسکوزیته محلول سود با غلظت آن [۲۱]. پس از استخراج مرکاپتانها از فاز هیدروکربن توسط محلول سود، واکنش مرکاپتانها با سود و تشکیل مرکاپتایدهایسدیم مطابق واکنش زیر صورت میگیرد:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۸-۳-۱۶- بانهراز کوه بانهراز در ناحیه چرداول، در ۲۸ کیلومتری شمالشرقی شهرستان ایلام واقع شده و ارتفاع آن از سطح دریا ۱۸۲۰ متراست. این کوه از جنوب به کوه بهارآب متصل می شود و دامنههای غربی آن به دره رودخانه چنارچ منتهی می شود. ۲-۸-۳-۱۷- کلک کوه کلک در ۴۳ کیلومتری شمال شرقی مهران واقع شده و ارتفاع آن از سطح دریا ۱۸۲۰ متراست. رودخانههای پیرمحمد و کل کلا از این کوه سرچشمه میگیرند. ۲-۸-۳-۱۸- سایر کوههای استان ایلام برحسب شهرستانها شهرستان ایلام: کوههای الله خدا، بایه، تالوار، جمالگیر، چیق باباخان، چکبوره، سفید، سم خر، کته پیفک، ملدشاده، گنو، و… شهرستان دره شهر: کوههای بنهر، دروند، راوندی، سرگچ، سرگچ کوه، مرزو، هفت کلک و … شهرستان دهلران: کوههای باریک آب، برک کروی، بته انش، پشته گلاب، تپه علی کشت، خرگهی، دالپری، تنیلا، کلاوندی، کلویز، کولونرمه، گوتبه، ممله و… شهرستان مهران: کوههای بلواند، بلیجان، چقال زرد سیاه کوه، زالوآب، چنچر، سرخ، سه کورند، سیاه، سیاه اردلان، یک شبه و… ۲-۸-۴- دریاچهها دریاچه دوقلوی سیاه گاو آبدانان: دریاچه دوگانه سیاه گاو در فاصله ۸ کیلومتری سراب باغ آبدانان واقع شده است. اطراف این دریاچه را دشتها و کوههای نسبتاً مرتفع فرا گرفته است. جلوههای بهاری و پاییزی این دریاچه جذاب و دیدنی است. گلزارهای حاشیه دریاچه و پرندگان وحشی آب، گردشگاه جالب توجهی را به وجود آوردهاند. ۲-۸-۴-۱- دریاچه سد ایلام سد ایلام که در سالهای اخیر با هدف اصلی تأمین اب شرب شهر ایلام به بهره برداری رسیده است در کلیه فصول سال به خصوص بهار و تابستان مملو از جمعیتی است که به قصد کذراندن اوقات فراغت خود این محل زیبا را انتخاب می کنند. با وجود اینکه هیج کونه امکانات و یا خدماتی در حاشیه سد انجام نمیگیرد ولی این امر مانع از هجوم مردم به این منطقه نشده. ۲-۸-۵- چشمهها از دیگر منابع طبیعی کردشکری استان ایلام چشمهها هستند که معمولاً در دامنه ارتفاعات جریان دارند. با توجه به شرایط طبیعی تعداد چشمهها در مناطق کوهستانی زیادتر و در نواحی جلگهای کمتر است. ولی از تعداد واقعی چشمهها آماری در دست نیست. معمولاً از آب چشمه به عنوان آب زراعی استفاده می شود و چنانچه آب چشمه زیاد باشد، چشمه به طور مستقیم به باغها، و مزارع هدایت می شود بعضی از چشمهها معمولاً به وسیله آبراهه هایی که در مجموع رودهای کوچکی را تشکیل می دهند و در اصطلاح محلی به آنها ” گلال ” گفته می شود، به منظور آبیاری کشتزارها به سوی روستاها هدایت میشوند. مهمترین چشمههای استان با قابلیت جذب حداقل جمعیت به قرار زیر میباشند: ۲-۸-۵-۱- چشمه آبگرم دهلران در فاصله ۳ کیلومتری شهر دهلران چشمه آب گرمی با خواص گوگردی قرار گرفته که از اهمیت ویژهای برخوردار است. در چند سال گذشته هم با تجهیز آن و سرو سامان گرفتن این آبگرم در جذب گردش هر چند اندک اقداماتی مثبت انجام گرفته است. ۲-۸-۵-۲- چشمه آبگرم چمن بولی مسافران غربیترین نقطه کشور هم با طی مسیری جادهای، از شهر ایلام به آبگرم بولی خواهند رسید. عبور از شهرهای ایلام- صالح آباد- بولی و طی مسافتی ۳۵ کیلومتری با چشم اندازهای اکوتوریستی و نیزارهای طبیعی، شما را به آبگرم رهنمون خواهد کرد. در مقصد هم، با جاذبههای فرهنگی- طبیعی، تپه تاریخی سرنی، تخت خان، چمرگاه، پاقل، چم ژیه، تپه اگرواش، تنگ بیجار، جنگل بلوط، مواجه خواهید شد. ۲-۸-۵-۳- چشمه میمه زرین آباد در مجاور قلعه باستانی شیاخ در بخش زرین آباد آثاری از قناتیابه زبان محلی،کاریز وجود دارد که تا چند سال پیش آب در آنها براحتی جریان داشت و هم اکنون هم وجود دارد که این کاریزها جهت انتقال آب به درختان مورت مثمر و زمینهای پایینتر هدایت میشده و تا کنون هیچ گونه توجهی به این آثار باستانی و نیاکان این خطه نشده، لذا با اندکی همت و نصب یک تابلو میتوان به شمار بازدیدکنندگان وگردشگران بهاری افزود. ۲-۸-۵-۴- چشمه کلم چشمه زلال کلم از شمال کبیرکوه سرچشمه می گیرد و یک چشمه چهار فصل میباشد که چندین مرکز پرورش ماهی در اطراف این چشمه احداث شده است و در اطراف این چشمه، باغات انبوه و گستردهای وجود دارد که مناظر بسیار چشمنواز و زیبایی ایجاد کردهاند. این باغها در فصول بهار و تابستان فضاهای بسیار دنج و آرامی، برای استراحت و اتراق گردشگران و علاقمندان به طبیعت فراهم میآورند.
 ۲-۸-۵-۵- چشمه سیکان چشمه سیکان در ۱۳۰ کیلومتری جنوب خاوری شهر ایلام قرار دارد که بر روی آن یک سد احداث شده که از نوع سنگ ریزه ای و ۷۰ متر از بستر خود بلندی دارد. هدف از ساخت این سد ذخیره سازی جریانهای سطحی، آب چشمههای موجود و نیز مهار سیلابهای رودخانه سیکان است. ۲-۸-۵-۶- دیگر چشمههای استان از دیگر چشمههای استان ایلام میتوان به چشمه قیر دهلران اشاره کرد که به علت عبور از سنگهای حاوی مواد آلی آب آن آغشته به قیر است و چشمه همان طور که از اسمش بر می آید چشمهای از قیر طبیعی است. همچنین در حاشیه رودخانه چنگوله در شهرستان مهران چشمه آب گرم چنگوله، در کناره راست رود کنجانچم نیز چشمه آبگرم کنجانچم، در ساحل سمت راست رود خانه تلخاب آبگرم تنگ حمام بولی با دمای تقریبی ۴۰ درجه سانتیگراد قرار دارند. ۲-۸-۶- دشتها در این استان دشتهای کم وسعتی وجود دارند که مهمترین آنها دشتهای ایلام، شیروان چرداول و هلیلان است. در این مناطق به علت دسترسی به آبهای سطحی، شهرکهای آبادیهایی با تراکم بالای جمعیت وجود دارد. دشتهای دیگر منطقه عبارتاند از: صالح آباد، مهران، محسنآباد، نصیریان، دهلران، موسیان و دشت عباس که از نوع دشتهای آبرفتی و رسوبی کنار رودخانه هستند. اغلب این دشتها، خاک رسی با ضخامت زیاد دارند. در هر فصل دشتهای استان با توجه به موقعیت جغرافیایی آن دارای مناظر دل انگیزی میشوند به خصوص دشتهای واقع در مناطق گرمسیری استان که در اواخر زمستان و اوایل بهار با طبیعت بسیار دیدنی خود جذاب جمعیت بسیاری است. ۲-۸-۷- تالابها ۲-۸-۷-۱- تالاب سیاب دریوش این تالاب در جنوبغربی بخش ملکشاهی واقع شده است. مساحت آن در حدود چهار (۴) هکتار و ارتفاع آن ۲۷۴۰ متر از سطح دریاهای آزاد میباشد. حداقل درجه حرارت در این تالاب ۱۴ درجه سانتیگراد و متوسط بارندگی سالیانه آن بیش از ۶۰۰ میلیمتر است. تالاب فوقالذکر دارای آب دایمی و شکل آن دایرهای میباشد. به دلیل قرار گیری در ناحیه کوهستانی جزو منطقه سردسیری و ییلاقی استان محسوب می شود. ۲-۸-۷-۲- تالاب زمزم تالاب زمزم در ۷۴ کیلومتری شرق شهر ایلام واقع گردیده است. مساحت آن در حدود یک هکتار و ارتفاع آن ازسطح دریاهای آزاد ۶۷۵ متر است. آب آن به صورت چشمه بوده و دارای آب دایمی است. پوشش گیاهی اطراف آن چشم انداز زیبایی را به وجود آورده و زیستگاه بسیار مناسبی برای حیات وحش فراهم نموده است. ۲-۸-۷-۳- تالاب چکر در غرب شهرستان ایلام و در منطقه بولی و در ناحیه چکر تالاب زیبای چکر قرار دارد. مساحت آن در حدود ۳ هکتار و ارتفاع آن ۶۰۰ متر است. عمق آن در حدود ۵/۲ متر است. این تالاب در منطقه گرمسیری قرار دارد ولی آب آن دایمی است. عمق آن بستگی به میزان بارش در طول سال دارد. منبع آب آن نزولات جوی و چند چشمه جوشان میباشد. متوسط دمای آن ۲۴ درجه سانتیگراد است. نیزارهای اطراف آن به همراه طبیعت بکر زیبای اطراف آن واقعا دلنشین است. فصل سوم روششناسی تحقیق مقدمه پایه هر دانشی، روش شناخت آن است و اعتبار و ارزش قوانین هر علمی به روش شناختی مبتنی بوده که در آن علم بکار میرود. روش پژوهش عبارت است از یک عمل منظم که در نتیجهی آن پاسخهایی برای سؤالهای مورد نظر و مطرح شده پیرامون موضوع پژوهش به دست میآید (نادری وسیف نراقی، ۱۳۷۵،۳۴). انتخاب روش پژوهش بستگی به هدفها و ماهیت موضوع پژوهش و امکانات اجرایی آن دارد. غالب مطالعههای پژوهشی یک روش یا راهکاری را نشان میدهند که به سادگی قابل تشخیص است و شامل رویههای مشترک ویژهای مانند بیان مسئله، جمعآوری داده ها و نتیجه گیریاند. جزئیات این رویههای ویژه تا حدود زیادی با روش پژوهش معین میشوند. هر یک از این روشها برای پاسخگویی به یک مسئله مناسب هستند. در این فصل در ارتباط با فرضیههای پژوهش، متغیرهای پژوهش، روشهای پژوهش، روشهای جمع آوری دادهها، قلمرو مکانی و زمانی پژوهش، جامعه و نمونهآماری پژوهش، معرفی مدلهای پژوهشی و روشهای آماری جهت آزمون فرضیه ها بحث خواهد شد. ۳-۱- روش پژوهش پژوهشهای علمی را بر اساس هدف میتوان به سه گروه پژوهش بنیادی[۹]، پژوهش کاربردی[۱۰] و پژوهش علمی تقسیم کرد (نراقی و نادری، ۱۳۶۵، ۷۸). پژوهش حاضر با توجه به موضوع پژوهش و شیوه جمع آوری داده ها توصیفی _ تحلیلی است و برای گردآوری داده ها از مطالعات و شناخت منطقه مورد نظر، مصاحبه و مشاهده و پرسشنامه بوده و از نوع همبستگی[۱۱] است. نکته مهمی که باید به خاطر سپرد این است که پژوهش همبستگی هرگز یک رابطه علت و معلولی را تبیین نمیکند بلکه به طور صرف یک رابطه را توصیف میکند، صرفنظر از اینکه یک رابطه علت و معلولی است یا نه، وجود یک رابطه قوی، پیشبینی را امکان پذیر میسازد. (خاکی،۱۳۸۲، ص۱۳۲).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تحقیق توصیفی با هدف توصیف خصوصیات یا کارکردهای بازار انجام می گیرد. تحقیقات توصیفی با فرضیات روشن و سوالات تحقیقی، ساختارمند می شوند. اگر هدف تحقیق به صورت شناسایی روابط معنادار یا اثبات وجود اختلاف بین پدیده های بازار تعریف شده باشد، تحقیق توصیفی مناسب است (دهدشتی شاهرخ و بحرینی زاده، ۱۳۸۹، ص۶۵). ۳-۴-۲ تحقیقات آزمایشی علمی ترین روش تحقیقات، تحقیقات آزمایشی هستند. در تحقیقات آزمایشی، متغیر مستقل توسط پژوهشگر مورد دستکاری قرار میگیرد تا اثر آن بر متغیر وابسته مشخص شود (دانایی فرد و همکاران، ۱۳۸۷: ۲۱۰). بنابر مطالب فوق، تحقیق حاضر که هدف آن تعیین روابط تجربی است از نظر هدف کاربردی است. ۳-۵ متغیرهای پژوهش به طور کلی، متغیرهای موجود در تحقیق حاضر در دو دسته متغیرهای زیر جای می گیرند: متغیر مستقل متغیر وابسته ۳-۵-۱متغیر مستقل متغیر مستقل متغیری است که در پژوهشهای تجربی به وسیله پژوهشگر دستکاری می شود تا تاثیر (یا رابطه) آن بر روی پدیده دیگری بررسی شود. پژوهش حاضر دارای هفت متغییر مستقل میباشد که عبارتند از: استفاده آسان هزینه استفاده از اینرنت تبلیغات امنیت اطلاعات خصوصی وجود زیرساختهای مناسب آگاهی نسبت به بانکداری اینترنتی صرفه جویی در زمان. ۳-۵-۲متغیر وابسته متغیر وابسته، متغیری است که تأثیر (یا رابطه) متغیر مستقل بر آن مورد بررسی قرار میگیرد. به عبارت دیگر، پژوهشگر با دستکاری متغیر مستقل درصدد آن است که تغییرات حاصل را بر متغیر وابسته مطالعه نماید. متغییر وابسته پژوهش حاضر عبارت است از: پذیرش بانکداری اینترنتی ۳-۶جامعه آماری و نمونه گیری نمونه گیری، فرایند انتخاب تعداد کافی از میان اعضای جامعه آماری است. به طوری که با مطالعه گروه نمونه و فهمیدن خصوصیات و ویژگیهای آزمودنی گروه نمونه، میتوان این خصوصیات یا ویژگیها را به اعضای جامعه آماری تعمیم داد. ۳-۶-۱جامعه آماری یک جامعه آماری عبارت است از مجموعه ای از افراد یا واحدها که دارای حداقل یک صفت مشترک باشند (سرمد و همکاران، ۱۳۸۱: ۱۷۷). جامعه آماری به کلیه کسانی گفته می شود که از جهات خاص مربوط به نقطه نظرهای تحقیق دارای صفت مشترک بوده و مشمول نتایج پژوهش مورد نظر میباشند. محقق باید قبل از آغاز کار پژوهش، چارچوب جامعه آماری آن تحقیق را مشخص و روشن کند تا هم تکلیف خودش معلوم باشد و هم بتواند آن را به سادگی به دیگران معرفی نماید. جامعه آماری را جامعه هدف نیز میگویند (دانایی فرد و همکاران، ۱۳۸۷: ۳۹۱). جامعه آماری این تحقیق را کلیه مشتریان بانک تجارت در استان یزد که رمز عبور فعال برای استفاده از خدمات بانکداری اینترنتی دارند، تشکیل می دهند.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۳-۶-۲روش نمونه گیری به منظور گردآوری داده های مورد نیاز درباره افراد جامعه میتوان از روشهای زیر استفاده نمود: الف) نمونه گیری احتمالی ب) نمونه گیری غیر احتمالی ج) نمونه گیری کارشناسی و تخصصی. از آنجا که جامعه آماری این تحقیق، مشتریان بانک تجارت استان یزد که دارای رمز عبور فعال برای استفاده از خدمات بانکداری اینترنتی هستند، در این تحقیق از نمونه گیری جامعه نامحدود برای نمونه گیری استفاده میکنیم و از شیوه نمونه گیری قضاوتی استفاده شده است. ۳-۶-۳حجم نمونه به دلیل صرفه جویی و تحلیل پژوهش و کاهش زمان در مراحل عملیاتی و تحلیل پژوهش در پژوهش های اجتماعی و مدیریتی، معمولاً تعداد اعضایی کمتر از تعداد اعضای کل جامعه آماری انتخاب می شوند که نمونه تحقیق نامیده می شوند. در واقع نمونه گروه کوچکی از جامعه است که برای مشاهده و تجزیه و تحلیل انتخاب شده است. با مشاهده مشخصات نمونه ای که از یک جامعه انتخاب شده است، میتوان از مشخصات کل جامعه استنتاج معینی به عمل آورد. محقق می تواند از دو روش برای تخمین حجم نمونه استفاده نماید: الف) تخمین شخصی در این روش از تخمین شخصی استفاده می شود. یعنی اینکه محقق با در نظر گرفتن عواملی شخصاً اقدام به برآورد حجم نمونه یا تعیین درصد مشخصی از جامعه می کند. طبیعی است که هرچه جامعه کوچکتر باشد، این درصدها بزرگتر خواهد بود و هرچه جامعه بزرگتر باشد این درصدها کمتر خواهد بود. ب) روش های آماری در این روش برای برآورد حجم نمونه از تکنیکها و روشهای آماری استفاده می شود. منتهی محقق برای انجام آن به داشتن اطلاعات و پارامترهایی درباره جامعهای که قصد انتخاب نمونه از آن را دارد، نیاز دارد. یکی از روش های آماری که برای برآورد حجم نمونه به کار میرود، فرمول کوکران است. در پژوهش حاضر با توجه به اینکه اندازه جامعه نامشخص و نامحدود می باشد و با در نظر گرفتن سطح خطای ۵ درصد برای نمونه گیری، اندازه نمونه مورد نیاز ۳۸۵ نفر بدست آمد: در این رابطه نسبت موفقیت جامعه(p) را ۵۰%، سطح خطا (α) را ۰۵/۰ و دقت برآورد ۵ درصد گرفته شده است. از آنجا که در این رابطه حداقل حجم نمونه ۳۸۵ نفر آزمودنی برآورد شده است، بنابراین با در نظر گرفتن نرخی جهت عدم بازگشت پرسشنامه ها و یا دریافت پرسشنامه ناسالم، تعداد ۵۰۰ پرسشنامه توزیع شد و در نهایت تعداد ۴۱۸ پرسشنامه سالم دریافت گردید. ۳-۷منابع جمع آوری داده ها گردآوری داده های مورد نیاز تحقیق یکی از مراحل اصلی تحقیق است. اطلاعات مورد نیاز برای تحقیق را به طرق مختلف می توان گردآوری کرد. ابزارهای گوناگونی مانند مشاهده، مصاحبه، پرسشنامه و اسناد و مدارک و … برای بدست آوردن این داده ها وجود دارد. هر یک از این ابزارها مزایا و معایب خاص خود را دارند که هنگام استفاده از آنها باید مورد توجه قرار گیرند تا اعتبار پژوهش دچار خدشه نشود و از طرفی نقاط قوت ابزار تقویت گردد. هر پژوهشگر باید با توجه به ماهیت مساله و فرضیه های طراحی شده، یک یا چند ابزار را انتخاب نماید و پس از کسب شرایط لازم در مورد اعتبار این ابزارها، از آنها در جهت جمع آوری داده ها بهره جوید تا در نهایت از طریق پردازش و تحلیل این داده ها، بتواند درباره فرضیه ها قضاوت کند. انتخاب ابزارها باید به گونه ای باشد که پژوهشگر بتواند از نحوه انتخاب ابزار خود دفاع نماید و از این طریق دستاوردهای پژوهش خود را معتبر سازد. انتخاب شیوه های جمع آوری داده ها به تسهیلات در دسترس، میزان دقت مورد نیاز، مهارت فنی و مهارت محقق، قلمروی زمانی بررسی و دیگر هزینه ها و منابع در دسترس برای جمع آوری داده ها بستگی دارد (دانایی فرد و همکاران، ۱۳۸۷: ۷۲). روش های گردآوری اطلاعات به طور کلی به دوسته کتابخانهای و میدانی تقسیم می شوند (حافظ نیا، ۱۳۸۹). ۳-۷-۱روشهای کتابخانهای روشهای کتابخانهای در تمامی تحقیقات علمی مورد استفاده قرار میگیرد، ولی در بعضی از آنها، تنها در بخشی از فرایند تحقیق یعنی مطالعه ادبیات و سوابق پژوهشی مورد استفاده قرار میگیرد. همچنین در تحقیقاتی که ماهیت کتابخانهای دارند، تقریبا تمام تلاش محقق در کتابخانه صورت میپذیرد (حافظ نیا، ۱۳۸۹). ۳-۷-۲روشهای میدانی روشهای میدانی به روش هایی اطلاق می شود که محقق برای گردآوری اطلاعات ناگزیر است به محیط بیرون برود و با مراجعه به افراد یا محیط، و نیز برقراری ارتباط مستقیم با واحد تحلیل یعنی افراد، اعم از انسان، مؤسسات و غیره، اطلاعات مورد نظر خود را گردآوری کند. در واقع، او باید ابزار سنجش خود را به میدان ببرد و با پرسشگری و مصاحبه و مشاهده آنها را تکمیل نماید (حافظ نیا، ۱۳۸۹). ۳-۸پرسشنامه پرسشنامه اشاره به مجموعه سوالاتی از قبل تدوین شده دارد که پاسخ دهندگان، پاسخ خود را در دامنه ای از گزینه های معین انتخاب می کنند. وقتی پژوهشگر واقعاً میداند چه اطلاعاتی نیاز دارد و نحوه اندازه گیری متغیرها را میداند. پرسشنامه ابزار کارآمد و مفیدی برای گردآوری داده ها است. انواع پرسشنامه استفاده شده در تحقیقات عبارت اتد از: ۱- پرسشنامه حضوری ۲- پرسشنامه پستی و ۳- پرسشنامه تلفنی. در این تحقیق، پرسشنامه حضوری مورد استفاده محقق قرار گرفت. در این تحقیق از یک پرسشنامه ۲۴ سوالی استفاده شد که به صورت حضوری بین اعضای نمونه توزیع گردید. ۳-۹روایی و پایایی پرسشنامه ابزار سنجش باید از روایی و پایایی لازم برخوردار باشد تا محقق بتواند داده های متناسب با تحقیق را گردآوری نماید و از طریق این داده ها و تجزیه و تحلیل آنها، فرضیه های مورد نظر را بیازماید و به سوالات تحقیق پاسخ دهد. ۳-۹-۱روایی پرسشنامه روایی از واژه روا به معنی جایز و درست گرفته شده و روایی به معنای صحیح و درست بودن است. مقصود از روایی آن است که وسیله اندازه گیری بتواند خصیصه و ویژگی مورد نظر را اندازه بگیرد. اهمیت روایی از آن جهت است که اندازه گیری نامناسب و ناکافی می تواند هر پژوهش علمی را بی ارزش و ناروا سازد. روایی (اعتبار) در اصل به صحت و درستی اندازه گیری محقق بر میگردد (خاکی، ۱۳۸۶: ۲۸۸). روایی را به شکل های مختلف طبقه بندی کرده اند که تعدادی از آنها عبارتند از: روایی محتوایی، روایی نمایی (ظاهری)، روایی مربوط به ملاک، روایی موافق، روایی متضمن پیش بینی، روایی سازه، روایی همگرا و روایی متمایز کننده (خاکی، ۱۳۸۶: ۲۸۹-۲۹۱). روایی تعیین می کند ابزار تهیه شده تا چه حد مفهوم خاص مورد نظر را اندازه میگیرد. یعنی هنگامی که به امید مطالعه یک مفهوم، مجموعه ای از پرسشها را مطرح می شود، چگونه می توان اطمینان یافت که واقعا به اندازه گیری همان مفهوم مورد نظر پرداخته شده است. با آزمون های خاصی می توان روایی ابزار اندازه گیری را سنجید ولی در پژوهش حاضر از روایی محتوا و روایی ظاهری استفاده شده است. ۳-۹-۱-۱روایی محتوایی روایی محتوایی این اطمینان را به وجود می آورد که مقیاس شامل موارد کافی و نمونه برای استفاده از مفهوم مورد سنجش است. برای طراحی پرسشنامه با توجه به پیشینه قوی مدلهای استفاده شده در تحقیق حاضر، و همچنین در نظر داشتن متغیرهای مدلهای اصلی سعی شد تا پرسشنامه از حیث شاخص هایی که سازه ها را اندازه گیری می کنند، بر پشتوانه مناسبی از نظریه و کاربردهای عملی آنها در پژوهش ها و آزمون های متعدد متکی باشد. ۳-۹-۱-۲روایی صوری (ظاهری) یک شاخص مقدماتی و حداقل از روایی محتوایی است. روایی نمایی مواردی را که انتظار می رود یک مفهوم را اندازه گیری کنند، نشان میدهد آنها ظاهر مفهوم را میسنجند و به نظر میرسد مفاهیم را اندازه گیری می کنند (خاکی، ۱۳۸۶). در روایی ظاهری در واقع بررسی میکنیم که آیا متخصصین تایید می کنند که ابزار همان چیزی را که از نام آن استنباط می شود، میسنجد؟ به منظور سنجش روایی نمایی، پرسشنامه و محتوای آن تحت بررسی اساتید محترم و متخصصان بانکی قرار گرفته و نظرات اصلاحی ایشان لحاظ گردید. ۳-۹-۲پایایی پرسشنامه
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
-
- قاب ۶ طبقه منظم
به منظور شناسایی قاب ۶ طبقه منظم، نیروی هارمونیک جارویی با فرکانس ۸-۲۵ هرتز در امتداد درجه آزادی طبقه اول این قاب اعمال و با اندازه گیری پاسخهای شتاب، سرعت و جابجایی این قاب در تمامی درجات آزادی برای نوفههای ۵،۳،۲،۱ و ۱۰%و حالت عدم وجود نوفه، پارامترهای این قاب مورد شناسایی قرار گرفته و میزان خطای شناسایی ماتریسهای مشخصه در شکل (۳-۲) نشان داده شده است. میزان نوفه بر اساس نسبت جذر میانگین مربعات سیگنال نوفه به مقدار جذر میانگین مربعات سیگنال مربوطه در نظر گرفته شده است میانگین خطای درایههای قطری ماتریسهای جرم، سختی و میرایی، به عنوان خطای شناسایی ماتریسهای مشخصه در نظر گرفته شده است.
 مطابق شکل (۳-۲)، نتیجه شناسایی ماتریسهای مشخصه از دقت بالایی برخوردار بوده است، بگونهای که در میزان نوفه ۱۰%، بیشترین میزان خطا متعلق به ماتریس میرایی با میزان ۱.۷۸% بوده است. تنها نکته قابل توجه، مشاهده واگرایی نتایج با افزایش نقاط فرکانسی مؤثر ، در نوفه ۱۰% است که در سایر نوفهها دیده نشده است. تأثیر افزایش نقاط فرکانسی روی دقت شناسایی ماتریسهای مشخصه قاب ۶ طبقه منظم با میزان نوفه ۱ و ۱۰%، در شکل (۳-۳) و (۳-۴) نشان داده شده است. با بهره گرفتن از ماتریسهای شناسایی شده، پارامترهای دینامیکی فرکانس و شکلهای مودی قاب ۶ طبقه منظم نیز تعیین شده و خطای شناسایی آنها با افزایش میزان نوفه در شکلهای (۳-۵) و (۳-۶) شان داده شده است. تمامی فرکانسها از دقت بالایی برخوردار بوده اند، به گونه ای که بیشترین میزان خطا ۵۴/۰ درصد بوده است. میزان بالای نسبت میرایی مود ۶، موجب افزایش خطای شناسایی شکل مودی این مود در مقایسه با سایر مودها شده است، ولی همچنان نتایج از دقت بالایی برخوردار است (درصد خطای شناسایی شکل مودی ۶ در نوفه ۱۰% برابر با ۷۹/۰درصد بوده است). حساسیت روش شناسایی به میزان نوفه در شناسایی ماتریسهای مشخصه قاب ۶ طبقه منظم با بهره گرفتن از مقدار دقیق پاسخهای فرکانسی نحوه افزایش دقت ماتریسهای مشخصه سازه ۶ طبقه منظم با افزایش تعداد نقاط فرکانسی در حالت بارگذاری هارمونیک با فرکانس متغیر ۸ تا ۲۵ هرتز و و میزان نوفه ۱% نحوه افزایش دقت ماتریسهای مشخصه سازه ۶ طبقه منظم با افزایش تعداد نقاط فرکانسی در حالت بارگذاری هارمونیک با فرکانس متغیر ۸ تا ۲۵ هرتز و و میزان نوفه ۰ ۱% حساسیت روش شناسایی به میزان نوفه در شناسایی فرکانسهای قاب ۶ طبقه منظم با بهره گرفتن از مقدار دقیق پاسخهای فرکانسی حساسیت روش شناسایی به میزان نوفه در شناسایی شکلهای مودی قاب ۶ طبقه منظم با بهره گرفتن از مقدار دقیق پاسخهای فرکانسی مقایسه شکلهای مودی شناسایی شده قاب ۶ طبقه منظم، در حالت نوفه ۱۰% با مقادیر واقعی، درشکل (۳-۷) نشان داده شده است. شکلهای مودی شناسایی شده همخوانی مناسبی با مقادیر اصلی داشته است. در حالت عدم اندازه گیری پاسخهای سرعت و جابجایی، قاب تحت نیروی هارمونیک جارویی با فرکانس ۲-۲۵ هرتز در امتداد درجه آزادی طبقه اول تحریک شده و پاسخهای شتاب قاب ۶ طبقه منظم در تمامی درجات آزادی اندازه گیری شده و با بهره گرفتن از رابطه (۲ -۲۰) شبه پاسخهای سرعت و جابجایی محاسبه شده و روند شناسایی انجام شده است. نتایج شناسایی ماتریسهای مشخصه قاب ۶ طبقه منظم در اینحالت در شکل (۳-۸) برای میزان نوفههای ۵،۳،۲،۱ و ۱۰% نشان داده شده است. خطای شناسایی ماتریسهای مشخصه در اینحالت در مقایسه با حالت استفاده از مقادیر دقیق پاسخهای فرکانسی افزایش یافته است. خطا در تخمین شبه پاسخهای فرکانسی سرعت و جابجایی در نوفههای بالا و همچنین عدم انتخاب بازه فرکانسی و بارگذاری، کاهش دقت در نتایج را به دنبال داشته است. مقایسه شکلهای مودی دقیق قاب ۶ طبقه منظم با شکلهای مودی حاصل از خصوصیات شناسایی شده از پاسخهای دقیق فرکانسی در حالت بارگذاری هارمونیک با فرکانس متغیر ۸ تا ۲۵ هرتز و نوفه ۱۰% حساسیت روش شناسایی به میزان نوفه در شناسایی ماتریسهای مشخصه قاب ۶ طبقه منظم با بهره گرفتن از شبه پاسخهای فرکانسی سرعت و جابجایی درصد خطای شناسایی فرکانسهای مودی قاب ۶ طبقه منظم در حالت دسترس نبودن پاسخهای دقیق سرعت و جابجایی در شکل (۳-۹) نشان داده شده است. حساسیت روش شناسایی به میزان نوفه در شناسایی فرکانسهای قاب ۶ طبقه منظم با بهره گرفتن از شبه پاسخهای فرکانسی سرعت و جابجایی مطابق شکل (۳-۹)، تمامی فرکانسها جز فرکانس مود ابتدایی از دقت بالایی برخوردار بوده اند. حساسیت بالای فرکانس مود اول (۷۴/۱ هرتز) بدلیل عدم قرارگیری در بازه فرکانسی مورد استفاده (۲-۴۰ هرتز) و نبود داده کافی جهت شناسایی این فرکانس بوده است. درصد خطای شناسایی شکلهای مودی با افزایش میزان نوفه نیز در شکل (۳-۱۰) نشان داده شده است. همانند حالت استفاده از پاسخهای دقیق فرکانسی، بالا بودن نسبت میرایی مود ۶ موجب افزایش خطای شناسایی شکل مودی این مود شده است، همچنین عدم انتخاب بازه فرکانسی و بارگذاری مناسب نیز در افزایش میزان خطاها تأثیرگذار بوده است. میزان مشارکت جرم مودی و درصد میرایی مودال درنظر گرفته شده برای قاب ۶ طبقه منظم در جدول (۳-۱) نشان داده شده است. حساسیت روش شناسایی به میزان نوفه در شناسایی شکلهای مودی قاب ۶ طبقه منظم با بهره گرفتن از شبه پاسخهای فرکانسی سرعت و جابجایی میزان مشارکت جرم مودی و درصد میرایی مودهای قاب ۶ طبقه منظم
Modal Participating Mass Ratio
۰.۷۱
۰.۲۱
۰.۰۵۳
۰.۰۱۹
۰.۰۰۷
۰.۰۰۲
Modal Damping Ratio (%)
۱.۱
۳.۲
۵.۷
۷.۶
۹.۱
۱۰.۴
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱/۵
۳۹/۵
۸۶/۵
۲۹/۷
نتایج این بررسی که در جدول (۶-۲) نشان داده شده است بیان کننده این مطلب است که حل معکوس همواره مقداری خطا، به جهت هموارسازیهایی که در مراحل قبل انجام دادیم در خروجی دارد. البته انجام هموارسازی برای رسیدن به جواب مناسب الزامی است. نکته مهم دیگری که در این جدول مشاهده می شود این است که در حل معکوس با افزایش خطا، خطای محاسبه نیرو به همان اندازه افزایش نمییابد و اندکی خطا را به خروجی اضافه می کند. این نشانگر توانمندی این ابزار جهت محاسبه نیروی زمانمند میباشد.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
شکل(۶-۱۳): نیروی محاسبه شده با بهره گرفتن از کرنش همراه با خطا
- تاثیر تعداد کرنشسنج بر شناسایی توزیع زمانی نیرو
به نظر میرسد یکی از عوامل دیگری که در شناسایی توزیع زمانی نیرو موثر است تعداد ورودی مساله است که همان تعداد کرنشسنجهای نصب شده روی قطعه میباشد. لذا در این مرحله تلاش شده است تا تاثیر تعداد حسگرها مورد بررسی قرار گیرد. محل نصب کرنشسنجها در شکل (۶-۱۴) نشان داده شده است. در این قسمت خطای اضافه شده به کرنشهای اندازه گیری شده ۲۵ درصد میباشد، تا تاثیر تعداد کرنشسنج بیشتر مشخص شود. شکل(۶-۱۴): محل نصب کرنشسنجها مختصات کرنشسنجها ، و مختصات میباشد. در ابتدا کرنشسنج شماره ۴ و کرنشسنج شماره ۳ بصورت جداگانه مورد استفاده قرار میگیرند و در مرحله بعد داده های هر دو کرنشسنج و در مرحله نهایی داده های تمام کرنشسنجها مورد استفاده قرار میگیرند. در شکل (۶-۱۵)، برچسب بالای شکل به اینصورت خوانده می شود، به ترتیب از سمت چپ به راست، نیروی محاسبه شده توسط سه عدد کرنشسنج که در جهت و مختصات ، و میباشد. شکل(۶-۱۵): نیروی محاسبه با بهره گرفتن از داده های کرنشسنجها با ضریب هموارسازی میانی و هموارسازی ثانویه ۵/۰ همانگونه که در شکل (۶-۱۵) نشان داده شده است هنگامیکه تعداد کرنشسنجها افزایش یابد به شدت دقت محاسبه افزایش مییابد و نکته دیگر اینکه که وقتی تعداد کرنشسنجها از حدی بیشتر شود، عملا افزایش حسگرها کمک زیادی به حل مساله نمیکند و در واقع داده های اضافی بیتاثیر میباشد.
- تاثیر خطا در تعیین ضریب میرایی جهت شناسایی توزیع زمانی نیرو
یکی از مسائلی که در این بررسی به آن برخورد کردیم، تاثیر خطا در انتخاب ضریب میرایی جهت شناسایی توزیع زمانی نیرو میباشد. چرا که میتوان با انتخاب نامناسب ضریب میرایی جهت محاسبه ماتریس حساسیت به شدت از شناسایی توزیع زمانی نیروی دقیق دور شد. لازم به ذکر است در این بررسی شرایط مرزی مانند قبل میباشد و خطای اضافه شده را ۵ درصد در نظر گرفتیم. این بررسی را به دو قسمت کم میرا و فوق میرا تقسیم کردیم. در بررسی اول ضریب میرایی را ۰۰۱/۰ در نظر گرفتیم و کرنش آن را استخراج کردیم. حال با فرض نامشخص بودن ضریب میرایی، توزیع زمانی نیرو را با ماتریسهای حساسیت با ضرایب میرایی متفاوت محاسبه مینماییم. نتایج این محاسبه در شکل (۶-۱۶) نشان داده شده است. شکل(۶-۱۶): نیروی محاسبه شده کرنش با ضریب میرایی ۰۰۱/۰ ، با بهره گرفتن از ماتریس حساسیتهای متفاوت، ضریب هموارسازی میانی و هموارسازی ثانویه ۵/۰ شکل (۶-۱۶) نشان میدهد، در صورتی که ضریب میرایی واقعی در حالت کم میرا باشد میتوان نیرو را حتی با ضریب میرایی صفر با دقت خوبی محاسبه کرد. اگر ماتریس حساسیت، با ضریب میرایی فوق میرا محاسبه شده باشد، قله نیرو به شدت اختلاف خواهد داشت و بازه اعمال نیرو نیز منطبق بر بازه واقعی نخواهد بود. در بررسی دوم انتخاب ضریب میرایی در حالت فوق میرا میباشد که در این قسمت ۰۱/۰ انتخاب شده است. حال روند فوق را نیز برای این مساله تکرار مینماییم تا بتوان نظری کلی را برای این مسائل بیان نماییم. این حالت میرایی، در شکل (۶-۱۷) نشان داده شده است. در این قسمت نیز انتخاب میرایی نادرست در ماتریس حساسیت به شدت تاثیرگذار است. با افزایش میرایی قله نیرو افزایش مییابد و بازه زمانی کم میگردد و با کاهش میرایی قله نیرو تا حالت کممیرا کاهش مییابد و بازه زمانی نیز تا حالت کممیرا افزایش مییابد و این روند در حالت کممیرا نیز ادامه مییابد ولی تغییر محسوسی ندارد، لذا قابل صرف نظر کردن میباشد. شکل (۶-۱۷): نیروی محاسبه شده کرنش با ضریب میرایی ۰۱/۰ ، با در نظر گرفتن ضرایب میرایی مختلف در تحلیل معکوس، ضریب هموارسازی میانی و هموارسازی ثانویه ۵/۰
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
صنعتی است. باید روش انجام کار در ((دوره تولید انبوه)) را به فراموشی سپرده و تصمیم گرفت که اکنون روش مناسب چگونه است(همر و چمپی، ۱۳۸۷ : ۲۱).
در نظام مهندسی دوبارۀ کسب و کار، عنوان های کهن و ترتیبات سازمانی گذشته همچون بخش بندی اداره، دایره، گروه و مانند آن از اهمیت می افتند. آنها ساخته دوره ای هستند که دیگر سپری شده است. در مهندسی دوباره مهم اینست که؛ با یاری گرفتن از نیازهای امروز بازار و فناوری[۴۶] های نوین، چگونه کار را سازمان دهیم. آنچه مردم و شرکت های دیروز انجام می داده اند دیگر کمکی نخواهد کرد. تأکید مهندسی دوباره بر ویژگی هایی است که مردان کسب و کار سنتی آمریکا را به پیروزی ها و نوآوری های چشمگیری رساند؛ از جمله توجه به فرد، اعتماد به نفس، خطرپذیری و گرایش به دگرگونی. مهندسی دوباره، برخلاف فلسفه های مدیریت گذشته که می خواست تا دیگران را نیز همانند خود کند، در راه دگرگون ساختن رفتار کارکنان و مدیران نیست، بلکه می کوشد تا از امتیاز هوشمندی ایشان بهره گرفته و نبوغ و استعداد های خفته آنها را بیدار نماید(همر و چمپی، ۱۳۸۷ : ۲۱- ۲۲). پایه و اساس مهندسی دوباره بر بررسی های مرحله ای و شناخت و حذف مقررات کهنه و تصورات بنیادینی استوار است که زمینه ساز عملکرد کسب و کارهای کنونی هستند. همه شرکت ها انباشته از مقررات نانوشته ای هستند که از دهه های پیشین بجا مانده اند : ((مشتریان عادت به تعمیر وسایل زندگی ندارند))، ((وجود انبارهای منطقه ای و محلی برای دادن خدمات مناسب ضروری است))، ((برای خریدهای صنعتی تنها در ادارات مرکزی شرکت ها تصمیم گیری می شود)). این مقررات برپایۀ فرض هایی در بارۀ فناوری، مردم، و هدف های سازمانی ویژه ای بوجود آمده اند که دیگر کاربردی ندارند. تا هنگامی که شرکت ها اینگونه مقررات را از سر باز نکنند، هرگونه بازسازی و نوسازی سازمانی بی تأثیر بوده و همانند گردگیری میز و صندلی ها در ساختمانی ویرانه است(همر و چمپی، ۱۳۸۷: ۲۲).
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
کسانی که تنها آوازه ای از مهندسی مجدد شنیده و یا به تازگی با این مفهوم آشنا شده اند، ممکن است شتابزده چنین نتیجه گیری کنند که اینهم یکی از برنامه های بهبود بخشی به کسب و کار است. ابداً چنین نیست. مهندسی مجدد با برنامه های دیگر بسیار متفاوت بوده و حتی با آنهایی هم که پاره ای وجود مشترک دارد، همانند نیست. با وجود نقش ارزشمند تکنولوژی اطلاعاتی در مهندسی مجدد، باید تاکنون روشن شده باشد که این مفهوم با خود کارکردن سیستم ها کاملاً متفاوت است. خود کارکردن فرایند موجود، همچون آسفالت کاری جاده مالرو کنونی است. خود کار کردن دستگاه ها، در حکم آسان سازی انجام کارهای نادرست است(همر و چمپی، ۱۳۸۷ : ۸۸). مهندسی مجدد نباید با بازسازی نرم افزارها[۴۷] نیز، که به معنای جانشینی دستگاه های کهنه با دستگاه های نوین و کارآمدتر فناوری اطلاعاتی است ، اشتباه شود. بازسازی نرم افزارها بیشتر وقتها چیزی جز یک سیستم کامپیوتری پیشرفته و پیچیده نیست که فرآیندی منسوخ و از کار افتاده را بصورت خودکار در می آورد. مهندسی مجدد، سازماندهی مجدد و یا کوچکتر کردن سازمان هم نیست. اینها عبارات زیبایی هستند که برای رساندن مفهوم کاهش ظرفیت بدلیل کاهش تقاضا، بکار می روند. هنگامی که بازار خودروهای جنرال موتورز کساد می شود، شرکت از اندازه خود می کاهد تا با بازار موجود هماهنگی داشته باشد. سازماندهی مجدد و کوچکتر کردن سازمان به معنای انجام کار کمتر با امکانات کمتر است. بر عکس اینها، مهندسی مجدد به معنای انجام کار بیشتر با امکانات کمتر است(همر و چمپی، ۱۳۸۷ : ۸۸- ۸۹). همچنین مهندسی مجدد، همان کاستن از لایه های سازمانی، افقی نمودن سازمان، و بازسازی سازمان نیست، هر چند در نتیجه مهندسی مجدد ممکن است سازمان افقی تر و کوچک تر شود. همانگونه که پیشتر گفتیم، مشکلات شرکت ها ناشی از ساختار سازمانی آنها نبوده بلکه نتیجه ساختار فرآیندهای آنها است. پیاده کردن سازمانی نو بر فرآیندی کهنه و غیر کارآمد، مانند رنگ آمیزی دیواری فرسوده است. شرکت هایی که با کوشش فراوان در پی از بین بردن دیوانسالاری[۴۸] هستند، عصا را از سر نادرست آن به دست گرفته اند. مشکل از دیوانسالاری نیست. در دویست سال گذشته، دیوانسالاری مشکل گشای سازمان ها بوده است. چنانچه شما دیوانسالاری را نمی پسندید، بدون آن را آزمایش کنید. خواهید دید که نتیجه ای جز سر در گمی بدست نخواهد آمد. در سازمان های سنتی دیوانسالاری چسب بهم نگهدارندۀ بخشهای گوناگون سازمان است. مشکل اصلی، که دیوانسالاری به عنوان راه حل آن، یاری داده و می دهد، تکه تکه کردن فرایند کار است. راه رهائی از دیوانسالاری و مسطح کردن سازمان، در مهندسی مجدد فرایند کار است که آن را از تکه تکه بودن نجات خواهد داد. در آن صورت می توان شرکت را پیروزمندانه و بدون دیوانسالاری اداره کرد(همر و چمپی، ۱۳۸۷ : ۸۹-۹۰). مهندسی مجدد با همه حرکتهای بالا بردن کیفیت امروزی همچون (( بهسازی کیفیت))، ((مدیریت کیفیت فراگیر[۴۹])) و مانند اینها نیز، کاملاً متفاوت است. بدون شک برنامه های بهبود کیفیت و مهندسی مجدد، زمینه های مشترکی دارند. هر دو به اهمیت ((فرایند)) آگاه بوده و پایه کار را بر فرایند مشتری گرا گذاشته اند. با این وصف این دو روش از بنیان با هم متفاوتند. برنامه های بهسازی کیفیت، در چارچوب فرایند موجود شرکت بکار پرداخته و می کوشند تا هدف های خود را به یاری چیزی که ژاپنی ها ((کایزن[۵۰])) می نامند و به ((بهبودی فزونی پذیر پیوسته)) اشاره دارد، بدست آوردند. هدف، انجام بهتر همان کاری است که اکنون می کنیم. بهسازی کیفیت، بدنبال بهبود بخشی پیوستۀ فرایند عملکرد جاری است. از سوی دیگر مهندسی مجدد، همانگونه که دیدیم در پی ((نتایج شگفت انگیزه)) است که نه با ادامه فرایند کنونی، بلکه با دور ریختن اینها و جانشین کردن فرآیندی نو، بدست خواهد آمد. دگرگونیهای مدیریتی مورد نیاز مهندسی مجدد نیز از گونه ای دیگر است(همر و چمپی، ۱۳۸۷ : ۹۰). مهندسی مجدد آغازی تازه ایست بر زمینه ای خالی و بکر. هدفش مردود نمودن دانش سنتی کار و فرضهای کهن همراه با آن است. در پی ابداع رهیافت تازه ای برای ساختن فرایند کار است که با گذشته پیوستگی نداشته و یا پیوندش بسیار اندک است. هدف بنیادین مهندسی مجدد، واژگون کردن اندیشه های ناشی از انقلاب صنعتی است. مهندسی مجدد فرض هائی را که بر پایه ((آیه های مقدس آدام اسمیت)) شکل گرفته اند، برای امروز بی اعتبار می داند. دیگر نمی توان به تقسیم کار، مقیاس تولید[۵۱]، ساختار هرمی و کنترل، و چیزهای دیگر وابسته به آنها که به دوران ابتدائی پیشرفت اقتصادی تعلق دارند، دل بست. مهندسی مجدد در جستجوی الگوی تازه ای برای سازماندهی کار است. روش های سنتی، دیگر کاربردی ندارند. مهندسی مجدد، طرحی نو و آغازی دوباره است(همر و چمپی، ۱۳۸۷ :۹۰-۹۱). مهندسی مجدد از جمله فنونی است که با انطباق اثربخش سازمان ها، سیستم ها و روش ها با شرایط نوین به مدیران کمک های چشمگیری ارائه می کند. تفکر مهندسی مجدد به عنوان رویکرد نوین در خدمت به مدیران سازمان ها و مؤسسات مختلف تولید، خدماتی و اداری قرار گرفته است تا بتوانند با نوین سازی و طراحی مجدد ریشه ای ساختارها، کار و فعالیت خود را به طور مؤثری در راستای اهداف تعیین شده به انجام رساند. به بیان دیگر مهندسی مجدد به مفهوم ارائه طرح نوین در عرصه کار برای ایجاد خلاقیت و نوآوری در ذهنیت کارکنان، دگرگونی ساختارها و سازماندهی نیروها و واحدهای سازمانی در راستای کاربرد کارآ و مؤثر منابع و امکانات نقش اساسی را ایفا کرده است(شریف زاده، ۱۳۷۹). مهندسی مجدد با گام های کوتاه و با احتیاط فراوان شدنی نیست. تنها اقدامات همه جانبه است که می تواند نتایج چشمگیری به بار آورد(همر و چمپی، ۱۳۸۷ : ۲۵). اُبلنسکی معتقد است برای دوران پر تحول معاصر، مدل اسمیت و فردریک تیلور برای کنترل مؤثر کارکنان برمبنای سلسله مراتب سازمانی کافی نیست و کارآیی و اثربخشی سازمان های معاصر مستلزم به کارگیری اصول و روش های مهندسی مجدد است. به بیان دیگر سازمان ها برای ادامه حیات و فعالیت خود و بهره گیری از آخرین دستاوردهای فناوری، تولید و دانش مدیریت باید برنامه مهندسی مجدد را در سازمان خود به طور کامل به اجرا گذارند(صرافی زاده، ۱۳۸۸ : ۱۱۵).
۲-۵- اهمیت مهندسی مجدد فرآیندهای کسب و کار
مهندسی مجدد یعنی شروع دوباره، اما روشن است که کنار گذاشتن قوانین، رویه ها، ساختارها و تجربیات فعلی سازمان نه تنها چاره گشا نیست بلکه موجب هرج و مرج و هدر رفتن تلاش های گذشته می گردد. بنا به تعریف زرگر در کتاب اصول و مفاهیم فناوری اطلاعات، مهندسی مجدد فرآیندها (BPR)، یعنی شناخت دقیق با نگرش فرآیندگرا به سازمان، ترسیم دقیق رابطه فعالیت ها و شرایط اجرای فرآیندها، برآورد منابع و هزینه تمام شده و زمان انجام فرآیندها، سپس اصلاح و بهینه سازی رابطه فعالیت ها و اجرای فرآیندها از طریق به کارگیری روش ها، فناوری اطلاعات و تجارب جدید. نتیجه مهندسی مجدد فرآیندها عبارتست از دستیابی به سرعت بیشتر و هزینه کمتر در انجام فعالیت های سازمان و تأمین هدف های کلیدی بنگاه از قبیل موقعیت برتر در رقابت، خدمات بهتر به مشتری یا مشترکین و جلب رضایت آن ها و در نهایت ارزش افزوده بیشتر برای سازمان و مشتری. امروزه مهندسی مجدد فرآیندها قبل از به کارگیری فناوری اطلاعات و انواع سیستم های اطلاعاتی، جهت بهبود فرآیندها و توسعه کارآیی مدیریت و سازمان اجرا می گردد. اساس این دیدگاه برمبنای بازنگری اساسی فعالیت ها و وظایف و ایجاد دیدگاه فرآیندگرایی[۵۲] در قالب تکنولوژی اطلاعاتی است. نقطه نظر مشترک سازمان های پیشرو در دنیای صنعتی امروز فرآیندگرایی است، به طوری که مرزهای موجود بین دپارتمان های مختلف برداشته شده و تمام وظایف به صورت زنجیره ای متصل به هم در عرض سازمان جاری می شوند. این مهم باعث تبدیل ساختار سلسله مراتبی[۵۳] سازمان ها به ساختار مسطح[۵۴] و روان سازی مسیر اجرای فرآیندها در یک سازمان و حتی بین سازمان های مختلف در یک بازار کسب و کار می گردد (سوری، ۱۳۸۷ : ۲۳). مهندسی مجدد تنها یک ضرورت برای بنگاه های اقتصادی نیست بلکه الزامی برای بقای هر نهاد اجتماعی است. همه نهادها که دارای بحران هستند و یا پیش بینی می کنند دچار بحران خواهند شد و حتی نهادهایی که در اوج اقتدار هستند نیز می توانند برای تعالی و در اوج ماندن از مهندسی مجدد بهره مند گردند.در تئوری استراتژی رقابت آمیز، تمام سازمان ها نه تنها درگیر رقابت می شوند بلکه با سرعت تغییر در رقابت مواجه می گردند. سرعتی که با هر پیشرفت فناوری جدید، هر رقیب خارجی و هر موافقتنامه تجاری بین المللی جدید تحت تأثیر قرار گرفته و شتاب می گیرد. استراتژی رقابت بر این نکته استوار است که با تهدید ها مواجه شده و روی فرصتها سرمایه گذاری کنیم. استراتژی رقابتی در نتیجه پاسخ به سه سؤال بوجود آمده است(متقی حامد، ۱۳۸۳) :
-
- سازمان اکنون چه می کند؟
-
- چه اتفاقی در محیط سازمان می افتد؟
-
- سازمان در مقابل باید چه کند؟
مهندسی مجدد رویکرد برنامه ریزی و کنترل تغییر است. توانایی ارزیابی، برنامه ریزی و اجرای تغییر به صورت مداوم، توانایی تجزیه و تحلیل اثرات مرتبط با تغییرات است. (متقی، ۱۳۸۳). کارشناسان، مهندسی مجدد را به عنوان کشتی نجات برای سازمانهای در حال نابودی و غرق شدن می دانند، اما به راستی چرا مهندسی مجدد؟ علل روی آوردن سازمانها به مهندسی مجدد می تواند وابسته به عوامل خارجی یا عوامل داخلی سازمان باشد. حال به بررسی عوامل خارجی و داخلی یا پیشرانه های مؤثر در روی آوردن سازمانها به مهندسی مجدد و انتخاب آن به عنوان راه نجات سازمان، پرداخته می شود(اخوان، ۱۳۸۳). عوامل خارجی[۵۵] : با مشاهده سطح رقابت افزایشی در بازارهای جهانی نیاز به نوآوری در سازمان بیشتر ملموس می شود تا سازمان بتواند خدمات یا محصولات با استانداردهای جهانی و قابل رقابت تولید کند. بنابراین، افزایش دانش و همچنین هماهنگی بین فرآیندهای سازمان از بزرگترین چالشهای سازمانهای امروزی به شمار می رود. مهندسی مجدد می تواند به عنوان ابزاری جهت بهبود شگرف در عملکرد به کار رود. رشد فناوری اطلاعات نیز به عنوان یکی دیگر از عوامل انتخاب مهندسی مجدد سازمانها به حساب می آید. اهمیت فناوری اطلاعات امروزه به گونه ای است که تقریباً هر وظیفه ای در سازمان به نحوی با آن سروکار خواهد داشت. رشد روز افزون فناوری اطلاعات به گونه ای است که می تواند به عنوان عاملی تسهیل کننده جهت توسعه شکل جدید سازمان و معماری آن باشد. تغییرات سریع فناوری اطلاعات، سازمانها را وادار می کند تا به روز باشند و ارتباطات را سریعتر و مطلوبتر به انجام رسانند. شرایط متغیر و غیر قابل پیش بینی در محیط بازار، زندگی اجتماعی، امور فنی و سازمانی، تغییرات اقتصادی، مقررات و قواعد جدید از دیگر عوامل انتخاب مهندسی مجدد توسط سازمانها هستند. به طور خلاصه عوامل یا پیشرانه های خارجی انتخاب مهندسی مجدد عبارتند از(اخوان، ۱۳۸۳) : افزایش سطح رقابت در بازارهای جهانی تغییرات نیاز مشتریان افزایش سطح انتظارات مشتریان پیشرفتهای حاصل شده در فناوری اطلاعات محیط متغیر و نامطمئن امروزی عوامل داخلی[۵۶] : عوامل داخلی نیز می تواند از علتهای انتخاب مهندسی مجدد برای سازمانها به شمار روند. تغییر در استراتژی های سازمان می تواند به عنوان عاملی جهت تحریک سازمانها در انتخاب مهندسی مجدد برای ادامه مسیر باشد. تغییرات در ساختار سازمانی نیز ممکن است ضرورت ایجاد تغییرات در فرآیندها را ملموس تر سازد. یک مثال دیگر از عوامل داخلی می تواند ضرورت ساده سازی امور به شمار رود. ساده سازی می تواند کاربرد در مواردی چون سطوح عملکرد بهتر، زیر ذره بین بردن موارد عدم کارآیی و کاهش پیچیدگی داشته باشد. تغییرات مورد نظر در فرآیندها، روشها، مهارتها و رفتارها نیز می توانند به عنوان عوامل داخلی در انتخاب مهندسی مجدد به شمار روند. به طور خلاصه عوامل یا پیشرانه های داخلی مهندسی مجدد عبارتند از(اخوان، ۱۳۸۳) : تغییر در استراتژی های سازمان، تغییر ساختار سازمانی، ضرورت ساده سازی، تغییر در فرآیندها، روشها، مهارتها و رفتارها. در پژوهشی دیگر که توسط سپهری (۱۳۸۴)، انجام گرفته است بیان می کند که مهندسی مجدد ساختار یا فرآیندهای هر سازمان در شرایط زیر ضرورت پیدا می کند : تغییر اساسی در استراتژی، اهداف و خط مشی های سازمان تغییر جدی در دیدمان[۵۷] مدیریتی و نگرش های مدیریت ارشد نسبت به سازمان تغییر جدی در تکنولوژی سازمان از جمله فناوری اطلاعات تغییر در حرفه یا مأموریت سازمان و نوع فعالیت آن و یا شرایط بازار(محصول و کار) تغییر جدی در شرایط محیطی به ویژه قوانین و مقررات مرتبط با روابط کار و تأمین منابع تغییر جدید در ابعاد و اندازه سازمان و توسعه فعالیت ها یا تغییر کارکردهای آن آگاهی از عملکرد نامطلوب و اثربخشی پایین فعالیت های سازمان وقوع بحران یا مشکلات پرسنلی یا مالی در سازمان از جمله بروز تورم پرسنلی و ضرورت کوچک سازی ابعاد سازمانی تشخیص شکاف جدی پس از مقایسه با سازمان های برتر (بهینه کاوی) در ارزیابی عملکرد و اثربخشی سازمان احساس ضرورت نسبت به انجام یک خانه تکانی سازمانی و هرس کردن شاخه های اضافی به منظور افزایش بهره وری و اثربخشی سازمان
۲-۵-۱- اهداف مهندسی مجدد فرآیندهای کسب و کار
مهندسی مجدد فرآیندها، سه دسته اهداف کلیدی را در درون خود دارد : روابط دوستانه با مشتریان : یکی از اهداف کلیدی اجرای مهندسی مجدد، نیل به یک لبه رقابتی است که از طریق تأمین بیشتر مشتریان نسبت به آنچه که رقیبان ارائه می دهند، برآورده می شود. اگر مشتری به دنبال محصولات مناسبی برای رفع نیازش است، می باید محصولاتی مطلوبتر و بهتر از محصولات رقبا را برای او تدارک دید. اثربخشی : به چه میزان محصول یا خدمتی که سازمان برای مشتری تدارک می دهد مؤثر و اثربخش است؟ اگر محصولی که سازمان ارائه می کند اثربخش است، مشتریان به طور خودکار، آن محصول یا خدمت را خواهند خرید. ۳- کارآیی : به چه میزان سازمان در ارائه محصول بهتر، توام با کاهش هزینه ها موفق و کارآمد است؟ این هدف به نظر می رسد که از دیگر اهداف مهندسی مجدد، مهمتر است؛ چرا که اگر سازمان تولید کننده بتواند قابلیت های کارآمدی را بیاموزد، پس به طور خودکار رابطه اش با مشتری دوستانه تر و نیز اثر بخش تر خواهد بود(انواری رستمی و شهایی، ۱۳۸۴). به طور کلی، هدف اصلی مهندسی مجدد فرآیندهای کسب وکار ایجاد نگرش فرایند مدار[۵۸] به جای وظیفه مدار است، چرا که فرآیندهای کار موجبات پیروزی های دراز مدت را برای سازمانها فراهم می آورند، نه فرآوردهای حاصل از آنها. پیروزمندان صحنه رقابت، فرآوردهای خوب عرضه می کنند، نه اینکه فرآوردهای خوب موجب پیروزیند(حافظی،موسی خانی و بخشی،۲۰۰۹).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲۴
دکتری مدیریت منابع انسانی
رئیس اداره توسعه مدیریت درصنعت در سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران
۱۲سال
۲۵
دکتری مدیریت منابع انسانی
عضو هیات علمی گروه مدیریت دانشگاه یزد
۴سال
۲۶
دکتری مدیریت منابع انسانی
عضو هیات علمی پردیس فارابی دانشگاه تهران- مدیر گروه، گروه منابع انسانی و علوم رفتاری
۱۰سال
۳-۷- روایی تحقیق[۷۶] روایی، در تحقیقات کمی به این موضوع اشاره دارد که آیا ابزار و فنون مورد استفاده برای تحقیق، مناسب برای رسیدن به نتایج مورد انتظار هستند یا خیر. به عبارت دیگر آیا این ابزار، همان موضوعی را مورد آزمون قرار میدهد محقق خواهان بررسی آن است؟
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
در تحقیقات کیفی، روایی نسبت به تحقیقات کمی، برجستهتر[۷۷] است. ماکسول (۱۹۹۶)، اظهار میدارد که این برجستگی به دلیل توصیف[۷۸] ، توضیح[۷۹] و تفسیر[۸۰] تحقیق است. دو نوع روائی در این تحقیقات مطرح هستند. روائی داخلی[۸۱] و قابلیت تعمیم[۸۲] [۲۸]. ۳-۷-۱- روایی داخلی این کار از طریق ارائه نتایج به دست آمده به آزمون شوندگان (مشارکتکنندگان در تحقیق)، انجام میگیرد. اگر آنها نیز یافتهها را مورد تأیید قرار دهند، میتوان نسبت به روائی تحقیق بیشتر مطمئن گردید[۲۸]. در این تحقیق، ارائه بازخورد به آزمون شوندگان و قراردادن آنها در مسیر تحقیق بطوری که بر نحوه پاسخگوئی آنها تاثیر نگذارد به منظور افزایش روائی داخلی اقدام گردید. ضمنا پس از انجام هر مصاحبه الگوی بدست آمده تا آن مرحله ارائه میشد و در صورتی که مصاحبه شونده نکاتی را نسبت به الگو داشت مورد بحث قرار میداد. این کار پس از انجام مصاحبه انجام میشد تا مصاحبه خالی از هر گونه پیش فرض و جهتگیری انجام شود. ۳-۷-۲- تعمیمپذیری به عبارت دیگر همان روایی بیرونی[۸۳] تلقی میگردد. تعمیمپذیری، اصطلاحی است که برآمده از تحقیقات کمی مبتنی برنمونهگیری بوده و هدف آن رسیدن تحقیقات مجدد به یافتهای مشابه میباشد. تعمیمپذیری مربوط به رویکرد واقعیتگرا[۸۴] بوده و برای تفسیرگرا، به شکل دیگری مطرح میگردد. بدلیل اینکه نمونهگیری در تحقیقات کیفی مبتنی بر نمونهگیری نظری[۸۵] است، لذا تعمیمپذیری شاید به آن صورتی که مورد انتظار از تحقیقات کمی است، دور از واقع باشد. به عبارت دیگر، چشمانداز تفسیری[۸۶] که بیشتر تحقیقات کیفی را در بر میگیرد، ترجیحا برنمونهها یا موارد خاص تاکید می کند. این نمونهها الزاما نماینده سایر موارد یا جامعه نیستند. علیرغم مسئله تعمیمپذیری تحقیقات کیفی، بسیاری از صاحب نظران آن سعی در بکارگیری شاخصهای خاصی هستند. با این حال سعی شده است که با افرادی در دانشگاه ها و سازمان های مختلف مصاحبه شود تا قابلیت تعمیم بالا رود. ۳-۷-۳- تصدیق و اعتماد[۸۷] گوبا ولینکلن[۸۸] (۱۹۸۹) با رویکرد تفسیری، تصدیق و اعتماد را به عنوان دو عامل برای خوب بودن تحقیقات کیفی مطرح نمودند. ۳-۷-۳-۱- تصدیق یک مطالعه زمانی دارای صدق است که استراتژیهای به کار رفته در تحقیق، به شکلی مناسب، حقیقت[۸۹] را براساس یک مطالعه منصفانه[۹۰]، به مشارکتکنندگان ارائه نماید. به طوری که آنان قادر شوند تا درک بهتری نسبت به جهان خود به دست بیاورند. در تحقیق سعی گردیده است تا برای حصول تصدیق دادهها در اختیار مصاحبه شوندگان قرار گیرد. ۳-۷-۳-۲- اعتماد شاخصهای ارزیابی اعتماد عبارتنداز: قابل قبول بودن[۹۱]، قابل انتقال بودن[۹۲]، قابل اطمینان بودن[۹۳]، و قابل تأیید بودن[۹۴]. به طور کلی، در خصوص اینکه پژوهش باید «قابل اعتماد»[۹۵] (اصطلاحی که در قاموس پژوهش کیفی اغلب، به جای «روایی» است.) باشد و بتواند دقت در فرایند و تناسب در محصول نهایی را نشان دهد، توافق عمومی وجود دارد. لینکن و گوبا (۱۹۸۵) چهار معیار زیر را برای پژوهش کیفی(طبیعت گرایانه) برشمردهاند. جالب این است که آنها معیارهایشان را با چهار معیار پژوهش کمّی متعارف(روایی درونی و بیرونی، اعتبار و عینیت) جفت کرده و پیوند دادهاند (جدول شمارهی ۳-۴).
- قابل قبول بودن[۹۶]: این مفهوم جایگزین مفهوم روایی درونی است که از طریق آن، پژوهشگران به دنبال اثبات اطمینان به «درستی» یافتههایشان هستند؛ در عوض، لینکن و گوبا بر میزان معقول بودن و معنی داشتن یافتهها تأکید دارند؛ برای مثال آنها توصیه کردهاند که پژوهشگران کیفی از «چک کردن اعضا» استفاده کنند. در اینجا رونوشتهای مصاحبه و گزارش پژوهش به شرکتکنندگان داده میشود تا ببینند که آنها با یافتههای پژوهشگر موافقاند یا مخالف؛ به علاوه، قابل قبول بودن از طریق درگیر شدن طولانی مدت، در میدان و مشاهدهی مداوم و چندجانبهنگری دادهها (چند بعدی سازی)به دست میآید.
در تحقیق حاضر برای اطمینان از قابل قبول بودن، یافتههای تحقیق و الگوی در حال رویش، پس از اتمام هر مصاحبه، به مصاحبه شوندگان که خود خبرگان و افراد مطلع در موضوع بودند، ارائه میشد و درباره اجزاء آن بحث و تبادل نظر صورت میگرفت. فرایند انجام مصاحبه و کدگذاریها و استخراج تئوری بیش از ۵ ماه طول کشیده و محقق خود به طور کامل درگیر موضوع بوده است. ضمنا برای چند جاتبه نگری، نظرات خبرگان دانشگاهی و مدیران با تجربه توامان مورد بررسی، استخراج و مطالعه قرار میگرفت.
- انتقالپذیری[۹۷]: انتقالپذیری جایگزین مفهوم روایی بیرونی است. به جای هدفگیری برای نمونهگیری تصادفی و استدلالی احتمالی، پژوهشگران کیفی به ارائه یک تصویر مفصل از زمینهای که پژوهش در آن انجام شده است، ترغیب میشوند. در اینجا هدف، دادن اطلاعات کافی به خواننده است برای قضاوت دربارهی کاربردپذیری یافتهها در محیطهای دیگر. از آنجا که این تحقیق با مصاحبه با متخصصین کانون های ارزیابی و توسعه در سازمان های مختلف انجام شده است، این امر احتمال انتقال مفاهیم به سایر سازمانها را افزایش داده است. تحصیلات و زمینه کاری هر یک از مصاحبه شوندگان در جدول ۳-۳ آورده شده است.
- قابلیت اطمینان[۹۸]: این مفهوم جایگزین ایدهی اعتبار است و پژوهشگران را ترغیب میکند بازبینی را ممکن کنند (مستندسازی دادهها، روشها و تصمیمات مربوط به پژوهش) که این میتواند امکان موشکافی و رسیدگی سایر پژوهشگران را ممکن کند. در این تحقیق به منظور سهولت ممیزی و بازبینی، کلیه مصاحبهها ضبط شده و نکات کلیدی آنها استخراج گردیده است.
- تأیید پذیری[۹۹]: تأییدپذیری جایگزین مفهوم عینیت است و به رسیدگی و بازرسی به عنوان ابزاری برای اثبات کیفیت استناد میکند؛ برای مثال پژوهشگر میتواند یک تحلیل انعکاسی خودانتقادی را از روششناسی به کار رفته در پژوهش فراهم آورد. تکنیکهایی مانند چندجانبهنگری (برای دادهها، پژوهشگر و زمینه) نیز میتوانند ابزار مفیدی برای تأییدپذیری باشند. در این تحقیق پیش مدل تهیه شده، در تلگرام در گروه کانون ارزیابی و توسعه که ۱۳۰ نفر از متخصصین این حوزه در آن عضو و فعال هستند، به اشتراک گذاشته شد و بزرگواران در گروه در مورد مدل بحث کردند و نقدها و پیشنهاداتی ارائه دادند که با نظر اساتید راهنما و مشاور اصلاحات لازم انجام شد.
جدول ۳-۴: تناظر معیارهای ارزیابی پژوهش کمّی و پژوهش کیفی[۲۸]
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲/۲۶
۶۴
۲/۴۹
۷
۴/۵
۶
در مقالات دسترسی ازاد مهمترین معیار من برای این که بفهمم مقاله ای قابل اعتماد است یا خیر، خود محتوا است

۳
۳/۲
۵
۸/۳
۲۸
۵/۲۱
۶۰
۲/۴۶
۳۴
۲/۲۶
نمودار۴-۳: نمودار عنکبوتی میانگین نهایی پاسخ افراد نمونه آماری به گویه های شاخص های اعتبار در ارتباطات علمی در زمینه دسترسی آزاد ۴-۳. تحلیل استنباطی سؤالات پژوهش در این قسمت سؤالات پژوهش با بهره گرفتن از آزمون آماری مناسب مورد تحلیل قرار گرفته است. آزمون آماری استفاده شده در این قسمت t تک نمونهای با میانگین نظری میباشد و همچنین نیز از آزمون فریدمن استفاده شده است. لازم به ذکر است که در بررسی سؤال مورد بررسی با بهره گرفتن از آزمون t تک گروهی مبنای مطلوبیت مؤلفه ها بالا بودن میانگین تجربی از میانگین نظری و واقع شدن میزان t به دست آمده در سطح معناداری میباشد. شرط معناداری مقدار t محاسبه شده در آزمونهای دو دامنه؛ بزرگتر بودن از مقدار بحرانی t(96/1) میباشد. با توجه به طیف ارائه شده در پرسشنامه مورد مطالعه (کاملاً مخالفم، خیلی کم با عدد ۱ وکاملاً موافقم و خیلی زیاد با عدد ۵ ) مبنای تعیین میانگین نظری ۶۰% بیشترین نمره ممکن برای هر گویه در نظر گرفته شده است. به این ترتیب با توجه به اینکه حداکثر نمره فرض شده برای گزینه یک گویه عدد ۴ می باشد، بنابراین ۶۰ درصد ۴ که همان عدد ۳ میباشد؛ به عنوان میانگین نظری هر گویه در نظر گرفته شده است و برای محاسبه میانگین نظری هر مؤلفه نیز عدد ۳ را ضرب در تعداد گویه های مؤلفه کرده ، میانگین فرضی مؤلفه را حساب میکنیم. لذا با توجه به آنچه که گفته شد میانگین به دست آمده از پاسخ افراد نمونه در هر مؤلفه بزرگتر از عدد میانگین فرضی باشد و مقدار t به دست آمده نیز در سطح معناداری قرار گرفته باشد، آن مؤلفه مورد بررسی به عنوان یکی از مؤلفه های مورد توجه قلمداد میگردد و در غیر این صورت میزان توجه به این مؤلفه در حد پایین ارزیابی میگردد. پس فرض صفر و فرض تحقیق در این پژوهش در آزمون های t تک گروهی به این صورت میباشد که : فرضیه صفر: بین میانگین تجربی فرضیه پژوهش و میانگین نظری فرضیه پژوهش تفاوت معنی داری وجود ندارد. فرضیه محقق: بین میانگین تجربی فرضیه پژوهش و میانگین نظری فرضیه پژوهش تفاوت معنی داری وجود دارد. سؤال یک: شناسایی شاخص های اعتبار در ارتباطات علمی در زمینه مطالعه از دیدگاه اعضای هیئت علمی دانشگاه خوارزمی چون t محاسبه شده با درجه آزادی ۱۲۹ برای آزمونهای دودامنه در مؤلفه های اعتبار علمی نویسنده با مقدار ۳۸۶/۱۲، ارتباط موضوعی مقاله به حوزه کاری شما با مقدار ۰۳۶/۲۶ ، شهرت و اعتبار مجله با مقدار ۷۳۳/۱۱ ، تعداد استنادهای دریافتی ۴/۲، توصیه مثبت یکی از دوستان یا همکاران در مورد مقاله با مقدار ۱۷۷/۴، نمایه شدن مجله در نمایه های معتبر(ISI,Scopus,…) با مقدار ۸۷۳/۷، ضریب تأثیر مجله با مقدار ۶۱۹/۳، دقت و درستی محتوای خود مقاله با مقدار ۰۳۸/۳۱، معتبر بودن داده های به کار گرقته شده در مقاله با مقدار ۶۳۲/۲۲ ، منطقی بودن استدلال های نویسنده در مقاله با مقدار ۷۷۴/۲۷، مناسب بودن گرافیک ها (تصاویر، جداول و نمودارها) با مقدار ۴۳۴/۳، در سطح ۰۵/۰ بزرگتر از مقدار بحرانی t (96/1) میباشد، بنابراین فرض صفر در این آزمون مبنی بر عدم تفاوت بین میانگین نمونه و میانگین جامعه (نظری) رد میشود و با اطمینان ۹۵% میتوان گفت که میانگین نمونه بزرگتر از میانگین جامعه است. در نتیجه از دیدگاه اعضای هیئت علمی دانشگاه خوارزمی مؤلفه های یاد شده شاخصهای اعتبار در ارتباطات علمی در زمینه مطالعه قلمداد میگردد و بر اساس نتایج آزمون فریدمن و با توجه به اینکه مقدار این آزمون(۷۷۱/۵۹۶) در سطح ۰۵/۰ معنادار است بنابراین شاخصهای اعتبار در ارتباطات علمی در زمینه مطالعه از دیدگاه اعضای هیئت علمی دانشگاه خوارزمی در اولویتهای متفاوت قرار دارد و در این میان ارتباط موضوعی مقاله به حوزه کاری فرد با میانگین رتبه۸۱/۱۰، دقت و درستی محتوای خود مقاله با میانگین رتبه۷۶/۱۰ و منطقی بودن استدلالهای نویسنده در مقاله با میانگین رتبه ۳۸/۱۰ در اولویت اول تا سوم و کشور نویسنده (آیا متعلق به کشور پیشرفته است) با میانگین رتبه ۴۷/۴ در اولویت آخر قرار دارد. جدول ۴-۶. شاخص های آمار توصیفی برای شاخص های اعتبار در ارتباطات علمی در زمینه مطالعه
شاخص های اعتبار در ارتباطات علمی در زمینه مطالعه
تعداد
میانگین
انحراف استاندارد
خطای استاندارد
اعتبار علمی نویسنده
۱۳۰
۹۸/۳
۹۰۶/.
۰۷۹/.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱-۹ – روش تحقیق روش گرد آوری اطلاعات به صورت آماری کتابخانه ای و میدانی می باشد. در این پژوهش بر اساس مطالعات کتابخانه ای (سایت های اینترنتی و مجلات علمی پژوهشی )، اطلاعات و گزارش های موجود در سازمان محیط زیست و مناطق حفاظت شده ،نهادهای دولتی مرتبط ( شهرداری ، بخشداری لواسانات ودهیاری ها ) ، مقالات معتبر علمی پژوهشی ، اطلاعات اولیه مورد نیاز جمع آوری می شوند و با بهره گرفتن از مدل راهبردی SWOT که می تواند یک الگوی صحیح جهت برنامه ریزی قرار گیرد مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرند. با توجه به این مطالب ضرورت دارد که برای توسعه اکوتوریسم منطقه از تمامی ظرفیت ها و پتانسیل ها با توجه به حفظ محیط زیست آن استفاده شود، و شناسایی نقاط قوت و ضعف آنها می تواند تأثیر سازنده ای در امر توسعه پایدار آن باشد
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
فصل دوم ادبیات نظری و تجربی تحقیق ۲-۱- مقدمه در عصر حاضر گردشگری به یکی از پردرآمدترین فعالیت های بشری تبدیل شده است که با سرعت زیادی رو به گسترش است. گردشگری امروزه به عنوان یک صنعت تاثیرگذار در اقتصاد در سطوح مختلف جهانی، منطقه ای، ملی و محلی شناخته شده و با توجه به شرایط متفاوت جوامع ، دارای آثار مختلف بر ابعاد گوناگون زندگی جوامع از جمله فرهنگ، محیط زیست و اقتصاد آن خواهد بود. صنعت گردشگری علاوه بر منافع اقتصادی ، در شناسایی ، حفظ و احیاء فرهنگ های بومی تاثیر گذار می باشد. این صنعت امروزه به جهت پیشرفت در فناوری های سفر، احیاء و توجه به جاذبه ها و …. یکی از سه صنعت بزرگ دنیا بوده و نقش ویژه ای در اقتصاد سالم جهانی به عهده دارد: به طوری که بر اساس پیش بینی سازمان جهانی گردشگری، درامد این صنعت را در سال ۲۰۱۰ حدود ۸۰۰ میلیارد دلار بوده و پیش بینی می شود این مقدار در سال ۲۰۲۰ میلادی با ۱٫۶ میلیارد نفر گردشگر، حدوده ۲۰۰۰ میلیارد دلار خواهد رسید. یکی از مهمترین انواع گردشگری که حجم بزرگی از صنعت گردشگری را به خود اختصاص داده، اکوتوریسم است. سازمان ملل متحد به دلیل اهمیت بالای اکوتوریسم ، قرن بیست و یکم را قرن اکوتوریسم نامیده است.(پاپلی، سقایی،۲۱۶:۱۳۸۵) . اکوتوریسم به عنوان گونه ای از گردشگری دوران پست مدرنیسم که در پی شکل گیری مفاهیمی چون توسعه پایدار تولید یافته است، با ظرفیت هایی که دارد، می تواند فرصت توسعه روستایی را در همه ابعاد فراهم ساخته و به عنوان راهکاری اساسی در توسعه روستایی مطرح شود.( هاشمی ،۱۷۵:۱۳۸۹ ). واژه توسعه پایدار را اولین بار به طور رسمی برانت لند در ۱۹۸۷ در گزارش (( آینده مشترک ما)) مطرح کرد.(زیاری،۱۶:۱۳۷۸). هدف اصلی آن ارتقاء کیفیت زندگی یعنی دخالت دادن شاخص های کیفی و اجتماعی، تامین رفاه و عدالت اجتماعی است.(بیگدلی،۳۹:۱۳۸۵ ). توسعه پایدار فرایندی است که طی آن مردم یک کشورنیازهای خود را برمی اورند و زندگی خود را ارتقاء می بخشند، بدون اینکه منابعی که به نسل های آینده تعلق دارد را به خطر اندازند .( زاهدی، ۱۰۸:۱۳۹۰). به عبارتی دیگر توسعه پایدار مخالف هر سیاست یا عملکردی است که به نوعی منافع نسل های بعدی را به خطر بیاندازد. این درحالی است که بسیاری از برنامه ریزان و سیاست گذاران توسعه نیز، از صنعت گردشگری به عنوان یکی از ارکان اصلی توسعه ی پایدار یاد می کنند و بر این باورند که گردشگری، به عنوان یک موضوع چند ارزشی از راهکارهای مهم نیل به توسعه ی پایدار به شمار می رود؛ چراکه آثار تخریبی زیست محیطی آن حداقل و منبعی تما م نشدنی است . بدین ترتیب می توان همزمان با حفاظت از تنوع زیستی، از مناطق دیگر سرزمین بهره برداری متناسب، به شکلی مداوم و پایدار به عمل آورد و در عین حال، به افزایش رونق اقتصاد سرزمین از طریق ایجاد اشتغال، درآمد و بهبود رفاه جامعه کمک کرد. در سالهای اخیر تهیه طرح های گردشگری، بعنوان راهکاری جدید برای رهایی از این شرایط مورد توجه قرار گرفته است، به نظر می رسد کشورهایی که از قابلیتهای بالقوه مناسبی در این زمینه برخوردارند، بتوانند توسعه گردشگری را در برنامه های توسعه ملی خود گنجانده و راه تکامل را طی نمایند (طیبی و همکاران ، ۵:۱۳۸۷). به طور کلی کشور ایران یکی از کشورهایی است که دارای پتانسیل های جذب گردشگران در سطح منطقه و جهان می باشد. تنوع اقلیمی و فرهنگی در ایران از پتانسیل های مهم در مقوله توریسم و اکوتوریسم می باشد، بنابراین پتانسیل های توسعه این بخش بالاست چنان که به طور مثال مناطقی با تنوع اب و هوایی مانند لواسانات در شمال تهران تنها در شرایطی می توانند سهم شایسته خود را از گردشگران بین المللی و داخلی جذب نمایند و از منافع چند بعدی حاصل از آن بهره مند گردند که برای عناصر و اجزای مختلف تشکیل دهنده صنعت گردشگری، برنامه ریزی مناسب صورت گیرد. تجربیات جهانی و تجربه گذشته کشورمان نشان می دهد که هر چند وجود امکانات و زیر ساخت های گردشگری شرط لازم برای توسعه این فعالیت می باشد و لیکن این تنها شرط، کافی نیست. کشورهایی که این مسأله را در نیافته اند و به دلیل نوع ایدئولوژی حاکم یا عدم برنامه ریزی مناسب نتوانسته اند ، شرایط جذب کننده گردشگر را فراهم آورند ، مهمترین بازندگان در میدان رقابت بین المللی بوده ا ند . چرا که لازمه توسعه این فعالیت و جذب گردشگران بیشتر ، برنامه ریزی جامع برای همه عناصر و اجزای تشکیل دهنده گردشگری و ساماندهی وضع جاذبه های بالقوه است که، بتواند ایمنی،آسایش و رضایت گردشگران را فراهم آورد.(امیریان ، ۱۳۷۹). بخش لواسانات ازجمله مناطق هدف گردشگری خصوصا برای ساکنین کلانشهر تهران می باشد که روستاهای آن به طور مستقیم و غیر مستقیم تحت تاثیر فعالیت های گردشگری قرار می گیرند ولی متاسفانه اقدامی لازم در خصوص توسعه گردشگری در این منطقه صورت نگرفته است. از این رو پیش از تدوین راه کارهای توسعه اکوتوریسم در این منطقه ،شناسایی دقیق قابلیت های اکوتوریستی و ارزیابی آنها می باشد. این شناسایی به برنامه ریزان این امکان را می دهد تا بر اساس توان های منطقه ، جهت و راهکارهای توسعه گردشگری منطقه را مشخص نموده ، برنامه ای متناسب با شرایط منطقه ارائه دهند. تدوین برنامه ای هدفمند و کارامد بر مبنای دستیابی به توسعه پایدار در این منطقه می تواند موجب توسعه فعالیت های اکوتوریستی این منطقه و در نتیجه منجر به جذب گردشگر و موازی ان حفظ محیط زیست منطقه گردد. پذیرش مفهوم توسعه پایدار و ارزش میراث طبیعی در بیشتر کشورها در مباحث گردشگری منجر به پیدایش اکوتوریسم گردیده است این نوع گردشگری به لحاظ آرمانی جهانگردی دوستدار طبیعت است. در اکوتوریسم به حفاظت زیستگاهها تنوعات زیستی و چرخههای اکولوژیک باید توجه شود و با برنامه ریزی درست میتوان سودآوی مناسب برای جوامع محلی و حفاظت از منابع طبیعی را تضمین کرد و حامیان و دوستداران طبیعت را افزایش داد و رشد اقتصادی را با روند حفاظت از منابع طبیعی به ویژه در کشورهای در حال توسعه پیوند زد (کوپر[۲]،۲۰۰۰ : ۱۶۴). ۲-۲- تعاریف و اصطلاحات ۲-۲-۱-تعریف و مفهوم توریسم: توریسم را باید آمیزه اى از چندین جزء گوناگون در نظر گرفت: عمل مسافرت، توقفى کوتاه، هدفى خاص و فعالیتهائى که در مقصد انجام می گیرد. توریسم صنعتی است که با توریست ها و سرویس دهی به آنها سر و کار داشته و می تواند فعالیتی تفریحی ، علمی ، کاری و یا عاطفی باشد.. Tourism یا گردشگری حرکتی است، که از یک نقطه آغاز و در همان نقطه به پایان رسد، یعنی حرکت چرخشی حول یک محور و بازگشت به نقطه شروع. این صنعت در حال حاضر، یکی از سه صنعت برتر جهان (صنایع خودرو سازی،نفتی و توریسم) به شمار میرود. بنابر ساده ترین تعریف، گردشگری صنعتی است که موجب می گردد تا افراد برای مدتی از خانه های خود خارج شده و جهت بازدید از دیگر نقاط جهان به سفر بپردازند و در طول مدت سفر نیز نیازهای پذیرایی و اقامتی آنها را برطرف می نماید. ۲-۲-۲- تعریف و مفهوم توریست توریست شخصی است که به کشور یا شهری غیر از محیط زیست عادی خود برای مدتی که کمتر از ۲۴ ساعت و بیشتر از یک سال نباشد سفر کند و قصد او از سفر، تفریح، استراحت، ورزش، دیدار اقوام و دوستان، مأموریت، شرکت در سمینار، کنفرانس یا اجلاس، معالجه، مطالعه و تحقیق و یا فعالیت مذهبی باشد. دکتر محمد تقی رهنمایی از اساتید گروه جغرافیای دانشگاه تهران نیز، در طرح جامع گردشگری استان اردبیل را از توریست یا گردشگر را اینگونه تعریف نموده است: « توریست یا گردشگر به مسافری گفته می شود که با انگیزه های گردشگری به مقصدی مسافرت نموده و بیش از یک شب و کمتر از ۶ ماه در مقصد اقامت نماید، بدون اینکه اشتغال و اقامت دایم در مقصد داشته باشد.» توریست کسی است که با نیت کار ، تفریح و یا لذت بردن از محیط پیرامون از محل زندگی دائم خود دور شده و برای مدتی که می تواند بین یک روز تا یک سال باشد در محل دیگری بماند و توریسم صنعتی است که با توریست ها و سرویس دهی به آنها سر و کار داشته و می تواند فعالیتی تفریحی ، علمی ، کاری و یا عاطفی باشد. ۲-۲-۳- انواع توریسم والن اسمیت شش نوع توریسم را در طبقه بندی خود از توریسم آورده است که عبارتند از : ۱ -توریسم قومی؛ نوعی توریسم که گردشگر با نیت مشاهده و آشنائی با سبک زندگی افراد بومی و اقوام محلی اقدام به سفر می کند. مثلاً ؛ دیدار از منازل بومیان ، حضور در جشن ها ، شرکت در مراسم مذهبی و … ۲ – توریسم هنری ؛ نیت توریست از این نوع گردش آشنائی با هنرهای ملل و مردم نقاط دیگر ، آشنائی با هنرهای دستی ، موسیقی ، و مواردی از این دست است. ۳ – توریسم طبیعت گرا : تأکید بر جاذبه های طبیعی و محیطی دارد و مراد پناه بردن به آغوش طبیعت زیبا و تحسین جاذبه های طبیعی است. ۴ – توریسم تاریخی ؛ چنین گردشی با نیت بازدید از مساجد و کلیساها ، آثار باستانی و … دست به تفرج می زند. ۵ – توریسم تفریحی و ورزشی ؛ گردشگر توجه خود را به شرکت در فعالیت های ورزشی و تفریحی از قبیل اسب سواری ، پیاده روی و… معطوف می نماید. ۶ – توریسم کاری یا حرفه ای ؛ مقصود اصلی از این نوع توریسم ، شرکت در کنفرانس ها و جلسات کاری است ( مهدوی، ۱۳۸۲ ). ۲-۳- تعریف و مفهوم اکوتوریسم توریسم از اواخر قرن بیستم به یکی از مهمترین بخشهای فعالیت اقتصادی کشورها تبدیل شده است. در این بین اکوتوریسم در مقایسه با سایر شاخههای توریسم از رشد بسیار چشمگیری برخوردار بوده است. براساس آخرین آمارهای سازمان جهانی جهانگردی UNWTO در سال ۲۰۰۷ تعداد ۸۹۸ میلیون مسافرت بینالمللی در سطح جهان صورت گرفته است و درآمد حاصل از توریسم بینالملل بالغ بر۷۳۳ میلیارد دلار(روزانه بالغ بر ۲ میلیارد دلار) بوده است. این در حالیست که پیشبینی میشود تا سال۲۰۲۰ آمار توریسم بینالملل به ۱/۶میلیارد برسد. با رشد صنعت گردشگری آمار تقاضا برای طبیعتگردی خصوصاً اکوتوریسم و شاخه ای مرتبط با آن نظیر توریسم روستایی، اگروتوریسم و … افزایش یافته است. سازمان جهانی جهانگردی رشد تقاضا برای گردشگری طبیعت را سالانه ۱۰-۳۰ درصد برآورد می کند، در حالی که رشد سالانه تقاضا برای گردشگری در کل ۳- ۴ درصد میباشد. طبق آمار انجمن جهانی اکوتوریسم در سال ۲۰۰۴ نزدیک به ۴۰ درصد انگیزه سفر گردشگران، اکوتوریسم و بازدید از جاذبههای طبیعی برآورد شده است. اکوتوریسم که توریسم بومی شناختی(Ecological )نیز نامیده می شود، شکلی از گردشگری است که جاذبه ها یا کولوژیکی و منحصر به فرد اجتماعی را مورد توجه قرار می دهد. بنا به تعریف مجمع بین المللی اکوتوریسم (TIES)، اکوتوریسم سفری است مسئولانه به مناطق طبیعی که حافظ محیطزیست بوده و موجب بهبود کیفیت زندگی مردم محلی می شود. در تعریفی دیگر کنوانسیون تنوع زیستی (CBD)، اکوتوریسم را نوعی توریسم متکی بر حفاظت و مراقبت تنوع زیستی و اکوسیستمهای موجود در عرصه ها و با لحاظ نیازهای توسعهای عرصه ها تلقی کرده که مشارکت جوامع محلی و ایجاد درآمد قابل اتکا برای جوامع محلی از نتایج آن است. در واقع اکوتوریسم را مسافرتی بدون تخریب، پراکندگی و آلودگی مناطق طبیعی، فعالیتهای خاص مطالعاتی و کاوشگرانه و احساس لذت از مناظر طبیعی همچون گیاهان وحشی، حیوانات و ارزشهای فرهنگی یک منطقه تعریف نموده اند (بیاتی و همکاران؛ ۱۳۸۹: ۳۰) ۲-۳-۱-تاریخچه اکوتوریسم پیرامون واژه طبیعتگردی و سابقه کاربرد آن اظهار نظرهای متفاوتی صورت گرفته است. برخی صاحبنظران سابقه کاربرد چنین واژهای را در اواخر دهه ۱۹۸۰ ذکر کرده اند. اما در تمام متون مرتبط سبالوس لاسکورین Ceballos-Lascurain به عنوان نخستین کسی آمده است که این واژه را بکار برد است. برابر تعریف او: طبیعتگردی سفری است به مناطق نسبتا بکر و دست نخورده با هدف مطالعه، تحسین، ستایش و لذت بردن از مناظر، جانوران ، گیاهان وحشی منطقه و هرگونه اثار فرهنگی (گذشته و معاصر) که در این مناطق یافت می شود. برخی سابقه کاربرد واژه اکوتوریسم را به زمانی دورتر و به “هتزر” نسبت داده اند و معتقدند که او این واژه را در دهه ۱۹۶۰ م برای تشریح روابط متقابل گردشگری و محیط زیست و ویژگی های فرهنگی به کار برده است. ۲-۳-۲-تعریف اکوتوریسم در مورد تعریف اکوتوریسم اتفاق آراء وجود ندارد. بعضی از تعاریف ارائه شده لیست وار در زیر آورده شده است:
حفاظت بین الملل ۱۹۸۹ (Ziffer)
شکلی از گردشگری طبیعی منطقه، شامل فرهنگ بومی. اکوتوریست ها به طور نسبی از مناطق توسعه نیافته با روح قدردانی، مشارکت و حساسیت نسبت به آنجا بازدید می نمایند. اکوتوریست ها طوری عمل می کنند که کمترین ضرر را به منابع طبیعی و حیات وحش وارد نمایند. و مردم مناطق بازدید شده را در منافع اقتصادی سهیم نمایند.
اتحادیه حفاظت جهان ۱۹۹۶ (Brando)
سفری مسئولانه در طبیعت و بازدید از مناطق طبیعی دست نخورده جهت لذت و قدردانی از طبیعت که محافظت را ارتقاء، اثرات منفی بازدیدکنندگان را کاهش می دهد و برای فعالیت های منفعت رسان اجتماعی- اقتصادی به جوامع بومی تلاش می کند.
مارتا هانی ۱۹۹۹ (Honey)
سفری به مناطق شکننده، بکر و معمولا حفاظت شده که در جهت کمترین تأثیرات بر منطقه با آموزش گردشگران، ایجاد صندوق اعتباری برای محافظت، توسعه منفعت های اقتصادی و سیاسی جوامع محلی و احترام به تنوع فرهنگ ها و حقوق بشر تلاش می کند.
انجمن بین المللی اکوتوریسم ۲۰۰۴
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
به کار گیری روش علمی در پژوهش، تنها راه دستیابی به دستاوردهای قابل قبول و علمی است. لذا برای انجام یک پژوهش معتبر به روششناسی[۱۴۱] نیاز هست. دستیابی به هدفهای پژوهش زمانی حاصل می شود که جستجوی شناخت با روششناسی درست انجام پذیرد. روششناسی، پژوهش را منظم، منطقی و اصولی کرده و جستجوی علمی را نیز راهبری می کند (خاکی، ۱۳۹۰: ۱۵۹). در این فصل مباحث مرتبط با روششناسی پژوهش به تفصیل تشریح میگردند. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۲-۳ نوع پژوهش این پژوهش از نظر هدف، «کاربردی»، و از نظر نحوه گردآوری داده ها، «توصیفی ـ پیمایشی» است. ۳-۳ جامعه آماری گردشگران کرهای ورودی به ایران که در زمان انجام پژوهش در تهران حضور داشته اند. ۴-۳ تعیین حجم نمونه و روش نمونه گیری سوالی که در تحقیق پیش می آید، این است که محقق چه تعداد از افراد جامعه مورد مطالعه را می تواند بعنوان نمونه تعیین کند یا به عبارتی حجم و تعداد افراد نمونه چند نفر باید باشد تا محقق بتواند با اطمینان خاطر نتایج حاصل و شاخص های محاسبه شده را به جامعه مورد مطالعه تعمیم دهد. بدین منظور می توان از تکنیک ها و روش های آماری معینی استفاده نمود. با توجه به این که در این پژوهش ما بدنبال بدست آوردن نسبت جامعه هستیم و نیز با توجه به در دست نبودن چارچوب جامعه آماری، فرمول زیر، فرمول مناسبی برای تعیین حجم نمونه می باشد. = = ۳۸۴/۱۶ ≅ ۳۸۵ در این فرمول: n= حجم جامعه = مقدار خطا P= درصد صفت مورد نظر در جامعه q= -1P Z= متغیر استاندارد حجم نمونه آماری این تحقیق با خطای ۰۵/۰ و طبق جدول کرجسی و مورگان برابر ۳۸۵ می باشد. ۲-۴-۳ روش نمونه گیری انواع روشهای نمونه گیری به دو گروه احتمالی و غیراحتمالی تقسیم میشوند: انواع روشهای نمونه گیری نمونه گیری غیراحتمالی نمونه گیری احتمالی تصادفی ساده طبقه بندی شده خوشهای (گروهی) منطقهای قضاوتی ساده (آسان، دردسترس) سهمیهای نمودار ۱-۳ انواع روشهای نمونه گیری منبع: روستا، احمد، ونوس، داور، و ابراهیمی، عبدالحمید. (۱۳۸۷). مدیریت بازاریابی (چاپ دوازدهم). تهران: انتشارات سمت. ص. ۱۰۲٫ در این مطالعه از آنجایی که حجم جمعیت مورد نظر معلوم نبوده و از طرفی امکان دسترسی به همه اعضای جامعه وجود نداشت، از روش نمونه گیری غیر احتمالی استفاده شده است. از میان روش های غیر احتمالی، روش در دسترس را به کار برده ایم و سعی شده است نمونه ها تا آنجا که ممکن است، معرف گروه های متفاوت باشند. ۵-۳ تکنیکها و ابزارهای گردآوری داده ها پژوهشگر برای گردآوری داده ها به ابزارهای گوناگونی نیاز دارد که نوع این ابزارها تابع عوامل گوناگونی مانند نوع و فرایند (روش) پژوهش است. هر یک از ابزارهای گوناگون گردآوری داده، مزیتها و عیبهایی دارند که در هنگام به کارگیری، باید به تأثیر آنها در هدف پژوهش توجه کرد و با رعایت نکتههای لازم، امکان افزایش اعتبار پژوهش را فراهم آورد. دادههایی که در پژوهش به کار برده میشوند ممکن است «اولیه» یا «ثانویه» باشند. داده های اولیه را پژوهشگر به صورت دست اول و بیشتر با مشاهده، پرسشنامه و مصاحبه به دست می آورد و داده های ثانویه از منابع دیگر و به شیوه های گوناگون به دست میآیند (خاکی، ۱۳۹۰: ۲۰۴-۱۹۷). ۱-۵-۳ داده های اولیه: پرسشنامه یکی از روش های بسیار متداول در گردآوری اطلاعات میدانی روش پرسش نامه ای است که امر گردآوری اطلاعات را در سطح وسیع، امکان پذیر می سازد. در تحقیقات توصیفی پیمایشی و نیز تحقیقاتی که از گستره جغرافیایی زیادی برخوردار باشند یا افراد جامعه آماری و نمونه آن زیاد باشند، معمولا از روش پرسشنامه ای استفاده می شود. پرسشنامه حاوی تعدادی سوال درباره متغیر های مورد سنجش از جامعه مورد مطالعه است. این سوالات با بهره گرفتن از تکنیک های خاص و نیز مقیاس ها بگونه ای ساخته می شود که بتوان اطلاعات مورد نظر را از جامعه یا نمونه مورد مطالعه گردآوری کرد (حافظ نیا، ۱۳۸۹: ۲۱۴). سوالات پرسشنامه با بهره گرفتن از طیف پنج گزینهای لیکرت، و در جهت پاسخ به پرسشهای پژوهش طراحی شدهاند. پژوهشگر با بهره گرفتن از ۵۱ سوال اصلی، که در طیف لیکرت طراحی شده اند، اقدام به بررسی متغیرهای اصلی پژوهش نموده است. ترکیب سوالات پرسشنامه با توجه به متغیرهای پژوهش، ابعاد و شماره سوالات اختصاص یافته به شاخصها، در جدول ۲-۳ آمده است. پس از تدوین طرح مقدماتی پرسشنامه، تلاش گردید تا میزان روایی و پایایی پرسشنامه تعیین شود. جدول ۲-۳: ترکیب سوالات پرسشنامه
مؤلفه
بعد
شماره سوالات
تعداد سوالات
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
و نیز: (۴-۴) تعداد تابع نیروی مجهول، را میتوان با کمینه کردن تابع هدف محاسبه نمود. برای این منظور بایستی از نسبت به مؤلفه بردار نیرو، مشتق اول ماتریسی گرفت[۶۸] و حاصل را برابر صفر قرار داد:
( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
(۴-۵) در رابطه (۴-۲) داریم: (۴-۶) برای حل کردن معادله (۴-۵) نسبت به بردار مجهولات و با توجه به اینکه بردار خود دارای تابعیت از بردار است، لازم است که یک ارتباط تابعی بین و برقرار کرد. برای اینکار از بسط سری تیلور استفاده میشود: (۴-۷) در رابطه فوق، در بردارنده مقادیر اولیه کرنش در نقاط نمونه برداری است و ماتریس حساسیت[۶۹] مساله بوده که توسط رابطه زیر بیان میشود: (۴-۸) هر المان ماتریس فوق، خود یک ماتریس پایین مثلثی به فرم زیر است: (۴-۹) به این ترتیب معادله (۴-۵) را میتوان به فرم زیر نوشت: (۴-۱۰) به رابطه فوق معادله نرمال ماتریسی[۷۰] میگویند. حل این معادله، تعداد مجهول نیرو را محاسبه می کند: (۴-۱۱) در رابطه (۴-۱۱)، ماتریس همانی[۷۱] به ابعاد است.
برای محاسبه ضرایب حساسیت، روشهای گوناگونی وجود دارد. معمولترین روش مورد استفاده بر پایه روش تفاضلات محدود پیش رونده[۷۲] است. در این روش، ضرایب حساسیت مساله با بهره گرفتن از فرمول زیر بدست میآیند: (۴-۱۲) برای محاسبه عددی مشتق فوق در مسائل خطی، به شیوه زیر عمل میکنیم. ابتدا مقدار همه نیروهای مجهول به غیر از یکی از آنها (مثلاً امین نیرو) را برابر صفر قرار میدهیم. اندازه نیروی غیر صفر را در فاصله زمانی تا برابر واحد و در سایر زمانها برابر صفر گذاشته و مساله را حل میکنیم. مقادیر کرنش بدست آمده در نقاط نمونه برداری و در زمانهای تا تعیین کننده قسمتی از ماتریس حساسیت است. بعنوان مثال کرنش بدست آمده در امین نقطه نمونه برداری و در زمان معرف است. بعلاوه در مسائل خطی رابطه زیر نیز برقرار است: (۴-۱۳)
همانطور که گفته شد، دلیل استفاده از ضریب هموارسازی میانی پایدار کردن بردار مجهولات است. اگر مقدار این ضریب خیلی کوچک باشد، احتمال دارد که بردار مجهولات، یعنی مقدار نیرو در هر ناحیه، نوسانی شود. در مقابل، اگر ضریب هموارسازی را بزرگ انتخاب کنیم، بردار مجهولات بدست آمده از مقادیر واقعی نیروی اعمالی دارای فاصله خواهد بود. معیار نزدیک بودن یا دور بودن را عددی در حدود میزان خطای کاری کرنشسنجها در نظر میگیریم. برای انتخاب یک عدد مناسب برای ضریب هموارسازی به شیوه زیر عمل میکنیم. ابتدا ماتریس حساسیت را محاسبه میکنیم و با بهره گرفتن از یک مقدار کوچک ، مثلاً ، با بهره گرفتن از رابطه (۴-۱۱) بردار را بدست میآوریم. اکنون با بهره گرفتن از رابطه (۴-۷)، بردار را نیز محاسبه مینماییم. در صورتیکه نورم [۷۳] تفاضل برداری و از حد خاصی بیشتر بود، مقدار را نصف مینماییم و بالعکس. به این ترتیب پس از چند مرحله به یک مقدار مناسب برای میرسیم.
انتخاب مقدار مناسب برای ضریب هموارسازی میتواند منجر به حذف نوسانات مکانی نیرو در هر لحظه از زمان شود. اما حتی با بهره گرفتن از یک مقدار مناسب برای هنوز ممکن است که مقدار نیروی بدست آمده در هر نقطه دارای نوسانات شدید نسبت به زمان باشد. برای حل این مشکل، روشی تحت عنوان هموارسازی ثانویه[۷۴] توسط همتیان و کرمی ارائه شد [۲۹]. در روش یاد شده برای بدست آوردن یک بردار هموار از یک بردار نوسانی رابطه زیر را کمینه مینماییم: (۳-۱۴) در رابطه فوق، تعداد عناصر بردار و ضریب هموارسازی ثانویه است. مقدار این ضریب بسته به میزان هموارسازی مورد نیاز، توسط کاربر اختیار میشود. در این پایان نامه از عدد ۵/۰ تا ۵ برای این ضریب استفاده شده است. کمینهکردن معادله (۴-۱۴) معادل کمینهسازی رابطه ماتریسی است. در این رابطه ماتریسی: (۴-۱۵) و
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
نکته: بایستی دقت شود که غلظت TAE بافر تانک با غلظت مورد استفاده آن برای ساخت ژل یکسان باشد و اینکه نباید غلظت بافر بیشتر از ۱X باشد زیرا در آن صورت طبق قانون اهم (V=q X R) مقاومت افزایش یافته و تولید حرارت بیشتر میشود که سبب اشکال در روند الکتروفورز و حرکت باندها شده و باعث انتشار[۵۶] باندها وکج شدن آنها میشود.
( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
میزان ۵ میکرولیتر از محصول PCR، با ۱ میکرولیتر بافر بار کننده ۶X(نسبت ۱ به ۵ ) مخلوط کرده و به آرامی به درون چاهک ژل منتقل شد. جهت محاسبه اندازه قطعات DNA، در چاهک اول از مارکر صد زوج بازی (GeneRuler DNA ladder plus, 100bp) استفاده شد. الکتروفورز ژل آگارز با شدت جریان حدود ۹۵ ولت به مدت۵۰ دقیقه صورت پذیرفت. در این مدت زمان، DNA به علت داشتن بار الکتریکی منفی به سمت قطب مثبت حرکت می کند. میزان حرکت DNA در بستر ژل بر اساس حرکت رنگ موجود در بافر بار کننده (که مربوط به رنگ برمو فنل بلو میباشد) ارزیابیشده بطوریکه در مدت زمان الکتروفورز (حدود۵۰ دقیقه)، حداقل دو سوم طول ژل را طی کند. در پایان کار تحت تابش نور ماورا بنفش دستگاه ترانس ایلومیناتور در طول موج۳۲۰ نانومتر، الگوی باندهای DNA نمونهها نشاندار و قابل رویت میگردد.
۱۳-۲-۳- شناسایی کاست ژنی اینتگرون
پس از انجام واکنش PCR برای ژنهای اینتگراز ۱ و ۲ بر روی نمونههای DNA استخراج شده که مقاومت دارویی چندگانه داشتند (MDR) و بررسی وجود یا عدم وجود آن ژنها در محصولات واکنش زنجیرهای پلیمراز با بهره گرفتن از تفکیک محصولات بر روی ژل آگارز، نمونههایی که دارای ژن اینتگراز ۱ بودند، برای بررسی وجود کاست ژنی کلاس ۱ اینتگرونها و تعیین الگوی باندهای آنها، مجددا با روش PCR با پرایمر های سنتز شده برای کاست ژنی کلاس ۱، مورد آزمایش قرار گرفتند. نمونههایی که دارای اینتگراز کلاس دو بودند به ۲ علت مورد بررسی وجود کاست ژنی کلاس ۲ قرار نگرفتند: ترکیب نسبتا ثابت کاست ژنی کلاس ۲ اینتگرونها که در اکثر مواقع حاوی همان ۳ ژن مقاومت کلاسیک خود (مقاومت به استرپتوتریسین، مقاومت به استرپتومایسین/اسپکتینومایسین، مقاومت به تریمتوپریم) است دیگر اینکه واکنش PCR با پرایمرهایی که در این پایان نامه و بر اساس منابع و کارهای قبلی برای کاست ژنی کلاس ۲، طراحی شده بود، با غلظت های متفاوت Mgcl2، و تحت شرایط مختلف دمایی، Set up نشد. جدول۱۴-۳: ساخت محلول کار آماده جهت انجام PCR برای شناسایی کاست ژنی کلاس۱ اینتگرون
مواد
مقادیر حجم برداشتی (میکرولیتر) برای یک واکنش ۵۰ میکرولیتری
آب مقطر(D.W)
۵/۳۳
۱۰X Buffer
۵
Mgcl2(50mm)
۵/۱
Primer F (10µm)
۲
Primer F (10µm)
۲
dNTPs(10mm)
۱
DNA taq polymerase(5u/ml)
۱
جمع
۴۶
* DNA استخراج شده با مقادیر ۴ میکرولیتر به هرتیوب واکنش اضافه گردید.
۱۴-۲-۳- انجام واکنش PCR برای شناسایی کاستهای ژنی اینتگرون کلاس ۱
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ردیف
یافته های مطالعاتی
منبع مورد استفاده
متغیرهای استخراج شده
متغیر وابسته
۱
نگرش، هنجار ذهنی و کنترل رفتاری درک شده در پیشبینی تمایل نقش دارد.
طاووسی و همکاران( ۱۳۸۹)؛ طبیبی و هاشمیان (۱۳۹۲) ؛ یارمحمدی و همکاران(۱۳۹۰) ؛ بشیریان و همکاران(۱۳۹۰)
نگرش، هنجار ذهنی و کنترل رفتاری درک شده
تمایل
۲
نگرش نقش مؤثری در پیشبینی تمایل دارد.
علیپوردرویشی ودولت آبادی(۱۳۹۱)؛ لگزیان و همکاران(۱۳۹۱)؛ طاووسی و همکاران( ۱۳۸۹)؛ طبیبی و هاشمیان (۱۳۹۲) ؛ یارمحمدی و همکاران(۱۳۹۰) ؛ بشیریان و همکاران(۱۳۹۰)، طاووسی و همکاران(۱۳۹۱)
نگرش
تمایل
۳
خودکارآمدی در پیشبینی تمایل نقش دارد.
دیدارلو (۱۳۹۱)؛ میکائیلی منیع(۱۳۹۲)؛ میکائیلی منیع و همکاران(۱۳۹۱)؛
خودکارآمدی
تمایل
۴
هنجار اخلاقی بر تمایل تاثیر دارد.
طبیبی و هاشمیان (۱۳۹۲)،
هنجار اخلاقی
تمایل
۵
حمایت در پیشبینی تمایل نقش دارد.
میکائیلی منیع(۱۳۹۲)؛ میکائیلی منیع و همکاران(۱۳۹۱)؛
حمایت
تمایل
جدول ۲-۲ خلاصه مطالعات داخلی ۲۷-۲ نتیجه گیری امروزه کشاورزی بخش محوری در رشد و توسعه اقتصادی، بخش راهبردی در تأمین نیازهای غذایی جمعیت رو به رشد و همچنین منبع کلیدی برای اشتغال باقی مانده است. این در حالی است که امروزه یکی از عوامل مهم در رشد و توسعه هر جامعه ای عامل کار و نیروی انسانی است. جوانان روستایی سرمایه های انسانی و نیروهای بالقوه ی روستایی می باشند که نقش مهمی در آینده توسعه کشاورزی دارند و پتانسیل های بالقوه و اندیشمندی جهت مشارکت در برنامه های سازندگی روستایی و سرنوشت سازان فرهنگ و اقتصاد آینده جامعه می باشند. از این رو مسئله انتخاب شغل جوانان روستایی و تمایل به سمت حرفه ی کشاورزی اهمیت ویژه ای پیدا می کند. برای سنجش تمایل مانند هر پژوهش دیگری در زمینه سنجش تمایلات رفتاری نیاز به مدل های جامع بوده، که از بین مدل ها و الگوهای مربوطه، از دو مدل تئوری رفتار برنامه ریزی شده(TPB) و نظریه شغلی شناختی اجتماعی(SCCT) استفاده شد. در مدل تئوری رفتار برنامه ریزی شده نگرش، هنجار ذهنی و کنترل رفتاری درک شده به عنوان سازه های اصلی مدل و هنجار اخلاقی، هویت خود و هنجار توصیفی نسبت به اشتغال در حرفه ی کشاورزی به منظور افزایش قدرت پیش بینی کنندگی به مدل اضافه شدند. همچنین در نظریه شغلی شناختی اجتماعی اهداف(تمایل)، خودکارآمدی و نتیجه انتظارات به عنوان سازه های اصلی و سازه های علاقه، درک رفتار دیگران، حمایت ها و موانع به منظور افزایش قدرت پیش بینی کنندگی به عنوان عوامل مؤثر بر تمایل های شغلی در نظر گرفته شدند.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۱-۱۰-۱- فرایند تدوین مأموریت سازمان
پیش از تدوین و اجرای استراتژی های گوناگون، باید مأموریت سازمان را به شیوهای روشن تهیه کرد. مسأله مهم در تدوین بیانیه مأموریت مشارکت حداکثری مدیران مجموعه است چراکه اولین گام در ایجاد تعهد در مدیران جهت اجرای برنامه ها مشارکت دادن آنها از ابتدای امر در فرایند تدوین برنامه ریزی استراتژیک، که آن هم با تدوین بیانیه مأموریت آغاز میگردد، میباشد. مراحل تدوین بیانیه مأموریت سازمان به شرح شکل (۴) میباشد. شکل ۲-۳ : فرایند تدوین بیانیه مأموریت (دیوید، مترجمان پارسائیان، اعرابی، ۱۳۸۰) باید توجه داشت که بیانیه مأموریت یک سازمان به عنوان یک مکانیسم هدایتکننده در سطح کلان سازمانی ایفای نقش مینماید به همین منظور لازم است تا به صورت مانع و جامع به پرسشهای اساسی پیشروی مجموعه جواب بدهد در این قسمت اجزای تشکیلدهنده بیانیه مأموریت مورد بررسی قرار میگیرد. بیانیه مأموریت هر سازمان از سه جزء اساسی تشکیل شده است (شکل ۵): ۱- چشمانداز[۲۲]: که بیانگر آنچه که شرکت و مؤسسه میخواهد به آن دست یابد (چه میخواهیم باشیم؟) ۲- مأموریت[۲۳]: که بیانگر آنچه شرکت در وضعیت فعلی در حال انجام و تحقق آن است (چه میکنیم؟) ۳- ارزشها[۲۴]: باورها و اعتقادات حاکم بر سازمان در زمینه های مختلف کاری، اجتماعی و .. شکل ۲-۴ : اجزاء اصلی بیانیه مأموریت
۲-۱-۱۱- سیر تکاملی برنامه ریزی استراتژیک
در سالهای ۱۹۶۰- ۱۹۵۰ میلادی مهمترین مشکل برای مؤسسات، بسط دادن برنامه ها برای چند سال آینده و اجرای آنها بود. سیاست بازرگانی در ایـن رابـطه، بـرای مدیـران بـه عنوان یک اصل، انجام توضیحاتی را در برمیگرفت که مبتنی بر این بود که در آینده چگونه رفتاری را از خود نشان دهند؛ بدینگونه توسعه و بسط دادن یک برنامه متکی بر پیش بینی آینده به صورت درازمدت را میتوان به عنوان نقطه آغاز مدیریت استراتژیک به شمار آورد. بدین ترتیب از سالهای ۱۹۶۰ میلادی، مفهوم استراتژی که سالهای سال به عنوان یک مفهوم نظامی به کار برده میشد با ورود به فرهنگ مدیریت، به برنامه ریزی استراتژیک تبدیل گشت؛ ولی باید توجه داشت که برنامه ریزی استراتژیک به عنوان یک وظیفه مدیریت استراتژیک، مورد بررسی قرار نگرفته بلکه به تنهایی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است (کبیری، ۱۳۸۱، صص ۵۷-۵۵).
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۲-۲-۱ مقدمه
ارزش های در زمره مشخصه مهم جوامع هستند که مبانی تعاملات فردی و اجتماعی هر جامعه را رقم می زنند همچنین به مثابه ی پدیده های اجتماعی ، نقش اساسی در شکل گیری ،کنترل و پیش بینی کنش ها و گرایش ها افراد جامعه داشته و عنصر محوری در ساختار فرهنگی جوامع به شمار می روند. موضوع ارزش های انسانی ، در طیفی قرار گرفته است که از تفکر انتزاعی فلاسفه و نظریه پردازان علوم سیاسی شروع شده وتا موشکافی های تجربی روانشناسان را در بر می گیرد . در حیطه بررسی علوم رفتاری ، ارزش های یکی از مفاهیم محوری در مطالعات علوم اجتماعی و انسانی به شمار می روندو توجه صاحب نظران بسیاری را از حوزه های مختلف علوم انسانی و اجتماعی به خود جلب نموده اند برخی دیگر ،ارزش های را از مقوله ی واقعیت ذهنی، روانشناختی و اخلاقی دانسته و بنابر این بررسی انها را خارج از مدار علو م اجتماعی می دانند. اما امروزه اکثر جامعه شناسان ارزش ها را چون منشا اثراجتماعی هستند ،به عنوان (( پدیده های اجتماعی)) در نظر می گیرند در حوزه ی علم سازمان و مدیریت نیز این ارزش ها به ویژه در سالیان اخیر از جایگاه خاصی برخوردار گردیده اند، به گونه ای که اغلب سازمان ها امروزی در بیانیه ماموریت در کنار چشم اندازو رسالت سازمان از ارزش های سازمان خویش سخن به میان اورده اند . در نظام جمهوری اسلامی نیز این مقوله از جایگاه ویژه ای بر خوردار است چرا که ارزش یکی از بنیان های نظام دینی به شمار می رود. پرواضح است که سازمان ها یی که در چارچوب نظام مقدس جمهوری اسلامی به فعالیت می پردازند ، بایستی بیش از سایر سازمان هابرای مقوله ارزش اهمیت قائل شوند. از ان جا که ارزش منشا تاثیرات فراوان در همه ی حوزه ها از جمله سازمان ها هستند . در پی ان هستیم تا در حد امکان، به شناسایی این تاثیرات در سازمان مورد مطالعه بپردازیم . امید به آن که لطف و عنایت پروردگار و راهنمایی اساتید ار جمند، بتوانیم گامی در جهت رشد تعالی سازمانی برداریم .
۲-۲-۲- نیاز شناسی ارزش ها
ارز شها از نظر لغوی بسیار پیچیده و غنی است و به دشواری می توان ان را تعریف نمود.(( فرهنگ واژگان فلسفی لالاند ))، چهار معنای متمایز در ارتباط با چهار ویژیگی اشیاء برای ان می یابند : این که تا چه حد این اشیاء، مورد علاقه و مطلوب فرد و یا گروهی از افراد معین هستند . این که تا چه حد این اشیاء، شایستگی تحسین و مطلوبیت رادارهستند . این که تا چه حد هدفی را برمی آورند . این که در گروه خاصی و زمانی ویژه در برابراین اشیاء چه مقدار کالایی که مقدار سنجش ارزش به حساب می آیند ، داده می شود. شهید مطهری در باب تعریف لغت ارزش چنین می گوید : «ارزش که شاید با ((ارج)) هم ریشه باشد بلکه شاید ((ارج)) معرب ((ارز)) است، اسم مصدر است و به معنی حالت حاصل از ارج گذاشتن است . انسان به بعضی چیز ها ارج می گذارد و به آنها اهمیت می دهد. ان چیز ها همان هستند که به حال او نافع و مفید باشند(مطهری،۱۳۶۸،ص۶۲) ((ارزش ))یک مفهوم انتزاعی است ، یعنی ازمعنایی عقلی و وجودی ذهنی برخوردار است .زمان و مکان دران نقشی ندارند و ان چه در زمان و مکان ازاین مفهوم محقق می گردد ، مصداقی از مفهوم ماهوی آن است . به تعبیر دیگر ارزش وجودی عینی ندارد ،بلکه یک تصور ذهنی است . ((شوارتز)) و(( بیلیسکی )) (۱۹۸۷)تعریف مفهومی از ارزش ها ارائه کردند که پنج وجه اصلی ارزش ها را که به دفعات متعدد در ادبیات تحقق آمده بود به هم مرتبط می کرد: الف)مفاهیم یا باور هایی هستند که ب) مرتبط یا حالت های غایی مطلوب بوده ج) فراتر از موقعیت های خاص قرار می گیرند د) راهنمای انتخاب و ارزیابی رفتار و حوادث به شمار می روند و هـ) براساس اهیمت نسبی شان رتبه بندی می شوند .(شوارتز، مترجم فرامرزی،۱۳۷۸،ص۱۱۵). در مورد این که ارزش چیست ،باید گفت ارزش چیزی است که از نظر فکری دارای بها و قیمت و در عین حال برخوردار از حرمت و قداست است . در زبان فارسی ارزش را عبارت دانسته از بها ، قیمت ، قدر ، برازندگی ، شایستگی ، زیبندگی ، قابلیت ، اعتبار یک سند و …. (فرهنگ معین ). در زبان عربی نیز تقریبا همین مفاهیم مد نظر است .ارزش ان چیزی است که اگر در فردی باشد، او را در خور حرمت و شایستگی می سازد (قائمی،۱۳۸۱،ص۲۹). ارزش شامل صفاتی است که آدمی وجود ان ها را در عرصه اخلاقی ،فکری و شغلی آرزومند است .ارزش ،صفتی است گرانقدر و بهادار که آدمی رابزرگ می کند و انسان ها مایل به داشتن ان هستند . در نهایت می توان گفت که ارزش ، یک فکر ،یک ایده یا یک باور است که از قداست و حرمت برخوردار است . البته ارزش امری خاص برای انسانهاست و دارنده ی ان به علت عقل ، آزادی ، تعهد، مسئولیت و … آن را انتخاب کرده ،و به عنوان عامل حرکت مورد استفاده قرار می دهد . در حورزه روانشانسی می توان از(( روکیج))۱ نام برد که سهم نظری قابل توجهی از مطالعات مربوط به ارزش ها را به خود اختصاص داده است . وی ارزش را چنین تعریف می کند: (( ارزش، باوری پایداری است که فرد با تکیه بر ان ،یک شیوه خاص رفتار یا حالت غایی را که شخصی یا اجتماعی است، یک شیوه رفتاری یا یک حالت غایی که در نقطه مقابل حالت برگزیده قرار دارد ،ترجیح می دهد)) (بورگاتا،۱۹۹۳،فیدر،۱۹۷۵) وی همچنین خاطر نشان می کند : ((در تعریف ماهیت ارزش های انسانی پنج فرض وجود دارد : تعداد کل ارزش ها هر شخص نسبتا کم است ، ۲- همه انسان ها در جات متفاوت ارزش های یکسانی دارند ،۳- ارزش ها در قالب نظام های اموزشی سازمان می یابند؛ ۴- پیشینه ی ارزش ها ی انسانی را می توان در فرهنگ ،جامعه ، نهاد ها و شخصیت ها آن ها یافت و۵- پیامد ارزش ها ی انسانی عملا در همه ی پدید ه هایی متجلی خواهند شد که دانشمندان علو م اجتماعی شایسته ی تحقیق و شناخت می دانند. در حوزه جامعه شناسی نیز می توان به تعریف(( رفیع پور )) از ارزش اشاره نمود : ((ارزش یک نوع درجه بندی ، طبقه بندی و امتیاز بندی پدیدهاست از خوب تا بد ، یا از مثبت تا منفی (رفیع پور،الف۷۸،ص۲۶۹). در نهایت ((شوارتز )) ۲ ارزش ها را همچون اهدافی فرا موقعیتی با درجات متفاوتی از اهمیت تعریف می کند که چون اصولی راهنما در خدمت زندگی فرد یا دیگر واقعیت های اجتماعی قرار می گیرند . ((شوارتز)) ارزش ها را همچون اهدافی در نظر می گیرد و در این جا منظور از اهداف این است که آن ها : ۱- در خدمت حداقل بخشی از واقعیت های اجتماعی هستند، ۲- می توانند برانگیزاننده ی کنش با تعیین کننده جهت و میزان بار احساسی ان باشند، ۳- آن ها کارکردی چون معیا ربرای قضاوت، توجیه یا تصدیق کنش دارند،و ۴- هم از طریق نهادینه کردن ارز شها گروه غالب و هم از طریق تجربیات منحصر به فرد شخصی فراگرفته می شوند(شوارتز،مترجم فرامرزی،۱۳۷۸). دکتر غلامحسین توسلی در کتاب ((نظریه جامعه شناسی )) به تعیین واژه ((ارزش)) می پردازد و می نویسید : ((ارزش ها احساسات ریشه دار و عمیقی هستند که اعضای جامعه در ان شریکند . این ارزش ها ، اعمال و رفتار جامعه را تعیین می کنند)) (توسلی ،۱۳۶۹ ،ص ۶۹ ). وی همیچنین می نویسد: ((ارزش ها ، عقاید ریشه داری هستند که گروه اجتماعی هنگام سوال درباره ی خوبی ها، برتری ها و کمال مطلوب ، به ان رجوع می کند)) (توسلی،۱۳۶۹،ص۷۳) . دکتر پرویر صانعی در کتاب ((جامعه شناسی ارزش ها)) می نویسد: «مقصود از ارزش ها انواع گوناگون واقعیات و اموری هستند که احتیاجات انسان را براورده می کنند .به عبارت دیگر ارزش ها، واقعیات مرجح هستند»(صانعی،۱۳۷۹،ص۳۲) . او در فراز دیگری از این کتاب ، تعریف خود راکامل تر می کند : «برای رسیدن به اهداف و مقاصد گوناگون که ما آنها را ارزش می نامیم …افراد از وسایلی که دردسترس دارند استفاده می کنند، لیکن شکل و زمان ارضا ی خواست ها یا تامین ارزش ها تنها در چار چوب فرهنگ و سازمان اجتماعی و با شرایط و محدودیت هایی که در جامعه وجود دارد، صورت می گیرد» (صانعی ،۱۳۷۹،ص ۳۹) حال سوالی پیش می آید و ان این که ارزش ها چگونه راه خودکنترلی را در پیش می گیرند و چگونه ارزش ها ی قوی تر، بر قواعد مکتوب ورویه های اداری تاثیر می گذارند، و سرانجام اینکه ارزش ها چگونه از راه دور کنش ها را تحت نظر دارند ؟ در این خصوص«پاتریشا مک لگان»و«کریستونل» در کتاب «عصر مشارکت »و با ظرافت ، مکانیسم تاثیر گذاری ارزش ها را بدین صورت تبیین کرده اند :« ارزش ها ،اصول واخلاقیاتی هستند که در وجود هر شخص جا ی می گیرند و حتی زمانی که کسی توجهی ندارد ،راهنمای اعمال و انتخاب های آنها می شوند بنابراین ارزش ها در تضمین رفتار سازگار، بسیار قدرتمند تر از رویه ها ،قواعد یا سرپرستی دقیق هستند. رویه ها و قواعد، زمانی موثرند که شخصی موجب اعمال و تقویت آنها شود. بیشتر تعمیم ها و اعمال را نمی توان به دقت زیر نظر گرفت .ارزش ها از دور عمل می کنند . همیشه حاضر و ناظراند که انسان ها با نظارت بیرونی دیگریابدون آن چگونه نسبت به موقعیت ها واکنش نشان می دهند (مک لگان ،مترجم اسلامیه، ۱۳۸۰، صص ۷۷-۷۸). با مرور تعاریف متعددی که از ارزش ارئه شده است ،می توان دریافت که بیشتر تعاریف، برداشت مثبتی از ارزش داشته و آن را پسندیده و مطلوب تلقی نموده و به طور ضمنی یا وضوح به خصوصیت برتری آن اشاره کرده اند . با مطالعه خصوصیت های مشترک تعریف های مختلف ، به تعبیر ی از ارزش دست می یابیم که مبتنی بر سه گزاره ی زیر است ( و ن د ث ، اسکاربروگ، مترجم افتخاری، ۱۳۷۸، ص ۱۳): ارزش بدون واسطه قابل روئیت نیست . ارزش با ملاحضاتی اخلاقی ارتباط دارد . ارزش تعبیری از خواستنی ها و مطلوب هاست .
۲-۲-۳- نسبی و مطلق بودن ارزش ها
یکی از مسائل مهم فلسفه اخلاق ، مساله نسبی یا مطلق بودن ارزش ها ست . موضوع پرچالشی که در آغازین صبحدم مباحثی فلسفی ، جلوه خیره کننده داشته است . آغازین صبحدم مباحث فلسفی ، جلوه خیره کننده داشته است . نسبیت گرایی ، تنها در نظام های خاص اخلاقی درست است . به این صورت که باورها در همان محدوده ی زمانی و مکانی خاص درست می باشد و در مکان ها دیگر غلط خواهد بود (تالبوت،۱۹۹۹ص ۲۱۰) به طور کلی اگر کسی ادعا کند که در برابر هر گزاره ی اخلاقی که فرد یا گروهی آن را طرح می کند .گزاره ی رقیبی وجو دارد که به اندازه گزاره های مقابل قابل قبول است و هیچ یک از ادعا های اخلاقی قابل استدلال و توجیه نیست این فرد را نسبیت گرای اخلاقی می نامیم (فرانکا ، ترجمه صادقی ۱۳۷۶ ص ۲۲۷) در مقابل این گروه نظریه مطلق بودن ارزش (مطلق گرایی)قرار می گیرد که معتقد است ارزش ها غیر تاریخ اند و در ان ها تغییر و تبدیلی یافت نمی شود و همه در عصرها و زمان های و مکان ها یکی است . فیلسوفان چون سقراط ، افلاطون ، کانت ، هارتمان و شلر به گونه ای از مطلق بودن ارزش ها دفاع نموده اند . آن چه در ذیل می آید خلاصه ای از نظر علامه طباطبایی در این مورد است
۲-۲-۳-۱- نظر علامه طباطبایی
علامه طباطبایی با دو تعبیر از ازاطلاق ، از مطلق بودن ارزش ها دفاع می نماید . تعبیر اول اطلاق درمعنای مفهومی ان است . مفاهیم ارزشی مانند عدالت به شکل مفهومی مطلقند ، زیرا انها کلی اند و کلی ، ذهنی است و مصادیق بسیاری دربیرون دارد ازاین رو دارای ویژگی اطلاق است و ان چه در خارج است فرد و مصداق است بنابراین ارزش ها به صورت مفهومی مطلق است . به همین دلیل از نظر علامه طباطبایی ، نسبیت گرایان مرتکب مغالطه ی مفهوم و مصداق شده اند (المیزان ، جلد ۲ ص ۳۰۲) تعبیر دوم، اطلاق به معنای استمرار وجودی است که با تعبیر نخست هماهنگ است .اطلاق در خارج تنها به معنای امر مستمر دائمی قابل قبول است ،یعنی همیشه در جوامع و میان انسان ها ، عدل به عنوان یک امر مستمر دائمی « حسن »است و هیچ گاه نمی شود که عدل قبح شود و ظلم حسن . آن چه در استمرار قابل تغییر و تحول است . مصادیق اند. «انسان همیشه در مسیر تحول عوامل اجتماعی رضایت می دهد که احکام و قوانین اجتماعی به طور دفعی و تدریجی تغییر کند، ولی هیچ گاه راضی نمی شود صفت عدالت از وی سلب گردد .»(المیزان جلد ۵ صص ۱۴-۵) ،یعنی در خارج به صورت مستمر و دائمی حسن و قبح وجود دارد . براین اساس در تحلیل نهایی علامه طباطبایی وجود تفاوت ها در باور ارزشی و اخلاقی افراد و جوامع را در طول زمان و مکان قبول دارد، اما پذیرش این واقعیت به معنای پذیرش نسبیت ارزش ها نیست . در پایان می توان اینگونه نتیجه گرفت که حضرت علامه ارزش ها را از امور ذهن می داند که ارتباط دوسویه با واقعیت ها بیرونی دارند ؛از یک سو از ناحه منشا و خاستگاه (نیاز ها و احساسات ) و از سوی دیگر از ناحیه ی اثار و نتایجشان (کمال و سعادت ) ماهیت ارزش ها همان نسبت (باید) ی است و از سوی دیگر از ناحیه آثار و نتایجشان (کمال و سعادت ) ماهیت ارزش همان نسبت (باید )است که بشر تحت تاثیر نیاز ها (نقص) وطلب نتایج (رفع نقص یعنی کمال) به وجود می آورد.از آن جا که این ارزش ها به لحاظ منشا و آثار با ویژگی ها ی طبیعی انسان ارتباط دارد و سبب ثبات برخی از این ویژگی ها اساسی ، ارزش ها یی که بر اساس آن تولید می شود مستمرا ثابت و مطلق است (حسنی ،۱۳۸۳، ص ۱۲۵) ۲-۲-۴ ارزش های محوری ارزش های محوری یک سازمان آن دسته از ارزش هایی هستند به وسیله انها، پایه های انجام کار ها و هدایت خویش را شکل می دهیم ما دارای دنیایی از ارزش ها هستیم ،اما تعدادی از انها اساسی تر بوده و ان قدر برای ما اهمیت دارند که موجب تغییر در جامعه ، حکومت ، سیاست و تکنولوژی می گردند که به انها« ارزش محوری» گفته می شود. دردنیایی که همواره درحال تغییر است ،ارزش های محوری ثابت و پایدارند . ارزش ها، هنگامی به عنوان ارزش های محوری شناخته می شود که تاثیرشان بر روی افراد به قدری است که درسیستم ارزشی آنها ،جایگزین دیگر ارزش ها می شوند(پانت و لاچمن ۱۹۹۸). برای اداره یک سازمان به ویژه تحت شرایط ابهام و عدم اطمینان تکیه برچنین ارزش هایی به نسبت تکیه بر موارد مانند بوروکراسی و ساز و کارهای فردی کنترل ، ترجیح دارند (اوشی ، ۱۹۷۹) دانش دقیق در مورد این که ارزش ها ی محوری چگونه به اعضای سازمان انگیزه می بخشند ، کمک می نماید تامیان استراتژی مورد انتظار و انگیزش نیروی کار برای اجرای ان استراتژی ، تناسب ایجاد گردد .در صورت ناسازگاری استراتژی سازمان با این ارزش ها مدیریت سازمان ، اوقات بسیار دشواری را به منظور اجرای استراتژی سپری خواهد نمود (پانت و لاچمن، ۱۹۹۸) در دنیایی که همواره در حال تغییر است ، ارزش های محوری ثابت و پایدارند و لایه های زیرن کارها ی ما را تشکیل می دهند . این ارزش ها اجزای اساس چگونگی انجام کار می باشند . آنها تمارینی هستند که ما باید هر روزه و در همه اوقات برای انجام کارهایمان از آنها استفاده نماییم . اگر ارزش های محوری چنین تاثیرات مهمی بر روی اعضا سازمان داشته باشند . ارزیابی این ارزش ها در نهایت دقت ، بسیار ارزشمند خواهد بود . سازمان هاو ارزش هایشان را هم در ایدئولوژی خود و هم در فعالیت هایشان نشان می دهند (آبروانل ،۱۹۸۳) کارکنان ممکن است برخی از ارزش ها را پذیرفته باشند ،اما واقعا ندانند که چرا به ان ارزش ها تمسک جسته اند و یا این که نداند چرا طبق ان ارزش ها رفتار می کنند و به صورت قانون در اوردن چنین ارزش هایی در موقعیت چالش برانگیز بسیار دشوار خوهد بود (مایو و اولسن ۱۹۹۸ مایو ودیگران ۲۰۰۱) بیشتر ارزش های محوری و اصلی در سازمان ، مرتبط با ارزش های اعضا ی سازمان می باشند (ایدن وآکرمن ۱۹۹۸).امایو و السون(۱۹۹۸)در یافتند که اگر افراد فاقد یک عقبه ای شناختی در مورد ارزش هایشان باشند ،آن ارزش ها بیشتر در معرض تغییر قرار می گیرند. اعضای سازمان برای اثبات این که ارزش ها محوری برای آنها مهم می باشند دلایل متعددی دارند .همچنین در خود ارزش ها نیز دلایل مهمی برای پیوند انها با فعالیت افراد وجود دارد به منظور بنا نهادن ارزش ها محوری یک سازمان لازم است تا بدانیم اولا ارزش ها محوری غیر متعارف یک سازمان چه می تواند باشند و ثانیا کدام یک از این ارزش ها نفوذ بیشتری در انگیزش اعضای سازمان در رابطه با فعالیتی که انجام می دهند دارند . به وسیله مصاحبه های کیفی می توان ارزش های بالاقوه و همچنین میزان محوری بودن هر ارزش را مشخص نمود . ۲-۲-۵- ضرورت وجود ارزش ها ارزش ها اموری مطلوب و ارزنده اند و ادمی رابدان ها نیاز است ، زیرا گذارن زندگی بدون وجود ارزش ها یی چون انسانیت ، آزادی ، وفا ، همکاری، و .. میسر نیست . وجود این ارزش ها در همه اعصار برای همه انسان ها عاقل و اجتماعی ضروری بوده و در عصر ما ضروری است .این ضورت بدان خاطر تر بدان خاطر است که حصار های هویتی یکی پس از دیگری فرو می افتند و آتش درگیری و اضلال شعله ورتر می گردند و عوامل انحراف انگیز به ویژه برای نسل نوجوان و جوان ، داندان خود را تیزتر نشان می دهند . دنیای امروز را دهکده ای تصور می کنند که اگرآتشی در خانه ای افتد، بنای دیگران نیز به نابودی تهدید می شود شبکه ی پیچیده ی روابط باور ها و ارزش ها را نمی توان دست کم گرفت که در رشد و انحطاط افراد بسیار موثر و نافذ است .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ســــر چـــو آه عاشــــقان بــــرکـــرد صبـــــح عطـــر آتـــشزای از آن بــــرکـــرد صبــــح وزن ترکیب بند: فاعلاتن فاعلاتن فاعلات در بحر رمل مسدس مقصور. تعداد ابیات: ۱۲۹ بیت تعداد بندها: ۱۰ بند در بارهی این ترکیب بند: شاعر صبحدم این ترکیب بند را با توصیف صبح آغاز کرده است و از ابتدا تا پایان بند ششم، یعنی بیت هفتاد و هشتم به وصف صبح زمستانی میپردازد و نبرد خورشید با سپاه سرما را وصف میکند و از شراب صبحگاهی سخن میگوید و گاه آتش موجود در آتشدان را وصف می کند و در پایان هر بند به مدح ممدوح گریز میزند تا در آغاز بند هفتم که مدح را به صورت یکپارچه آغاز کرده و تا پایان ترکیب بند ادامه میدهد و باز هم همان وصفهای همراه با اغراق بسیار زیاد را بیان میکند. مضمونهای ستایش در این شش ترکیب بند تقریباً یکسان بوده است و فقط شاعر با زبان سحرآمیز خود توصیفها را عوض کرده است. بند پایانی این ترکیب بند نیز یکسره دعای فتح و پیروزی برای ممدوح میباشد.
( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
نوروزیه در مدح جلال الدّین ابوالمظفر شروان شاه بند نخست: کلمات قافیه: عاشقان، جان، فشان و … حروف اصلی قافیه: ان حرف روی: ن حروف الحاقی: ندارد ردیف: برکرد صبح ۱- ســر چــو آه عاشـقان بــرکــرد صبـــح عطــر آتــشزای، از آن بــرکــرد صبـــح معنی و مفهوم: صبحدم همچون آه عاشقان بالا آمد و پرتوهای معطّر و آتشین خورشید را آشکارکرد. آرایههای ادبی: آشکار شدن و بالا آمدن صبح، به آه عاشقان مانند شده است. عطر آتشزای استعاره از پرتوهای اوّلیهی خورشید است. سر بر کردن صبح آرایهی تشخیص دارد. ۲ – از شـــــرار آه مشـــــتاقـــــــان دل آتــشِ عنبـــر فشـان بــرکــرد صبـــح واژگان: شرار: آتش پاره، جرقهی آتش. (ناظم) عنبر: مادّهای چرب و خوشبو و کدر و خاکستری رنگ و رگهدار که از روده یا معدهی ماهی عنبر گرفته میشود. (معین) معنی و مفهوم: صبحدم، گویی از شرارههای دل عاشقان، آتشی معطر برافروخته است که همه جا بوی خوش عنبر را پراکنده میکند. آرایههای ادبی: شرارهی آه اضافهی تشبیهی است. بیت در حرف «ش» واج آرایی دارد. ۳ – بــر قـوارهی مــاه، سِــحری کــرد چـرخ تــا ســر از خــواب گــران بـرکـرد صـبح واژگان: قواره: آنچه از اطراف چیزی بریده باشند. (دهخدا)توضیحات. معنی و مفهوم: گویی ماه قوارهی لباس صبحدم بود و آسمان بر روی آن سحر و جادو خواند، تا این که صبحدم از خواب سنگین خود بیدار شد. آرایههای ادبی: قوارهی ماه اضافهی تشبیهی است. صبحدم به شخص خفتهای مانند شده است که آسمان بر ماه که قوارهی آن است، سحر میخواند تا او را بیدار کند. ماه در گردی به قواره مانند شده است. آسمان به جادوگری تشبیه شده است که برای بیدار کردن صبح، بر قوارهی ماه سحر میخواند. قواره: توضیحات (۳/۸۴) ۴ – تـــا کنــد سیــمین قـــواره در زمیــن سـر ز جیــب آسـمان بــرکــرد صبــــح معنی و مفهوم: آسمان بر قوارهی ماه سحر و جادو نوشت تا آن را در زمین دفن کند و در همین هنگام، صبحدم از آسمان نمایان شد. آرایههای ادبی:سیمین قواره استعاره از ماه است. جیب آسمان اضافهی استعاری است. جیب و قواره با هم تناسب دارند. ۵ – خـوابِ چشـم عــاشـقان بســت آشــکار دود رنگــین کــز نــهان بــرکــرد صبــح معنی و مفهوم: صبحدم، با آشکار کردن سرخی هنگام طلوع که به دود رنگین ساحران میماند، عاشقان را از خواب بیدار کرد. آرایههای ادبی: خواب بستن کنایه از بیدار و بیخواب کردن است. آشکار و نهان با هم تضّاد دارند. دود رنگین استعاره از سرخی هنگام طلوع است. ۶ – ز آتشــی کــافتــاد در حـــرّاق چـــرخ شـمع در صحـرای جـان بــرکــرد صبـــح واژگان: حرّاق: سوختهای از سنگ چخماق که بر آن آتش گیرند. (معین) معنی و مفهوم: صبحدم، به وسیلهی آتشی که در آسمان افتاد، خورشید را همانند شمعی در آسمانها برافروخت. آرایههای ادبی: حرّاق چرخ اضافهی تشبیهی است. شمع استعاره از خورشید است و صحرای جان اضافه استعاری و استعاره از آسمانهاست که در قدیم آسمانها را جای جانها میدانستهاند. ۷ – چــون قــراسُـنقُر گـریـزان شـد بــه راه آق سُــنقُر دیـــدبــان بــرکــرد صبـــح واژگان: قراسنقر و آق سنقرتوضیحات (۶/۱۰۴)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
– Panel Report, “Turkey – Textiles”, op.cit., para. 9.52. ↑ – گزارش اتحادیه گمرکی میان جمهوری چک و جمهوری اوسلواکی WT/REG/W/37, 10 همینطور، مطابق گات ۱۹۴۷، کار گروه ها، مطابقت اتحادیههای گمرکی مناطق تجارت آزاد یا موافقتنامههای موقتی با گات را بررسی کردند و نتوانستند به جز در موارد بسیار اندک به یک نتیجه برسند. ↑ – گرچه نهاد استیناف به این موضوع نپرداخت، اما صراحتاً به مشابه این موضوع در نتیجه گیری اش در قضیه “هند – محدودیتهای کمّی” اشاره میکند. Appellate body Report, “Turkey – Textiles”, op.cit., para. 60 علاوه بر این باید به بند ۱۲، تفسیر ماده ۲۴ اشاره کرد که بیان میکند: مقررات مواد ۲۲و ۲۳ گات ۹۴ به طرز استادانهای در حل و فصل اختلافات اعمال شده و بکار رفته اند. تفسیر ماده میتواند در رابطه با هر موضوعی که ناشی از اعمال مقررات ۲۴ است، در رابطه با اتحادیههای گمرکی، مناطق تجارت آزاد یا موافقتنامههای موقتی منتهی به تشکیل یک اتحادیه گمرکی یا منطقه تجارت آزاد نیز مورد استناد قرار گیرد. ↑ – Understanding on Article XXIV, para. 11. ↑ – چنین الزامی در خصوص موافقتنامههای تجارت منطقهای میان کشورهای عضو در حال توسعه وجود ندارد. ↑ – “Committee on Trade and Development, Implementation of Special and Differential Treatment Provisions in WTO Agreement and Decisions”, Note by the wto Secretarit. WT/COMTD/W/ 77/ Rev. 1, 21 September 2001, para.3. ↑ – Vanden Bossche, Peter, op.cit., pp. (128 – ۹ and 100 – ۳ and 676). ↑ – Ibid., pp. (226 – ۸). این قواعد خاص (DSU) عبارتند از: ماده ۳۰۱۲ (راجع به اعمال تصمیم ۱۹۹۶) ماده۱۰-۴ (راجع به مشورتها، ماده۸۰۱۰ (راجع به ترکیب پانل ها)، ماده (۱۰)۱۲ (راجع به مشورتها و زمان تهیه و ارائه ادله)، ماده (۱۱)۱۲ (راجع به محتوای گزارشهای پانل ها) ماده ۲۴ (راجع به کشورهای توسعه یافته) و ماده (۲)۲۷ (کمک از دبیرکل سازمان تجارت جهانی) ↑ – Ibid., pp. (393 – ۴, ۶۷۶). ↑ – Ibid., PP(390- 677). ↑ – Ibid., PP(549 – ۵۱, ۵۸۶ – ۷). ↑ – Ibid., PP(638, 639, 660 -1 ۶۶۸, ۶۷۰). ↑ – Ibid., p. 26. بحث راجع به حمایت از صنایع نوپا، اولین بار توسط الکساندر هامیلتون در ۱۹۷۱ مطرح شد. ↑ – Article XVIII: 1 of the GATT 1994. ↑ – بخش ب ماده ۱۸ یعنی ماده (۷) ۱۸ تا (۱۲) ۱۸ گات ۹۴، اشاره به استثنا توازن خاص پرداختها به نفع کشورهای در حال توسعه میکند. بخش ج ماده ۱۸ یعنی ماده ۲۱ تا ۱۳ گات ۹۴ به کشورهای عضو در حال توسعه اجازه میدهد تا برای رشد یک صنعت خاص از کمکهای دولتی استفاده کنند. ↑ (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
– ماده (۷) ۱۸ گات ۹۴ ↑ – ماده (ب) ۷ : ۱۸ گات ۹۴ ↑ – Ibidem. ↑ – Vanden Bossche, Peter, op.cit., p.26. ↑ – Comittee on Trade and Development, “Implementation of Special and Differential Treatment Provisions in WTO Agreements and Decisions”, Note by the wto secretariat, addendum 4, WT/COMTD/ 77/Rev.1/ 7 February 2002.2. ↑ – General System of Preferences. ↑ – Grosso modo. ↑ – Ustor Endre., op.cit., p. 413. ↑ – Yanai, Akiko. “The Function of the MFN clause in the Global Trading System” (۲۰۰۲). Working paper Series 0l/o2/- No. 3, APCE Study Cente Institute of Developing Economies, online: <http://www.heisummer. ch/pdf/ introduction/ oo3 – Yanai – MFN- clause. pdf>, p.16, 7.10.2007. ↑ – Ustor Endre., op.cit., pp. (413 – ۴۱۴). ↑ – Official Records of the United Nations Conference on the Representation of States in their Relations with International Organizations, vol. II, Documents of the Conference (United Nations Publication, sales No. E. 75. v. 12), r. 221, para. 52. ↑ – YILC 1978, ILC Draft on Most – Favoured – Nation Clauses, vol. II, Part two, p. 54. ↑ -YILC, 1970, vol. II, p. 231, doc, A/CN. 4/ 228 and Add.1, para. 188. ↑ – Yanai, Akiko, Ibid, op.cit., pp. (16 – ۱۷). ↑ – Ustor Endre., op.cit., p. 414. ↑ – Proceedings of the United Nations Conference on Trade and Development, vol. I, Final ACT and Report (United Nations Publication sales No. 64. II. B.11), p. 20. ↑ – Ibid, p. 39. ↑ – Ibid, second Session, I, Report and Annexes (United Nations Publication, sales No. E. 68. II. D. 14), p. 38. مطابق با قطعنامه (۲)۲۱: ۱- اهداف نظام عام ترجیحات غیر متقابل و غیر تبعیضی که به نفع کشورهای در حال توسعه، بخصوص موازین خاصی که به نفع کشورهای کمتر توسعه یافته هستند به قرار زیر است: الف. افزایش درآمدهای صادراتی آنها ب. پیشرفت صنایعشان ج. تسریع نرخ رشد اقتصادی شان
-
- در پایان (نهاد) کمیته خاصی را راجع به ترجیحات به عنوان رکن فرعی هیأت توسعه و تجارت تأسیس میکند، تا بتواند کلیه کشورهای مربوطه را به شرکت در مشورتهای ضروری قادر سازد…
“۴. درخواست میکند… که هدف از این نظام، تحصیل مجوزهای لازم قانونی و ابطال و لغو واجب و ضروری دستهای از مقررات ۱۹۶۹ میباشد که در موافقتنامه تعرفه و تجارت بیان شده است.” ” ۵. اشاره میکند به اینکه بسیاری از کشورها امیدوارند که این ترتیبات تا اوایل ۱۹۷۰ به اجرا درآید.” ↑ – Ustor Endre., op.cit., p. 414. ↑ – “Proceedings of the United Nations Conference on Trade and Development”, vol. I, Final ACT and Report (United Nations Publication, sales No. 64. II. B.11), p.20. هشتمین اصل کلی بیان میکند که ترجیحات خاص فعلی که کشورهای در حال توسعه خاص در کشورهای توسعه یافته خاص از آن بهره مند میشوند، باید در یک دوره انتقالی انجام و مشروط به کاهش تدریجی باشند. این ترجیحات باید در زمانی که ترتیبات مؤثر بینالمللی، حداقل منافع برابر را به کشورهای مربوطه که وارد عمل میشوند، اعطا میکنند، خاتمه یابند. همین موضوع مجدداً در توصیه شماره ۱ . ۲ . الف آمد. ترتیبات ترجیحی میان کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته که متضمن تبعیض علیه دیگر کشورهای در حال توسعه است و برای حفظ و رشد درآمدهای صادراتی آنها و یا برای پیشرفت اقتصادی کشورهای کمتر توسعه یافته فعلی اساسی و لازم است، تا زمانی ادامه مییابد که موازین بینالمللی مؤثر حداقل منافع برابر را به کشورهای در حال توسعه دیگر بصورت مساوی و بدون ترجیح یکی بر دیگری (Pari passu) اعطا کند و سپس لغو میشوند. این اقدامات بینالمللی باید به تدریج و به طریقی که بتوانند تا قبل از پایان دهه توسعه عملی شوند ارائه گردند.Ibid, p.39 ↑ – UNCTAD, Research Memorandum No.33/Rev.1. pp. (19-27). ↑ – UNCTAD, Official Records of the Trade and Development Board, Fourth Special Session, Supplement No. 1 (TD/B/ 322). بخشهایی از این سند مهم ذیلاً بیان میشود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
کوتاهسازی فرایند اخذ مجوز و ایجاد بنگاههای کارآفرین (H4-24)
ساماندهی مشاغل (H5-3)
بسترسازی مؤثر برای توسعهی کسبوکار(H5-36)،
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
کارآفرینی در حوزههای کسبوکار الکترونیکی (H5-37)
۴-۳-۳- تحلیل کدهای محوری و باز ۴-۳-۳-۱- سیاستهای مناسب یکی از مهمترین کدهای محوری تدوین سیاستهای مناسب از سوی دولت است. لازم به ذکر است منظور از کلمهی دولت معنای عام آن یعنی حکومت و حاکمیت است و محدود به بخش قوهی مجریه نمیشود. ۴-۳-۳-۱-۱- حمایت و پشتیبانی دولت همانطور که از برآیند اطلاعات استخراج شده از ادبیات موضوع و نظرات خبرگان مشخص شد، در حال حاضر مجموع توسعهی فناوری اطلاعات در کشور راضیکننده نیست. (C1-10)در طول ۵-۶ سال گذشته نرخ رشد و بهرهبرداری از فناوری اطلاعات در کشور خوب بوده است ولی کافی نیست. (C1-7) که علت اصلی آن عدم سرمایهگذاری دولت در این زمینه است. (C1-8)از طرفی سیاستهای فناوری اطلاعات موجود جوابگوی نیازهای فعلی جامعه نیست(C6-1) و باید در حوزههای مختلف سیاستهای مناسب که کشور را به سوی توسعهی فناوری اطلاعات در آن حوزه سوق دهد، تدوین شود. (C1-2) در حوزهی فناوری اطلاعات ایران هنوز جایگاه اصلی را در میان کشورهای منطقه پیدا نکرده است (C2-12) بسیاری از کشورهای دنیا از جمله کره جنوبی، برزیل، هند، ژاپن و چین بستر توسعهی خود را توسعهی ارتباطات و فناوری اطلاعات قرار دادهاند (H4-11) (C7-20) از این روست که نقشهی جامع علمی کشور نیز فناوری اطلاعات را جزء اولویتهای بالا قرار داده است. (C1-1) (C2-7) بر همین اساس در بعضی موارد لازم است دولت هم اجبار کند و هم اعتبارات لازم را اختصاص دهد. (C1-5) و هم سرمایهگذاری برای روشهای مدرن الکترونیکی انجام دهد. (C1-6) با توجه به نظرات خبرگان وضعیت استفاده از فناوری اطلاعات در کسبوکار بسیار پایین است. (C1-11) از این رو دولت باید با تربیت نیروی انسانی متخصص (H2-10) و ارتقای منابع انسانی (H2-43) و حمایت از صنعت فناوری اطلاعات (C6-2) (C2-11) و تولیدات داخلی (H3-15)، امکان برخورداری از فرصتهای برابر (H1-3) را برای شرکتها فراهم کند و با اعطای تسهیلات (H3-11) و حمایت از بخشهای دولتی و غیردولتی (H3-23) (H2-4) در کنار توسعهی سیاستهای تشویقی، (H3-22) (C3-19) (H3-9) (H3-30) کمکهای مالی، (H3-12) اهداء جوایز (H3-10) و بهرهگیری از فناوری اطلاعات (C3-7) باعث جلوگیری ازعقبماندگی شود. (C2-1) سیاستهای فعلی باعث تشویق استفاده از فناوری اطلاعات در کسبوکار به حد کافی نمیشود. در این حوزه منابع قانونی و حقوقی در کشور کم است و اگر وجود دارد کارآیی آن کم است باید در این زمینه بازنگری شود و مطابق شرایط روز و ویژگیهای فناوری اطلاعات قوانین و مقررات مناسب تهیه و تدوین شود. (C1-23) (C1-16) (C3-11) به همین دلیل دولت باید با سرمایهگذاری بیشتر و پذیرش خطرات و تهدیدهای نهفته در این فناوری (C1-18) سرعت توسعه و کاربرد این فناوری را در کشور افزایش دهد که این امر منجر به گسترش بازار فناوری اطلاعات (C2-4) میشود. در این راستا دولت باید پروژههای کلانی را تعریف و اعتبارات لازم برای آن اختصاص دهد (C1-31) و هزینههای دسترسی به خدمات فناوری اطلاعات را کاهش دهد. (C3-9) و از طرفی با تشویق بخش خصوصی داخلی و خارجی به سرمایهگذاری و بهره مندی (C2-23) (H3-7) (H3-7) از مزایای آن زمینهی فعالیت بنگاههای مختلف را فراهم کند این سرمایهگذاریهای بنیادی (C1-20) و پرورش نیروی انسانی مقتدر و صرف زمان میتواند تهدیدها را کاهش داده و منجر به ایجاد مزیتهای اقتصادی (C2-8) در کنار حمایتهای موثر مالی، سیاسی و مقرراتی از صادرات صنعتی (H2-41) شود. دولت لازم است با تقویت ساختار رقابتی و زیرساختهای لازم (H2-19) در کنار ایجاد شبکهی ملی اطلاعات با سرمایهگذاری اولیهی دولت و بخش عمومی (C2-25) مراکز اطلاعرسانی و تجارت الکترونیکی (H3-18) را توسعه دهد و با بررسی و رفع موانع کسبوکار (H3-14) باعث بهبود فضای کسبوکار (H2-38) شود و گامی مهم در راستای تحقق دولت الکترونیکی جهت ارائه خدمات الکترونیکی به شهروندان بردارد که میتواند مستقیماً تاثیر در کارآفرینی داشته (C6-19)و منجر به گسترش کسبوکار خانگی و مشاغل از راه دور وطرحهای اشتغالزای بخش خصوصی و تعاونی (H3-21) شود. برای حمایت از کارآفرینی دولت باید با تصویب قوانین ضمن ایجاد فضای مساعد کارآفرینی (H4-15) و رفع موانع کسبوکار (H4-16) در کنار کوتاهسازی فرایند اخذ مجوز و ایجاد بنگاههای کارآفرین (H4-24) کمک زیادی به گسترش فرهنگ کارآفرینی کند و با اعطاء تسهیلات بانکی (H3-27) روحیهی نوآوری و ابتکار (H2-47) را در کارآفرینان تشویق کند. دولت باید با تدوین سیاستهای تشویقی در زمینهی توسعهی فناوری (H2-20) (C1-33) نوآوری و خلاقیت را در بین کارآفرینان تشویق کند که این امر منجر به طراحی و تولید محصولات نرمافزاری و سختافزاری و محتوا و همینطور کاهش هزینهی امکانات زیرساختی به خصوص در زمینهی شبکههای ارتباطی میشود. همچنین دولت باید با در اختیار گذاشتن اطلاعات مربوط به تعداد فعالان و سایر اطلاعات و دادههای مورد نیاز کارآفرین (C7-7) (H4-2) به کارآفرینان نشان دهد که به دنبال کدام کسبوکار بروند (C7-8)و ضرروی است با یکپارچهسازی، (C7-16) شفافسازی (C7-17) (H2-14) و استخراج اطلاعات (C7-18) در فعالیتهای اقتصادی و برخورداری از امتیازات قانونی (H2-15) ضمن شفافسازی اطلاعات برای فعالان اقتصادی، (H5-31) با ایجاد درگاه الکترونیکی اطلاعرسانی (H4-1) و ترویج برونسپاری (H5-56) از کارآفرینان برای دسترسی به بازارهای بینالمللی(H2-24) حمایت کند برای این امر دولت باید به حمایت و پشتیبانی سیاسی و اقتصادی از تولید و عرضه کالا و خدمات (H5-23) بپردازد. در راستای توسعهی کارآفرینی دولت باید اقدام به بازنگری و اصلاح قوانین و مقررات مالیات، (H4-21) (H2-12) (H2-21) (H2-30) کار (H4-17)، تامین اجتماعی (H4-18)، واردات، صادرات (H4-19)، تجارت (H4-20)، حقوق مالکیت فکری (H4-23) کند و با ارائه مشوقهای مالی و اعتباری (H3-30) و حمایت مالی از طریق اعطای تسهیلات (H3-31)، و وجوه اداره شده (H3-32)، یارانهی سود و کارمزد، (H3-33) ایجاد و توسعه صندوقهای خرد نوآوری و فناوری (H4-13) و صندوقهای سرمایهگذاری خطرپذیر (H4-14) از ایجاد ارزش افزوده و سرمایهگذاری و کارآفرینی (H2-11) حمایت کند. همچنین دولت برای رفع مشکلات و موانع توسعهی بنگاههای کوچک و متوسط (H3-19) و کمک به بلوغ و تبدیل آنها به بنگاههای بزرگ و رقابتپذیر (H3-20) باید اقدام به حمایت مالی، حقوقی و تنظیم سیاستهای تشویقی (H3-22) در بخشهای غیردولتی (H3-23) کند و با برگزاری نمایشگاههای فناوری و نوآوری (H4-8) و راهاندازی بازار بورس ایده (H4-5) به جذب سرمایهگذاری مستقیم بومی و خارجی (H5-26) اقدام کند. ۴-۳-۳-۱-۲-آموزش با توجه به عدم آشنایی آحاد جامعه با نحوهی استفاده از خدمات الکترونیکی (C6-8) دولت باید با افزایش دانش فنی افراد و جهت دادن دانش دانشجویان (C6-14) به این حوزه توسط خود آنها اشتغالهای جدید و کسبوکارهای جدید در حوزههای خدمات و پشتیبانی و تولید ایجاد کند. نهادهای حوزهی فناوری اطلاعات اعم از بخشهای غیردولتی و دولتی با همگرا کردن نیاز جامعه و اطلاعرسانی (C6-16) در این خصوص بزرگترین کمک به هدفدهی دانش افراد در سطح کشور میکنند. از طرفی دولت باید با تدوین آموزشهای نو (C7-22)، و طراحی و پیادهسازی شبکهی ملی اطلاعات ضمن رشد کمی و کیفی خدمات آموزشی و مهارتی (C7-30) با گسترش مطالعات و تحقیقات (H2-9) در کنار تربیت نیروی انسانی متخصص (H2-10) و ارتقای منابع انسانی(H2-43) گامی بزرگ در ایجاد زمینهی رشد معنوی منابع انسانی و بهسازی و ارتقای سطح دانش، تخصص و مهارتهای آنان(H2-44) بردارد. دولت به منظور ارتقای سطح دانش و ظرفیتهای علمی، پژوهشی، آموزشی و صنعتی کشور (H2-48) باید در کنار تولید علم و فناوری مربوط به فناوری اطلاعات به تولید علم و فناوری امنیت فضای تبادل اطلاعات (H2-49) اقدام کرده و ضمن تربیت نیروی انسانی متخصص و متعهد (H3-1) به توسعه و گسترش آموزشهای کسبوکار، کارآفرینی، فنی و حرفهای و علمی-کاربردی (H3-24) به منظور توسعهی کارآفرینی در کشور کند در همین راستا دولت باید همراه با کمک به ایجاد واحدهای انتقال تکنولوژی و فناوری (H4-9) به توانمندسازی کارآفرینان (H4-12) از طریق افزایش دورههای کارآفرینی مبتنی بر ارتباطات و فناوری اطلاعات در دانشگاهها (A3-7) و آموزش کارآفرینی در رشتههای مرتبط با ارتباطات و فناوری اطلاعات (A4-3) کند . ۴-۳-۳-۱-۳-فرهنگسازی با توجه به عدم اطمینان عموم به فضای تولید و تبادل اطلاعات (C6-7) و پیچیدگیهای فرهنگی کشور (C3-14) دولت باید در کنار تقویت و پیادهسازی فرهنگ کارآفرینی (H5-19)، پیشتاز در عرصه ترویج فرهنگ کاربردهای فناوری اطلاعات (C6-4) باشد و ریسک آن را بپذیرد تا بتواند فرهنگ استفاده از فناوری اطلاعات را برای تسهیل و تسریع در امور را به وجود آورد. (C1-9) برای بهرهمندی از فناوریهای نوین (H2-31) فرهنگسازی در توسعهی فناوری اطلاعات بسیار مهم است (C1-42) فرهنگسازی در همهی زمینهها مهم است و در حوزهی فناوری اطلاعات اهمیت بیشتری دارد (C1-44) که این امر منجر به گسترش توسعهی تسهیلات تجاری و بازرگانی در کنار فرهنگسازی میشود. (C2-5) ۴-۳-۴-۲- توسعهی فناوری اطلاعات کد محوری دومی که بر اساس مدل باید به آن پرداخته میشود و مصاحبه با خبرگان نیز آن را تایید میکند بحث توسعهی فناوری اطلاعات در کشور است. این محور در چهار جز به شرح زیر بررسی شد: ۴-۳-۴-۲-۱-توسعهی زیرساخت با توجه به عزم کشور برای توسعهی پهنای باند (C7-25) در کنار توسعهی زیرساختهای فناوری اطلاعات (H5-38) دولت باید با هدف توسعهی کمی وکیفی شبکهی اطلاعرسانی ملی (H2-2) و به منظور دسترسی با کیفیت، امن و پایدار (H5-60) نسبت به ایجاد شبکهی یکپارچه ارتباطی مادر (H5-59) و گسترش شبکههای ارتباطی امن، پایدار، آسان و ارزان (H5-1) اقدام نماید. بنابراین ایجاد و توسعهی شبکهی ملی اطلاعات (H3-5) (C2-24) (C3-4) (C7-33) به عنوان شبکهیی امن و ارزان و مراکز داده داخلی امن (H3-6) (H5-61) (C7-15) به همراه ایجاد زیرساختهای امنیتی، (C7-14) موتور جستوجوی ملی، (C7-36) ایجاد وب ۲ (شبکه اجتماعی)، (C7-37) فناوریهای هوش مصنوعی (دیتا سنتر، پردازش ابری)، (C7-38) ایمیل داخلی، (C7-39) باید جزو سیاستهای اصلی دولت باشد. ایجاد و توسعهی شبکهی ملی اطلاعات (H3-5) ، مراکز داده داخلی امن (H3-6) در کنار گسترش شبکههای ارتباطی امن، پایدار، آسان و ارزان (H5-1) و ایجاد نظام اطلاعرسانی صحیح، سریع و به موقع (H5-2) باعث افزایش میزان استفاده از فناوری اطلاعات در کشور میشود. چرا که این شبکه بستری برای ارائه خدمات فناوری اطلاعات در کشور (C2-27) است و زیرساختهای لازم را برای حوزههای عملیاتی مانند بانکداری الکترونیکی، آموزش الکترونیکی و تجارت الکترونیکی فراهم میکند. (C7-10) از طرفی دولت با ایجاد شبکه ملی ضمن ایجاد دسترسی با کیفیت، امن و پایدار (H5-60) برای عموم مردم، باید دسترسی باند پهن مورد نیاز فعالان اقتصادی و صاحبان کسبوکار (C7-12) (H3-6) را فراهم کند. از آنجایی که یکی از زیرساختهای مهم، ایجاد امکانات عرضهی خدمات الکترونیکی در دستگاههای دولتی است، (C1-24) در همین راستا دولت باید پروژههای کلانی را تعریف (C1-30) و اعتبارات لازم برای آن اختصاص دهد تا زمینهی فعالیت بنگاههای مختلف را فراهم شود در کنار آن برای حمایت از کارآفرینی در سیاستهای تشویقی در زمینهی توسعهی فناوری، نوآوری، خلاقیت طراحی و تولید محصولات نرمافزاری و سختافزاری و محتوا و همینطور کاهش هزینهی امکانات زیرساختی به خصوص در زمینهی شبکههای ارتباطی داشته باشد. (C1-37) با توجه به فراهم نبودن زیرساختهای لازم برای دسترسی گسترده به فناوری اطلاعات (C3-16) دولت باید با فراهم نمودن زیرساختهای جدید برای عرضهی فناوری اطلاعات (C3-10) در کنار تسهیل دسترسی به فناوری اطلاعات (C3-21) امکان توسعهی کسبوکارهای متناظر و مرتبط با توسعهی زیرساختهای فناوری اطلاعات (C3-22) را فراهم کند. بدین منظور ایجاد، ساماندهی و تقویت نظام ملی اطلاعرسانی رایانهیی (H2-1) و نظام اطلاعرسانی صحیح، سریع و به موقع (H5-2) ضروری به نظر میرسد از آنجایی که پیشبینی میشود تا سال ۲۰۱۵ دو میلیارد کاربر از پهنای باند بالا استفاده کنند، (C2-15) در راستای همسویی با این روند رو به رشد جهانی دولت باید با توسعهی زیرساختهای علمی و فنی امنیت شبکه های الکترونیکی و سامانههای اطلاعاتی و ارتباطی(H2-51) و امنیت فناوری اطلاعات را به صورت فناوری بومی(C2-14) تامین کند. ۴-۳-۴-۲-۲-توسعهی منابع انسانی مهمترین مساله در حوزهی فناوری اطلاعات تربیت نیروی انسانی متخصص و متعهد (H3-1) و توسعهی نیروی انسانی متخصص و کارآمد در این حوزه است. (C1-22) در کشور ما اکثر کارهایی انجام شده به خاطر اتکا به نیروی انسانی داخل میزان وابستگی کمتر است. (C1-17) از این رو دولت باید به دنبال ارتقاء سطح علمی و انتقال دانش (H5-66) با تامین هزینهی سرانهی تربیت نیروی انسانی متخصص (H3-2) باشد که این امر میسر نمیشود مگر با سرمایهگذاریهای بنیادی و پرورش نیروی انسانی مقتدر و صرف زمان و تزریق منابع انسانی فناوری اطلاعات در بدنهی کسبوکارها (C3-24) به صورتی که بتوان تهدیدها را کاهش داد. (C1-21) از این رو دولت باید نیازهای نیروی انسانی را برآورد و متناسب با شرایط روز نسبت به پرورش آنان در سطوح مختلف به خصوص مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری اقدام کند. (C1-26) و زمینهی رقابت سالم بین نیروهای متخصص و با تجربه در این زمینه را فراهم کند. (C1-27) توسعهی منابع انسانی فناوری اطلاعات و توانمندسازی کارآفرینان (H4-12) در توسعهی کارآفرینی موثر است (C6-13) و از طرفی توسعهی فناوری اطلاعات متکی بر سهم برتر منابع انسانی (H1-2) و برخوردار از دانش پیشرفته (H1-1) تولید علم (H1-5) و توجه به کسب دانش فنی (H2-23) است. افزایش بهرهوری کل عوامل تولید به ویژه نیروی کار (H2-35) در کنار ارتقای منابع انسانی (H2-43) به ایجاد زمینهی رشد معنوی منابع انسانی و بهسازی و ارتقای سطح دانش، تخصص و مهارتهای آنان(H2-44) منجر میشود. ۴-۳-۴-۲-۳-توسعهی نهادها دولت باید برای حمایت از تولیدات داخلی (H3-15) با تأکید بر جنبش نرمافزاری (H1-4) و با تکیه بر فناوری بومی و توانمندیهای تخصصی داخلی (H2-50) به گسترش توسعهی فناوری اطلاعات (H2-8) و ظرفیت تولید نرمافزارهای بومی در کشور کمک کند. از این رو جنبش نرمافزاری (H1-4) یکی از زیرساختهای مهم پرورش و توسعهی ظرفیت مهندسی سیستم و مدیریت پروژه در این حوزه است. (C1-25)لذا دولت باید پروژههای کلانی را تعریف و اعتبارات لازم برای آن اختصاص دهد تا زمینهی فعالیت بنگاههای مختلف را فراهم بکند (C1-32) و برای حمایت از کارآفرینی در سیاستهای تشویقی در زمینهی توسعهی فناوری، نوآوری، خلاقیت طراحی و تولید محصولات نرمافزاری و سختافزاری (C1-35) و محتوا و همینطور کاهش هزینهی امکانات زیرساختی به خصوص در زمینهی شبکههای ارتباطی داشته باشد. دولت باید با ایجاد و تقویت شهرکها و پارکهای علمی و فناوری و مراکز رشد (H5-11) به ایجاد پیوند بین شرکتهای کوچک دانشبنیان با شرکتهای بزرگ سنتی (H4-10) کمک کند و ضمن حمایت از بخشهای عمومی غیردولتی، خصوصی و تعاونی در صنعت فناوری اطلاعات (H3-7) با تقویت همکاری مراکز علمی، آموزشی، پژوهشی و صنعتی کشور (H2-36) از شرکتهای بومی حوزهی فناوری اطلاعات (C6-6) حمایت کرده و به تأسیس مراکز پژوهش و نوآوری با مشارکت نهادهای پژوهشی خصوصی و تعاونی (H5-10) بپردازد و با توسعهی دخالت بخش خصوصی در هدایت فعالیتهای جاری بخش فناوری اطلاعات (C3-5) به بومیسازی صنعت فناوری اطلاعات (C2-14) کمک کند. دولت با بسط صنعت فناوری اطلاعات و استفاده از توان و ظرفیت بخشهای عمومی غیردولتی، خصوصی و تعاونی (H3-4) برای حمایت از صنعت بومی (C2-21) ناگزیر است که از صنایع نرم و فناوری اطلاعات گذر کند. (C7-21) از طرفی دولت باید با توسعه و تقویت شرکتها و مراکز تولید محصولات و خدمات حوزهی فناوری اطلاعات با رویکرد شبکهیی و خوشهیی (H5-33) و بهرهگیری از فناوری اطلاعات جهت توسعهی خوشهها و شبکههای کسبوکار (H5-39) به تقویت پیوند بنگاههای کوچک و متوسط (H5-35) کمک کند و با ترویج برونسپاری (H5-56) به توسعه و تقویت صنعت بومی فناوری اطلاعات (H5-58) و ایجاد نهادهای مشترک علمی، فنی، اقتصادی، تجاری (H5-62) و افزایش کیفیت و توان رقابتی محصولات داخلی (H5-65) کمک کند. توسعهی کارآفرینی از طریق پارکهای فناوری اطلاعات (A1-1) و ساخت شهرکهای اینترنتی (A2-1) و افزایش شرکتهای کوچک در حوزهی فاوا (A2-2) جزو مواردی است که دولت با انجام آنها میتواند باعث توسعهی کارآفرینی شود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
دورهی دوم: دورهی تجرّد و درونی شدن شعر جنگ این دوره، اگر چه مقطع زمانی خاصی را نمیتواند شامل شود، امّا به طور کلّی باید گفت که ویژگیهای خود را دارد، آن هم در این دوره که آغاز آن خارج شدن شعر از جنبهی مصداقی آن و پرداختن به مفاهیم کلّی و برتر مشترک روح انسانی است. اگر شاعر دورهی اوّل از جامعه برای جامعه
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
میگفت، در دورهی دوم، از تأثیر دردها و شادیهای جامعه بر دل و جان واحساس و اندیشهی خودش برای مردم میگوید. «شعر درونیتر میشود و همین ویژگی، شعر این دوره را صمیمیتر، زیباتر و عاطفیتر و به همان نسبت ماندنیتر میکند.» (قاسمی، ۱۳۸۱، ص ۷۰) طنین مظلومیت و حزن و اندوه آمیخته با غرور انسانی و بیان صمیمانهی مضامین و موضوعات مختلف از شاخصه های مهم شعر این دوره است. در این دوره، شاهد نگرش کلّی شاعر به مفاهیم ماندگار و عقاید برتر دینی و مذهبی هستیم. او هماهنگی خاصی را بین آرمانها و ارزشهای اسلامی – انقلابی خود و باورهای دینی مذهبیاش احساس میکند و انعکاس دهندهی تلفیقی از شور و حماسهی دفاع مقدّس و الگوی بزرگ انقلاب و رزمندگان؛ یعنی حماسهی عظیم عاشوراست. دورهی سوم: شعر جنگ بعد از خاتمه ی جنگ این دوره کاملاً متمایز از دوره های قبلی است و شعر آن حال و هوای خاص خود را داراست. در این دوره، طنین مظلومیت و حزن و اندوه سرشار و عمیق همراه با یاد از خودگذشتگیها و حماسهآفرینیهای رزمندگان اسلام، حسرت و دریغ جا ماندن از کاروان شهیدان، تنهایی و غربت، شرم از شهیدان و پای در گل تعلقات دنیایی ماندن، از موضوعات اصلی شعر شاعران است. نکتهی دیگر این دوره، ظهور مضامین و موضوعاتی در شعر است که لحن تند و نیشدار و گاه آمیخته با حزن و اندوهی تلخ از جامعه را با خود همراه دارند که نمود بیشتر این گونه شعرهای اعتراض آمیز، بیشتر در شعرهای نو و سپید جلوه میکند. خلاصه این که شعر جنگ به دو صورت درحیطهی ادبی باقی خواهد ماند: الف- باقی ماندن مصداقها: شعرهایی که احساسات شاعر را، دربارهی حالتهای انسانی مجرد از موقعیتهای خاص که به ناچار محدود به زمان است مطرح می کند، مثل مرثیه هایی که در سوگ شهدا سروده شده است و یا از بیان آرزوهای روح بلند انسانی، برای پریدن از محبس تنگ دنیا از دریچههای باز شهادت، عشق به وطن، مقابله با تجاوز گران و … ب- ماندگاری مفاهیم: شعر جنگ، به نوعی احیاگر ارزشهای ما در شعر بوده است. ارزشهایی که بالاتر از زمان و اقتضای شرایط قرار دارند و به همین سبب کهنه نمیشوند. شعر جنگ این ارزشها را به شکلی زنده پر تحرک و پویا در روند رشد شعر فارسی وارد نموده است. بنابراین ممکن است جریان شعر جنگ به طور خاص متوقف شود، امّا مضامین برخاسته از آن به طور قطع به نحوی در شعر و ادبیات ما، ماندگار خواهد شد. ۸-۳- دفاع مقدّس در شعر کودک جنگ تحمیلی و حوادث و پیامدهای ناشی از آن نیز، در شعر کودک و نوجوان، به شکلهای گوناگون نمود یافته است؛ هر چند نمودهایی که از شاعران در این زمینه داریم، به لحاظ کمی بسیار اندک و به لحاظ کیفی تکراری است. شعرهایی که با موضوع دفاع مقدّس برای کودک سروده شده را میتوان به لحاظ موضوعی در چند محور مورد بررسی قرار داد: الف) ذکر و توصیف و یاد روزهای جنگ:
فصل، فصل میهمانی بود و نور فصل رویش، گل شدن، فصل غرور بچه ها مثل پرستوهای شاد کوچ میکردند روی بال باد یک به یک پر میزدند از خانهها دستهاشان داشت بوی کربلا بچههای شهر ما گلچین شدند کوچهها با نامشان آذین شدند فصل گل، فصل دعا، یادش به خیر فصل سرخ لالهها، یادش به خیر (هاشمی، ۱۳۷۶، ص ۱۰)
در سرودههایی مانند شعر فوق، شاعر تصویری کلّی همراه با توصیفاتی شاعرانه از روزهای جبهه و جنگ ارائه میدهد. در این سرودهها، به عبارت و ترکبیاتی چون فصل رویش، فصل سرخ لالهها و غیره برمیخوریم که بعدها از فرط تکرار، حالت کلیشه مییابند.
روی دست سبز آن دریا دلان موج میزد طرح قایقهای سرخ کوچهها، حال وهوایی تازه داشت روز پیروز شقایقهای سرخ سالها شبهایی که با بذر شهاب روشنی در تیرگی میکاشتیم صبح از دامان باغ آفتاب خوشههای نور بر میداشتیم (نیک طلب، ۱۳۷۵، ص ۲۰)
در این شعر نیز، یاد روزهای جنگ ، با ترکیباتی چون؛ شقایقهای سرخ، بذر شهاب، خوشههای نور و … توصیف شده است؛ ترکیباتی که قطعاً امروز کلیشهای محسوب می شوند. ب) بیان دلتنگی ناشی از دوری عزیزان:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
“Official Records of the Trade and Development Board”, Tenth Session, supplement No. 6 A (TD/B/339/Rev.1), Part two, para. 192; Proceedings of the United Nations Conference on Trade and Development, Fourth Session, vol. I and corr. 1, Report and Annexes (United Nations Publication, sales No.: E, 76, II, D10), p.10. ↑ -YILC 1978, vol. II, part two, p. 64. ↑ – para. (5) above excerpts from the agreed conclusions of the special committee on preferences, sect. Ix: “ legal status”. ↑ -YILC, 1975 vol. II, Part two, p.65. ↑ – Ustor Endre., op.cit., p. 414. ↑ -YILC 1978, op.cit., p. 65. ↑ – “Escape clauses” ↑ – Ustor Endre., op.cit., p. 414. ↑ – Report of the Working group “Most – Favoured – Nation clause“, ILc, Fifty – ninth Session, Geneva, 7 May – 8 Jane and 9 July – ۱۰ August 2007, A/CN.4/ L.719, 20 July 2007, p.7. ↑ -“Relative Reciprocity” ↑ – Yanai, Akiko, op.cit., p.17. ↑ – Enabling clause ↑ – Appellate body Report, “EC – Tariff Preferences”, op.cit., para. 90. ↑ – شرط توانمند سازی، از سوی اعضا متعاهد گات در دور مذاکرات چند جانبه توکیو تصویب شد. شرط توانمند سازی به دنبال تصمیم لغو نظام عام ترجیحات ۱۹۷۱ جایگزین شده و توسعه یافت. GATT Document, L / 3545, 25 June 1971, BISD 18 S / 24 این تصمیم به نوبه خود به نتایج مورد توافق کمیته خاص ترجیحات انکتاد در ۱۹۷۰، ترتیب اثر داد. که در بند ۱:۲ لحاظ گردیدند. ↑ – Ibidem. ↑ – به همین دلیل، استیناف نتیجه گیری پانل را تأئید کرد. “Panel Report EC – Tariff Preferences”, op.cit., para. 7. 53. جوامع اروپایی در این قضیه استدلال کردند که شرط توانمندسازی بیان میکند که هدف اساسی از اعطا کمک به کشورهای عضو در حال توسعه، تنها یک استثنا بر ماده ۱ : ۱ گات ۹۴ نیست، بلکه در کنار ماده ۱ : ۱ و در یک سطح مساوی با آن وجود دارد. نهاد استیناف با این نظر موافق نبود و اعلام کرد که شرط توانمندسازی در چارچوب موافقتنامه، به عنوان یک تلاش مثبت برای افزایش توسعه اقتصادی کشورهای عضو در حال توسعه مطرح میباشد و نه اینکه باعث اکراه کشورهای توسعه یافته از اتخاذ چنین موازینی به نفع کشورهای در حال توسعه مطابق با شرط توانمند سازی شود.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
Appellate body Report, “EC – Tariff Preferences”, op.cit., para. 95. ↑ – Ibid, para. 90. ↑ – Ibid, para. 106. ↑ – Ibid, para. 111. ↑ – Ibid, para. 106. ↑ – OJ 2001, L 346.1. Quoted in Vanden Bossche, op.cit., p. 680. ↑ – این کشورها عبارت بودند از بولیوی، کلمبیا، کاستاریکا، اکوادور، السالوادور، گواتمالا، هندوراس، نیکاراگوا، پاکستان، پاناما، پرو و ونزوئلا Ibid, para. 3. ↑ – شرط “عدم تبعیض” برگرفته از عبارت “ترجیحات غیر تبعیضی” در پی نوشت شماره ۳ است. ↑ – Panel Report, “EC – Tariff Preferences”, op.cit., para. 7. 144. ↑ – Ibid, para. 7. 177. ↑ – Ibid, para. 7.161 and 7.176 ↑ – Appellate body Report, “EC – Tariff Preferences”, op.cit., para. 174. ↑ – Ibid, para. 173. ↑ – Ibid, para. (187-188). ↑ – Ibid, para. 189. ↑ – “Proceedings of the United Nations Conference on Trade and Development”, vol. I, Final Act (op. cit), p.20. ↑ – Ibidem. ↑ – Ibid, p. 42. ↑ – “Proceedings of the United Nations Conference on Trade and Development”, vol. I, second Session, Report and Annexes (op. cit), p.53. ↑ – Ibidem. ↑ – “Proceedings of the United Nations Conference on Trade and Development”, Fourth Session, vol. I, Report and annexes (op.cit.) pp. (32-33). ↑ – GATT, “Basic Instruments and Selected Documents”, Eighteenth Supplement (op. cit), p. 110. ↑ – Ibid, p. 26. ↑ – “Proceedings of the United Nations Conference on Trade and Development”, Fourth Session, vol. I, Report and Annexes, p. 118. ↑ – Ibid, A/31/197, annex III. ↑ – Ibid, A/C. 2/31/7 and Add. 1. ↑ – Ibid, A/32/312, paras. 5 and 6. ↑ – Ibid, A/C.2/31/7, p.15. ↑ – General Assembly Resolution 3281 (xxIx). ماده ۲۱: ” کشورهای در حال توسعه باید تلاش کنند تا روابط تجاری دو جانبه را افزایش و توسعه دهند و برای رسیدن به این امر مطابق با مقررات موجود و مکمل و آئینهای موافقتنامههای بینالمللی، چنانچه قابل اعمال باشد، ترجیحات تجاری را به کشورهای در حال توسعه دیگر بدون اینکه مجبور باشند چنین ترجیحاتی را به کشورهای توسعه یافته تسری دهند اعطا کنند، مشروط به اینکه چنین ترتیباتی مانعی بر سر راه آزادی تجارت جهانی و توسعه تجارت جهانی ایجاد نکند. ماده ۲۳- به منظور بالا بردن توان مؤثر نیروها و منابع، کشورهای در حال توسعه بایستی همکاریهای اقتصادی شان را تقویت بخشند و تجارت متقابل را به منظور افزایش توسعه اقتصادی و اجتماعی شان ارتقا بخشند. ↑
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ماده ۶۸۴ قانون مدنی که اشاره میدارد: «عقد ضمان عبارت است از اینکه شخصی مالی را که در ذمه دیگری است به عهده بگیرد»، ناظر به همین معنی است. بند دوم – مبنای مسئولیت در اسلام در حقوق اسلام که قانون مدنی ما مبتنی بر آن است، این قاعده کلی و عقلی پذیرفته شده که هیچ ضرر ناروایی نباید به کسی وارد شود و در صورت ورود، باید جبران گردد و هرگونه اقدامی که موجب اضرار به دیگری باشد، پذیرفته نیست (لا ضرر و لا ضرار فیالاسلام)؛ بنابراین مبنای مسئولیت در اسلام جبران ضرر نارواست و ملاک تشخیص ناروا بودن و غیر عادلانه بودن زیان وارده، نظر عرف است. همینکه از نظر عرف بتوان ورود زیان و ضرر ناروایی را به شخصی نسبت داد، او باید خسارت زیان دیده را جبران کند[۱۹]. هرچند لزوم غیر عادلانه و ناروا بودن ضرر ایجاب میکند که در غالب موارد فاعل زیان مقصر باشد، ولی در متنهای فقهی مشاهده شده است در مواردی که فاعل زیان مقصر هم نیست، مسئول زیان وارده است؛ چنانکه شهید ثانی در شرح لمعه آورده است:
( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
«یضمن معلم الساحه للمتعلم الصغیر غیر البالغ لوجنی علیه بها فی ماله لا نه شبیه عمد، سواء فرط ام لا علی ما یقتضیه اطلاق العباره و یؤیده ماروی من ضمان الصانع و ان اجتهد …[۲۰]». مضمون عبارت این است که اگر کسی فرزند خود را برای تعلیم شنا به دیگری بسپرد و فرزند صغیرش غرق شود، معلم شنا مسئول است؛ زیرا فرزند صغیر به او سپرده شده است تا از او نگاهداریکند و غرق فرزند شبیه عمد است؛ خواه تعدی و تفریط کرده، خواه نکردهباشد، ضامن است؛ همچنین روایاتی که در مورد ضمان صنعتگر آمده است، این معنی را تأیید میکند. نباید چنین تصور کرد که مبنای مسئولیت در اسلام تقصیر فاعل زیان است؛ بلکه بررسی قواعد مسئولیت در حقوق اسلام، بیانگر این معنی است که فقها در بیان مسایل مربوط به ضمان از یک اصل پیروی نکردند؛ زیرا دربارهی مسئولیت متصرف مال غیر گاهی اوقات به دلیل تجاوز عمومی غاصب به مال دیگری، ضمان به عهده او مستقر میشود و گاهی اوقات بدون اینکه متصرف مال غیر مرتکب هیچگونه تعدی و تفریطی گردد، در مقابل متصرف آن مسئول است؛ مثل مسئولیت مستعیر در عاریه طلا و نقره که حتی بدون تعدی و تفریط هم ضامن است و رابطه سببیت بین کار او و تلف مال تحت تصرفش، نقشی در پیدایش ضمان ندارد. وجود قواعد متعدد مسئولیت در حقوق اسلام بیانگر این معنی است که فقها به اجرای عدالت و رعایت عدل و انصاف اهتمام بیشتری داشتهاند، تا ارائه قاعده و راهحل به خصوصی به عنوان مبنای پیدایش مسئولیت؛ ولی لزوم جبران ضرر ناروا و غیر عادلانه همواره با روح قواعد فقهی سازگار بوده است. بند سوم – اقسام مسئولیت در فقه و قانون مدنی مسئولیت مدنی در فقه و قانون مدنی، به اعتبار منبع آن، به مسئولیت قراردادی و قهری تقسیم میشود که فقها و نویسندگان قانون مدنی از آن به ضمان ناشی از عقود و ضمان قهری تعبیر میکنند. ضمان قهری به مسئولیتهایی اطلاق میشود که بدون رضایت متعهد و به حکم قانون بر او تحمیل میشود؛ مانند ضمان ناشی از غصب، اتلاف و تسبیب ویژگی اصلی این نوع ضمان عدم دخالت قصد ضامن است نسبت به امری که متلزم به انجام آن است و قانون در ضامن شناختن او به نتیجه اجتماعی کار او توجه دارد نه قصد ایجاد دین[۲۱]. از این نوع مسئولیت به شبه جرم نیز تعبیر میشود. ضمان عهدی، همان ضمان ناشی از عقود و قراردادها است.این ضمان یا در نتیجه تحقق نیافتن خواست طرفین عقد و براساس قصد معاوضی آنان ایجاد می شود؛ مانند ضمان تلف مبیع قبل از قبض (موضوع ماده ۳۸۷ ق.م) و ضمان ناشی از مستحق للغیر درآمدن مبیع که به ضمان درک مشهور است (موضوع ماده ۳۹۰ ق.م). در اینجا ضمان همان تعهد و مسئولیتی است که یکی از طرفین عقد به دلیل تلف یا مستحق للغیر درآمدن معوض، در بازگرداندن عوض مورد معامله دارد؛ برای مثال در تلف مبیع قبل از قبض فروشنده مبیع ملزم است در صورت تلف، ثمن را به مشتری بازگرداند و یا اینکه ضمان عهدی در نتیجه تخلف از اجرای تعهدات قراردادی، برای شخص متعهد، ایجاد میشود و به موجب آن باید خسارت ناشی از پیمانشکنی را پرداخت نماید (ماده ۲۲۱ ق.م). مثل اینکه متصدی حمل و نقلی به موجب قراردادی که با شرکت پرورش دام و طیور منعقد مینماید، متعهد میشود در تاریخ معینی مقداری علوفه و دانه را به مقصد شرکت حمل نماید، ولی از انجام به موقع تعهد سر باز میزند و در نتیجه این تخلف، تعداد قابل توجهی دام و طیور شرکت طرف قرارداد او تلف میشود. در اینجا متصدی حمل و نقل در مقابل زیان وارده به شرکت، ضامن عهدی محسوب میشود. با توجه به مطالبی که در بالا برشمردیم، معلوم میشود که در ضمان قراردادی باید لزوماً قراردادی بین طرفین وجود داشتهباشد، تا تخلف از مفاد آن قرارداد و به عبارت دیگر تخلف از تعهد ناشی از قرارداد ایجاد ضمان نماید. هدف قانونگذار از ایجاد این نوع از ضمان، تضمین نیروی الزامآور قراردادها است؛ به همین دلیل قرارداد را میتوان منبع تعهد پنداشت و مسئولیت قراردادی مسئولیت کسی است که به موجب عقدی، تعهدی را پذیرفته است و به دلیل عدم انجام تعهد یا تأخیر در انجام تعهد و یا در حین انجام تعهد و یا به سبب انجام تعهد، خسارتی به متعهدله وارد نماید[۲۲]، ولی ضمان قهری، تضمینی برای تکالیف و نظم عمومی است که همه افراد جامعه در برابر هم دارند و توافق اراده اشخاص در پیدایش آن دخالتی ندارد و منبع پیدایش آن قانون است[۲۳]. قانون مدنی هم خسارات ناشی از عدم انجام تعهدات قراردادی را از ضمان قهری جدا ساخته و در فصل دوم، مبحث آثار قراردادها، مواد ۲۲۶ تا ۲۳۰ را به این موضوع اختصاص داده است. بند چهارم – شرایط ایجاد مسئولیت قراردادی مسئولیت قراردادی موقعی به وجود میآید که تخلف از تعهد ناشی از قرارداد، صورت گیرد و به موجب این تخلف ضرری متوجه متعهدله گردد؛ بنابراین برای تحقق مسئولیت قراردادی وجود شرایط زیر ضروری است:
-
- وجود ضرر؛
-
- وجود قراردادی نافذ بین زیاندیده و عامل ورود زیان؛
-
- رابطه سببیت بین زیان وارده و تخلف از تعهد؛
-
- تصریح به جبران خسارت در عقد یا اینکه تعهد عرفاً به منزله تصریح یا برحسب قانون موجب ضمان باشد.
۱-وجود ضرر: مسئولیت قراردادی در صورتی به وجود میآید که در اثر تخلف از تعهد که عبارت است از عدم اجرای تعهد، سوء اجرای تعهد یا تأخیر در اجرای تعهد[۲۴] ضرری متوجه متعهدله گردد. ضرر وارده باید دارای شرایطی باشد تا مسئولیت قراردادی تحقق پیدا کند؛ از جمله ضرر باید مسلم و قطعی باشد نه احتمالی. مدعی خسارت باید ثابت کند که ضرر به او وارد شده است؛ بنابراین صرف احتمال ورود ضرر، برای محکومیت متعهد برای جبران خسارت کافی نیست. ضرر باید مستقیم باشد. ضرر باید جبران نشده باشد؛ بنابراین اگر به وسیلهای از زیاندیده جبران خسارت گردد، حق مطالبه خسارت از فاعل زیان ساقط میشود[۲۵]. ۲-وجود قرارداد بین زیاندیده و فاعل فعل زیانبار: همانگونه که قبلاً بیان کردیم منبع پیدایش مسئولیت قراردادی، عقد است؛ بنابراین لازمه تحقق چنین مسئولیتی وجود قرارداد بین طرفین است؛ زیرا مسئولیت فرع وجود قرارداد است و اگر قبل از پیدایش عقد، مسئولیتی به مناسبت عقد آینده به وجود آید، فاقد وصف قراردادی است و جاییکه تردید وجود داشته باشد قراردادی نافذ بین طرفین حکمفرماست، نمیتوان با استناد به مسئولیت قراردادی از فاعل زیان مطالبه خسارت نمود؛ بلکه این مسئولیت در زمره ضمان قهری است که علی القاعده مدعی خسارت باید تقصیر فاعل زیان را ثابت کند؛ بنابراین در جاییکه شخصی طرف قراردادی را کمک یا تحریک به تخلف از تعهد نماید، به عنوان مسئول قراردادی طرف دعوی زیاندیده قرار نمیگیرد؛ زیرا او طرف قرارداد نبودهاست، ولی اگر در قراردادی شرطی به سود شخص ثالثی درج شده باشد و متعهد از انجام آن سر باز زند، شخص ثالث میتواند به استناد مسئولیت قراردادی علیه او اقامه دعوی نماید؛ زیرا حق شخص ثالث، ناشی از قرارداد است؛ بنابراین اگر شخصی به واسطه تصادف در حال اغما به سر برد و نزدیکان او برای انجام عمل جراحی با پزشک معالج او قراردادی منعقد نمایند، مسئولیت پزشک در مقابل بیمار، مسئولیت قراردادی است نه قهری؛ زیرا حق بیمار در اینجا ناشی از قرارداد مداواست که به سود او تنظیم شدهاست[۲۶]. ۳-رابطه سببیت بین خسارت و تخلف از تعهد: صرف وجود قرارداد بین زیاندیده و فاعل فعل زیانبار نمیتواند موجب پیدایش مسئولیت قراردادی باشد؛ زیرا ممکن است قراردادی بین آنها وجود داشتهباشد و ضرری هم از ناحیه فاعل فعل زیانبار به طرف قرارداد وارد شده باشد، ولی ضرر، ناشی از تخلف از تعهد قراردادی نباشد. در این صورت نمیتوان این خسارت را به استناد تخلف از تعهد مربوط به قرارداد موجود، مطالبه نمود و بر مبنای آن علیه فاعل فعل زیانبار اقامه دعوی نمود؛ بلکه باید ضرر وارده در نتیجه عدم اجرای تعهد ناشی از قرارداد موجود بین طرفین ناشی شده باشد. ۴-تصریح به جبران خسارت در عقد: ماده ۲۲۱ قانون مدنی میگوید: «اگر کسی تعهد اقدام به امری را بکند یا تعهد نماید که از انجام امری خودداری کند در صورت تخلف، مسئول خسارت طرف مقابل است مشروط بر اینکه جبران خسارت تصریح شده و یا تعهد عرفاً بهمنزله تصریح باشد و یا برحسب قانون موجب ضمان باشد». با توجه به قسمت اخیر این ماده ضرورتی ندارد که تعهد صریحاً در قرارداد گنجانده شود و متعلق قصد طرفین قرارگیرد؛ بلکه اگر عرفاً تعهد لازمه عقد باشد یا قانون آن را جز مفاد تعهد ناشی از عقد بداند، به منزله تعهد ناشی از عقد است و تخلف از آن پیدایش ضمان قراردادی را موجب میشود. بند پنجم- مسقطاط ضمان در فقه و قانون مدنی اسبابی برای معافیت از ضمان پیشبینی شده است که آن را به اختصار مورد بحث قرار میدهیم. ۱-قاعده احسان: بهموجب این قاعده اگر شخصی به قصد احسان به دیگری، کاری در جهت جلب منفعت یا دفع ضرر از وی انجام دهد و عمل او از روی احسان باشد، اما از باب اتفاق زیانی به طرف برساند، چون او محسن بوده و عمل او هم واقعاً احسان محسوب میشود مسئولیتی متوجه او نخواهدبود؛ برای مثال اگر شخصی متاعی را در دریا برای صاحب آن حمل کند تا در آن طرف دریا به قیمت گرانتر به فروس برساند و اتفاقاً این کالا غرق شود یا سارقی در دریا آن را سرقت نماید؛ از آنجا که عمل او احسان محسوب میشود، غرق کالا برای او ضمانی ندارد. مستند این قاعده آیه شریفه ۹۲ از سوره توبه است (ما علی المحسنین من سبیل) و حکم عقلی مبنی بر قبیح بودن ضمان محسن بواسطه عملی که او به قصد احسان برای زیاندیده انجام دادهاست. آیه شریفه ۶۰ از سوره الرحمن با استفهام انکاری (هل جزاء الاحسان الا الاحسان) مؤید این معنی است. بهعلاوه فقهای شیعه نیز این قاعده را به طور اجماعی پذیرفته اند[۲۷]. ماده ۳۰۶ قانون مدنی در خصوص اداره مال غیر، بر مبنای همین قاعده تنظیم شده است. ۲-قاعده استیمان: طبق قاعده «ما علی الامین الا الیمین» تا زمانیکه امین مرتکب تعدی و تفریط نسبت به مال امانت نشده باشد، ضامن تلف یا نقص آن مال نیست. مستند این قاعده، عدم وجود سببی از اسباب ضمان (اتلاف – غصب – غرور) در این مقام است؛ چرا که یکی از اسباب ضمان اتلاف است، ولی اینجا بحث از تلف مال است و از شمول قاعده اتلاف خارج است. علاوه بر این روایات وارده پیرامون عدم ضمان امین، اجماع فقها و قاعده احسان نیز مستند این قاعده است و امین مشمول آیه شریفه «ما علی المحسنین من سبیل» است. به دلیل اینکه او در جهت منفعت مالک مال او را در تصرف خود دارد و در امانت مالکی، از ناحیه مالک و امانت شرعی از ناحیه شارع، مأذون است و محسن محسوب میشود؛ در نتیجه، تحمیل ضمان تلف یا نقص مال مورد امانت بر او سبیل (ملامت، ندامت، ضمان) محسوب میشود و با احسان منافات دارد[۲۸]. قانون مدنی در ماده ۶۱۴ با بیان اینکه «امین ضامن تلف یا نقصان مالی که به او سپرده شده است نمیباشد، مگر در صورت تعدی یا تفریط»، این قاعده را به طور کامل پذیرفته است. ۳-قاعده اقدام: هرگاه شخصی اقدامی نماید که موجب ورود زیان به مال خود باشد، موجب قاعده«لایحل مال امرء الا بطیب نفسه»، نمیتواند بابت خسارت وارده به کسی مراجعه نماید. قانون مدنی در ماده ۱۲۱۵ اشاره میدارد: هرگاه کسی مالی را به تصرف صغیر غیر ممیز و یا مجنون بدهد، صغیر یا مجنون مسئول ناقص یا تلف شدن آن مال نخواهد بود. مبنای این ماده قاعده اقدام است. چون شخصی که مال خود را به تصرف صغیر غیر ممیز یا مجنون میدهد، این اطلاع را دارد که آنها شرایط جسمانی و عقلانی کافی برای تصدی و اداره مال او را ندارند و نمیتوانند طرف قرارداد و مورد حق و تکلیف قرارگیرند؛ بنابراین اگر مال او را تلف یا معیوب کنند، قابل بازخواست نیستند. در نتیجه عمل مالک در این خصوص اقدام علیه خود محسوب میشود و در صورت تلف و نقص مالش از ناحیه صغیر غیر ممیز و مجنون نمیتواند به کسی مراجعه نماید. ۴-قوه قاهره: یکی از موارد معافیت از جبران خسارت زیاندیده، موردی است که ورود خسارت به واسطه عوامل خارجی بوده که به فاعل زیان مربوط نمیباشد و او قدرت دفع آن را ندارد. قانون مدنی در ماده ۲۲۷ موقعی متخلف از انجام تعهد را محکوم به جبران خسارت میداند که نتواند ثابت نماید که عدم انجام تعهد به واسطه علت خارجی بوده است که نمیتوان به او مربوط نمود. همچنین در ماده ۲۲۹تصریح شده، چنانچه متعهد به واسطه حادثه خارجی که دفع آن از حیطهی اقتدار او خارج بود نتواند به تعهد خود عمل کند، محکوم به تأدیه خسارت نخواهد بود. هرچند مواد مذکور ناظر به معافیت متعهد از پرداخت خسارت ناشی از عدم انجام تعهدات قراردادی است و سخنی از ضمان قهری و مسئولیت مدنی به نحو مطلق به میان نیامده است، ولی میتوان این حکم عقلی را به ضمان قهری هم تسری داد و با استناد به دخالت عوامل خارجی، خوانده دعوی را از مسئولیت معاف دانست. قوه قاهره به عنوان یکی از اسباب معافکننده مسئولیت باید دارای شرایط ذیل باشد:
-
- خارجی باشد و نتوان به متعهد یا متصرف منسوب نمود (ماده ۲۲۷ ق.م)؛
-
- غیر قابل پیشبینی باشد و خوانده بر حسب عادت انتظار وقوع آن را نداشته باشد؛
-
- اجتنابناپذیر باشد و خوانده دعوی نتواند آن را دفع کند وگرنه مسئول خواهد بود(ماده ۲۲۹ ق.م)[۲۹].
۵-شرط عدم مسئولیت: یکی از موارد معافیت مسئولیت موردی است که متعهد موقع انعقاد قرارداد شرط نماید که در مقابل خسارت وارده به مشروطعلیه مسئولیتی نخواهدداشت؛ برای مثال، پزشک ضامن زیانهایی است که در نتیجه درمان به بیمار وارد میشود؛ هرچند در زمان معالجه، احتیاط لازم را کرده باشد و معالجه هم با اذن بیمار صورت گرفته باشد، ولی اگر قبل از معالجه بیمار، پزشک شرط نماید در صورت نتیجهبخش نبودن اقدامات درمانی، مسئولیتی ندارد، موجب معافیت او از مسئولیت خواهدبود. شرط عدم مسئولیت ناظر به سقوط دین موجود نیست تا بگوییم به لحاظ موجود نبودن موضوع آن در زمان انعقاد قرارداد، باطل است؛ زیرا مقصود از شرط عدم مسئولیت این است که هرگاه در آینده شرایط تحقق مسئولیتی فراهمشود، آن مسئولیت به وجود نیاید. چنین توافقی با توجه به مفاد ماده ۱۰ قانون مدنی صحیح میباشد و دلیلی برای بطلان آن نیست. بدیهی است شرط معافیت از مسئولیت شامل اتلاف عمدی و آنچه در حکم عمد است نمیشود و کسی که عمداً موجب اتلاف مال دیگری شود یا آن را ناقص نماید، در مقابل مالک آن مسئول است؛ هرچند شرط عدم ضمان هم شده باشد. ۶-دفاع مشروع: یکی از مواردی که فاعل زیان از مسئولیت معاف میباشد، موقعی است که این خسارت به سبب دفاع مشروع ایجاد شده باشد، اما خسارت وارده باید بر حسب متعارف با دفاع تناسب داشته باشد. ماده ۱۵ قانون مسئولیت مدنی مصوب ۷/۲/۱۳۳۹ در این مورد چنین اشاره میکند: «کسی که در مقام دفاع مشروع موجب خسارت بدنی یا مالی شخص متعدد شود، مسئول خسارت نیست؛ مشروط بر اینکه خسارت وارده بر حسب متعارف متناسب با دفاع باشد». نویسندگان حقوق مدنی امور دیگری را رافع مسئولیت میدانند؛ از جمله غرور و اکراه که در این مورد بین فقها اختلاف وجود دارد[۳۰]. گفتار سوم – مفهوم امین ضرورت مبادله کالا و خدمات و پیوندهای اقتصادی و اجتماعی مانع از این است که اموال همیشه در تصرف و اختیار مالکان آنها باشد. گاهی مالکی خانه خود را میفروشد، ولی از خریدار مهلتی میگیرد تا آن را تحویل دهد؛ با وقوع بیع خانه به خریدار منتقل میشود، اما در اختیار فروشنده باقی میماند؛ مالک دیگر اتومبیل خود را به اجاره میدهد و در اختیار مستأجر قرار میدهد تا از آن استفاده کند؛ شخصی سرمایه میدهد تا دیگری با آن تجارت کند و سود را با هم تقسیم کنند؛ رهگذری در خیابان کیف پولی پیدا میکند، شخصی به عنوان امین برای نگهداری مال غایب، معین میگردد و… . در همهی این مثالها، شخصی به اذن مالک یا حکم قانونگذار یا رأی دادگاه، بر مال دیگری سلطه پیدا میکند. این سلطه قراردادی یا قانونی، به متصرف اختیار نگهداری و اداره و گاه انتفاع از مال دیگری را میدهد، اما در همه آنها متصرف، امین و مسئول است و باید آنچه را در اختیار دارد، به مالک برگرداند و در حفظ و اداره آن در حدود متعارف بکوشد و ضمانت اجرای تخلف از این موارد که آن را با عنوان تعدی و تفریط میشناسیم، ضمان امین را در پیخواهدداشت. پس از اسقراء در موارد گوناگونی که شخص بر مال دیگری تسلط مییابد، میتوان چنین بیان کرد که در هر کجا که شخص به اذن مالک یا در اجرای مفاد قرارداد یا حکم قانون بر مال دیگری سلطه پیدا میکند امین محسوب میشود؛ بنابراین همواره لازم است که یک رابطه امانی قراردادی یا قانونی وجود داشتهباشد. بند اول – امانت و اقسام آن مقصود از امین شخصی است که به موجب قانون، قرارداد یا حکم دادگاه بر مال دیگری سلطه پیدا میکند. امانت به اعتبار مبنا و سبب آن به دو گونه است: ۱-امانت مالکانه یا قراردادی، که در آن مالی به اختیار و اذن مالک به دیگری سپرده میشود. رابطه مالک و متصرف تابع تراضی طرفین و مفاد اذن مالک است و قانون و عرف به عنوان عوامل تفسیرکننده یا تکمیلکننده در آن دخالت دارند؛ مانند عقد ودیعه و عاریه و همین قسم امانت مورد بحث ما میباشد. ۲-امانت قانونی یا شرعی که ریشه قراردادی ندارد و مالک به رضایت آن را در اختیار متصرف نگذاردهاست؛ مانند لقطه (ماده ۱۶۳ قانون مدنی) و حیوان ضاله (ماده ۱۷۱ قانون مدنی) و موردی که شخص به اشتباه و به این پندار که تکلیف حقوقی دارد، مال خود را به دیگری
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
آرایههای ادبی: خنده زدن صبح استعاره از پراکنده شدن روشنایی و نور صبحدم است . ۲ – نــاف شـب ســوخـت تـــف مجــمر روز گــوی زر یــافـت جیــب مُلــحم صــــبح واژگان: ناف شب: نافهی شب. (فرهنگ لغات) تف: حرارت، گرمی. (معین) مجمر: آتشدان و منقل، ظرفی که در آن زغال افروخته گذارند. (ناظم) مُلحم: نوعی از پارچهی ابریشمی که به غایت ملایم باشد (غیاث). معنی و مفهوم: از حرارت و گرمی روز، شب که همانند نافهی مشکی بود سوخت و بوی خوش آن در صبحدم پراکنده شد. سپیدی لطیف صبح، مانند جامهی ابریشمی بود و خورشید به عنوان تکمهی زرّین گریبان این لباس قرار گرفت. آرایههای ادبی: ناف شب اضافهی استعاری و مجمر روز اضافهی تشبیهی است. گوی زر استعاره از خورشید و ملحم صبح اضافهی استعاری است. صبح دارای پیراهن ابریشمی پنداشته شده و ملحم صبح استعاره از سپیدی صبح است. ۳ – بــه ســر تــازیـــانـــهی زریّــــن شـــاه گــردون گــرفـت عـالــم صـــبح معنی و مفهوم: خورشید که پادشاه آسمانهاست، با پرتوهای زرّین خود که به تازیانه میماند، عالم را فتح کرد (روشنی صبح همه جا را فرا گرفت). آرایههای ادبی: شاه گردون استعاره از خورشید و تازیانهی زرّین استعاره از پرتوهای خورشید است . ۴ – صـبح شــد مــریـم، آفتـــاب مسیــح قطــرهی ژالــه، اشــک مــریــم صـــبح معنی و مفهوم: صبح همانند حضرت مریم (ع) وضع حمل کرد و آفتاب همچون مسیح، مولود این زایش است. قطرات شبنم صبحگاهی نیز به منزلهی اشکهای صبح هستند که مانند مریم گریسته است. آرایههای ادبی: صبح در تشبیه مجمل به مریم، آفتاب به مسیح و قطرات ژاله به اشک مریم مانند شده است. مریم صبح اضافهی تشبیهی است . ۵ – طــاس زرّیـــن کـــش، آفتــاب آســـا کــافتــاب اسـت طــاس پــرچـم صـــبح واژگان: طاس: طشت کلان و گهری. (غیاث) طاس: قبه مانندی از فلز در گردن نیزه که پرچم را در آن آویزند. (دهخدا) معنی و مفهوم: کاسهی لبریز از شراب زرد خورشید گون را بنوش؛ زیرا که صبحدم همانند درفشی که خورشید به منزلهی منجوق و طاس آن درفش باشد، سر برآورده است (هنگام صبوحی است). آرایههای ادبی: طاس زرّین مجاز به علاقهی حال و محل، زرّین دانسته شده است زیرا مقصود شراب زرد رنگ است. کاسهی شراب زرد به خورشید مانند شده است. پرچم صبح اضافهی تشبیهی است. خورشید به منجوق و طاس پرچم مانند شده است. طاس و طاس جناس تام دارند. ۶ – پـیپـی عشــق گیــر و کــمکــم عقــل لــب لــب جــام خــــواه و دم دم صـــبح معنی و مفهوم: اگر به دنبال آن هستی که پی چیزی را بگیری، در پی عشق باش و اگر میخواهی چیزی را دست کم بگیری و رها کنی، عقل را رها کن و اگر لبت چیزی را طلب میکند، لب جام را بخواه و اگر دنبال دم و نفس تازهای هستی، دم صبح را دریاب. آرایههای ادبی: تکرار به زیبایی در بیت به کار برده شده است، پی و پی، لب و لب و دم و دم شیوهی تازهای از تکرار در اشعار خاقانی است. ۷ – عــاشــقان را ز صــبح و شــام چــه رنگ کــم زن عشــق بــاش و گــو کــم صــبح واژگان: کم زن: حقیر و فرومایه شمردن. (آنندراج) معنی و مفهوم: عاشقان که دل در بند عشق دارند، به صبح و شام که جهان را به رنگهای گوناگون درمیآورند، توجّهی ندارند (عاشقان به رنگ و شکوه و رونق کاری ندارند). تو هم ترک عشق کن و کمتر از صبح و جلوهی نگار آن سخن بگوی. آرایههای ادبی: کم زدن کنایه از ترک کردن است. رنگ استعاره از رونق و زیبایی است . ۸ – سیــم کُـش، بحــر کـــش، ز کشتــی زر خـوان فـکن، خـوانـچه کـن، مُسـلِّم صـــبح واژگان: مُسلِّم کردن: ایمن کردن، سالم نگاه داشتن. (فرهنگ لغات) معنی و مفهوم: برای خوشی و باده نوشی خود هزینه کن و از جام زرّین همچون کشتی، به اندازهی یک دریا شراب بنوش. سفره و بساط بزم را بگستران و این گونه، صبح و طراوت و خوشی آن را برای خویش حفظ کن.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
آرایههای ادبی: سیم کُشتن کنایه از هزینه کردن. بحر کشیدن کنایه از شراب فراوان نوشیدن. کِشتی زر استعاره از جام شراب است. نوعی از عکس در بیت به چشم میخورد چون معمولاً کشتی را بر دریا میکشند نه دریا را از کشتی می کشند. ۹ – از تــن عقــل، پنــج یـــک بــرگیـــر ســه و یـک خــور بــه روی خــرّم صــبح واژگان: سه و یک: سه یکی، ثلث، شراب ثلثان شده. (فرهنگ لغات) معنی و مفهوم: از عقل و دستورات آن چندان پیروی نکن، از یک پنجم عقل که بهره ببری کافی است. بر روی شادان و خرّم صبح شراب سیکی بنوش. آرایههای ادبی: تن عقل اضافهی استعاری از نوع تشخیص است. سه و یک کنایه از شراب سیکی است. سه یک و پنچ یک ایهام تناسب دارد . توضیحات: سه و یک: سیکی به کسر اوّل و ثالث شراب جوشانیده را نیز گفتهاند که به عربی مثلث خوانند، یعنی از شش دانگ چهار دانگش برود و دو دانگ باقی ماند و این لفظ در اصل، سه یکی بوده با هم ترکیب کردهاند سیکی شده، خاقانی در بیت زیر نیز، سه و یک را در معنی سیکی به کار برده است. ز خُمی که سه یک بودت، خواهی که سـه شش گـردد یک دم سه و یک می خور با یار، به صـبح اندر (کزازی، ۱۳۷۴: ۶۸۱) ۱۰ – یــــد بیـضــــای آفتـــــاب نـگـــر زر فشـــان آستـــین مُعــــلم صبــــح واژگان: ید بیضا: دست سپید. (معین) توضیحات. مُعلم: نگار کرده، نگارین. (دهخدا) معنی و مفهوم: به آفتاب که همچون دست سپید ودرخشان موسی(ع) میدرخشد، نگاه کن و به صبح مطرّز و نگارین، که چگونه پرتوهای طلایی آفتاب را گویی از آستین خود میافشاند. آرایههای ادبی: ید بیضای آفتاب و آستین مُعلم صبح هر دو اضافهی استعاری هستند. توضیحات : ید بیضاء: صدر الدّین بلاغی در کتاب قصص القرآن نویسد: موسی عصای خود را که خداوند نیروهای حیرت انگیز در آن ودیعت نهاده بود بیفکند، پس ناگاه به صورت اژدهایی پدید آمد که فرعون را مضطرب ساخت و کبریا و جبروتش را با حیرت بیامیخت تا در آن حال رو به موسی کرد و گفت: هنر دیگری هم داری؟ هنوز موج ارتعاش در اعصاب فرعون ننشسته بود که موسی دست خود را به گریبان فرو برد و چون برآورد، شعاعی چنان نیرومند از آن بتافت که دیدههای بینندگان را خیره کرد. (بلاغی، ۱۳۶۰: ۱۳۶) ۱۱ – کــه آســمان پیـش شــه بــه نــوروزی در جـــل زر کشــــید ادهــــم صبــــح واژگان: جُل: مطلق پوشش از هر جنس. (معین) ادهم: تیره گون. (دهخدا)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شکل ۶-۱۸ تغییرات ضریب انتقال جرم مرزی با فشار و دما برای سیستم دی اکسید کربن- هپتان.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
شکل ۶-۱۹ تغییرات ضریب انتقال جرم مرزی با فشار و دما برای سیستم نیتروژن- هگزادکان. شکل ۶-۲۰ تغییرات ضریب انتقال جرم مرزی با فشار و دما برای سیستم نیتروژن- هپتان. با توجه به شکلهای (۶-۱۷) تا (۶-۲۰)، ضریب انتقال جرم مرزی به طور یکنواخت با افزایش فشار کاهش مییابد. به این رفتار ضریب انتقال جرم مرزی قبلا در مقالات متعدد اشاره شده است ]۱۵و۵[. علت مشاهده این پدیده به کاهش ویسکوزیتهی فاز مایع در اثر حل شدن گاز در آن نسبت داده می شود ]۱۵و۵[. با این وجود، رفتار مشخصی برای ضریب انتقال جرم مرزی با تغییر دما قابل پیش بینی نیست. برای مثال، در سیستم دی اکسید کربن- هگزادکان که در شکل (۶-۱۷) نشان داده شده است، در بازهی دمایی K15/313 تا K15/373، ضریب انتقال جرم مرزی با دما افزایش مییابد که علت آن، افزایش انرژی سینیتیک مولکولهای گاز و همینطور کاهش ویسکوزیتهی فاز مایع میباشد؛ بنابراین در این شرایط مولکولهای گاز میتوانند راحتتر در فاز مایع نفوذ کنند و مقاومت مرزی در مسیر انتقال جرم کمتر می شود. اما از این دما به بعد، رفتار معکوسی مشاهده می شود؛ به عبارتی دیگر، ضریب انتقال جرم مرزی با افزایش دما رفتاری نزولی از خود نشان میدهد که علت آن احتمالا به خاطر کاهش حلالیت گاز در مایع در دماهای بالا میباشد. پس به طور کلی میتوان گفت در بحث تغییرات فشاری و دمایی، دو پدیده نفوذ و حلالیت رفتار نهایی ضریب انتقال جرم مرزی را تعیین می کنند. از آنجایی که نفوذ و حلالیت گاز در مایع با افزایش فشار بهبود مییابد، بنابراین ضریب انتقال جرم مرزی در تمامی سیستمها به طور یکنواخت با افزایش فشار، بیشتر می شود. اما دما اثری متفاوت بر هر یک از این پدیده ها دارد. به بیان دقیقتر، افزایش دما، حلالیت گاز را کاهش اما قدرت نفوذ آن را افزایش میدهد. بر هم کنش این دو پدیده، در نهایت، ضریب انتقال جرم مرزی سیستم را تعیین خواهد کرد. در مخلوط دی اکسید کربن- هگزادکان، این وارونگی، در دمای K15/373 رخ میدهد و به این معنا است که در این سیستم، از دمای K15/313 تا K15/373، فرایند نفوذ غالب بوده اما از این دما به بعد، اثر دما روی میزان حلالیت گاز قابل ملاحظه بوده و پدیده حلالیت، فرایند انتقال جرم را کنترل خواهد کرد. در مابقی سیستمها، که در شکلهای (۶-۱۸)، (۶-۱۹) و (۶-۲۰) نشان داده شده اند، روند افزایشی برای ضریب انتقال جرم با افزودن دما ملاحظه می شود، به عبارتی دیگر، در این سیستمها، در بازهی دمایی و فشاری مطالعه شده، فرایند نفوذ غالب خواهد بود. به طور خلاصه میتوان گفت در سیستمهای دی اکسید کربن-نرمال آلکان در دماهای پایین و متوسط فرایند نفوذ غالب است، اما در دماهای بالا پدیده حلالیت غالب می شود و در سیستمهای شامل نیتروژن در تمامی دماها فرایند نفوذ غالب بوده یا به عبارتی افزایش دما سبب کاهش مقاومت در مرز دو سیال میگردد. فصل هفتم ۷- نتیجه گیری در این قسمت نتایج حاصل از تحقیق انجام شده به طور خلاصه توضیح داده می شود. – در این مطالعه داده های کشش سطحی تعادلی و دینامیک سیستمهای دی اکسید کربن- هگزادکان، دی اکسید کربن- هپتان، نیتروژن- هگزادکان و نیتروژن هپتان، در بازهی گستردهای از دما و فشار، از مرکز ازدیاد برداشت اتخاذ شد. بر اساس نتایج قبلی به دست آمده از این مرکز، میزان کشش سطحی تعادلی با افزایش فشار کاهش مییابد، زیرا با افزایش فشار دو فاز امتزاجپذیری بیشتری پیدا می کنند. از سوی دیگر در سیستمهای شامل نیتروژن، کشش سطحی تعادلی با دما کاهش مییابد، در حالیکه در سیستمهای حاوی دی اکسید کربن، افزایش دما گاهی موجب افزایش کشش سطحی و در برخی موارد سبب کاهش آن میگردد ]۴۰و۳۹[. – مدلسازی فرایند نفوذ بر اساس داده های کشش سطحی دینامیکی و تعادلی صورت گرفت. – دو مدل انتقال جرم مختلف، با وجود مقاومت در مرز دو سیال و بدون وجود مقاومت، در نظر گرفته شدند. – بر اساس نتایج به دست آمده، صرف نظر از مقاومت انتقال جرمی در مرز دو سیال، در شرایط مطالعه شده مورد قبول نیست. – پس از ثابت کردن وجود مقاومت قابل ملاحظه در مرز دو سیال، ضریب انتقال جرم مرزی به عنوان مهمترین پارامتر در این نوع مدلسازی معرفی شد. – با توجه به نتایج، مقدار ضریب انتقال جرم با گذشت زمان به حدود یک سوم مقدار اولیه خود (یا حتی کمتر از آن) میرسد که علت آن کاهش شار انتقال جرم است. – ضریب انتقال جرم مرزی با افزایش فشار افزایش مییابد که علت آن بهبود حلالیت و نفوذ گاز در مایع در اثر افزایش فشار است. – یافتن ارتباط بین ضریب انتقال جرم مرزی و دما پیچیده به نظر میرسد، زیرا از یک سو افزایش دما انرژی سینیتیک مولکولهای گاز را زیاد و ویسکوزیته فاز مایع را کم می کند و از اینرو باعث تسهیل انتقال جرم و افزایس ضریب انتقال
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
آزمون مدل با روش های شناخته شده و مقایسه مدل با واقعیت ارائه سیاست های مختلف برای بهبود مدل نجیره تامین مطالعه موردی و بررسی نتایج آن
 جامعه آماری و روش های گرد آوری اطلاعات : اطلاعات مورد استفاده در این تحقیق ، داده های واقعی مربوط به یک سال تولید ، توزیع و فروش یک محصول منتخب ( پنیر پیتزای فله ) در زنجیره تامین شرکت فراورده های لبنی کاله و شرکت پخش بانی چاو می باشد. از این داده ها جهت استخراج رفتار واقعی متغییر ها و نیز تست مدل و نتایج شبیه سازی استفاده شده است. فصل دوم مروری بر ادبیات تحقیق و مبانی نظری پژوهش
سیر تکاملی مدیریت زنجیره تامین با ورود صنعت به قرن ۲۱، تغییرات شدیدی در حال رخ دادن است که دورنمای صنعتی و اقتصادی جهان را دگرگون می کند. بازار به معنای واقعی جهانی شده است و مشتریان مقادیر کوچکتری از کالاهای سفارشی را طلب می کنند. بیشتر شرکت ها دامنه گسترده تری از محصول ها را ارائه می کنند و کالاهای جدید بیشتری با سرعت بیشتر و با تمرکز بر نیاز بازار ارائه می کنند. این تغییرات چالش های اجتناب ناپذیر و مسائل جدید لجستیک را برای همه تولید کنندگان پدید آورده است. در دهه های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ شرکت ها عملیات تولیدی خود را کاملا تحت کنترل قرار دادند. این کار با بهره گرفتن از تولید علمی و برنامه ریزی مواد، زمانبندی و کنترل کارگاه و سیستم هایی نظیر برنامه ریزی منابع تولیدی و برنامه ریزی منابع انسانی انجام می شد. در دهه ۱۹۹۰ شرکت ها سعی کردند خود را در رده جهانی مطرح کنند. شرکت ها مدیریت جامع کیفیت را بکار بستند تا فرآیندهایشان را تحت کنترل درآورند و بهبود مستمر را پدید آورند، همچنین تکنیک های تولید بهنگام[۸]و موجودی صفر نیز معرفی شدند تا کارخانجات بتوانند ار آنها بعنوان روشی برای کاهش هزینه و همزمان با آن بهبود در کیفیت استفاده کنند. اکثر این شرکت ها معتقدند که قدم بعدی که برای افزایش سود و سهم بازار باید بردارند، مدیریت زنجیره تامین کارا است. در یک زنجیره تامین ابتدا مواد خام ساخته می شوند، سپس کالاها در یک یا چند کارخانه تولید و در نهایت به عمده فروشی ها یا مشتری تحویل می شوند. جهت کاهش هزینه و بهبود سرویس دهی، استراتژی های کارایی زنجیره تامین در سطوح مختلف زنجیره تامین باید در نظر گرفته شوند. زنجیره تامین شامل سازندگان مواد اولیه، مراکز تولیدی، انبارها، مراکز توزیع و عمده فروشی ها و نیز مواد خام، موجودی در حال ساخت و محصولات تمام شده اند که بین تامین کنندگان کارخانجات و مشتریان در جریانند. در دنیای رقابتی امروز زنده ماندن برای شرکت هایی که جدا از تامین کنندگان و دیگر شرکای تجاری فعالیت می کنند، مشکل شده است. شرکت ها همیشه دنبال کاهش هزینه ها و بطور همزمان افزایش کیفیت کالاها و خدمات خود هستند. علاقمندی به مفهوم مدیریت زنجیره تامین از دهه ۱۹۸۰ تا به حال در حال افزایش بوده است. این علاقه هنگامی که شرکت ها مزایای همکاری تجاری با سایر شرکا را دیدند به شدت افزایش یافت. مفهوم مدیریت زنجیره تامین بر اساس تشکیل شبکه ارزشی است که شامل موجودیت های جداگانه می باشد. این موجودیت ها متعهد شده اند تا منابع و اطلاعات را برای رسیدن به هدف مدیریت تامین کنندگان و نیز مدیریت جریان مواد و قطعات مهیا کنند [۳]
تعریف مدیریت زنجیره تامین یک زنجیره تامین شامل همه بخش هایی است که بصورت مستقیم یا غیر مستقیم در تکمیل نیازمندی های مشتری درگیر می باشند. زنجیره تامین، تنها در برگیرنده تامین کنندگان و تولیدکنندگان نبوده، بلکه علاوه بر آن بخش های حمل ونقل، عمده فروشان، خرده فروشان و حتی مشتری های آنان نیز از دیگر اجزاء زنجیره به حساب می آیند. در حقیقت، هدف اولیه هر زنجیره تامین، برآوردن نیازهای مشتریان می باشد و نتیجه این فرایند، کسب سود و درامد برای تولیدکننده و دیگر عناصر درگیر در زنجیره خواهد بود. به طور کلی، حرکت مواد از تامین کنندگان به تولید کنندگان و سپس به توزیع کنندگان و خرده فروشان و در نهایت به مشتریان در طول زنجیره، سیر فعالیت های زنجیره تامین را نشان می دهد. در این میان، نمایش جریان های اطلاعاتی و مالی در طول زنجیره، از اهمیت بالایی برخوردار است. در یک زنجیره تامین، تولیدکننده ممکن است، مواد اولیه خود را به جای یک تامین کننده، از چندمین تامین کننده تامین نموده و از سوی دیگر محصولات خود را به تعداد زیادی توزیع کننده ارسال نماید. بنابراین، بسیاری از زنجیره های تامین به صورت شبکه های تامین می باشند. زنجیره تامین سیستمی پویاست که در طول زمان تکامل می یابد. در واقع، نه تنها تقاضای مشتری و توانایی های تولید کننده در طول زمان تغییر می یابد بلکه روابط زنجیره تامین در طول زمان تکامل می یابد. به طور مثال، هر قدر که توان مشتری ها افزایش یابد، فشار بر تولیدکنندگان و تامین کنندگان برای تولید، برای تولید انبوه محصولات متنوع، با کیفیت بالا و در نهایت تولید محصولاتی مطابق با خواسته مشتری، افزایش خواهد یافت. هم چنین، حتی وقتی تقاضای مشتری برای محصولاتی خاص چندان تغییر نمی کند، سطوح موجودی و سفارش پس افت، در طول زنجیره تامین، به طور قابل ملاحظه ای نوسان می یابد. اما مدیریت زنجیره تامین به گونه ای دقیق چه معنی می دهد؟ مدیریت زنجیره تامین مجموعه رویکردهایی است که برای یکپارچه سازی کارایی تامین کنندگان، سازندگان، انبارها و فروشگاه ها، مورد استفاده قرار می گیرد. به طوری که کالا به مقدار مناسب در مکان مناسب و در زمان مناسب، تولید و توزیع شود، تا در نتیجه هزینه های کل سیستم را کمینه و در همان حال الزامات سطح خدمت را براورده سازد. از این تعریف چند نکته را می توان استنباط نمود. اول اینکه، مدیریت زنجیره تامین هرگونه تسهیلاتی را که تأثیری بر هزینه دارد و نقشی را در منطبق ساختن محصول با نیازمندی های مشتری ایفا می کند، از عرضه کنندگان و امکانات تولیدی تا انبارها، مراکز توزیع، خرده فروش ها و فروشگاه ها در نظر می گیرد. در حقیقت در برخی تحلیل های زنجیره تامین لازم است تامین کنندگان تامین کنندگان و مشتریان مشتریان نیز در نظر گرفته شوند. دوم اینکه، هدف مدیریت زنجیره تامین، کارآمدی و اثر بخشی هزینه در تمامی سیستم است، بنابراین، هزینه های تمام اجزای سیستم از جمله هزینه حمل و نقل، توزیع، موجودی مواد خام، موجودی در حال ساخت و کالای ساخته شده باید کمینه شود.بنابراین، تنها بر کاهش هزینه های حمل و نقل یا کاهش موجودی ها تأکید نمی شود، بلکه بیشتر، اتخاذ نگرشی سیستمی در مدیریت زنجیره تامین مورد تأکید است. دونالد[۹] [۱۴]: سازنده و تامین کنندگانش، خریداران و مشتریان. به عبارت دیگر همه گروه ها در سازمانی گسترش یافته کار می کنند تا یک محصول را به بازار عرضه کنند که مشتری مایل است برای آن پول پرداخت نماید. این شرکت چند گروهی، بصورت یک سازمان گسترده عمل می کند و از منابع مشترک (افراد، فرایند ها، تکنولوژی، معیارهای عملکردی) استفاده بهینه می کند تا به هم افزایی عملیاتی دست یابد و نتیجه، محصول یا خدمتی است با کیفیت بالا، هزینه کم و سهولت دسترسی. مک کلان[۱۰] [۱۵]، اعتقاد دارد مدیریت زنجیره تامین شامل یکپارچه سازی فرایند های کسب و کار از استفاده کننده نهایی تا تامین کننده اولیه می باشد که محصول، خدمات و اطلاعاتی را مهیا می کنند که برای مشتری ایجاد ارزش می کند. گاتورنا[۱۱] [۱۶]مدیریت زنجیره تامین را به بیان لمبرت و کوپر [۱۷] این چنین تعریف می کند : یک فلسفه یکپارچه کننده برای مدیریت جریان کل مواد در یک کانال توزیع از تامین کننده اولیه تا مشتری نهایی. تعریف دانشگاه MITاز مدیریت زنجیره تامین : مدیریت زنجیره تامین یکپارچه عبارت است از یک رویکرد یکپارچه فرآیندگرا برای تامین[۱۲]، تولید[۱۳]، و توزیع محصولات و خدمات به مشتریان[۱۴].
اهداف مدیریت زنجیره تامین: مدیریت زنجیره تامین، بعنوان یک نمونه عالی تولیدی در جهت بهبود رقابتهای سازمانی در قرن بیست و یکم اهمیت یافته است. در واقع با مدیریت صحیح زنجیره تامین، لازم است بگونهای حرکت کنیم که تا به اهداف زیر برسیم: الف. کاهش هزینه های نوآوری و خلاقیت ب . افزایش فروش سازمان ج . بهبود هماهنگی و همخوانی بین عرضه کنندگان و توزیع کنندگان مدیریت زنجیره تامین بعنوان یک استراتژی رقابتی با هدف بهبود پاسخ و انعطاف پذیری سازمانهای تولیدی برای عرضه کنندگان و مشتریان، در نظر گرفته شده است. شرکتها تلاش می کنند تا راههایی در جهت بهبود انعطاف پذیری، پاسخگویی و رقابت پذیری با تغییر دادن استراتژیها، روشها و تکنولوژیهای عملیاتی پیدا نمایند. [۱۸] میتوان گفت هدف نهایی زنجیره تامین، برآورده ساختن رضایت مشتری بر مبنای کسب سوددهی مناسب برای سازمان میباشد.
اصول نظام مدیریت زنجیره تامین: اصل اول: تقسیم بندی مشتریان بر اساس خدمات مورد نیاز آنها و طراحی انتخاب زنجیره تامین به گونه ای که ارائه خدمات به مشتریان در بخشهای مختلف سوددهی مناسب و مورد نظر را داشته باشد. اصل دوم: تنظیم شبکه لُجستیک با توجه به نیازهای مشتریان و اصل سوددهی اصل سوم: توجه به اطلاعات بازار و هم راستا نمودن زنجیره تامین، یا به عبارت دیگر برنامه ریزی تقاضا با بهره گرفتن از پیش بینیهای مستمر و تخصیص بهینه منابع اصل چهارم: طراحی و تولید محصول با گرایش به نظرات مشتری و بالا بردن سرعت پذیرش تغییرات در زنجیره تامین اصل پنجم: مدیریت راهبردی منابع عرضه به منظور کاهش هزینه مواد و خدمات مرتبط با آن اصل ششم: طراحی راهبرد زنجیره تامین به گونه ای که قادر به پشتیبانی سطوح مختلف تصمیم گیری بوده و بتواند نمایی شفاف از جریان محصولات، خدمات و اطلاعات ارائه دهد. اصل هفتم: انتخاب معیارهای جامع عملکرد برای سنجش میزان موفقیت در دستیابی کارآمد و موثر به خواسته های مصرف کننده نهایی مهمترین بخش یک نظام مدیریت زنجیره تامین، بخش استراتژی است که در واقع موتور محرک این نظام به حساب می آید. [۴]
رویکردهای زنجیره تامین: امروزه درباره مدیریت زنجیره تامین و فن آوریهای مربوطه، بازار بسیار مبهم و پیچیدهای بوجود آمده است. فروشندگان تجهیزات و فن آوری مورد نیاز مدیریت SCM، بهینه سازی و پیشرفت زنجیره تامین را عهدهدار هستند. درحالیکه تحلیل دقیقی از پیچیدگیهای زنجیره تامین موجود نیست تا بتواند نظامهای مدیریت را در این عرصه یاری رسانند. در شبکه اینترنت، مجلات و کتابها و مطالب متنوعی درباره بهینه سازی، راه حل مشکلات زنجیره تامین و … یافت می شود. طی چند سال اخیر، فروشندگان و نظریه پردازان زنجیره تامین، به دو گروه عمده تقسیم شده اند که هر گروه بر موضوعی خاص تاکید دارد. الف . گروه اول: تاکید بر فن آوری اطلاعات ب . گروه دوم: تاکید بر لُجستیک از میان دو رویکرد یاد شده، رویکرد فن آوری اطلاعات قویتر است. پیروان و طرفداران این رویکرد اعتقاد دارند که اطلاعات، کلید پیشرفت زنجیره تامین است همچنین این گروه، بر برنامه ریزی گروهی و اطلاعات مشترک تاکید دارد و سعی می کند شرکت هایی هماهنگ با تامین کنندگان و مشتریان ایجاد کند. پیروان این رویکرد بر هماهنگی بخشها و قسمتهای داخلی تاکید دارند، بطوریکه بتوانند از یک مرکز تحت کنترل، این بخشهای داخلی را تنظیم و هماهنگ کنند. گروه کوچکتر متکی به رویکرد دوم را طرفداران و پیروان لُجستیک تشکیل می دهند. این گروه به الگوی زنجیره تامین سنتیتر تعلق داشته؛ و برای تنظیم داده های مختلف به منظور حل مشکلات طراحی از طریق تحلیل و بهینه سازی، به استفاده از تحلیلهای آماری تاکید دارد. چندین دهه از ایجاد این رویکرد میگذرد و با وجود آنکه پیروان آن درباره امور مختلف، از قبیل مهندسی صنایع، لُجستیک و تحقیق در عملیات، از این علوم و روشها استفاده بسیاری بعمل میآروند اما در امر فروش کالاهای خود، موفق نیستند. بایستی توجه داشت که هر دو رویکرد، برای شرکتهای متفاوتی مناسب هستند و برای شرکتهای جدید، نظرات مفیدی ارائه می دهند. لازم است میان این دو رویکرد، با توجه به تاکیدشان بر عملکرد شرکتها، تمایز قائل شد. رویکرد فن آوری اطلاعات بر امر خارجی و بیرونی یعنی برکنش و واکنش یک شرکت با شرکتهای دیگر تاکید دارد در حالیکه رویکرد لُجستیک، بر امر درونی و داخلی، یعنی بهبود عملکردهای درون شرکت تاکید دارد. هر دو رویکرد پیشرفت زنجیره تامین، ضروری و مکمل یکدیگر میباشند. شرکتی که پیشرفت خود را در هماهنگی محصولاتش با مشتریانی که قدرت خرید دارند، جستجو می کند و شرکتی که پیشرفت خود را در افزایش تولید قابل انعطاف و بهینه سازی هزینه شبکه توزیع اش میجوید، هر دو ممکن است به نتایج یکسانی برسند [۵]
مراحل تصمیم گیری[۱۵] در زنجیره تامین: یک مدیریت زنجیره تامین موفق احتیاج به تصمیم گیریهای مختلف مرتبط با جریان اطلاعات، محصولات و سرمایه دارد. این تصمیمات را میتوان با توجه به ماهیت تصمیمات و افق زمانی در ۳ گروه قرار دارد: ۲-۶-۱ طراحی[۱۶] یا تغییر استراتژی زنجیره تامین:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
هر المان مطابق با قانون تنش-کرنش خطی یا غیر خطی از قبل تعریف شده، در عکسالعمل با بارها یا مرزهای گیر دار رفتار می کند. اگر تنشها (یا گرادیان تنش) به قدر کافی زیاد باشد به طوریکه باعث تسلیم یا جاری شدن مصالح گردد شبکه واقعاً می تواند تغییر شکل پیدا کند و در حالت کرنش بزرگ با مصالح تشکیل شده حرکت نماید. ۳-۴ مراحل محاسباتی برنامه FLAC روند عمومی مراحل محاسباتی برنامه در شکل ۳-۱ نشان داده شده است. در شروع یک روند، با بهره گرفتن از معادلات تعادل (حرکت)، سرعت و جابجایی های ناشی از نیرو و تنشهای اولیه به دست میآید. در ادامه با تخمین نرخهای کرنش از سرعتهای جدید به دست آمده و با بهره گرفتن از معادلات رفتاری (رابطه تنش-کرنش)، تنشهای جدید به دست می آید. بدین ترتیب سیکل بعدی با تنشهای جدید به دست آمده تکرار می شود و در هر مرحله تمام مقادیر قبلی با مقادیر جدید جایگزین میشوند. به هر سیکل از چرخه مذکور یک پله زمانی یا اصطلاحاً یک step گفته می شود. این روند تا رسیدن به مرحله تعادل ادامه مییابد و در صورت رسیدن به شرایط مطلوب مسئله، روند حل متوقف می شود. (شکل ۳-۱) روند عمومی مراحل محاسباتی در برنامه FLAC ۳-۵ مراحل کلی مدلسازی در FLAC ۳-۵-۱ انتخاب محدوده مناسبی از توده سنگ و خاک در اولین مرحله از مدلسازی، باید شبکه ای مناسب برای مسئله تعریف شود و بدین ترتیب تعداد المانها در مدل مشخص می شود. در این مرحله باید المانها با ابعاد مناسب وارد شوند. مثلاً در جاهایی که تغییر تنشها و جابجاییها در مدل بیشتر باشد در آن منطقه المانهایی با ابعاد کوچکتر انتخاب می شود.
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
در این مرحله اگرچه میتوان با افزایش تعداد شبکه نتایج دقیق تری را به دست آورد اما باید دقت داشت که با افزایش تعداد شبکه، سرعت حل کندتر خواهد شد و با محدودیت حافظه در کامپیوتر مواجه خواهیم شد. مطالعات زرور و دیگران (۱۹۹۱) نشان داد که نحوه المان بندی سیستم بر نتایج تحلیل انتشار امواج در محیط الاستیک تاثیر گذار است. نتایج مدلی متشکل از المان هایی با ابعاد یکنواخت نسبت به مدلی که در آن اندازه المان ها با فاصله گرفتن از منبع موج بصورت تدریجی افزایش مییابد، از دقت کمتری برخوردار است. لذا در مدلسازی عددی تراکم دینامیکی، می بایست با دور شدن از کوبه، اندازه المانها بتدریج افزایش یابد. مطالعات دودینگ (۱۹۹۶) نشان داد که بر خلاف بار ضربه ای ناشی از انفجار که باعث ایجاد ارتعاش با فرکانسهای بالا میشود، ضربه ناشی از سقوط کوبه ارتعاشی با فرکانس ۶ تا ۳۰ هرتز ایجاد می کند. مسئله دیگری که در مورد شبکه بندی آنالیزهای دینامیکی مطرح می شود، تأمین ابعاد مناسب زون ها برای کنترل گذردهی امواج است. در اثر شرایط مدلسازی ممکن است انحراف عددی در انتشار امواج ایجاد شود. کولیمر ولایسمر (۱۹۹۸) نشان دادند که برای اطمینان پیدا کردن از انتقال صحیح امواج، اندازه مخصوص زون (بزرگترین ابعاد زون) باید کوچکتر مساوی تا طول موج ایجاد شده توسط بالاترین فرکانس امواج ورودی به سیستم باشد. λ طول موج ایجاد شده بوسیله بزرگترین مؤلفه ی فرکانس امواج ورودی به سیستم است که قادر به تولید انرژی است؛ به عبارت دیگر: ۳-۵-۲ انتخاب مدل رفتاری مناسب و تعیین پارامترهای آن بسته به شرایط مسئله و نوع محیط مدل می تواند از مدلهای رفتاری مختلفی که در نرم افزار در نظر گرفته شده است، استفاده نمود. در جدول ۳-۱ مدلهای رفتاری موجود در جدیدترین نسخه این نرم افزار معرفی شده اند. در این جدول توضیح مختصری از ویژگیهای هر مدل رفتاری به همراه مثالی از کاربرد هر مدل در مسائل مختلف آورده شده است. با انتخاب هر کدام از مدلهای رفتاری جهت استفاده در مسئله، پارمترهایی که لازمه به کارگیری آن مدل رفتاری است، باید مشخص شود. پارامترهای هر مدل با دیگری متفاوت است. مثلاً در مدل الاستیک احتیاج به تعیین سه پارامتر مدول بالک، مدول برشی و دانسیته میباشد؛ در صورتیکه در مدل موهر کولمب علاوه بر این سه پارامتر نیاز به تعیین پارامترهای دیگری مانند چسبندگی، زاویه اصطکاک داخلی و مقاومت کششی توده سنگ یا خاک میباشد. بنابراین باید قبل از مدلسازی هر کدام از پارامترهای مذکور، با انجام یکسری آزمایشات برجا یا آزمایشگاهی تعیین شود و اصولاً دقت نتایج یک مدل در دقیق بودن پارامترهای مختلف به دست آورده شده در منطقه است. ۳-۵-۳ اعمال شرایط مرزی و تنشهای اولیه در این مرحله باید شرایط مرزی و یا تنشهای اولیه به مدل اعمال شود. مثلاً در تحلیل پایداری تونلی در بستر خاکی بایستی شرایط مرزی به گونه ای تعیین شود که با شرایط واقعی زمین قبل از حفر تونل یکسان باشد. با توجه به اینکه در اغلب موارد تعیین مقدار دقیق تنشهای برجا امکان پذیر نیست، ثابت ساختن مرز مدل تنها راه اعمال شرلیط مرزی است. معمولاً در شرایط مرزی تعیین وضعیت جابجاییها و یا تنشها در مرز مدل کار مشکلی است و آن را صفر در نظر میگیرند. ۳-۵-۴ حل مدل تا رسیدن به تعادل در این مرحله سعی می شود با الگو گرفتن از آنچه که در واقعیت اتفاق میافتد شرایط مدل به واقعیت نزدیک شود. به طور نمونه در حفر تونل واقعیت این است که قبل از حفر تونل زمین در حال تعادل است و حفر تونل باعث به وجود آمدن یکسری اغتشاشات در وضعیت تنشها و جابجاییها خواهد شد. با توجه به اینکه تا این مرحله شرایط مرزی و تنشهای برجا در مدل اعمال شده اند لازم است مدل عددی قبل از حفر تونل حل شود تا تنشهای اولیه ایجاد شوند و همچنین قبل از ایجاد هر نوع حفره لازم است جابجایی ها صفر شوند تا شرایط مرزی واقعی قبل از حفر تونل منظور گردد. ۳-۵-۵ ایجاد تغییرات در مدل پس از واقعی ساختن شرایط تنشها و صفر کردن جابجاییها در مرحله قبل، در این مرحله جزئیات مسئله تشریح می شود. مثلاً تونلی که قبلاً در مدل تعریف شده بود خالی می شود. بنابراین تغییر در شرایط مرزی و ایجاد اغتشاش در مدل، در این مرحله صورت میگیرد. لازم به ذکر است که بسته به شرایط مسئله ممکن است تغییرات در چند مرحله صورت گیرد که در این صورت این مرحله چندین بار تکرار می شود. ۳-۵-۶ حل مجدد مدل آخرین مرحله در مدلسازی حل مدل است. در صورتیکه تمام مراحل به طور کامل و جدا از هرگونه اشتباه احتمالی انجام شده باشد برنامه بدون هیچگونه خطا شروع به حل مسئله می کند و در پایان حل نتایج مختلفی گرفته می شود. یکی از مزایای عمده نرم افزار FLAC این است که برنامه از نوع صریح است؛ یعنی حل مسئله مرحله به مرحله انجام میگیرد و با گذشت زمان کامل می شود. بنابراین در هر مرحله میتوان خروجی از تنشها، جابجاییها و غیره داشته باشیم. بدیهی است که با این قابلیت میتوان بهتر و دقیقتر به بررسی و تحلیل مسائل پرداخت و کنترل خوبی بر روند داشت. ۳-۶ الگوریتم حل مدل در FLAC الگوریتم حل مدل توسط نرم افزار FLAC در شکل ۳-۲ به طور کامل شرح داده شده است. مطابق این الگوریتم در شروع مدلسازی، وضعیت مدل به طور کامل تشریح می شود و بدین ترتیب مدل را به تعادل میرسانیم (حل مسئله بدون اعمال هیچگونه تغییر). پس از رسیدن مسئله به تعادل، تغییرات لازمه در مدل صورت میگیرد و دوباره مسئله حل می شود. در هر مرحله نتایج کنترل شده و در صورت قابل قبول بودن نتایج به پایان روند حل میرسیم و در غیر اینصورت حل مسئله تکرار می شود. (جدول ۳-۱) مدلهای رفتاری مختلف به کار رفته در نرم افزار FLAC (شکل ۳-۲) الگوریتم حل مدل ۳-۷ مروری بر مطالعات شبیه سازی شده عددی ۳-۷-۱ پارن و رودریگز[۲۷] (۱۹۹۲) [۲۸] این مطالعه در بر گیرنده مدلسازی عددی تغییر شکلهای بزرگ حاصل از برخورد جسم صلب به سطح نمونه است. دو برنامه اجزا محدود با تعدادی مدل رفتاری و الگوریتم محاسباتی به کار رفته است و ماسه به عنوان مادهای الاستوپلاستیک مدل می شود. همانطور که توسط پارن و رودریگز گزارش شد، ضربات در تراکم دینامیکی به دو صورت می تواند مدل شود: به وسیله اعمال داده های شتاب ثبت شده از کارهای عملی به عنوان یک تاریخچه شتاب به محیط پیوسته شامل خاک و وزنه به وسیله فرمولاسیون عددی برای محاسبه اندر کنش وزنه و سطح ماسه با یک سرعت اولیه هر دو روش نتایج رضایت بخشی میدهد. با اعمال یک شتاب یا بار ثبت شده، از محاسبات زیاد اجتناب می شود و مسئله ساده تر از آن خواهد شد که بخواهیم اندر کنش واقعی را محاسبه کنیم. از طرفی شتاب ثبت شده همواره در دسترس نیست و این محدودیت استفاده از تاریخچه شتاب است و آن را غیر کاربردی می کند. استفاده از روش اندر کنش نتایج ماکزیمم تنشهای بیشینه به دست آمده از آزمایشگاه را تولید میکند، ولی زمان تماس را نیز کوتاهتر از آنچه در واقعیت است نشان میدهد که می تواند به دلیل محدودیت مدلهای خاک و فرمولاسیون ریاضی اندر کنش باشد. ۳-۷-۲ پن و سلبی[۲۸] (۲۰۰۲) [۲۹] در این مطالعه تراکم دینامیکی خاکهای سستتحت اثر بارهای دینامیکی به صورت عددی و با بهره گرفتن از نرم افزار ABAQUS شبیه سازی شده است. در این تحقیق برخورد وزنه با سطح زمین به دو روش در مدلسازی عددی وارد شده است. روش اول استفاده از منحنیهای نیرو زمان است که از منحنی شتاب زمان اقتباس شده است، که بر پایه موج نیم سینوسی میرا شده میباشد. در روش دوم فرض بر برخورد جسم صلب (وزنه) به سطح زمین است و بنابراین ورودی مدل سرعت اولیه سقوط آزاد در گرههای مربوط میباشد. مدل پلاستیک غیر همراه موهر کولمب که در کتابخانه ABAQUS موجود است، در این تحقیق استفاده شده است. در این مطالعه روش تنش کل انتخاب شده و فشار آب حفرهای در نظر گرفته نشده است؛ همچنین اثر جابجایی بزرگ مقیاس در نظر گرفته شده است. محاسبات نشان داد که شتاب اوج ذره معادل ۲g برای روش منجنی نیرو زمان در عمق ۸ متر و برای روش برخورد جسم صلب در عمق ۵/۹ متر حاصل می شود. در مورد عمق دهانه هر دو روش مقادیر کمتری نسبت به مشاهدات در عمل نشان می دهند. با افزایش تعداد ضربات و متراکم شدن خاک عمق تأثیر افزایش مییابد زیرا در منحنی نیرو زمان ماکزیمم آن افزایش مییابد. ۳-۷-۳ گو و لی (۲۰۰۲)[۲۹] [۳۰] در این مطالعه ماکزیمم تراکم دینامیکی با بهره گرفتن از آنالیز اجزا محدود دو بعدی و با فرمولاسیون تغییر شکلهای بزرگ دینامیکی و یک مدل رفتاری کلاهک دار مطالعه شده است. ارزیابی صحت میزان بهبود خاک، با مقایسه نتایج مدل با اندازه گیریهای تراکم نسبی که اوشیما و تاکادا[۳۰] (۱۹۹۸)[۲۲] از آزمایشهای سانتریفیوژ خود به دست آوردند انجام شد. این مطالعه با بهره گرفتن از برنامه اجزا محدود CRISDYN انجام گرفته است که فرمولاسیون به روز شده کرنشهای بزرگ برای مسائل دینامیکی را برای انعکاس کرنشهای بزرگ در حین ضربه را داراست. نتایج این مطالعه نشان داد که استفاده از داده های آزمایش فشاری تک بعدی برای تعیین پارامترهای مدل رفتاری، پیش بینی خوبی از کارهای آزمایشگاهی و صحرایی میدهد. ۳-۸ شبیه سازی اثر برخورد کوبه با سطح زمین چگونگی مدلسازی تنش ایجاد شده در اثر برخورد کوبه با سطح زمین، یک مسئله اساسی در مدلسازی روند تراکم دینامیکی است. تحقیقات متعددی در زمینه درک بهتر مکانیزم برخورد کوبه با سطح خاک انجام شده است. روش های استفاده شده برای مدلسازی اثرات برخورد کوبه و زمین را میتوان به سه دسته کلی تقسیم بندی کرد. ۳-۸-۱ مدل سازی برخورد با بهره گرفتن از تنش اندازه گیریهای انجام شده در سایت و آزمایشگاه بیانگر آن است که تاریخچه زمانی شتاب یا تنش وارده به سطح خاک به صورت یک پالس تقریباً مثلثی است که متعاقب آن یک سری پالسهای دیگر با شدت کمتر نیز مشاهده می شود [۵]. نتایج این تحقیقات بیانگر آن است که شدت و مدت تنش سطحی وارده به عوامل متعددی نظیر جرم و شکل وزنه، ارتفاع سقوط، خصوصیات خاک، لایه بندی خاک و سطح آب زیر زمینی بستگی دارد. مدلهای تحلیلی متعددی برای مدلسازی تنش در سطح خاک ناشی از برخورد کوبه پیشنهاد شده است. از جمله میتوان به اسکات و پیرس[۳۱] (۱۹۷۵)[۳۱] و ماین و جونز (۱۹۸۴)[۵] اشاره کرد. در این تحقیقات سعی شده است تنش سطحی ناشی از ضربه در شرایط مختلف مانند خاک اشباع یا غیر اشباع، دانهای یا چسبنده، با بهره گرفتن از یک مدل تحلیلی مناسب پیش بینی گردد. نتایج به دست آمده با اندازه گیریهای انجام شده در سایت یا آزمایشگاه مقایسه شده است. با بهره گرفتن از یک مدل مناسب میتوان اثر برخورد وزنه با سطح خاک را با تاریخچه زمانی تنش سطحی ایجاد شده در زیر وزنه جایگزین کرد. سپس با انجام تحلیل مناسب میتوان اثرات تنش سطحی مزبور در توده خاک و تغییر مکانهای ایجاد شده را به دست آورد. از آنجا که تنش سطحی ایجاد شده در زیر وزنه به پارامترهای مختلفی بستگی دارد؛ شبیه سازی تنش سطحی ناشی از برخورد وزنه پیچیده است. برخی از محققین تلاش کردند تابعی استاندارد برای شکل منحنی نیرو زمان تعریف کنند. اسکات یک منحنی نیم سینوسی میرا را پیشنهاد کرده است. لازم به ذکر است که با بهره گرفتن از این روش، مشکلات عددی ناشی از سختیهای متفاوت خاک و وزنه و تمرکز تنش در گوشههای وزنه مرتفع خواهد شد. ۳-۸-۲ مدلسازی برخورد وزنه با بهره گرفتن از فرمولاسیون تماس بین دو یا چند جسم
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
فهرست نمودارها نمودگر ۲-۱ : رفتار Kd، Ke و Ko بر طبق روش سود خالص عملیاتی…………………………………….۳۷ نمودگر ۲-۲ : رفتار Kd، Ke و Ko بر طبق روش سود خالص…………………………………………………….۳۸ نمودگر ۲-۳ : رفتار Kd، Ke و Ko بر طبق روش سنتی……………………………………………………………..۳۹ پیشگفتار تقریباً تا دو دهه اخیر واحدهای اقتصادی در اغلب کشورهای کمتر توسعه یافته درانتخاب گزینههای تامین سرمایه مورد نیاز خود با محدودیتهای اساسی روبه رو بودهاند. از جمله این محدودیتها میتوان به حاکمیت اقتصاد دولتی و سلب رقابت از واحدهای اقتصادی غیردولتی، عدم توسعه بازار سرمایه و محدود بودن منابع تامین مالی اشاره کرد و تامین مالی واحدهای اقتصادی غالباً در انحصار موسسات مالی و نهادهای اعتباری نظیر بانکهای تجاری قرار داشته است. از نقطه نظر قانونی نیز قوانین تجاری متناسب با شرایط محیطی و زمانی، و شفاف در خصوص فعالیت واحدهای اقتصادی، نطارت بر عملکرد شفاف آنها، قانون ورشکستگی، استاندارهای حسابداری و گزارشگری مالی و از این قبیل وجود نداشته است. نظام اقتصادی و واحدهای اقتصادی ایران نیز از این محدودیتها و نارساییها در امان نبوده است. حرکت به سوی اقتصاد باز همراه با توسعه کیفی و کمی بازار سرمایه در دو دهه اخیر، رواج اوراق مشارکت به عنوان یکی از منابع اصلی تامین مالی، تدوین استانداردهای حسابداری و حسابرسی و لازمالاجرا برای واحدهای اقتصادی و از این قبیل فرصتی فراهم نموده است که مدیران مالی شرکتهای سهامی در انتخاب گزینههای تامین مالی برای دست یافتن به یک الگوی مطلوب ساختار سرمایه با آزادی عمل بیشتری در خصوص حداکثر نمودن ارزش شرکتها مواجه گردند. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
برای حداکثر کردن ارزش شرکت باید در مورد بهترین سرمایهگذاریها و ترکیب آنها و نیز نحوه تامین مالی بهینه آنها تصمیمگیری شود. تامین مالی میتواند از طریق استفاده از بدهی و ایجاد اهرم، یا با بهره گرفتن از آوردههای سهامداران باشد.در انتخاب گزینههای تامین مالی، آنچه اهمیت دارد هزینه سرمایه این گزینههاست.زیرا هر چه هزینه سرمایه کمتر باشد، ارزش شرکت افزایش و شرکت توسعه یافته ، به دنبال آن ثروت سهامداران افزایش مییابد. از طرفی با توسعه شرکتها بتدریج مدیریت از مالکیت جدا میشود و بحث مسئولیت پاسخگویی بهوجود میآید، بدین معنی که مدیران در برابر مالکان باید پاسخگو باشند. با تمایز مالکان از مدیران و توجه به اینکه مالکان آگاهی کمی از مسائل مالی دارند و به اطلاعات گزارششده از سوی مدیریت متکی هستند آنان به ارزیابی عملکرد مدیریت نیاز دارند و در این ارزیابی ناچار به استفاده از اندازهگیری میباشند (مثالی در ادبیات مدیریت وجود دارد که اگر کسی نتواند چیزی را اندازه بگیرد نمیتواند آن را اداره کند).مالکان برای ارزیابی عملکرد مدیران از معیارهایی استفاده میکنند تا مدیریت را تشویق نمایند که به بهترین نحو، منابع آنها را در جهت کسب ثروت بیشتر بکار گیرد. در واقع مقصود مالکان استفاده بهینه و مطلوب از منابع کمیابی است که در اختیار مدیران قرار دادهاند.مالکان تمایل دارند منابع محدود خود را در جایی سرمایهگذاری کنند که بیشترین بازده را به ارمغان بیاورد. اختیار و قدرت تصمیم گیری در شرکتهای سهامی عام که ناشی از ابتکار عمل و سرمایه بخش خصوصی است در کل در حیطه وکنترل گروههایی از طبقات مدیریت است. مدیرانی که اقتصاد کشور تحت نفوذ تصمیمات آنهاست و برنامه ریزی بنگاه ها را به نحوی انجام می دهند که چه بسا با منافع طبقه سهامدار و یا حتی اقتصاد ملی در تضاد باشد. در شرکتهای سهامی بزرگ که سهام آن در اختیار افراد متعددی است، به علت تضاد بالقوه منافع بین مالکان و مدیران، اهداف مدیریت سازمان از اهداف سهامداران جدا است، لذا سهامداران کنترل ناچیزی بر مدیریت شرکت دارند. هر چه شرکت وسیعتر و تعداد سهامداران بیشتر باشد، قدرت نفوذ و دسترسی به منابع اطلاعاتی شرکت کمتر است. سهامداران به عنوان مالک نیاز دارند از عملکرد نمایندگان خود مطلع باشند تا با مقایسه عملکرد آنان در زمینه تداوم یا قطع سرمایهگذاری در آن واحد تصمیمگیری نمایند.در نهایت توجه به این نکته ضروری است که سهامداران با انتخاب معیار مناسب ارزیابی عملکرد،که در نهایت مبنای محاسبه پاداش مدیریت قرار میگیرد، علاوه بر اتخاذ تصمیمات سرمایهگذاری بهتر، میتوانند با همسو کردن منافع مدیران در راستای منافع خود، بهتر و سریعتر به اهدافشان دست یابند. فصل اول کلیات تحقیق ۱-۱-مقدمه هر فعالیت اقتصادی به سرمایه و منابع مالی نیازمند است تا بتواند داراییهای مورد نیاز خود را خریداری کرده و به سرمایهگذاری بپردازد. به دنبال بزرگشدن شرکتها و توسعه فناوری نیاز به مبالغ هنگفت سرمایه و منابع مالی شدت گرفته و بازارهای متعدد مالی توسعه یافتهاند. این توسعه به نوبه خود از یکسو، تعدد روش های تامین مالی توسط شرکتها را میطلبد و از سوی دیگر، مدیران را به تعیین راهبرد مناسب در زمینه تامین مالی و تعیین ساختار مطلوب سرمایه شرکت ملزم ساخته است. تهیه راهبرد صحیح بر مبنای متغیرهای اقتصادی، بازاریابی، تولید ومالی از مهمترین وظایف مدیریت شرکت است. راهبرد مناسب مالی توان شرکت را، در نیل به اهداف کلی تقویت می کند. نمایش عملکرد مناسب، از مهمترین وظایف مدیران است که از ابزار های عملکرد بهتر ساختار سرمایه مناسب است. به همین دلیل، مدیر مالی باید نسبت به درک مسائل مالی و بررسی عملکرد شرکت دیدگاه وسیعی داشته باشد تا برای اهداف واحد تجاری، نحوه سرمایه گذاری، تامین مالی و تصمیمات مرتبط با تقسیم سود و … تصمیم گیری مطلوب و مناسبی را انجام دهد. بدون تردید شناسایی راه های مختلف تامین مالی و بهره گیری از ابزارهای مناسب مالی، مدیریت را در اتخاذ تصمیمات صحیح تر و کسب منافع بیشتر برای شرکتها یاری خواهد نمود و استفاده بهینه از منابع مالی به عنوان موضوع اصلی بحث ساختار سرمایه ، در حقیقت به مدیران این فرصت را می دهد تا ارزش کل شرکت و ثروت صاحبان سرمایه را افزایش دهند. ۱-۲-مساله اصلی تحقیق مساله اصلی در این تحقیق این است که آیا ساختار سرمایه شرکتها بر عملکرد آنها تاثیرگذار است یا خیر؟ بطور کلی این تحقیق به دنبال آن است تا با بهره گرفتن از بیان ارتباط بین ساختار مالی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و عملکرد آنها با بهره گرفتن از مدل ارزش افزوده اقتصادی[۱]و جریان نقدی آزاد[۲] ساختار مالی مناسبی را برای این شرکتها پیشنهاد نماید، تا عملکرد شرکت را مطلوب تر و به دنبال آن ثروت سهامداران حداکثر گردد. ۱-۳-تشریح و بیان موضوع مدیران در اداره شرکتها نباید نسبت به بازار سرمایه بی تفاوت باشند و حداکثر سازی ثروت سهامداران باید از اولویت های نخستین کار خود قرار دهند. در این شرایط، رقابت در بازار سرمایه مانند رقابت در بازار محصولات، نقش خاص خود را ایفا می کند. اگرچه مدیران شرکتها به درستی دریافته اند در صورتی شرکت آنها رشد می یابد و به حیات خود ادامه می دهد که از نظر هزینه عملیاتی قابل رقابت باشد.اما آنچه در این بازار سرمایه و رقابت مغفول مانده است انتخاب ساختار سرمایه مناسب در واحد های تجاری است که میتواند هم بر هزینه سرمایه و هم بهبود عملکرد واحدهای تجاری موثر باشد. مفهوم ساختار سرمایه در نظریه های مدیریت مالی به عنوان معیاری برای انتخاب نوع منبع تامین مالی جایگاه ویژهای دارد. با کنکاش در ادبیات نظری مشاهده می شود که تاکنون پاسخ قاطعی برای تعیین تاثیر ساختار مالی شرکت ها بر عملکرد آنها یافت نشده است. از یک طرف، در دیدگاه سنتی عنوان می شود که عملکرد شرکت ها با تغییر در ساختار مالی آنها تغییر می کند. از طرف دیگر، فرانکو مودیلیانی و مرتون میلر (۱۹۵۸) در مورد نظریه ساختار سرمایه بهینه عنوان نموده اند در دنیای بدون مالیات بر درآمد و هزینه معاملات، ساختار سرمایه شرکتها با ارزش آنها ارتباطی ندارد. یعنی هیچ نسبت بدهی به سرمایه بهینه ای وجود ندارد و هر نسبت بدهی می تواند به خوبی نسبت های دیگر باشد. اما مودیلیانی و میلر با در نظر گرفتن مالیات بر درآمد شرکتهای سهامی و هزینه معاملات اعتقاد دارند که استفاده از بدهی در تامین مالی شرکت ها اگرچه مدبرانه بنظر می رسد، لیکن ریسک شرکت را به دلیل افزایش خطر ورشکستگی، افزایش داده و ازاینرو، توقع سهامداران افزایش می یابد. بنابراین، نسبت بدهی به سرمایه، زمانی بهینه بنظر می رسد که در آن سطح هزینه سرمایه حداقل و ارزش شرکت حداکثر شود (Modigiliani& Miller,1958,201). معیارهایی که به منظور ارزیابی عملکرد واحدهای تجاری در این تحقیق از آنها استفاده می شود و بازار سرمایه می تواند برای ارزشیابی واحد تجاری از آنها بهره مند شود، مقیاس ارزش افزوده اقتصادی وجریان نقدی آزاد است. ارزش افزوده اقتصادی، از بهترین معیارهای اقتصادی وجریان نقدی آزاد، از بهترین معیار های حسابداری ارزیابی است و به عنوان شاخص اندازه گیری عملکرد واحدهای تجاری امروزه قابلیت کاربرد فراوانی دارند(Stewart,1991). ارزش افزوده اقتصادی به عنوان سودخالص عملیاتی پس از کسر مالیات[۳] تعریف میشود که از آن هزینه سرمایه کسر میگردد.هزینههای سرمایه شامل کلیه هزینههای تامین مالی واحد تجاری اعم از هزینه بهره وامها و بازده مورد انتظار سهامداران میباشد که همه در نرخ متوسط هزینه سرمایه [۴] تبلور مییابد. EVA = NOPAT – Capital Charge EVA = NOPAT – (Invested Capital * WACC) EVA = Invested Capital *(RONA – WACC) بر این اساس، ارزش زمانی ایجاد میشود که واحد تجاری بتواند تمام هزینههای عملیاتی و همچنین هزینههای سرمایهای خود را پوشش دهد و مبالغی نیز مازاد باقی بماند(ایزدینیا،۱۳۸۴). ارزش افزوده اقتصادی ،راه حل بدیل برای سنجش عملکرد واحد تحاری است و مقیاس ارزیابی عملکردی است که میتواند در سطح واحد تجاری و بخشهای تابعه آن محاسبه شود.این مقیاس جوابگوی ارزیابی عملکرد در طول دورههای زمانی است و بویژه آنکه مولد ثروت آفرینی و ارزش آفرینی برای طبقه سهامدار است. منظور از جریان نقدی آزاد واحد تجاری ، خالص جریان های نقدی بدست آمده از عملیات واحد تجاری است که مازاد بر وجوه نقد سرمایهگذاری شده برای رشد است. اگر کل دریافتیهای نقدی حاصل از عملیات مستمر شرکت را در نظر بگیریم و تمام پرداخت ها و مخارج نقدی را از آن کسر کنیم آنچه باقی میماند جریان نقدی آزاد است که همان وجه نقد باقیمانده ناشی از فعالیتهای عملیاتی است . واحد تجاری میتواند وجه نقد باقی مانده را به صورت پرداخت متقابل به تأمین کنندگان مالی پرداخت نماید. با توجه به مباحث نظری پیشگفته می توان برای محاسبه جریان نقدی آزاد دوره جاری واحد تجاری معادلات زیر را ارائه نمود: ۱) FCF=Sales–Operating .Exp–Tax–(DWorking Capital+D Fixed Assets) ۲) NOPAT= Sales – Operating . Exp – Tax ۳) Investment = D Working capital + D Fixed Assets ۴) FCF= NOPAT – Investment با توجه به مزیت در دسترس بودن اطلاعات مورد نیاز در این مدل و آسانی محاسبات مربوط به آن، این معیار ارزیابی عملکرد به شکل گستردهای توسط استفاده کنندگان اطلاعات مالی مورد استفاده قرار می گیرد و به طور کلی شاید بتوان جریان نقدی آزاد را ساده ترین و در عین حال، مطلوب ترین معیار ارزیابی عملکرد دانست. در این تحقیق، سعی بر این است تا با ارائه الگویی، رابطه بین ساختار سرمایه و عملکرد شرکتها با بهره گرفتن از معیارهای ارزش افزوده اقتصادی وجریان نقدی آزاد مورد بررسی قرار گیرد. اگرچه متغیر مستقل در این پژوهش ساختار سرمایه در نظر گرفته شده است و متغیر وابسته عملکرد شرکتها است ، اما متغیر های توضیحی وجود دارند که ممکن است که ساختار سرمایه و ارزش شرکت را تحت تاثیر خود قرار دهند. اگر تاثیر این متغیرها نادیده گرفته شود، نتایج تحقیق تا حدی زیادی آسیب پذیر خواهد بود. از این رو مدل زیر برای آزمون فرضیات تحقیق مورد استفاده قرار میگیرد:
که در رابطه فوق: K= عملکرد شرکت، در این تحقیق، به عنوان متغیر وابسته، در نظر گرفته شده است و معیار عملکرد شرکت ها معیار های ارزش افزوده اقتصادی و جریان نقدی آزاد است. در این تحقیق اهرم مالی به عنوان نماینده و معرف ساختار سرمایه مورد استفاده قرار میگیرد.در اکثر تحقیقات پیشین (برای مثال،فاما و فرنچ[۵]) اهرم مالی هم بر اساس ارزشهای دفتری و هم بر اساس ارزشهای بازار محاسبه شده است.در این تحقیق اهرم مالی به روش زیر محاسبه میشود(تهرانی و رهنما فلاورجانی،۱۳۸۷).
که درآن: MLi,t = اهرم مالی بر مبنای ارزش بازار برای شرکتi ام در زمانt ام BDi,t = ارزش دفتری بدهیها برای شرکت iام در زمان tام MEi,t= ارزش بازار حقوق صاحبان سهام شرکت iام در زمانt ام. G = رشد شرکت، که حذف آن در تحقیق منجر به آسیب پذیری نتایج تحقیق می شود. از رشد به عنوان متغیر کنترلی[۶] در این تحقیق استفاده می شود. روند خطی رشد دارائی ها در ترازنامه در دوره ۵ ساله به عنوان نماینده رشد شرکتها در نظر گرفته شده است.
که در این فرمول BVA tارزش دفتری دارایی ها در سالt و BVA t-1ارزش دفتری دارایی ها در سالt-1 است. = EPS عایدی هر سهم ۱-۴-ضرورت انجام تحقیق جوهره اقتصاد امروز شرکت ها رقابت است. شرکت های سهامی عام از طریق تخصیص بهینه سرمایه و استفاده از نیروی کار مدیریتی در بازارهای منسجم کالا و خدمات، سرمایه و نیروی کار در توسعه و رفاه اقتصادی جوامع نقش کلیدی را بازی می کنند. در همین راستا، نظریه ساختار سرمایه و ارتباط آن را با عملکرد ارائه نموده اند. متاسفانه این نظریه های نوین اقتصادی و مدیریتی به صورت منسجم حتی در دانشگاه های ایران راه نیافته است و اغلب دانشجویان و اساتید با این نظریه ها و حوزه کاربرد آن بیگانه هستند و بعضا در آموزش نیز از مفاهیم و نظریه های سنتی استفاده می کنند. لذا از اهداف اولیه این پژوهش ارائه این نظریه ها به صورت منسجم با تکیه بر شواهد عملی است. شرکت های سهامی به عنوان بلوک های اصلی اقتصادی، نقش کلیدی را در دستیابی به اهداف اقتصادی بازی می کنند. بطور خلاصه، می توان گفت ساماندهی اقتصادی یعنی استفاده بهینه از نیروی کار، مواد اولیه و سرمایه. وقتی این ساماندهی منجر به عدالت اقتصادی و در نهایت افزایش رفاه اجتماعی می انجامد که با درنظر گرفتن تضادهای موجود بین: (۱) مدیران و سهامداران (۲) مدیران و اعتباردهندگان (۳) سهامداران و اعتباردهندگان، به گونه ای عمل کرد که برای افزایش بهبود در عملکرد، چنین تضادهایی را به حداقل ممکن کاهش داد. (بلکویی،۲۰۰۱). یکی از اصلی ترین شیوه های کاهش هزینه نمایندگی[۷] استفاده از ساختار مناسب سرمایه است. ساختار مناسب سرمایه علائق گروه های درگیر در شرکت ها را تا سرحد ممکن همسو نموده، و با کاهش تضادهای موجود امکان بهبود در عملکرد را فراهم می کند. ۱-۵-فرضیههای تحقیق
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
« ۱ _ ایهام و دو بعدی بودن: دارا بودن معانی نزدیک و دور از ذهن که از برجسته ترین شگردهای زیبا آفرینی است و موجب تلاش و تکاپوی ذهنی می شود. ۲-ایجاز: در کنایه به دلیل دو بعدی بودن، لفظ بار معنایی دوگانه دارد و نقش دو لفظ را ایفا می کند. ۳-آشنایی زدایی: صور خیال ابزار ایجاد غرابت و آشنایی زدایی در زبان هستند و کنایه نیز یکی از ابزار غرابت به شمار می رود. ۴-استدلال: صور خیال مانند تشبیه، استعاره و مجاز فقط در عواطف تأثیر دارند ولی کنایه به دلیل استدلالی بودنش هم در عواطف تأثیر دارد و هم در عقل. به این طریق که در کنایه ذهن از طریق استدلال از مکنی به یا لازم به معنای ثانوی که مکنی عنه یا ملزوم است، هدایت می شود. »(ده مرده و دیگران، ۱۳۸۶: ۱۲۵- ۱۲۳) انواع کنایه کنایه را از لحاظ مکنی به به سه قسمت، تقسیم کرده اند: ۱-کنایه از موصوف (اسم) مکنی به صفت یا مجموعه ای از صفات است. ای اسیر آب و گل نقشی بر آر پیش از آن کز خشت ما ایوان کنند (شهریار: ۱۳۸۶: ۲۲۳) اسیر آب و گل کنایه از انسان است. ۲-کنایه از صفت (مکنی به صفت و مکنی عنه صفت): با شهریار بی دل ساقی به سرگرانی است چشمش مگر حریفان می در سبو ندارد (همان: ۱۵۹) سرگرانی: سرسنگین، کم اعتنا. ای کافر روسپید برآیی از امتحان تا رو سیه به عرصه محشر نبینمت (همان: ۱۴۹) روسیه کنایه از عاصی، بدبخت نشوی غره به مهمانی دنیای دنی کاین سیه سفره گلوگیر کند مهمان را سیه سفره کنایه ازدنیا (همان: ۸۶) یکی از صور خیالی که در شعر شاعر بسامد بالایی دارد و در نگاه اول به شعر بیش از هر چیزی نظر خواننده را به خود جلب می کند کاربرد فراوان کنایه در شعر است. اگر چه ممکن است که شاعر در به کار بردن اینگونه عبارات افراط کرده باشد ولی در اغلب موارد کاربرد تعبیرات کنایی عامل زیبایی و برجستگی سخن او به شمار می رود. صیحه اش ناگه به گوش آمد که دکّان تخته کن ور بساطی چیده بود از هول جان برچید و رفت (شهریار، ۱۳۸۶: ۱۴۳) دکّان تخته کردن کنایه از کسب و کار کسی را از رونق انداختن- بساط چیدن: مالی اندک را روی زمین ریختن به قصد فروش سرو بلند من که به دادم نمی رسی دستم اگر رسد به خدا می رسانمت (همان: ۱۴۷) دست رسیدن بر چیزی کنایه از غالب و توانا بودن اینقدر پا به پا مکن از دست می روم ترسم که چشم بندم و دیگر نبینمت (همان: ۱۴۹) پا به پا کردن: مردد بودن، از دست رفتن: ناتوان شدن بدان لب مرده دانی زنده کردن ناسپاسی بین که زلفت پشت گوش اندازد آیین مسیحا را (همان: ۷۵) پشت گوش انداختن: فراموش کردن و بی اعتنا بودن ماست ها در کیسه کردن اینهمه بیخود نبود می کشد خشم خدا این تسمه ها از گُرده ها (همان: ۹۳) ماست ها را کیسه کردن: از ترس به جای خود نشستن و از تهدید کسی ترسیدن دزد بازار نخواهد مگر آشفته و رند آب را کرده گل آلود که ماهی گیرد (همان: ۱۷۷) آب را گل آلود کردن: برای سود خویش کارها را به هم زدن و آشفتن.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
روح لیلی به خدا جز به سوی مجنون نیست جرس قافله کشکی به عبث می ساید (همان: ۱۵۲) کشک ساییدن: انجام دادن کار بی اهمیت یا بی نتیجه با رنگ و بویت ای گل، گل رنگ و بو ندارد با لعلت آب حیوان آبی به جو ندارد (همان: ۱۵۹) رنگ و بو داشتن: رونق و صفا آب در جو: عزت و اعتبار، کامیابی یا رب مباد کز پا جانان من بیفتد درد و بلای او کاش بر جان من بیفتد من چون ز پا بیفتم درمان درد من اوست درد آن بود که از پا درمان من بیفتد (همان: ۱۵۴) از پا افتادن: ضعیف و ناتوان گشتن مهر تو را مشتری شوند به آهی آه که دل در بساط آه ندارد (همان: ۱۶۰) آه در بساط نداشتن: سخت بی چیز و تهیدست بودن شهریارا دگر از بخت چه خواهی که برند خوبرویان غزل نغز تو را دست به دست (همان: ۱۱۷) دست به دست بردن: به اعزاز و اکرام بردن
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۴-ذخیره دانش: کدبندی دانش آشکار و نهان (ضمنی) به قابلیت دسترسی به دانش و ذخیره مناسب آن جهت استفادههای لازم کمک می کند. ۵-مدیریت و اداره دانش: همانند یک کتابخانه، دانش نیز باید بروز نگهداشته شود و مورد بازرسی و تجدید نظر قرارگیرد. ۶-انتشار و توزیع دانش: دانش باید به شکل و فرمت مناسبی برای کسانی که نیاز به آن دارند، در دسترس قرارگیرد. در این رابطه تکنولولوژیهای جدید مانند گروه افزارها، اینترنت، اینترانت، سیستمهای پشتیبانی تصمیم و سیستمهای اطلاعات مدیریت سازمان را در انتشار اطلاعات یاری می دهند.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
براساس این فرایند، میتوان سه هدف کلی را در فرایند مدیریت دانش ذکر کرد: توزیع دانش در سازمان؛ خلق دانش و ترویج نوآوری؛ و افزایش مشارکت و مساعدت کارکنان و به تبع آن افزایش سطح مهارت کارکنان ( باس[۵۷]،۲۰۰۴).
-
- در یک الگوی دیگری از فرایند مدیریت دانش که تا حد زیادی مشابه مورد بالا است، مک اینرنی[۵۸])۲۰۰۰) فرایند مدیریت دانش را بعنوان یک فرایند چرخشی شامل چهار مرحله جمعآوری داده، جستجو و پالایش، ایجاد ارتباط بین آنها و کدبندی آنها میداند در این الگو یادگیری سازمانی در کانون فرایند مدیریت دانش قرار دارد و بعنوان یک ارزش تلقی می شود.
با توجه به فعالیتها و فرایندهای بیان شده میتوان آنها را در قالب زیر تلفیق نمود: ۱-فرایند خلق دانش(خلاقیت): اولین مرحله از مراحل وسیع فرایند مدیریت دانش است، دانش در سازمان در دو چرخه متمایز شخصی و گروهی خلق می شود. دانش شخصی وقتی در بافت سازمانی به کار میرود دانش جدیدی خلق می کند که میتوان آن را دانش سازمانی نامید. چرخه دانش جمعی از کاربرد دانش شخصی در بافت سازمان به وجود می آید که میتوان آن را دانش سازمانی نیز نامید. دانش سازمانی شامل انواع دانش فراوردهای، دانش فرآیندی، دانش رقابتی، دانش تکنیکی و… میباشد. ۲-فرایند اکتساب دانش (برداشت): فرایند اکتساب دانش یا برداشت دانش برای پاسخگویی به نیازهای فعلی و قابل پیش بینی آینده و تحقق اثر بخش هدفها ضروری است. دانش را می توان از طریق مکانیزم های مختلفی کسب کرد. به منظور شناسایی مکانیزم های اکتساب دانش میتوان آن را در دو طبقه قرار داد: منبع درون سازمان و منبع بیرون از سازمان. منبع درونی اکتساب دانش، ذهن کارکنان (دانش تلویحی و مستتر) یا پایگاه داده های سازمان که به شکل اطلاعات کدگذاری شده است. منبع بیرونی اکتساب دانش، که دانش جدید را وارد سازمان می کند که به دو طریق صورت میگیرد: الف-الگوبرداری: در این روش سازمان عملیات عالی را از دیدگاه رقبا شناسایی می کند و موفقیت آنها را به عنوان الگوی خود قرار میدهد. بدین منظور وضعیت فعلی خود را با معیارهای آن ها مقایسه و ارزیابی می کند. شکافها شناسایی و راهحلها طراحی می شود. دانش جدید به عنوان معیارهای موفقیت سازمان مرجح وارد سازمان می شود. ب-همکاری بین سازمانی: در این روش دانش جدید از طریق سهیم سازی و اشاعه تکنولوژی، جا به جایی کارکنان در بین سازمانها، ارتباط با شرکا و….وارد سازمان می شود. ۳-فرایند پالایش: در مقابل فرایند برداشت که اجازه ورود هر دانشی را به سازمان میدهد، فرایند پالایش قرار دارد. سازمان باید با استفاده مکانیزم های منطقی از ورود دانش غیر ضروری جلوگیری کند و فقط دانش مفید و قابل کاربرد اجازه ورود به سازمان را داشته باشد. برای تحقق این هدف تیم مدیریت سازمان می تواند با بهره گرفتن از بصیرتها؛ ماموریت ها و هدفهای سازمانی چارچوبی برای ارزیابی دانش فراهم کند. ۴-فرایند سازماندهی(پیکربندی یا تلفیق): در این فرایند سازمان مجموعه عظیم دانش را بعد از ورود آن به پایگاه دانش، برای کاربرد باید ذخیره و سازماندهی کند. فرایند سازماندهی در هر کجای سازمان ممکن است صورت گیردکه علوی (۱۹۹۹) این مکانها را چنین لیست کرده است: حافظه سازمانی، افراد، فرهنگ سازمانی، فرایند و رویه ها، اکولوژی: محل فیزیکی، بایگانیها (دیجیتالی وکاغذی)، روشهای یادگیری، درک، تفکر، احساس، سهیم سازی و انتقال بین اعضای سازمان. هدف نهایی این مرحله،کمک به اعضای سازمان جهت دسترسی به دانش لازم در فرآیندهای اخذ تصمیم است. ۵-فرایند توزیع دانش: این فرایند عبارت است از توزیع دانش تا نقاط فعالیت و حتی فراتر از آن، به بیرون سازمان است. عوامل متعددی از جمله تسهیلات ارتباطی و فرهنگ سازمانی میتوانند به این فرایند کمک کنند. در مورد تسهیلات ارتباطی باکمن (۱۹۹۸) بیان می کند که یکی از مقاصد اصلی مدیریت دانش تسهیل ارتباطات در تمام قلمروهای سازمان است تا اعضای سازمان با همکاری هم، چالشها و فرصتهای پنهان را شناسایی کنند و در خصوص اهمیت فرهنگ سازمانی در دانش سازمانی و اشاعه آن میتوان گفت فرهنگ منجر به خلق محیطهای هماهنگساز سینرژیک می شود. اگر در سازمانی ارزشها و فرهنگ به تشویق یادگیری و دانش سازی بپردازد، تمام کارکردهای سازمان تغییر می کند. ۶-فرایند کاربرد یا اعمال قدرت دانش که از دیدگاه اکثر پژوهشگران از جمله فیفر و سوتن مهمترین فرایند است.آنها بیان می کنند که مزیت رقابتی متعلق به سازمانهایی که بهترین دارایی های دانش را دارند، نیست بلکه متعلق به سازمانهایی است که به بهترین صورت از دانش خود در عمل استفاده مینمایند. اگر دانش تبدیل به عمل نشود و فعالیتهای سازمانی بر اساس دانش سازمانی نباشد همه فعالیتها و فرایندهای مدیریت دانش عقیم و بی اثر است. کاربرد دانش باعث می شود شکاف دانش بین دانستن با عملکردن از بین برود و حلقه مهم بازخورد، یادگیری با انجام دادن و کاربرد به وجودآید. همچنین فرایند کاربر دانش، خلق سناریوی یادگیری زمینهای از کاربرد دانش را ممکن می کند، برخلاف این که یادگیری به این روش بسیار مشکل است اما در خلق دانش بسیار مهم است، زیرا مستلزم فرا تحلیل و ارزیابی فرایندها است و به همین علت اغلب در سازمانها فراموش می شود (دهقان نجم، ۱۳۸۸). به هر حال الگوهای متفاوتی از فرایند مدیریت دانش ارائه شده است که غالب آنها از محتوای یکسانی برخوردارند. نکته مهم آن است که اجرای این فرایند در سازمان مستلزم تغییر در دانش، نگرش، فرهنگ سازمان و روشها و فرایندهای عملیاتی سازمان است تا بستر لازم برای افزایش اثربخشی و کارایی این فرایند فراهم گردد. ۲-۲-۹- مدیریت دانش درآموزش عالی: امروزه مدیریت دانش، یکی از جدیدترین و کلیدیترین مباحث مدیریت در آموزش عالی محسوب می شود در حالی که این مقوله پدید های چندان جدید نیست. در واقع مدیریت دانش از صدها سال پیش صنعتگران و صاحبان مشاغل مختلف تجارب حرفهای خود را به فرزندان و شاگردان خویش منتقل مینمودند، وجود داشته است. در سال (۱۹۹۰) این واژه به طور جدی وارد مباحث سازمانی شده است. در این راستا دراکر عقیده دارد که دانش چیزی فراتر از سرمایه یا کار و به منزله تنها منبع اقتصادی با ارزش و مهم در جامعه دانش محور مطرح است (راولی،۲۰۰۰). هدف کلی مدیریت دانش درآموزش، تصمیم گیری بهبود یافته در سراسر سازمان به منظور ارتقا و بهبود یادگیری دانش آموزان. این هدف کلی به طور فزایندهای در مدارس، دانشکده ها و دانشگاهها که تحت فشار از طرف منابع درونی و بیرونی، به منظور افزایش پاسخگویی میباشند. مدیریت دانش در آموزش این نکته را یادآوری می کند که حقیقتاً آموزش یک تلاش یکپارچه است. بیشتر افراد از آموزش ابتدایی و متوسط به اندازه آموزش عالی، مطلب یادگرفتهاند. مدیریت دانش در آموزش بیان می کند که بهکارگیری تمرین مدیریت دانش برای دانش آموزان در مدارس و محیطهای دانشگاهی مفید و عملی است. با ذکر این نکته که مدیریت دانش خودش به تنهایی یک پایان راه یا سیستمی فراگیر که تغییر ایجاد کند نیست، بلکه آن فقط مجموعه ای از اعمال و ارزشها را پیشنهاد می کند بعضی از آنها برای یک سازمان مناسب است و بعضی از آنها برای سازمانی دیگر مناسب است که به افراد کمک می کند تا بتوانند بهتر به اهدافشان برسند. (قریشی و احمدی،۱۳۸۷). امروزه، تمامی صاحب نظران و نیز کارشناسان آموزش عالی براین دو سوال تاکید دارند: ۱-دانش در مفهوم سازمانی چیست؟ ۲-چگونه میتوان از آن بهره برداری مطلوب کرد؟ در پاسخ سوال اول باید گفت که: دانش یکی از عوامل بنیادی است که کاربرد موفق آن، دانشگاهها را یاری میرساند تا خدمات بدیع ارائه دهند و در محیط متکی به دانش است که دانشگاهها و موسسات آموزش عالی قادر میشوند مزیت رقابتی و برتری علمی خود را همچنان حفظ نمایند (نعمتی،۱۳۸۴). تحقیقات اخیر نشان داده است که سازمانهای دانش محور با بهره گرفتن از هوش سازمانی و خلاقیت، اطلاعات و دانش را در جهت کسب برتریهای خاص در اختیار میگیرند و همچنین از آن در جهت رشد و توسعه پایدار در ایجاد محیطی پویا استفاده می کنند و نیز با به کارگیری و هدایت مهارت ها و تخصص کارکنان (طبق سامانه نقشه دانش) سازمان را قادر به یادگیری مداوم و خلاقیت می کنند. در پاسخ به سوال دوم (چگونگی بهره برداری از دانش) چنین میتوان گفت: امروز دانشگاهها دریافتند که برای انجام موثر امور، نیازمند یکپارچه نمودن هردو نوع دانش هستند چرا که مدیریت دانش با کشف و ارتقا دارایی یک سازمان با دیدگاهی پیش برنده اهداف سازمان است، مرتبط می شود. دانشی که مدیریت می شود شامل هر دو دانش صریح و ضمنی است. از این رو دانشگاهها در حال ابداع روشهای نوین به منظور تبدیل دانش ضمنی به دانش صریح هستند که قابل ذخیره سازی و انتقال به کلیه اعضای سازمان است. در واقع هدف اصلی مدیریت دانش نیز تبدیل دانش ضمنی به دانش صریح و انتشار و کاربرد موثر آن است. (رعیت،۱۳۹۰). ۲-۳- سنجش مدیریت دانش: در اغلب منابع، مدیریت دانش دارای چهار بخش اصلی ایجاد، ذخیرهسازی و بازیابی، انتقال و به کارگیری دانش است و همواره پنجمین مرحله که می تواند اندازه گیری دانش باشد در مراحل اصلی مدیریت دانش از قلم افتاده است، در حالیکه وجود آن برای موفقیت اجرای سایر فرآیندهای مدیریت دانش امری ضروری است (جعفری و همکاران،۱۳۸۶). از این رو اندازه گیری، از جمله مسائلی در مدیریت دانش است که به نسبت بخشهای دیگر آن کمترین توسعه یافته و در عین حال تلاش های بسیار جدی بر روی آن انجام شده است. علت این کمتر توسعه یافتگی را میتوان در آن دانست که اندازه گیری چیزی که دیده و یا احساس نمی شود بسیار دشوار است (مک اینرنی،۲۰۰۲). همچنین اندازه گیری مدیریت دانش موضوعی پیچیده است که این پیچیدگی از یک طرف، حاصل تعداد متغیرهای دخیل در موضوع و از طرف دیگر ،به علت وجود متغیرهای کلامی است که مولفه ابهام را به تصمیم گیری میافزاید (زیمرمن[۵۹]،۱۹۹۶). اما بدون تردید توسعه حوزه های دیگر مدیریت دانش منوط به توسعه اندازه گیری است. چرا که مدیران باید بتوانند ارزش حضور استراتژیها و متدولوژیهای مدیریت دانش را در سازمان خود نمایان کنند، و در غیر این صورت نخواهند توانست بهبود های حاصل شده را با مدیریت دانش مرتبط سازند (مک اینرنی،۲۰۰۲). توسعه مبانی اندازه گیری مدیریت دانش در سالهای اخیر انجام شده است و در برخی سازمانها به کار بسته شده است، اما مطالعات بهبودی در جهت طراحی متدهای جهانی لازم است (ِلمون[۶۰]،۲۰۰۴ ). ۲-۳-۱- سنجش اثربخشی مدیریت دانش: اساساً مدیریت دانش را پیادهسازی میکنیم تابه نتیجه مطلوب برسیم و مطلوبیت خود شاخصی قابل اندازه گیری است، چرا که اگر غیر از این باشد، نمیتوانیم رسیدن به مطلوب را اثبات نماییم. بسیاری از شرکتهای بزرگ در سالهای اخیر، سرمایه گذاریهای بسیاربالایی در زمینه مدیریت دانش انجام دادهاند، و به تبع آن این شرکتها خواستار انعکاس نتایج در عملکرد و سرمایه های ملموس خود هستند (خدیور و همکاران،۱۳۸۶). اگر بخواهیم موفقیت مدیریت دانش را بسنجیم باید قادر باشیم دانش را بسنجیم. ارزیابی دانش هم به معنی برآورد ارزش پولی آن نیست؛ به این معنی است که تعیین کنیم آیا اهداف دانش تحقق یافتهاند یا نه. اگر سازمانها در اندازه گیری دانش خود شکست بخورند، چرخه دانش نا تمام میماند، به این دلیل است که بازخوردی وجود ندارد تا بر اساس آن در عناصر بنیادی متعدد مدیریت دانش، اصلاحات احتمالی انجام گیرد. با توجه به این، تعریف شاخص های جایگزین به منظور تعیین میزان موفقیت سیستم مدیریت دانش از چالشهای مدیریت دانش محسوب می شود (پروبست و همکاران[۶۱]،۲۰۰۰). منظور از اثربخشی مدیریت دانش نیز برآورده کردن اهداف مدیریت دانش و رضایتمندی از آن است (صمیمی و آقایی،۱۳۸۴). سنجش اثربخشی مدیریت دانش بر حسب منافع تجاری دشوار است زیرا ابزارهای مدیریت دانش هنوز به طور واضح تعریف نشدهاند. چن و چن[۶۲] (۲۰۰۶) عملکرد مدیریت دانش را به ابزارهای کمی و کیفی با دورنماهای مختلف تقسیم بندی کردند. مقیاسهای کیفی شامل بهبود مهارت های کارکنان، کیفیت محصول، فرایندهای تجاری و روابط مشتری (فروشنده) میباشد، در حالیکه مقیاسهای کمی شامل کاهش قیمتهای عملیاتی، بهبود تولید و افزایش سود است. چو وگو[۶۳] (۲۰۰۸) چهار عنصر را در فرایندهای سازمانی تعریف کردند که شامل فعالیتهای دانش، دارائیهای دانش، تاثیر بر فعالیتهای سازمانی و اهداف تجاری میباشد. در حالی که کالیفا و لیو[۶۴] نشان دادند اثر بخشی مدیریت دانش بستگی به تاثیر مدیریت دانش بر دستیابی به اهداف شرکت دارد. با این حال این ابزارها بر سازمان تمرکز دارند نه بر خود مدیریت دانش (کالیفا و لیو، ۲۰۰۳). بنابراین مدیریت دانش جهت اجرای اثربخش نیاز به روشها، فنآوری و ابزارهای درست دارد (جعفری و همکاران،۱۳۸۶). در نهایت میتوان گفت سنجش اثربخشی مدیریت دانش بسیار دشوار است و روش واحدی جهت سنجش آن وجود ندارد. برای سنجش اثربخشی مدیریت دانش، عوامل و شاخص های مختلفی وجود دارند که برای تعیین آنها باید دقت لازم را به عمل آورد. بررسی ادبیات و تحقیقات موجود در این زمینه نشان داد که یکی از روشها می تواند استفاده از ابزارهای سنجش موجود در این زمینه باشد. بنابراین، پژوهش حاضر با مرور رویکردهای موجود در این حوزه به معرفی و مقایسه برخی از ابزارهای مهم می پردازد. ۲-۳-۲- انواع رویکردهای سنجش مدیریت دانش در زمینه ارزیابی عملکرد و اندازه گیری مدیریت دانش، روشها و رویکردهای گوناگونی توسعه یافته است. تقریبا هیچ استاندارد واحدی درباره مدلهای سنجش استاندارد طبقه بندی شده در مدیریت دانش وجود ندارد. به چند دستهبندی از این رویکردها در ادامه اشاره می شود: -چن و چن (۲۰۰۵) سنجش عملکرد مدیریت دانش را در هشت دسته طبقه بندی کردند که این هشت طبقه عبارتند از: تجزیه و تحلیل کیفی، تجزیه و تحلیل کمی، تجزیه و تحلیل شاخص های مالی، تجزیه و تحلیل شاخص های غیر مالی، تجزیه و تحلیل عملکرد داخلی، تجزیه و تحلیل عملکرد خارجی، تجزیه و تحلیل سازمان محور و تجزیه و تحلیل پروژه محور. -.رویکردکیفی: یک رویکرد کیفی، با بهره گرفتن از نتایج بررسیهای مقدماتی تکمیل می شود و بوسیله محققان یادگیری سازمانی مورد بازنگری قرار میگیرد. برای مثال، موفقیت در زمینه دانش می تواند بصورت تسهیم فرهنگ سازمانی، نه فقط دانش فنی بلکه دانش مرتبط با عوامل رفتاری نیز باشد (هرتزوم[۶۵]، ۲۰۰۲). علاوه برآن مصاحبه های تخصصی، عوامل حیاتی موفقیت و پرسشنامه برای پیادهسازی روشهای کیفی برای جستجوی مسایل انسانی خاص، مورد استفاده قرار میگیرند. از دیدگاه سازمانی، توجه به کنترلهای داخلی سازمان از سال (۱۹۹۰) بصورت معناداری افزایش یافت. چانگچیت و همکارانش از یک پرسشنامه برای آزمونهای تجربی برای تست اینکه چگونه سیستم خبره رضایت بخش بوده است، استفاده کردند تا بتوانند انتقال دانش کنترل داخلی برای مدیریت را تسهیل نمایند که نتایج نشان داد سیستمهای خبره برای کمک به انتقال دانش کنترل داخلی برای مدیران مناسب هستند. (چانگیت و همکاران[۶۶]، ۲۰۰۱). لانگ باتم و چائوریدیس[۶۷] (۲۰۰۱) در مصاحبه با اعضای ستادی کلیدی در سازمانها، مراحل مختلف برای نزدیک شدن و توسعه برنامه های مدیریت دانش را گزارش دادند. در مقالهای دیگر، محققان مسایل مربوط به عوامل حیاتی موفقیت و ارزیابی مدیریت دانش را بررسی کردند که ایجاد عوامل کلیدی و عملی احتمالا باعث موفقیت در پیادهسازی سیستم مدیریت دانش می شود (چائوریدیس وهمکاران[۶۸]، ۲۰۰۳). –رویکرد کمی: هدف تجزیه و تحلیلهای کمی ارائه میزان تاثیر، هم بر تصمیم گیری و هم بر عملکرد وظیفه ای، با بهره گرفتن از داده های تئوریکی است که مربوط، دقیق، بموقع و بهآسانی در دسترس قرار میگیرند. این ارزیابی می تواند موانع تجزیه و تحلیلهای کیفی بویژه در رابطه با قضاوتهای ذهنی در نتایج تجربی اجتناب نماید. بنابراین، یک رویکرد تحقیقاتی کمی طراحی شده است تا یک نسبت محسوس، قابل مشاهده و قابل مقایسه را ارائه دهد. بعبارت دیگر تحلیلهای کمی میتوانند با ارزیابی دانش صریح در سازمان یا فرد، هم در شاخص های مالی و هم غیر مالی مورد استفاده قرارگیرد، که در ادامه مورد بحث قرارگرفتهاند.(چن و همکاران[۶۹]،۲۰۰۹). –رویکرد مالی : روشهای کمی سنتی که بر معیارهای مالی مشهور تمرکز دارند عبارتند از: تجزیه و تحلیل صورتهای مالی، دوره برگشت سرمایه، بازده سرمایه (ROI)، ارزش فعلی خالص (NPV) نرخ برگشت دانش (ROK) و نسبت کیو توبین. این روشها برای ارزیابی ارزش مبادلات روزانه سیستمهای پردازشی بسیار مناسبند. لیتاماکی و کوردوپلاسکی[۷۰] از شاخص بازده سرمایه را برای ارزیابی پروژه های دانش و عملکرد ارزش افزوده محصولات مشتری (CVA) استفاده کردند (لیتاماکی و کوردوپلسکی، ۱۹۹۷). استین و همکارانش از دیدگاه مدیریتی یک سیستم دانش محور را توسعه دادند. دراین سیستم، مکانیزهکردن فعالیتهای دستی، دوره های آموزشی اعضای ستادی جدید و ذخیره دانش درنظر گرفته شد تا یک دانشگاه رابرای بهبود خدمات توانمند سازد (استینو همکاران[۷۱]، ۲۰۰۱). همچنین در ارزیابی عملکرد از ارزش فعلی خالص نیز برای تشخیص نتایج پروژه استفاده می شود. از دیدگاه علمی، ثابت شده است که کیو توبینز هزینه های جایگزینی را برای دارایی های نامشهود به علت نامشهود بودن عملیات حسابداری، نادیده میگیرد (لِو[۷۲]، ۲۰۰۱). –رویکرد غیر مالی: در واقع، روش معیارهای غیر مالی با تحلیل صورتهای مالی سنتی تفاوت دارد. در واقع این روش از شاخص های غیر مالی مانند: هر کارمند هرچند وقت یکبار در پایگاهها دانش گزارشی را ثبت می کند، هرکارمند چه مقدار زمان برای ارائه یک پیشنهاد دارد، چه تعداد موضوع در هیئت مدیره برای بحث و گفتگو وجود دارد، و چه تعداد انجمنهای خبرگی[۷۳] (CoP) در شرکت وجود دارد؟ همه این شاخص ها با عوامل رفتاری و شرایط معمول سیستم ارتباط دارند. انجمنهای خبرگی نقش فزایندهای در سازمانهای دانش محور و مدرن را ایفا می کند. اسمیت و مور[۷۴] یک چارچوب نظارتی دانش ارائه دادهاند که بر چگونگی تعریف، ارزیابی و استفاده از شاخص های عملکرد برای مدیریت دانش در انجمنهای خبرگی تمرکز دارد. این نتایج موفقیتآمیز بوده و رهنمودهای مفیدی را برای رویههای مدیریت دانش پیشنهاد میدهد (اسمیت و مور، ۲۰۰۴). هالت و همکاران[۷۵] از چهار معیار برای دستیابی به دانش سازمانی استفاده کردند که عبارتند از: افراد، زمینه، محتوا (ظرفیت) و ارزیابی فرایند دانش (هالت و همکاران، ۲۰۰۴). این رویکردها افراد را قادر میسازند که دانش را به عملکرد کسب و کار با یک رفتار صریحتر مرتبط سازد، و بینش ارزشمندی در ارتباط با اینکه دانش چگونه ممکن است بصورت استراتژیک مدیریت شود، ارائه می دهند. رویکرد عملکرد داخلی: روشهای ارزیابی عملکرد داخلی برکارایی فرایند و کارایی دستیابی به هدف تمرکز دارد. این روشها، عملکرد مدیریت دانش را از طریق شکاف بین ارزش فعلی و ارزش مورد نظر ارزیابی می کنند. روشهای رایج در این زمینه عبارتند ازنرخ بازگشت سرمایه، ارزش فعلی خالص (NPV)، کارت امتیازی متوازن (BSC)، ارزیابی برمبنای عملکرد، ارزیابی بر مبنای فعالیت و روشهای دیگر. تمرکزکاپلان و نورتون بر مفهوم کارت امتیازی متوازن بر این اساس استوار است که همه جنبه های ارزیابی دارای عیبهایی هستند. به هر حال، اگر شرکتها بتوانند بعضی از این موانع را با مزیتهای دیگر جبران کنند، می تواند منجر به تصمیماتی شود که هم موجب سودآوری کوتاه مدت و هم موفقیت بلند مدت شود (کاپلان و نورتون، ۱۹۹۶). بسیاری از محققان بحث کرده اند که کارت امتیازی متوازن برای تعیین روابط مبتنی بر کسب و کار، بین کاربرد مدیریت دانش استراتژیک و استراتژی IT و پیاده سازی آن بکار میرود (لیتاماکی و کوردوپلاسکی، ۱۹۹۷). از دیدگاه ارزیابی مبتنی بر فعالیت هم، دانش ارزشمند در کارکنان وجود دارد، و این در توانایی سازمانی برای حل مسایل و خلق دانش جدید، بسیار مهم است. به این معنا مدیریت دانش می تواند به عنوان یک فعالیت در نظرگرفته شود، و بعنوان یک جزء اصلی تشکیل دهندۀ یک مجموعه، عمل کند (حسن و گلد[۷۶]، ۲۰۰۱). – رویکرد عملکرد خارجی: روشهای ارزیابی عملکرد خارجی روشهایی هستند که عملکرد شرکت را با شرکتهای الگو[۷۷] (شرکتهای برتر) و رقبای اصلی و یا متوسط صنعت مقایسه می کنند. با الگو برداری و متدلوژیهای بهترین تجربه، دانشگاه های فنی قادر به تعیین عملکرد مدیریت دانش خود، و مقایسه خودشان با شرکتهای دیگر هستند و فعالیتهای مناسب را انجام می دهند. الگو برداری به این علت که عملکرد فعال سرمایه فکری را افزایش میدهد، بعنوان ابزاری برای تشخیص، درک و پذیرش بهترین تجربه بنظر میرسد (مار[۷۸]،۲۰۰۴). از دیدگاه یادگیری سازمانی، الگو برداری با افزایش عملکرد سازمانی در ارتباط است و از طریق ایجاد استاندارها در برابر فرآیندها، محصولات و عملکرد میتوان آنها را مقایسه نمود و در نهایت بهبود داد. (استونهاز و همکاران[۷۹]،۲۰۰۱) .رویکرد «بهترین تجربه» یک عنصر ضروری برای مدیریت دانش است . همچنین فرصتی را برای حفظ و استفاده از دانش حتی وقتی که یک متخصص سازمان را ترک می کند، فراهم می آورد (آسو و همکاران[۸۰]،۲۰۰۲). –رویکرد سازمانی محور: تجزیه و تحلیل سازمان محور برکل سازمان و بر ابعاد چندگانه و چند لایه در شرکتها متمرکز شده است. ارزیابی عملکرد مدیریت دانش می تواند از طریق سرمایه های فکری، کارت امتیازی متوازن، فنآوری و دیدگاه فرآیندی تجزیه و تحلیل شود. هدف اصلی، برآورد سطح عملکرد مدیریت دانش در کل سازمان است. سیستمهای حسابداری مالی استاندارد، قادر به تخمین آسان سرمایه گذاریهای سرمایه فکری نیستند. در میان رویکردهایی که به طور گسترده برای مدیریت وگزارشدهی سرمایه فکری استفاده میشوند، میتوان به «نظارت بر دارایی های نامشهود» که توسط سویبی و «رویکرد سرمایه فکری»که توسط ادونسن ارائه شد، اشاره کرد (سویبی،۱۹۹۸؛ ادونسن[۸۱]، ۱۹۹۷). این روشها برای ارزیابی سرمایه انسانی، نوآوری، فرآیندی و مشتری طراحی شده اند. –رویکرد پروژه محور :مطالعات اخیر در مورد مدیریت دانش و یادگیری سازمانی در پروژه های محیطی بر تفاوتهای یادگیری از پروژه (نه فقط یک پروژه منحصر به فرد، بلکه در طول و بین پروژه ها) تاکید دارد (دفیلیپی[۸۲]، ۲۰۰۱). با این وجود، یک سازمان پروژهای، برای جلوگیری از تکه تکه شدن دانش و از دست رفتن یادگیری سازمانی نیازدارد تا بطور خاص از مدیریت دانش سیستماتیک موثر استفاده کند. کسوی و همکاران[۸۳]با تحقیق بر روی مدیریت دانش و قابلیت های دانش در سازمانهای پروژهای بویژه از دیدگاه یک برنامهریز و ارائه مدل، نشان دادند به منظور مدیریت نظاممند دانش خلق شده در یک پروژه، خود پروژه باید به طور سیستماتیک توسط مدل مدیریت شود (کسوی و همکاران،۲۰۰۳). جدول(۲-۲) رویکردهای متفاوت ارزیابی مدیریت دانش را به همراه محققان، بصورت خلاصه نشان میدهد: جدول۲-۱: رویکرد های متفاوت ارزیابی مدیریت دانش
طبقه
زیر شاخه ها
محققان
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
وقتی که زندگی من دیگر چیزی نبود، هیچ چیز جز تیک تاک ساعت دیواری دریافتم: باید باید باید دیوانه وار دوست بدارم «پنجره» فروغ هرچند مردم عادی وزحمت کش دوروبرخود مخصوصا زنانی را که مظلومانه از بام تا شام به کارهای خود مشغولند دوست دارد، اما به طور کلی مردمی را که بی اختیار واراده از اینن سو به آن سو می روند وجز جلوی پاهای خود چیزی نمی بینند، به باد انتقاد می گیرد وآنان را “جنازه”و”تفاله یک زنده “می خواند. جنازه های خوشبخت جنازه های ملول جنازه های ساکت ومتفکر جنازه های خوش برخورد، خوش پوش، خوش خوراک در ایستگاه های وقت های معین و در زمینه مشکوک نورهای موقت در شهوت خرید میوه های فاسد بیهودگی «ایمان بیاوریم…» و گاهی از ما می پرسد که آیا هیچ اندیشیده اید که شما چیزی بجز تفاله یک زنده نیستید؟ آیا شما که صورتتان را در سایه نقاب غم انگیز زندگی مخفی نموده اید گاهی به این حقیقت یأس آور اندیشه می کنید که زنده های امروزی چیزی بجز تفاله یک زنده نیستند؟ «دیدار در شب» به طور کلی او نسبت به مردم-مردمی که هیچگاه دوستی ودشمنی آنان را نمی توان بازشناخت-نظری بدبینانه دارد، مردمی که تنها به فکر خودند، اما مردمان عادی، زنان ساده یی را که به امور جاری زندگی خود مشغولنددوست دارد. مرا پناه دهید ای زنان ساده کامل که از ورای پوست، سرانگشت های نازکتان مسیرجنبش کیف آورجنینی را دنبال می کند ودر شکاف گریبانتان همیشه هوا به بوی شیر تازه می آمیزد «وهم سبز» فروغ در بین مجامع روشنفکری تهران رفت وآمد داشت، اماچنان که از سخنان ونامه ها واشعارش بر می آید هیچگاه آنان را جدی نگرفت. ازآنجا که زن بود، شایدبهترازمردان پوشالی بودن این طبقه را دریافته بود. نسبت به اعیان واشراف نیزنظرخوشی ندارد وازاختلاف طبقاتی انتقاد می کند. شاید دلیلش این باشد که خودش نیز از جمله کسانی بوده مزه تلخ فقررا چشیده وجایگاهش رادربین مردم عادی احساس می کند. دیگر از زمینه های اجتماعی شعر او درگیری با مسائل وانتقادهای تند اجتماعی است که گاهی با زبان طنز وسخره انشاء شده است. دید سیاسی فروغ را در شعرهای: به علی گفت مادرش روزی، پرنده فقط یک پرنده بود، ای مرز پرگهر، دیدار در شب (همه از مجموعه تولدی دیگر) و بعد از تو، دلم برای باغچه می سوزد، کسی که مثل هیچ کس نیست (همه از مجموعه ایمان بیاوریم به فصل سرد) می توان را مشاهده کرد.
 فروغ در مقام یک شاعر که به قول خود به معنی “آکاه ” است ریالفقط به مسائل اجتماعی وسیاسی کشور خود نظر ندارد بلکه گاهی در سطح جهانی نگران آینده بشر وسرانجام این پیشرفت و بع اصطلاح تمدن بی در وپیکر است. (شمیسا:۱۳۷۶،۱۸۴-۱۶۹) ۳-۱۱معشوق در شعر فروغ طرح مسئله معشوق در شعر فروغ از دونظر حائز اهمیت است، نخست اینکه او برای نخستین بار معشوق مرد را به صورت محسوسی در شعر فارسی وارد کرد. قبل از او معشوق شعر فارسی معمولا زن است و اگر هم مرد باشد (معشوق مذکر شعر سبک خراسانی، یا مکتب وقوع) مردی است که در مقام معشوق زن توصیف شده است. اوخیلی صریح در باب این موضوع سخن به میان آورده است. دوم اینکه فروغ زمانی خواست به این معشوق فردیت بخشد، حال آنکه معشوق در شعر فارسی مانند انسان شرقی، یک موجود جمعی است نه فردی، هویت مشخصی ندارد و ایجاد عکس العمل نمی کند. واینک این دو مورد را توضیح می دهیم: ۳-۱۱-۱ معشوق مرد زمینی در شعر فروغ همه جا سخن از عشق طبیعی وزمینی اما متعالی است و بدیهی است که معشوق یک زن، باید مرد باشد. هرچه از اشعار اولیه فروغ دورتر شویم، بیان او از این معشوق سخته تر وخود معشوق متعالی تر است. این معشوق گاهی پسران نوجوان خاطرات دوران کودکی و نوجوانی هستند و گاهی مردی که فروغ او را دوست داردو چهره متعالی از او ترسیم میکندو گاهی چهره بسیار مبهمی که وقتی در زندگی او حضور داشته و بعد ها کناررفته است وشاعر هم از او نفرت دارد وهم هنوز او را دوست دارد ومعمولا از او با لفظ «دست ها» یاد می کند، همان مردی که در «ایمان بیاوریم» از او سخن گفته است و اینک از هرسه مورد نمونه یی ذکر می کنیم: کوچه یی هست که در آنجا پسرانی که به من عاشق بودند، هنوز با همان موهای درهم وگردن های باریک وپاهای لاغر به تبسم معصوم دخترکی می اندیشند که یک شب او را باد با خود برد «تولدی دیگر» ومردی از کناردرختان خیس می گذرد مردی که رشته های آبی رگ هایش مانند مارهای مرده از دو سوی گلوگاهش
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
(همان:۲۶۶) یارسود از شرفم سر به ثریّا ودریغا که به پایش سر تعظیم به شکرانه نسودم (همان:۲۹۳) خرما آن جان علوی کز کف حور بهشت وقت رفتن با لبی خندان گلی بویید و رفت (همان: ۱۴۴) دریغا دولت دیدار جانان دریغا صحبت یاران جانی (همان:۴۱۷ ) ان نسبت به هم مانند شیرینان و لیکن مرا شهدی است بی مانند از آن لب (همان: ۹۸) به یاد گوشه چشم تو ای کمان ابرو چومن به کوی خراباتیان خرابی نیست (همان: ۱۳۵) خیال رفتگان، شب تا سحر در جانم آویزد خدایا این شب آویزان چه می خواهند از جانم (همان: ۳۱۱) رقت کند به حال من این سربریده شمع ای روشنان حواله به سوز و گداز کن (همان: ۳۴۶) میان طا ئران عرش آشیانی به بزم قدسیان بالا نشینی (همان: ۴۲۶) به خار و خشت و خارا پرورانده نه در دامان پیراهن حریران (همان: ۵۶۱) سهی قدان، رشادت را گوا هان سیه چشمان، سعادت را بشیران (همان: ۵۶۱) قید حالت گوش کن ناله این نی که چو لالای نسیم اشگریزان به نوای بم و زیر آمده است (همان: ۱۱۲) پایه های کلبه من چون دلم لرزان و ریزان لیکن اصطبل فلانی پایه ای استبر دارد (همان: ۱۵۶) به اسکی بازها ما ند که پایی همه لغزان و لیزان دارد این عمر (همان: ۲۵۶) زنان را گو نیا مـد سر فــرازی ازاینپا درهوایان، سربه زیران (همان: ۵۶۱) گاهی شاعر به تبع کلماتی مانند ترکستان، هندوستان با بهره گرفتن از پسوند ستان که پسوند مکان است، قید مکان می سازد ماند شکرستان، نگارستان و … سوسنستان که هم آهنگ صبا می رقصید غرق بوی گل و غوغای هزار آمده بود (همان: ۲۳۳) اگر نه این قلمستان همه کلاغستان برای بلبل و قمری هم آشیان بودی
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
(همان: ۵۸۲) بکفر زلف تو آن شانه چون یکی شمشیر که صف شکافته آشوب کافرستان را (همان: ۸۵) شهریار از شکرستان غزل شاید اگر چون تویی طوطی شکرشکن آیدبیرون (همان:۳۶۲) نگذرد شاهد ما بر شکرستان و فا شهریارا همه گرطوطی شیرین سخنی (همان:۴۲۴) نکهت باغ گل ونزهت نارنجستان از نسیمم بنوازند مشام ای شیراز (همان:۲۵۹) اما ز مدیح آذ رستان بس کن که نصیب کافرستان (همان: ۷۰۱) کاربرد قید تشبیه مانستن،گویی خطوط دفتر من سیم ساز را ماند قلم معاینه، مضراب سر به راه من است (همان: ۱۱۱) به شعرت شهریارا، بی دلان تا عشق می ورزند نسیم وصل را ماند نوید طبع دیوانت (همان: ۱۴۸) خزان خواهیم شدساقی کنون مستی غنیمت دان که لاله ساغروشبنم شراب ناب را ماند (همان:۲۰۲) بنفشه دخترشکرلب دهقان نماید لیک مغیلانش به صدنیش زبان ارباب را ماند (همان:۲۰۳ ) ا ختران گویی اخگرا نستند خیمه خاکستری کنند سحاب
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- اقلیم نمای آمبرژه : در این روش میانگین حداکثر گرمترین ماه سال و میانگین حداقل سردترین ماه سال مورد محاسبه قرار می گیرد برطبق این فرمول منطقه ورامین دارای اقلیم خشک و سرد محسوب می شود . (جدول ح – ۱۰)
Q=2000P(M+273.16)^2-(m+273.16)^2
- گوسن نموداری را طراحی کرده است که در آن ترقام درجه حرارت در محور عمودی سمت چپ و اعداد بارندگی در سمت راست محور عمودی قرار دارد و محور افقی نمودار نشان دهنده ماه های سال می باشد . در نمودار آمبرومتریک مقیاس بارندگی دو برابر درجه حرارت در نظر گرفته شده است و در هر ماه که خط درجه حرارت بالاتر از خط بارندگی قرار گیرد ، آن ماه جز ایام خشک سال محسوب می شود.
۴-۱-۲- بررسی وضعیت دما و بارش و عملکرد آن شهرستان ورامین یکی از مناطق کم آب در ایران است که با توجه به این موضوع عملکرد بارش به شدت مورد بررسی و تجزیه تحلیل قرار گرفته است . در نگاه علمی اقلیم ورامین از لحاظ دما و بارش دارای محدودیت ها و تنگناهای فراوان است . دما در اغلب ماه های سال بالای ۲۰ درجه سانتی گراد است که همین موضوع به روند تبخیر و تعرق شدت و سرعت بخشیده است . تابستان های گرم با دمای بالای ۳۰ تا ۴۰ درجه سانتی گراد شرایط آب و هوایی را به شدت دگرگون ساخته است .زمستان های سرد و خشک که اغلب بدون بارش است باعث بروز یخبندان در ماه های سرد سال می شود . دوره های طولانی گرما و تابش مستقیم و عمودی با توجه به قرار گیری ورامین به لحاظ جغرافیایی یکی مهمترین مسائل اقلیمی شهرستان می باشد . میانگین ریزش جوی در شهرستان ورامین ۲۱۸ میلی متر در سال می رسد که در طی دوره آماری ۱۳۹۱-۱۳۸۱ این رغم به میانگین ۱۵۵.۴۳ میلی متر در سال کاهش پیدا کرده است . همانطور که در فصل ۳ به طور اجمالی بیان شد ،بارش در سطح شهرستان ورامین بسیار ناچیز و قابل تعمل است بطوریکه بیشتر بارش های ورامین به صورت باران و غالبا در فصل زمستان است . رطوبت نسبی در ماه های آذر ، دی و بهمن به حداکثر ممکن می رسد که خود باعث بارش های زمستانی و گاها بهاری می گردد . تبخیر در ماه تیر به حداکثر می رسد که همین موضوع بر افزایش دما و کاهش سطح آب های زیر زمینی شده است . ۴-۲ – تاثیر شرایط اقلیمی و آب و هوایی بر کشاورزی کشاورزی در شهرستان ورامین سابقه دیرینه دارد بطوریکه می توان گفت که قطب تولیدات کشاورزی و دامی استان تهران و حتی کشور است . شرایط آب و هوایی ورامین آن روند خاصی را تا کنون طی کرده است . برای شناخت هر چه بیشتر کشاورزی شهرستان باید ابتدا ساختار زمین شناسی آن را بررسی کرد . این ساختار ها به دو دسته ساختار توپوگرافی و ساختار هیدرولوژیکی تقسیم می گردد .
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۴-۲-۱- ساختار توپوگرافی ۴-۲-۱-۱ مزایای ساختار توپوگرافی ارتفاع دشت ورامین در شمال آن ۱۱۰۰ مترو در ناحیه جنوب غربی حدود ۸۰۰ متر از سطح دریاست. به لحاظ مورفولوژیکی این گستره شامل دو ناحیه مرتفع و دشت است. ناحیه مرتفع بخشهایی از جنوب شرقی پیشوا و جنوب شهرستان ورامین را تشکیل می دهد و دشت که تقریباً تمامی وسعت شهرستان را به استثنای مناطق فوق در برمی گیرد. محل انجام فعالیتهای کشاورزی، صنعتی، دامداری و گسترش مناطق مسکونی و شبکه های ارتباطی است. اختلاف ارتفاع دشت ورامین حدودا ۳۰۰ متر است و شیب عمومی آن ۶/۰ است. بنابراین استقرار بسیاری از کاربری های شهری، جمع آوری آسان آبهای سطحی، احداث شبکه های آبیاری و زهکشی نستباً آسان، احـــداث شبکه راه ها و راه آهن در سراسر محدوده از مزیت های این حوزه است. مخروطه افکنه بزرگ جاجرود در قسمت شمالی حوزه مناسب ترین محل تعذیه آبهای زیرزمینی است. معادن نمک، گچ و سولفات سدیم، شن و ماسه از توانهای معدنی این محدوده است . ۴-۲-۱-۲- معایب ساختار توپوگرافی در این مورد بارندگی کم،گرمای زیاد، دوره خشکی طولانی ، پهنه های وسیع جنوبی دشت و حاشیه کویری و تبخیر زیاد قابل ذکر است. شیب عمومی این حوزه کمتر از ۱ درصد است و ارتفاعاتی که بتوانند در تعدیل آب و هوای منطقه نقشی داشته باشند، مشاهده نمیشود. رسوبات تبخیری ژیپس ، مارن و رس در جنوب دشت ورامین نقش تعیین کننده ای در شوری منابع زیرزمینی منطقه دارند. وجود گسله های کهریزک ، شمال و جنوب ری ، گرمسار ، پارچین ، پیشوا ، شمالشرقی دریاچه نمک و گسله دشت ورامین در این حوزه خطرناک هستند. ۴-۲-۲- ساختار هیدرولوژیکی و منابع آبی ۴-۲-۲-۱- مزایای ساختار هیدرولوژیکی و منابع آبی اگر چه این اقلیم به لحاظ آسایشی خوش آب و هوا نیست . اما برای کشاورزی مناسب است به همین دلیل دشت ورامین قطب کشاورزی تهران است. رودخانه جاجرود ، سد لتیان و سد ماملو جهت تامین آب مورد نیاز شرب، صنعت و کشاورزی در این زمینه قابل ذکر هستند. مهمترین منبع آبی دشت ورامین رودخانه جاجرود می باشد و سد انحرافی ورامین آب جاجرود را به داخل شبکه آبیاری دشت ورامین هدایت می کند. شیب عمومی دشت ورامین از جهت شمال به جنوب بوده، بنابراین عمق آبهای زیرزمین در بخش شمال و شمال شرقی دشت نسبت به قسمتهای جنوبی بیشتر است. مخروطه افکنه بزرگ جاجرود در قسمت شمالی حوزه مناسب ترین محل تعذیه آبهای زیرزمینی است. معادن نمک، گچ و سولفات سدیم، شن و ماسه از توانهای معدنی این محدوده است. ۴-۲-۲-۲- معایب ساختار هیدرولوژیکی و منابع آبی ورود فاضلاب تهران و شهرکهای اطراف به شبکه آبهای منطقه، بارش کم و ورود فاضلابهای صنعت به آبهای این منطقه قابل ذکر است. سطح آبهای زیر زمینی در ورامین بسیار بالاست به طوریکه امکان زهکشی و بهره برداری مناسب از آن وجود ندارد . به دلیل نبود زیر ساخت های مناسب آبهای سطحی که از بارش های سالانه ایجاد می شود هدر می رود . به سمت کویر سرازیر می گردد . در حقیقت بررسی این موضوع که وجود چه عواملی سبب دگرگونی شرایط کشاورزی می گردد به شناخت قوی و موثر زمین و خاک تشکیل دهنده آن برای استفاده بهینه با قابلیت کشت بالا و بهره برداری صحیح ، بر میگردد . بعد از بیان شرایط توپوگرافی و هیدرولوژیکی در ادامه به بررسی نوع خاک و شرایط اکولوژیکی حاصل از آن می پردازیم . ۴-۳- خاکشناسی و طبقه بندی اراضی در قسمتهای شمالی دشت ورامین اراضی بدون محدودیت (کلاس I) وجود دارد که عمدتاً به کشت نباتات یکساله و باغات اختصاص دارند. در اراضی مسطح به سمت انتهای دشت اراضی به تدریج شور شده به نحوی که در انتهای شیب، شوره زارهای گسترده توام با آب زیرزمینی شور مشاهده می شود (اراضی کلاس VI و V) در میانه دشت اراضی با شوری کم تا متوسط گسترش دارد (اراضی کلاس II و III). به طور کلی شوری مهمترین عامل محدودکننده خاکهای دشت ورامین در بخشهای میانی وجنوبی است. ۴-۳-۱- معادن یکی از سه مرکز عمده برداشت شن و ماسه و یکی از پنج مرکز عمده برداشت خاک رس استان تهران در شهرستان ورامین است. فعالیت این معادن بخشی از اراضی مناسب کشاورزی را برای همیشه از چرخه تولید خارج می کند البته در حال حاضر هیچ گونه فعالیت معدنی در این ناحیه صورت نمی گیرد. ۴-۳-۲- رویش طبیعی اداره منابع طبیعی شهرستان ورامین وسعت مراتع متوسط این شهرستان را ۱۲۹۰۸۱ و مراتع غنی را ۱۷۸۱۳ هکتار اعلام کرده که در مجموع وسعتی برابر ۱۴۶۸۹۴ هکتار را پوشش می دهند. البته در محدوده این دشت تاحد امکان اراضی هموار و مناسب به اراضی زراعی و باغ تبدیل شده اند. اراضی این منطقه از شمال دشت تا اواسط آن اراضی کلاس یک است که از نظر کشاورزی و آبیاری قابلیت بالایی دارند. خاکهای شور و سدیمی، آبهای زیرزمینی شور و نزدیک به سطح زمین و محدودیت زهشکی تنگناهای خاک و اراضی این منطقه است. اغلب خاکهای حاصلخیز این حوزه بجای اینکه مورد استفاده کشاورزی قرار گیرند محل تمرکز کوره های آجرپزی گردیده است که علاوه بر خارج نمودن بستر خاک کشاورزی از چرخه تولید خود پیامدهای زیست محیطی نامطلوبی دارد. نقشه تناسب اراضی برای کابری های عمده منبع : سازمان مسکن و شهرسازی استان تهران ، ۱۳۸۵ ۴-۴- کشاورزی بعد از بیان مباحث آب و هوایی به تاثیرات این موضوع بر کشاورزی شهرستان ورامین و جامعه کشاورز ساکن در مناطق زراعی می پردازیم . همانطور که در مباحث پیشین بیان شد شهرستان ورامین دارای اقلیمی گرم و خشک است که ریزش جوی بالنسبه پایین دارد. تمام این شرایط برای یک کشاورزی ایده آل شرایط سختی را فراهم می کند ، یکی از این شرایط دشوار وقوع خشکسالی است . در مواقعی که بارش به پایین ترین حد از میانگین موجود باشد ، خشکسالی به وقوع پیوسته است . اما چیزی که این مسأله را با اهمیت می کند به وقوع پیوستن این حالت در طی چند سال است . نکته حائز اهمیت در زمان وقوع خشکسالی تامین کردن آب مورد نیاز کشاورزان از طریق راه های علمی و احداث زیر ساخت های مفید و موثر و تغییر محصولات و شرایط کشت می باشد که در ادامه بدان می پردازیم . همانطور در نمودار ترسیم شده در نرم افزار DIC (خشکسالی ) از بارش های سالانه مشاهده می گردد اکثر سالها شهرستان با کمبود بارش دست به گریبان است به طوریکه در سال ۱۳۸۶ این میزان به پایین ترین حد ممکن خود رسیده است. نمودار۴- ۱- میزان بارندگی سالیانه در طی دوره آماری ۱۳۹۱-۱۳۸۱
۴-۴-۱- منابع آبی کشاورزی شهرستان در شهرستان ورامین ۲ رودخانه فصلی ، ۱۰۰ استخر ذخیره آب۴۷۴ حلقه چاه عمیق و نمیمه عمیق مجاز و ۱۲۰۰ حلقه غیر مجاز و ۹ قنات وجود دارد .همچنین سد ماملو با ذخیره آبی ۲۴۰ میلیون متر مکعب برای تامین نیاز شرب و کشاورزی تهران و ورامین در نظر گرفته شده است ، که سهم کشاورزی دشت ورامین ۹۰ میلیون متر مکعب است . میزان آب مصرفی کشاورزان ۶۵۰ میلیون متر مکعب می باشد که سهم آبهای زیرزمینی ۳۹۵ میلیون متر مکعب و آبهای سطحی رودخانه ها ۲۲۵ میلیون متر مکعب است ، که با توجه به میانگین بارش سالانه ۱۵۵ میلیمتر در سال ، می توان به عمق مشکلات کمبود آب کشاورزی پی برد . البته در بخش آب و خاک نسبت به احداث زیر ساخت های تولید در زمینه لوله گذاری (۷۰ کیلومتر ) ، پوشش انهار ( ۴۶۰ کیلومتر )، آبیاری تحت فشار {بارانی (۷۶۰۰ هکتار ) ، قطره ای ( ۳۴۰۰ هکتار )}اقداماتی صورت گرفته است. با این تفاسیر اگرچه کمبود بارش وجود داشته است اما این کمبود تا کنون لطمه ای به کشاورزی شهرستان وارد ننموده و حتی افزایش کشت هم در برخی از محصولات و شیوه های کشت نیز وجو دارد .در نمودار ۴-۲- در نرم افزار DIC(خشکسالی) با بهره گرفتن از چهار شاخص دما ، رطوبت نسبی ، روزهای بدون بارندگی . بارش تجمعی درصد نرمال بارندگی در طی سالهای ۱۳۸۱ تا ۱۳۹۱ به خوبی نشان می دهد که در سال ۱۳۸۶ مقارن با سال ۲۰۰۶تا ۲۰۰۷ میلادی در شهرستان خشکسالی وجود داشته است نمودار ۴-۲- درصد نرمال بارندگی در سالهای (۱۳۹۱-۱۳۸۱)
۴-۴-۲- وسعت اراضی شهرستان شهرستان ورامین دارای اراضی مستعد کشاورزی شهرستان ورامین زمینه مطلوبی برای رشد و توسعه این منطقه بوده و نشانگر هویت کار آفرینی در تمام مناطق آن است . خاک حاصل از آبرفت رودخانه جاجرود شرایط بسیار ایده آلی را برای کشت محصولات متنوع فراهم کرده است . حتی در سطح اراضی شهرستان گیاهان و درختانی رویش پیدا می کنند که حتی محصولات آنها از مبدا ، بسیار با کیفیت تر و قابل سرمایه گذاری می باشد ، که از جمله این محصولات کشت درختان پسته و یا کشت زعفران مرغوب در پایین دشت ورامین را می توان ذکر کرد . اما کمبود آب و نبود سیستم آبرسانی مناسب ، شرایط را تا حدودی غیر قابل پیش بینی کرده است بطوریکه ریسک کشت و کار دراین مناطق برای کشاورزان کم درآمد بسیار سخت و غیر قابل انجام است . حتی در مناطقی که جز پارک ملی کویر هم محسوب می شود ، دارای گیاهان شوری پسند ( هالوفیتها) و خشکی پسند (گز روفیتها) می باشد .بنابراین کویر ورامین هم دارای قابلیت رسیدگی و توجه می باشد . در طی سالهای اخیر ۱۹۰۰۰ هکتار از اراضی کشاورزی ورامین تسطیح و یکپارچه سازی شده است . مانند جداول ۴-۲- و ۴-۳- زیر میزان منابع طبیعی در دوره های آماری ۱۳۸۵ و ۱۳۹۰ در شهرستان را نشان می دهد . جدول ۴-۲- اراضی طبیعی در سال ۱۳۸۵
وسعت اراضی جنگل و مرتع بیابان اراضی زیر کشت
هکتار
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳-۵-۷-۲ بررسی میزان جذب پلیمر در اسید فولیک خالص
یک محلول با غلظت ppm 10 از اسید فولیک تهیه شد و به آن ۰۵/۰ گرم پلیمر MIP افزوده گردید محلول ها به مدت ۱۰ دقیقه در ۷=pH هم زده شدند. سپس محلول صاف شده و جذب محلول زیر صافی با دستگاه اسپکتروفتومتر مورد اندازه گیری قرار گرفت جدول(۳-۶).
پلیمر
غلظت اولیه ppm))
غلظت نهایی ppm))
درصد استخراج
MIP
۱۰
۹/۹
۱
جدول ۳- ۶ تعیین میزان جذب پلیمر در اسید فولیک خالص
۳-۵-۸ بررسی میزان جذب پلیمر بوسیله HPLC
برای بررسی کارایی MIP تهیه شده در جذب ناخالصی داروی اسید فولیک از سیستم آنالیز HPLC استفاده شد. برای انجام آزمایش به محلول های زیر نیاز است:
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
-
- محلول ppm 200 از ۶_هیدروکسی _۲ ،۴ ،۵_ تری آمینو پریمیدین تهیه شد.
-
- محلول ppm 200 و ppm 10 از اسید فولیک تهیه شد.
-
- مقدار ۱۰ میلی لیتر از محلول ۶_هیدروکسی _۲ ،۴ ،۵_ تری آمینو پریمیدین با ۱۰ میلی لیتر از محلول ۲۰۰ppm اسید فولیک در ۷ pH مخلوط شد.
-
- مقدار ۱۰ میلی لیتر از محلول ۶_هیدروکسی _۲ ،۴ ،۵_ تری آمینو پریمیدین با ۱۰ میلی لیتر از محلول۲۰۰ppm اسید فولیک به همراه ۰۵/۰ گرم پلیمر در ۷ pH به مدت ۱۰ دقیقه مخلوط شد و محلول زیر صافی جدا گردید.
* فاز متحرک برای آنالیز شامل مخلوطی از ۱۲ میلی لیتر متانول و ۴۴ میلی لیتر از محلول (g/L 4/5) دی پتاسیم هیدروژن فسفات می باشد و ۴۴ میلی لیتر از محلول (g/L 16/11) پتاسیم دی هیدروژن فسفات می باشد. پس از تهیه محلول ها، به داخل ستون HPLCتزریق شدند و کروماتوگرام های بدست آمده مورد بررسی قرار گرفتند. نکته ای که باید به آن دقت نمود این است که بعد از هر تزریق ، ستون با فاز متحرک شسته شود تا تداخلی در نمونه ها و پیک های رسم شده بوجود نیاید. فصل چهارم بحث و نتیجه گیری
۴-۱ سنتز پلیمر قالب مولکولی و پلیمر ناظر
برای سنتز این پلیمر، از تکنیک تودهای و برهمکنش غیرکووالانسی استفاده شد. همچنین با توجه به ساختار مونومر بکار رفته ودیگر عوامل کاربردی مشخص میشود که پلیمریزاسیون افزایشی ورادیکالی است.
۴-۱-۱ سنتز نانوذرات سیلیکا-سیلانA
به یک بالن ته گرد سه دهانه مقادیر تولوئن بعنوان حلال و نانو ذرات سیلیکا و سیلانA (MPTS) انتقال داده شد. این واکنش تحت حضور گاز نیتروژن برای حذف اکسیژن به مدت ۱۲ ساعت به طول انجامید. در پایان پس از سانتریفیوژ و شستشوی رسوب با تولوئن ترکیب نانوذرات سیلیکا-سیلانA بدست آمد که برای سنتز پلیمر مورد استفاده قرار گرفت.
۴-۱-۲ سنتز پلیمر قالب مولکولی ۶-هیدروکسی -۲ ،۴ ،۵- تری آمینو پریمیدین و پلیمر ناظر
ابتدا به یک بالن ته گرد سه دهانه حلالهای تولوئن-استونیتریل و مونومر عاملی؛متاکریلیک اسید و مولکول هدف که ۶-هیدروکسی -۲ ،۴ ،۵- تری آمینو پریمیدین (ناخالصی اسید فولیک) به بالن اضافه شد. تا این دو مولکول در حلالهای مناسبی که انتخاب شده برهمکنش مناسب را داده سپس نانو ذرات سیلانA-سیلیکا و ایجاد کننده پیوندهای عرضی؛اتیلن گلیکول دی متاکریلات و آغازگر؛ ˊ۲و۲-آزو بیس ایزو بوتیرو نیتریل اضافه شد. مخلوط مورد نظر به مدت ۲۰ دقیقه تحت گاز نیتروژن قرار گرفت تا اکسیژن حل شده در آن حذف گردد. چرا که وجود اکسیژن مانع از فرایند پلیمریزاسیون رادیکالی می شود. فرایند پلیمریزاسیون به مدت ۱۸ ساعت در حمام روغن ˚c60 ادامه یافت. بعد از پلیمریزاسیون یک مونولیت پلیمری سخت بدست آمد که در درون یک هاون خرد و پودر شد. سپس استخراج سوکسله به مدت ۱۲ ساعت انجام شد تا مولکول هدف با نسبت حجمی ۱:۹ (V/V) متانول/استیک اسید حذف گردید.سپس پلیمر چندین بار با متانول مطلق شستشو داده شد این عمل باعث از بین رفتن اسید استیک اضافی و دیگر ناخالصی های جذب شده احتمالی و همچنین خشک شدن سریع پلیمر می شوند. حال پلیمر خشک شده آماده برای آزمایش است. شیوه سنتز NIP دقیقا مشابه شیوه سنتز MIP است، تنها با این تفاوت که ناخالصی در فرایند تهیه NIP برداشته می شود. شرایط مقایسه این دو پلیمر معرف کیفیت تکنیک و روش کار میباشد همچنین کارایی و گزینش پذیری پلیمر سنتزی را مشخص میکند. ساختار دو پلیمر سنتز شده از طریق اسپکتروسکوپی FT-IR مورد بررسی قرار گرفت و ساختارشان تایید گردید. همچنین آنالیز نانوذرات سیلانA-سیلیکا و تعیین مورفولوژی پلیمر قالب مولکولی بوسیله پرتو X (XRD) و دستگاه (SEM) مورد بررسی و تایید قرار گرفت.
۴-۲ مکانیسم سنتز پلیمر قالب مولکولی
اساس قالب گیری مولکولی شامل سه مرحله است: ۱) تشکیل پلیمر اولیه به صورت کمپلکس بین مولکول هدف و مونومر عاملی ۲) پلیمریزاسیون کمپلکس اولیه ” مونومر-مولکول هدف ” در حضور عامل اتصال دهنده عرضی ۳) استخراج مولکول هدف از شبکه پلیمر
۴-۳ طیفهای FT-IR از پلیمرMIP و NIP
الف: NIP
ب:MIP شکل ۴- ۱ طیف FT-IR از NIP (الف)، MIP (ب)، در محدوده cm-1 4000-400 در بررسی طیف مادون قرمز این پلیمرها، مشاهده شد که هر دو پلیمر طیف های IR یکسانی دارند که نشان دهنده شباهت در ساختار پایهای آنهاست. در طیف IR، جذبهای سطحی به خاطر کشش OH کربوکسیل در (cm-1 ۳۵۰۰ )، کشش گروه کربونیل در( cm-1 ۱۷۳۰ )، کشش (C-O cm-11260 ) و ارتعاشات (C-H cm-1 ۲۹۵۹-۱۴۶۰-۱۳۹۰-۷۵۶ ) مشاهده شدند. علاوه بر نتیجه گیری در مورد یکسان بودن ساختار پایهای هر دو آنها، یک نتیجه مهم از طیفها حاصل شد که جذب نسبت داده شده به کشش C-H گروه متیلن(cm-1 ۲۹۸۹.۵۹)، کشش گروه کربونیل( cm-1 ۱۷۳۲)، کشش C-O (cm-1 ۱۲۶۱.۹۵) و ارتعاشات خمشی C-Hدر CH2 (cm-1 ۱۴۵۵.۲۰ ) برای پلیمر قالب مولکولی، تقریباً قویتر از جذبهای مربوط به پلیمر ناظر است. تقویت شدن فرکانس جذبی گروه کربونیل در پلیمر قالب مولکولی نشان دهنده افزایش میزان مشارکت گروه های C=O مربوط به اتیلن گلیکول دی متاکریلات میباشد. زیرا حضور ۶_هیدروکسی _۲ ،۴ ،۵_ تری آمینو پریمیدین سبب ایجاد فاصله بین زنجیرهای پلیمر می شود و بنابراین برای اتصالات عرضی بین این زنجیرها باید تعداد مولکولهای اتیلن گلیکول دی متاکریلات بیشتری به کار رود. در نتیجه این مشارکت بیشتر عامل شبکهساز، ارتعاشات کششی ذکر شده نیز در MIP نسبت به NIP بیشتر شده است.
۴-۴ طیف XRD پلیمر قالب مولکولی
شکل(۴-۲) طیف XRD پلیمر تهیه شده با بهره گرفتن از نانو ذره های سیلیکا که وجود این ذرات را تایید می کند این پیک در ۲۷ درجه شدتش بیشتر است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مکانیزم دیگر واکنش پایانی از طریق پدیده انتقال زنجیر[۱۳] است که به طریق متفاوت می تواند انجام گیرد. گیرد در این حالت فرایند رشد یک پلیمر متوقف می شود در حالی که فرایند پلیمریزه شدن ادامه دارد. ۱-۷-۲-۴ واکنش های انتقال زنجیر در پدیده مشاهده می شود که زنجیر در حال رشد زودتر از معمول بوسیله واکنش های انتقال زنجیر خاتمه می یابد. در این واکنش ها یک اتم هیدروزن از ماده انتقال دهنده در این واکنش جذب می شود اگر چه انواع دیگر اتم ها نیز می توانند در بعضی مواقع جذب شوند. این پدیده باعث از بین رفتن یک رادیکال و ایجاد رادیکال دیگر می شود و این رادیکال تولید شده قادر به انجام مرحله انتشار نبوده و در نتیجه رشد زنجیر پلیمر متوقف می گردد.بیشترین و بارزترین اثر انتقال زنجیر کاهش طول زنجیر پلیمر است.انواع مختلفی از انتقال زنجیر می تواند رخ دهد. ۱) انتقال زنجیر به حلال یک اتم هیدروژن از مولکول حلال جدا و به انتهای رادیکالی زنجیر پلیمر متصل می شود که این باعث تشکیل رادیکال روی حلال می گردد (شکل۱-۲۰). شکل ۱- ۲۰ انتقال زنجیر از پلی استایرن به حلال انتقال زنجیر به حلال به عوامل مختلفی مانند مقدار حلال(حلال بیشتر- انتقال زنجیر بیشتر)، قدرت پیوند درگیر در مرحله انتقال(پیوند ضعیفتر- انتقال زنجیر بیشتر) و پایداری رادیکال حلال(پایداری بیشتر- انتقال زنجیر بیشتر) بستگی دارد. هالوژنها بجز فلوئور می توانند براحتی منتقل شوند. ۲) انتقال زنجیر به مونومر یک اتم هیدروژن از مونومر جدا می شود. طی این مرحله یک رادیکال روی مولکول مونومر ایجاد شده که بدلیل پایداری رزونانسی مانع از انتشار بیشتر زنجیر پلیمر می شود (شکل۱-۲۱). شکل ۱- ۲۱ انتقال زنجیر از پلی پروپیلن به مونومر ۳) انتقال زنجیر به آغازگر یک زنجیر پلیمر با آغازگر واکنش داده و رشد زنجیر متوقف می شود. طی این مرحله یک آغازگر رادیکالی جدید تولید شده که می تواند منجر به آغاز رشد زنجیرهای پلیمر جدید شود (شکل۱-۲۲)، بنابراین بر خلاف دیگر حالتهای انتقال زنجیر، انتقال زنجیر به آغازگر امکان انتشار بیشتر پلیمر را فراهم می کند. بعنوان مثال آغازگرهای پر اکسید که به انتقال زنجیر بسیار حساس هستند.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
شکل ۱- ۲۲ انتقال زنجیر از پلی پروپیلن به آغازگر دی ترسیو بوتیل پر اکساید ۴) انتقال زنجیر به پلیمر یک رادیکال از یک زنجیر پلیمر با یک اتم هیدروژن از زنجیر پلیمر دیگر جانشین می شود (شکل۱-۲۳). این عمل باعث پایان رشد یک زنجیر پلیمر شده اما به زنجیر پلیمر دیگر اجازه شاخه دار شدن می دهد. وقتی این مکانیسم رخ دهد جرم مولی متوسط پلیمر تقریباً ثابت باقی می ماند. شکل ۱- ۲۳ انتقال زنجیر از پلی پروپیلن به یک پلی پروپیلن دیگر ۱- ۸ روش های جداسازی یک ماده شیمیایی مورد نیاز همواره باید خالص سازی شود سپس برای اهداف مورد نظر بکار رود از این رو به کلیه روشها و فرآیندهای فیزیکی و شیمیایی که در این راستا بکار می روند روش های جداسازی می گویند. هدف از جداسازی حذف مزاحمتها و بالا بردن کیفیت و تاثیر ماده مورد نظر می باشد.از جمله روشهای جداسازی میتوان به تهنشینی، تبخیر، تقطیر، استخراج مایع- مایع، استخراج فاز جامد، استخراج قطرهای، استخراج با گاز، کروماتوگرافی و… اشاره کرد. استخراج یکی از روش های جداسازی است که مستلزم انتقال جسمی از یک فاز به فاز دیگر می باشد. در بعضی مواقع لازم است برای بازیابی یک جسم آلی از محلول آبی از راههایی غیر از تقطیر استفاده شود. یکی از این راه ها تماس دادن محلول آبی با یک حلال غیر قابل امتزاج با آب است. اگر حلال خاصیت جداسازی را داشته باشد بیشتر مواد آلی از لایه آبی به حلال آلی (حلال غیر قابل امتزاج با آب) انتقال پیدا می کند. که در بین این روشها روش استخراج مایع- مایع به طور گسترده در جدا کردن ترکیبات آلی و معدنی از مخلوط استفاده می شوند که البته انتخاب حلال در آن بسیار مهم است. حلال انتخاب شده برای استخراج باید درجه خلوص بالا داشته باشد و قابلیت حل شدن آن در آب و یا هر ماده دیگری که جسم آلی را در خود حل کرده کم باشد و یا بهتر از آن اینکه اصلاً حل نشود. همچنین باید فرار باشد تا به راحتی بتوان آنرا از ترکیب یا ترکیبات آلی استخراج شده، تقطیر نمود. با توجه به مطالب فوق جسم استخراج شونده باید در حلال استخراج کننده به خوبی حل شود و قابلیت انحلال در این حلال خیلی بیشتر از آب باشد. ضمنا حلال استخراج کننده هیچ نوع واکنشی با آب یا مواد قابل استخراج نباید بدهد. از طرف دیگر استفاده از حجم زیاد حلال ، تشکیل امولسیون و دشواری در اجرا و مقرون به صرفه نبودن از معایب این روش می باشد. ۱-۹ استخراج فاز جامد[۱۴](SPE) این روش استخراج، یک فرایند جداسازی است که بر اساس آن ترکیباتی که در یک مخلوط مایع حل شده(حلال) یا به حالت تعلیق درآمده اند با توجه به خواص فیزیکی و شیمیایی خود از ترکیبات دیگر مخلوط جدا می شوند. این تکنیک به عنوان یک روش معمول برای استخراج آنالیت از ماتریکسهای پیچیده در آزمایشگاهها کاربرد دارد. و می تواند برای جداسازی آنالیت از نمونه های مختلف مانند ترکیبات دارویی، آلاینده های محیط زیست، نمونه های بیولوژیک و…. مورد استفاده قرار گیرد. ۱-۹-۱ مراحل استخراج فاز جامد این تکنیک با بهره گرفتن از املاح محلول یا معلق در یک مایع(فاز متحرک) و یک جامد که نمونه از آن عبور می کند(فاز ساکن) برای جداسازی جزء مورد نظر عمل می کند. بطور کلی استخراج فاز جامد در چهار مرحله صورت می گیرد (شکل۱-۲۴):
-
- آماده سازی: در این مرحله یک حلال آلی از میان فاز جامد در داخل کارتریج عبور داده می شود.
-
- جذب آنالیت روی فاز جامد: در مرحله دوم آنالیت را آرام آرام و به طور پیوسته به داخل فاز جامد عبور می دهند.
-
- شستشوی: بوسیله ی حلالی که خود آنالیت را شستشو نمی دهد فقط مزاحمت هایی که همراه با آنالیت در فاز جامد جذب شده اند را پاک می کند.
-
- شویش:از یک فاز آلی جهت شویش استفاده می شود که ذرات آنالیت موجود در فاز جامد را استخراج می کند.
شکل ۱- ۲۴ مراحل استخراج فاز جامد :۱) آماده سازی،۲) جذب آنالیت روی فاز جامد،۳) شستشو،۴) شویش ۱-۹-۲ عوامل موثر بر استخراج با فاز جامد: ۱- pH محلول: برای حذف کامل مزاحمت ها و استخراج انتخابی آنالیت ها بایستی pH محلول بهینه سازی شود. ۲- نوع حلال: بسته به نوع آنالیت برای جداسازی حلال های مختلف مورد استفاده قرار می گیرد. ۳- حجم جذب و واجذب نمونه: هر چه مقدار آنالیت جذب شده به مقدار آنالیت واجذب شده نزدیکتر باشد مقدار بازده استخراج بیشتر است. ۱-۹-۳ مزایای استخراج فاز جامد دلایل برتری استخراج فاز جامد با استخراج مایع- مایع عبارتند از:
-
- این روش بسیار سریع و آسانی و مقرون به صرفه است.
-
- مصرف حلال در این روش بسیار کمتر می باشد.
-
- در این روش نیاز به یک کارتریج کوچک است در حالی که استخراج مایع- مایع به بطری های شیشه ای زیاد آزمایشگاهی نیاز دارد.
-
- کارتریج مورد استفاده در این روش نسبتا ارزان است و این کارتریج می تواند بازیابی شده و برای آزمایش های دیگر استفاده شود.
-
- کارتریج ساخته شده از جنس پلی پروپیلن است و آلودگی محیط زیست آن ناچیز است.
-
- ذرات چربی تشکیل شده در آب که در استخراج مایع – مایع برای نمونه های بیولوژیکی و آب فاضلاب مشکل ساز می باشد در این روش مشکلات عمده بوجود نمی آورد.
-
- انعطافپذیری استخراج با فاز جامد بیشتر از استخراج مایع- مایع میباشد. حلالهای در این روش در گستره بیشتری قرار دارد، اما برای استخراج مایع- مایع محدود و حلالهای به شدت آبدوست نیاز میباشد. گزینش پذیری در این روش با توجه به انتخابی بودن حلال افزایش می یابد.
۱-۹-۴ خصوصیات فاز جامد ۱-پایداری شیمیایی داشته باشد. ۲-قابلیت جذب و واجذب انتخابی داشته باشد. ۳-اندازه ذرات کوچک باشد تا سطح تماس بیشتر شود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
داده های دستگاه GC برای فنیل جیوه کلراید ۷۵
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
فهرست منحنی ها عنوان مقدمه (۴-۲) درصد استخراج فنیل جیوه کلراید بر اساس زمان ۷۴
درصد استخراج فنیل جیوه کلراید بر حسب pH 75 سطح زیر پیک فنیل جیوه کلراید در غلظت های متفاوت ۷۵ چکیده در این پروژه پلیمر قالب مولکولی جهت استخراج انتخابی فنیل جیوه کلراید تهیه شد. برای تهیه این پلیمر از متاکریلیک اسید (مونومر عاملی)، اتیلن گلیکول دی متاکریلات (عامل برقراری اتصالات عرضی)، ۲وˊ۲-آزوبیس ایزو بوتیرو نیتریل (آغازگر)، فنیل جیوه کلراید (مولکول هدف) و کلروفرم (حلال) انجام شد. مواد اولیه پلیمریزاسیون در لوله های موئین قرار داده می شود. پس از اعمال عملیات حرارتی در نهایت لوله موئین را داخل اسید هیدرو فلوئورید انداخته تا شیشه ی آن را خورده و فیبر بیرون بییاید. حاصل پلیمریزاسیون رادیکالی تشکیل فیبر لوله ای پلیمر قالب مولکولی غیر کوالانسی (MIP) می باشد. به دلیل وجود بر همکنش های غیر کوالانسی بین مولکول هدف و مونومر عاملی مولکول هدف به کمک شستشو حذف می شود و پلیمر قالب گیری شده بدست می آید. جهت مقایسه کارایی این پلیمر، پلیمر دیگری نیز با همین روش و همین مواد اولیه ساخته شد ( NIP پلیمر ناظر)، تنها با این تفاوت که پلیمر جدید فاقد مولکول هدف در ساختار خود است. طیف هر دو پلیمر سنتز شده از طریق اسپکتروسکوپی FT-IR مورد بررسی قرار گرفت هر دو پلیمر دارای شباهت ساختاری هستند همچنین وجود حفره در پلیمر قالب مولکولی با مقایسه دو طیف قابل توجیح میباشد. پلیمر قالب مولکولی سنتز شده با پلیمر شاهد مقایسه شد. خواص پلیمر قالب مولکولی، قابلیت تشکیل پیوند و خاصیت گزینش پذیری پلیمر مورد نظر مورد بررسی قرار گرفت. همچنین جهت بهینه سازی شرایط جذب پارامترهای مختلف از قبیل pH، زمان جذب، دما و غلظت نمک بررسی شدند. کلمات کلیدی:پلیمر قالب مولکولی، فنیل جیوه کلراید فصل اول : گونه شناسی جیوه و کاربرد آن در صنعت و ایجاد بیماری ها
تعریف گونه شناسی گونه شناسی [۱] کلمه ای است که از علوم بیولوژیکی قرض گرفته شده است و به صورت یک مفهوم در شیمی تجزیه در آمده است و بیانگر فرم شیمیایی ویژه یک عنصر است که بایستی بطور منفرد مورد بررسی قرار گیرد. دلیل تاکید بر گونه شناسی بدین جهت است که مشخصات یک گونه از یک عنصر ممکن است چنان تاثیر شدیدی بر روی سیستمهای زنده بگذارد (حتی در مقادیر بسیار اندک) که تعیین غلظت کل عنصر ارزش کمی در برابر تعیین غلظت آن گونه مورد نظر خواهد داشت. نمونه مهم از این نوع جیوه و قلع می باشند که گونه های معدنی این عناصر بسیار بی خطرتر از فرم آلی آنها می باشد. بدون شک شیمیدانان تجزیه مجبور به گونه شناسی عنصری می باشند و بایستی بدنبال روشهایی باشند که، اطلاعات کمی و کیفی در مورد ترکیبات شیمیایی که بر روی کیفیت زندگی اثر می گذارد، قرار دهد. قبل از تعریف گونه شناسی عنصری و گونه ها بهتر است در ابتدا اطلاعاتی تاریخی در مورد چگونگی پیدایش این شاخه در شیمی تجزیه بیان کنیم. شیمی تجزیه به عنوان یک علم از اوایل قرن نوزدهم ظهور نمود. مهمترین مرحله از آن انتشار کتابی از ویلیام استوارد[۲] به نام اساس علمی شیمی تجزیه [۳] در سال ۱۸۸۴ می باشد. عبارت آنالیز مواد ناچیز[۴] به قرن بیستم و شناخت این واقعیت که عناصر بسیاری وجود دارند که اندازه گیری غلظت آنها در مقادیر بسیار کم دارای اهمیت فراوانی می باشد برمی گردد. در طول دهه های اخیر تمامی تلاشها به منظور اندازه گیری غلظت عناصر در مقادیر بسیار کم متمرکز گردیده است و دانشمندان روش های جدیدی به منظور افزایش حساسیت گسترش داده اند. تنها از دهه ۱۹۶۰ به بعد بود که سوالهایی در مورد گونه های شیمیایی مختلف عناصر جزئی و نیاز به روش های شیمیایی برای اندازه گیری آنها گسترش یافت. این پیشرفتها تا جایی ادامه یافت که امروزه تحقیقات بر روی عناصر جزئی عمدتا بر روی گونه شناسی آنها متمرکز است. ۱-۱-۲٫ تعریف گونه شناسی عنصری و جز به جز کردن ایوپاک[۵] گونه شناسی عنصری را به این صورت تعریف نموده است: گونه های شیمیایی : فرم ویژه یک عنصر که می تواند یک ایزوتوپ، یک حالت اکسیداسیون یا الکترونی ، کمپلکس و یا ساختمان ملکولی را در برگیرد. آنالیز گونه شناسی:[۶] فعالیتهای تجزیه ای که برای شناسایی و اندازه گیری کمیت برخی از گونه های شیمیایی منفرد در نمونه انجام می گیرد. گونه شناسی یک عنصر: توزیع یک عنصر در میان گونه های شیمیایی مشخص در یک سیستم. وقتی گونه شناسی عنصری امکان پذیر نیست عبارت جز به جزکردن[۷] بکار می رود که به صورت زیر تعریف می شود: فرایند تقسیم بندی یک آنالیت یا یک گروه از آنالیتها از یک نمونه مشخص مطابق خواص فیزیکی (اندازه و انحلال پذیری) یا خواص شیمیایی (بطور مثال خواص تشکیل پیوند یاواکنش پذیری ) بنا بر گفته ایوپاک تعیین غلظت گونه های متفاوت که مجموع غلظت کلی یک عنصر را تشکیل میدهند، اغلب امکان پذیر نیست در بیشتر موارد گونه های شیمیایی حاضر در نمونه به اندازه کافی پایدار برای شناسایی نیستند و در طول روش ممکن است که مقدار آن گونه در برابر گونه های دیگر تغییر کند. برای مثال این تغییرات می تواند با تغییرات pH در طول اندازه گیریها که باعث تغییر تعادل در بین گونه ها می شود رخ دهد. ۱-۲٫ مشکلاتی که بر سر راه گونه شناسی وجود دارد در حالیکه انگیزه برای گونه شناسی عناصر در حال افزایش می باشد این مطلب روز به روز آشکارتر می گردد که با مشکلات زیادی در این کار روبه رو هستیم. سوالات اصلی که با آن روبه رو می شویم عبارتند از: گونه ای که می خواهیم اندازه گیری کنیم چیست؟ چگونه بایستی گونه ها را ذخیره کنیم؟ چگونه ما می توانیم مقادیر جزئی گونه مورد نظر را شناسایی کنیم ؟ چگونه ما می توانیم این گونه ها را کالیبره کنیم در حالیکه بسیاری از آنها بطور تجاری در بازار موجود نیستند؟ چگونه اعتبار روش خود را اثبات کنیم؟ پیشرفتهای اخیر درجهت افزایش حساسیت دستگاهای تجزیه ای نقش قاطعی درگسترش گونه شناسی داشته است. در حالیکه حد تشخیص این روشها برای اندازه گیری بسیاری از آلاینده ها کافی است اما این مقدار هنوز برای اندازه گیری گونه ها در نمونه های حیوانی و انسانی کافی نیست. زیرا چنین گونه هایی بطور طبیعی در این بافتها یافت نمی شوند و در اثر عوامل محیطی به بدن موجود زنده وارد می گردند بنابراین مقدار آنها بسیار اندک می باشد. با وجود آنکه مقدار این عناصر بسیار کم می باشد اما این بدین معنی نیست که وجود آنها در بدن بی ضرر می باشد بلکه معمولا این گونه ها با همان مقدار اندک خطرات بسیاری را برای موجودات زنده به وجود می آورند. به منظور آنکه بتوانیم تاثیر غلظت پایین گونه های عنصری را بدست آوریم ما مجبور هستیم که روش های جداسازی و تکنیکهای تشخیص را که بدین منظور ما را یاری می دهند گسترش دهیم. این نیاز برای گونه شناسی وقتی که قوانینی برای حد مجاز گونه های خاص از عناصر( بجای غلظت کل) تصویب گردد حادتر می گردد، زیرا هر گونه خاص ریسک سلامتی یا سود خاصی را خواهد داشت.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در یک بررسی جامعهشناختی، جمعیت کنونی بحرین در هفت دسته جای میگیرد: یک، خانواده حاکم(آل خلیفه)؛ دوم، سنیهایی که اصلیت آفریقایی دارند و طی فرایند بردهفروشی و خرید برده در قرنهای ۱۸ و ۱۹ وارد بحرین شدند؛ سوم، سنیهایی که اصلیت عرب دارند و ریشه آنان به قبایل جزایر اطراف بحرین میرسد؛ چهارم، سنیهایی که تحت عنوان “هوله” معروفاند. اینان نیز اصلیت عرب دارند و از اهالی اطراف جزایر بحرین هستند؛ پنجم، طبقهای که به “بحارنه” معروفاند، شیعیان اصیل بحرینی هستند؛ ششم، طبقهای که به عجم معروفاند و از ایران به بحرین مهاجرت کردهاند و بهمرورزمان جزئی از جمعیت بحرین شدهاند؛ هفتم، دستهای کوچک و پراکندهای از اقوام مختلف دیگر هستند(بحرانی،۹:۱۳۸۱). شیعیان بحرین همواره مناصب سیاسی و فرصتهای اقتصادی محدودی داشتهاند و از تبعیضهای گوناگون مذهبی رنجبردهاند،که میتوان به ممانعت در استخدام در بخشهای دولتی، بهویژه پلیس، نیروهای مسلح و وزارت خانه های مهمی چون وزارت کشور، وزارت خارجه، وزارت دفاع و نهادهای امنیتی اشاره کرد. درواقع در شرایطی که، اپوزیسیون شیعه میتواند بهراحتی هزاران نفر را وارد خیابان کند؛ به دلیل آن است که در این کشور هیچ راه قانونی برای اصلاحات سیاسی در دست نیست ؛ زیرا مسئولان حکومتی، اکثریت را در مجلس و همچنین نیروهای نظامی کشور را در اختیاردارند؛ که با این دو اهرم، جلوی هر اعتراضی را میگیرند. (Gengler,2011:213)
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
ازنظر مسائل سیاسی، اعضای خاندان حاکم آل خلیفه، در اخذ کارها و مقامات دولتی مقدم بر دیگراناند و بههیچروی به شایستهسالاری روی نمیآورند. (بحرانی،۱۰۸:۱۳۸۱) سیاست خاندان حاکم در بحرین مبنی بردادن تابعیت بحرینی به مهاجرین سنی مذهب کشورهای دیگر موجب ناخرسندی شیعیان بحرین و اعتراضات آنان شده است؛ این عامل همواره به دلیل تلاش برای از اکثریت انداختن شیعیان در بحرین اعمال میشود. تنشهای موجود بین شیعیان و خاندان حاکم (آل خلیفه) ریشه تاریخی در تفاوتهای طبقاتی و فرهنگی دو گروه و همچنین وابستگی دیرینه آل خلیفه به قدرتهای خارجی (آمریکا و عربستان سعودی) و استفاده از کارگران خارجی بهمنظور از اکثریت انداختن شیعیان در این کشور باهدف حفظ حکومت خود بوده است. بهطورکلی مهمترین ویژگی حکومت آل خلیفه که در طول تاریخ باعث نارضایتی مردم شده را میتوان در تبعیض مذهبی و اقتدارگرایی خلاصه نمود؛ برای نمونه در دهه ۱۹۸۰ نارضایتیهای عمومی از حکومت و سیاست تبعیضآمیز آن به تشدید مخالفتها و برخوردهای طولانی بین نیروهای امنیتی و فعالان سیاسی انجامید. (مجتهد زاده ، ۴۹۶:۱۳۷۹) تحولات بحرین بیش از آنکه تابعی از تحولات منطقه و بینالملل باشد، محصول تحولات داخلی و مطالبات مشروع مردمی بوده است. آنهم در شرایطی که اکثریتقریببهاتفاق مردم، مورد تبعیض افقی و عمودی قرار گرفتند. یعنی این تبعیض هم درباره مردم غیر شیعی مشاهدهشده و هم تبعیض عمیق درباره سایر مردم این کشور اعمالشده است. (قادری،۱۳۹۱: ۷) رهبران بحرین همواره، از تقابل مردم با حکومت سلطنت مطلقه و مستبد گونه خود نگران هستند و راهحل این چالش را سرکوب و کشتار شیعیان میدانند. حکومت بحرین همواره در تلاش بوده است تا، بافت جمعیتی این کشور را باهدف از اکثریت انداختن شیعیان تغییر دهد. درکل میتوان فرقهگرایی و تبعیض علیه شیعیان را بارزترین ویژگی حکومت آل خلیفه دانست. در مورد بحرین متأسفانه این واقعیت بسیار پررنگ جلوه میکند و بهحق باید شیعیان این کشور را اکثریتی فراموششده دانست. (قربان پور ، ۹۰:۱۳۸۵) ۴-۲- عوامل موثر برشکلگیری بحران بحرین تظاهرات ضد دولتی چندین کشور در خاورمیانه در اوایل سال ۲۰۱۱ گریبان گیر بحرین نیز شد. معترضان، با الهام از رویدادهای اخیر در مصر و تونس، تظاهرات خود را در۱۴فوریه۲۰۱۱ آغاز کردند که این تنش در میان توده مردمی با طبقه حاکم در جریان است. جمعیت معترضان در ۲۲ فوریه همان سال به اوج خود رسید و بیش از یکصد هزار معترض در میدان مروارید گردهام آمدند. . (Ibish, 2011: 41) شرایط و ساختار سیاسی و روابط خاص دولت و جامعه در بحرین و بهویژه رویکرد رژیم سیاسی خاندان آل خلیفه،زمینهساز هرگونه تحول و اعتراضات مردمی در این کشور است . ماهیت رژیم سیاسی بحرین، پادشاهی مشروطه است . مطابق با قانون اساسی این کشور، ظاهراً قوای سهگانه مستقل بوده، مجاز به اعمالنفوذ در وظایف و اختیارات یکدیگر نیستند؛ اما در عمل تمامی سه قوه زیر نظر مستقیم امیر بحرین قرار دارد که همراه با ولیعهد و نخستوزیر بر کشور حکمرانی میکنند. طبق قانون اساسی بحرین، امیر بحرین حاکم و رئیس کشور است و بزرگترین فرزند ذکور وی ، بهعنوان جانشین تعیین میشود.(آدمی، ۱۳۹۱: ۱۴۹) با درگذشت شیخ عیسی بن سلمان و به قدرت رسیدن فرزند وی حمد بن عیسی،پادشاه کنونی بحرین، خاندان آل خلیفه تلاشهای جدیدی را برای افزایش مشروعیت آغاز کرد . شیخ حمد در فوریه ۲۰۰۱ ، با برگزاری همهپرسی در خصوص منشور ملی و تصویب آن، ضمن تغییر نام امیرنشین بحرین به پادشاهی، حیات پارلمانی را از طریق دو مجلس شورا و نیابتی به این کشور بازگرداند. در انتخابات پارلمانی سال ۲۰۰۲ ، اغلب گروههای مهم شیعی مانند وفاق اسلامی به علت برخی ملاحظات قانون اساسی، در آن شرکت نکردند، اما این حزب بهعنوان نماینده اصلی شیعیان بحرین در انتخابات سالهای ۲۰۰۶ و ۲۰۱۰ ، مشارکت کرد و توانست به ترتیب ۱۷ و ۱۸ کرسی از مجموع ۴۰ کرسی مجلس بحرین را به دست آورد. باوجود مشارکت احزاب شیعی در انتخابات پارلمانی و کسب برخی کرسیها، همواره این احساس در شیعیان بحرین وجود دارد که آنها از شرکت جدی و تأثیرگذار در ساختار قدرت محروم هستند و توزیع کرسیهای پارلمانی در مناطق شیعی و سنی بحرین بهگونهای است که شیعیان در شرایط کنونی هیچگاه نمیتوانند بیش از ۱۸ کرسی از مجموع ۴۰ کرسی مجلس و اکثریت را در این مجلس از آن خود کنند. (آدمی، ۱۳۹۱: ۱۵۰) خاندان آل خلیفه برای آنکه اکثریت مجلس فرمایش را نیز نمایندگان شیعی تشکیل ندهند، طبق گزارشهای مرکز حقوق بشر بحرین اقدام به صدور ویزا و اعطای تابعیت بحرینی به شهروندان سنی مذهب دیگر کشورهای حاشیهی خلیجفارس می کند.(Katzman, 2011: 3) این در حالی است که دولت بحرین فشارهای زیادی را بر شهروندان شیعهمذهب بحرینی اعمال میکند و مانع از اعطاء امتیاز شهروندی به اقوام شیعهمذهب «بیدون» که قرنهاست در بحرین زندگی میکنند ، میشود. شیعیان در بحرین از حضور در پستهای نظامی و امنیتی محروم هستند و دولت آل خلیفه از طریق صدور روادید برای شهروندانم سنی مذهب اردنی، یمنی و عراقی کمبود نیروهای دفاعی و امنیتی خود را جبران میکند. دولت بحرین همواره فقدان صلاحیتهای علمی شیعیان برای تصاحب پستهای کلیدی را،عامل اصلی برای این تبعیض معرفی کرده است و این در حالی است که ۷۰ درصد از فارغالتحصیلان دانشگاهی در این کشور را شیعیان تشکیل میدهند. (ابراهیمی،۱۳۹۱: ۱۱۹) به دنبال انتخابات مجلس این کشور در سال ۲۰۱۰ که شائبهی تقلب سیستماتیک در آن از سوی شیعیان به خاندان آل خلیفه وارد شد ، دولت این کشور دست به سرکوب سنگین مخالفان و فعالان حقوق بشری زد، سرکوبی که نویدبخش بازگشت بحرین به تحولات سال ۱۹۹۰ بود.این سرکوبها با نارضایتیهای شدید اجتماعی و اقتصادی که از سطح بالایی از بیکاری جوانان و فساد دولتمردان ناشی میشد همراه شده بود.تحولات بحرین سبب به لرزه درآمدن جهان عرب، قبل از انقلابهای تونس و مصر شده بود.در همین شرایط بود که معترضین اقدام به سازماندهی اعتراض هماهنگ در ۱۴ فوریهی ۲۰۱۱ نمودند. تمرکز و هدف اصلی سازمان دهندگان این اعتراض تضمین مشارکت سیاسی و پاسخگویی دولتمردان بود و در ابتدا هیچگونه تغییر ساختاری در این کشور را مدنظر نداشتند.اعتراضات روز خشم در بحرین با دهمین سالگرد تصویب منشور سال ۲۰۰۱ که به دنبال اعطای حقوق سیاسی و شهروندی بیشتر به مردم این کشور بود همزمان شده بود. (Coates Ulrichsen, 2013: 2) بحرین از کشورهایی است که با توجه به زمینههای داخلی ، شاهد تجربهی خیزشهای مردمی بوده است.تظاهرات کنندگان بحرینی بهطور مشخص پنج درخواست اصلی از دولت آل خلیفه داشتند:
-
- محدود کردن قدرت آل خلیفه از طریق تغییر قانون اساسی
-
- افزایش اختیارات شورای نمایندگان
-
- رفع معضل بیکاری و افزایش فرصتهای شغلی
-
- جایگزین کردن پستهای حساسی که تحت کنترل خاندان آل خلیفه است
-
- اصلاح قانون انتخابات و آزادی بیشتر انتخاباتی.(ابراهیمی، ۱۳۹۱: ۱۱۴)
اگرچه رویکردهای فرقهگرایانهی خاندان آل خلیفه موجب شده است تا بیشتر شهروندان شیعهمذهب این کشور تحتفشار باشند، اما دامنهی اعتراضات و مخالفتها نسبت به سیاستهای دولت به اقشار سنی مذهب این کشور نیز رسیده است. جهتگیری دولت مانع از توزیع مناسب ثروت و قدرت در جامعهی بحرین و باعث بروز اختلافات طبقاتی و شکاف اجتماعی سرسامآور در این کشور شده است. (ابراهیمی،۱۳۹۱: ۱۱۹) باوجودآنکه اعضای خاندان سلطنتی تنها ۲ درصد از جمعیت کشور بحرین را تشکیل میدهند، ۱۷ درصد از پستهای کلیدی و نیمی از سمتهایی مانند وزارت و استانداریها را در اختیاردارند.از طرف دیگر وزرای وزارت خانههای حساس و کلیدی چون وزارت دفاع، داخلی، امنیت و نخستوزیر و رئیس قوهی قضائیه همواره از بین اعضای خاندان سلطنتی انتخاب میشوند.در عرصهی اقتصادی نیز بخش اعظم سهام کمپانیها و شرکتهای داخلی تحت کنترل اعضای خاندان آل خلیفه است و این در حالی است که اکثر جوانان بحرینی با معضل بیکاری روبهرو هستند. لذا بسترهای وقوع خیزشهای مردمی در این کشور را نمیتوان صرفاً به جهتگیریهای فرقهگرایانه خاندان حاکم تقلیل دهیم بلکه شکافهای عمیق اقتصادی،سیاسی و اجتماعی خاندان حاکم با دیگر افراد جامعه اعم از سنی و شیعه موجب شده تا خیزشها در بحرین رنگ و بویی مردمی به خود بگیرد و اقشار مختلف جامعه را بدون در نظر گرفتن تفاوتهای مذهبی به خیابانها هدایت کند. (ابراهیمی،۱۳۹۱: ۱۲۱) فعالیت سیاسی مردم بحرین اکثراً توسط جنبشهایی نظیر جبهه آزادیبخش بحرین، جبهه اسلامی برای آزادی بحرین، حزبالله بحرین، حرکت هستههای انقلابی، حزب الدعوه، حرکت ستمدیدگان بحرین و دیگر حرکتها و جنبشها سازماندهی میشود. (مصلی نژاد ،۱۶۲:۱۳۹۱) جمعیت وفاق ملى اسلامی بزرگترین و برجستهترین حزب سیاسى شیعه است که به همراه احزاب دیگر شیعى همچون حزب عمل اسلامی و حزب رساله در قیامهای اخیر بحرین حضور فعال داشتهاند.این مسئله خطرات بسیارى را براى دیگر حاکمان دیکتاتور در منطقه ایجاد میکند و بیشتر از همه عربستان را مورد هدف قرار میدهد. در عربستان اگرچه عمده جمعیت، اهل تسنن هستند و حاکمیت نیز مثل بحرین در دست آنهاست اما عمده منابع نفتى در کشورهاى اسلامى و حوزه خلیجفارس مثل عربستان سعودى در مناطقى قرار دارد که شیعیان در آن ساکن هستند(حجت شمامی،۱۳۹۰: ۳۷). بهطورکلی میتوان ریشههای بحران بحرین را اینگونه دستهبندی کرد:
-
- حکومت اقلیت سنی بر اکثریت شیعیان
جمعیت آل خلیفه که بر بحرین حکومت میکنند حدود ۳۰۰۰ نفر هستند که تمام مناصب حکومتی را قبضه کردهاند. بهطوریکه غیر از منصب پادشاهی دیگر مناصب حکومتی نیز در دست آنها قرار دارد. در این میان نخستوزیر بحرین شیخ خلیفه بن سلمان آل خلیفه از ۱۹۷۱ تاکنون منصب نخستوزیری را بر عهده دارد و طی این سالها سرکوب مردم به دست ایشان انجامشده است.
-
- ممانعت از مشارکت سیاسی شیعیان
در راستای حکومت اقلیت بر اکثریت مناصب حکومتی به شیعیان داده نمیشود. جالب آنجا که حکومت با ترفندهای مختلف سعی دارد فشار این جمعیت اکثریتی را خنثی کند؛ چنانکه در انتخابات مجلس،انتخابات به شکلی مهندسیشده بود که در بهترین حالت تنها ۱۸ نماینده شیعه میتوانستند وارد مجلس شوند.
-
- تغییر بافت جمعیتی بحرین،
حکومت بحرین برای تغییر بافت جمعیتی این کشور به نفع اهل سنت به مهاجران سنی از کشورهایی چون پاکستان، بنگلادش، اردن و… تابعیت داده که اکثر آنها هیچ تخصصی هم ندارند و به امید گرفتن زمین به بحرین میآیند. همچنین حکومت بحرین از این افراد در تشکیلات نظامی و پلیس استفاده میکند که خود نشان از تبعیض شدید مذهبی در این کشور دارد.
-
- فاصله طبقاتی و توزیع ناعادلانه ثروت.
عامل دیگری که در شکلگیری انقلاب اخیر مؤثر بود توزیع ناعادلانه ثروت و عمق یافتن فاصله طبقاتی بود. ثروت در بحرین در اختیار گروه اندکی است و این در حالی است که اکثریت جامعه در زیرخط فقر زندگی میکنند. بر اساس گزارش رسمی سازمان ملل متحد هر شخصی که در بحرین کمتر از هزار دلار در ماه درآمد داشته باشد، زیرخط فقر قرار دارد این در حالی است که درآمد متوسط شهروندان بحرینی حدود ۵۰۰ دلار در ماه است. این امربر چالش موجود بین شیعه – سنی منطبق شده و اعتراضات را شعلهور کرده است(هاشمی نسب،۱۳۸۹: ۲۶) ۴-۳- واکنش دولت آل خلیفه به تحولات انقلابی این کشور انقلاب مردم بحرین بدون شک یکی از روندهای ناشی از بیداری اسلامی در منطقه است؛ روندی که استمرار سیاستها و خطمشیهای ضدمردمی و تبعیضآمیز برخی حکومتهای منطقه را برای مردم غیرقابلتحمل نمایانده است. در این روندها، تغییر حکومت و ایجاد ساختارها و ارکانی سازگار با حق، عدالت و امنیت همگانی تعقیب میشود. مردم بحرین نیز در ادامه انقلابهای مردم در مصر، یمن، تونس و همچنین تحرکات مردم در برخی دیگر از دولتهای عربی منطقه، این روند را آغاز کردند و تحرکاتی را با آرزوی تغییر وضعیت موجود و سرنگونی دولت آل خلیفه به عمل آوردند. تفاوت آشکار قیام مردم بحرین با دیگر دولتهای عربی منطقه، ورود آشکار یک دولت خارجی و همپیمان حکومت مرکزی بهمنظور تضمین بقای این حکومت و سرکوب انقلابیون است. همین امر، نهتنها به وضعیت سیاسی و عینی قیام بحرین جلوهای متفاوت بخشیده بلکه از منظر حقوقی نیز عناصری متفاوت را در این وضعیت دخیل نموده است؛ وضعیتی که در پرتو آن، موازین ناظر بر التزام دولت مرکزی به رعایت حقوق غیرنظامیان و شهروندان معترض بحرینی نهتنها بر مقامات سیاسی، نظامی و امنیتی بحرین بلکه بر نیروهای مداخلهگر عربستانی نیز اعمال خواهد شد.این در حالی است که اغلب سازمانهای بینالمللی و همچنین برخی از دولتهای عضو شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، ماهیت اقدامات مردمی علیه دولت بحرین را «تظاهرات و اقدامات اعتراضی کاملاً مسالمتآمیز » توصیف کردهاند؛ اقداماتی که واکنشهای مسلحانه، امنیتی و سرکوبگرانه دولتهای بحرین و عربستان و بهکارگیری ارتش یا نیروهای مجهز به سلاحهای سبک و سنگین در این روند را توجیه نمیکند.(ساعد، ۱۳۹۱: ۳) بعد از گسترش اعتراضات مسالمتآمیز مردمى در بحرین، خانواده آل خلیفه در ابتدا خواستند با ترفندى ، سنیها را در مقابل شیعیان قرار دهند که موفق به این کار نشدند.(راضی،۱۳۹۰: ۵۴)اگرچه حرکت اعتراضی در ابتدا در مقیاس کوچک و عمدتاً به روستاهای شیعهنشین خارج از منامه محدود میشد، اما سرکوب و کشتار معترضان در ۱۴ و ۱۵ فوریه سبب گسترش اعتراضات شد.این امر سبب حضور گستردهی معترضان به میدان لوء لوء منامه شد.لایههای مردمی و قومی شرکتکننده در این تظاهرات گسترده بود و تعداد بیسابقهای از مردم شیعه و سنی مذهب بحرین در آن مشارکت داشتند که شعار محوری آنها «نه شیعه، نه سنی فقط مردم بحرین» بود. (Coates Ulrichsen, 2013: 3) در تظاهرات شب ۱۶ فوریه ۲۰۱۱ که دهها هزار نفر از جوانان بحرینی حضور داشتند معترضان در میدان لوء لوء خواهان برکناری شیخ خلیفه بن سلمان ۴۰ ساله، نخستوزیر این کشور بودندکه با واکنش تند نیروهای امنیتی رژیم بحرین مواجه شدند و بسیاری از معترضین دستگیر شدند.در مقابل اعتراضات صورت گرفته توسط معترضین مخالف حکومت، دولت بحرین اقدام به سازماندهی تجمع حامیان حکومت در مسجد الفاتح در جفیر(Juffair) در تاریخ ۲۱ فوریه نمود . این تجمع یکبار دیگر در تاریخ ۲ مارس نیز جهت حمایت از رژیم بحرین صورت گرفت. حامیان دولت تحت عنوان تجمع وحدت ملی(TGONU) شناخته میشدند که از اهل سنت وفادار به رژیم ، اخوان بحرین و برخی جوامع قبیلهای و شهری تشکیلشده بود.در مقابل مخالفان دولت بحرین در ۲۵ فوریه در تجمع ۲۰۰ هزارنفری در میدان لوء لوء منامه شرکت کردند و خواستار استعفای نخستوزیر شدند.این تظاهرات بهعنوان یک بسیج اجتماعی بیسابقه در جنبشهای عربی در سال ۲۰۱۱ شناخته میشد.(Lynch, 2012: 110) با گسترش ناآرامیها در بحرین دولت آل خلیفه علاوه بر استمداد از دولتهای خارجی برای مداخله در امور بحرین جهت کنترل ناآرامیها در این کشور، به دنبال آن بود تا با ایجاد یک سری اصلاحات نمادین از دامنهی اعتراضات مردمی بکاهد.اقدام نیروهای امنیتی و پلیس بحرین در ۱۷ فوریه در حمله به معترضین و کشتن ۴ تن از آنان سبب رادیکالیزه تر شدن اوضاع این کشور شد بهطوریکه باوجود پیشنهاد شیخ حمد در خصوص برگزاری گفتگوهای ملی و آزادی زندانیان سیاسی،تظاهرات به سمت شعارهای ضد سلطنتی در این کشور سوق پیدا کرد. ( Katja, 2012: 15) رژیم بحرین از زمان استقلال، همواره با مخالفت و حرکتهای مردمى روبهرو بوده و براى سرکوب این حرکتها، همیشه دست به دامان کمکهای خارجى شده است. ازاینرو سازمان اطلاعات و امنیت بحرین، همزمان با استقلال این کشور و حتی پیش از آن به دست انگلیسیها ایجاد شد و تا امروز نیز از سوى انگلیسیها هدایت میشود. شوراى همکارى خلیجفارس نیز که عربستان سعودى در آن بیشترین نفوذ را دارد، بر اساس برنامهریزیهای مشترک، درزمینه مسائل امنیتى و اطلاعاتى، تقریباً بهصورت هماهنگ و یک شبکه واحد عمل میکنند . روشهای اعمال شکنجه و ترور و سرکوب در همه این کشورها تقریباً یکسان و در بحرانهای ایجادشده براى هر کشور، سایرین هم شریک بودهاند. ازاینرو دخالت نظامى عربستان سعودى را در سرکوب حرکتهای مردمى در این راستا تبیین میشود. (قنبری، ۱۳۹۰: ۲۵) سرکوب معترضین بحرینی که با کمک نیروهای امنیتی شورای همکاری خلیجفارس صورت گرفت ، طی آن ۴۶ تن کشته و۳ هزار نفر دیگر نیز بازداشت شدند و تا پایان سال ۲۰۱۱ حدود ۴ هزار نفر از معترضین نیز شغل خود را از دست دادند.از طرف دیگر با برگزاری مسابقات فرمول یک در آوریل۲۰۱۲ نیز معترضین بهشدت تظاهرات خود علیه خاندان آل خلیفه افزودند تا بهواسطهی پوشش جهانی این مسابقات بتوانند فشار بیشتری به دولت بحرین وارد کنند. (Kenneth, 2011: 6) با گسترش مخالفتها مذاکرات در ماه مارس ۲۰۱۱ بین شاهزاده سلمان بن حمد آل خلیفه و حزب الوفاق که بهعنوان بزرگترین جامعهی سیاسی مخالف رژیم شناخته میشود برگزار شد که طی آن دولت بحرین قول انجام برخی اصلاحات سیاسی را داد اما زمانی که الوفاق شرط اولیه برای ادامه گفتگوها و رسیدن به توافق جامع را تنظیم قانون اساسی جدید عنوان کرد ، گفتگوها با شکست مواجه شد.بعد از ایجاد بنبست در مذاکرات نیروهای سپر جزیره به رهبری عربستان در ۱۴ مارس برای کنترل اوضاع، وارد بحرین شدند.این نیروها شامل ۱۰۰۰ نفر از گارد ملی عربستان سعودی و ۵۰۰ پلیس نظامی امارات بودندکه در کنار پلیس و نیروهای امنیتی بحرین برای بازگشت ثبات به این کشور وارد عمل شدند. بلافاصله پس از ورود نیروهای سپر جزیره دولت بحرین ۱۵ مارس را بهعنوان وضعیت اضطراری در این کشور اعلام کرد که تا ۱ ژوئن ۲۰۱۱ این وضعیت ادامه داشت. همزمان باسیاست سرکوب و ارعابی که از جانب نیروهای امنیتی رژیم بحرین علیه معترضین استفاده میشد حکومت در یک کمپین تبلیغاتی هماهنگ در رسانههای دولتی ، مخالفان دولت را بهعنوان عاملین دشمن و خشونتطلب و خائن معرفی میکردند. (Coates Ulrichsen, 2013: 3) بعدازآن که معترضین همهروزه در میدان لوء لوء منامه به تظاهرات علیه رژیم حاکم ادامه میدادند برای آنکه این میدان مانند میدان تحریر قاهره به نماد معترضین علیه رژیم حاکم بدل نشود در ۱۸ مارس ۲۰۱۱ اقدام به تخریب این میدان نمود. این در حالی است که این میدان در سال ۱۹۸۲ بهعنوان یادبود سازمان شورای همکاری خلیجفارس ایجاد شد.۶ ستون این بنا که نشانگر وحدت دولتهای این سازمان بود تنها چند روز بعد از ورود نیروهای همین سازمان نابود شد.(Farmer, 2001: 12) بعد از ۱ ژوئن ۲۰۱۱ وضعیت اضطراری حکومتنظامی در این کشور لغو شد . در مدت کوتاهی بعدازآن دولت بحرین برای جلوگیری از گسترش مخالفتها طرح تشکیل گفتگوهای ملی را مطرح کرد.اما تعمیق اختلافات در درون محافظهکار و تندرو آل خلیفه به سردمداری افرادی چون خالد بن احمد آل خلیفه رئیس دادگاه سلطنتی و خلیفه بن احمد آل خلیفه رئیس نیروهای دفاع بحرین و وجود شک و تردید میان مخالفان در خصوص تعهد رژیم به وعدههایش منجر به شکست این طرح شد(Coates Ulrichsen, 2013: 4) طرح گفتگوی ملی تا حد زیادی با کمیسیون تحقیق مستقل بحرین (BICI) که در ۲۹ ژوئن توسط شاه حمد ایجاد شد همپوشانی کارکردی داشت.ریاست این کمیسیون بر عهدهی شریف باسیونی ، پرفسور مصری بود که در کمیسیون شورای سازمان ملل متحد که مسئول رسیدگی به جنایات جنگی در یوگوسلاوی در سال ۱۹۹۰ بود نیز عضویت داشت.اولین گزارش این کمیسیون در ۲۳ نوامبر منتشر شد که طی آن شریف باسیونی در یک سخنرانی تلویزیونی در مقابل پادشاه بحرین اظهار داشت که نیروهای امنیتی بیشازحد به سرکوب معترضان و شکنجهی زندانیان پرداختند.از طرف دیگر بیمارستانها و اورژانسها نیز از قوانین موجود در خصوص لزوم مداوای شهروندان امتناع کرده بودند. او استدلال نمود که این تظاهرات برای دستیابی به حقوق شهروندی است و معترضین به دنبال تغییر رژیم در بحرین نیستند و همچنین شواهدی مبنی بر دخالت ایران و ارتباط معترضین بحرینی با این کشور وجود ندارد. گزارش ۵۱۳ صفحهای این کمیسیون مبین سوءاستفاده از قدرت از جانب نیروهای نظامی و امنیتی بحرین در سرکوب معترضین بود. (Coates Ulrichsen, 2013: 4) در پاسخ به گزارش مطروحه از جانب این کمیسیون پادشاه بحرین خود را متعهد به اصلاحات و تأسیس کمیسیون ملی برای نظارت بر اجرای این اصلاحات نمود. طی این تعهد اقداماتی نظیر خلع مقام از سوءاستفاده کنندگان از قدرت،بازسازی خانهها و اماکن مقدس شیعیان که در طول تظاهرات نابودشده بود و همچنین تدوین لوایحی قانونی تعریف شکنجه و برقراری مجازات برای نیروهایی که از انجام آن سرپیچی کنند همچنین بازگشت کارگران و کارمندانی بود که در جریان اعتراضات اخراج شده بودند، وعده داده شد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۷)
دتهران
داروسازی تهران دارو
۸)
دلقما
دارویی لقمان
۹)
دجابر
داروسازی جابربن حیان
۱۰)
دشیمی
شیمی دارویی دارو پخش
۱۱)
دتماد
تولید مواد اولیه ی داروپخش
۱۲)
دروز
داروسازی روز دارو
۱۳)
دسبحا
گروه دارویی سبحان
۱-۱۱-محدودیت های تحقیق محدودیت ها برای انجام هر پژوهش ،می تواند محقق را از رسیدن به نتیجه ی بهتر و دقیقتر باز دارد.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
در تحقیق حاضر هم محدودیت هایی وجود داشته که می توان به موارد زیر اشاره کرد: وجود معدود تحقیق کافی داخلی در خصوص بررسی و تحلیل رابطه سنجش کارایی با تکنیک DEA و بازده سهام سنجش کارایی مالی شرکت ها و الگوبرداری از شرکت های رقیب با روشDEA به علت محدودیت در دسترسی به داده های مالی شرکت هاکار دشواری است. عدم دسترسی به داده های مالی سال ۱۳۹۱ به بعد با توجه به محدودیت اطلاعات در سایت www.rdis.ir از آنجایی که محدودیت های این تحقیق به علت استخراج متغیر ها ی مدل از ترازنامه و صورت حساب سود وزیان عمدتا ناشی از محدودیت های اصول ومفروضات حسابداری می باشد در ادامه به مهمترین آنها اشاره می کنیم: به دلیل فرض دوره ی مالی در حسابداری سود و درآمد یک شاخص کوتاه مدت ارزیابی عملکرد است. کوتاه مدت بودن شاخص مزبور عملکرد یک واحد اقتصادی را به درستی ارزیابی نمی کند در واقع بدلیل تغییرات مدیریتی و همچنین فرضیه ی تضاد منافع بین مدیریت وسایر گروه ها مانند سهامداران ممکن است سود و درآمد حسابداری دستکاری یا هموارسازی گردد، پس این احتمال وجود دارد که اطلاعات مربوط به متغیر خروجی مدل از اعتبار کمتری برخوردار باشد. به دلیل اصل بهای تمام شده ه ی تاریخی، در محاسبه ی درامد حسابداری ارزش زمانی پول در نظر گرفته نمی شود. که با توجه به محدودیت های حسابداری ذکر شده در فصل نهایی در نحوه ی استخراج وتعریف متغیرهای مدل DEA و نسبت های مالی پیشنهاداتی داده خواهد شد. ۱-۱۲-تعریف مفهومی و عملیاتی اصطلاحات و متغیرها همانطور که در بخش های پیشین تشریح شد، در این پژوهش ابتدا به سنجش کارایی شرکت های دارویی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران با مدل های ابر کارای تکنیک DEA می پردازیم و سپس به بررسی و تحلیل ارتباط امتیاز کارایی محاسبه شده با تکنیک مذکور و بازده سهام این شرکت ها در پایان سال مالی خواهیم پرداخت.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شکل (۴-۱۴) تغییرات مقاومت سنسور نانولوله کربنی در برابر تغییرات رطوبت ۶۲ شکل (۴-۱۵) تغییرات اندازه گیری شده از رطوبت محفظه توسط سنسور مرجع ۶۴ شکل (۴-۱۶) ) تغییرات مقاومتی سنسور نانولوله کربنی متناسب با زمان ۶۵ شکل (۴-۱۷) زمان افت سنسور به ازای کاهش ۴۰ درصدی رطوبت ۶۵ شکل (۴-۱۸) زمان افت سنسور به ازای کاهش ۲۰ درصدی رطوبت ۶۶ شکل (۴-۱۹) زمان خیز سنسور به ازای افزایش ۲۰ درصدی رطوبت ۶۶ شکل (۴-۲۰) تغییرات مقاومتی سنسور در برابر تغییرات دما ۶۷ شکل (۴-۲۱) تغییرات مقاومت سنسور نانولوله کربنی را نسبت به زمان ۶۹ شکل (۴-۲۲) تغییرات مقاومت سنسور نانو لوله کربنی نسبت به تغییرات رطوبت ۶۹ شکل (۴-۲۳) اندازه های مختلف مقاومت اولیه سنسور ۷۰ شکل (۴-۲۴) تغییرات مقاومت سنسور نانو لوله کربنی ۲۷۳ کیلواهمی در برابر رطوبت ۷۰ شکل (۴-۲۵) تغییرات مقاومت سنسور نانو لوله کربنی ۱۳۸ کیلواهمی در برابر رطوبت ۷۱ شکل (۴-۲۶) تغییرات مقاومت سنسور نانو لوله کربنی ۴۸ کیلواهمی در برابر رطوبت ۷۱ عنوان و شماره صفحه شکل (۴-۲۷) تغییرات مقاومت سنسور نانو لوله کربنی ۲۷۳ کیلواهمی در برابر دما ۷۱ شکل (۴-۲۸) تغییرات مقاومت سنسور نانو لوله کربنی ۱۳۸ کیلواهمی در برابر دما ۷۲ شکل (۴-۲۹) تغییرات مقاومت سنسور نانو لوله کربنی ۴۸ کیلواهمی در برابر دما ۷۲ شکل (۴-۳۰) تغییرات مقاومت در برابر گازهای مزاحم ۷۳ شکل (۴-۳۱) تاثیر بازپخت بر سنسور نانولوله کربنی ۷۳ شکل (۴-۳۲) تکرار پذیری سنسور مرجع ۷۵ شکل (۴-۳۳) تکرار پذیری سنسور نانو لوله کربنی ۷۵ شکل (۴-۳۴) مقدار مقاومت سنسور در سه رطوبت مختلف در طولانی مدت ۷۶ شکل (۴-۳۵) سنسور ساخته شده به روش دراپ کستینگ ۷۷ شکل (۴-۳۶) تغییرات مقاومتی سنسور ساخته شده به روش دراپ کستینگ ۷۷ شکل (۴-۳۷) تغییرات مقاومتی سنسور نانو لوله کربنی ۷۷ شکل (۴-۳۸) تغییرات پله ای مقاومت نانو لوله های چند جداره ۷۹ شکل (۴-۳۹) تغییرات خطی مقاومت نانو لوله های چند جداره ۷۹ شکل (۴-۴۰) تغییرات پله ای و خطی مقاومت نانو فیبرهای کربنی ۸۰ شکل (۴-۴۱) تغییرات پله ای مقاومت نانو لوله های چند جداره ترکیب شده با کلرید لیتیوم ۸۰ شکل (۴-۴۲) تغییرات خطی مقاومت نانو لوله های چند جداره ترکیب شده با کلرید لیتیوم ۸۱ شکل (۴-۴۳) تغییرات پله ای مقاومت نانو فیبرهای کربنی ترکیب شده با کلرید لیتیوم ۸۱ شکل (۴-۴۴) تغییرات خطی مقاومت نانو فیبرهای کربنی ترکیب شده با کلرید لیتیوم ۸۲ شکل (۴-۴۵) تغییرات پله ای مقاومت نانو لوله های تک جداره ۸۲ شکل (۴-۴۶) تغییرات خطی مقاومت نانو لوله های تک جداره ۸۳ شکل (۴-۴۷) تغییرات پله ای مقاومت نانو لوله های تک جداره ترکیب شده با کلرید لیتیوم ۸۳ عنوان و شماره صفحه شکل (۴-۴۸) تغییرات خطی مقاومت نانو لوله های تک جداره ترکیب شده با کلرید لیتیوم ۸۴ شکل (۴-۴۹) تغییرات پله ای مقاومت کربن های فعال شده ۸۴ شکل (۴-۵۰) تغییرات خطی مقاومت کربن های فعال شده ۸۵ فصل اول ۱- مقدمه بخار آب ، جزء لاینفک هوای اطراف ما است و عملا تاثیر زیادی در شرایط اندازه گیری مقادیر مختلف فیزیکی در رنج وسیعی دارد. رطوبت سنجی[۱] در واقع یک شاخه از فیزیک کاربردی است که تکنیک های زیاد آن نشانه پیچیده بودن این مساله است و هیچ یک از راه حل های ارائه شده برای آن تمام خواسته ها را در تمام زمان ها و مکان ها برآورده نمی کنند.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
امروزه سنسورهای رطوبت کاربردهای زیادی در پروسه های صنعتی و کنترل محیط زیست بدست آورده اند. برای ساخت قطعات و مدارات با دقت خیلی بالا در صنعت نیمه هادی، سطح رطوبت در پروسه ساخت، تحت نظر است. همچنین کاربردهای خانگی بسیاری نیز وجود دارد مانند کنترل هوشمند ویژگی های محیطی ساختمان ها، کنترل پخت برای اجاق های مایکروویو، کنترل هوشمند ماشین لباسشویی و در صنعت خودروسازی سنسورهای رطوبت در سیستم مه زدایی شیشه ها و خطوط اسمبل موتور استفاده می شوند. در زمینه پزشکی سنسورهای رطوبت در تجهیزات تنفسی[۲]، استرلیزه کننده ها، محفظه رشد اطفال زودرس، پروسه های ساخت دارو و محصولات بیولوژیکی استفاده می شوند. در کشاورزی، سنسورهای رطوبت برای تهویه گلخانه ها، حفاظت گیاهان (جلوگیری از شبنم زدن)، اندازه گیری رطوبت خاک و در انبار غلات استفاده می شوند. در صنایع به طور کلی، سنسورهای رطوبت برای کنترل رطوبت در خالص سازی گازهای شیمیایی، خشک کننده ها، اجاق ها، خشک کردن لایه های نازک، کاغذ، محصولات نساجی و پروسه های مربوط به خوراک استفاده می شوند.[۱] شرایط لازم که سنسورهای رطوبت باید داشته باشند تا بتوانند در گسترۀ وسیعی از کاربردها مورد استفاده قرار گیرند شامل :
-
- حساسیت خوب در گسترۀ وسیعی از رطوبت و دما
-
- زمان پاسخگویی کوتاه
- تکرارپذیری مطلوب و هیسترزیس کم
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳-۶-۱-۱. اعتبار و روایی ابزارگردآوری داده ها ۶۳ ۳-۷. روش تجزیه وتحلیل داده ها ۶۴ ۳-۸. آزمون های آماری مورد استفاده پژوهش ۶۴ ۳-۹. چگونگی اجرای پژوهش ۶۴ فصل چهارم: تجزیه و تحلیل اطلاعات ۴-۱. مقدمه ۶۷ ۴-۲ .یافته های جمعیت شناختی. ۶۷ ۴-۳ . پاسخ به سؤال های پژوهش. ..۷۰ فصل پنجم: نتیجه گیری ۵-۱. مقدمه ۷۸ ۵-۳ . تفسیر یافته های پژوهش ۷۸ ۵-۵ . محدودیت های پژوهش ۸۲ ۶-۵ . پیشنهادها برای پژوهش های آینده ۸۳
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
منابع فارسی ۸۵ منابع لاتین ۸۷ فهرست جدول ها جدول۱- ۳. ضریب اعتبار مؤلفه های فرهنگ مدرسه ۴۴ جدول۱- ۴. توزیع فراوانی نمونه مورد مطالعه به تفکیک جنسیت ۶۷ جدول۲- ۴. توزیع فراوانی نمونه مورد مطالعه به تفکیک مدرک تحصیلی ۶۸ جدول۳- ۴. توزیع فراوانی نمونه مورد مطالعه به تفکیک پایه ی تحصیلی ۶۹ جدول۴- ۴. میانگین و انحراف استاندارد یافته های جمعیت شناختی ۶۹ جدول ۵-۴. میانگین، انحراف استاندارد و همبستگی مؤلفههای فرهنگ مدرسه با پیشرفت تحصیلی……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….۶۹ جدول۶- ۴. ضرایب استاندارد و خام رگرسیون متغیرهای ابعاد فرهنگ مدرسه بر پیشرفت تحصیلی……………۷۰ جدول۷-۴. ضرایب استاندارد و خام رگرسیون متغیر ارتباط با همکاران، اندازه مدرسه و تعامل آنها بر پیشرفت تحصیلی………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………۷۱ جدول۸- ۴ . رگرسیون پیشرفت تحصیلی بر ارتباط با همکاران در نقاط میانگین و یک انحراف استاندارد بالا و پائین میانگین…………………………………………………………………………………………………………………………………………………….۷۲ فهرست شکل ها شکل۱- ۴. اثر تعامل روابط با همکاران و پیشرفت تحصیلی در سطوح اندازه ی مدرسه ۷۴ فصل یکم کلیات پژوهش ۱-۱. مقدمه در عصر حاضر که جهان رو به ترقی و پیشرفت ناگهانی است و کشور ما هم دوران حساسی را می گذراند، نقش سازمان های اداری، صنعتی و مخصوصاٌ آموزشی در چرخه ی اقتصاد و توسعه و پیشرفت اهداف عالی مملکت انکار ناپذیر است. اما آیا تمام آنها در حصول به هدف های تعیین شده موفق بوده اند؟حقیقتاً جای تعمق و تأمل دارد. یکی از عوامل اساسی و کلیدی، فرهنگ قوی است که بر آن سازمان ها حاکم است و شناخت این عوامل و تقویت آنها و برطرف کردن نقاط ضعف شان گامی در جهت کامیابی سازمان ها و نیل به اهداف عالی آنها خواهد بود. برای شناخت سازمان و رفتار ها و عملکرد کارکنان ،شناخت فرهنگ گامی اساسی و بنیادی است. زیرا با اهرم فرهنگ به سادگی می توان انجام تغییرات را تسهیل و جهت گیری های جدید را در سازمان پایدار کرد. از این رو فرهنگ سازمانی به سادگی یک عامل اساسی در موفقیت سازمان و تحقق اهداف بلند مدت سازمان است. متأسفانه در بسیاری از سازمان ها، پرورش فرهنگ سازمانی به عنوان مهمترین وظیفه مدیران مورد توجه نیست. درحالی که فرهنگ سازمانی روی تمام جنبه های سازمان تأثیر می گذارد و در هر سازمانی پدیده ای به دور از تأثیر فرهنگ نیست. درحقیقت فرهنگ دارای کارکردهای متفاوتی است وکارکرد آن در سازمان های مختلف، متفاوت است. برای مثال فرهنگ حاکم بر مدارس متفاوت از فرهنگ حاکم بر سازمان های صنعتی است. با توجه به اینکه آموزش و پرورش یک نهاد انسان محور است وکارش تعلیم و تربیت نسل آینده و زمینه ساز پرورش نیروی انسانی ماهر و توانا ی کشور است و نقش بنیادی و کلیدی در میزان موفقیت سازمان ها دارد فرهنگ سازمانی نقش به سزایی در میزان موفقیت این نهاد خواهد داشت، برای تقویت و ارتقای فرهنگ سازمانی موجود ابتدا می بایست فرهنگ حاکم بر مدرسه را مورد بررسی و شناخت قرار داد تا از این طریق نقاط قوت و نقاط قابل بهبود شناسایی شده و زمینه ی ارتقای آنها فراهم آید. در این فصل ابتدا به بیان مسئله ای پرادخته می شود که دراین پژوهش در پی دستیابی به آن هستیم. بعد از بیان اهمیت و ضرورت انجام پژوهش، سؤال ها و هدف های پژوهش بیان می شود. سپس جامعه و نمونه ی آماری و قلمرو مکانی، زمانی و موضوعی پژوهش معرفی می شود و در نهایت تعریف های مفهومی و عملیاتی از متغیرهای پژوهش ارئه می شود. ۱-۲ . بیان مسئله فرهنگ مدرسه[۱]و نقش آن در مدرسه ها از موضوعات در حال رشد در ادبیات رهبری آموزشی است. همانند بسیاری از مفاهیم علوم انسانی و اجتماعی، تعریف واضح، همه پسند و هماهنگ از فرهنگ مدرسه وجود ندارد. تعریف هایی که در متون پژوهشی ارائه شده است، متأثر از تعریف کلی واژه ی فرهنگ است. دیل و بولمن[۲](۱۹۹۱) به این نکته اشاره کردهاند که فرهنگ هم محصول و هم فرایند است. فرهنگ به عنوان یک محصول، تجسم آگاهی متراکم از اعضای گذشته سازمان است، اما فرهنگ به عنوان یک فرایند به طور مستمر تجدید شده و به وسیله اعضای جدید که راه های قدیمی را طی میکنند، دوباره خلق میشود(به نقل از مقنّی زاده، ۱۳۸۱). فرهنگ مجموعه ای است از اصول اساسی و راه حل های مشترک برای مشکلات جهانی تطابق بیرونی(چگونه زنده بمانیم) و انسجام درونی( چگونه کنار هم بمانیم). این مفروضات و اصول اساسی در طول زمان تکامل می یابند و از نسلی به نسل دیگر منتقل می شوند( اد شاین[۳]، ۱۹۸۵ ). مارگارت مید[۴](۱۹۵۳) فرهنگ را الگوی رفتاری مشترک تعریف نموده است. اما برای ارائه یک تعریف دقیق از فرهنگ، فقط مشاهده ی رفتارها و آیین ها کافی نیست. آنچه مهم است، معنا و مفهوم آن رفتارها است. یک رفتار خاص می تواند معانی متفاوتی داشته باشد و رفتارهای متفاوت می توانند معنایی واحد داشته باشند. (دئال[۵]، ۱۹۹۳). مفهوم فرهنگ مدرسه، چهارچوب وسیعی است که به کمک آن روابط پیچیده درون مدرسه بهتر درک می شود، فهم مسائل و مشکلات دست اندرکاران مدرسه و کسانی که سازنده فلسفه وجودی مدرسه و تعلیم و تربیت هستند، یعنی دانش آموزان آسانتر می شود. محیط آموزشی از نظر ریشه داربودن آموزه هایی که برای زندگی بزرگسالان آینده مورد استفاده قرار می گیرند، غنی تر می شود و تمرین زندگی اجتماعی درمدرسه با جدیّت بیشتری توأم خواهد شد. فرهنگ مثبت مدرسه کارایی و بهره وری مدرسه را بهبود می بخشد. در مدارس با فرهنگ های منفی یا دلسرد، کارکنان هدف های جداگانه دارند، هیچ درکی از تعهد به رسالت مدرسه احساس نمی کنند، و انگیزه اندکی برای بهبود یافتن دارند. در مدارس با فرهنگ حرفه ای قوی، کارکنان در هنجارهای پایدار تحصیلی و بهسازی سهیم هستند، ارزش یادگیری دانش آموز بیش از راحتی شخصی است، و تصور می شودکه همه بچه ها می توانند یاد بگیرند. در این مدرسه ها فرهنگ، همکاری برای حل مسئله، برنامه ریزی و تصمیم گیری برای دست یابی اطلاعات را تقویت می کند. فرهنگ های حرفه ای برای پرورش بهره وری مفید هستند (دیل و پترسون،۲۰۰۹). فرهنگ مدرسه باید دارای ویژگی هایی باشد که بتواند ضمن ایجاد اشتراک در بین مفروضات بنیادی، ارزش ها و هنجارهای کارکنان یک مدرسه، آن مدرسه را از سایر مدارس متمایز سازد. پس مدیران باید ابداع کنندگان کارکردهایی باشندکه بتواند مدرسه را منحصر به فرد سازد (اگورلو[۶]، ۲۰۰۹ ). فرهنگ هر سازمانی از جمله مدرسه اساساً به “فرهنگ سازنده” یا متخصص در مقابل “فرهنگ دفاعی” طبقه بندی شده است (شیم[۷]،۲۰۱۰). برای مثال، در طبقه ی فرهنگ سازنده یا متخصص کارکنان دارای انتظارات رفتاری و هنجارهای موفقیت، نوآوری، شایستگی، حمایت و مسئولیت هستند و برپاداش برای عملکردشان تأکید می کنند. در مقابل، در طبقه فرهنگ دفاعی یا سخت/ مقاوم، کارکنان دارای انتظارات رفتاری و هنجارهای تصدیق، مطابقت با آیین و رسوم قدیم، وابستگی، مخالفت، قدرت، صورت بندی و سرکوبی هستند (گلیسون،[۸] ۲۰۰۷، گیلسون، دیکسی وگرین[۹] ،۲۰۰۶). مطالعات نشان می دهدکه فرهنگ مدرسه با متغیرهای متعدد مرتبط است. برای مثال، عارفی، رحمانی و صفایی(۱۳۸۹) رابطه ابعاد فرهنگ مدرسه را با انگیزه ی پیشرفت در دانش آموزان راهنمایی بررسی کردند. یافته های آنها نشان داد که ابعاد فرهنگ مدرسه می توانند انگیزه ی پیشرفت دانش آموزان را پیش بینی کند. بین ادراکات دانش آموزان از فرهنگ مدرسه در ابعاد نگرش به تحصیل و یادگیری، رفتارها و پیامدهای آموزشی یادگیری گروهی و محیط فیزیکی مدرسه، با پیشرفت تحصیلی آنان رابطه معنادار وجود دارد(رجائیان، ۱۳۸۷). گاه، یانگ و فرایزر[۱۰] (۱۹۹۵) گزارش کردندکه بین متغیرهای فرهنگ مدرسه و پیشرفت تحصیلی رابطه مستقیم وجود دارد. حسین چاری(۱۳۸۲) نشان دادکه تأثیر ابعاد فرهنگ مدرسه به عنوان یک کل، در مقایسه با ابعاد آن به عنوان متغیرهایی مجزا، بر پیامدهای شناختی و رفتاری فرایند تحصیل بیشتر بوده است. همچنین تأثیر فرهنگ مدرسه بر پیشرفت تحصیلی و خودتنظیمی در رفتارهای نوع دوستانه معنادار بود. محمدی، ترک زاده، باقری، امیری و آزادی(۱۳۹۰) به این نتیجه دست یافتند که هم در معلمان مرد و هم معلمان زن، دو بعد فرایند و ارتباط فرهنگ مدرسه، پیش بینی کننده ی معنادار سازگاری نوآورانه برای یادگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات است. در معلمان مرد، بعد فرایند و در معلمان زن، بعد فرایند و ارتباط فرهنگ مدرسه، پیش بینی کننده ی معنادار سازگاری نوآورانه ی آنان برای تدریس از طریق اینترنت می باشد. یافته ها نشان می دهد که عوامل پیش بینی کننده ی فرهنگ مدرسه لزوماً موفقیت دانش آموزان را پیش بینی نمی کند (نو[۱۱]،۲۰۱۲). دورنس بلند[۱۲]( ۲۰۱۲) گزارش کرد که بین عناصر فردی فرهنگ مشترک و موفقیت دانش آموزان و بین موفقیت دانش آموزان در ریاضی و عناصرشناخته شده ی فرهنگ مدرسه مانند مأموریت، دیدگاه، ارزش ها و هدف های مشترک رابطه معنا دار وجود دارد. یک متغیر تعدیل کننده در پیشینه ی پژوهش اندازه ی مدرسه[۱۳] است. اندازه ی مدرسه به صورت های متعدد تعریف شده است. اندازه ی مدرسه اشاره به تعداد دانش آموزانی دارد که در مدرسه ثبت نام می کنند. بزرگ، متوسط و یا کوچک بودن اندازه ی مدرسه با توجه به تعداد دانش آموزانی است که در آن تحصیل می کنند، که از مطالعه ای به مطالعه دیگر و ازکشوری به کشور دیگر و از دیدگاه یک پژوهشگر نسبت به دیگری متفاوت است. به عنوان مثال، کننت[۱۴])۱۹۵۹) مدرسه ای را بزرگ می داند که جمعیت آن حدود ۴۰۰ دانش آموز باشد. اما از نظر بارکر و گامپ[۱۵] (۱۹۶۴) یک مدرسه ی بزرگ ۲۲۸۷ دانش آموز دارد. فاکس[۱۶](۱۹۸۱) معتقد است که مدرسه ی بزرگ دارای۱۰۰۰ دانش آموز است. جوّ یادگیری و فرهنگ مدرسه تابع اندازه ی مدرسه است. تاکر[۱۷])۱۹۹۷) گزارش می کندکه جوّ یادگیری در مدرسه های کوچکتر بهتر از مدرسه های بزرگتر است، زیرا در مدرسه های کوچکتر دانش آموزان و معلمان آگاهی بیشتری از همدیگر دارند. به این ترتیب می توان استدلال کرد، فرهنگ مدرسه یا دست کم بعضی از مؤلفه های آن در مدرسه های کوچک متفاوت از مدرسه های بزرگ است. سالفی و سعید[۱۸](۲۰۰۷)رابطه بین اندازه ی مدرسه و فرهنگ مدرسه را با موفقیت تحصیلی دانش آموزان متوسطه بررسی کردند. یافته های این مطالعه نشان داد که فرهنگ مدرسه در مدرسه های کوچک نسبت به مدرسه های بزرگ نقش بارزتری دارد.آنها گزارش کردند که اندازه ی مدرسه به طور مستقیم هم بر فرهنگ مدرسه و هم بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان اثر می گذارد. با توجه به نقش اندازه مدرسه، می توان فرض کرد اندازه ی مدرسه نقش یک متغیر تعدیل کننده را در رابطه فرهنگ مدرسه و موفقیت تحصیلی ایفا می کند. فرض برآن است که مدرسه های کوچک دارای فرهنگ علمی بهتری نسبت به مدرسه های متوسط و بزرگ هستند. در مدرسه های کوچکتر احتمال بیشتری وجود دارد که معلمان و دانش آموزان اسامی همدیگر را بدانند و علایق خود را بروز بدهند. اعتماد، همکاری، جوّ و دیگر متغیر های حاکم بر مدرسه به طور مستقیم یا به طور غیر مستقیم بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تأثیر می گذارد. به هر حال نتیجه ی همه ی مطالعات در این زمینه هماهنگ نیست. جونز و ازیف[۱۹]( ۲۰۱۱) نشان دادندکه نه تنها رابطه آماری معنی داری بین اندازه ی مدرسه و پیشرفت تحصیلی در پایه های تحصیلی سوم و ششم وجود ندارد، بلکه بین اندازه ی مدرسه و موفقیت تحصیلی در پایه ی سوم در حوزه های خواندن و ریاضی رابطه ای وجود ندارد. با این وجود، رابطه معنی داری بین اندازه ی مدرسه و پیشرفت تحصیلی در حوزه ی نوشتن وجود داشت. دریسکول، هال کاسیس و سورنی[۲۰](۲۰۰۱) به این نتیجه رسیدند که کنترل ویژگی های جمعیتی دانش آموزان و عوامل محیطی از جمله کلاس، اندازه ی مدرسه و اندازه ی منطقه ی مدرسه مانع پیشرفت تحصیلی می شود که بیشترین اثر بر روی عملکرد دانش آموزان مدرسه با اندازه ی متوسط مشاهده شده است. در مطالعه ای دیگر کاسلین وکوتن[۲۱](۲۰۰۱) دریافتند که در مدرسه های کوچک معلمان رضایت بیشتری دارند و نرخ همکاری بین دانش آموزان بالاتر است. بدین ترتیب، می توان این فرض را مطرح کرد که شدت رابطه فرهنگ مدرسه با پیشرفت تحصیلی احتمالاً به تبع اندازه مدرسه تغییر خواهد کرد. با توجه به مرور پیشینه پژوهش، این مطالعه درصدد پاسخ به این سؤال است که آیا فرهنگ مدرسه و مؤلفه های آن می تواند پیشرفت تحصیلی دانش آموزان را پیش بینی کند؟ آیا اندازه ی مدرسه می تواند در رابطه فرهنگ مدرسه با پیشرفت تحصیلی نقش تعدیل کننده ایفا کند. ۱-۳ . اهمیت وضرورت پژوهش ضرورت انجام این مطالعه آن است که به دست اندرکاران و مسئولین آموزش و پرورش در شهرستان اسفراین کمک کند تا از مؤلفه هایی که در برگیرنده فرهنگ حاکم بر مدرسه است، از جمله (فرایند تدریس و یادگیری، سنجش کلاس درس، نقش آموزشی و اداری مدیر و معاونان، روابط بین همکاران در مدرسه، دخالت والدین در فعالیت های مدرسه و تسهیلات فیزیکی مدرسه)، آگاهی یابند و با بهبود این مؤلفه ها در راستای پیشرفت تحصیلی دانش آموزان گام بردارند. با توجه به یافته های پژوهش که نشان می دهد از بین مؤلفه های فرهنگ مدرسه تنها مؤلفه ی ارتباط بین همکاران پیش بینی کننده معنی دار پیشرفت تحصیلی دانش آموزان است. از اینرو اگر مدیر مدرسه بکوشد جوّی را در مدرسه به وجود آورد تا معلمان با همدیگر ارتباط برقرار کنند و در راستای این ارتباط، آن ها روش های جدید تدریس را به یکدیگر معرفی کنند و در نتیجه ی استفاده از این روش ها می توانند پیشرفت تحصیلی دانش آموزان را بالا ببرند. همچنین مدیر مدرسه و یا معلمان می توانند به عنوان ناظر آموزشی ایفای نقش کنند و فرایند تدریس و یادگیری را مورد بررسی قراد دهند و آن را بهبود بخشند. مدیر مدرسه همچنین می تواند کلاس درس را مورد سنجش قرار دهد و پیشرفت دانش آموزان را اندازه گیری کند. همچنین مدیر و معاونان مدرسه با ایفای نقش آموزشی و اداری( فعالیت های آموزشی مدیر و معاونان مربوط به حیطه ی مدرسه می شود ولی فعالیت های اداری آنان مربوط به حیطه ی خارج از مدرسه و مربوط به سازمان آموزش و پرورش است). والدین هم به نوبه ی خود می توانند در فعالیت های مدرسه دخالت داشته باشند. به عنوان مثال آنها می توانند نطرات خود را راجع به فعالیت های معلمان بیان کنند و در جهت تغییر یا بهبود این فعالیت ها قدم بردارند که این امر در پیشرفت دانش آموزان مؤثر است. در نهایت تسهیلات فیزیکی موجود در مدرسه هم به نوبه خود می توانند پیشرفت تحصیلی دانش آموزان را بالا ببرند. به این صورت که اگر مدرسه تسهیلات فیزیکی مناسبی داشته باشد، در نتیجه معلمان وظایفشان را به نحو احسن انجام می دهند و این امرباعث بالا رفتن پیشرفت تحصیلی دانش آموزان می شود. ۱-۴ . هدف های پژوهش – تعیین رابطه چندگانه ی مؤلفه های فرهنگ مدرسه با پیشرفت تحصیلی – بررسی رابطه پیش بین، بین مؤلفه های فرهنگ مدرسه و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان با نقش تعدیل کنندگی اندازه ی مدرسه. – شناخت مؤثرین مؤلفه ی فرهنگ مدرسه در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان. ۱-۵ . سؤال های پژوهش ۱- آیا مؤلفه های فرهنگ مدرسه می توانند پیشرفت تحصیلی را در دانش آموزان پیش بینی کنند ؟ ۲- مؤثرترین مؤلفه فرهنگ مدرسه در پیش بینی پیشرفت تحصیلی کدام است ؟ ۳-آیا اندازه ی مدرسه می تواند در رابطه پیش بینی مؤلفه های فرهنگ مدرسه با پیشرفت تحصیلی نقش تعدیل کننده ایفا کند ؟ ۱-۶ . جامعه ی آماری جامعهی مورد مطالعه در این پژوهش، کلیهی معلمان ابتدایی شهرستان اسفراین میباشند که در سال تحصیلی ۹۲- ۱۳۹۱ دردبستانهای دولتی و غیرانتفاعی این شهر مشغول به خدمت میباشند. مجموع معلمان ابتدایی در سال تحصیلی۹۲ – ۱۳۹۱ شامل۶۰۵ نفر است. ۱- ۷. نمونه ی آماری پژوهش
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳-۴-۱٫تعیین ماکزیمم طول موج جذب ابتدا ۳ محلول استاندارد ۱، ۱۰ و ۱۰۰ ppm از فنیل جیوه کلراید را در دامنه طول موج ۸۰۰-۲۰۰ نانومتر اندازه گیری کرده که ماکزیمم جذب در ۲۲۰ نانومتر بود تمام سنجشهای بعدی در این طول موج اندازه گیری شد. ۳-۴-۲ بررسی اثر نمک محلول استاندارد فنیل جیوه کلراید به غلظت ppm 10 تهیه شد. همچنین محلول های نمک ۲% و۳% و۴% و۵% و۶% ساخته شد.سپس در ۵ تا ویال ml 8 از محلول ppm 10 فنیل جیوه کلراید و ml 1 از محلول های نمک (NaCl) میریزیم و فیبر را به اندازه ۱٫۵ سانتی متر داخل محلول به مدت ۱۰ دقیقه که زمان بهینه است گذاشته تا توسط دستگاه همزن مغناطیسی با مگنت، محلول هم بخورد و مقدار جذب فیبر را اندازه گیری میکنیم همانگونه که از جدول مشخص است نمک تأثیر منفی برجذب پلیمر داشته است. برای بدست آوردن غلظت نهایی از فرمول m1*v1=m2*v2 استفاده کردیم که m1 =غلظت اولیه،
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
v1 =حجم اولیه، m2 = غلظت ثانویه، v2 = حجم ثانویه
نمک
غلظت(mg/L)
درصد استخراج
۲%
۶٫۹۹۱
۳۴٫۷۹
۳%
۹٫۱۷۶
۱۴٫۴۲
۴%
۷٫۲۲۶
۳۲٫۶۰
۵%
۷٫۵۱۲
۲۹٫۹۳
۶%
۷٫۷۹۸
۲۷٫۲۷
جدول (۳-۱). بررسی اثر نمک بر جذب پلیمر قالب مولکولی سنتز شده ۳-۴-۳٫ بررسی اثر زمان محلول استاندارد فنیل جیوه کلراید به غلظتppm 10 MIP)) تهیه شد ، سپس ۴ ظرف پنی سیلین را برداشته و به هر کدام از آنها مقدار ۸ سی سی از محلول فنیل جیوه کلراید اضافه می کنیم. در ادامه پلیمر را به اندازه ۱٫۵ سانتی متر در داخل محلول (MIP) قرار داده و مانند قبل در هر کدام از ظروف پنی سیلین یک مگنت ریز قرار داده و آنها را بر روی هیتر و با rpm 600 دور گذاشته شد. هر یک از مخلوط ها به مدت ۳۰،۲۰،۱۰،۵ دقیقه گذاشته تا فنیل جیوه کلراید توسط ذرات پلیمر قالب مولکولی جذب گردد. سپس محلول داخل شیشه پنی سیلین توسط اسپکتروفتومتری uv-vis در طول موج nm 220 اندازه گیری شده تا مقدار فنیل جیوه کلراید جذب سطحی نشده تعیین گردد. همانگونه که از جدول (۳-۲) مشخص است بازه زمانی ۱۰ دقیقه دارای بیشترین جذب بوده و بهترین زمان برای رسیدن به تعادل است. تفاضل غلظت اولیه از غلظت جذب نشده مقدار فنیل جیوه کلراید جذب شده توسط پلیمر بدست می آیددر مبحث جذب توسط پلیمرهای قالب مولکولی ا صطلاحات ذیل مطرح میشود. نسبت توزیع فاز (Kd) و ظرفیت جذب سطحی (Q)که با بهره گرفتن از معادلات زیر محاسبه شد. Kd= Q=
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
(همان: ۴۶۷) کاربرد حروف حروف اضافه مضاعف یارب چها به سینه این خاکدان در است کس نیست واقف اینهمه راز نهفته را (همان: ۹۰) تو به آزادگی اندر همه عالم ثمری سرو من چیست به عالم ثمری بهترازاین (همان:۳۶۴ ) توچشمه ای چو برون آمدی به هرز مرو به رودخانه درت اتصال با دریاست (همان: ۱۱۲) یک جهان تاب ملال و یک جهان نور امید آن به موی اندرنهان واین به روی اندرمیان (همان: ۱۵۵۹) به زندان اندرون آزادگی هاست به ظلماتست آب زندگانی (همان:۴۱۷) «را» به معنی «برای»
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
به عبث حمل مکن رقص و سماع حافظ عشقبازیست خدا را و نه کار بازیست (همان: ۱۲۵) «رای» فکّ اضافه هرکه سر داد درین مرحله سر خواهد داد شمع را سر، دم تیغ از قبل غمازیست (شهریار، ۱۳۸۶: ۱۲۶) موسقی را چاشنی از جاز باید والسلام دستگاه شور ما با شوریش بی چاشنی است (همان: ۱۲۶) عشق را آب بقا خورده است، تیغ کشتگانش عمر جاویدان کنند (همان: ۲۲۲) پروانه را زبان سخن نیست آتشین از شمع پرس قصه سوز و گداز من (همان: ۲۵۶) دوشم که راه خواب زد افسون چشم تو مرغان باغرا به لب افسانه تو بود (همان: ۲۳۰) روزه داران را به رخ آبی زدند خواب را بر چهره مهتابی زدند (همان: ۷۶۸ «با»به معنای «در مقابل» با رنگ و بویت ای گل، گل رنگ و بو ندارد با لعلت آب حیوان آبی به جو ندارد (همان: ۱۵۹) «نه» به معنای «نیست» گرچه شهر و همه یاران بستانند از من شهریار آن نه که از یاد برد یاران را (همان: ۸۶) شیری نه که از بیشه برون تازد و گیتی پر کشمکش جیفه و غوغای کلاب است (همان: ۱۰۲) چه عالمی که دلی هست و دلنواز نه چه زندگی که غمم است و غمگسارم نیست (همان: ۱۲۹) برو به کنج خراباتت ای ندیم گدایان تو بختت آن نه که راهی بود به خلوت شاهت (همان: ۱۴۹) ناکسا نند و کس نه با من یار ای کس بی کسان به دادم رس (همان: ۲۶۹) کاربرد «ک» برای تقلیل و تدریج در قید پیش پای پیک جانان گر بجنبی کم کمک هر قدم از همت پاکان به جان یابی کمک (همان: ۲۸۱) رودم و از دوری دریا بنالم زیر لب ابرم و در حسرت گلزار بارم نم نمک (همان: ۲۸۲) هر که سترش بود و بر سر می کشید کمترک زقّوم دوزخ می چشید (همان: ۷۶۸) بنده هم گر میلتان شد کم کمک می توانم با شما کردن کمک (همان: ۷۶۹) می شد آهسته به روزن نزدیک کم کمک شد دم روزن تاریک (همان: ۹۳۱) ک تحبیب ماه را می نگرم مادرکی نورانی است که به دور و برخود دخترکانی دارد
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
فصل چهارم – سنتز و بررسی ویژگیهای نانوکامپوزیت سیلیکا آئروژل/نانوذرات فریت کبالت ۵۱ ۶۳ لیست علایم و اختصارات برونر، امت، تلر(Brunauer, Emmett, Teller) BET پراش پرتو ایکس (X-Ray Diffraction) XRD مغناطیسسنج نمونه ارتعاشی (Vibrating Sample Magnetometer) VSM میکروسکوپ الکترونی گسیل میدانی (Field Emission Scanning Electron Microscopy) FE-SEM میکروسکوپ الکترونی عبوری (Transmission Electron Microscopy) TEM آنگسترم (Angestrom) Å اورستد (Oersted) Oe نانومتر (Nanometer) nm واحد مغناطیسی (Electromagnetic Units) emu فصل اول مفاهیم اولیه مقدمه از اواخر قرن بیستم دانشمندان تمرکز خود را بر فناوری نوینی معطوف کردند که به عقیدهی عدهای تحولی عظیم در زندگی بشر ایجاد میکند. این فناوری نوین که در رشتههایی همچون فیزیک، شیمی و مهندسی از اهمیت زیادی برخوردار است، نانوتکنولوژی نام دارد. میتوان گفت که نانوفناوری رویکردی جدید در تمام علوم و رشتهها میباشد و این امکان را برای بشر به وجود آورده است تا با یک روش معین به مطالعهی مواد در سطح اتمی و مولکولی و به سبکهای مختلف به بازآرایی اتمها و مولکولها بپردازد. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
در چند سال اخیر، چه در فیزیک تجربی و چه در فیزیک نظری، توجه قابل ملاحظهای به مطالعهی نانوساختارها با ابعاد کم شده است و از این ساختارها نه تنها برای درک مفاهیم پایهای فیزیک بلکه برای طراحی تجهیزات و وسایلی در ابعاد نانومتر استفاده شدهاست. وقتی که ابعاد یک ماده از اندازههای بزرگ مانند متر و سانتیمتر به اندازههایی در حدود یک دهم نانومتر یا کمتر کاهش مییابد، اثرات کوانتومی را میتوان دید و این اثرات به مقدار زیاد خواص ماده را تحت الشعاع قرار میدهد. خواصی نظیر رنگ، استحکام، مقاومت، خوردگی یا ویژگیهای نوری، مغناطیسی و الکتریکی ماده از جملهی این خواص میباشند [۱]. ۱-۱ شاخههای فناوری نانو تفاوت اصلی فناوری نانو با فناوریهای دیگر در مقیاس مواد و ساختارهایی است که در این فناوری مورد استفاده قرار میگیرند. در حقیقت اگر بخواهیم تفاوت این فناوری را با فناوریهای دیگر بیان نماییم، میتوانیم وجود عناصر پایه را به عنوان یک معیار ذکر کنیم. اولین و مهمترین عنصر پایه نانو ذره است. نانوذره یک ذرهی میکروسکوپی است که حداقل طول یک بعد آن کمتر از ١٠٠ نانومتر است و میتوانند از مواد مختلفی تشکیل شوند، مانند نانوذرات فلزی، سرامیکی و نانوبلورها که زیر مجموعه ای از نانوذرات هستند [ ۳و ۲]. دومین عنصر پایه نانوکپسول است که قطر آن در حد نانومتر میباشد. عنصر پایهی بعدی نانولولهها هستند که خواص الکتریکی مختلفی از خود نشان میدهند و شامل نانولولههای کربنی، نیترید بور و نانولولههای آلی میباشند [۴]. ۱-۲ روشهای ساخت نانوساختارها تولید و بهینهسازی مواد بسیار ریز، اساس بسیاری از تحقیقات و فناوریهای امروزی است. دستورالعملهای مختلفی در خصوص تولید ذرات بسیار ریز در شرایط تعلیق[۱] وجود دارد ولی در خصوص انتشار و تشریح دقیق فرایند رسوبگیری و روشهای افزایش مقیاس این فرآیندها در مقیاس تجاری محدودیت وجود دارد. برای تولید این نوع مواد بسیار ریز از پدیدههای فیزیکی یا شیمیایی یا به طور همزمان از هر دو استفاده میشود. برای تولید یک ذره با اندازه مشخص دو فرایند اساسی وجود دارد، درهم شکستن) بالا به پایین) و دیگری ساخته شدن) پایین به بالا). معمولا روشهای پائین به بالا ضایعاتی ندارند، هر چند الزاما این مسأله صادق نیست [۶ و۵]. مراحل مختلف تولید ذرات بسیار ریز عبارت است از، مرحلهی هستهزایی اولیه و مرحلهی هستهزایی[۲] و رشد خود به خودی[۳]. در ادامه به طور خلاصه روشهای مختلف تولید نانوذرات را بیان میکنیم. به طور کلی روشهای تولید نانوذرات عبارتند از: × چگالش بخار × سنتز شیمیایی × فرآیندهای حالت جامد (خردایشی) × استفاده از شارهها فوق بحرانی به عنوان واسطه رشد نانوذرات فلزی × استفاده از امواج ماکروویو و امواج مافوق صوت × استفاده از باکتریهایی که میتوانند نانوذرات مغناطیسی و نقرهای تولید کنند پس از تولید نانوذرات میتوان با توجه به نوع کاربرد آنها از روشهای رایج زمینهای مثل روکشدهی یا اصلاح شیمیایی نیز استفاده کرد [۷]. ۱-۳ کاربردهای نانوساختارها یکی از خواص نانوذرات نسبت سطح به حجم بالای این مواد است. با بهره گرفتن از این خاصیت میتوان کاتالیزورهای قدرتمندی در ابعاد نانومتری تولید نمود. این نانوکاتالیزورها بازده واکنشهای شیمیایی را به شدت افزایش داده و همچنین به میزان چشمگیری از تولید مواد زاید در واکنشها جلوگیری خواهند نمود. به کارگیری نانوذرات در تولید مواد دیگر استحکام آنها را افزایش داده و یا وزن آنها را کم میکند. همچنین مقاومت شیمیایی و حرارتی آنها را بالا برده و واکنش آنها در برابر نور وتشعشعات دیگر را تغییر میدهد. با بهره گرفتن از نانوذرات نسبت استحکام به وزن مواد کامپوزیتی به شدت افزایش خواهد یافت. اخیرا در ساخت شیشه ضد آفتاب از نانوذرات اکسید روی استفاده شده است. استفاده از این ماده علاوه بر افزایش کارآیی این نوع شیشهها، عمر آنها را نیز چندین برابر نموده است .از نانوذرات همچنین در ساخت انواع سایندهها، رنگها، لایههای محافظتی جدید و بسیار مقاوم برای شیشهها، عینکها (ضدجوش و نشکن)، کاشیها و در حفاظهای الکترومغناطیسی شیشههای اتومبیل و پنجره استفاده میشود. پوششهای ضد نوشته برای دیوارها و پوشش های سرامیکی برای افزایش استحکام سلولهای خورشیدی نیز با بهره گرفتن از نانوذرات تولید شدهاند. وقتی اندازه ذرات به نانومتر میرسد یکی از ویژگیهایی که تحت تأثیر این کوچک شدن اندازه قرارمیگیرد تأثیرپذیری از نور و امواج الکترومغناطیسی است. با توجه به این موضوع اخیراً چسبهایی از نانوذرات تولید شدهاند که کاربردهای مهمی در صنایع الکترونیکی دارند. نانولولهها در موارد الکتریکی، مکانیکی و اپتیکی بسیار مورد توجه بودهاند. روشهای تولید نانولولهها نیز متفاوت میباشد، همانند تولید آنها بر پایه محلول و فاز بخار یا روش رشد نانولولهها در قالب که توسط مارتین[۴] مطرح شد. نانولایهها در پوششهای حفاظتی با افزایش مقاومت در خوردگی و افزایش سختی در سطوح و فوتولیز و کاهش شیمیایی کاربرد دارند. نانوذرات نیز به عنوان پیشماده یا اصلاح ساز در پدیده های فیزیکی و شیمیایی مورد توجه قرار گرفتهاند. هاروتا[۵] و تامسون[۶] اثبات کردند که نانوذرات فعالیت کاتالیستی وسیعی دارند، مثل تبدیل مونواکسید کربن به دی اکسید کربن، هیدروژنه کردن استیرن به اتیل بنزن و هیدروژنه کردن ترکیبات اولفیتی در فشار بالا و فعالیت کاتالیستی نانوذرات مورد استفاده در حسگرها که مثل آنتن الکترونی بین الکترود و الکترولیت ارتباط برقرار میکنند [۷]. ۱-۴ مواد نانومتخلخل مواد نانو متخلخل دارای حفرههایی در ابعاد نانو هستند و حجم زیادی از ساختار آنها را فضای خالی تشکیل میدهد. نسبت سطح به حجم (سطح ویژه) بسیار بالا، نفوذپذیری یا تراوایی[۷] زیاد، گزینشپذیری خوب و مقاومت گرمایی و صوتی از ویژگیهای مهم آنها میباشد. با توجه به ویژگیهای ساختاری، این به عنوان تبادلگر یونی[۸]، جدا کننده[۹]، کاتالیزور، حسگر، غشا[۱۰] و مواد عایق استفاده میشود. نسبت حجمی فضای خالی مادهی متخلخل به حجم کل ماده تخلخل[۱۱] نامیده می شود. به موادی که تخلخل آنها بین ۲/۰ تا ۹۵/۰ باشد نیز مواد متخلخل[۱۲] میگویند. حفرهای که متصل به سطح آزاد ماده است حفرهی باز[۱۳] نام دارد که برای صاف کردن غشا، جداسازی[۱۴] و کاربردهای شیمیایی مثل کاتالیزور و کروماتوگرافی[۱۵] (جداسازی مواد با بهره گرفتن از رنگ آنها) مناسب است. به حفرهای که دور از سطح آزاد ماده است حفرهی بسته[۱۶] میگویند که وجود آنها تنها سبب افزایش مقاومت گرمایی و صوتی و کاهش وزن ماده شده و در کاربردهای شیمیایی سهمی ندارد. حفرهها دارای اشکال گوناگونی همچون کروی، استوانهای، شیاری، قیفی شکل و یا آرایش شش گوش[۱۷] هستند. همچنین تخلخلها میتوانند صاف یا خمیده یا همراه با چرخش و پیچش باشند [۷]. بر اساس دستهبندی که توسط آیوپاک[۱۸] صورت گرفته است، ساختار محیط متخلخل با توجه به میانگین ابعاد حفرهها، مواد سازنده و نظم ساختار به سه گروه تقسیم بندی میشوند که در شکل ۱-۱ نشان داده شده است: الف) دسته بندی بر اساس اندازه حفره:
-
- میکرومتخلخل[۱۹]: دارای حفرههایی با قطر کمتر از ۲ نانومتر.
-
- مزومتخلخل[۲۰]: دارای حفرههایی با قطر ۲ تا ۵۰ نانومتر.
-
- ماکرومتخلخل:[۲۱] دارای حفرههایی با قطر بیش از ۵۰ نانومتر.
شکل ۱-۱ انواع سیلیکا براساس اندازه حفره: الف) ماکرو متخلخل، ب) مزو متخلخل، ج) میکرو متخلخل [۸]. بر اساس شکل و موقعیت حفرهها نسبت به یکدیگر در داخل مواد متخلخل، حفرهها به چهار دسته تقسیم میشود: حفرههای راه به راه[۲۲]، حفرههای کور[۲۳]، حفرههای بسته[۲۴] و حفرههای متصل به هم[۲۵] که در شکل (۲-۱) به صورت شماتیک این حفرهها را نشان داده شده است. شکل ۱-۲ نوع تخلخلها بر اساس شکل و موقعیت [۸]. بر اساس تعریف مصطلح نانوفناوری، دانشمندان شیمی در عمل نانو متخلخل[۲۶] را برای موادی که دارای حفرههایی با قطر کمتر از ۱۰۰ نانومتر هستند به کار میبرند که ابعاد رایجی برای مواد متخلخل در کاربردهای شیمیایی است. ب) دستهبندی براساس مواد تشکیل دهنده:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳-۴-۵-۱۶- قبا وین قبای صنعت سعدی که در وی حشو نیست حدّ زیبایی ندارد خاصه بر بالای تو (همان، ۴۹۹) ۳-۴-۵-۱۷- حلوا سخن شیرین همی گویی به رغم دشمنان سعدی ولی بیمار استسقا چه داند ذوق حلوا را (همان، ۵۸۷) ۳-۴-۵-۱۸- شکر باری ز لطف لفظ شکربار گفته ی سعدی شدم غلام همه شاعران شیرازی(همان،۵۳۴) ۳-۴-۵-۱۹- قند سخن لطیف سعدی نه سخن که قندمصری خجل است ازاین حلاوت که تو درکلام داری (همان، ۵۳۱) ۳-۴-۵-۲۰- برگ طوبا عجب است پیش بعضی که تراست شعر سعدی ورق درخت طوبی است،چه گونه تر نباشد؟ (همان، ۳۹۵) ۳-۵- سفرهای سعدی در زندگی انسان ها پدیده های مختلف اجتماعی و فردی تأثیر دارند و می توانند مسیر زندگی آن ها را تغییر دهند و سعادت یا شقاوت انسان را رقم بزنند. امّا در میان این اتّفاقات، مسافرت نقش تعیین کننده ای در زندگی انسان ها دارند. در میان بزرگان ادب ما، کسانی وجود دارند که با یک مسافرت متحوّل شده اند و مسیر زندگی آنان به کلّی تغییر کرده است. با سفر ناصر خسرو قبادیانی به مکّه و مصر، عقاید مذهبی او دگرگون می شود. اساس تحوّل در زندگی و افکار مولانا با سفر به قونیّه شکل می گیرد، و در مورد سعدی نیز چنین است. سعدی خود نیز به ارزش سفر، واقف است و روزگار درازی را در سفر گذرانیده است. و برای اثبات این مهّم، دلایل بسیاری در آثار شیخ وجود دارد که که به ذکر آن ها پرداخته می شود.
 ۳-۵-۱- اهمیّت سفر از نظر سعدی از نظر شیخ، انجام سفر سبب پختگی انسان و رسیدن به کمال می شود و می گوید: ((بسیار سفر باید تا پخته شود خامی صوفی نشود صافی تا در نکشد جامی)) (سعدی،۱۳۸۴، ۵۴۱ ) یا می گوید: زهستی در آفاق سعدی صفت تهی گرد و باز آی پر معرفت (همان،۲۴۴ ) سعدی در بیت بالا، اشاره ای به تهی بودن هنگام سفر و کسب معرفت و دانش و بازگشت پس از کسب علم، می پردازد و به انسان ها توصیّه می کند که می توان از جور و ستم دیگران، با یک سفر رهایی یافت و برای بیان بهتر موضوع، مثالی زنده و محسوس بیان می کند، که در سه بیت زیر عقیده ی سعدی، درباره ی سفر بهتر آشکار می شود. چو ماکیان بدر خانه چند بینی جور چرا سفر نکنی چون کبوتر طیّار از این درخت چو بلبل بر آن درخت نشین به دام دل چو فرو مانده ای چو بوتیمار زمین لگد خورد از گاو خر به علت آن که ساکن است نه مانندآسمان دوّار(همان،۶۲۴) سعدی علّت ستم پذیری زمین را سکون آن می داند، و می گوید اگر زمین هم چون آسمان سفر می کرد، این همه مورد ستم واقع نمی شد. در غزلی داستان پیری را بیان می کند که از درد همه ی اعضای بدن، به طبیب شکایت می برد. اتفاقاً این پیر هم شیرازی است و علّت بیماری خود را هوای ناسازگار شیراز می داند و می گوید: گرم پای سفر بودی و رفتار تحوّل کردمی ز اینجا به جایی(سعدی،۱۳۸۴ ،۷۳۶ ) یا در غزلی به بیان نگرانی از وضعیّت موجود در شیراز می پردازد و می گوید: دلم از صحبت شیراز به کلّی بگرفت وقت آن است که پرسی خبر از بغدادم (همان،۴۵۸) بنا بر آن چه بیان شده است، می توان گفت که سعدی، سفر را مایه ی خلاصی انسان از بسیاری گرفتاری ها و وسیله ی پیشرفت و تکامل علمی انسان می داند. و با اعتقاد به همین اصل است که سعدی نقاط مختلف و قابل دسترس دنیا را دیده، با مردم آن ها از نزدیک معاشرت داشته و از هر گوشه ای توشه ای برداشته است. در اقصای عالم بگشتم بسی به سر بردم ایّام با هر کسی تمتع به هر گوشه ای یافتم ز هر خرمنی خوشه ای یافتم (همان،۱۵۷) ۳-۵-۲- جهان گردی سعدی این موضوع که سعدی سفرهای بسیار کرده و نقاط مختلف جهان را دیده است از میان اشعار او، در شرایط مختلف فهمیده می شود. وقتی دلتنگ می شود یا غمی سینه او را مجروح می کند و یا گرفتار محبّتی می شود، از جهانگردی خود یادی می کند و آن نگرانی را علّت ترک وطن و سفر خود می داند. در اقصای عالم بگشتم بسی به سر بردم ایام با هر کسی(همان، ۱۵۷) راست خواهی، تو مرا شیفته می گردانی گرد عالم به چنین روز نه من می گردم(همان ،۴۵۸ ) جهان بگشتم و آفاق سربه سر دیدم به مردمی که گر از مردمی اثر دیدم…. چه روزگار همی بگذرد رو،ای سعدی! که زشت وخوب و بد و نیک درگذر دیدم(همان،۷۶۷) سر از بیچارگی گفتم نهم شوریده در عالم دگر ره پای می بندد، وفای عهد اصحابم (همان،۴۵۵) بسی چون تو گردیدم اندر سفر بتان دیدم از خویشتن بی خبر (همان،۲۹۳) که گر خاک شد سعدی او را چه غم؟ که در زندگی خاک بوده است هم به بیچارگی تن فرا خاک داد وگر گرد عالم بر آمد چو باد بسی بر نیاید که خاکش خورد دگر باره بادش به عالم برد (همان،۲۵۰ ) وجودم به تنگ آمد از جور تنگی شدم در سفر روزگاری درنگی (همان،۶۵۸ ) می توان گفت سعدی برای تأثیر کلام خود بر مخاطب، در موقعیّت های مختلف از سفرهای خود یاد می کند و به بیان سختی سفرها و کسب تجربه ی خود می پردازد تا مخاطب را تحت تأثیر قرار دهد. دلیل دیگر جهان گردی سعدی را می توان سفرهایی دانست که اشاره به جای خاصّی ندارد و فقط می گوید، که در این سفر چه شده است. ۳-۵-۳- سفرهای بدون نام ((یاد دارم که شبی در کاروانی همه شب رفته بودم و سحردر کنار بیشه ای خفته.)) (همان،۵۴ ) ((پارسایی را دیدم، بر کنار دریا، که زخم پلنگ داشت و به هیچ دارو، به نمی شد.)) (همان،۴۸ ) ((تنی چند از روندگان متّفق سیاحت بودند و شریک رنج و راحت. خواستم تا مرافقت کنم موافقت نکردند. ))(همان،۴۴ )
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
چکیده در حال حاضر غشاها جایگاه ویژه ای در صنایع جداسازی مختلف پیدا کرده اند و کاربردهای وسیعی در زمینه های گوناگون جداسازی اعم از محلول های مایع و گازهای مختلف دارا میباشند. تکنولوژی غشا یکی از تکنولوژی های پرکاربرد در صنعت امروز است که حوزه کاربرد آن از صنعت آب و فاضلاب تا صنایع غذایی و دارویی گسترده است. بیشتر غشاهایی که اخیرا در فرایندهای جداسازی غشایی گازها مورد استفاده قرار می گیرند غشاهای پلیمری و غیر متخلخل هستند و پایه عملکرد آنها مکانیسم حلالیت – نفوذ است. این مکانیسم در مقیاس مولکولی تراوش مولکولها از غشاء پلیمر است. در این مکانیسم فرض می شود مولکول در یک طرف غشا جذب می شود و از میان فضاهای خالی زنجیرهای پلیمر نفوذ می کند و در سطح دیگر دفع می شود.پلیمر پلی سولفون به دلیل دارا بودن خواص خوب مکانیکی، مقاومت شیمیایی بالا و دمای تبدیل شیشه ای بالا ، به مقدار زیادی در تهیه غشاهای نامتقارن (معمولا در محدوده اولترافیلتراسیون و میکروفیلتراسیون) مورد استفاده قرار میگیرد.غشاهای اولترا فیلتراسیون پلی سولفونی، ترشوندگی سطحی بسیار پایینی دارند.به واسطه برهمکنشهای هیدروفوبی بین غشا و حل شونده های آبگریز، این خاصیت در غشاهای پلی سولفونی مشکلات انسداد زیادی را در پی خواهد داشت.همچنین غشاهای پلیمری نمی توانند به مشکل تناقض بین انتخابگری و تراوایی چیره شوند.به منظور افزایش آبدوستی غشاهای پلی سولفون و بهبود خواص ساختاری غشا ، روش های متعددی وجود دارد ولی چند روشی که از ابتدای کار توسعه بیشتری یافتهاند عباراند از: پلیمریزاسیون درجا ، ترکیب محلول القا شدن، فرایند ذوبی و روش بستر آمیخته. در این پژوهش نانو ذره خاک رس در آماده سازی این غشای نانوکامپوزیتی به روش بستر آمیخته استفاده شده است.با غشاهای بستر آمیخته می توان به انتخابگری بالا با همان مقدار تراوایی یا تراوایی بیشتر در مقایسه با غشاهای پلیمری موجود دست یافت. با اضافه کردن نانو ذرات معدنی می توان خواص جداسازی را بهبود بخشید. کلمات کلیدی: غشای نانوکامپوزیتی, اولترافیلتراسیون, نانوکلی, غشاهای بستر آمیخته مقدمه پیشرفت های کنونی در صنایع شیمیایی و صنایع مشابه به سمت افزایش سرعت انجام فرآیندها و کاهش مصرف انرژی در طول فرایند معطوف شده است. یکی از فرآیندهای مهم و پرکاربرد در چنین صنایعی، جداسازی مواد مختلف می باشد. برای انجام فرآیندهای صنعتی اغلب باید اجزای ماده ی خام اولیه از هم جدا شده و محصول بدست آمده از این فرآیندها نیز تفکیک و تخلیص شود. از طرفی در اکثر صنایع، با درنظر گرفتن قوانین محیط زیستی، لزوم انجام فرآیندهای جداسازی بیش از پیش به چشم می خورد.
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
در حقیقت، اهمیت فرآیندهای جداسازی و دستگاه ها و تجهیزات مربوطه، به اندازه ای است که در بسیاری از صنایع، بخش اعظم قیمت تمام شده ی یک محصول، مربوط به هزینه های جداسازی و خالص سازی آن محصول است. به همین دلیل یافتن یک روش جداسازی ساده تر و با هزینه ی کمتر، می تواند قابل تأمل باشد. در انتخاب یک روش جداسازی مناسب، باید بازده آن روش ها، دسترسی به تجهیزات هزینه های جداسازی، هزینه ی ساخت و هزینه های انرژی، با در نظر گرفتن مسایل زیست محیطی و مسایل سیاسی مورد ارزیابی کامل قرار بگیرد. همچنین باید اهداف جداسازی در فرایند مشخص شود، در یک فرایند جداسازی، اهداف متفاوتی مانند تغلیظ، تخلیص، تفکیک و جابجایی تعادل واکنش می تواند مدنظر باشد. در این راستا غشاها برای جداسازی گونه های مختلفی از مواد در حالات جامد، مایع و گاز توسعه یافته اند. با اینکه روش جداسازی با غشاها نسبت به روش های دیگری چون تقطیر، جذب سطحی، کریستالیزاسیون و استخراج مایع– مایع جدیدتر است ولی با توجه به کارایی و سهولت استفاده طی دو دهه ی اخیر، گسترش چشمگیری در استفاده از آن مشاهده شده است [۱]. بیشتر غشاهایی که اخیرا در فرآیندهای جداسازی غشایی مورد استفاده قرار می گیرند غشاهای پلیمری و نامتخلخل اند و پایه عملکرد آنها سازوکار حلالیت-نفوذ است. این سازوکار در مقیاس مولکولی، تراوش مولکول ها از غشا پلیمر است. در این سازوکار فرض می شود مولکول در یک طرف غشا جذب می شود و از میان فضاهای خالی زنجیرهای پلیمر نفوذ می کند و در سطح دیگر دفع می گردد. مطابق مدل حلالیت-نفوذ، نفوذ مولکول ها از میان غشا با دو پارامتر اصلی کنترل می شود ضریب نفوذ و ضریب حلالیت. ضریب حلالیت برابر نسبت دو پتانسیل جذب مثل فشار جزیی تعریف می شود [۲]. برای عملکرد خوب غشا، هم تراوایی و هم گزینش پذیری باید بالا باشد. هرچه تراوایی بالا باشد سطح مورد نیاز غشا برای تصفیه گاز کمتر می شود و گزینش پذیری بالا، خلوص گاز بالایی را در شرایط تراوایی یکسان می دهد. در پلیمرهای شیشه ای (پلیمرهایی که زیر دمای گذار شیشه ای خود قرار دارند) مولکول های ریز مانند H2 و He سریع و مولکولهای بزرگ مانند هیدروکربن ها به آهستگی از غشا عبور می کنند. پلیمرهای تراوا گزینش پذیری پایینی دارند [۲]. با وجود تمام این مزایا غشاهای پلیمری نمی توانند به مشکل تناقض بین گزینش پذیری و تراوایی چیره شوند. در واقع غشاهای غیرآلی مانند غشاهای کربنی دارای گزینش پذیری و تراوایی بالایی هستند اما در مقیاس بزرگ ساخت آنها مشکل است با توجه به نیاز بازدهی بالای غشاها در غشاهای پلیمری و غیرآلی نوع جدید غشاها اخیرا به نام غشاهای بستر آمیخته گسترش یافته است. غشاهای بستر آمیخته غشاهای ترکیبی هستند که در آنها جامد یا مایع یا هر دو به عنوان پرکننده در بستر پلیمر جاسازی شده اند [۳]. پژوهش برروی غشاهای بستر آمیخته از سال ۱۹۸۰ با سرعت قابل ملاحظه ای به صورت پیوسته رو به افزایش است. اکنون یافته های تجربی و آزمایشگاهی، برتری نسبی جداسازی غشاهای بستر آمیخته نسبت به غشاهای پلیمری خالص را نمایانگر ساخته است. با توجه به جدید بودن این نوع از غشاها، فضای کاری زیادی برای مطالعات آینده پیش رو قرار دارد [۳]. در این پژوهش برروی ساخت غشاهای نانوکامپوزیتی پلی سولفون به روش بستر آمیخته و بررسی عملکرد این غشاها تمرکز شده است. به منظور بررسی عملکرد غشا در شرایط مختلف، آزمایش های تراوش و آنالیزهای ساختاری صورت گرفته است. در این پژوهش، اثر پارامترهای مختلف بر عملکرد غشا و اثر فشار بر تراوایی و گزینش پذیری غشا بررسی شده است. لازم به ذکر است که ساخت غشاهای نانوکامپوزیتی پلی سولفون به روش بستر آمیخته، جدید و برای اولین بار می باشد. این پایان نامه در چهار بخش تنظیم شده است. در بخش اول، مقدمه ای در مورد غشاها و انواع آنها، فرآیندهای غشایی از جمله اولترافیلتراسیون، کامپوزیت ها، ویژگی های غشاهای بستر آمیخته ارائه شده است. همچنین در این بخش اهداف تحقیق و فرضیه های ممکن نیز بیان شده است. در بخش دوم، مواد و تجهیزات مورد استفاده در انجام این پژوهش بیان شده و روش ساخت غشای پلیمری اولترافیلتراسیون پلی سولفون و غشای نانوکامپوزیتی پلی سولفون توضیح داده می شود. در بخش سوم، نتایج حاصل از ارزیابی های ساختاری انجام شده برروی غشاها بیان می گردد و در ادامه نتایج حاصل از آزمون های تراوایی مورد بررسی قرار می گیرد. در بخش چهارم، نتیجه گیری و پیشنهادات جهت انجام پروژه های آینده ارائه گردیده است. بخش اول مطالعات کتابخانه ای ۱-۱-اهداف تحقیق ساخت غشای نانوکامپوزیتی پلی سولفون آمیخته با خاک رس به روش بستر آمیخته دستیابی به یک غشای نانوکامپوزیتی با ماهیت اولترافیلتراسیون جهت جداسازی و تصفیه مایعات بهبود خواص غشا از جمله تراوایی و انتخاب پذیری ارزیابی و بررسی غشای ساخته شده ۱-۲-فرضیه ها با بهره گرفتن از پلیمر پلی سولفون مقاومت مکانیکی و شیمیایی غشا افزایش می یابد. با بهره گرفتن از خاک رس آبدوستی غشای پلی سولفونی افزایش می یابد. با این روش تراوش پذیری و مقاومت غشا افزایش می یابد. جداسازی یونها و نمک ها از آب امکان پذیر می باشد. با غشاهای بستر آمیخته می توان به انتخابگری بالا دست یافت. تعاریف و مفاهیم ۱-۳-غشا غشا به عنوان یک فاز که اجزای خوراک به صورت انتخابی از آن عبور می کنند تعریف می گردد. به عبارت بهتر، غشا به صورت فازی که اجزای جداشونده با سرعت های متفاوت از آن عبور می کنند عمل می کند. در فرآیندهای غشایی، جزیی که از غشا عبور می کند به نام تراوش کرده۱ و بخشی که نتواند از غشا عبور کند، نگه داشته شده۲ نامیده می شود که بر اساس هدف جداسازی هر کدام از آنها می توانند به عنوان محصول در نظر گرفته شوند. در حالت کلی، روش های غشایی در مواقعی که غلظت مواد کم باشد، کارایی بسیار زیادی دارند [۴]. نیروی محرکه لازم در فرآیندهای غشایی می تواند بصورت اختلاف غلظت، فشار، دما و پتانسیل الکتریکی باشد. ساده ترین نوع غشاها براساس اختلاف اندازه ذرات عمل می کنند که از این نظر مشابه فیلترها هستند، ولی غشاها از لحاظ اندازه منافذ و توزیع اندازه ی آنها و نیز نحوه ی جریان، با فیلترها تفاوت دارند. کارایی غشاها با دو پارامتر تعیین می گردند که شامل دبی عبور کرده از غشا و گزینش پذیری غشاها است. فرآیندهای غشایی با داشتن مزایایی چون کاهش مصرف انرژی به دلیل عدم تغییر فاز، حجم کم و عدم نیاز به فضای زیاد، تنوع در شکل و اندازه، افت فشار کم و انتقال جرم زیاد، بالا بودن راندمان جداسازی برای محلول های رقیق، نیاز کم به مواد افزودنی و حلال ها، ساده بودن طراحی غشاها و سهولت کاربرد آنها در مقیاس های صنعتی و همچنین به دلیل اینکه دوست دار محیط زیست هستند، از سایر روش های جداسازی متمایز شده اند. با این حال این روش معایبی از قبیل قطبش غلظتی و گرفتگی غشاها، طول عمر کوتاه غشا، انتخاب پذیری و دبی کم عبوری از غشاها و هزینه بالای ساخت را دارد [۲]. غشاها و فرآیندهای غشایی جایگاه مهمی در تکنولوژی شیمیایی بدست آورده اند و در طیف گسترده ای از برنامه های کاربردی استفاده می شود. ۱-۴-تقسیم بندی غشا به دلیل کاربردهای وسیع و جهت سهولت شناخت و استفاده از غشاها، تقسیم بندی آنها ضروری به نظر می رسد که در این بخش تقسیم بندی غشاها براساس معیارهای مختلف آورده شده است. ۱-۴-۱-تقسیم بندی بر اساس مکانیسم حاکم بر جداسازی اگر جداسازی بر اساس اختلاف فشار باشد، به کمک روش هایی مانند میکروفیلتراسیون، اولترافیلتراسیون، نانوفیلتراسیون و اسمز معکوس می توان جداسازی را انجام داد. روش هایی که بر پایه اختلاف غلظت هستند شامل جداسازی گازی، غشای مایع و دیالیز می باشد. در الکترودیالیز، اختلاف ولتاژ و در روش تقطیر غشایی نیز اختلاف دما به عنوان عامل جداسازی عمل می کند. ۱-۴-۲-تقسیم بندی بر اساس جنس غشا غشاها به دو صورت عمده، غشاهای بیولوژیکی (طبیعی) و غشاهای سنتزی هستند که غشاهای سنتزی شامل غشاهای پلیمری، سرامیکی، فلزی و مایع می باشد[۵] که در ادامه، هر کدام از موارد توضیح داده می شوند. ۱-۴-۲-۱-غشاهای پلیمری از جمله غشاهای پلیمری می توان به غشاهای ساخته شده از جنس پلی پروپیلن، تفلون، پلی آمید، پلی ایمید و پلی سولفون اشاره کرد [۶]. هر کدام از این مواد بر اساس ساختار شیمیایی خود، دما و pH محیط، حلالیت مواد و مقاومت آنها مورد استفاده قرار می گیرند. تخلخل بالا یکی از ویژگی های مهم در غشاهای پلیمری است [۷]. غشاهای پلیمری در بازیافت هیدروکربن ها و گازهایی به کار می روند که در فرآیندهای مربوطه وارد اتمسفر شده و یا سوزانده می شوند، بنابراین از نظر کاهش آلاینده های محیطی می توانند بسیار با ارزش باشند. غشاهای پلیمری که قابلیت عبور ذرات بزرگتر مانند هیدروکربن های سنگین گازی را در مقایسه با ذرات کوچکتر مانند متان و ازت دارند، به صورت پیوسته تهیه می شوند، قابلیت انتخاب پذیری معکوس و عبوردهی بالای این غشاها، مزیت بسیار مهمی است که در کاربردهایی مانند خالص سازی گاز طبیعی که بخش عمده آن را متان تشکیل می دهد، نیاز به تقویت فشار مجدد گاز خالص شده را برطرف می کند [۷]. از غشاهای تهیه شده می توان در کاربردهای دیگر مانند خالص سازی هیدروژن در پالایشگاه ها، بازیافت مونومر در واحدهای پلی اولفین، بازیافت بخارات بنزین در انبارها و جایگاه های سوخت رسانی و بسیاری از کاربردهای دیگر با ارزش افزوده بالا استفاده کرد. نیاز به غشاهایی با مجموعه خواص مطلوب شامل شار عبوری بالا، انتخاب پذیری بالا، پایداری شیمیایی، مکانیکی و حرارتی مناسب، محققین را به سمت توسعه غشاهای هیبریدی نانوکامپوزیتی (شامل مواد معدنی پخش شده در ماتریس پلیمری) سوق داده است [۷]. ۱-۴-۲-۲-غشاهای مایع غشا فازی است بین دو فاز دیگر که انتقال جرم بین آنها را کنترل می کند. اگر این فاز میانی یک مایع امتزاج ناپذیر با دو فاز دیگر باشد، نقش یک غشا مایع را خواهد داشت. غشاهای مایع به صورت غشاهای امولسیونی، پایه ای و جریانی هستند. در غشاهای امولسیونی از عوامل فعال کننده سطحی برای تولید امولسیون استفاده می کنند. در غشا نوع دوم از مایعی در داخل یک جامد متخلخل با حفراتی در حد میکرون استفاده می کنند. در غشا جریانی هم، جریان مایع-مایع به صورت پیوسته برقرار بوده و حفرات را همواره پر نگه می دارد [۱]. ۱-۴-۲-۳-غشاهای سرامیکی این غشاها که شامل اکسید های آلومینیوم، زیرکونیوم، تیتانیوم و سیلسیوم می باشند، دارای مزایایی مانند مقاومت حرارتی، مکانیکی و شیمیایی بالا، طول عمر زیاد، مقاومت خوردگی و باکتریایی بالا، امکان احیا، امکان تمیز کردن کنترل مطلوب اندازه حفرات هستند.در این غشاها، هیچ افزودنی مورد نیاز نبوده و محدودیتی در دمای فرایند وجود ندارد. فیلتراسیون به کمک سرامیک، یک فرایند با انتخاب پذیری بالاست که بدون تبدیلات فازی است. ولی در کنار این مزایا، معایبی مانند هزینه ی زیاد ساخت و مشکل بودن انجام اصلاحات بعدی بر روی غشا نیز وجود دارد [۸].
شکل۱-۱– نمونه هایی از غشاهای سرامیکی در غشاهای سرامیکی جریان یا محیطی که باید تصفیه شود، از داخل کانال های حامل غشا عبور داده می شود. ذرات در صورتیکه بزرگتر از شعاع حفرات غشا باشند، باقی مانده و نشست می کنند و ماده ی تغلیظ شده ای را ایجاد می کنند. ماده صاف شده از درون حفرات نفوذ کرده و وارد مراحل مختلف فرایند می شود [۸]. پایه غشاهای سرامیکی، متشکل از اکسید آلومینیوم یا کربید سیلیکون با حفرات باز است. این ماده نه تنها می تواند نفوذپذیری را بالا ببرد بلکه نیازهای مربوط به پایداری مکانیکی را نیز مرتفع می سازد. در ابتدا غشاهای سرامیکی در تکنولوژی تصفیه فاضلاب به کار می رفت. اما امروزه، کاربردهای آنها تمامی صنایع را پوشش می دهد که این صنایع می تواند صنایع شیمیایی مانند جداسازی پاک کننده ها و کاتالیست ها، صنایع فلزی مانند بازیافت فلزات سنگین صنایع نساجی و صنایع کاغذ و خمیر چوب مانند جداسازی، تغلیظ و آب زدایی بیومس و خزه ها، صنایع غذایی و آشامیدنی مانند تغلیظ آب میوه، استریلیزاسیون شیر و آب پنیر و صنایع بازیافتی و محیط زیستی مانند کاهش BOD/COD بازیابی آب از استخرهای شنا و بازیافت داروها و آفت کش ها را در بر می گیرد. ۱-۴-۲-۴-غشاهای فلزی این غشاها که در حال حاضر بیشتر در آزمایشگاه های تحقیقاتی مورد استفاده قرار می گیرند معمولا از جنس فولاد ضد زنگ، سیلیس، آلومینیوم، نقره، نیکل و برخی از آلیاژها هستند. خصوصیت برجسته ای که در رابطه با این غشاها مطرح است، مقاومت آنها در برابر خوردگی است. در زمینه جداسازی گاز که بیشتر به تخلیص گاز هیدروژن برای پیل های سوختی مربوط می شود، دسته ای از غشاهای فلزی توسعه یافته اند. البته در تصفیه آب آشامیدنی و حذف مواد آلی طبیعی به روش لخته سازی و میکروفیلتراسیون نیز از غشاهای فلزی همراه با هوادهی یا تزریق گاز ازون به عنوان یک روش جدید برای حذف آلودگی های آب باران استفاده شده، و ثابت شده است که غشاهای فلزی برای کاهش میکروبها و ذرات آلوده کننده از آب باران کافی است. برای حصول غشای فلزی با خواص ویژه، جنس پایه و روش ساخت و پوشش دهی آن اهمیت بسیاری دارد. تقریبا اکثر روش های ساخت شامل ایجاد شرایط خاص دما و فشار و همچنین انجام برخی عملیات اصلاحی، برروی پایه یا غشای ساخته شده می باشد. در این راستا خواص غشاها نظیر نفوذپذیری، ظرفیت عبور سیال، مقاومت شیمیایی، مقاومت مکانیکی و حرارتی باید مد نظر قرار گیرد[۹].
شکل۱-۲– غشای فلزی در رابطه با عملکرد این غشاها، مطالعات اخیر برروی ساخت غشاهای فلزی متراکم مرکب با ضخامت حدود زیر میکرون تا چند ده میکرون و ویژگیها و کاربردهای آنها متمرکز شده است توسعه غشاهای فلزی پایه دار یا مرکب بیشتر به دلیل کاهش هزینه های مواد، بهبود استحکام مکانیکی و امکان نفوذ بیشتر مواد می باشد. غشاهای مرکب فلزی دارای پایه هایی از جنس فلز، سرامیک یا پلیمر هستند البته در اکثر موارد استفاده از فولاد ضدزنگ به عنوان پایه غشای فلزی پیشنهاد شده است. ساخت غشا با این فلز هزینه کم و استحکام مکانیکی بالایی داشته و در اکثر فرایندهای صنعتی تولید و خالص سازی هیدروژن، از لحاظ شیمیایی بی اثر است [۹]. از جمله روش های متداول در ساخت غشاهای فلزی روش ترسیب شیمیایی، ترسیب الکترو شیمیایی و فیزیکی بخار، روش پاشش پودر خیس و غلطک کاری می باشد [۹]. ۱-۴-۳-تقسیم بندی بر اساس شکل هندسی غشا غشاها را میتوان براساس شکلشان به انواع غشاهای: صفحه ای، لوله ای، مارپیچ و الیاف میان تهی تقسیم بندی کرد. غشاهای مارپیچ را می توان بر حسب نیاز در دماها و فشارهای بالا مورد استفاده قرار داد. غشاهای لوله ای در غلظت های بالایی از جامد مورد استفاده قرار می گیرد. در فرایند فیلتراسیون جریان متقاطع نیز الیاف میان تهی را می توان تحت عملیات شستشوی معکوس قرار داد[۴].
شکل۱-۳– نمونه ای از غشای مارپیچی غشاها در داخل محفظه ای قرار می گیرند که تحت عنوان مدول اطلاق می شود نوع جریان در سطح غشا و نیز نحوه حرکت سیال بستگی به نوع مدول انتخابی دارد. در واقع مدول به منظور نگهداری غشا کنترل حرکت سیال و افزایش نسبت سطح به حجم بکار میرود. در هر مدول، غشاها به همراه نگهدارنده ها و پایه های خود در یک شکل هندسی خاص قرار می گیرند که دارای مجراهایی برای ورود خوراک و همچنین جمع آوری مواد می باشد. انواع مدول هایی که بکار می رود شامل مدول های لوله ای، صفحه و قاب، مارپیچی و موئینه ای است که بر اساس ویژگی ها و مزایایی که دارند می توانند کاربردهای متفاوتی داشته باشند [۴]. ۱-۴-۴-تقسیم بندی بر اساس ساختار غشا
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳-۷-۴-۲عملگرتقاطع[۳۸]: این نوع عملگر بر روی دو کروموزوم والد حاصل از عملگر انتخاب، با احتمال عمل می کند و با ترکیب دو والد فرزند جدیدی را بوجود می آورد]۳[. نرخ تقاطع[۳۹]به صورت نسبت تعداد فرزندان تولید شده درهرنسل به تعداد اعضای جامعه تعریف می شود. این نرخ بیانگر تعداد مورد انتظار کروموزومهایی است که توسط این عملگر دچار تغییر میشوند. نرخ تقاطع بزرگتر اجازه میدهد که بخش وسیعتری از فضای جواب مورد جستجو قرارگیرد.اگرنرخ تقاطع خیلی بزرگ باشد باعث اتلاف وقت جهت سرکشی به نواحی غیرقابل اطمینان فضای جواب خواهد شد. تعدادی از انواع متداول عملیات تقاطع عبارتند از: تقاطع یک نقطهای[۴۰]: در این روش یک نقطه به صورت تصادفی به عنوان نقطه برش در طول دو کروموزومی که به عنوان والدین انتخاب شده اند در نظر گرفته شده و کروموزومها از آن نقطه به دو بخش تقسیم میشوند و دو بخش جدا شده آنها با هم تعویض میگردد (شکل ۳-۲). تقاطع دو نقطه برش[۴۱]: دراین روش دو نقطه به عنوان نقطه برش درنظرگرفته شده وکروموزومها از آن دونقطه به سه بخش تقسیم میشوند. بخش وسط ثابت مانده و بخشهای دوباقیمانده از دو کروموزوم با هم تعویض میشوند (شکل ۳-۳). سایر عملگرهای تقاطع عبارتند از: تقاطع چندنقطه برش تقاطع یکنواخت تقاطع بخش نگاشته تقاطع ترتیب شکل ۳-۲ تقاطع تکنقطهای شکل ۳-۳٫ تقاطع دونقطهای ۳-۷-۴-۳عملگر جهش: این عملگردر فرزندان حاصل از عملگر تقاطع، تغییرات تصادفی برنامه ریزی نشده ایجاد می کند و ژنهایی که درجامعه اولیه وجود نداشتهاند را وارد جامعه می کند. در رابطه با این عملگر مفهوم نرخ جهش وجود دارد. نرخ جهش عبارتست از درصدی از تعداد ژنهای موجود که دچار تغییر میشوند. اگرنرخ جهش خیلی کوچک باشد،تعداد زیادی از ژنها که میتوانستند مفید باشند تست نمیشوند واگر نرخ جهش خیلی بزرگ باشد،یک اختلال تصادفی بوجودآمده و فرزندان شباهت خود را با والدین از دست می دهند که این امر باعث از بین رفتن حافظه تاریخی الگوریتم می شود .عملگرهای جهشی مختلفی وجود دارد که مهمترین آنها عبارتند از: جا به جایی[۴۲]، وارونگی[۴۳]، جاگذاری[۴۴]. ۳-۷-۴-۴٫ تابع برازش تابع برازش شاخصی برای ارزیابی کروموزومها میباشد که در مسائل بهینهسازی این شاخص تابعی از مقدار تابع هدف مسئله است. هرچه یک جواب مناسبتر باشد، کروموزوم منتاظر با آن مقدار برازندگی بیشتری دارد. برای اینکه شانس بقای چنین جوابی بیشتر شود، احتمال بقای آن متناسب با مقدار برازندگی آن در نظر گرفته می شود. بدین ترتیب کروموزومی که برازندگی بیشتری دارد با احتمال بیشتری در تولید فرزندان شرکت می کند و جوابهای بیشتری به دنبال آن تولید میشوند. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۳-۷-۴-۵٫ شرط توقف الگوریتم ژنتیک با فراهم شدن یک یا چند شرط توقف[۴۵] خاتمه مییابد و بهترین جواب تولید شده در طول نسل های متوالی جوابها به عنوان جواب بهینه معرفی می شود. شرط توقف می تواند شامل حداکثر تعداد نسلهای الگوریتم، عدم بهبود جوابها در چندین نسل متوالی، کاهش میزان انحراف معیار جامعه جوابها و … باشد. بطورکلی در مسائل مختلف و در انواع گوناگون الگوریتم ژنتیک شروط توقفی که بهترین عملکرد الگوریتم را فراهم می کنند، لحاظ می شود. ۳-۸٫ معرفی الگوریتم رقابت استعاری[۴۶] ۳-۸-۱٫ مقدمه در این بخش به معرفی یک الگوریتم تکاملی نوظهور که از پدیده های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی انسان سرچشمه میگیرد میپردازیم. الگوریتمهای بهینهسازی در پیش از این، از پدیده های طبیعی و زیستی الهام گرفتهاند، این الگوریتم با الهامگیری از یک پدیده تاریخی ایجاد شده است.استعمار یک پدیده تاریخی اجتناب ناپذیر بوده که باعث شده کشورهایی که از لحاظ نظامی و اقتصادی قدرت بیشتری داشته، برای رفع برخی از نیازهای خود به کشورهای دارای منابع اما ضعیف چه از لحاظ نظامی و چه از نظر اقتصادی سلطه پیدا کرده و از طریق کنترل حکومت مرکزی آن کشورها به منابع آنها دسترسی داشته باشند. این الگوریتم نسبت به سایر الگوریتمهای بهینهسازی برتری خود را نشان داده است، و به حل بسیاری از مسئلهها در زمینه های مختلف مهندسی از جمله مهندسی برق، نرمافزار، هوش مصنوعی ، صنایع و غیره پرداخته است. این الگوریتم توسط جناب آتشپز گرگری معرفی گردید[۱]. الگوریتم رقابت استعماری از الگوی تاریخی رقابت در میان کشورهای امپریالیسم الهام گرفته است. در واقع این الگوریتم، دریچهای گشوده شده از دنیای ریاضیات و با چشمانداز کاملا انسانی است. الگوریتم ابتدا از چندین کشور در حالت اولیه شروع به کار می کند، در واقع این کشورها پاسخهای محتمل الگوریتم محسوب میشوند. اگر بخواهیم کشورها را با تجربه های سابقمان در الگوریتمهای پیشین مقایسه کنیم، کشورها همان کروموزوم در الگوریتم ژنتیک میباشند. در واقع کشورها به دو دسته تقسیم میشوند : کشورهای استعمارگر و کشورهای تحت استعمار. الگوریتم با روند خاصی که در طبیعت خود نهفته است به آرامی به بهبود کشورها ( جوابهای مسأله) می پردازد و در نهایت امر، جواب مناسب (کشور مطلوب) مسأله بهینهسازی حاصل می شود. همانطور که گفته شد، در طبیعت این الگوریتم خواصی بنیادی نهفته است که پایه و اساس تعریف این الگوریتم به شمار می آید. سیاست جذب یا همگونسازی[۴۷]، رقابت استعماری[۴۸] و انقلاب[۴۹] از ارکان مهم این الگوریتم است. این الگوریتم با الگوبرداری از روند تکاملی اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی کشورها، و قالببندی آنها در مدلهای ریاضی، عملگرهایی را به صورت الگوریتم ایجاد کرده است. این الگوریتم، جوابهای مسأله که همان کشورها میباشند را در یک حلقه تکرار قرار میدهد و جوابها را به تدریج بهبود داده و در نهایت به جواب بهینه میرسد. همانند سایر الگوریتمها این الگوریتم نیز از تعدادی جمعیت اولیه تصادفی تشکیل می شود که تعدادی از بهترین این کشورها ( که معادل نخبگان در الگوریتم ژنتیک میباشد) به عنوان کشور استعمارگر ، و مابقی کشورها به عنوان کشورهای مستعمره در نظر گرفته میشوند [۱]. استعمارگران با توجه به میزان قدرت خود ، موفق به جذب کشورها به سمت خود میشوند. از این به بعد رقابت در بین کشورهای استعمارگر شکل میگیرد. هر امپراطوری که در این رقابت دوام نیاورد، از صحنه رقابت حذف خواهد شد و خود به عنوان یک مستعمره در نظر گرفته می شود.کشورهای استعمارگر جهت دوام و بقای خود پیشرفت کشورهای مستعمره را نیز خواهان بودند، که این امر با توسعه عمران و آبادانی در کشور مستعمره همراه بوده که موجب رضایت نسبی مردم آن کشور را فراهم می آورد. البته شایان ذکر است که رقبت عمومی، برای کشورهای استعمارگر چندان مهم نبود بعضأ تنها با گستردهشدن و شفافیت روابط بینالملی، کشورهای امپریالیسم به رقبت عمومی در کشورهای مستعمره توجه نمودند. در واقع پشت این چهره مردم دوستانه و خیرخواهانه، تنها اجرای سیاست جذب و همگونسازی و رسیدن به قدرت و منافع بیشتر مطرح بود [۵۷]. ۳-۸-۲٫ شکلدهی امپراطوری اولیه در اینجا به تشکیل یک آرایه ( که در اینجا این آرایه را یک کشور مینامیم) از متغیرها که باید بهینه شوند میپردازیم: رابطه۳-۱ ( تشکیل آرایه از متغیرهایی که باید بهینه شوند) Country=[,,…,] ۳-۱ هر کدام از این متغیرها (…) بسته به بافت فرهنگی و اجتماعی یک کشور، میتوانند عناصری مانند: زبان ، مذهب، سیاستهای اقتصادی، اجتماعی، نظامی و… باشد . برای شروع کار ، ما ابتدا یک سری کشور تعریف میکنیم و از میان آنها تعدادی از بهترینها به عنوان امپریالیسم که دارای کمترین میزان تابع هزینه نیز میباشد را انتخاب میکنیم. هرچه که در این میان باقی میماند به عنوان مستعمره در نظر گرفته میشودکه با نشان داده می شود. سپس با توجه به قدرت هرکدام از امپریالیسمها کشورهایی به آنها تخصیص داده می شود [۱].
شکل ۳-۴٫ نحوه تخصیص کشورهای مستعمره به کشورهای استعمارگر[۱] هزینه یک کشور از موارد بسیار مهم در این الگوریتم میباشد، که از تابع زیر استفاده می شود: رابطه ۳-۲ (تابع هزینه) = ()=(,,,…)۳-۲ همانطور که گفته شد، برای تخصیص کشورهای باقیمانده برای کشورهای امپریالیسم به میزان قدرت و هزینه نرمالیزهشده آن کشورها دقت می شود. رابطه ۳-۳( محاسبه هزینه نرمالسازی) =max {} – 3-3 که در اینجا ، هزینه نرمالیزه امپریالیسم n ام ،} max{ بیشترین هزینه میان امپریالیستها میباشد. هرچه هزینه های یک امپریالیسم بیشتر باشد یعنی ضعیفتر باشد، هزینه نرمالیزه کمتر خواهد بود . بنابراین قدرت امپریالیسم جهت تخصیص کشورهای مستعمره از فرمول زیر به دست می آید: رابطه ۳-۴ ( تابع قدرت) = ۳-۴ ۳-۸-۳٫ سیاست جذب، حرکت کشور مستعمره به سمت استعمارگر کشورهای استعمارگر برای نفوذ بیشتر در کشورهای مستعمره روشهای بسیاری را برگزیدند. تعدادی از این کشورها با تاسیس دانشگاهها و اعمال زبان رسمی خود در محیطهای آموزشی، عدهای دیگر تغییرات در سنتها و فرهنگ، عمران و آبادانی ( ساخت راه آهن ، بیمارستان و ..) کشور تحت نفوذ خود پرداختند. بعنوان مثال در کشور هند که از مستعمرات انگلیس بوده شاهد آن هستیم که هنوز در صحبتهای خود از واژگان زبان انگلیسی استفاده می کنند. در واقع تلاش بر این بود که با تحلیل فرهنگی و اجتماعی حکومت مرکزی و تعقیب سیاستهای جذب به همگونسازی و تشکیل یک انگلیس نو و یا یک فرانسه نو باشند.[ ۱]. در راستای این سیاست، کشور مستعمره[۵۰] ، به اندازه x واحد در جهت خط واصل مستعمره به استعمارگر[۵۱] ، حرکت کرده و به موقعیت جدید[۵۲] کشانده می شود. X عددی تصادفی با توزیع یکنواخت (و یا هر توزیع مناسب دیگر) میباشد. اگر فاصله میان استعمارگر و مستعمره با d نشان داده شود، معمولأ برای d داریم: [۱] رابطه ۳-۵ ( فاصله میان استعمارگر و مستعمره) X ~ U (0.β * d ) رابطه ۳-۵
شکل ۳-۵٫ حرکت خطی مستعمره در راستای استعمارگر [۱] که در آن عددی بزرگتر از یک و نزدیک به دو میباشد.یک انتخاب مناسب میتواند۲= باشد وجود ضریب باعث می شود تا کشور مستعمره در حین حرکت به سمت کشور استعمارگر ، از جهتهای مختلف به آن نزدیک شود [۱]. البته این حقیقت تاریخی در سیاست جذب وجود داشته که همیشه این روند مطابق میل کشورهای امپریالیسم نبوده ، و درصدی زاوبه انحراف نیز وجود داشته است. بنابراین زاویه انحراف نیز در نظر گرفته می شود. مطابق شکل زیر:
شکل۳-۶٫ زاویه انحراف رسیدن کشور مستعمره به امپریالیسم [۱].
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۳- ۱۳ -۱۶ رضا خان و قوام السلطنه سردار سپه در دوره ی اول نخست وزیری قوام السلطنه کاملأ مطیع اوامر رئیس دولت بود و تمام احتیاجات خود را با توسل به رئیس الوزرا به دست می آورد. بعداز استعفای قوام السلطنه و روی کار آمدن مشیرالدوله اوضاع عوض شد .سردار سپه با سوءاستفاده به امور دیگری دست درازی کرد و در مملکت اعمالی انجام می داد که مشیرالدوله با آن مخالف بود. روند افزایش قدرت رضاخان ادامه داشت خودسری های روز افزون رضاخان و دست زدن به اقداماتی خارج از چهار چوب وظایف و اختیارات وزیر جنگ، نقض آشکار قانون اساسی، تعرض به آزادی های بیان و قلم مداخله در امور مالی و تلاش برای تسلط بر منابع مالی کشور و اختصاص آن به وزارت جنگ ،توطئه هایی بودند برای فلج ساختن کابینه ها، سرانجام مجلس را با همه ی ضعف و انفعالی که به آن دچار بود به انفعال واداشت .گذشته از این نخست وزیران این دوره نتوانسته بودند بر رفتار و اعمال سردار سپه لگام بزنند.مجموعه ی این رخدادها صدای اعتراض مجلس را برانگیخت و زمینه را برای انتقاد از رضا خان فراهم ساخت.[۹۱]
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
قوام السلطنه رئیس الوزرا ی ایران نیز کسی نبود که در مقابل خود سریهای سردار سپه سکوت کند. او هر چه میخواهد انجام دهد وبا عنایت به این نکته که اکثریت مجلس با او همراه و همگام بودند وسید حسن مدرس که حامی و طرفدار وی بود در آن ایام کسی را بهتر و مناسبتر از قوام برای ریاست وزرایی نمی دید. و از طرفی با تصویب استخدام میلسپو و هیئت مستشاران امریکایی، میل نداشت وزیر جنگ در امور مالی کشور مداخله کند. قوام مصلحت ندید مستقیمأ از در مبارزه با سردار سپه وارد شود و این مهم را به مجلس شورای ملی واگذار کرد و از دوستان مجلسی خود خواست تا جلوی تندروی های این وزیر را بگیرند ؛طبعأ مدرس با این برنامه موافقت کرد و برای شروع مبارزه یکی از وکلای آذربایجان به نام معتمدالتجار انتخاب شد.[۹۲] معتمدالتجاردر جلسه ی ۱۲ میزان (مهر)۱۳۰۱ ش. گفت :شاه که حامی قانون اساسی و مجلس که حامی و ناظر قوانین اساسی است دلسرد،دیگران در بلاتکلیفی ، اهالی و موکلین به خیال اینکه وکیلشان در مجلس است ……رفته به فراغت…….. مجوز قانونی جرایدرا می بندند و مدیران آنها را توقیف می کنند …….قانون اساسی اعمال را تقسیم و هر وزیری را در کار خود مسئول کرده است. آیا حال در اینجا رعایت میشود ؟حکومت نظامی باید از مرکز و سایر نقاط مرتفع شود و به وزرا هم تذکر داده شود در کار یکدیگر دخالت نکنند.[۹۳] با این واکنش صریح و جوی مجلس علیه سردارسپه، به مطبوعات و محافل سیاسی قوت بخشید تا بار دیگر از سردار سپه انتقاد کنند او که انتظار رویارویی در چنین شرایطی را نداشت، به شدت غافلگیر شد، سردار سپه که از هر جهت در کانون انتقاد مخالفان قرار گرفته بود پس از رویارویی با اوضاع و رایزنی با مشاوران خود با یکی از شگردهای سیاسی و موثری که همانا استعفا در مواقع بحرانی بود توسل جست.[۹۴] فردای آن روز پست های نظامی را از همه ی نقاط پایتخت حتی از کاخ و دربار فراخواند و به دنبال انتشار خبر کناره گیری وزیر جنگ از مقامش در شهرستان هایی چون انزلی،بروجرد،قزوین و………روسای قشون تعطیل عمومی اعلام کردند. و طی تلگراف های متعددی از مجلس و قوام السلطنه تقاضای عدم پذیرش استعفای رضاخان را نمودند،نظم پایتخت با نمایش های نظامی و راهپیمایی ها برهم خورد. بنابراین با توجه به اوضاع نابسامان ایجاد شده مجلس مجبور شد بر عذرخواهی و اظهار انقیاد رضاخان نسبت به مجلس و قانون اساسی اکتفا نماید و قضیه را با صلح خاتمه بدهد. لذا ولیعهد در ملاقاتی او را دعوت به بازگشت نمود. . سردار سپه هم با پذیرش این دعوت در ۲۰ مهر به سمت خود بازگشت.[۹۵] رضاخان در ۲۴ مهر در جلسه ی علنی حضور یافت و الغای حکوت نظامی و وفاداری مجدانه ی خود به قانون اساسی و نیز واگذاری دوایر مالیه را رسمأ اعلام داشت. اما موتمن الملک رئیس مجلس از خدمات و مجاهدتهای وی قدردانی و تاکید کرد که مجلس همچنان پشتیبان ادامه ی فعالیت اوست و حتی گفت : مجلس میکوشد تا وجوهی را که وزارت جنگ از پیش از دوایر مالیه دریافت می داشته با ترتیبات جدید مجددأ برقرارکند.[۹۶] و به این ترتیب با تسلیم سردار سپه و موافقت قوام غائله ختم شد و وزیر جنگ فهمید که تنها کسی که بعدها می تواند حریف قدری برای او باشد همین قوام است. ظاهرأروابط حسنه شد ولی سردار سپه در اندیشه ی تحریک علیه قوام گردید و خود را به سوسیالیست ها که مخالف دولت در مجلس بودند نزدیک کرد و مشغول برنامه ریزی شد ولی خالی کردن زیر پای قوام توسط سوسیالیست ها پنج ماه طول کشید .بالاخره قوام السلطنه در روز پنجم ماه ۱۳۰۱ از رئیس الوزرایی استعفا داد ، زیرا خود می دانست که در مجلس اکثریت را ندارد. ۳-۱۳ -۱۷توقیف و تبعید قوام السلطنه سقوط قوام و تقلیل طرفداران او در مجلس علل مختلفی داشت. یکی مبارزه ی پنهانی و آشکار سردار سپه وزیر جنگ با او بود،ضربتی که قوام به سردار سپه وارد کرد گرچه ظاهرأ التیام یافت ولی کینه ی قوام را در دل او باقی گذاشت و لذا با نزدیکی به سوسیالیست ها موفق شد کلک قوام را بکند. سردار سپه میل داشت نظمیه را ضمیمه ی کار خود کند و یکی از نظامیان مورد اعتماد خود را در رأس گمارد و کلیه ی افسران سوئدی را مرخص کند که با مخالفت قوام روبرو شد.غیر از مخالفت سردار سپه با قوام دولتین انگلیس و شوروی نیز از وی روی برگردانیدند. انگلیسی ها از اینکه قوام در سیاست خارجی کشور سومی را در ایران مطرح کرد ناراضی و با او مخالف شدند. قوام با استخدام مستشاران امریکایی برای مالیه ایران و مذاکره با شرکت های استاندارد اویل و سینکلر برای اعطای نفت شمال ،نفوذ یک دولت خارجی را در ایران موجب شد و طبعأ منافع انگلیسی ها در خطر افتاد. شوروی هم در امر تجارت و صادرات و واردات و مسئله ی ترانزیت و ماهیگیری بحر خزر انتطاراتی از دولت قوام داشت که چون انجام نپذیرفته بود برای ساقط کردن وی تلاش کردند . پس تدریجأ از موفقیت دولت کم شد و اقلیت مجلس به زعامت سلمان محسن وسید محمد طباطبایی به ۴۸ نفر رسید چون قوام هوا را در پس دید تصمیم گرفت قبل از اینکه با رأی عدم اعتماد مواجه شود، کناره گیری کند.[۹۷]هرچد به نظر میرسید که شاه هم با سوسیالیست ها و نمایندگان طرفدار رضاخان برای سرنگونی قوام تبانی کرده بود. حتی مدرس لیدر اکثریت و حامی پروپاقرص قوام السلطنه هم نتوانست از سقوط او جلوگیری کند و قوام در پنج بهمن استعفاء داد. از روزی که مستوفی الممالک از طرف اقلیتی که تبدیل به اکثریت شده بود، روی کار آمد،مدرس و همدستان وی نگذاشتند آب خوش از گلوی رئیس دولت پایین برود تا اینکه در ۲۲ خرداد د۱۳۰۲ دولت مستوفی سقوط کرد. برای جانشینی کابینه مدرس و دوستان وی نظر به قوام داشتند زیرا مدرس معتقد بود در ان ایام به شمشیر برنده احتیاج است نه شمشیر مرصع ،قوام را بهترین شخص برای ان روزگار می دید. اما با مخالفت اکثریت روبرو شد تا به سراغ مشرالدوله رفتند، مشیر الدوله رئیس دولت شد اما سردار سپه چنان عنان کار را به دست گرفت که مشیرالدوله صلاح کار را در کناره گیری خود دید پس کاندیدای اصلی قوام بود، ولی سردار سپه جنبید وبا کمک وزیر مختار روس و انگلیسیی برای خارج کردن قوام السلطنه از میدان سیاست ایران قد علم کرد ودر روز ۱۶ مهر ۱۳۰۲ به جرم توطئه علیه قتل سردار سپه در یکی از اتاق های وزارت جنگ زندانی شد. اما با شفاعت احمد شاه آزاد شد و به اروپا تبعید شد و تحت محافظت چند نظامی از طریق بغداد به اروپا رفت و سردار سپه از شر یکی از مدعیان سرسخت خود خلاص شد.[۹۸] قوام در پاریس برای خود خانه خرید و اتومبیل گرانبها نیز تهیه کرد و در موقعیت بسیار آبرومندی زندگی میکرد.در پاریس تماس خود را با دولتمردان و رجال سرشناس ایرانی قطع نکرد و دائم در تلاش بود تا موقعیتی به دست آورد و به ایران برگردد. سرانجام با وساطت عده ای از سیاستمداران ایرانی و انگلیسی در سال ۱۳۰۷ به شرط اینکه وارد مسائل سیاسی نشود به ایران بازگشت . قوام در طول دوران سلطنت رضاشاه، همانطور که تعهد کرده بود در ظاهر وارد مسایل سیاسی نشد.امادر پنهان مقدمات ورود به صحنه ی سیاسی را برنامه ریزی میکرد. پس از واقعه ی شهریور۱۳۲۰ و استعفای رضاشاه از سلطنت او هم از انزوای سیاسی خارج شد و به فعالیت پرداخت.[۹۹] فصل چهارم : بازگشت قوام السلطنه به صحنه ی سیاست ۴-۱ اوضاع سیاسی ایران از سال ۱۳۰۱ تا ۱۳۲۰ پس از استعفای قوام در بهمن ماه ۱۳۰۱ تا بازگشت مجدد وی به صحنه ی سیاست کابینه های زیادی بر روی کار آمدند که از مهمترین و ابتدایی ترین کابینه ها ،کابینه سردار سپه بود که توانست ابتدا رئیس الوزرایی وبعد از آن وزارت جنگ را احراز کند. یک هفته پس از انتصاب سردار سپه به رئیس الوزرایی احمد شاه با انتخاب محمد حسن میرزا به نیابت سلطنت عازم اروپا شد.سردار سپه تلاش خود را برای خلع سلسله قاجاریه آغاز کرد.زمزمه ی تغییر سلطنت توسط جراید و روزنامه های طرفدار سردار سپه آغاز شد. تا اینکه رضا خان با پشتوانه انگلیس و بازی های سیاسی خود توانست در ۲۱ آذر ماه ۱۳۰۴ با اکثریت ۲۵۷ رای در مقابل ۳ رای مخالف سالطنت در خاندان پهلوی را مورثی کند. دوران اول مشروطیت با تغییر سلطنت قاجار به پهلوی خاتمه یافت.[۱۰۰] در دوره ی دوم مشروطیت با رئیس الوزرایی فروغی در اذر ماه ۱۳۰۴ شروع به کار کرد .در این سال ها مجلس و دولت ها اقداماتشان بیشتر زیر نطر رضاشاه انجام میشد. اقدامات اصلاح طلبانه دولت های وقت در امور مالی کشور و به ویژه وضع مالیات های جدید و سنگین موجبات نارضایتی روسای محلی را فراهم و موجب شورش هایی در نواحی آذربایجان و منطقه ترکمن نشین خراسان گردید. در ۱۹ اردیبهشت ۱۳۰۶ متجاوز از هزار نفر از کارمندان وزارتخانه ها اعتراض خود را مبنی بر کسر حقوق با تظاهرات شروع کردند . [۱۰۱] در طی زمامداری مخبرالسلطنه در سال ۱۳۰۶ مخالفت های گسترده بر ضد اصلاحات مالی و تجدد خواهی شروع شد، بویژه اصلاحات غربی کردن از سوی دیگر اجرای طرح تمرکز قدرت با محو استقلال عشایر و شیوخ منشاء نهضت های انقلابی در نقاط مختلف کشور شد و به دنبال طرح متحدالشکل کردن لباس ایرانیان، شوروش و تظاهراتی به تاریخ ۲۱ تیرماه ۱۳۱۴ ش. در مشهد رخ داد و باعث اسعفای دولت فروغی شد.[۱۰۲] وضع سیاسی ایران نظر به موقعیت جغرافیایی و سیاسی خود در اثر جنگ جهانی دوم از بسیاری جهات همانند جنگ بین الملل اول بود. افکار عمومی بر مداخله ی روس و انگلیس بر امور داخلی ایران معترض بودند و دولت آلمان را به عنوان قدرت و وزنه ای در برابر نفوذ قدرت روسیه در شمال و انگلیس در جنوب ایران پذیرفتند. ورود نیروهای خارجی به خاک ایران بویژه تمرکز نظامی آنان در پایتخت و عوامل سیاسی دیگر رضا شاه پهلوی را مجبور ساخت تا روز ۲۵ شهریور ماه ۱۳۲۰ استعفا دهد. نیروهای نظامی دو دولت انگلیس و روس و همچنین واحدهای ارتش دولت امریکا که اواخر شهریور ۱۳۲۰ وارد تهران شده بودند پس از تنظیم معاهدات خود با دولت ایران و تحیل گرفتن اتباع المانی به تدریج خاک ایران را ترک گفتند و تنها عده ی قلیلی از نیروهای هر یک از دولت های مذکور به بهانه ی نظارت در اجرای مواد مختلف معاهدات خود با دلتایران در ایران باقی ماندند.[۱۰۳] ۴-۲ نخست وزیری قوام السلطنه وتشکیل کابینه پس از استعفای سهیلی اقدامات معمول برای یافتن جانشین وی آغاز گشته و احمد قوام السلطنه به عنوان نامزد احتمالی مقام نخست وزیری مورد توجه قرار گرفته بود. با آنکه وکلا میدانستند که حسین پیرنیا (موتمن الملک) سیاستمدار خوشنام و برجسته از پذیرفتن نخست وزیری سرباز خواهد زد، آنان به اتفاق آرا به این رجل بازنشسته رأی تمایل دادند. رأی تمایل مذبور شگرد مناسبی برای کسب امتیاز های بیشتر از نامزدی بود که سرانجام مورد انتخاب قرار خواهد گرفت. پس از تبلیغ فراوان پیرامون خودرای پیرنیا از قبول زمامداری، شش فراکسیون موجود مذاکرات و زدوبندهای گسترده خود را از سر گرفتند که در پایان منجر به گزینش قوام به این سمت در مجلس سیزدهم گردید.[۱۰۴] سرانجام احمد قوام السلطنه به موجب تمایل مجلس در تاریخ ۱۳ مردادماه مأمور تشکیل کابینه گردید و اولین هیات دولت خود را در دوران سوم مشروطیت روز یکشنبه ۱۸ مرداد ماه ۱۳۲۱به شرح زیر به مجلس شورای ملی معرفی کرد و در جلسه ی ۲۲ مرداد ماه دولت با اکثریت ۱۰۸ رای از ۱۱۶ رای حاضر در جلسه اعتماد مجلس را جلب کرد. احمد قوام السلطنه : نخست وزیر – وزیر جنگ ابراهیم حکیمی : وزیر مشاور صادق مستشار الدوله : وزیر مشاور دکتر اسماعیل : مرزبان :وزیر بهداری علیرضا قره گزلو : وزیر دادگستری باقر کاظمی : وزیر کشور حسن تقی زاده : وزیر دارایی حمید سیاح : وزیر پست و تلگراف و تلفن یدا… عضدی : وزیر راه عبدالحسین هژیر :وزیر بازرگانی پیشه و هنر محمد ساعد : وزیر امور خارجه احمد حسین عدل : وزیر کشاورزی علی اکبر سیاسی : وزریر فرهنگ [۱۰۵] با تاسیس وزارت خواروبار، نخست وزیر ،فرخ را به سمت وزارت خواروبار معرفی کرد به تاریخ ۲مهرماه .[۱۰۶] نخست وزیر در معرفی کابینه اعلام کرد تا آمدن اقای تقی زاده خود مراقبت از امور وزارت دارایی را عهده دار میشود. در شهریور ۱۳۲۱ باقر کاظمی به وزارت دارائی و جواد عامری به وزارت کشور، در مهرماه ۱۳۲۱ سید مهدی فرخ به به وزارت خواروبار و همچنین در ۲دی ماه ۱۳۲۱ سپهبد امیر احمدی به وزارت جنگ و در ۱بهمن ۱۳۲۱ فضل الله بهرامی به وزارت کشور و جواد عامری به وزارت دادگستری و محسن رئیس به وزارت پست و تلگراف و علی معتمدی به وزارت راه و فضل الله انتظام به وزارت بهداری معرفی شدند.[۱۰۷] ۴-۲-۳استخدام مستشاران مالی امریکایی هنگامی که قوام السلطنه در سال ۱۳۰۰ شمسی برای اولین بار به رئیس الوزرایی انتخاب شد دکتر مصدق السلطنه وزیر مالی کابینه از مجلس تقاضای اختیارات نمود تا سروسامانی به وضع مال کشور بدهد. هنگامی که لایحه ی اختیارات وزیر مالیه در کمیسیون های مجلس مطرح گردید،کمیسیون مالیه پس از تصویب لایحه ی اختیارات تبصره ای بر آن افزود مبنی بر انکه دولت برای اصلاح وضع مالی بهتر است از یکی از کشورها مستشار استخدام کند ولی سقوط کابینه در همان سال موجب گردید این فکر عملی نشود . در سال ۱۳۰۱ که برای بار دوم قوام رئیس الوزرا شد، موضوع استخدام مستشار مالی را مطرح نظر قرار داد و معتقد بود باید از کشورهای ثالثی مستشار استخدام کرد و با سابقه ای که روس و انگلیس داشت متوجه دولت امریکا شد. انتخاب مستشار از امریکا دو علت داشت ، اولین علت ان بود که از رئیس دولت میخواست پای گشور دیگری را به ایران باز کند. دومین علت این بود که بعد از استبداد صغیر مورگان شوستر امریکایی برای خزانه داری کل با اختیارات زیاد استخدام گردید و در همان مدت کوتاه خدماتی انجام داد ولی دولت ایران ناچار شد در اثر اولتیماتوم روسیه عذر مورگان و همکاران او را بخواهد.از طرفی امریکا هم بعد از جنگ بین الملل اول در جهان محبوبیتی کسب کرده ، جزو ممالک قدرتمند به حساب می امد . قوام السلطنه که بعد از بیست سال تبعید و خانه نشینی برای بار سوم به نخست وزیری منصوب شده بود در این اندیشه بود که در آن ایام بحرانی میلسپو را برای سروسامان دادن به وضع مالی ایران استخدام کند.[۱۰۸] تا اینکه سرانجام دولت موقت روز یکشنبه ۱۷ ابان ماه به منظور تکمیل اصلاح امور دارایی کشور،لایحه ی استخدام میلسپو امریکایی ، مستشار سابق مالی ایران را برای تصویب به مجلس شورای ملی تقدیم داشت.[۱۰۹] که توسط مجلس به تصویب رسید. دولت قوام برای کنترل گسترده ی میلسپو بر مسائل مالی و اقتصادی و به علت ترقی سطح زندگی، افزایش قیمت ها، محدود بودن اختیارات قانونی دولت در تعقیب محکم ترین ارزاق و برای حسن جریان امور و جلوگیری از افزایش قیمت ها از طرف فروشندگان، اختیارات بیشتر را از مجلس تقاضا کرد که در لایحه ی اختیارات دولت به مجلس در تاریخ ۲۵ ابان ۱۳۲۱ ارائه شد که از طرف مجلس پدیرفته شد.[۱۱۰] اولین قانونی که برای دکتر میلسپو از مجلس گذشت قانون اختیارات رئیس کل دارایی بود که شامل شانزده ماده بود. دومین قانون، اختیارات دکتر میلسپو در مورد تنزل در تثبیت بهای اجناس، شامل ۸ ماده بود .دکتر میلسپو در ابان ۱۳۲۲ قانونی از مجلس گذرانید که به موجب ان قانون اجازه داشت شصت نفر از اتباع امریکا را برای تصدی سمت های مالی کشور انتخاب و استخدام نماید. بالاخره استخدام اتباع امریکایی در دولت مرتض قلی بیات در دوره ی چهاردهم مجلس شورای ملی انجام گرفت و تعداد همکاران امریکایی میلسپو حداکثر به ۷۵ نفر می رسید.[۱۱۱] اما میلسپو نمیتوانست به راحتی اقداماتی که گفته بود را انجام دهد زیرا در این بین منافع گروه های مختلف به خطر می افتاد و حاضر به همکاری نبودند. در مورد طرح مالیات بر درامد که یک اقدام مفید در مهار تورم بود به دلیل اینکه با اداب و رسوم ایرانیان مغایرت داشت اصلا قابل عمل نبود. حتی دکتر میلسپو توانست نوعی مالیات تصاعدی بر درامد که در مقایسه با مالیات مردم در انگلیس واقعأ هیچ شمرده میشد پیشنهاد کرد و توانست ان را با فشار و علی رغم مشکلات فراوان از تصویب مجلس بگذراند. در عمل مشاهده کرد مداخل حاصل از ان بسیار ناچیز تر از مقدار مورد انتظار بوده است.[۱۱۲] در جمع اوری غله کشاورزان محصول گندم را جمع اوری میکردند و انچه را که می توانستند مخفی می کردند و مأمورین مخصوص در کنسولگریها نیز به نوبه ی خود کوشش هایی در زمینه جلوگیری از این اقدام انجام می دادند.[۱۱۳] پیتر آوری معتقد است امریکایی ها اساسا معتقد بودند که بایستی مانع سقوط کابینه ی قوام شوند . خطری که موقعیت قوام را تهدید میکرد ناشی از قحطی بود که بسیار جدی به نظر می رسید. دولت ایالات متحده علاوه بر خو گرفتن به ملاحظات انسانی همچنین مایل بود که موقعیت خود را در ایران را با توجه به تحولات پس از جنگ جهانی، تقویت نماید. از این رو، امریکا با علاقه ی زیادی، درخواست های ایران از لحاظ گندم را مورد توجه قرار داد و هیچ فرصتی را برای انجام اقدامات جدی در جهت تامین این در خواست ها، از دست نداد.[۱۱۴] اقداماتی که میلسپو انجام می داد گروه ها و لایه های مختلف اجتماعی را به همراه داشت ،اصناف و کسبه های خیابان های مرکزی به همراه بازاریان مغازهایشان را بستند. اما سرانجام با تهدید نیروی نظامی مجددأ مغازه ها را باز کردند . بازاریان، کسبه و کسانی که در کار توزیع بودند از مخالفان اصلی میلسپو به شمار می رفتد. علت آن هم مشخص بود، ایجاد نظام مالیاتی میلسپو بود و همچنین تلاش ها و تصمیمات میلسپو برای مبارزه با احتکار نیز زمینه ی دیگری برای مخالفت با وی بود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱
برنامه ریزی
۸
۲
سازماندهی
۸
۳
هدایت
۷
۴
هماهنگی
۷
۵
کنترل
۴
مجموع شاخصهای مهارت مدیران فروش
۳۴
۳-۶-روائی و پایائی ابزاری که برای جمع آوری داده ها مورد استفاده قرار میگیرد درمرحله نخست باید از روایی (اعتبار) برخوردار باشند و درمرحله دوم باید پایایی ( اعتماد ) داشته باشند . (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
روائی بدین معناست که روش یا ابزار به کار رفته تا چه حدی قادر است خصوصیت مورد نظر را درست اندازه گیری کند . در این تحقیق از روایی محتوایی برای سنجش روایی پرسشنامه استفاده می کنیم. بدین منظور پرسشنامه در اختیار اساتید و کارشناسان قرار گرفته و میزان انطباق سوالات پرسشنامه با مفاهیم و متغیرهای اصلی تحقیق مورد تایید واقع شده است. پایایی قابلیت تکرار روش یا ابزار اندازه گیری است . اگر روشی از پایایی برخوردار نباشد ، داده های گردآوری شده روایی ( اعتبار ) نیز نخواهند داشت. متدوال ترین روش ارزیابی پایایی پرسشنامه استفاده از آماره آلفای کرونباخ است. محاسبه این شاخص با بهره گرفتن از رابطه زیر امکان پذیر خواهد بود. در این رابطه k تعداد پرسش ها و si انحراف معیار امتیاز پرسش i- ام و سیگما انحراف معیار امتیاز کل پرسش ها است. هرچه این شاخص به ۱ نزدیکتر شود به معنی همبستگی درونی بالاتر و همگن تر بودن پرسش ها خواهد بود. بدیهی است در صورت پایین بودن مقدار آلفا بایستی بررسی نمود که با حذف کدام پرسش ها مقدار آن افزایش خواهد یافت. با توجه به یافته های پیش آزمون که به تعداد (۳۰ نفر) در بین نمونه مورد بررسی توزیع شده است مقدار الفای بدست آمده برابر ۹۰.۱ می باشد که در حد بسیار خوبی قابل قبول است. ۳-۷-روش تجزیه و تحلیل داده ها دو دسته پردازش اصلی به طور عمده در تحقیقات مختلف بر روی داده ها انجام می شود. برای اینکار از آمار توصیفی و آمار استنباطی استفاده می گردد. در آمار توصیفی که معمولا به توصیف داده ها می پردازد از شاخص های تمایل مرکزی و شاخص های پراکندگی برای بیان داده های جمع آوری شده استفاده می شود. برای نمایش و نشان دادن نتایج کار از جداول توزیع فراوانی – بر اساس تعداد موارد مطلق و نسبی ، درصد – و نیز نمودار های مختلف ستونییا دایره ای استفاده می شود. در آمار استنباطی به آزمون فرضیه های مورد بررسی در تحقیق پرداخته می شود. در این بخش برایآزمونفرضیاتبااستفادهازنرمافزارSPSSوآزمونهایفردیمنوتیتکگروهیاستفادهمیشود . فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده های تحقیق ۴-۱-مقدمه: در فصل چهارم تحقیق اطلاعات گرد آوری شده بوسیله پرسشنامه ها پس از تعیین پرسشنامه های معتبر و ورود داده ها در نرم افزار SPSS16 مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد. ابتدا مشخصات کلی پاسخگویان (جنسیت، سابقه، سمت و تحصیلات) گزارش می شود. سپس پاسخهای ارائه شده به گویه های اصلی پرسشنامه بر اساس آماره های فراوانی، درصد و میانگین آورده می شود. در ادامه رتبه بندی های شاخص ها در ذیل مهارتهای مرتبط و نیز رتبه بندی مهارتهای اصلی ارائه خواهد شد. نتایج بررسی و آزمون فرضیه های تحقیق نیز بخش آخر این فصل را تشکیل می دهد. ۴-۲-مشخصات کلی پاسخگویان جنسیت از بین ۵۰ پاسخگو، ۴۸ درصد (۲۴ نفر) را مردان و ۵۲ درصد (۲۶ نفر) را زنان تشکیل داده اند. جدول ۴-۱: توصیف جنسیت نمونه مورد بررسی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
تابع سیگمویید بهترین گزینه از توابع انتقال ، برای تشخیص الگو در شبکه عصبی می باشد به همین دلیل از این تابع استفاده می کنیم.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
تابع آموزش
تابع مورد استفاده trainscg نام دارد دلیل انتخاب این تابع این است که معمولا در شبکه های بزرگ که داده های زیادی وجود دارد از این تابع استفاده می شود و از trainlm و trainlp بهتر عمل می کندو همچنین حافظه مورد نیاز این تابع نسبتا کم است و همچنین از الگوریتم های نظیر گرادیان نزولی استاندارد سریع تر عمل می کند.
تابع کارایی
از تابع mse برای تعیین کارایی شبکه استفاده می کنیم.این تابع بدین شکل کار میکند که مجذور میانگین خطاهای موجود بین خروجی و هدف را محاسبه می کند.یکی از توقف زودتر از اتمام آموزش شبکه کاهش کارایی شبکه می باشد که در صورتی که مقدار اختلاف بین خروجی و هدف زیاد باشد آموزش شبکه متوقف می شود. از ویژگی های دیگری که در این شبکه مورد نظر قرار گرفته memoryReduction است که باعث افزایش سرعت اجرای شبکه می گردد و از ویژگی Earlystop برای بهبود تولیدات شبکه نیز استفاده شده است و ۷۰% داده های اولیه صرف آموزش ۱۵% صرف اعتبار سنجی و ۱۵% صرف تست اولیه شبکه می شود تا نشان دهد شبکه اموزش داده شده چقدر توان پاسخگویی درست به داده های ورودی را دارد. تعداد لایه های پنهانی در شبکه عصبی را ۲۰ در نظر می گیریم هر چه این تعداد بیشتر باشد دقت شبکه بالاتر رفته و به همان نسبت سرعت اجرا پایین و زمان آن بالا می رود. ما در شبکه عصبی کارها را به سه دسته تقسیم میکنیم , کارهای با اولویت اول و کارهای با اولویت دوم و در نهایت کارهای با اولویت سوم که بهترین دسته از کارها گروه اول می باشند که آنها را به الگوریتم ژنتیک ارسال میکنیم. معیار طبقه بندی کارها در شبکه عصبی زمان اجرا و هزینه و بهره وری سیستم می باشد .این شبکه عناصری را که دارای مقادیر بهینه در این زمینه باشند در دسته کارهای با اولویت اول قرار داده و به الگوریتم ژنتیک ارسال می کند همچنین الگوریتم برای کارهایی که از دوره های قبل زمانبندی در صف انتطار باقی مانده اند راهکاری را اندیشیده ایم تا آن کارها هم بتواند اجرا شوند و آن راهکار این است که اولویت این کارها در آخر دسته بندی یک رده بهبود داده می شود مثلا اگر کاری در رده اولویت دوم قرار داشته باشد و در صف انتظار قرار داشته باشد آنگاه اولویت آن به اولویت اول تغییر پیدا کرده و به الگوریتم ژنتیک ارسال می گردد.این کار باعث می شود تا به اینگونه کارها نیز فرصت اجرا در شبکه محاسبات ابری داده شود همچنین اگر تعداد کارهای با اولویت اول در این مرحله کمتر از منابع موجود باشدکارهای با اولویت دوم را نیز به الگوریتم ژنتیک ارسال می کنیم تا استفاده حداکثری از منابع موجود در شبکه انجام گیرد و کارایی شبکه کاهش نیابد.
الگوریتم ژنتیک
نمایش کروموزوم در الگوریتم ارائه شده بصورت شکل۱۷ ارائه می شود:
۶۷
۴۵
۸۸
۵۶
۱۹
۴۷
۹
۱۰
۴۲
۴۳
۱۲
شکل۱۷ – نمایش کروموزوم که همانطور که در شکل ۱۷ دیده می شود تعداد عناصر کروموزوم در این الگوریتم ۱۰ تا در نظر گرفته شده است و بجای استفاده از نمایش دودویی که باعث افزایش حجم ذخیره سازی می شود از شماره هرکدام از عناصر استفاده شده است. در این مرحله جمعیت اولیه از کروموزوم ها ایجاد می شود که ما تعداد تولیدکروموزوم ها در این مرحله را ۱۰۰ در نظر گرفته ایم. حال میزان شایستگی این کروموزوم ها را محاسبه می کنیم پارامترهای لحاظ شده در تابع شایستگی ، زمان پاسخگویی و هزینه می باشند. برای انتخاب والدین به منظور تولید فرزندان از روش نخبه سالاری استفاده شده است و کروموزوم هایی که دارای شایستگی بیشتری می باشند انتخاب می شوند. برای تقاطع و تولید فرزند از تقاطع دو نقطه ای استفاده می شود که باعث ایجاد فرزندانی مطلوب تر از روش تقاطع تک نقطه ای می شود.بعد از این مرحله نوبت به جهش در بین فرزندان تولید شده می رسد ، احتمال جهش ۵ %در نظرگرفته شده است برای بهبود این بخش از الگوریتم ژنتیک پس از آن که مقدار جدید عنصر جهش یافته انتخاب شد یک جستجوی محلی در اطراف مقدار جدید انجام میگیرد که اگر مقدار بهتری از نظر شایستگی موجود باشد آن انتخاب شود حال میزان شایستگی عنصر بعد از جهش با عنصر قبل از جهش با هم مقایسه شده اگر از نظر شایستگی بهبودی دیده شد عنصر جدید جایگزین عنصر قدیمی می شود در غیر این صورت عنصر قبل از جهش در سر جای خود باقی می ماند.در مرحله بعد میزان شایستگی هرکدام از عناصر تولید شده محاسبه می شود و این چرخه تا زمانی ادامه پیدا می کند که یا به میزان شایستگی دلخواه خود برسیم یا به تعداد تکرار هایی که در الگوریتم در نظر گرفته شده است برسیم تعداد تکرار چرخه در این الگوریتم ۱۰۰ در نظر گرفته شده است.در راستای استفاده از پارامتر عدالت که در بخش شبکه عصبی لحاظ شده است در این الگوریتم نیز با توجه به اینکه عنصری در صف بوده یا خیر به میزان ۱۰% به شایستگی آن عنصر اضافه می کنیم تا شانس آنها برای انتخاب شدن بالاتر رفته و بتوانند کار خود را به اتمام برسانند.
معماری مدل پیشنهادی
در این بخش معماری پیشنهادی خود را معرفی میکنیم. در شکل ۱۸ معماری ارائه شده را مشاهده می کنید شکل ۱۸-معماری پیشنهادی در این معماری کارها از طریق بستر اینترنت به ماژول RAM(Resource Alocation Madule) از شبکه محاسبات ابری متصل می شود. ابتدا از بخش Resource table تعداد منابع خالی و آماده استفاده تعیین می گردد و عدد مورد نظر به بخش schedule منتقل می شود در بخش schedule با توجه به تعداد منابع در دسترس و بوسیله N2TC و GATA کارهای مناسب را انتخاب شده و این کار ها بهمراه مشخصات منابع آزاد به بخش dispatcher منتقل می شود این بخش کارهای دریافتی را به منبع مورد نظر انتقال می دهد .وظیفه dispatcher ارسال کار به منبع و اطمینان از دریافت کار توسط منبع مورد نظر می باشد.پس از گرفتن پاسخ از منبع مبنی بر دریافت کار مورد نظر جدول منابع بروز رسانی می شود. در انتهای کار ،منبع dispatcher را از اتمام کار آگاه کرده و dispatcher جدول منابع را بروز رسانی می کند و منتظر ارائه کار بعدی از طرف RAM می باشد همچنین منابع در این معماری دارای ماشین مجازی می باشند تا سرعت اجرای کارها توسط آنها افزایش یابد.
الگوریتم پیشنهادی
در ابتدا شبه کد مربوط به N2TC را بیان می کنیم که در شکل ۱۹ می بینید شکل ۱۹-الگوربتم N2TC در N2TC ابتدا پارامتر بندی کارها را انجام می دهیم سپس شبکه را ساخته و مراحل پیکره بندی مربوط به آن را انجام می دهیم سپس برای کارها وزن در نظر میگیریم وشبکه را آموزش می دهیم سپس از شبکه را ارزیابی می کنیم در انتها هم از شبکه آموزش یافته به منظور تعیین اولویت برای کارها استفاده می کنیم. کارهای با اولویت بالا به الگوریتم ژنتیک ارسال می شود و اولویت کارهایی که از دوره قبل در صف انتظار مانده باشند یک رده بهبود داده می شود. حال به بررسی الگوریتم GaTa می پردازیم. همانطور که در شکل ۲۰ می بینید شکل ۲۰-الگوریتم GaTa ابتدا مجموعه اولیه از کروموزوم ها ساخته می شود برای هر کدام از کروموزوم ها تابع شایستگی محاسبه می شود و این مجموعه بر اساس شایستگی آنها مرتب می شود سپس از والدین برای تولید فرزندان استفاده می شود و عملگر تقاطع اعمال می شود سپس عملگر جهش اعمال می شود و شایستگی آنها محاسبه می شود و این کار تا زمانی که به نتیجه مطلوب برسیم یا به بیشترین تعداد تکرار برسیم ادامه پیدا می کند.
نتایج تحقیق
مقدمه
در این فصل به ارزیابی نتایج حاصل از دو الگوریتم N2TC و GaTa می پردازیم و این تنایج را با الگوریتم های ارائه شده در مقالات معتبر مقایسه می کنیم تا بهبود پارامترهای در نظر گرفته شده نشان داده شود.
سناریو اجرا
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۰
۰
منبع :اداره هواشناسی شهرستان ورامین ، ۱۳۹۲ نمودار ۳-۵- تبخیر ماهانه منبع : نگارنده ، ۱۳۹۲ ۳-۳-۵- یخبندان بیشترین روزهای یخبندان در دوره آماری یازده ساله مربوط به دی ماه با ۱۳۶روز و بهمن ماه با ۱۰۸ روز می باشد . یخبندان در منطقه ورامین از آبان ماه شروع شده و در دی ماه به حداکثر خود می رسد و در فروردین خاتمه می یابد . ۳-۳-۶- بادها در مورد بادهای شهرستان باید گفت که بیشترین فراوانی آن در دیده بانی صبح و ظهر بیشتر است و در ساعت ۳۰/۱۲ مقدار آن به حداقل می رسد . در بررسی سرعت و جهت بادها باید گفت :
- بادهای وزیده شده از نظر جهت دارای دو ماکزیمم اصلی می باشند . اولی باد غربی که با ۱۵.۶ درصد به کلیه باد ها حاکمیت دارد و بیشتر در فصل بهار ، پاییز ، زمستان می وزد و دیگری باد شرقی با ۶.۷ درصد که بیشتر در فصل تابستان می وزد .
- از نظر جهت فراوانی باد ها در درجه اول غربی ، در درجه دوم شرقی، درجه سوم جنوب شرقی، و شمالغربی در درجه چهارم شمال شرقی می باشند .
- حالت آرام هوا در ماه های مهر و آبان و آذر و دی نسبت به سایر ماه های سال از درصد بیشتری برخوردار است .
- از نظر سرعت در درجه اول سرعت بین ۱تا۳ نات ( هر نات معادل ۱۸.۵ کیلومتردر ساعت ) با ۱۹.۵ درصد و در درجه دوم سرعت بین ۴تا ۶ نات با ۲.۳ درصد و در درجه سوم سرعت بین ۷ تا ۱۰ نات با ۹.۵ درصد دارای بیشترین فراوانی اند . (خراسانی ، ۱۳۸۶، ۶۴)
بادهای شهریاری که از سوی شهریار به سوی دشت ورامین می وزد ، بادکوه که از شمال دشت ورامین می وزد و بادهای قبله ، جوزا ، خاله پیرزن ، سام و بهمن از دیگر بادهای محلی هستند . ( فراهانی ، ۱۳۷۹و امینی ، ۱۳۸۲) ۳-۴- پوشش گیاهی دشت ورامین را از نظر پوشش گیاهی می توان به چهار بخش تقسیم بندی نمود :
- تیپ اراضی کوهها : قسمت عمده این اراضی به علت پستی بلندی ها و شیب های خیلی زیاد و وجود فرسایش آبی و کمبود عمق خاک ، قابل زراعت نبوده و فقط در داخل دره ها که خاک نسبتا عمیقی داشته و دسترسی به آب دارند ، زراعت های گندم و نباتات علوفه ای و باغات میوه ، معمول می باشد . نباتات بومی این تیپ اراضی دراغلب قسمت ها در اثر چرای بی رویه دام ها از بین رفته یا تراکم خیلی کمی دارد و نباتاتی که بیشتر از سایر انواع وجود دارند ، عبارتند از : انواع گون ، انواع درمنه ، نوعی سرو کوهی
-
- تیپ اراضی تپه ها : این قسمت از اراضی نیز به علت پستی و بلندی و شیب زیاد و نداشتن خاک مناسب یا داشتن شوری زیاد قابل استفاده زراعی نیست مگر در برخی از قسمت ها که زارعت گندم دیم در آن معمول است . نباتات بومی نیز به علت چرای زیاد از حد معمولا کم بوده و برای استفاده مرتعی باید محدودیت های زیاد قائل شد . نباتات بومی که بیشتر وجود دارد ، عبارتند از : تنوتع درمنه ، انواع گون
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
- تیپ اراضی دشت های دامنه ای : در واقع عمده ترین فعالیت های کشاورزی در این مناطق متمرکز شده است و گیاهان بومی اغلب از نوع گرامینه است و نباتات شیرین بیان در داخل مزارع دیده می شود.
- تیپ اراضی شور و پست : در بعضی از قسمت ها ، درقطعات کوچک ، زراعت جالیز دیده می شود و گیاهان طبیعی ، بیشتر از جامعه درختچه ای گز می باشد . ( رفیعی امام ، ۱۳۸۲)
۳-۵- ویژگی های جمعیتی ۳-۵-۱- تعداد جمعیت در سالهای ۱۳۷۵ ، ۱۳۸۵ ، ۱۳۹۰ بنابر سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۷۵ ، جمعیت شهرستان ورامین ۴۱۳۱۳۰ نفر، در سال ۱۳۸۵ ، ۵۴۰۴۴۲نفر و در سال ۱۳۹۰، ۵۷۴۲۰۶ نفر بوده است . ( لازم به توضیح است که در سالهای آماری مختلف شهرستان از لحاظ تقسیمات سیاسی تغییرات بسیاری داشته است .) جدول ۳-۶- میزان جمعیت در ۴ بخش مرکزی ، قرچک ، پیشوا و جواد آباد در این سه دوره به تفکیک بیان شده است . جدول ۳- ۶- میزان جمعیت در سه دوره آماری
بخش
پیشوا
جواد آباد/ روستاهای همجوار
قرچک
مرکزی
۱۳۷۵
۲۹۸۸۴
۴۰۰۰۰
۱۶۳۱۲۰
۱۰۷۲۳۳
۱۳۸۵
۶۹۹۹۵
۲۶۱۰۵
۲۱۱۹۴۹
۲۳۲۳۹۳
۱۳۹۰
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۹۹/۹۹
۹۹/۹۹
۹۹
پروتئین
۹۹/۹۹
۹۹/۹۹
۹۹
باکتری
در شکل ذیل طرحی از چگونگی عملکرد فرآیندهای فیلتراسیون در برابر مواد عبوری از آن ها آورده شده است. شکل۱-۱۳: انواع روشهای فیلتراسیون با نوع مواد عبوری از آنها ]۲۶[ ۱-۷-۷ مکانیسمهای جداسازی غربال مولکولی در این حالت جداسازی مولکولها بر اساس اندازه آنها صورت میگیرد. به این معنی که مولکول که اندازه آنها کوچکتر اندازه حفرههاست از غشا عبور کرده و آنهایی که اندازه آنها بزرگتر است از غشا عبور نمیکنند. این غشاها با وجود اینکه دارای انتخابپذیری بالایی هستند به خاطر هزینه بالای ساخت و روشهای پیچیده ساخت،کمتر مورد استفاده قرار میگیرند. این مکانیسم در مورد غشاهای میکروفیلتراسیون و اولترافیلتراسیون قابل مشاهده است. شکل۱-۱۴: نمایی از مکانیسم غربال مولکولی نفوذ مولکولی این مکانیسم که در فرآیندهایی نظیر اسمزمعکوس و جداسازی دیده میشوند که در آنجا غشاها بدون حفره میباشند. در اینجا انتقال مولکول به برهمکنش حلال-پلیمر و حلشونده-پلیمر بستگی داشته بهطوریکه آب و مولکولهای با جرم مولکولی کمتر با ایجاد پیوند با بخشی از ساختمان شیمیایی پلیمر قادر به عبور از غشای پلیمری میباشند اما نمکها و مواد با جرم مولکولی سنگینتر، قادر به عبور از غشا نمیباشند. حلالیت-نفوذ در غشاهای پلیمری متراکم مکانیسم حلالیت-نفوذ به عنوان مکانیسم اصلی انتقال مولکولهای گاز از میان غشا پذیرفته شده است. این مکانیسم عمدتاً شامل سه مرحله است. در مرحله اول، مولکولهای گاز توسط سطح غشا جذب میشوند و به دنبال آن مولکولهای گاز در ماتریس پلیمری نفوذ می کنند و در نهایت مولکولهای جذبشده در سمت دیگر غشا تبخیر میشوند. جداسازی گازها با غشاهای پلیمری متراکم در واقع نتیجه اختلاف در حلالیت گازهای مختلف در میان غشاها است که این اختلاف حلالیت ناشی از اختلاف در میزان اثرات متقابل و برهمکنش بین غشا و اجزاء نفوذکننده است. اختلاف باریونی این نوع مکانیسم که در نانوفیلتراسیون نیز وجود دارد بر مبنای بار یونی ملکول و همچنین بار سطح غشا عمل جداسازی صورت میگیرد. بدین ترتیب هر چه بار آنیونی سطح غشا بیشتر باشد، دفع نمک نیز افزایش مییابد]۲۲[. ۱-۷-۸ روشهای عملکرد فرایندهای غشایی به طور کلی دو روش عملیاتی وجود دارد که در روش اول جهت جریان محلول عمود بر سطح غشا بوده و ذرات پسزده شده روی سطح غشا یا درون منافذ آن باقی میمانند. روش دوم سیال به طور موازی با سطح غشا تماس دارد وفقط بخش کوچکی از سیال از سطح غشا عبور می کند. روش بیشتر در کارهای تحقیقاتی و آزمایشگاهی استفاده می شود.در روش دوم تشکیل کیک به علت حرکت موازی خوراک بعد از مدتی به یک ضخامت ثابت می رسد و فلاکس نیز بعد از مدتی تقریباً ثابت می شود. این روش در تمامی فرآیندهای صنعتی مورد استفاده قرار میگیرد. شکل۱-۱۵: شماتیکی از دو فرایند عملکرد غشایی ]۲۶[ ۱-۷-۹ انسداد در غشاها افت دبی می تواند به خاطر چندین عامل مثل پلاریزاسیون غلظت، جذب (گونه ها روی غشا)، تشکیل لایه ژل[۱۵] اطراف غشا و گرفتن منافذ غشاها باشد ]۲۷[. معمولاً گرفتن منافذ غشاها از بقیه شدیدتر است. همه موارد یاد شده باعث ایجاد یک مقاومت اضافی در برابر خوراک میشوند. مقدار این پدیده بسیار به نوع فرایند غشایی و نوع خوراک وابسته است. در شکل ۱-۱۷ نمونه ای از گرفتگی در سطح یک غشا تهیه شده از پلی وینیلیدن فلوراید (PVDF) آمده است]۲۸[. در شکل ۱-۱۸ هم به بررسی انواع پارامترهای تأثیرگذار (مقاومتهای غشایی)، در برابر عبور خوراک از غشا پرداخته شده است ]۲۹[. شکل ۱-۱۶: نمونه ای از یک گرفتگی غشایی بر روی غشای پلی وینیلیدن فلوراید (PVDF) ]۲۸[
شکل ۱-۱۷: شماتیکی از انواع گرفتگی در فرایند غشایی ]۲۹[ هریک از این مقاومتها تأثیر متفاوتی روی مقاومت کل دارند. در یک حالت ایده آل فقط مقاومت غشایی[۱۶] (Rm) وجود دارد. اما چون غشا باعث نگاهداشتن گونه ها در سطح میشود و باعث تجمع آنها نزدیک سطح غشا، یک لایه با غلظت بالای گونه در اطراف سطح غشا وجود دارد و مقاومتی در برابر انتقال جرم گونه ها به وجود می آورد (Rcp)[17] و اگر این لایه آن قدر از گونه های محلول خوراک پر باشد یک لایه ژل در سطح غشا تشکیل می شود و باعث ایجاد مقاومت لایه ژل (Rg)[18] می شود. این مقاومت بهخصوص در مورد گونه هایی که میل جذبی بسیاری به غشاها دارند، مثل پروتئینها، نمود بیشتری دارد. در غشاهای متخلخل[۱۹]، امکان گرفتگی منافذ وجود دارد که منجر به ایجاد مقاومت در برابر عبور خوراک می شود (Rp)[20] و سرانجام مقاومتی که در برابر پدیده جذب به وجود می آید (Ra)[21]. جذب می تواند روی سطح غشا یا درون منافذ آن رخ دهد. همه عوامل یاد شده باعث یک افت دبی محلول خوراک میشوند و از طرفی میتوانند روی ساختار شیمیایی مواد سازنده غشا هم تأثیر گذاشته، طول عمر غشا را کاهش دهند. توجه داشته باشید که مقاومت کلی غشا از جمع همه مقاومتها به دست می آید ]۲۹[. پلاریزاسیون غلظت از تجمع مولکولها در سطح غشا حاصل می شود. معمولاً برای کاهش این پدیده و در نتیجه کاهش افت دبی محلول خوراک، از غلظتهای کمتر خوراک، اعمال فشارهای بالاتر و مدول مناسب استفاده می شود ]۳۰[.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
گرفتگی غشا بر خلاف پدیده پلاریزاسیون غلظت برگشتناپذیر است و خواص اولیه غشا دوباره حاصل نمیشود، مگر با بهره گرفتن از شستشوهای شیمیایی همچون شستشو با اسیدها و بازهای قوی و شستشو با مواد شوینده و یا با بهره گرفتن از روشهای فیزیکی همچون شستشو در جهت عکس با فشار بالای آب[۲۲] که در این صورت مقادیری از افت شار قابل بازگشت خواهد بود ]۳۱[. مسدود شدن غشا میتواند به اشکال مختلف صورت پذیرد که عبارتند از: جذب روی سطح غشا: با توجه به تمایل فیزیکی و شیمیایی ما بین برخی از مواد حلشونده در محلول (همچون پروتئینها و یا رنگینههای نساجی) از یک سو و غشاهای پلیمری از سوی دیگر، مواد حلشونده میتوانند بر روی سطح تأثیر گذاشته، حتی در درون روزنههای غشا جذب شوند. در اثر جذب، تعداد و یا اندازه روزنههای غشا کاهش یافته که در نهایت کاهش شار جریان عبوری از غشا را خواهیم داشت. گرفتگی روزنههای غشا: با توجه به اندازه روزنههای غشا و اندازه مولکولهای موجود در محلول، احتمال مسدود شدن جزئی یا کامل روزنههای غشا هنگام عبور محلول وجود داشته که این اتفاق به شرایط هیدرودینامیکی حاکم بر عمل فیلتراسیون بستگی دارد. تشکیل رسوب: بر خلاف مواد محلول، ذراتی که به صورت سوسپانسیون در محلول هستند، قدرت نفوذ ناچیزی را دارا میباشند. بنابراین هنگام تجمع این مواد در اثر نفوذ و عبور حلال از سطح غشا، این ذرات که به شکل سوسپانسیون میباشند و دارای اندازه خیلی بزرگتر از قطر روزنههای غشا هستند، نمیتوانند به داخل محلول احتباس شده نفوذ کرده، به عقب برگردند و بنابراین باعث تشکیل رسوب در سطح غشا میشود. این رسوب تشکیل شده مشابه یک لایه اضافی روی غشا عمل نموده، در مقابل انتقال مواد از سطح غشا مقاومت می کند ]۳۲[. تشکیل ژل: با افزایش فشار و عبور حلال از روی غشا، غلظت در سطح غشا افزایش مییابد، به طوری که از حلالیت ترکیبات ماکرو مولکولی در آن قسمت کاسته میشود. بنابراین با کاهش حلالیت، یک لایه ژلی (لایه کیکی[۲۳]) در سطح غشا تشکیل میشود. در این حالت سرعت نفوذ ثابت نخواهد ماند و سیستم با یک مقاومت در مقابل انتقال مواد مواجه میشود ]۳۳[. جرم گرفتگی[۲۴]: جرم گرفتگی، پدیده ناشی از رسوب نمکهای معدنی همچون کربنات کلسیم، کربنات منیزیم، هیدروکسید منیزیم و سولفات کلسیم در سطح و درون حفرههای غشا، در اثر عبور مواد حلشونده است. در تمامی حالات بالا، وقوع این پدیدهها باعث تغییر در عملکرد فیلتراسیون یعنی میزان احتباس و نفوذپذیری غشا میشود ]۳۰[.
۱-۷-۱۰ روش های جلوگیری و یا کاهش گرفتگی غشا
۱-۷-۱۰-۱ انتخاب غشا مناسب جنس غشا، حفره های غشا، ساختار غشا، ضخامت غشا و خواص سطحی آن میتواند بر گرفتگی غشا اثر بگذارد. ۱-۷-۱۰-۲ پیش تصفیه سیال ورودی به غشا یعنی مواد موجود در سیال را یا با بهره گرفتن از یک صافی یا حتی با بهره گرفتن از سیستم غشایی که اندازه منافذ آن بزرگتر از غشایی است که میخواهیم فرایند را توسط آن غشا انجام دهیم، حذف کنیم. به عنوان مثال، استفاده از فیلتر شنی برای سیال ورودی به MF ،که در این حالت تراوش آن می تواند به عنوان خوراک برای فرایندهای UFو یا RO استفاده شود.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
فصل دوم احادیث غیر تفسیری
فصل دوم:احادیث غیرتفسیری
دراین فصل احادیثی مورد نقدوپژوهش قرار گرفته اند،که در صدد تفسیر آیه نیستند،وطریحی آنها رابراساس اشتقاق لفظ و جناس لفظی بیان کرده است؛ هم چنین متذکرمیشوم که، با توجه به موضوع این پروژه تحقیقاتی که روش شناسی بکار گیری روایات درکتاب مجمع البحرین است، فقط به اصل روش اشاره شده است، واز بیان جزئیات روشخوداریشده است، هم چنین تعداد در انتخاب این احادیث گزینشی بوده است واگربرخی واژگانتکرارشده اند، این کاملاً گزینشی بوده واحادیث آنها نیز، با حدیث قبلی فرق دارد. درآوردن برخی احادیث باتوجه به این که متن حدیثی شاهد مثال، در قسمتی از یک حدیث طویل بوده، فقط آن قسمت از حدیث آورده شده است، که به عنوان شاهد مثال است، ودراین احادیث از آوردن سند حدیثی، به دلیل طویل بودن سند حدیثی خوداری شده است. احادیث غیرتفسیری دراین فصلدردو عنوان۱- احادیث براساس اشتقاق لفظ و۲-احادیث بر اساس جناس لفظی بیان شده اند، که به شرح ذیل می باشند.
۲-۱-احادیث براساس اشتقاق لفظ
۲-۱-۱-ادا
مولف بر این باور است، که واژه ادا به معنی دادن وپرداختن ورساندن است.[۲۷] آیهی آورده شده دراین قسمت عبارت است، از:«وَ أَداءٌ إِلَیْهِ بِإِحْسانٍ ذلِکَ تَخْفیفٌ مِنْ رَبِّکُم» (بقره /۱۷۸)« و با [رعایت] احسان[خونبها را]به او بپردازد؛این[حکم]تخفیفو رحمتىاز پروردگار شماست.» حدیثی که در ذیل آیهی بالا آمده است، عبارت است از: وَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ(علیه السلام) إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا کَانَ فِی آخِرِ یَوْمٍ مِنَ الدُّنْیَا وَ أَوَّلِ یَوْمٍ مِنَ الْآخِرَهِ مُثِّلَ لَهُ مَالُهُ وَ وُلْدُهُ وَ عَمَلُهُ فَیَلْتَفِتُ إِلَى مَالِهِ وَ یَقُولُ وَ اللَّهِ إِنِّی کُنْتُ عَلَیْکَ لَحَرِیصاً شَحِیحاً فَمَا ذَا عِنْدَکَ فَیَقُولُ خُذْ مِنِّی کَفَنَکَ فَیَلْتَفِتُ إِلَى وُلْدِهِ فَیَقُولُ وَ اللَّهِ إِنِّی کُنْتُ لَکُمْ مُحِبّاً وَ إِنِّی کُنْتُ عَلَیْکُمْ لَمُحَامِیاً فَمَا ذَا عِنْدَکُمْ فَیَقُولُونَ نُؤَدِّیکَ إِلَى حُفْرَتِکَ وَ نُوَارِیکَ فِیهَا فَیَلْتَفِتُ إِلَى عَمَلِهِ فَیَقُولُ وَ اللَّهِ إِنَّکَ کُنْتَ عَلَیَّ لَثَقِیلًا وَ إِنِّی کُنْتُ فِیکَ لَزَاهِداً فَمَا ذَا عِنْدَکَ فَیَقُولُ أَنَا قَرِینُکَ فِی قَبْرِکَ وَ یَوْمِ حَشْرِکَ حَتَّى أُعْرَضَ أَنَا وَ أَنْتَ عَلَى رَبِّک[۲۸] امیر المومنین (علیه السّلام) فرمود: هنگامى که بنده در آخرین روز زندگیش دردنیا و نخستین روز از آخرت قرار می گیرد، مال او و فرزند او و عملش در برابر او ممثّل و مجسّم مىشود؛پس روى به مال خود کرده میگوید: سوگند به خدا من در طلب تو حریص و آزمند بودم و بر صرف تو بسیار بخل می ورزیدم، حال تو چه دارى که مرا در این سفر به کار آید؟ مال جواب می دهد؛ کفنت را از من برگیر، بعد متوجه فرزندانش مىشود، و می گوید: به خدا قسم مندوستدارشمابودمومنبودم که،از شما پشتیبانى می کردم اکنون نزد شماچیست؟که دستگیر من باشدو با من چه همراهى توانید کرد؟آنان به او پاسخ می دهند: ما فقط می- توانیم تو را به گورت رسانده وآنجا دفن کنیم، آنگاه به عمل خویش روى می کند،ومی گوید: به خدا قسم که تو بر من سخت گرانبار بودى و من به تو بی رغبت بوده، و از تو روى می- گرداندم اکنون تو چه همراه من میکنى؟ و عمل به او پاسخ می دهد: من در گورت و در آن روز که محشور خواهى شد با تو همنشین و همراه خواهم بود، تا من و تو بر پروردگارت هر دو عرضه شویم. صاحب جوامع الجامع این طور بیان می دارد، که قاتل در صورت امکان بدون سهل انگاری ومعطلی دیهرا بدهد.[۲۹] علامه براین باوراست،که دیه را باید بدون معطلی وآزار و اذیت وبه خوبی پرداختن داد.[۳۰]
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
در مطالب بالا این نکته به خوبی روشن می شود،که حدیث آورده شده درصددبیان تفسیرآیه نیست، وبراساس اشتقاق لفظ بیان شده است.آیه در موردپرداخت دیه بحث می- کندوحدیث در مورد رساندن بدن میت، به سوی قبر بحث می کند.
۲-۱-۲-ثوی
واژه ثوی که،که به معنای مقام و جایگاه است[۳۱]. آیه آورده شده دراین قسمت عبارت است، از «النَّارُ مَثْواکُمْ خالِدینَ فیها إِلاَّ ما شاءَ اللَّهُ إِنَّ رَبَّکَ حَکیمٌ عَلیمٌ» (انعام/ ۱۲۸)«جایگاه شما آتش است؛درآن ماندگار خواهید بود،مگرآنچهراخدابخواهد [که خود تخفیف دهد]؛ آرى پروردگار تو حکیم داناست.» حدیث عبارت است، از:عن جابر بن عبد الله قال: قال رسول الله (صلی الله علیه و آله) إذا حمل عدو الله إلى قبره نادى حملته أ لا تسمعون یا إخوتاه أنی أشکو إلیکم ما وقع فی أخوکم الشقی إن عدو الله خدعنی و أوردنی ثم لم یصدرنی و أقسم لی أنه ناصح لی فغشنی و أشکو إلیکم دنیا غرتنی حتى إذا اطمأننت إلیها صرعتنی و أشکو إلیکم أخلاء الهوى منونی ثم تبرءوا منی و خذلونی و أشکو إلیکم أولادا حمیت عنهم و آثرتهم على نفسی فأکلوا مالی و أسلمونی و أشکو إلیکم مالا منعت فیه حق الله فکان وباله علی و کان نفعه لغیری و أشکو إلیکم دارا أنفقت علیها حریبتی فصار سکانها غیری و أشکو إلیکم طول الثوى فی قبری ینادی أنا بیت الدود أنا بیت الظلمه و الوحشه و الضیق یا إخوتاه فاحبسونی ما استطعتم و احذروا مثل ما لقیت فإنی قد بشرت بالنار و الذل و الصغار و غضب العزیز الجبار وا حسرتى على ما فرطت فی جنب الله و یا طول عویلاه فما لی من شفیع یطاع و لا صدیق یرحمنی فلو أن لی کره فأکون من المؤمنین[۳۲]. علامه براین نظراست،که کلمه مثوی اسم مکان است،به معنایمحلاستقامتبا استقرار است،” النَّارُ مَثْواکُمْ “به معنای این است،که آتش محل اقامتی برای شما است، که درآن استقرار خواهید داشت.[۳۳] در حدیث بالا بابیان ویژگی های قبر میخواهد، این مطلب رابرساندکه، ثوی جایگاهی است،کهمحلاستقرار است،چرا که ویژگیهای آن رابیان کرده است،که اهمیت آن را برساند؛ این اهمیت و ویژگی ها با مفهوم استقرار آن معنا پیدا می کند،این حدیث از باب اشتقاق لفظ بیان شده است و در صددتفسیر آیه نیست.
۲-۱-۳-خبا
مولف بر این باور است که “خبا “به معنای پنهان بودن است.[۳۴] آیه ی آورده شده دراین قسمت، عبارت است از: «أَلاَّ یَسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذی یُخْرِجُ الْخَبْءَ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ یَعْلَمُ ما تُخْفُونَ وَ ما تُعْلِنُونَ »(نمل/۲۵)« [آرى شیطان چنین کرده بود] تا براى خدایى که نهان را در آسمانها و زمین بیرونمىآورد،وآنچهراپنهان مىدارید،و آنچه را آشکار مىنمایید، مىداند سجده نکنند.»حدیثی که آمده است، عبارت استاز:قوله(علیه السلام) اطلبوا الرزق فی خبایا الأرض فإنه تعالى بسطها و جعل لها طولا و عرضا و طرح فیها جبالا ثابته و أعلاما یهتدى بها و أخرج منها النبات فیها من کل شیء بقدر معلوم و من الأشیاء التی توزن من الذهب و الفضه و النحاس و الحدید و غیرها.[۳۵] راغب اصفهانی بیان داشته است، که خبا در مورد هرچیز که پوشیده وپنهان باشد، بکار می رود.[۳۶] مولف در مجمع البیان خبارا چیز هایی می داند، که از نظر ها مخفی هستند؛ و پیش از آنکه بیرون آورده شوند؛ ادراک نمی شوند،خبارا چیز هایی می داند که از نیستی به هستی در می آیند.[۳۷] مولف درتفسیر جوامع الجامع براین عقیده است،که خبا مصدری به معنای اسم مفعول است، و آن تمام چیزهایی است، که خداوند آن را در آسمانها و زمین غیب و پنهان کرده است.[۳۸] علامه در تفسیر المیزان عبارت «یُخْرِجُ الْخَبْءَ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »را استعاره ایی می- داند، که گویا خداوندموجودات را ازپسپرده غیب، یکی پس از دیگری بیرون می آورد و آنها را به عالم وجود در می آورد.[۳۹] این حدیث براساس اشتقاق لفظ بیان شده است، ومیتوان بیان داشت که، معنایی مجازی را نیز در بردارد،که با توجه به حدیث و تفاسیر گفته شده میتوان گفت معنای مجازی آن هر چیز پنهان می تواند باشد، که وجود ندارد؛ و انسا ن با تلاش و اتکا برخداوند می تواند آنها را بدست آورد. چنان چه آخر حدیث به آن اشاره دارد و این در زندگی امروزی ما صادق است، مانند ذخایر انرژی که از شکافتن اتم بوجود می آید.
۲-۱-۴-خزا
واژه خزا که مولف بر این نظراست، که به معنای هلاک شدن است.[۴۰] آیهی آورده شده دراین قسمت عبارت است از:«فَسیحُوا فِی الْأَرْضِ أَرْبَعَهَ أَشْهُرٍ وَ اعْلَمُوا أَنَّکُمْ غَیْرُ مُعْجِزِی اللَّهِ وَ أَنَّ اللَّهَ مُخْزِی الْکافِرین »(توبه/۲)«پس[اىمشرکان] چهار ماه [دیگر با امنیّت کامل] در زمین بگردیدو بدانید که شما نمىتوانیدخدا را به ستوه آورید،و این خداست که رسواکننده کافران است». حدیثی که درذیل آیه بیان شده، عبارت است از : عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) أَنَّهُ کَتَبَ بِهَذِهِ الرِّسَالَهِ إِلَى أَصْحَابِه:واللَّهِ لَا یُطِیعُ اللَّهَ عَبْدٌ أَبَداً إِلَّا أَدْخَلَ اللَّهُ عَلَیْهِ فِی طَاعَتِهِ اتِّبَاعَنَا وَ لَا وَ اللَّهِ لَا یَتَّبِعُنَا عَبْدٌ أَبَداً إِلَّا أَحَبَّهُ اللَّهُ وَ لَا وَ اللَّهِ لَا یَدَعُ أَحَدٌ اتِّبَاعَنَا أَبَداً إِلَّا أَبْغَضَنَا وَ لَا وَ اللَّهِ لَا یُبْغِضُنَا أَحَدٌ أَبَداً إِلَّا عَصَى اللَّهَ وَ مَنْ مَاتَ عَاصِیاً لِلَّهِ أَخْزَاهُ اللَّهُ وَ أَکَبَّهُ عَلَى وَجْهِهِ فِی النَّار[۴۱]. بخدا سوگند هرگز بندهاى فرمانبردارى خدا را نکند، جز آنکه خداوند پیروى ما را در فرمانبردارى او داخل گرداند، و بخدا پیروى نکند بندهاى از ما جز آنکه خدا دوستش دارد و بخدا هیچ گاه بنده پیروى ما را وامگذارد، جز آنکه ما را دشمن دارد و بخدا هیچ گاه کسى ما را دشمن ندارد، جز آنکه نافرمانى خدا را کرده و هر که در حال نافرمانى خدا بمیرد خداوند او را خوار گرداند، و برو در آتش دوزخ اندازد. راغب در مفردات آورده است،که خواری اگراز ناحیه خود انسان باشد،مذموم نیست اما از ناحیه دیگران باشد، مذموم و ناپسند است[۴۲]. مولف در تفسیر جوامع الجامع خواری را کشتن در دنیا، و در آخرت معذب ساختن وعذاب می داند.[۴۳] درالمیزان آمده است که، با استکبار ورزیدن خود را دچار خزی الهی وهلاکت ننمایند.[۴۴] با توجه به معنای حدیث وتفاسیر گفته شده، می توان گفت خواری وهلاکت از جانب خداوند می تواند نتیجه نافرمانی او باشد، وبا توجه به حدیث این نافرمانی در امور مهم می- تواند باشد؛ چرا که نتیجه خوار شدن از جانب خداوند است،واین استکبار ورزیدن به خداوند واهلالبیت است که منجر به چنین عذابی می شود.بنابرین میتوان گفت این حدیث اگر چه درباره خوار شدن بحث می کند، اما براساس اشتقاق لفظ درذیل آیه بیان شده است.
۲-۱-۵-خسا
درمجمعالبحرین آمده است که، واژه خسا به معنای دورشدن است.[۴۵] آیهی آورده شده عبارت است، از:«ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ کَرَّتَیْنِ یَنْقَلِبْ إِلَیْکَ الْبَصَرُ خاسِئاً وَ هُوَ حَسیرٌ » (ملک/۴) «بازدوباره بنگرتا نگاهت زبون و درمانده به سویت بازگردد». حدیثی که آمده است، عبارت است از: اللهم إنک وهبت لنا ذکرا وأنت أعلم بما وهبت ومنک ما أعطیت وکلما صنعنا فتقبله منا على سنتک وسنه نبیک ورسولک(صلىاللهعلیه وآله) واخسأ عنا الشیطان الرجیم لک سفکت الدماء لا شریک لک والحمد للهرب العالمین[۴۶]. خدایاتو به ما پسرى دادى و تو به آنچه دادهاى آگاهترى، و از توست آنچه را که دادهاى و آنچه ما کردیم تو آن را از ما بر سنت خودت و سنت پیامبرت و رسولت(صلى الله علیه وآله) بپذیر و شیطان رانده شده را از ما دور بفرما،براى تو خونها ریخته شده،تو بىهمتایى و ستایش ویژه خداوند پروردگار جهانیان است. مولف درتفسیر مجمع البیان”خاسئا” را دور دانستن در رسیدن به مقصد در حالیکه خوار وشکسته است، می داند[۴۷]. مولف معجم مقاییس اللغه، بر این عقیده است که خسا دلالت بر دوری می کند.[۴۸] مولف در تفسیر اطیب البیان بیان داشته است که “خاسئا” به معنای دوری وبه مقصد نرسیدن واز فکر دور بودن است.[۴۹] علامه در ذیل تفسیر آیه بیان می دارد که، هر چند میتوانی در نظام هستی نظر بیفکن و این نظر کردن خسته و ناتوان است، از اینکه تفاوتی بیابد، چرا که این نظام واحد ومتصل الا جزاء است.[۵۰] این حدیث براساس اشتقاق لفظ درذیلآیه بیان شده است؛حدیث ابتدا ازعلم خداوندی صحبت به میان می آورد، سپس از دور بودن شیطان واین که دور بودن شیطان برای انسان امری بدیهی است، پس میتوان نتیجه گرفت که،دور بودنی منظور است که حاصل و نتیجه ای ندارد.
۲-۱-۶-خوا
مولف براین نظراست،که واژه خوا که کلمه خاویه از این ریشه است، به معنای خالی شدن است.[۵۱] آیهی آورده شده در این قسمت عبارت است از: «أَوْ کَالَّذِی مَرَّ عَلى قَرْیَهٍ وَ هِیَ خاوِیَهٌ عَلى عُرُوشِها»(بقره /۲۵۹)«یا چون آن کس که به شهرى که بامهایش، یکسر فرو ریخته بود عبور کرد». حدیثی که در ذیل آیه آمده،عبارت است از: وَ لَا بَأْسَ بِالْقِیَامِ وَ وَضْعِ الْکَفَّیْنِ وَ الرُّکْبَتَیْنِ وَ الْإِبْهَامَیْنِ عَلَى غَیْرِ الْأَرْضِ وَ تُرْغِمُ بِأَنْفِکَ وَ یُجْزِیکَ فِی وَضْعِ الْجَبْهَهِ مِنْ قُصَاصِ الشَّعْرِ إِلَى الْحَاجِبَیْنِ مِقْدَارُ دِرْهَمٍ وَ یَکُونُ سُجُودُکَ کَمَا یَتَخَوَّى الْبَعِیرُ الضَّامِرُ عِنْدَ بُرُوکِهِ تَکُونُ شِبْهَ الْمُعَلَّقِ لَا یَکُونُ شَیْءٌ مِنْ جَسَدِکَ عَلَى شَیْءٍ مِنْه[۵۲]. و ایستادن و گذاشتن دستها و زانوها و انگشتان ابهام بر غیر زمین اشکالى ندارد؛ (بلکه لزوم بر زمین نهادن بىحائل مخصوص پیشانى است) و بینى خود را بر زمین بگذار یا بساى(حدّاقل اینست که بر زمین برسد)ودرگذاشتن پیشانى بر زمین براى تو کافى است، که از رستنگاه مو تا ابروها به اندازه یک درهم بر زمین گذارى (یعنى این مقدار موضع سجود است)و سجود تو یا حالت تو در هنگام سجود باید همانند فراخى و گشادگى میان اعضاى شتر لاغر به هنگام خوابیدن یعنى همچون کسى باشد که آویخته است؛(که کلیّه اعضاى او بسوى زمین میل کند و کشیده مىشود) و هیچ جزئى یا عضوى از بدنت بر جزئى یا عضوى دیگر متّکى نباشد، و اعضا یک دیگر را نگرفته باشند. طبرسی در مجمع البیان آورده است، که خوی به معنای خالی وبه معنای خانه ای که از اهلش خالی شده باشد،است.[۵۳] در مفردات آمده است، که”تَخْوِی خَوَاءً” به معنای این است،که خانه بکلّى خالى و ویران شد.[۵۴] این حدیث با تمثیلی زیبا که امام آن را در حدیث آورده است، شخص سجود کننده را وصف می نماید،و معنای آن را به وضوح برای شخص مخاطب به تصویر میکشد، وبراساس اشتقاق لفظ بیان شده است، و در حهت تفسیرآیه موردنظر نیست.
۲-۱-۷-دحا
مولف براین باور است که، واژه دحابه معنای گستردگی و وسعت است.[۵۵] آیهی آورده شده توسط مولف، عبارت است از: «وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذلِکَ دَحاها » (نازعات/۳۰)«و پس از آن زمین را با غلتانیدن گسترد». این دعا در ذیل آیهی بالا آورده شده است؛ که عبارت است، از: اللهم داحی المدحوات و بارئ المسموکات و جابل القلوب على فطرتها شقیها و سعیدها اجعل شرائف صلواتک و نوامی برکاتک و رأفه علی محمد عبدک ورسولک.[۵۶] امام على(علیه السلام) می فرماید: خدایا! اى گسترنده گستردهها(زمینها)و نگاهدارنده برافراشتهها (آسمانها)و آفریننده دلها بر فطرت آنها، چه خوشبخت آنها و چه بدبخت آنها شریفترین درودها و افزونترین برکات خود را بر محمد بنده وفرستاده ات فرست. علامه درتفسیر المیزان دحا را گسترش زمین معنا کرده است.[۵۷] اما راغب معنای دحا را جابجایی وحرکت زمین بیان کرده است.[۵۸] با توجه به دعای آورده شده میتوان گفت گسترش چیزهایی که گسترده شده اند، می تواند معنای جابجایی را نیز داشته باشد، و طریحی این دعا را براساس اشتقاق لفظ بیان کرده است، ودر جهت تفسیر آیه نیست.
۲-۱-۸-رعا
طریحی براین نظراست، که واژه رعا به معنای رعایت کردن ومراعات و حفظ است.[۵۹] آیهی آورده شده، عبارت است از: آیه«وَ لَمَّا وَرَدَ ماءَ مَدْیَنَ وَجَدَ عَلَیْهِ أُمَّهً مِنَ النَّاسِ یَسْقُونَ وَ وَجَدَ مِنْ دُونِهِمُ امْرَأَتَیْنِ تَذُودانِ قالَ ما خَطْبُکُما قالَتا لا نَسْقی حَتَّى یُصْدِرَ الرِّعاءُ وَ أَبُونا شَیْخٌ کَبیرٌ» (قصص/۲۳)«و چون به آب مَدْیَن رسید،گروهى از مردم را برآن یافت که[دامهاى خودرا] آب مىدادند، و پشت سرشان دو زن را یافت، که [گوسفندان خود را] دور مىکردند[موسى] گفت: منظورتان [از این کار] چیست؟گفتند:[مابهگوسفندانخود]آبنمىدهیم،تاشبانان[همگىگوسفندانشانرا] برگردانند، و پدر ما پیرى سالخورده است». حدیثی که درذیل آیهی بیان شده،عبارت است، از: فالعلماء یحزنهم ترک رعایه القرآن و یغمهم عدم فهمهم له و فقد العمل به و عدم اقتدارهم على ذلک و الجهال یهمهم حفظ روایته و یغمهم عدم قدرتهم علیه لما یزعمونه کمالا و فوزا[۶۰]. آنچه مسلم است، این است که این حدیث براساس اشتقاق لفظ بیان شده است ودرجهت تفسیرآیه ی مورد نظر نیست؛ و بیان می دارد، که علما غمگین از ترک حفظ قرآن وعدم فهم آن می باشند،واین معنایی مجازی نیز می تواند داشته باشد،که علما غمگین ازترک عمل قرآن هستند؛ ودر آیه نیز رعا به معنای چوپان است، چرا که این چوپان است که از گوسفندان نگهداری وحفاظت می کندو هم چنین به معنای رهبر نیز آمده است، چرا که در این واژها معنای سرپرستی و حفظ وجود دارد.
۲-۱-۹-رقا
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۶/۷
نیشکر
۷/۱
۹/۵
سیب زمینی شیرین
۵/۱
۰/۱۱
گیاهان مقاوم به شوری مانند جو، چغندر قند و گندم را میتوان پس از یک آیش تابستانی کاشت. پس از آن میتوان پنبه یا بادام زمینی را کشت کرد. جو-برنج، گندم-برنج، شبدر-پنبه و … میتوانند به عنوان چرخههای دو محصولی در اراضی مبتلا به شوری که خاک به طور مداوم غرقاب میشود کاشته شوند. چغندر قند را میتوان با آبیاری بیشتر، بیش از ۴ سانتیمتر در هفته رشد داد. بهتر این است که در صورت آبیاری با آب شور، علوفه با تعداد بذر زیاد کاشته شود تا اینکه به کاشت غلات پرداخت. زیرا غلات شدیداً تحت تأثیر شوری قرار گرفته و از نظر اقتصادی به صرفه نمیباشند. ترجیحاً بهتر است گیاهانی با نیاز تبخیر- تعرق پایین کشت شوند. ۲) فاکتورهای خاک: مقدار آب خاک و تداوم آبیاری میتواند بر تحمل گیاه در برابر شوری خاک تأثیر بگذارد. پتانسیل اسمزی محلول خاک، در خاکهای خشک کمتر است. ۳) فاکتورهای اقلیمی: فاکتورهای محیطی مانند دما، رطوبت اتمسفر و … به طور قابل توجهی بر تحمل شوری گیاه اثر میگذارد. آب و هوا میتواند تحمل شوری گیاه را بهبود بخشد. مهمترین فاکتور دماست. بسیاری از گیاهان در آب و هوای گرم و خشک تحمل شوری کمتری نسبت به آب و هوای معتدل و مرطوب دارد. رطوبت بالا به تنهایی میتواند تحمل شوری برخی از گیاهان را افزایش دهد. در مناطقی که بارندگی فصلی زیادی دارند، میتوان از آب با درصد شوری بالا استفاده کرد بدون آنکهایجاد بیماری در گیاه کند در حالیکه در مناطق خشک نمیتوان این کار را انجام داد. افزایش شوری آبهای زیرزمینی در نتیجهی تبخیر- تعرق آب آبیاری به سمت پایین پروفیل خاک حرکت میکند. بنابراین نمک انباشته شده به طور کلی چه از طریق باران و چه از طریق آب اضافی آبیاری به سمت پایین آبشویی میشود. در نتیجه چنانچه سطح آب زیرزمینی عمیق نباشد، میزان شوری آبهای زیرزمینی افزایش مییابد. پنج مرحلهای که شور شدن آبهای زیرزمینی شناخته شدهاند عبارتند از:
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۱) طی چند سال اول، غلظت نمک با بالا آمدن تراز آب زیرزمینی افزایش مییابد. ۲) کاهش غلظت نمک بهاین دلیل رخ میدهد که نمکها از طریق جریان نشتی به صورت محلول درمیآیند. ۳) شوری به دلیل تبخیر آب زیرزمینی افزایش مییابد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
ج – اراضی و املاکی که مالک رسمی آن در قید حیات است و می توانند از طریق مراجعه به دفاتر اسناد رسمی ملک را به صورت رسمی خریداری نمایند؛ د – اراضی و املاکی که که مالک رسمی آن فوت کرده و متقاضی جهت انتقال رسمی ملک به ورثه دسترسی دارد و امکان انتقال رسمی از طریق دفاتر اسناد رسمی وجود دارد؛ ر – افرادی که املاک متعلق به موسسات دولتی را تحت هر شرایطی در اختیار دارند ؛ مشمول این قانون نمی باشند و چنانچه متقاضیان این املاک و اراضی ثبت نام نمایند علاوه بر اینکه تقاضای آنها در هیات های رسیدگی رد خواهد شد وجوه واریزی نیز مسترد نخواهد شد.[۶۲] قبل از آنکه شرح اموالی که مالک خاص ندارند داده شود ، لازم است مالکیت تعریف کردد: «مالکیت حقی است که شخص نسبت به عین خارجی دارد و می تواند همه گونه تصرف در آن بنماید و هر گونه انتفاعی را از آن ببرد، مگر آنکه قانون استثناء کرده باشد.» (ماده ۳۰ قانون مدنی) این تعریف، تعریف مالکیت فردی است که هر یک از افراد جامعه می تواندآن را دارا باشد .در مقابل اموالی که موضوع مالکیت فردی قرار می گیرد ،اموالی هستند که مالک خاص ندارد.[۶۳] ب ـ تقسیم بندی انواع اراضی اراضی را از چند منظر می توان تقسیم بندی کرد که عبارتند از: الف – موقعیت و محل استقرار این اراضی به دو نوع تقسیم می شود: ۱ـ اراضی شهری یا اراضی واقع در محدوده شهر: برابر ماده ۲ قانون زمین شهری مصوب ۲۲/۶/۱۳۶۶ «اراضی شهری زمین هایی است که در محدوده قانونی و حریم استحفاظی شهرها و شهرکها قرار گرفته است…». ۲- اراضی غیر شهری یا اراضی خارج از محدوده شهری : اراضی که خارج از محدوده شهر و شهرک واقع است. ب ـ از نظر بهره برداری شامل اراضی بابر، دایر ، موات ، اراضی ملی و جنگلها می شود که متعاقباً تشریح خواهد گردید . اراضی جمع ارض میئ باشد که در فارسی به این زمین گفته می شود .در اصطلاحات ذیل بکار رفته است . هم چنین از جهاتی دیگر نیز اراضی تقسیم بندی می شود که در فقه و منابع اسلامی بیان شده است[۶۴] ج ـ انواع اراضی از دیدگاه اسلام ۱)زمین بایر از اصل یا موات بالاصاله ۲)زمین بایر عارضی یا موات بالعارض ۳)زمین آباد از اصل یا محیاء بالاصاله (در حکم زمین موات بوده و در قوانین ، جزء انفال می باشد) ۴)زمین آباد عارضی یا محیاه بالعارض[۶۵] ۵)ملک خصوصی که ممکن است یک یا چند نفر مالک داشته باشد. بطور کلی انواع اراضی را می توان به شرح زیر تقسیم بندی نمود: اراضی موات، بایر ،دایر، ملی[۶۶] که در زیر تعاریف آنها را ذکر می کنیم. ۱ـ اموال دولتی وعمومی دولت برای انجام خدمت عمومی و اجرای وظایف خود ، اموال گوناگونی در اختیار دارد و به تناسب موارد از هر یک استفاده خاصی می کند. اموال دولتی[۶۷]به معنای عام را می توان به دو دسته تقسیم کرد:[۶۸]
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۱)اموال عمومی ـ این اموال بر دو قسم است : الف :اموالی که مستقیماً در اختیار عموم برای بهره برداری قرار داده می شود مانند پل ها، خطوط راه آهن ،موزه ،کتابخانه های عمومی و پارکها[۶۹] مشترکات عمومی چنانکه از نام آن معلوم می شود اموالی است که متعلق به عموم می باشد و طبق ماده ۲۳ قانون مدنی استفاده از آنها برای افراد مطابق قوانین مربوط به آن خواهد بود .هیچ یک از افراد نمی تواند در این گونه اموال تصرفی نمایند که دیگران از استفاده از آن محروم گردند. به عبارت دیکر تملک این اموال بوسیله افراد در مواد ۲۴و۲۵ قانون مدنی صریحاً منع گردیده است . ماده ۲۴ قانون مدنی مقرر می دارد : «هیچ کس نمی تواند طرق و شوارع عامه و کوچه هایی که آخر آنها مسدود نیست تملک کند».ولی کوچه هایی که آخر آنها مسدود است هرگاه ملک افراد باشد آنها می توانند در آن هرگونه تصرفی بنمایند ، به عنوان مثال هرگاه کوچه بن بستی متعلق به یکی از خانه های مجاور است و خانه های دیگر در آن حق عبور دارند ، مالک کوچه می تواند با توافق دیگران آن را جزء خانه خود بنماید .و هرگاه کسی حقی در آن کوچه نداشته باشد مالک می تواند هرگونه تصرفی که بخواهد در آن بکند و موافقت دیگران لازم نیست . و هرگاه کوچه بن بست نباشد مانند کوچه هایی است که آخر آنها مسدود نیست و از مشترکات عمومی است. [۷۰] ب :اموالی که اختصاص به یک خدمت عمومی داده شده است مانند بیمارستان عمومی و اشیا ء مورد نیاز این بیمارستان . ۲)اموال اختصاصی دولت و هر شخص حقوقی حقوق عمومی که در آن اموال مانند اشخاص خصوصی عمل می کنند .اموال شخص اداری اگر متعلق به دولت باشد اموال دولتی نامیده می شود (ماده ۲۶ قانون مدنی) مانند مزارع نمونه دولتی و یا قنات شهرداری که آب آن را برای مصرف باغات می فروشد.اینجا قواعد تملک خصوصی حکومت می کند.[۷۱] و تقاضای ثبت املاک دولتی و املاکی که به موجب قوانین خاص در مالکیت دولت قرار می گیرد از طرف سازمانهای مربوطه به عمل می آید.[۷۲]مراد از سازمانهای مربوطه اداره دارایی و شهرداری محل می باشد که مکلف به درخواست ثبت املاک متعلق به دولت و شهرداری می باشند.[۷۳]شهرداری هم مانند دولت دارای اموال عمومی و اختصاصی می باشد .بنابر این نباید عبارت (اموال عمومی )را در کنار (اموال دولتی ) نهاد که موجب اشتباه خواننده گردد. ماده ۲۶ قانون مدنی نیز گواه این مطب است که شهرداری همانند دولت دارای اموال عمومی می باشد. اثر بارز خصوصی این اشخاص ، قابلیت نقل و انتقال است بنابراین اموال عمومی شخص اداری قابل نقل و انتقال نیست مگر اینکه نص خاص قانون آن را از قلمرو خود خارج کرده و در قلمرو اموال اختصاصی شخص اداری قراردهد. مانند ماده ۱۹ قانون نوسازی و عمران شهری مصوب ۷/۹/۱۳۴۷ که مقرر می دارد: «هرگاه در نتیجه طرح هادی شهر داری تمام یا قسمتی از معابر بصورت متروک در آید آن قسمت متعلق به شهرداری خواهد بود و هرگاه شهرداری قصد فروش آن را داشته باشد مالک مجاور در خرید آن حق تقدم خواهد داشت».[۷۴] الف ـ ضابطه تشخیص اموال دولتی وعمومی طرز تشخیص اموال و مشترکات عمومی و تمییز آنها از سایر اموال دولتی ، از مباحث مهم حقوق اداری است ولی ، چون در حقوق مدنی نیز این گونه اموال به لحاظ حق اشخاص مورد گفتگو است اجمالاً آن را بیان می کنیم . پاره ای از نویسندگان ، اموالی را در شمار مشترکات عمومی آورده اند که طبیعت آنها اقتضا دارد که ، به ملکیت خصوصی در نیاید و مورد استفاده عموم مردم قرارگیرد : مانند ساحل دریا و رودخانه های قابل کشتیرانی .عده ای دیگر معیار را مصرفی قرارداده اند که دولت برای این قبیل اموال معین کرده است .آنها می گویند باید دید اموال دولتی به چه منظور مورد بهره برداری قرار می گیرد و به تناسب این منظور نوع مال را تشخیص داد. برای توجیه نظر اخیر که مورد تایید بسیاری از نظریه پردازان بزرگ حقوق عمومی ،واقع شده است باید گفت اموال عمومی به دو صورت مورد استفاده قرار می گیرد: الف : پاره ای از آنها بطور مستقیم و بی واسطه در دسترس عموم قرار گرفته است و هر کس با رعایت نظامات مخصوص می تواند استفاده مطلوب را بکند .مانند پل ها ، باغها و راه های عمومی. ب : دسته دیگر به یکی از خدمات عمومی اختصاص یافته است و تنها بنگاه خاصی حق بهره برداری از آن را دارد. مانند راه آهن، سیمهای تلفن وتلگراف. پس تمام اموالی که که به طور مستقیم یا با واسطه از طرف دولت برای رفع نیازمندیهای عمومی اختصاص یافته است از اموال عمومی است و سایر اموال دولتی ملک دولت محسوب می شود از مفاد مواد ۲۴تا ۲۷ قانون مدنی نیز چنین بر می آید که از همین قاعده پیروی شده است .[۷۵] ب ـ فایده تشخیص اموال دولتی و عمومی قانون مدنی به تفصیل تفاوت احکام مربوط به اموال عمومی و دولتی را بیان نکرده فقط دسته نخست را قابل تملک خصوصی ندانسته است .در حقوق عمومی ما نیز هنوز رویه خاصی ایجاد نشده است ؛ولی از قابل تملک نبودن اموال عمومی ممکن است این نتایج استنباط شود : ۱) دولت نمی تواند اموال و مشترکات عمومی را انتقال دهد ، مگر اینکه قانون خاصی آن را اجازه دهد ،زیرا امکان انتقال به اشخاص با قابل تملک نبودن آنها منافات دارد . ۲) اموال عمومی به سود طلبکاران دولت قابل قابل توقیف نیست .زیرا بازداشت مالی که قابل تملک خصوصی نیست کاری بیهوده است . ۳) در مشترکات عمومی مرور زمان جاری نیست و اشخاص نمی توانند به بهانه تصرف مستمر خود ، آنها را به طور غیر مستقیم تملک کنند .ولی در سایر اموال دولتی مرور زمان جاری است.[۷۶] ۲ ـ اراضی ملی جنگل ها و مراتع از اموال عمومی و به تعبیر فقها و قانون اساسی از جمله انفال محسوب و بسیار مورد توجه قانونگذار قرار گرفته است و از اهمیت و جایگاه ویژه ای در ادامه حیات اجتماعی و اقتصادی مملکت بر خوردار می باشد و ویژگی های خاص خود را دارد. در مقایسه اراضی ملی و موات باید گفت :اراضی ملی قابلیت استفاده دارد ولی اراضی موات هیچ قابلیت استفاده ندارد. مرتع نیز در آن گونه های جنگلی و گیاهان جنگلی برای دام است .ماده ۶۴ قانون حفاظت و بهره برداری از جنگل ها و مراتع مصوب ۲۵/۵/۱۳۴۶ مقرر می دارد: «مساحت مراتع مذکور در بند ب ماده ۴ قانون ملی شدن جنگلها حداکثر تا دو برابر مساحت اراضی مزروعی و آیش و باغات و قلمستانها خواهد بود». تبصره ۱ ــ «دامداران دهات و مزارع مربوط مجاور موضوع ماده فوق در استفاده از مراتع مازاد با رعایت مقررات و قوانین حق تقدم خواهد داشت ». اداره متولی جنگل ها و مراتع ، سازمان منابع طبیعی می باشد. ماده ۱قانون ملی شدن جنگلها و مراتع مقرر می دارد :«از تاریخ تصویب (۲۷/۱۰/۱۳۴۷) این تصویب نامه قانونی ، عرصه و اعیانی کلیه جنگلها و مراتع و بیشه های طبیعی و اراضی جنگلی کشور جزء اموال عمومی محسوب و متعلق به دولت است ولو اینکه قبل از این تاریخ افراد آن را متصرف شده و سند مالکیت گرفته باشند». ماده ۲ نیز مقرر می دارد :« حفظ و احیا و توسعه منابع فوق و بهره برداری از آنها بر عهده سازمان جنگلبانی ایران است ». [۷۷]در همین راستا بند ۳۴۷ بخشنامه های ثبتی مقرر می دارد :« با توجه به ماده ۱ قانون ملی شدن جنگلها مصوب ۲۷/۱۰/۱۳۴۱ از پذیرش تقاضای ثبت و تحدید حدود و صدور سند مالکیت املاک مشمول قانون مذکور ، به نام اشخاص خودداری کند ».هم چنین بند ۲۵۰ نیز مقرر می دارد:« در اجرای ماده ۱۳ قانون ملی شدن جنگلها و مراتع کشور مقتضی است ضمن تسریع در اعمال مقررات ماده مزبور مفاد ماده ۲۹ قانون اصلاح قانون حفاظت و بهره برداری از جنگلها و مراتع کشور مصوب مرداد ماه ۱۳۴۶را نیز که ذیلاً نقل می گردد مورد توجه قرار دهند و برابر آن عمل نمایند .ماده ۲۹ در کلیه اقدامات ثبتی که ، نسبت به منابع طبیعی ملی شده به عمل می آید سازمان جنگلبانی از پرداخت مالیات و عوارض ثبتی و هرگونه حق الثبت و هر گونه الصاق تمبر معاف است ولی حقوقی که به سردفتران اسناد رسمی تعلق می گیرد باید به وسیله سازمان جنگلبانی پرداخت گردد ».[۷۸] اظهار نظر شورای نگهبان در قسمتی از مقررات راجع به اراضی ملی و سکوت آن در سایر موارد و هم چنین وضع و تصویب مقررات جدید در این خصوص و یا اصلاح برخی قوانین سابق مطابق اصل چهارم قانون اساسی موید مشروعیت این مقررات و مطابقت آنها با موازین و معیارهای شرعی و اسلامی می باشد. پس از تصویب قانون ملی شدن جنگلها و مراتع ، قانونی تحت عنوان قانون حفاظت و بهره برداری از جنگلها و مراتع به تصویب رسید که در ماده ۳۴ این قانون وزارت جهاد سازندگی موظف گردید ظرف سه سال اراضی، جنگل های شمال و مراتع ملی غیر مشجر کشور را که تا پایان سال ۱۳۶۵ بدون اخذ مجوز قانونی تبدیل باغ یا زراعت آبی شده و یا برای طرحهای تولید دام و آبزیان و سایر طرحهای غیر کشاورزی مورد استفاده قرارگرفته اند بر اساس تشخیص کمسیونی مرکب از نمایندگان جهاد سازندگی و در قبال دریافت اجاره بها با قیمت تعیین شده واگذار یا به فروش برساند، بدیهی است از زمین های منابع ملی تصرف شده بعد از تاریخ مذکور بدون قید و شرط خلع و ید خواهد شد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
روند انجام تحلیل مرحله ای تصادفات
تحلیل خط مشی تصادف[۵۵]
۱-بازرسی کل فرایند ،توجه ویژه دادن برای اعلام کردن به بخشهای درگیر و شاهدان، نمونه برداری از اتفاق با تعدادی عکس
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۲-مشخص کردن اتفاقاتی که در بروز حادثه تصادف نقش داشته اند.
۳-توصیف اتفاقاتی که در کل خط مشی تصادف اتفاق افتاده و آنها را در فازهای مختلف قرار می دهند.
۴- هدف برای تمرکز کردن در مرحله بر روی احیاء کردن آنچه که در سیستم راه انسان و وسیله کار شده است و یا در حال کار می کند.
۵-تهیه یک برگ تحلیلی برای ثبت تحلیل خط مشی تصادف
تحقیق و بازجوئی از عوامل حادثه دیده[۵۶] (بررسی و بازدید میدانی)
۶-تحقیق بر روی عوامل حادثه دیده و شدت آنها ودر نتیجه تکمیل برگه های تحلیل یک عامل حادثه دیده حالتی از ترکیب سیستم انسان ،وسیلع نقلیه و راه می باشد که برای وقوع تصادف شرط لازم است ولی کافی نمی باشد به طوریکه اگر این عامل وجود نداشت آنگاه تصادف اتفاق نمی افتاد.
جائیکه مشاهدات در محل و انجام تغییرات مجدد را ممکن میسازد
۷-جائیکه مشاهدات ثبت شده در محل را به محل دیگر اختصاص می دهند و انجام هر نوع تغییرات لازم از تحلیل های قبلی را ممکن می سازد.
جدول ۲-۱۰ روند انجام تحلیل مرحله ای تصادفات(تن زاده، ۴۱۵) – ضریب همسنگ معادل یک در تصادفات خسارتی ([۵۷]PDO) – ضریب همسنگ معادل ۵/۳ در تصادفات جرحی محدود – ضریب همسنگ معادل ۵/۹ در تصادفات جرحی شدید و یا فوتی لازم به ذکر است که تصادف جرحی شدید شامل تصادفی است که سبب مجروح شدن حداقل یک نفر در محل حادثه شود به طوری که نیاز به بستری شدن در بیمارستان داشته باشد ولی کسی فوت نکرده باشد و تصادف جرحی سبک نیز به تصادفی اطلاق می شود که در اثر آن حداقل یک نفر زخمی شود و همه مجروحین به صورت سرپایی معالجه شوند. (همان منبع، ۴۱۲) ۲- شاخص تراکم تصادف[۵۸] یا تکرار تصادفات.این شاخص می تواند یک قسمت یا بخشی از راه (شامل قطعات تقسیم شده ،link و تقاطع های احتمالی بین آنها node) را که تعداد تکرار تصادف درآن به صورت غیر عادی نسبت به یک تراکم مبنا بیشتر است را مشخص نماید. به طور مثال یک قطعه از راه با تراکم ۳ تصادف بر کیلومتر درسال در مقایسه با حالت تراکم مبنای ۱ تصادف بر کیلومتر می تواند به عنوان یک قطعه خطرناک غیر عادی تعریف شود. این شاخص برای استفاده در روش “منطقه سیاه[۵۹]” نیز کاربرد دارد که بیانگر تراکم تصادفات غیر عادی از طریق ترکیب با فاکتور شدت می باشد. در فرانسه شرط آن که یک ناحیه به عنوان یک منطقه سیاه تعریف شود آن است که بیشتر از ۱۰تصادف خطرناک طی ۵ سال در کل مسیری با حداکثر طول مسافت ۸۵۰ متر اتفاق افتد. ۳- شاخص نرخ تصادف[۶۰] تأثیر حجم ترافیک.این شاخص می تواند یک راه یا بخشی از راه که تعداد تکرار تصادف در آن به صورت غیر عادی نسبت به ترافیک عبوری بیشتر است را مشخص نماید.نرخ تصادف نتیجه یک مقدار تراکمی است که با سطح سرویس ترافیک ارتباط داشته و بیانگر خطر در معرض جریان ترافیک قرار گرفتن وسیله نقلیه می باشد. بنابر این خواهیم داشت: Acc.r= که در این رابطه N تعداد تصادفات وL طول قطعه راه و AADT ترافیک متوسط روزانه در طول یکسال می باشد.به عبارتی در راه های برون شهری نرخ تصادفات به صورت تعداد تصادف ثبت شده به ازای هر ۱۰۰میلیون وسیله – کیلومتر تعریف می شود(همان منبع، ۴۱۳) ۲-۱۱-۶ فرایند تحلیل بهبود ایمنی راه به طور کلی مطابق جدول۲-۱۱ مهمترین وظایف لازم جهت افزایش و بهبود ایمنی راه شامل چهار قسمت می باشند که به ترتیب عبارتند از: – اطلاع و آگاهی از عوامل اصلی ایجاد تصادفات با توجه به مشاهدات عینی و ذهنی از سیستم های کنترلی ، نظارتی و نیز اطلاعات آماری تصادفات. – تحلیل ایمنی راه با توجه به شناسایی نقاط حادثه خیز از طریق آمار و نیز بازرسی میدانی و سپس رتبه بندی این نقاط.آنگاه انواع مشکلات ایمنی موجود در آنها تحلیل و مشخص می شود. همانطور که قبلا اشاره شد بر اساس دو نوع اطلاعات آماری (کمی) و مشاهداتی (کیفی) روش مبتنی بر خصوصیات فیزیکی و شرایط بهره برداری از راه (روش کیفی) لازمه انجام بازرسی ایمنی راه[۶۱] بود و به عنوان یک اقدام پیشگیری میباشد. این در حالی است که روش مبتنی بر اطلاعات آماری تصادفات (روش کمی) را مدیریت نقاط پر تصادف (منطقه سیاه) می نامند که به عنوان یک اقدام واکنشی می باشد. – برنامه ریزی جهت انجام اقدامات بهسازی راه ارزیابی ایمنی راه (مدیریت ریسک[۶۲]) که از طریق ارزیابی پیش بینی شده و ارزیابی واقعی انجام می شود.به عبارت دیگر این منطقه که بر اساس مطالعه قبل و بعد از انجام اقدامات بهسازی صورت میگیرد شامل ارزیابی از طریق روشهای مشاهداتی-رفتاری، ارزیابی مبتنی بر آمار تصادفات و همچنین ارزیابی اقتصادی می باشد. (همان منبع، ۴۱۳)
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۷-۳-۱۳-۱٫انواع داستان ها……………………………………………………………………………………..۱۹۲ ۷-۳-۱۴٫داستان های نیمه تمام…………………………………………………………………………………۱۹۶ فصل هشتم:بحث و نتیجه گیری ۸-۱٫ مقدمه………………………………………………………………………………………………………….۱۹۸ ۸-۲٫ نتیجه گیری و بحث……………………………………………………………………………………….۱۹۸ ۸-۳٫پیشنهادهای تحقیق………………………………………………………………………………………….۲۰۷ ۸-۴٫توصیه های تحقیق………………………………………………………………………………………….۲۰۷ ۸-۵٫محدودیت ها………………………………………………………………………………………………..۲۱۰ منابع و ماخذ -منابع فارسی………………………………………………………………………………………………………۲۱۲ -منابع انگلیسی……………………………………………………………………………………………………۲۲۳ -منابع الکترونیکی……………………………………………………………………………………………….۲۲۴ فصل اول طرح تحقیق ۱-۱٫مقدمه: یکی از مباحث عمده و اساسی در تعلیم و تربیت هر جامعه توجه به موضوع مهم و تعالی بخش ارزش ها میباشد. مسئله ارزش ها یکی از مهمترین سوالات عصر ماست، همه به دنبال یافتن ارزش های واقعی هستند. ارزش هایی که انسانها بتوانند با بهره گرفتن از تبلور آنها در وجود خود، راه سعادت و کمال را یافته و به سر منزل مقصود برسند . ارزش ها اموری مطلوب و ارزندهاند و آدمی را بدان ها نیاز است؛ زیرا گذران زندگی بدون وجود ارزش هایی چون انسانیت، آزادی، وفا، همکاری، همدلی و…. میسر نیست. ارزش ها سبب ایجاد انگیزه درونی در افراد، برای انجام فعالیتها و وظایف و در نتیجه ایجاد حرکت، تحول و دگرگونی در آنها میشوند.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
سعادت، عظمت و همین طور ذلت و انحطاط افراد تا حدود زیادی به ذهنیات و تصوراتی بستگی داردکه به طورآگاهانه و نا آگاهانه در ضمیر آنها نقش گرفتهاند. کنشها و رفتارهای انسان، ریشه در اندیشه و منش او دارند و ارزش ها و ارزشگرایی انسان نقش تعیین کنندهای در مواضع و کنشها و رفتار وی دارند. یکی از مسائلی که ذهن انسان را همیشه به خود مشغول میدارد تشخیص و تعیین ضوابطی است که به کمک آنها بتوان خوب را از بد، رفتار اخلاقی را از غیر اخلاقی و رفتار انسانی را از ضد انسانی، متمایز ساخت. کیفیت زندگی ما و چگونگی رفتار و مناسبات و روابطی که با دیگر مردم داریم ،مستقیما متاثر از نظام ارزش ها و اصول اخلاقی است که بدان پایبندیم . امور ارزشی مانند امور طبیعی و اجتماعی در زندگی آدمی نفوذ دارند. نقش ارزش ها و واقعیت آنها را در روابط افراد نمیتوان مورد انکار قرار داد. هدف بسیاری از ادیان و سازمانهای بین المللی تحکیم مبانی اخلاقی و ارزش های انسانی است. آدمی هرگاه از ارزش ها به عنوان معیاری استفاده میکند، تمام کارکردها، رفتارها، سخنان خود و دیگران را مستلزم انتخاب ارزش ها و ترجیح دادن امری به امردیگر میداند. همه مسائل زندگی ما ازدواج، شغل،تحصیل و مناسبتهای فکری تحت تاثیر ارزش هاست. ارزش ها به زندگی ما رنگ میدهند وباعث داوری و قضاوت ما درباره یک امر یا مسئلهای میشوند (مرادی، ۱۳۷۸، :۲۷). ارزش ها به این دلیل مهم و اساسی هستندکه تصمیمها و رفتارهای ما را جهتدهی میکنند. ارزش های هرکسی همان چیزهایی هستند که برای آنها ارزش قائل است. ارزش ها تعیین میکنند که شما چه کسی هستید و رفتارهای شما چگونه است. ارزش های همه مردم مهم و معنی دار هستند . به خاطر داشته باشیم که افراد مختلف دارای ارزش های متفاوتی هستند. فروید در تحلیل روانشناسی خود، ارزش ها را در نتیجه روابط متقابل بچه با محیط میداند. شناخت گرایان مانند پیاژه وکلبرگ، ارزش ها را به عنوان فرایند تفکر که از عملکرد هوش، قضاوت، استدلال و تصمیم گیری نشات میگیرند در نظر گرفتهاند. نظریه پردازان یادگیری معتقدند که ارزش ها مانند اعمال، رفتار و پاسخهای مطلوبی هستندکه رشد آنها از طریق تقویت، تشویق، تنبیه، تهدید والگوپذیری یا تقلید صورت می گیرد (شاکلا[۱]، ۱۲:۲۰۰۴) . دنیا و نعمتهای آن امانتی هستند که برای مدتی در اختیار ما هستند و سپس آنها را به فرزندان خود به ودیعه میسپاریم. همانقدرکه باید این نکته را در حفظ محیط زیست رعایت کنیم به همان اندازه هم باید در ارتباط با تربیت و انتقال ارزش ها به فرزندان خود، آنها را در نظر بگیریم(مریجی ،۱۳۸۷ :۱۵). همه ی ما به طور خود آگاه و یا ناخودآگاه ،و از طریق منابع مختلفی (منابعی که حتی گاهی به نمی توان به صحت آن ها اطمینان داشت)چیز هایی به نام ارزش ها را فرا می گیریم و بدین گونه نظام ارزشی ما شکل می گیرد .آموزش دقیق و حساب شده ارزش ها از این جهت حائز اهمیت است که بتواند با توجه به نظام ارزشی شکل گرفته در فرد به بازسازی واصلاح امور فراگرفته شده ی فرد کمک کند و یا این که وی را در فراگیری ارزش های جدید و تحکیم و تقویت آنها رهنمون شود. این تکلیفی بس دشوار است؛ اما برای سربلند شدن درآن بایستی برنامههای منسجمی را جهت آموزش ارزش ها منطبق با مبانی رشد کودکان برای آنها پیاده کنیم و این خود مستلزم برنامه- ریزی صحیح و اجرای روشهای تدریس دقیق، حساب شده، مناسب و مفید میباشد. ۱-۲٫بیان مسئله: سعادت و سلامت جامعه در گرو تحقق انسانیت واقعی،وانسانیت واقعی در گرو شناخت و عمل به ارزش های اصیل انسانی به ویـژه ارزش های دینی و اخلاقیست. جایگاه رفیع «ارزش ها» در زندگی بشر، با همهی تفاوتها و تضادهایی که در نمودها و تظاهرات فرهنگها دیده میشود، نکته قابل توجهی است که هم در بقاء و دوام جوامع و هم در رشد و ارتقاء آنها نقش اساسی ایفاء میکند. بدون شناسایی و پیروی از ارزش ها و یا در صورت تصور نادرستِ ضد ارزش ها به جای ارزش ها، ما همیشه در معرض تصمیمات نادرست و اشتباهات آسیب پذیر خواهیم بود. همزمان با رشد کودکان آنها همواره در معرض ارزش های افراد دیگر در مدرسه، محل بازی و یا سایر فعالیتهای اجتماعی قرار میگیرند و ممکن است آنها در میان این ارزش ها دچـار سردرگمی گـردند ؛ لذا لازم است که ارزش هـای درست و علت آن بـرای کودکان تشـریح شود وچگونگی باز شناسی ارزش ها از ضد ارزش ها به آنها آموزش داده شود تا همزمان با رشد جسمانی، رشد ارزش ها نیزصورت گیرد. ارزش ها همـان اعتبـاراتی هستند که انسان ها بـه نوعی در مقام عمل به آن ها ملتزم و پای بند هستند و به مفاد آن ها یا بر اساس آن ها عمل یا رفتار می کنندواین اعتبارات تنها در ارتباط با مفاهیم حقیقی و با تکیه بر آن ها قابل طرح خواهند بود و در غیر این صورت از خود وجود منحاز و مستقلی ندارند.ارزش ها به گونه های مختلف و متفاوتی ممکن است دارای اعتبار گردند.واژگان و اصطلاحاتی نظیر«باید و نباید»،«حسن و قبح(خوبی و بدی-زشتی و زیبایی)»،«درست و نادرست »،«وظیفه ،تکلیف و مسئولیت»همه از ادوات بیان ارزش ها هستندو در زمینه های مختلف ارزشیابی مورد استفاده قرار می گیرند ( رهنمایی۱۳۸۳: ۵۰-۴۹) . مرادی (۱۳۸۷ :۷)چنین بیان می دارد که تمامی افراد جامعه در وصف ارزش ها سخن بسیار می گویند و در بیان فواید آنها از یکدیگر سبقت میگیرند؛ اما آیا این ارزش ها در افراد تبلور نیز مییابد؟ به راستی این ارزش ها در عمل افراد تا چه حد هویدا و آشکار می شوند؟ در این جا سخن گهربار حضرت علی (ع) چه خوب مصداق می یابد که ” فا الحق اوسع الاشیاء و فی التواصف و واضیقها فی التناصف” (میدان) حق هنگام توصیف و بیان از هر چیزی وسیع تر است و هنگام انصاف از هر چیزی تنگ تر است. از آنجایی که رفتار انسان تابع ارزش های اوست و روند رشد ارزش ها ازکودکی تا بزرگسالی ادامه دارد؛ لذا لازم است که ارزش ها از ابتدا به طور صحیح در نهادکودکان بنیان نهاده شود .در بزرگسالی نیز تغییرات ارزشی در جهت کسب ارزش های مطلوب و نابودی ارزش های نامطلوب، میتواند به عنوان پیش شرط لازم جهت آموزش ارزش ها تصور شود (شاکلا[۲]، ۱۱:۲۰۰۴) . ارزش هایکی از زیـر ساخـتهای مهم تربیت به شمار میآیند. ارزش ها به هـر بخـشی از زندگی فرد معنی میبخشند. همزمان با رشد کودکان آنها همواره در معـرض ارزش های افراد دیـگر، در مدرسه، محل بازی و یا سایر فعالیتهای اجتماعی قرار میگیرند و ممکن است آنها در میـان این ارزش ها دچار سردرگمی گردند؛ لذا لازم است که ارزش های درست و علت آن برای کودکان تشریح شود و چگونگی باز شناسی ارزش ها ازضد ارزش ها به آنها آموزش داده شود تا همزمان با رشـد جسمـانی، رشـد ارزش ها نیز صورت گیـرد.در این راستـا ودرجـهت تحکیـم ارزش هادر نهاد افـراد شایسته است که بعـد شنـاختـی افـراد در زمیـنـه ی ضـرورت ارزش هـا پــرورش یـابـد وسپـس زمینـه ی تمـرین،تقـویت،تحکیـم وتثبیـت ارزش هادر فضـاهای منـاسب وتحـت آمـوزشِ مناسب فراهم شود. بنیان هر جامعه، خانواده، نهاد، فرهنگ و اجتماع به ارزش های حاکم بر آنها بستگی داردو عدم آگاهی دقیق و حساب شده از ارزش های والای انسانی و انحراف از حوزه ارزش های برتر به سمت ضد ارزش ها، میتواند باعث انحطاط کامل آنها گردد. بسیاری ازتنشها و شکستها و حتی فروپاشی اخلاق و معنویت ریشه در فرو پاشی ارزشهاداردو بسیاری از شکافها و اختلافات میان خانوادهها، جوامع و مذاهب حاکی از همین امر است. با توجه به مسائل عنوان شده و باتوجه به دامنه ی وسیع تبلیغ ضد ارزش ها از سوی دشمنان، نقش آموزش ارزش ها به مراتب حیاتیتر جلوه میکند. بابایی(۱۳۷۲) چنین بیان میدارد که، بایستی دقت کرد همان اندازه که توجه به خود ارزش ها مهم است، التفات به شیوه اجرایی و تکنیکهای کاربردی آنها هم بسیار مهم است و چنانچه با بصیرت و آگاهی و با روش خوب – یعنی با دانش ،بینش و توانایی مناسب – انجام نگیرد نه تنها نتایج مفید حاصل نخواهد شد؛ بلکه ممکن است از جهات مختلف بازدهی منفی داشته باشد وتاثیر نامطلوب را برجای گذارد و در این صورت نه تنها مشکلی حل ،و گرهی گشوده نمی شود؛ بلکه نتیجه بسیار بدی به بار میآورد و منجر به بی اعتباری در یک امر بسیار مهم یعنی ارزش های انسانی می شود و این همان عامل انحراف و انحطاط جوامع است. ونکاتایاه[۳]( ۲۰۰۷ : ۳۷-۳۶)معتقد است که آموزش تنها شامل بیان علوم موجود در کتابهای درسی یا آماده کردن بچهها برای یک حرفه نیست؛اگرچه این ها هم، اهداف مهمی هستند. اگر واقعا هدف یک سیستم آموزش ساخت زندگی شاد و صلح آمیز برای انسان باشد، بایستی توجه و دقت خاص و تمرکز دائمی بر روی افکار، احساسات، طرز فکرها، اعمال و سرانجام ارزش ها در زندگی انسان داشته باشد. سیستم آموزشی با وجود تمام پیچیدگیها و ریزه کاریهایی که داردتازمانیکه از ارزش های زندگی انسانی غفلت کند یا اهمیت شایستهای به آنها ندهد، ناقص است و مشکلات و رنجهای بشر علیرغم انفجار فوقالعاده علم برای همیشه افزایش خواهد یافت . علوی (۳۹:۱۳۸۶ ) چنین بیان میکنند که آموزش به معنای انتقال معلومات و مهارتها به دیگران است، به طوری که این معلومات و مهارتها به کار آیند و موجب تحول و دگرگونی در رفتار شوند. روشن است که این نوع آموزش، زمانی صورت میپذیرد که تمامی عوامل اجرایی و محیطی با هم و به طور هماهنگ عمل کنند و آموزش ما به وسیله یک برنامهریزی دقیق و حساب شده حمایت شود. به گفته ی فیوضات (۱۶:۱۳۸۸ ) چندین مفهوم بایددر کلمهی برنامهریزی مستتر باشد که عبارتند از ۱- جریان و مداومت ۲- ارشاد و هدایت ۳- دورنگری و هدف گیری. دراین راستا می توان گفت که تنها با وجود چنین برنامهریزی امید آن می رود که آموزش ارزش ها نتایج دلخواه و مناسبی را عاید ما گرداند. بررسی پیشینه تحقیقات در این مورد،حاکی ازفقدان تحقیقات انجام شده درحیطه ی آموزش ارزش هاو ارائه راه کارهای مناسب در این زمینه است و به خوبی نمایانگر لزوم، برنامه ریزی در جهت به کارگیری روشهای تدریس مناسب وکار آمد درحیطه آموزش ارزش هاست. بِیلی(۲۰۰۴: ۱۲)معتقد است که یک راه برای مفهوم سازی موضوعات این است که توجه داشته باشیم، آموزش ارزش ها مانندپیازدارای لایه های مختلفی است.لایه بیرونی ترشامل تأثیرات خارجی است، مسائلی نظیر هنجارهای فرهنگی، سیاست های دولتی، نوع مدارس،ارزش های والدین و سایر اطرافیان. لایه دوم براساس مدیریت و رویه های مرسوم مدارس است و لایه سوم شامل تأثیرات ورای برنامه آموزشی می باشد، انتخاب ارزش های موجود در برنامه های آموزشی مختلف و همچنین نحوه ای که این ارزش ها باید در برنامه های آموزشی آموخته شوند و لایه نهایی شامل درس های ارزشی است که براساس چیستی و چگونگی محتوای آموزشی می باشد. از آنجایی که رشد ارزش ها تحت تاثیر شبکه پیچیدهای از عوامل محیطی، خانه، گروههای همتا، اجتماع، رسانههای گروهی و آداب و رسوم قومی که در جامعه شایع هستند قرار میگیرد،ارتقاء آگاهی افراد نسبت به ارزش ها، افزایش قدرت تشخیص آنها نسبت به ضد ارزش ها، تقویت و نهادینه کردن ارزش ها،و انتقال ارزش ها وآموزش آنها علاوه بر اینکه از اهم وظایف وکارکردهای آموزش و پرورش است، یاری و همکاری سایر نهادها را نیز میطلبد و این امر بایستی با یک برنامه ریزی دقیق و حساب شده در راس مسائل تربیتی کشور قرار گیرند و ضروری است که اهداف و فعالیتهای این نیروها و نهادها باید باهم هماهنگ شوند وصاحب نظران مسائل تربیتی با دیدی وسیع و تلاشی مضاعف در پی پاسخگویی به این نیاز برآیند تا نتیجه خوبی عاید همگان و به ویژه نسل جوان و آینده ساز کشورگردد. با توجه به دامنه وسیع کارکرد و اهمیت زیاد مبحث ارزش ها، و با توجه به فقدان روش هایی مناسب جهت آموزش ارزش ها ، محقق در این تحقیق بر آن خواهد شد تا از زاویه نگاه صاحب نظران بر نکاتی انگشت گذاردکه برای متولیان و دستاندرکاران مسائل فرهنگی وتربیتی قابل تأمل باشد. در این راستاست که وظیفه به بار نشسته برای محقق در جهت اصلاح نابسامانیهای یاد شده، بازآفرینی و احیا ی ارزش ها و زمینه سازی جهت شکوفایی و درونی کردن ارزش ها از طریق ارائه روشهای تدریس مناسب و کارآمد و بیان نکات مرتبط با آن در جهت آموزش ارزش ها به انجام خواهد رسید. در این جا نکته قابل توجه این که آموزش ارزش ها فقط منوط به ارائه روش های آموزش مناسب نیست ؛بلکه به جد می توان بیان کرد که یک آموزش زمانی می تواند موفقیت آمیز باشد که زمام کار به یک مربی وآموزش دهنده کاردان و ماهروآراسته به ویژگی های خاص سپرده شود ،متربیان وآموزش گیرندگان از ویژگی های خاصی بر خوردار باشد،از محتواهای غنی ومناسب استفاده شود و در پایان،جریان آموزش با یک ارزشیابی مناسب و درست ارزیابی شودو در یک معنای کلی می توان گفت که آموزش کامل و مناسب ارزش ها تابع یک چارچوب نظامندوهدفدار است که استحکام این چارچوب منوط به رعایت نکات فوق الذکر می باشدو این تحقیق بر آن است تا- برای ارائه یک آموزش مناسب و کامل-نکات مرتبط با آموزش دهنده،آموزش گیرنده ،محتواهای درسی و ارزشیابی را به شیوه ای مبسوط بیان نمایدو تا حد ممکن فاصله میان تئوری و عمل را حذف کرده و تحقق ارزش های والای انسانی را نه به صورت شعارگونه، بلکه به صورت عملی ممکن سازد. تعقیب نتایج حاصل میتواندگامی در جهت رشد و کمال نسل نوخواسته مزین به ارزش های والای دینی و اخلاقی باشد. نظر به اهمیت ارزش های دینی و اخلاقی و نظر به این که این ارزش ها به عنوان خط مشی و پایه واساس سایـرارزش ها محسوب می شوند ،محقق در این تحقیق تاکید اصلی را روی این ارزش ها و به ویژه ارزش های والای اسلامی گذاشته است. ۱-۳٫هدف های تحقیق: ۱٫شناسایی نکات مرتبط با آموزش دهنده در آموزش ارزش های دینی و اخلاقی ۲٫شناسایی نکات مرتبط با آموزش گیرنده در آموزش ارزش های دینی و اخلاقی ۳٫شناساسایی نکات مرتبط با محتوای درسی در آموزش ارزش های دینی و اخلاقی ۴٫شناسایی نکات مرتبط با روشها و فنون تدریس در آموزش ارزش های دینی و اخلاقی ۵٫شناسایی نکات مرتبط با ارزشیابی در آموزش ارزش های دینی و اخلاقی ۱-۴٫اهمیت و ضرورت انجام تحقیق: پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی نـوک پیکان حمله دشمنان به بـاورها، آراء اعتقـادی و فکری معـطـوف گردیده است و پـس از خـاموش شـدن شعله جنگ تحمیلی، زیـاده خـواهـان و منحرفان با قلمهای زهرآلود که با خامه غرب و غربزدگی سیراب شده به جنگ ارزش های الهی رفته و به تحقیر و تضعیف آنها پرداخته و در صددند جامعه را با پیدایش رفتارهای تبه کارانه آلوده نمایند (مریجی۱۳۸۴: ۲۴) . با توجه به این که درجامعه امروزی هر روز شاهد تبلیغ هر چه بیشتر ضد ارزش ها هستیم و نسل جوان ما در معرض خطر فراگیری این ضد ارزش ها هستند، نقش آموزش ارزش ها و بارز نمودن اهمیت آنها به مراتب مهم تر وحیاتیتر به نظر میرسد .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
دادن به تماس اجتماعی نیز یافت. کودکان متعلق به جوامع آمریکایی اروپاییتبار بهگونهای اجتماعی میشوند که رفتارشان توأم با استقلال عمل، خودرهنمونکننده[۹۹] و جسورانه۲ باشد. افزونبر این، در فرهنگهای فردنگر غربی افراد اغلب تشویق میشوند که رغبتهای خود را دنبال کنند و خودشان در مورد ایجاد روابط اجتماعی تصمیم بگیرند. از کودکان انتظار میرود که استقلال عمل و آزادی شخصی را طیّ تعاملهایشان با همسالان حفظ کنند و به این کار تشویق هم میشوند (لارسون، ۱۹۹۹؛ تریاندیس، ۱۹۹۵). به علاوه، تعاملات با همسالان به منزله یک بافت اجتماعی برای پیشرفت صلاحیتهای فردی، بسیار مهم تلقی میشوند. در بسیاری از جوامع گروهمحور آسیایی و آمریکایی لاتینی تبار، مشخصه تعاملات با همسالان، فعالیتهای پیوندجوتر و توأم با همکاری و خودمهاری بیشتر است. به عنوان یک هدف اجتماعیشدن، کودکان تشویق میشوند که مهارتها و رفتارهایی را که برای همکاری بین شخصی و کنشوری گروهی مناسباند، یاد بگیرند (چان، ۲۰۰۰؛ گرینفیلد۳و یوزوکی۴، ۱۹۹۸). در نتیجه، کودکان در این جوامع استقلال عمل و رقابتجویی نسبتاً کمتر و حساسیت و پذیرش متقابل بیشتر را در تعاملات اجتماعی نشان میدهند.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
ممکن است ارزشهای فرهنگی در ویژگیهای ساختاری و کنشی دوستی و روابط گروهی انعکاس یابد. فرنچ و دیگران (زیر چاپ) به این نتیجه دست یافتند که نوجوانان کرهای در مقایسه با همتایان اندونزیایی و آمریکاییشان تمایل دارند که شبکههای دوستی انحصاری کوچکتری تشکیل دهند. تفاوتهای بین فرهنگی در مورد نقشهای کنشیای که دوستیهای کودکان و شبکههای گروه همسال متحقق میسازند، در چندین مطالعه گزارش شده است (برای مثال، چان و دیگران، ۲۰۰۴). برای مثال، در فرهنگهای غربی، ارتقاء حرمت خود بین دوستان اهمیت دارد اما این امر در میان کودکان چینی و اندونزیایی بهطور خاص برجسته نیست. بر همین منوال، در حالی که در فرهنگهای غربی به پیوندجویی گروهی به منزله برآوردکننده نیازهای روانشناختی فردی همچون تحول هویت خود و ارتقای احساس خودارزشمندی نگریسته میشود (برای مثال، روبین، بوکوفسکی۵ و پارکر، ۱۹۹۸؛ سالیوان، ۱۹۵۳)، در برخی فرهنگهای آسیایی بر رشد رفتار توأم با همکاری و اطاعت از دیگران و نه متمایز بودن به عنوان فرد، تأکید بیشتری وجود دارد (چان و دیگران، ۲۰۰۴). بر این اساس، دوستیها و گروههای”خوب”آنهایی هستند که اهداف و هنجارهای از نظر اجتماعی ارزشمند را ترغیب میکنند و روابط”بد”آنهایی هستند که رفتارهای انحرافی و غیرمسئولانه را تقویت و تسهیل میکنند. از نظر اسمارت[۱۰۰](۱۹۹۹) دوستیها در فرهنگهای آسیایی، دست کم در فرهنگ چینی، ابزاری[۱۰۱]و نه هیجانی هستند. این استدلال اخیراً از سوی چان و همکاران (۲۰۰۴) مورد چالش قرار گرفته است. چان و همکاران (۲۰۰۴) در مطالعات بین فرهنگی خود به این نتیجه دست یافتند که گرچه ممکن است کودکان چینی بیشتر از کودکان کانادایی به ارزش ابزاری دوستیهایشان اهمیت بدهند، هم کودکان چینی و هم کانادایی گزارش میدهند که همنشینی و خودافشاگری صمیمانه در دوستیهایشان از کمک ابزاری، مهمتر است. در نهایت، در سطح پذیرش کلی همسالان، ارزشهای فرهنگی، در تعیین استانداردهای پذیرش و طرد کودکان واجد نیمرخهای متفاوت اجتماعی و غیر اجتماعی، نقش عمدهای بازی میکنند. فرهنگ از طریق تدارک یک چهارچوب داوری برای ارزشیابی اجتماعی رفتارها، رفتارهای مناسب و نامناسب را تعریف میکند (بورنشتاین[۱۰۲]، ۱۹۹۵؛ چان، ۲۰۰۰ ؛ کلاینمن[۱۰۳]، ۱۹۸۸). ارزشیابی اجتماعی بهنوبهخود بر اینکه در تعاملهای اجتماعی کودکان چگونه رفتارهای یکدیگر را تفسیر میکنند و به یکدیگر واکنش نشان میدهند، تأثیر میگذارد و در نهایت تعیین میکند که آیا کودک از سوی همسالان پذیرفته میشود یا نمیشود. ۶ـ۲ـ۳ـ۲ تأثیر همسال بر هویت از زمان اثر بنیادی هال (۱۹۰۴، نقل از براون، ۲۰۰۴) در یک قرن پیش، روابط با همسال یکی از ویژگیهای اصلی نوجوانان تلقّی شده است. از سالهای اولیه تاکنون، پژوهشگران در مورد اثرهای همسال بر نوجوان تردید دو سویه دارند. آیا همسالان بافت اجتماعی حمایتگری را برای پرورش هویت تشکیل میدهند و به جامعهپذیری نوجوان کمک میکنند یا عرصهای برای فعالیت بزهکارانه را بهوجود میآورند؟ با ورود کودک به دوره نوجوانی، زمان فزایندهای از زندگی نوجوان در بیرون از خانه و در تعامل با دیگران از جمله همسالان صرف میشود (هال و براسارد، ۲۰۰۸). جاف (۱۹۹۸) بر این باور است که تأثیر همسالان عمدتاً مثبت است. صرف وقت در بیرون از محیط خانواده به نوجوان این امکان را میدهد که دنیای روابط غیر خانوادگی را کشف کند و در جامعه بزرگتر احساس راحتی کند و”مفهوم خود”او توسعه یابد. همسالان در ارتقای تحوّل بهنجار رواناجتماعی نقش بازی میکنند. برای مثال، در حوزه هویت، همسالان انواع الگوها و پسخوراندی را که نوجوانان نمیتوانند از بزرگسالان به دست آورند، فراهم میکنند. در بافت همسال، نوجوانان میتوانند نقشهای مختلف و شخصیتهای متفاوت را امتحان کنند، با هویت ـ های متفاوت با سهولتی بیشتر از بافت خانواده، به آزمایشگری بپردازند و در آن، برای اکتشاف موقعیتها، بازخوردها و رفتارهای جدید، احساس راحتی بیشتری کنند (براون،۲۰۰۴ ؛ گلداشتاین و دیگران، ۲۰۰۵ ؛ ایکرز و دیگران، ۱۹۹۸). شکلگیری هویت به عوامل شخصی و بافتهایی که افراد در آن عمل میکنند، بستگی دارد. همانطور که پیشتر بیان شد، اریکسون در نظریه خود در باب هویت، عوامل بافتی را از مؤلفههای جدانشدنی شکلگیری هویت میداند. از نظر گروتوانت (۱۹۸۷، نقل از پوردی و دیگران، ۲۰۰۰) گروه همسال یکی از حیطههای بافتی است که بر هویت تأثیر دارد. وی بر این عقیده است که همسالان اجازه میدهند که نوجوانان، خود را منعکس شده ببینند و تصمیم بگیرند که تصویر فرافکنی شده خود را رد یا قبول کنند. پیشینه پژوهشی در باب روابط با همسال در دوره نوجوانی به لحاظ مفهومی واضح نیست، علّت این امر تا حدودی این است که این اصطلاح بهگونههای متفاوتی بهکار برده شده است. براون (۱۹۹۰، نقل از رایان، ۲۰۰۱) اشاره میکند که اصطلاح گروه همسال به هر چیزی، از تعاملات با بهترین دوستان تا پیوند با کل گروه سنی، اطلاق شده است. پارکر و گوتمن[۱۰۴](۱۹۸۹،نقل از جاف، ۱۹۹۸) دوستی را به فرایند تشکل هویت مربوط میکنند. آنها بر این باورند که نوجوانان بیشتر از کودکان خردسال میتوانند با تجربههای روزانه دوستانشان همانندسازی کنند. گفتگوهای دوستان که شامل خودافشاگری متقابل است، دامنهای گسترده از هیجانات و دیدگاهها را فرا ـ میخواند که به نوجوان کمک میکنند خود را در یک بافت رابطه ببینند. این بینش که من به عنوان یک شخص”کیستم” تا حدودی بهوسیله روابطم با اعضای خانواده، دوستان، معلمان و دیگران تعریف میشود. پژوهشها نشان دادهاند که ترکیب شبکه اجتماعی با سن تغییر میکند؛ یعنی، کودکان در حدود ۱۰ سالگی حمایت بیشتری را از اعضای خانواده دریافت میکنند؛ در صورتی که نوجوانان حمایت بیشتری را از سوی دوستان خود گزارش میکنند (لویت[۱۰۵]و دیگران، ۱۹۹۳، نقل از کلاروسی و اکلز، ۲۰۰۰). بهطور کلی مطالعات به این نتیجه دست یافتهاند که دختران مقدار بیشتر حمایت همسالان و رضایت بیشتری از آن را گزارش میدهند تا پسران اما این تفاوت، بهندرت در مورد حمایت از سوی اعضای خانواده یافت میشود. بیشتر مطالعات مربوط به تفاوتهای جنسی در حمایت، از آزمودنیهای بزرگسال استفاده کردهاند که این امر مبیّن نیاز به مطالعههای بیشتر در مورد تفاوتهای جنسی در حمایت همسال در نوجوانان است (موران و دوبوئا، ۲۰۰۲). مس و دکوویک (۱۹۹۵) در تحقیقی با عنوان تحول هویت، حمایت والدین و همسال در نوجوانی : نتایج زمینهیابی ملی آلمان، تحول و ساختار هویت در خلال نوجوانی و تأثیر والدین و همسالان بر تحول هویت را بررسی کردند. نمونه این پژوهش از ۲۶۹۹ افراد ۱۲ تا ۲۴ سال تشکیل شده بود (۱۲۴۹ مرد و ۱۴۵۰ زن). ۵۸۳ نفر از نوجوانان در سنین ۱۲ـ۱۴ سال (اوایل نوجوانی) بهسر میبردند. این پژوهشگران مقیاس تحوّل هویت اوترخت ـ خرونینگن[۱۰۶]را برای اندازهگیری هویت بهکار گرفتند. آنها به این نتیجه دست یافتند که هویت که با اندازههایی از اکتشاف و تعهد سنجیده میشود، در حوزههای روابط، مدرسه و شغل، بسیار تحت تأثیر حمایت همسال است و حمایت والدین فقط تأثیر مثبت افزایشی دارد. استاینبرگ (۲۰۰۱) مطرح میسازد که همسالان تأثیر والدین را بهتدریج تضعیف میکنند. وی بر این عقیده است که همسالان، رابطه بین روابط والدین و تحول هویت را واسطهگری میکنند اما مس و دیگران (۲۰۰۲) در نمونهای از ۱۴۸ نوجوان با میانگین سنی ۱۵ سال (۷۶ پسر و ۷۲ دختر) شواهد تجربی کمی برای این امر یافتهاند. آنها در عوض به این نتیجه دست یافتند که دلبستگی والدین و دلبستگی همسال با حیطههای متفاوت هویت مرتبط است؛ یعنی، دلبستگی والدین با تعهد به مدرسه و دلبستگی همسال با تعهد و اکتشاف رابطهای ارتباط دارد. هامر و بروخ (۱۹۹۴، نقل از هال و براسارد، ۲۰۰۸) نشان دادند که شبکه حمایتگر همسالان، در دانشجویان پیشرفت هویت را ارتقا میبخشد و از هویت بازداشته جلوگیری میکند. ریس و یانیس (۲۰۰۴) در نمونهای ۲۹۴ نفری از نوجوانان دبیرستانی از دو مدرسه خصوصی به بررسی تغییرات هویت و رابطه مسیرهای تحولی هویت و ارتباط با دوستان در فاصله زمانی سه سال پرداختند. آنها به این نتیجه دست یافتند که سردرگمی هویت با مشکلات مستمر ارتباطی با دوستان مرتبط است. تعارض مستمر با دوستان (مبیّن یک محیط همسال غیر حمایتگر) با سردرگمی هویت ارتباط داشت. در این پژوهش، هویت با زیرمقیاس هویت روزنتال و دیگران (۱۹۸۱) اندازهگیری شد. آنها گزارش کردند که یافتههایشان از تأثیر عوامل بافتی بر تحول هویت حمایت میکند. به منظور بررسی نقش حمایت همسال به عنوان پیشبینیکننده پایگاه هویت در نمونهای از دانشآموزان پایه هشتم، هال و براسارد (۲۰۰۸) به این نتیجه دست یافتند که حمایت همسال، پیشرفت بیشتر هویت را در آمریکاییهای آفریقاییتبار و سفیدپوستان پیشبینی میکند. نصرتی و دیگران (۱۳۸۵) رابطه تحولی پایگاههای هویتی با میزان دلبستگی ایمن نوجوانان پسر سنین ۱۴، ۱۶ و ۱۸ سال به همسالان و والدین را مورد بررسی قرار دادند. در این تحقیق، ۳۱۲ نفر نوجوان در پایههای سوم راهنمایی، دوم دبیرستان و پیشدانشگاهی شرکت داشتند. بیشترین میزان ایمنی دلبستگی به همسالان به پایگاه هویت موفق و معوق و کمترین میزان به پایگاه هویت سردرگم متعلق بود. حجازی و نگهبان سلامی (۱۳۸۸) با مطالعه ۲۶۰ دانشآموز دختر و پسر پایه دوم دبیرستان به این نتیجه دست یافتند که دلبستگی ایمن به همسالان، با سبک هویت هنجاری ارتباط معناداری دارد و دختران در دلبستگی ایمن به همسالان، بر پسران برتری دارند. در مجموع، شمار پژوهشهایی که در مورد تأثیر همسال بر هویت انجام شدهاند، اندک است اما همین مطالعات اندک مبیّن آناند که حمایت همسال با انسجام هویت رابطه مثبت و با سردرگمی هویت رابطه منفی دارد. ۷ـ۲ـ ۳ـ۲ تأثیر همسال بر رفتار مشکلآفرین در دستهای از پژوهشها، که تعداد آنها در اوایل نوجوانی اندک است و در ادامه به آنها اشاره خواهیم کرد، تأثیر مثبت گروه همسال در کاهش رفتار مشکلآفرین بر اساس حمایتی که فراهم میآورد و در دستهای دیگر تأثیر منفی همسال در افزایش رفتار مشکلآفرین از خلال همراهی با دوستان منحرف، مورد بررسی قرار گرفته است. با سپریشدن دوره کودکی و رسیدن به دوره نوجوانی، کانون روابط نوجوانان از خانواده به دوستان تغییر مییابد. در نتیجه، منابعی که نوجوانان برای حمایت به آنها روی میآورند، نیز تغییر مییابد. پژوهشها نشان دادهاند (برای مثال، ونتزل۱[۱۰۷]، باری۲و کالدول۳، ۲۰۰۴) که نوجوانانی که دارای دوست هستند (یعنی آنهایی که در بــرقراری روابط با همســـال موفقاند)، در مقایسه با نوجوانان فاقد دوست سطوح بالاتری از بهزیستی هیجانی و سطوح کمتر استیصال هیجانی را دارند. یافتههـای مطالعات متعـدد (درایفـوس، ۱۹۹۸؛ بـاررا و لی، ۱۹۹۶، نقل از مـوران و دوبوئا، ۲۰۰۲) با این دیدگاه هماهنگاند که نوجوانان واجد سطوح بالاتر حمایت اجتماعی، کمتر مستعد رفتار مشکلآفرین هستند. ویلز[۱۰۸] و شینار۲(۲۰۰۰، نقل از بوچانان۳ و باون۴، ۲۰۰۸) اظهار میدارند که حمایت اجتماعی میتواند ابزاری (فراهم آوردن خدمات مستقیم)، هیجانی (گوش دادن و فراهم آوردن پذیرش)، یا آگاهیبخش (فراهم آوردن توصیه یا دانش) باشد. معمولاً در پیشینه پژوهشی حمایت اجتماعی در قالب حمایت والدین، حمایت معلم و حمایت همسال مورد بررسی قرار گرفته است. موران و دوبوئا (۲۰۰۲) اشاره میکنند که در برخی پژوهشها سطوح بالاتر حمایت همسال به درجات بیشتر رفتار مشکل آفرین منجر شده است (برای مثال، سیدمن۵، ۱۹۹۹). این پژوهشگران با بهره گرفتن از مقیاس حمایت اجتماعی ادراک شده (پراسیدانو۶و هلر۷، ۱۹۸۳) و زیرمقیاسهای رفتار پرخاشگرانه و بزهکارانه پرسشنامه خودگزارشدهی نوجوان (آخنباخ، ۱۹۹۱) در نمونهای متشکل از ۱۶۸ پسر و ۱۷۹ دختر پایههای پنجم تا نهم در آمریکا، به این نتیجه دست یافتند که حمایت همسال بهطور منفی با رفتار پرخاشگرانه و بزهکارانه ارتباط دارد. وایت۸، بوتّیچلو۹ و آنشنسل۱۰(۲۰۰۶) در نمونهای متشکل از ۱۸۴۱۷ دانشآموز پایه هفتم تا دوازدهم در آمریکا به این نتیجه دست یافتند که حمایت ادراکشده از سوی خانواده، دوستان و دیگر بزرگسالان، سلامت روانی ضعیف را جبران میکند. در این پژوهش، سلامت روانی در قالب مشکلات درونیسازیشده (افسردگی) و مشکلات برونیسازیشده (بزهکاری جزئی و رفتار خشونتآمیز) اندازهگیری شد. شوارتز و دیگران (۲۰۰۶) در نمونهای متشکل از ۱۶۷ نفر نوجوان اسپانیایی در آمریکا (۶۱ درصد پسر؛ میانگین سنی ۱۲,۳۹ سال، گروه سنی ۱۰ تا ۱۴ سال) و مراقبان اصلی آنها به رابطه معناداری بین حمایت همسال و مشکلات برونیسازیشده دست نیافتند. در این پژوهش، مشکلات برونیسازیشده بر حسب پرخاشگری، بزهکاری و مشکلات توجه، عملیاتی شده بود. سیز۱۱(۲۰۰۸) در نمونهای از ۱۷۳۴ دانشآموز دبیرستانی پایه نهم تا یازدهم در ترکیه نشان داد که حمایت همسال، حمایت والدین و تعارض خانوادگی از پیشایندهای معنادار رفتار مشکلآفرین هستند. در این پژوهش رفتار مشکلآفرین بر مبنای تعریف”جسور”از رفتار مشکلآفرین عملیاتی شده است. در ایران، پژوهشی که به رابطه حمایت همسال و رفتار مشکلآفرین پرداخته باشد گزارش نشده است اما در پژوهشی که یارمحمدیان، مولوی و ایرانپور مبارکه (۱۳۸۲) در مورد ۱۳۹ نفر دانشآموز دختر سوم راهنمایی انجام دادهاند، ارتباط معنادار بین دوستیهای دو جانبه و سازگاری اجتماعی گزارش شده است. بدین ترتیب، همانطور که ملاحظه میشود، پژوهشهای گزارششده در سطح خارج از کشور نیز اندکاند و بیشتر آنها به رابطه منفی حمایت همسال با رفتار مشکلآفرین دست یافتهاند و تعداد کمتری، رابطه معنادار بین این دو را گزارش نکردهاند. ۳ـ۳ـ۲ مدرسه در سال ۱۹۷۹، برونفنبرنر با ارائه نظریاتش در باره نیاز به مطالعه تحول انسان از دیدگاه بافتی گستردهتر، افقی جدید برای مطالعه تحول کودک و نوجوان، فراروری روانشناسان گشود. او تأکید داشت که فهم کامل تحول کودک بدون درک نیروهایی که در سطوح متفاوت عمل میکنند، امکانپذیر نیست. گرچه کودک اغلب تحت تأثیر مستقیم تعاملهای نزدیک و چهره به چهره با دیگران، به ویژه والدین، همسالان و معلمان، است، این تعاملهای چهره به چهره به وسیله نیروهایی که در بافت اجتماعی گستردهتر وجود دارند، شکل میگیرند. سالهاست که روانشناسان، رغبت فزایندهای به بررسی تأثیر بافتهای فراخانوادگی در تحول انسان رغبت فزایندهای نشان دادهاند. یکی از بافتهای تحولی مورد بررسی، بافت مدرسه بوده است. از زمانی که افراد برای اولین بار وارد مدرسه میشوند تا زمانی که آموزش رسمیشان به اتمام میرسد، به استثنای خانه، وقت بیشتری را در مدارس صرف میکنند تا در جایی دیگر (اکلز و روسر، ۲۰۰۹). نوجوانان دست کم ۳۰ ساعت در هفته، طیّ ۹ ماه از سال تحصیلی را در مدرسه راهنمایی بهسر میبرند. مدرسه به عنوان بافتی اصلی برای تحول نوجوان، تأثیرات قابل ملاحظهای بر زندگی نوجوان دارد (اکلز، ۲۰۰۴). مدارس سازمان ـ هایی رسمی هستند و ویژگیهای آنها، یعنی، ارزشها، هنجارها و فعالیتهای روزانهشان، میتوانند بر تحول عقلانی، اجتماعی ـ عاطفی و رفتاری نوجوانان تأثیر گذارند (اکلز و روسر، ۲۰۰۳). پیشتر گفته شد که کودکانی که با انتقالهای چندگانه و عوامل تنیدگیزای چندگانه در مسیر تحول خود مواجه میشوند، در معرض ِخطر بیشتری برای پیامدهای منفی هستند. بهطور کلی، بیشتر نوجوانان با دو انتقال مدرسهای مواجه میشوند: انتقال از دبستان به راهنمایی، و از راهنمایی به دبیرستان. از این دو، گذار به مدرسه راهنمایی بیشترین توجه پژوهشگران را به خود جلب کرده است. پارهای از پژوهشگران (برای مثال، اکلز و دیگران،۱۹۹۳) بر این باورند که بین نیازهای تحولی اوایل نوجوانی و محیط مدرسه عدم تناسب وجود دارد و بسیاری از نوجوانان در اوایل دوره نوجوانی با این عدم تناسب مواجه میشوند. این امر میتواند نوجوانان را در معرض خطر بالاتری برای ابتلا به مشکلات در اوایل نوجوانی قرار دهد؛ برای مثال، نسبت قابل ملاحظهای از نوجوانان آمریکایی، دبیرستان را با موفقیت تمام نمیکنند، ۱۵ تا ۳۰ درصد پیش از اتمام مدرسه، ترک تحصیل میکنند، نوجوانان بالاترین میزان نرخ دستگیری را دارند و تعداد فزایندهای از آنان بهطور منظم الکل و دیگر مواد مصرف میکنند (برای مثال، ویگفیلد و دیگران، ۱۹۹۶). تناسب بین نیازهای تحولی نوجوان و محیط آموزشی حائز اهمیت است. استدلال میشود که محیطهای آموزشی برای اوایل نوجوانی باید به خصوص، طبق نیازهای این گروه سنی طراحی شوند. افزونبر این، بسیاری از ویژگیهای مدرسه راهنمایی معمولی، از جمله روابط خشک بین معلمان و دانشآموزان، برای اوایل نوجوانی مناسب نیست. در کلاسهای مدارس راهنمایی در مقایسه با کلاسهای مدارس ابتدایی، بین معلم و دانشآموزان روابط کمتر شخصی و مثبت برقرار است. نتایج یک تحقیق نشان میدهد که معلمان ریاضی در مدرسه راهنمایی در مقایسه با معلمان سال پیش همان دانشآموزان، کمتر دوستانه، حمایتگر و مراقب بودند (اکلز و دیگران،۱۹۹۶). بهرغم این که بهتدریج نقش حیاتی مدارس در تحوّل شناختی و اجتماعی به رسمیت شناخته میشود، درک ما از تأثیر مدارس بر تحول هنوز در مراحل کاملاً ابتدایی است. پژوهشگرانِ علاقهمند اخیراً فراسوی حیطه عقلانی به مدارس نظر کردهاند و بررسی کردهاند که تجربههای نوجوانان در کلاس درس و مدارس چگونه بر احساسات و باورهای مرتبط با هویت و انتخابهای رفتاری آنها تأثیر میگذارد (اکلز و روسر، ۲۰۰۳). اکلز و روسر (۲۰۰۳) پژوهشهای انجامشده در مورد تأثیرات مدرسه بر تحول را در پنج مقوله قرار دادهاند: ۱ـ منابع و سـاختار مدرسه: مطالعههای اولیه در باب مـدارس بر ویژگیهـای محسوس مـدارس از جمـله اندازه مدرسه، نسبت معلم ـ شاگرد، تعداد کتابها در کتابخانه متمرکز بودهاند (برای مثال، بارکر[۱۰۹] و گامپ۲، ۱۹۶۴). ۲ـ مدارس به عنوان سازمانهای اجتماعی: در این گروه از پژوهشها، پژوهشگران فرایندهای واسطهگر سازمانی و اجتماعی را که به وسیله معلمان، مدیران و کارکنان مدرسه اعمال میشوند، مورد بررسی قرار دادهاند. جوّ مدرسه[۱۱۰] و اهداف و ارزشهای مشترک و گروهبندی دانشآموزانِ دارای سطوح توانایی متفاوت در این دسته از مطالعهها قرار میگیرند (برای مثال، بریک۲، لی۳و هولند۴، ۱۹۹۳). ۳ـ شیوههای کار۵ در سطح کلاس درس که به پیامدهای تحصیلی پیوند دارند: این پژوهشگران بر شیوههای کارِ افزایش دهنده پیامدهای تحصیلی در سطح کلاس درس متمرکزند. این پژوهشگران اهمیت دو ویژگی کلی را نشان دادهاند: تأکید شدید بر آموزش با کیفیت بالا و انتظارات بالا، بهگونهای که همه دانشآموزان میتوانند بر برنامه درسی تسلط یابند (برای مثال، جکسون۶و دیویس۷، ۲۰۰۰). ۴ـ عواملِ در سطح کلاس درس که بر انگیزش و تحوّل اجتماعی تأثیرگذارند: گروه دیگری از پژوهشگران بر عوامل در سطحِ کلاس درس که بر انگیزش پیشرفت و تحول اجتماعی کلیتر مؤثرند، تأکید دارند. این محققان اغلب بر دو مجموعه تأثیرات شامل باورهای معلمان و شیوههای کار معلم، متمرکز میشوند (برای مثال، اکلز، ۱۹۹۳). ۵ـ تناسب شخص ـ محیط: پژوهشگران این حیطه چنین استدلال میکنند که تحول و یادگیری زمانی به حداکثر میرسد که بین نیازها و ویژگیهای یادگیرنده و ویژگیهای محیط یادگیری تناسب خوبی وجود داشته باشد. مدارس راهنمایی انتقال از محیط نسبتاً ایمن و از نظر تحصیلی انعطافپذیرِ مدرسه ابتدایی و محیط نسبتاً رقابتی، انعطافناپذیر و غیر شخصی دبیرستان را ممکن میسازند (شورای تحول نوجوان کارنگی۸، ۱۹۸۹، نقل از سیمونز ـ مورتون و دیگران، ۱۹۹۹). مدارس راهنمایی از نظر ساختاری از جنبههای مختلف از دبستان متفاوتاند: الف) اساساً بزرگترند؛ ب) در آنها شبکه دوستان قبلی از هم میپاشد؛ چون در کلاس دانشآموزانی از مدارس مختلف جمعاند؛ پ) به خاطر اندازه بزرگ مدرسه، نوجوان احساس بیگانگی بیشتری میکند؛ ت) چندین معلم درس میدهند و دانشآموزان بیش از یک سال با آنها نیستند. بدین ترتیب، فرصت کمی برای تعامل با یک معلم در موضوعی به غیر از محتوای تحصیلی و مباحث انضباطی وجود دارد. این در حالی است که معلوم شده است که روابط صمیمـی با معلمان در تحـــوّل نوجوان بسیار اهمیّت دارد و بالاخره ث) مشارکت خانواده اغلبً در مدارس
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
این روش برای متربیانی که در مبحث ارزش ها، دارای اشکالات و ابهاماتی هستند روش مناسب تری است.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
شباهت روش سقراطی و مناظره در این است که هر دو روش با طرح پرسش های پی در پی سعی می کنند تا طرف مقابل را به جهل وتناقض در گفتارش گرفتار سازند و تفاوت آن در این است که وقتی طرف مقابل به جهل یا تناقضِ خویش پی برد، پرسش تمام نمی شود بلکه پرسش ها آن قدر ادامه می یابد تا طرف مقابل به علم برسد؛ اما در مناظره به محض این که طرف مقابل به جهل و تناقض خود پی برد مناظره تمام می شود(همان:۱۰۸ ). ۶-۳-۲-۱۴٫روش سوال و جواب: در این روش مربی سوال را مطرح می نماید و متربی موظف به پاسخگویی به آن است. طرح سوال براساس اهدافی صورت می گیرد که به شرح زیر است: ۱- سوال برای تحریک اندیشه ها و علائق شاگرد ۲- سوال برای تحریک اندیشه ها و تشویق او به مطالعه ۳- سوال برای تقویت قوت قضاوت و سنجش مطالب و دریافت ارزش حقیقی آن ها ۴- سوال برای ایجاد رابطه مناسب با شاگرد ۵- سوال برای کمک به شاگرد تا میان تجربیات و دانسته های خود رابطه برقرار کند. ۶- سوال برای ایجاد اعتماد به نفس در شاگرد برای ابراز عقاید خود (خدیوی زند، ۱۳۴۵). سوال مطرح شده از سوی مربی نباید به نحوی باشد که فقط موجب تکرار آموخته های متربی گردد؛ بلکه به گفته ی میلر و میلر( ترجمه میری، ۱۷۸:۱۳۸۶) سوال بایستی حاوی کلماتی از قبیل چرا، چطور، خلاصه کن، توجیه کن، با مراجعه به مدارک توضیح بده، تعریف کن یا شرح بده باشد تا دانشجویان تشویق شوند، با فکر پاسخ دهند و میان مطالب رابطه معناداری ایجاد کنند. این روش زمانی موثر است که در زمان مناسب به کار رود و سبب شود که دانشجو از حالت انفعالی بیرون بیاید و به فردی فعال که در عین گوش کردن به مطالب فکر می کند و کاربرد مطالب را به خوبی درک می کند تبدیل شود. مربی می تواند در آموزش ارزش ها ، به طراحی سوالات مناسب در زمینه ی ارزش های اخلاقی و دینی بپردازد، دقت در طراحی حساب شده سوالات طبق مسائل یاد شده از وظایف اصلی مربی در آموزش ارزش هاست. ۶-۳-۲-۱۵٫روش ابطال، تخلیه، جایگزینی: این روش تحت عنوان کلی روش ابطال سوال، تخلیه ی ذهن از مبانی سوال و جایگزینی مفاهیم مناسب در آن ، قرار دارد. این روش برگرفته از روش سوال و جواب به سیره ی معصومین(ع) می باشد. این روش با آن چه امروزه به روش سوال و جواب یا پرسش و پاسخ ، در محافل علمی شناخته شده، تفاوت دارد به گفته ی حسینی زاده( ۱۳۸۹: ۱۰۶) تفاوت آن از این جهت است که در این روش طالبِ دانش، هر گونه پرسش و اشکالی را نسبت به موضوعی که به آن سر و کار دارد و یا در تخصص اوست، مطرح می کند و پاسخ آن را از معصوم (ع) می شنود؛ اما در روش کنونی ، استاد سوال را مطرح می کند و شاگرد پاسخگو می باشد. رستمی نسب( ۱۳۸۸: ۱۲۵-۱۲۴) معتقـد است که در ایـن روش معلم به سوال متـربی و مبـانی آن توجه می کند، اگر مبانی سوال نادرست باشد، سوال رد می شود و مبانی صحیح جایگزین آن می گردد. در این جا به ذکر مثالی در باب این روش می پردازیم: «مردی از زنادقه ،خدمت امام رضا (ع) می رود و ابتدا این سوال را می پرسد: (او جدنی کیف هو و این هو؟ به من بفهمان که خدا چگونه و در کجاست؟) امام رضا (ع) ابطال، تخلیه و جایگزینی را در ذهن سائل چنین انجام می دهد و می فرماید: «وای بر تو این را ه که رفته ای غلط است، او مکان را مکان قرار داد، بدون این که برای او مکانی باشد و چگونگی را چگونگی قرار داد ، بدون این که بـرای خود او چگونگی باشد ، پس خدا به چگونگی و مکان گرفتن شناخته نشود و به هیچ حسی درک نشود و با چیزی سنجیده نگردد. آن مرد گفت: در صورتی که او به هیچ حسی ادراک نشود پس چیزی نیست. امام فرمود: وای بر تو که چون حواست از ادراک او عاجز گشت، منکر شدی، ولی ما چون حواسمان از ادراکش عاجز گشت یقین کردیم او پروردگار ماست که بر خلاف همه ی چیزهاست. ذهن سائل هنوز از مبانی نادرست مربوط به خداشناسی تخلیه نشده است؛ لذا سوال دیگری می پرسد. آن مرد گفت: خدا از چه زمانی بوده است؟ امام فرمود: تو به من بگو چه زمانی بوده که او نبوده است، تا من بگویم از چه زمانی بوده است؟ آن مرد گفت: دلیل بر وجود او چیست؟ امام بر اساس این سوال، عمل جایگزینی اطلاعات درست را انجام می دهد و می فرماید: می بینم گردش فلک به قدرت اوست و پیدایش ابر و گردش بادهاو جریان خورشید و ماه و ستارگان و نشانه های شگفت و آشکار دیگر را که دیدم، دانستم که این دستگاه ها دارای مهندس و مخترعی است». در مبحث آموزش ارزش ها، گاه مربی با متربیانی روبرومی شود که به قول معروف سنی از آن ها گـذشتـه و دارای اندوخـته های اطلاعاتی زیـادی می باشند که یـا آن ها را از منـابع غـیر موثـق و نامطمئن آموخته اند و یا اگر هم از منابع مطمئن آموخته اند، به درک درستی از آن ها دست نیافته اند، لذا پاره ای از باورهای نادرست و یا شبهه ناک را در ذهن خود جای داده اند. پس وظیفه مربی این است که برای آموزش صحیح ارزش ها، از متربیان خود بخواهد تا سوالاتی را که نسبت به جواب آن ها تردید دارند مطرح نمایند و مربی بایستی با توجه به روش یاد شده درصورتی که مبانی سوال و زیر بنای فکری متربی نادرست باشد، در جهت اصلاح آن گام بردارد. به طور مثال مربی همواره با سوالات نادرست زیادی از این قبیل سوال زیرمواجه می شود که: خداوند چه نیازی به عبادت کردن و نماز خواندن ما دارد؟ مربی در پاسخ به این سـوال با ابطال مبـانی سـوال می گویـد: خدا به نماز و عبادت ما نیـازی ندارد. متربی می گوید: اگر نیازی ندارد چرا بر ما واجب کرده که نماز بخوانیم؟ مربی در جواب از متربی می پرسد: اگر معلم تو به تو بگوید درست هایت را خوب بخوان آیا به درس خواندن تو نیاز دارد؟ می گوید: خیر برای این است که من با سواد شوم و آینده ی بهتری داشته باشم. مربی می گوید: اگر پدر ومادر به شما می گویند:شیر، سبزیجات، خرما و گوشت مصرف کنید، آیا خوردن این ها به نفع پدر و مادر شماست؟ متربی می گوید: آری، زیرا اگر غذا نخوریم می میریم و آن ها از این بابت ناراحت می شوند. مربی می گوید: خوب اگر اصرار آن ها فقط به خاطر نمردن و زنده ماندن شماباشد، لزومی ندارد که خوراکی های گران قیمت بخرند و هزینه های گزافی را خرج نمایند، شما با خوردن نان و آب و خوراکی های ارزان زنده می مانید و نمی میرید. پس چه لزومی دارد که به شما اصرار می کنند که حتماً گوشت و سبزی و خرما و شیر بخورید؟ متربی می گوید: خوب شاید می خواهند که ما با خوردن این موادغذایی قوی تر گشته و سالم زندگی کنیم. مربی می گوید: خوب قوی تر بودن شما به نفع کیست؟ متربی می گوید: به نفع خودمان است، می توانیم در آینده به راحتی تحصیل کنیم، به دانشگاه برویم و زندگی خوبی راتشکیل دهیم. در این موقع مربی می گوید: پس به این نتیجه رسیدید که تغذیه سالم و مقوی به نفع خود شماست و با خوردن شیر و خرما و گوشت، بدن شما قوی تر می شود، نه بدن پدر و مادر شما. متربی می گوید: خوب اگر این طور باشد که شما می گویید و تغذیه ما فقط به نفع ماست و منجر به قوی تر شدن آن ها نمی شود، پس چرا آن ها از ما می خواهند کاری را که به نفعشان نیست و فقط برای ما منفعت دارد انجام دهیم. مربی می گوید: چون عاشق شما هستند و شما را صمیمانه دوست دارند و پس می فهمیم که عبادت کردن به نفع ماست و خدا هیچ نیازی به عبادت ما ندارد، بلکه چون بنده ها یش را خیلی دوست دارد و به فکر سرنوشت آنهاست و می خواهد تا بندگانش سالم زندگی کنند و از زشتی هاو بدی ها دور باشند و با ذکر یاد خدا هیچگاه دچار غفلت نگردند و پاک باشندودر سایه ی این زندگی سالم به سعادت واقعی که همان رضای خدا و دوستی با او که خود، مظهر خوبی ها و پاکی هاست دست یابند. ۶-۳-۲-۱۶٫روش تحلیل دعا: دعا به عنوان یکی از گنجینه های غنی و سرشار از معارف اصیل و فضایل دینی و اخلاقی می تواند در جهت آموزش ارزش ها مورد استفاده ی مربیان قرار گیرد. دعا کلامیست همنوا با نوای فطرت و راهنمایی ،جهت تعدیل و هدایت خواسته های انسان به سوی مقصد و مأوایی حقیقی . دعا درخواست بهترین فضایل و نیکی ها جهت ارتقاء معنویست. دعا و نیایش ، گرایش روح آدمی به مبداء هستی است. احمدی (۲۷۶:۱۳۶۴) می گوید:دعا غیر از درد دل و آرایش درونی یک وسیله تربیتی است ومطالبه آن چیزی است که با لیاقت، کار و اندیشه حاصل می شود. دعا اعلام آن چیزی است که برای فرد و خانواده او وسیله سعادت است.تقاضای خوشبختی فردی و اجتماعی است، دوری از پستی ها و ذلت هاست. مربی بایستی ضمن تأکید بر اهمیت دعا، از متربیان بخواهد که ضمن دقت و اندیشه ی زیاد بر روی مضامین و محتوای دعا، سعی کنند تا خواسته ی قلبی خویش را هم راستای خواسته ی بیان شده در دعا قرار دهند. تأکید مربی بر این امر موجب افزایش توجه متربی شده و به یادگیری آن ها کمک بسزایی می کند. مربی می تواند قسمتهایی از یک دعا را که حاوی مضامینی با ارزش های دینی واخلاقی است را انتخاب نموده و آن ها را با معنی در کلاس خوانده و متربیان را به دقت بر روی ارزش های بیان شده در آن دعوت نماید و سپس به تحلیل دقیق آن ها پرداخته و در پاره ای موارد سوالاتی را راجع به متن دعا مطرح کرده ومتربیان را درگیر آموزش کند. و در دعای عرفه حضرت امام حسین (ع) می خوانیم: «ای خدا مرا از ذلت و خواری نفسم رهایی ده و از پلیدی شک و شرک جانم راپاک ساز، پیش از آن که مرگم فرا رسد، من از تو یاری می طلبم. مرا یاری فرما، بر تو توکل می کنم پس مرا وا مگذار و از تو در خواست می کنم پس نا امیدم مگردان و …» در این دعا حضرت امام حسین (ع) با بیانی بسیار شیـوا و جذاب مرز میـان ارزش های دینی و ضـد ارزش ها را بیان می فرمایند. مربی با بر شمردن این فضایل به توضیح و تدبین آن ها می پردازد در باب دوری از ضد ارزش ها و نفی آن ها متربیان را آگاه می سازد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
اما در کنار این زمینه ها دو عامل اصلی و تأثیر گذار، در ایجاد ناهنجاریهای اجتماعی وجود دارد، که به آن ها پرداخته می شود : ۴ـ۱ـ فقر اگردر جامعه ارزش افراد بر مادیات استوار باشد، نه سایر ضوابط مثل علم ، مذهب ، ایدئولوژی و … ثروت الگو و ارزش جامعه می شود و ثروتمندان ارزشمند و محترم و الگو می گردند. نمایش ثروت و رفاه قشر ثروتمند موجب می شود، ارزش جدیدی به نام پول در جامعه حاکم گردد. آن گاه ارزشهای دیگر نیز به مرور تغییر پیدا می کند. زیرا سایر افراد جامعه تلاش می کنند، خود را شبیه ثروتمندان سازند، تا مورد ارزش و احترام قرار گیرند. در این شرایط ظاهر سازی در جامعه رواج پیدا می کند و مردم تلاش می کنند، چیزی از بقیه کمتر نداشته باشند. کم کم ظاهر سازی به عنصری فرهنگی پایدار تبدیل می گردد . از طرفی دیگر افراد کم درآمد از هر طریقی می خواهند این کمبود را جبران کنند و این امر سبب می شود، سایر ارزشهای اجتماعی که قبلا پایبند به آن بودند، تحت الشعاع قرار گیرد، تا این نیاز جدید ارضا شود .زیرا تنگناهای زندگی می تواند، هر کسی را وسوسه کند، تا برای رفع نیازهای خود دست به هر کاری بزند و به این گونه بسیاری از ناهنجاریهای دیگر از قبیل دزدی ، کم فروشی ، احتکار و …. در جامعه شکل می گیرد . مشکل به این جا ختم نمی شود برای دستیابی به ثروت موانع زیادی در سر راه وجود دارد، که سبب پیدایش نارضایتی مردم می شود . اگر نارضایتی به موقع مدیریت نشود و فراگیر گردد، تبدیل به شورش و آشوب می گردد و نظام اجتماعی بر هم می ریزد.
( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۴ـ۱ـ۱ـ آثار اجتماعی فقر بنابراین فقر یکی خطرناک ترین بیماریهای اجتماعی است، که به دنبال آن ناهنجاریهای اجتماعی فراوانی خواهد آمد. زیرا خسارات و عوارض روحی، روانی ، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی بر روح و روان وشخصیت مردم و جایگاه حکومت در نظام جهانی می گذارد، که عموما، این خسارت ها غیر قابل جبران است. امیرالمومنین ۷فقر را زمینه ساز این قبیل ناهنجاریها می داند: ۴ـ۱ـ۱ـ۱ـ گناه و خطا «لا تَلُمَّ انْساناً یَطْلُبُ قُوتَهَ، فَمَنْ عَدِمَ [۷۵] کسى راکه دنبال لقمهنانى مىگردد، ملامت نکن، چون آن کس که ندارد، خطایش زیاد مىشود.» ۴ـ۱ـ۱ـ۲ـ فساد اخلاقی «ضَروُرَهُالْفَقْرِ تَبْعَثُ عَلى فَظیعِ الْأَمْرِ[۷۶] شدّت احتیاج، انسان رابه کارهاى ناروا وا مى دارد» ۴ـ۱ـ۱ـ۳ـ انزوای اجتماعی وسیاسی و حقوقی «وَ الْفَقْرُ یُخْرِسُ الْفَطِنَ عَنْ حُجَّتِهِ وَ الْمُقِلُّ غَرِیبٌ فِی بَلْدَتِهِ[۷۷] تنگدستى زیرک را از برهانش لال کند، انسان تهیدست در دیارش غریب است» «الْفَقِیرُ حَقِیرٌ لَا یُسْمَعُ کَلَامُهُ وَ لَا یُعْرَفُ مَقَامُهُ[۷۸] فقیر(در چشم مردم) بی مقدار است سخنش شنیده نمی شود و جایگاهش شناخته نمی شود » «لا یعرف مقامه»، اشاره است به از دست دادن موقعیّت اجتماعى و «لا یسمع کلامه» اشاره است به اینکه کرامت انسانى فقیران نادیده گرفته مىشود، و کسى به سخنان آنان در راه مطالبهحقوقشان گوش نمىدهد. پس فقر عمدهترین مانع براى پیوستن به اجتماع و عضو شدن در آن است و فقیر را از همزیستى با دیگران و حضور آشکار در اجتماع محروم مىسازد . زیرا که مردم به چشم حقارت به آنان مىنگرند. ۴ـ۱ـ۲ـ راهکارهای فقر زدایی در مکتب امیرالمؤمنین ۷، همه افراد بشر حق دارند از یک زندگى انسانى بهرمند باشند. آن حضرت مراقب بود که نابرابری اقتصادی سبب نشود که گروهى در رفاه کامل و گروهى دیگر با فقر دست بگریبان باشند آن حضرت برای مهار فقر در جامعه راهکارهائی داشت از جمله : ۴ـ۱ـ۲ـ۱ـ افزایش حداقل دستمزد اگر زندگی در حد کفاف مردم تأمین گردد ، بسیاری از مشکلاتشان اصلاح می شود و گرد فقر از سیمای جامعه برطرف می شود : «ثُمَّ أَسبغْ عَلَیْهِمُ الْأَرْزَاقَ فَإِنَّ ذَلِکَ قُوَّهٌ لَهُمْ عَلَى اسْتِصْلَاحِ أَنْفُسِهِم [۷۹] سپس جیره آنان را فراوان ده، زیرا این برنامه براى آنان در اصلاح وجودشان قوّت است» ۴ـ۱ـ۲ـ۲ـ اخذ مالیات و وجوه شرعی با توجه به اینکه در اسلام براى ثروت افراد با توجه به رفاه کل جامعه مقررات خاصّى تعیین شده است همواره پایبندی به آن قوانین مورد توجه و سفارش امیرالمومنین ۷ بوده و آن حضرت به عنوان حاکم اسلامی در صدد پیاده کردن احکام در جامعه بودند . به ثروتمندان امرمی کردند به وظایف دینی و احکام مالی خود رسیدگی کنند مانند خمس، زکات،صدقات، خراج[۸۰]، جزیه [۸۱]و تأکید می کردند اگر فقیری در جامعه وجود دارد به این دلیل است که ثروتمندان وظایف مالی خود را به درستی انجام ندادند. «إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ فَرَضَ فِی أَمْوَالِ الْأَغْنِیَاءِ أَقْوَاتَ الْفُقَرَاءِ فَمَا جَاعَ فَقِیرٌ إِلَّا بِمَا مُتِّعَ بِهِ غَنِیٌّ وَ اللَّهُ تَعَالَى سَائِلُهُمْ عَنْ ذَلِکَ[۸۲] خداوند روزى تهیدستان را در ثروت اغنیا واجب نموده، تهیدستى گرسنه نماند جز با منع ثروتمند، و خداوند والا مقام گرسنگى فقیران را از ثروتمندان باز خواست خواهد کرد» همچنین ثروتمندان را طوری تربیت می کردند، که به ثروت خود به عنوان یک ودیعه بنگرند،که اداره و مدیریت آن در زمان کوتاهی از زندگی به آنها واگذار شده است و ثروتشان را در مسیر رضایت الهی و کمک به تنگ دستان مصرف می کنند. ۴ـ۱ـ۲ـ۳ـ بیمه بیکاران به زمامداران سفارش می کردند، مبادا از کمک و مساعدت به طبقهی زیردست غافل باشد و یا توجه نسبت به قشر مرفه، مانع از رسیدگی به گروه ناتوان و ضعیف گردد. امیرالمومنین ۷که حالات و روحیات محرومان و پابرهنگان ونیازمندیهای آن ها را به خوبی میدانست و شرایط ثروتمندانی را که در نقطه مقابل قرار دارند و دارای روحیه پول پرستی و رفاه طلبی هستند، و همواره به دنبال جاه طلبی میباشند، به خوبی می شناسد؛ به استاندار خود در مصرسفارش می کند: « اللَّهَ اللَّهَ فِی الطَّبَقَهِ السُّفْلَى مِنَ الَّذِینَ لَا حِیلَهَ لَهُمْ مِنَ الْمَسَاکِینِ وَ الْمُحْتَاجِینَ وَ أَهْلِ الْبُؤْسَى وَ الزَّمْنَى فَإِنَّ فِی هَذِهِ الطَّبَقَهِ قَانِعاً وَ مُعْتَرّاً وَ احْفَظِ لِلَّهِ مَا اسْتَحْفَظَکَ مِنْ حَقِّهِ فِیهِمْ وَ اجْعَلْ لَهُمْ قِسْماً مِنْ بَیْتِ مَالِکِ وَ قِسْماً مِنْ غَلَّاتِ صَوَافِی الْإِسْلَامِ فِی کُلِّ بَلَدٍ فَإِنَّ لِلْأَقْصَى مِنْهُمْ مِثْلَ الَّذِی لِلْأَدْنَى وَ کُلٌّ قَدِ اسْتُرْعِیتَ حَقَّه[۸۳] خدا را خدا را در طبقه پایین اجتماع، از آنان که راه چاره ندارند،و از کار افتادگان و نیازمندان و دچارشدگان به زیان و سختى و صاحبان امراضى که از پا در آمدهاند، در میان اینان کسانى هستند که روى سؤال و اظهار حاجت دارند و کسانى که عفت نفسشان مانع از سؤال است. بنا بر این آنچه را که خداوند در مورد آنان از حفظ حقوق از تو خواسته به حفظ آن پرداز، نصیبى از بیت المال که در اختیار توست، و سهمى از غلّات خالصه جات اسلامى را در هر منطقه براى آنان قرار ده، که براى دورترین آنها همان سهمى است که براى نزدیکترین آنان است، در هر صورت رعایت حق هر یک از آنان از تو خواسته شده » آن حضرت به این اندازه اکتفا کرده و تأکید می فرماید ، مبادا پرداختن به کارهای مهم مانع از رسیدگی به امورات قشر نیازمند و محروم جامعه شود: «ولَا یَشْغَلَنَّکَ عَنْهُمْ بَطَرٌ فَإِنَّکَ لَا تُعْذَرُ بِتَضْیِیعِکَ التَّافِهَ لِإِحْکَامِکَ الْکَثِیرَ الْمُهِمَّ فَلَا تُشْخِصْ هَمَّکَ عَنْهُمْ وَ لَا تُصَعِّرْ خَدَّکَ لَهُم وَ تَفَقَّدْ أُمُورَ مَنْ لَا یَصِلُ إِلَیْکَ مِنْهُمْ مِمَّنْ تَقْتَحِمُهُ الْعُیُونُ وَ تَحْقِرُهُ الرِّجَالُ فَفَرِّغْ لِأُولَئِکَ ثِقَتَکَ مِنْ أَهْلِ الْخَشْیَهِ وَ التَّوَاضُعِ فَلْیَرْفَعْ ثُمَّ اعْمَلْ فِیهِمْ بِالْإِعْذَارِ إِلَى اللَّهِ یَوْمَ تَلْقَاه إِلَیْکَ أُمُورَهُمْ [۸۴] پس نشاط و فرو رفتن در نعمت تو را از توجه به آنان باز ندارد، چه اینکه از بىتوجهى به امور کوچک آنان به بهانه پرداختن به کارهاى زیاد و مهم معذور نیستى، از اندیشهات در امور ایشان دریغ مکن، و رخ از آنان برمتاب، نسبت به امور نیازمندان و محتاجانى که به تو دسترسى ندارند، از آنان که دیدهها خوارشان مىشمارد، و مردم تحقیرشان مىکنند کنجکاوى کن، براى به عهده گرفتن امور اینان انسانى مورد اعتماد خود را که خدا ترس و فروتن است مهیّا کن، تا وضع آنان را به تو خبر دهد.» همچنین به زمامداران سفارش می کردند که در صدی از اموال بیت المال را به از کارافتادگان وفقرا و یتیمان اختصاص دهد ۴ـ۱ـ۲ـ۴ـ ایجاد فرهنگ دستگیری از فقرا آن حضرت همواره سفارش به رسیدگی در امور فقرا و ضعفای جامعه را ، به زمامداران ، فرزندان و عموم جامعه داشتند. در نامه ای به فرزند خود می فرماید: ،وَ إِذَا وَجَدْتَ مِنْ أَهْلِ الْفَاقَهِ مَنْ یَحْمِلُ لَکَ زَادَکَ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ فَیُوَافِیکَ بِهِ غَداً حَیْثُ تَحْتَاجُ إِلَیْهِ فَاغْتَنِمْهُ وَ حَمِّلْهُ إِیَّاهُ وَ أَکْثِرْ مِنْ تَزْوِیدِهِ وَ أَنْتَ قَادِرٌ عَلَیْهِ فَلَعَلَّکَ تَطْلُبُهُ فَلَا تَجِدُهُ وَ اغْتَنِمْ مَنِ اسْتَقْرَضَکَ فِی حَالِ غِنَاکَ لِیَجْعَلَ قَضَاءَهُ لَکَ فِی یَوْمِ عُسْرَتِکَ [۸۵] اگر محتاجى را یافتى که قدرت بر دوش نهادن زاد و توشهات را تا قیامت دارد و در فرداى محشر که به آن توشه نیازمند شدى در اختیارت بگذارد، وجودش را غنیمت بدان و زاد و توشهات را بر دوشش بگذار، و در حالى که قدرت اضافه کردن زاد و توشه را بر دوشش دارى تا بتوانى اضافه کن،چه بسا با از دست رفتن فرصت، چنین شخصى را بجویى و نیابى. به روز داشتن دارایى اگر کسى از تو وام خواست وامش ده تا در روز تنگدستىات ادا کند.» حضرت على (ع) با بیان دو نکته زیر فرزندش را به صدقه دادن و احسان به مستمندان علاقهمند مىسازد: اول: بخشش و دادن صدقه توشهاى است، که فقیر تا روز قیامت آن را بر دوش مىکشد و در آنجا به هنگام شدّت نیاز بدان، به وى باز مىدهد. لفظ الزّاد در اینجا استعاره است از دو فضیلت بخشش و کرم که به وسیله انفاق حاصل مىشود. و وجه استعاره، وسیله بودن انفاق و صدقه براى ایمنى نفس از نابودى در بین راه آخرت و باعث رسیدن آن به سعادت دائمى است همان طور که توشه، نجات بخش مسافر در بین راه و باعث رسیدن او به مقصد است. سپس دستور داده است که هر گاه نیازمندى را دید غنیمت شمارد و آن توشه را بر دوش وى قرار دهد و بیشتر به او کمک کند، تا سر حدّ توان به او توشه بسپارد. او را به غنیمت شمردن و شتاب در صدقه دادن با این عبارت تشویق کرده است: شاید زمانى فرا رسد که او را بجویى و نیابى، زیرا اگر وسیله یک کار مهم به گونهاى باشد که به هنگام جستجوى آن، گاهى به دست آید و گاهى نیاید پس لازم است که به دست آوردن آن را غنیمت شمرد و در آن باره مسامحه نکرد. دوم: صدقه دادن به فقیر در حقیقت وامى است از طرف صدقه دهنده که در حال بىنیازى مالى را مىدهد، تا در روز فقر و تنگدستىاش به او باز پس دهد. صفت «وام گیرنده» را در اینجا استعاره براى خدا آورده است به اعتبار این که او پاداش ثواب را به کسى که در راه طاعت او مالش را انفاق کرده، مىدهد، و در این آیه مبارکه بدان اشاره کرده است: مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَیُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً کَثِیرَهً . حضرت وام دادن به هنگام بىنیازى و بازپرداخت وام در وقت تنگدستى را یادآور مىشود تا برترى بازپرداخت را بنمایاند و وام دهنده به خاطر سود دلخواهى که عاید او مىشود، علاقهمند به دادن وام گردد. [۸۶] همچنین در فرازی دیگر، با ارائه الگوی صحیح جود و بخشش، نحوه صحیح بذل و انفاق را تبیین می کند، تا بخشش و احسان را، از مسیرهای انحرافی که رایج شده است، خارج، و به مسیر صحیح خود باز گرداند: «فَمَنْ آتَاهُ اللَّهُ مَالًا فَلْیَصِلْ بِهِ الْقَرَابَهَ وَ لْیُحْسِنْ مِنْهُ الضِّیَافَهَ وَ لْیَفُکَّ بِهِ الْأَسِیرَ وَ الْعَانِیَ وَ لْیُعْطِ مِنْهُ الْفَقِیرَ وَ الْغَارِمَ وَ لْیَصْبِرْ نَفْسَهُ عَلَى الْحُقُوقِ وَ النَّوَائِبِ ابْتِغَاءَ الثَّوَابِ[۸۷] کسى که خداوند مالى به او عنایت کرد باید به اقوامش کمک کند، مهمانى شایستهاى برگزار نماید، اسیر و گرفتار را آزاد کند، به فقیر و بدهکار ببخشد، و بر اداى حقوق واجبه و حوادث و بلاها جهت درخواست ثواب الهى شکیبایى ورزد، » امام (ع) موارد مذکور را یادآورى مىکند و دستور مىدهد که اموال خود را در این راه ها مصروف دارند، و پنج مورد را ذکر مىکند: ۱ـ پیوند با خویشان. ۲ـ میهماندارى پسندیده. ۳ـ آزاد کردن اسیران و رنجدیدگان (مراد از عانى که در خطبه است همان اسیران است.) ۴ـ بخشش به مستمندان و وامداران. ۵ـ پرداخت حقوق واجب إلهىبه مستحقّان آنها مانند زکات و صدقات مستحبّى ۴ـ۱ـ۲ـ۵ـ کنترل بازار یکی از عوامل ایجاد فقر در جامعه گران فروشی ، احتکاراست به همین سبب یکی دیگر ازراهکارهای امیرالمومنین(ع) در کنترل فقر نظارت بر بازار است : آن حضرت شخصا به بازار رفته و مردم را به رعایت تقوی در معاملات امر می فرمود و اگر کسی سرپیچی می کرد او را با تازیانه تنبیه می کرد . امیرالمومنین ۷هر روز صبح زود در کوفه حرکت می کرد و بازار به بازار می گشت و تازیانه ای بر دوشش بود که دو لبه داشت و «السبیبه» نامیده می شد.در برابر هر بازاری می ایستاد ،ندا می داد : ای گروه تاجران ! از خدای عزوجل بترسید . وقتی اهل بازار صدای حضرت را می شنیدند، هر چه در دست داشته رها کرده،و با قلب و گوش سخنان را می شنیدند؛ سپس می فرمود در طلب خیر پیشی گیریدو با آسان گرفتن تبرک جوئیدو به خریداران نزدیک شوید و خود را با بردباری زینت دهید . از قسم خوردن بپرهیزید و از دروغ دوری کنید و ظلم نکنید و با مظلومان انصاف داشته باشید .و به ربا نزدیک نشوید و وزن و کیل را رعایت کنید و اجناس مردم را کمتر برندارید و در زمین فساد نکنید. [۸۸] آن حضرت هرج و مرج در بازار و گران فروشی و احتکار را سبب خسارت مردم و از عیوب حاکمیت می داند و می فرماید :
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۰۴۲/۴۷
سؤالات
۱۶
۱۷
۱۸
۱۹
۲۰
بار عاملی
۷۶۰/۰
۷۲۹/۰
۷۸۴/۰
۵۶۲/۰
۵۵۸/۰
جدول۱۰ـ۳ نشان میدهد که مقدار شاخص نمونهبرداری و اندازه کرویت باتلر با درجه آزادی ۱۰ معنادارند. مقادیر قطر ماتریس همبستگیهای ضد تصویری سؤالها اندازه بالاتر از ۷/۰ را برای این مقیاس نشان دادند. بدین ترتیب بر اساس این سه شاخص، امکان تحلیل عاملی فراهم شد. جدول ارزش ویژه در تحلیل عاملی، یک عامل با بار ارزشی بالاتر از ۲ را نشان داد و بر اساس نتایج جدول واریانس استخراجی، مشخص شد که این عامل، ۴۷ درصد از واریانس حمایت معلم را تبیین معنادار میکند. با توجه به شناسایی یک عامل، تحلیل عاملی، سؤالها را بدون چرخش تحت یک عامل معرفی کرد. همانطور که نتایج جدول ۱۰ـ۳ نشان میدهد، کمترین بار عاملی به سؤال ۲۰ و بالاترین به سؤال ۱۸ اختصاص دارد.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
در پژوهش حاضر، دو سؤال (سؤالهای ۱۶ و ۱۸) این زیرمقیاس که دارای بالاترین بار عاملی بودند، به عنوان نیمی دیگر از نشانگرهای کنشوری مدرسه وارد الگو شدند. ۵ـ۴ـ۳ بافت همسال در حیطه بافت همسال، حمایت همسال با گزارشهای نوجوانان اندازهگیری شدند. الف) مقیاس ارزیابی حمایت اجتماعی حمایت همسال با بهره گرفتن از زیرمقیاس حمایت همسالِ مقیاس” ارزیابی حمایت اجتماعی” دوبوئا و المان(۱۹۸۹) (۱۵ سؤال) اندازهگیری شد. پاسخها بر مبنای مقیاس لیکرت پنج درجهای (از هرگز، ۱ تا همیشه، ۵) درجهبندی شدهاتد (برای مثال،”آیا در کلاس شما، بچهها کارهای زیادی برای هم انجام میدهند؟”). ویژگیهای روانسنجی مقیاس کلی قبلاً در ابزارهای بافت مدرسه ارائه شدهاند. در قسمت بعد به پایایی و اعتبار سازه زیرمقیاس حمایت همسال بر اساس نتایج به دست آمده از اجرای نهایی اشاره خواهیم کرد. ۱ـ الف) پایایی زیرمقیاس حمایت همسال پایایی زیرمقیاس حمایت همسال از مقیاس ارزیابی حمایت اجتماعی با بهرهگیری از روش آلفای کرونباخ محاسبه شد. پایایی این زیرمقیاس ۸۷/۰ به دست آمد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
عقود رضایی عقودی می باشند که برای آنها توافق طرفین و اظهار ایجاب و قبول از سوی ایشان کافی بوده و محتاج به امر دیگری نیست .
( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
از ماده ۱۹۰قانون مدنی چنین بر می آید که بر حسب اصل ، توافق دو اراده هم رکن لازم و کافی برای انعقاد قرارداد است و به تشریفات بخصوصی نیاز نیست .استقراء در قوانین نیز این استنباط را تائید می کند زیرا جز در موارد نادر قرارداد به تراضی منعقد می گردد پس می توان قائل به این بود که در حقوق ما اصل بر این است که عقد با تراضی واقع می گردد و تشریفاتی لازم ندارد. [۱۱۳] قاعده فوق را که یکی از نتایج اصل حاکمیت اراده نیز هست اصل رضایی بودن معامله می نامند و در هرجا که نسبت به لزوم شرطی ، تشریفاتی خاص یا مورد معامله تردید شود ، از آن استفاده شده و تراضی را کافی می دانند. یکی از صاحب نظران در تعریف عقد رضایی(قصدی)چنین آورده است : «عقد قصدی که به اشتباه در حقوق ایران ،عقد رضایی نامیده شده است ، عقدی است که در صورت اجتماع شرایط اساسی و اختصاصی معاملات ، صرفاً با قصد مشترک طرفین به شرط ابراز و بدون نیاز به امر دیگری تشکیل می شود.»[۱۱۴] ایشان در ادامه می آورند: «قصد انشاء سازنده عمل حقوقی است و همکاری دو طرف با وجود شرایط اساسی معاملات ، عقد را در عالم اعتبار تحقق می بخشد . ماده ۱۹۱قانون مدنی نیز مقرر می دارد: «عقد محقق می شود به قصد انشاء به شرط مقرون بودن به چیزی که دلالت بر آن کند.»خلاقیت قصد انشاء را نسبت به عقد ، به شرط همراه بودن با ابراز قصد، از این عبارت به روشنی بدست می آید که اساساً برای تشکیل عقد وجود قصد انشاء و شرایط اساسی مندرج در ماده ۱۹۰قانون مدنی کافی است و تشریفات دیگری لازم نیست . از نظر دیدگاه قضایی نیز نقل و انتقال در عقود و معاملات بدون تشریفات و رضایی می باشد؛ یعنی در قانون مدنی اصل بر رضایی بودن عقود و معاملات است .بررسی قانون مدنی نشان می دهد در عقود رضایی صرف تراضی می تواند موجبات تشکیل عقد باشد اموری نظیر تسلیم مورد معامله و یا تشریفات انتقال رسمی آن در دفاتر اسناد رسمی در شمار آثار عقود مذکور است .از سویی دیگر در ماده ۱۰قانون مدنی تصریح شده است عقود و قراردادهای فیمابین اشخاص در صورتی که مخالف صریح قانون نباشد نافذ و معتبر است. لذا با توجه به رضایی بودن عقود نمی توان ماده ۴۸ قانون ثبت را ناسخ ماده ۱۰ قانون مدنی دانست صرف نظر از اینکه ماده ۱۰ قانون مدنی موخر التصویب است. از سویی دیگر با پیروی از اصل صحت که در ماده ۲۲۳ قانون مدنی تصریح شده است ، اصل بر صحت نقل و انتقالات حقوقی است.در همین راستا بررسی ماده ۴۸ قانون ثبت نشان می دهد که قانونگذار در مقام بیان ، « سند»را که طبق مواد فوق به ثبت برسد و به ثبت نرسیده در هیچ یک از ادارات و محاکم نمی پذیرد. بنابراین، هیچ اشاره ای به «مستند» نشده است ؛ به عبارت دیگر قانونگذار نخواسته است به صراحت بطلان مفاد اسناد ثبت نشده را اعلام دارد؛ زیرا در مقام بیان حکم اسنادی بوده که به ثبت نرسیده اند.بنابراین سکوت در مقام بیان نشان می دهد که باید انگیزه دیگری برای وضع ماده ۴۸ قانون ثبت وجود داشته باشد و گرنه با اشرافی که قانونگذار دارد به صراحت اعلام می کند نقل و انتقال حقوقی اسنادی که باید به ثبت برسد و به ثبت نرسیده واجد هیچ گونه آثار حقوقی نیست. بنابه مراتب ؛ هدف قانونگذار عدم پذیرش اسناد عادی است ، که در مقام دفاع و یا به طریق دیگری در محاکم ارائه شده ، و صاحب سند بخواهد با ارائه سند عادی رابطه حقوقی مفاد سند را بدون رسیدگی قضایی به اثبات برساند ؛ در مقایسه می توان چنین نظر داد که اسناد رسمی به دلیل نحوه تنطیم آنها در مرجع رسمی و تایید توسط مقام رسمی واجد این خصوصیت هستند که با صرف ارائه توانایی اثبات رابطه حقوقی مستند خود را دارا می باشد.در نتیجه نسبت به سند عادی می توان علاوه بر ادعای جعل ادعای انکار و تردید نمود؛ در حالی که ادعای انکار و تردید نسبت به اسناد رسمی مسموع نبوده و صرفا ًباید ادعای جعل نمود. بنابراین به نظر می رسد در صورتی که موضوع دعوی اثبات واقعه حقوقی مندرج در سند باشد ، محاکم نمی توانند به بهانه ماده ۴۸ قانون ثبت از پذیرش اسناد مذکور امتناع و به تبع آن از پذیرش دعوی خودداری کند.[۱۱۵] در زمان های گذشته نیز تشریفات خاصی نظیر اجرای صیغه خاص برای تشکیل عقد در سیستمهای حقوقی لازم شمرده شده است ،نظیر بیع صرف (ماده ۳۶۴ قانون مدنی). عقد تشریفاتی که بدون اجرای تشریفات ، باطل باشد به نظر نمی رسد. در حقوق فرانسه ، عقد قصدی را عقد رضایی می نامند و این اصطلاح به اشتباه در تالیفات حقوق ایران نیز وارد شده است .منشاء این تعبیر عدم تفکیک بین قصد انشاء و رضا در حقوق فرانسه است که منحصراً رضایت طرفین یعنی میل درونی و اعلام آن و توافق خواسته طرفین ، به عنوان شرط روانی عقد معرفی شده و نامی از عنصر روانی دیگری که قصد انشاء باشد برده نشده است ؛ در حالی که روشن است در سیستم حقوقی ایران ،آنچه عقد را می سازد قصد انشاء است نه رضا و به همین جهت تعبیر صحیح از عقد غیر تشریفاتی ، عقد قصدی است نه عقد رضایی.[۱۱۶] ب ـ عقود تشریفاتی در این قبیل عقود که در حقوق ما نمونه هایی از آن را می توان بر شمرد توافق دو اراده به تنهایی در وقوع عقد کافی نیست .بلکه توافق اراده ها در صورتی معتبر است که به شکل مخصوص و با تشریفات خاصی عنوان گردد، در عقد تشریفاتی صورت عقد، شرط صحت آن است و توافقی که شکل مخصوص را دارا نباشد باطل است هر چند دو طرف نیز به آن اقرار کنند .[۱۱۷] گفته می شود که انتقال املاک ثبت شده باید به وسیله سند رسمی انجام گردد و در دفتر املاک ثبت شود و پیش از این تشریفات ، انتقال حتی در رابطه بین طرفین اثر ندارد .گر چه پیرامون صحت و سقم این مطلب در تحقیق حاضر بطور مفصل بررسی خواهد شد. باید اضافه گردد که در تمام عقودی که در قانون تشریفات خاص ندارد دو طرف می توانند به تراضی آن را تشریفاتی سازند، یعنی وقوع عقد را موکول به تنظیم سند یا تادیه قیمت نمایند. تعریف دیگر ارائه شده ، در خصوص عقد تشریفاتی بدین صورت است : «عقد تشریفاتی ، عقدی است که علاوه بر شرایط اساسی و اختصاصی برای تاثیر اراده ابراز شده در تشکیل عقد، امر یا امور دیگری که تشریفات نامیده شده است ،لازم باشد.»[۱۱۸] ایشان در توضیح عقد تشریفاتی در کتابی دیگر چنین آورده است : «عقد تشریفاتی عقدی است که برای تشکیل آن باید تشریفات خاصی، غیر از اراده طرفین رعایت گردد. مثلا بیع اموال غیر منقول را می توان یک عقد تشریفاتی دانست زیرا طبق مقررات ، علاوه بر اراده طرفین ، باید به ثبت برسد والا معامله از نظر مرجع صلاحیت دار تشکیل شده محسوب نمی گردد و ادعای مالکیت بدون رسیدگی قضایی و صدور حکم دادگاه مسموع نخواهد بود. تشریفات معاملات ، سابقه طولانی و تاریخی دارد. مثلا در برخی از سیستمهای حقوقی ، لازم بود پس از ابراز اراده به هم دست بدهند که امروزه هم در بعضی مناطق ایران این تشریفات در نزد عده ای رعایت می شود . امروزه سعی می شود تشریفات معاملات ، در سیستمهای حقوقی کنار گذاشته شود و در معاملات، بیشترتشریفات حذف گردد مگر در مواردی که مصالح خاص اقتصادی یا اجتماعی ، وجود تشریفات را ایجاب کند.»[۱۱۹] بنداول ـ مصداقهای عقد تشریفاتی علاوه بر عقود عینی که لزوم قبض آن را در شمار عقود تشریفاتی در آورده است مصداقهای دیگر عقد تشریفاتی در حقوق ایران اختلافی است. موارد زیر را جزء عقود تشریفاتی نام برده اند: ۱- عقد انتقال حق کسب ، پیشه و تجارت با سند رسمی است.(مستفاد از تبصره ۲ ماده ۱۹ قانون روابط موجر و مستاجر۱۳۵۶) ۲- عقد انتقال سهم الشرکه در شرکت با مسولیت محدود با سند رسمی است.(مستفاد از ماده ۱۰۳ قانون تجارت) ۳- عقد بیمه نیز با تنظیم سند(نوشته) منعقد می شود.(مستفاد از مواد۲و۳ قانون بیمه مصوب ۱۳۱۶) ۴- قرارداد خرید و فروش املاک ثبت شده بدون ثبت تشکیل نمی شود.(مستفاد از ماده ۲۲ قانون ثبت) ۵- فروش اموال توقیف شده برای اجرا احکام که باید از طریق مزایده باشد.(ماده ۱۴ قانون اجرای احکام مدنی) برخی از حقوقدانان جز عقود عینی نتوانسته اند مصداقی را برای عقود تشریفاتی در حقوق ایران معرفی کنند. به نظر می رسد ضابطه تشخیص عقد تشریفاتی و تشریفات محسوب شدن اموری مانند لزوم تنظیم سند (رسمی یا عادی) و مزایده نظمی است که قانونگذار به دنبال آن است هرگاه این امور تشریفات باشند و عقد بدون آن منعقد نشود، نظم دلخواه قانونگذار ایجاد می شود. وگرنه نظم عمومی آسیب می پذیرد. دادگاهها و مفسران ،در تفسیر قانون باید به اراده قانونگذار احترام بگذارند.[۱۲۰] بطور کلی سه نظریه متفاوت در خصوص رضایی و تشریفاتی بودن بیع اموال غیر منقول ارائه گردیده است که به شرح زیر می باشد : ۱ــ بیع املاک غیر منقول عقدی است کاملاً تشریفاتی چه در خصوص املاک ثبت شده یا ثبت نشده. ۲ــ بیع اموال غیر منقول در خصوص املاک به ثبت رسیده عقدی است تشریفاتی لیکن در خصوص املاک به ثبت نرسیده عقد رضایی است. ۳ــ بیع اموال غیرمنقول به طور کلی عقدی است رضایی و انتقال سند و ثبت در دفتر املاک طریقه ای است جهت اثبات بیع رضایی به وقوع پیوسته . از آنجا که در حقوق خصوصی ایران نظریات و کتابهای دکتر کاتوزیان در دانشگاهها ارائه و بر اساس نظریات ایشان تدریس می گردد.و نظریات غالب ، نظریات حقوقی ایشان است و به موجب نظر ایشان یکی از مصادیق بارز عقود تشریفاتی عقد بیع اموال غیرمنقول می باشد و براساس نظر فوق بر فرض که قصد طرفین معامله در تظیم سند عادی بر وقوع بیع احراز گردد اجرای خواسته مذکور در مورد املاک ثبت شده با قانون مخالف است ؛ زیرا ماده۲۲ قانون ثبت به صراحت اعلام می کند همین که ملکی مطابق قانون به ثبت رسید دولت فقط کسی را که ملک به اسم او ثبت شده و یا کسی که ملک مزبور به او انتقال گردیده و این انتقال نیز در دفتر املاک به ثبت رسیده یا اینکه ملک مزبور از مالک رسمی ارثاً به او رسیده را مالک خواهد شناخت .پس بنابراین باید پذیرفت که عقد بیع در مورد املاک ثبت شده در زمره عقود تشریفاتی است و تنظیم سند رسمی و حضور در دفتر اسناد رسمی مقدمه ضروری ثبت انتقال در دفتر املاک است . بنابراین باید پذیرفت که تملیک (بیع) تنها در این دفتر صورت می پذیرد و نباید آن را شرط متاخر عقدی پنداشت که با امضاء سند عادی واقع شده است.[۱۲۱] بند دوم ـ آثار تشریفاتی بودن بیع اموال غیر منقول به نظر می رسد چون عرف جامعه عقد بیع اموال غیر منقول را با تنظیم سند رسمی نیز محقق می داند اگر بنا باشد که این عرف تغییر داده شود فرصت را جهت افراد سود جو فراهم می آورد که با استناد بر تشریفاتی بودن عقد بیع اموال غیرمنقول مقاصد سوء خود را پیش برده و حق را پایمال نمایند که نمونه ای از آنها می تواند از قرار ذیل باشد : الف : فرض کنید در فاصله زمانی بین تنظیم سند رسمی و عادی بیع مال غیر منقولی که قسمت عمده ثمن آن پرداخت شده مبلغ پرداخت شده به بایع بدون تعدی و تفریط وی تلف گردد مثلاً چند روز پس از پرداخت ثمن ،پول پرداخت شده به سرقت رود حال اگر بنا باشد بیع عقدی تشریفاتی باشد چون قبل از تنظیم سند ،تملیک صورت نپذیرفته چه در مورد مبیع و چه در مورد ثمن ، لذا تلف پول از مال مشتری است در حالی که وی پول را مدتها قبل پرداخت نموده و عرف بطور قطع تلف را از مال بایع می داند (تلف ثمن) لذا مواردی از این دست موجب می شود که که اعمال قانون برخلاف حق و عرف جامعه باشد و چون عرف جامعه نمی تواند آن را قبول کند اختلافات شدید بوجود خواهد آمد ؛ که ممکن است حتی به خونریزی نیز بیانجامد و قطعاً دامن زدن به چنین مسائلی به سود منافع جامعه نیست. ب : اگر مشتری تمام ثمن را پرداخت کرده باشد لیکن بایع پس از تنظیم سند عادی ، مبیع را به دیگری منتقل کند ، در صورتی که بیع را تشریفاتی بدانیم مشتری هیچ حقی نسبت به مبیع ندارد ؛ زیرا تملیک صورت نپذیرفته و این امر نیز باعث دامن زدن به اختلافات می گردد و اصرار بر آن خلاف حق است چون مال عرفاً و شرعاً متعلق به کسی است که اول خریداری کرده است. گفتار دوم ـ دلایل رضایی بودن بیع اموال غیر منقول نحوه انعقاد بیع اموال غیر منقول یکی از ایرادات وارد بر تشریفاتی بودن بیع می باشد. زمانی می توان عقدی را تشریفاتی دانست که نحوه انعقاد آن به گونه ای باشد که تشریفات خاصی در زمان انعقاد عقد الزاماً بایستی رعایت گردد بگونه ای که در بطن عقد اگر آن تشریفات رعایت نگردد صحیح منعقد نگردیده است ؛[۱۲۲] که نمونه بارز آن عمل حقوقی طلاق است .در زمان طلاق حتماً بایستی تشریفات خاصی رعایت گردد از جمله اینکه طلاق در طهر غیر مواقعه باشد و یا در زمان اجرای صیغه طلاق حتماً دو شاهد عادل حضور داشته باشند . اگر این موارد رعایت نگردد طلاق صحیح نیست ؛ لیکن در زمان انعقاد عقد بیع هیچ گونه تشریفات خاصی لازم نیست رعایت گردد حتی بیع معاطاتی نیز در حقوق ایران به موجب ذیل ماده ۳۳۹ قانون مدنی پذیرفته شده است ؛ لذا نمی توان قائل به این بود که بیع اموال غیر منقول به لحاظ انعقاد آن تشریفاتی بلکه کاملاً عقدی رضایی می باشد. بند اول ـ رضایی یا تشریفاتی بودن بیع املاک ثبت شده از نظر عرف متداول جامعه از لحاظ آماری اکثر املاک مورد استفاده در سطح کشور جزء املاک ثبت شده به شمار می رود؛ و نسبت بین املاک ثبت شده به ثبت نشده البته در مورد اراضی مورد بهره برداری بسیار زیاد است بنابراین بالتبع اکثر نقل و انتقالات اراضی نیز در خصوص املا ک ثبت شده خواهد بود؛ و در بسیاری از موارد مشاهده می گردد که انتقال توسط سند عادی است که در اصطلاح متداول به آن سند کاغذی می گویند. در این قبیل موارد خریدار کاملاً خود را مالک می شناسد و مردم نیز در صورت احراز اصالت سند عادی ، او را مالک ملک معامله شده محسوب می نمایند.در صورتی که اگر ثبت در دفتر اسناد رسمی شرط لازم جهت صحت عقد بیع از لحاظ عرف جامعه بود می بایستی به خریدار تا زمانی که سند رسمی تنظیم نگردیده به دیده مالک نگریسته نشود ؛ علی الخصوص این موضوع در مواردی که اصولاً ملک تنها با سند عادی معامله می گردد کاملاً محسوس می باشد و هم چنین زمانی که یبن تنظیم قولنامه تا تنظیم سند رسمی به هر علت فاصله طولانی است. از طرفی با تصویب و اجرای مواد ۱۴۷و۱۴۸اصلاحی قانون ثبت و قانون تعیین تکلیف ثبتی اراضی و ساختمانهای فاقد سند رسمی و قبول تقاضای صدور سند مالکیت براساس سند عادی بیع ، به این اسناد عادی شکل قانونی داده شده است و مورد پذیرش ادارات ثبت اسناد در سراسر ایران قرارگرفته و می گیرد و با توجه به آن سند مالکیت رسمی صادر می گردد ؛ لذا عرف متداول جامعه به راحتی اسناد عادی بیع را پذیرفته و معاملات خود را بر اساس آن منعقد می نماید. بند دوم ـ رضایی یا تشریفاتی بودن بیع املاک ثبت شده از دیدگاه رویه قضایی به دلایل زیر می توان قائل به این بود که رویه قضایی بیع املاک ثبت شده را غالباً عقدی رضایی محسوب می نماید. اولاً : در دعاوی بسیار مشاهده می گردد در صورتی که احد از طرفین پرونده ، سند عادی را به دادگاه ارائه نماید ، دادگاه در صورت تشخیص اصالت آن به سند مذکور ترتیب اثر داده تا حدی که خریدار را مالک مبیع محسوب نموده و ملک را متعلق به خریدار می داند ؛ در صورتی که اگر قرار بود دادگاهها به منطوق ماده ۴۸ قانون ثبت عمل نمایند بایستی اصولاً به سند عادی ترتیب اثر ندهند حتی در صورت احراز اصالت آن . ثانیاً : تاکنون مشاهده نگردیده که خواسته دعوایی به استناد سند عادی الزام به انعقاد عقد بیع باشد و عموماً خواسته الزام به تنظیم سند رسمی است ؛ و این به خوبی مشخص می نماید که رویه قضایی و عرف حاکم بر دستگاه قضایی وقوع بیع را با تنظیم سند عادی در صورتی که قصد مشترک طرفین تحقق عقد بیع باشد مفروض می داند و تنها جهت تحکیم و اثبات قویتر آن تنظیم سند رسمی را لازم به حساب می آورد. ثالثاً : اگر بنا براین باشد که عقد بیع با تنظیم سند رسمی منعقد گردد بایسیتی قبل از آن مبیع متعلق به فروشنده و ثمن متعلق به مشتری باشد.حال اگر فاصله زمانی طولانی بین تنظیم سند عادی و رسمی وجود داشته باشد بایستی فروشنده بتواند اجرت المثل فاصله زمانی بین تنظیم سند عادی و رسمی را مطالبه نماید که علی الخصوص در حقوق ما بهره و سود پول به رسمیت شناخته نشده است ؛ لذا چون ثمن دارای بهره نیست پس تنها بایستی اجرت المثل استفاده از مبیع قابل مطالبه باشد در حالی که مسلم است هیچ دادگاهی پس از تنظیم سند عادی بیع ، فروشنده را مالک نشناخته و وی را مستحق دریافت اجرت المثل نمی داند. شایان ذکر است در خصوص نقش رویه قضایی و نظریات مشورتی اداره حقوقی دادگستری و هم چنین نظر کمیسیون در نشت قضایی دیوان عالی کشور در تشخیص رضایی بودن عقد بیع اموال غیرمنقول در قسمتهای آتی بیشتر توضیح داده خواهد شد.[۱۲۳] بند سوم ـ نسخ ضمنی مواد ۴۶و۴۷ قانون ثبت توسط قوانین موخر اصولاً پایه و اساس مواد ۱۴۷و۱۴۸و هم چنین قانون تعیین تکلیف ثبتی اراضی فاقد سند به رسمیت بخشیدن و به ثبت رسانیدن اسناد بیع توسط سند عادی است ؛ و این موضوع هم در منطوق مواد مذکور مشاهده می گردد و هم طرز اعمال آن در سطح کشور به گونه ای است که متقاضی ثبت در صورت احراز انتقال و تصرف ملک ، مالک شناخته شده و کافی است کسی که ملک بنام وی در دفتر املاک ثبت شده انتقال مالکیت را تایید نماید و یا به گونه ای دیگر از جمله رای قطعی دادگاه انتقال مالکیت به متقاضی اثبات شود در این صورت متقاضی ، مالک شناخته می گردد ؛ گرچه هنوز ملک در دفتر املاک بنام شخص فروشنده اول است ؛ لذا این مواد قانونی نسخ ضمنی مواد۲۲و۴۶و۴۸ قانون ثبت حداقل در محدوده اعمال خود است. بنابراین می توان گفت که با تصویب قوانین موخر از جمله مواد ۱۴۷و۱۴۸ از اعتبار مواد ۲۲ و علی الخصوص مواد ۴۶و۴۸ قانون ثبت تا حد زیادی کاسته شده است. بند چهارم ـ نظریه مشورتی اداره حقوقی وزارت دادگستری
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
سوال اول این است که خاستگاه این عمل چیست؟ آیا شهوت و غضب و تمایلات و خواسته های نفسانی مرا به انجام این عمل خوانده ، یا خواسته و رضایت مولا ؟ سـوال دوم این است که چـگونه می خواهی این عمل را انجام دهی؟ آیا از سر علم یا جهل و ظن؟ آیا فرمان خدا را در چگونگی انجام این عمل یاد گرفته ای؟ سوال سوم این است که نیت و انگیزش تو در انجام عمل چیست؟ برای چه به این عمل دست می یازی: دنیا می خواهی یا مولا؟
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
متربی پس از پاسخ به این سوال وارد مرحله عمل می شود. ۴-۲-۱۵-۳٫محاسبه: محاسبه آن است که انسان هر روز از خود حساب گیرد که چه طاعتی یا معصیتی مرتکب شده است. اگر طاعتی داشته بر آن بیفزاید و اگر گناهی مرتکب شده در جبران آن بکوشد و بداند که خداوند از اعمال و اسرار نهان او آگاه است و آن را حسابرسی می کند ( رهبر و رحیمیان، ۱۳۷۷: ۱۳۱) . بر متربی لازم است در ادای این وظیفه و محاسبه نفس خویش نهایت همت خویش را مبذول داشته تا از گمراهی در امان باشد. مولای متقیان حضرت علی(ع) در خطبه ۲۲۲ در وصف ویژگی افراد اهل ذکر می فرمایند:« اگر اهل ذکر را در اندیشه ی خود آوری و مقامات ستوده ی آنان و مجالس آشکارشان را بنگری، می بینی که آنان نامه های اعمال خود را گشوده و برای حسابرسی آماده اند که همه را جبران کنند. و در اندیشه انددرکدامیک از اعمال کوچک و بزرگی که به آنان فرمان داده شده کوتاهی کرده اند یا چه اعمالی که از آن نهی شده بودند مرتکب گردیده اند. می بینی که آنان نامه های اعمال خود را گشوده و برای حسابرسی آماده اند که همه را جبران کنند. و در اندیشه اند در کدامیک از اعمال کوچک و بزرگی که به آنان فرمان داده شده کوتاهی کرده اند یا چه اعمالی که از آن نهی شده بودند مرتکب گردیده اند.» ۴-۲-۱۵-۴٫ مؤاخذه: قدم نهایی برای متربی طی این مرحله، مواخذه است: موسوی کاشمری( ۱۳۷۹: ۴۱) می نویسد در طی این مرحله است که با برخورد جدی با خود و گریبانگیری از خویشتن و تنبیه نفس در صورت نقض پیمان، از او برای رعایت کردن و نشکستن دوباره ی آن تعهد گیرد. – متربی،به عنوان محور اصلی آموزش ارزش ها که تمام فرآیندهای آموزش در جهت کمک به تربیت ایشان صورت می گیرد وبایستی از ویژگی های یاد شده برخوردار باشد . فصل پنجم نکات مرتبط با محتواهای آموزشی ۵-۱٫مقدمه: یکی از اصول مهم در فرایند آموزش، تهیه و تنظیم محتوای آموزشی می باشد. در مبحث آموزش ارزش ها، بایستی محتواها به گونه ای انتخاب شوند که به صورت منابع غنی از ارزش ها، توان آموزشی مربی را بالا برده و عامل موثری در موفقیت برنامه آموزشی باشند. شعبانی( ۱۳۸۴: ۱۸۳) معتقد است که هر معلمی باید در هنگام انتخاب محتوا یا تدریس، محتوای آموزشی را براساس معیارهای زیر ارزیابی کند؟ ۱-آیا محتوا رفتارهایی را که انتظار داریم، در شاگردان می پروراند؟ ۲-آیا محتوا براساس توانایی های ذهنی و علمی شاگردان تهیه شده است؟ ۳-آیا محتوا توالی مناسبی دارد؟ ۴-آیا محتوا با اصول و مفاهیم علمی آن درس مغایرتی ندارد؟ ۵-آیا محتوا با مدت زمان تخصیص یافته برای یادگیری انطباق دارد؟ اگر پاسخ همه سئوال های فوق منفی باشد، معلم نمی تواند از آن محتوا در فعالیت های آموزشی استفاده کند، ولی اگر پاسخ تعدادی از سئوال ها منفی است، باید تغییرات لازم در محتوای آن بخش داد. -نکات اساسی در انتخاب محتواهای آموزش ارزش ها: محتوا های آموزش ارزش ها نیز مانند سایر محتوا های آموزشی بایستی براساس اصول خاصی تهیه و سازمان دهی گردد.در ابتدا اشاره ای به معیارهای انتخاب محتوا خواهد شد. ۵-۲- معیارهای انتخاب محتوا: ۵-۲-۱-اهمیت: محتوای انتخاب شده باید از درجه بالای اهمیت برخوردار باشد.آن چه که انتظار داریم مخاطبان یاد بگیرند و انجام دهند باید در محتوا لحاظ گردد. مفاهیم و اصول اساسی به منظور تحقق اهداف برنامه آموزشی باید در محتوا مطرح شوند. قسمت اعظم محتوا باید شامل پیام هایی باشد که تاکید زیادی بر آن داریم. در واقع محتوا باید باعث رشد توانائـیها، مهـارت ها و گرایش های فـراگیران شود. محتوا نباید صرفاً بر اساس حیـطه شناختی انتخاب گردد بلکه به حیطه عاطـفی نیـز باید توجه زیادی صورت گیرد(عزیزی ،۱۳۸۷ :۶۴-۶۳) . با اینکه برنامه ریزان درسی اهمیت در انتخاب محتوا را مهم و اساسی می دانند، ولی توافقی بین آنان وجود ندارد که معیار اهمیت محتوا چیست؟ -کسانی که از طرح های «موضوع -مدار» طرفداری می کنند اعتقاد دارند که اندازه ی دانشی که به فراگیران انتقال می یابد معیار اهمیت در محتوا است. -آنانی که از طرح های « فراگیر – مدار» حمایت می کنند می گویند سهمی که محتوا در ایجاد تجربیات معنادار برای فراگیر دار دارد،معیار اهمیت است. -افرادی که از طرح های « مسئله – مدار» طرفداری می نمایند طرح مشکلات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ویژه را دلیل اهمیت محسوب می کنند(ملکی ،۱۳۸۳ :۱۱۷-۱۱۶). در تعیین محتوا جهت آموزش ارزش ها هر سه طرح یاد شده به شکل مختلط می تواند به نوعی مثمر ثمر واقع گردد و در طرح مفاهیم ارزشی به شکل محتواهای آموزشی مورد استفاده قرار گیرند؛لذامی توان گفت که طرح های « موضوع- مدار» که منجر به افزایش و انتقال دانش درزمینه ی ارزش ها به فراگیران می گردند می توانند به عنوان معیار اهمیت محتوا مورد توجه قرار گیرند ، طرح های « فراگیر- مدار» از این جهت که کسب تجربیات معنی دار در زمینه ی مفاهیم اساسی ارزشی از جمله عوامل موثر در جهت آموزش و تحکیم مباحث ارزشی می باشند حائز اهمیت فراوان هستندو می تواند به عنوان معیار اهمیت محتوا مورد توجه قرار گیرند. طرح های « مسئله-مدار» از این جهت که در جامعه ی ما افراد در معاشرت و برخورد با یکدیگر با مسائل ارزشی به عنوان پرکارآمدترین مسائل سر و کار دارند می تواند مورد استفاده قرار گرند. لذا طرح مسائل و مشکلاتی در زمینه مباحث ارزش ها به ویژه ارزش های اخلاقی و دینی می تواند به عنوان معیار اهمیت محتواهای درسی مطرح گردد. تعیین معیار اهمیت محتوا با توجه به موقعیت فراگیران و میزان اطلاع و آگاهی آن ها بستگی به صلاحدید مربی آموزش ارزش ها دارد. ۵-۲-۲-اعتبار: یکی از مهم ترین ویژگی های یک محتوای آموزشی مناسب معتبر بودن آن بر اساس منابع می باشد بـاید مفاهیـم و اصولی که از نـظر علمی صحیح و معتبـر هستند انتخـاب شده و به طور مرتـب اعتبار محتوا بررسی و بازبینی گردد (عزیزی ،۱۳۸۷ :۶۴). در زمینه ی آموزش ارزش ها نیز می توان گفت با توجه این که یکی از ویژگی های مربی، تسلط و آگاهی از مسائلی است که وی قصد تدریس آن ها را دارد؛ لذا مربی ماهر بایستی تلاش نماید تا با توجه به تسلط و آگاهی خویش از حوزه ی مباحث ارزشی به طرح محتواهایی بپردازدکه از اعتبار لازم برخوردار باشند و از پرداختن به مباحثی که سندیت ندارند پرهیز نماید. محتواهای ارائه شده در آموزش ارزش ها بایستی از پشتوانه ی محکمی از جهت اعتبار و سندیت برخوردار باشند،لذا ازطرح محتواهایی که از درجه ی اعتبار لازم ساقط هستند و جنبه ی سلیقه ای دارند ، بایستی جداً پرهیز شود. ۵-۲-۳-سودمندی: سودمندی به کاربرد مفید محتوا مربوط می شود به این معناست که برنامه ی آموزشی تا چه حد بتواند دانشی را که در زندگی روزانه و آینده فراگیران کاربرد دارد به او بیاموزد(عزیزی،۱۳۸۷ :۶۴). سودمندی از نظر صاحب نظران مختلف می تواند متفاوت باشد. ملکی (۱۳۸۳ :۱۱۷) معتقد است که سودمندی در نظر معتقدان در طرح برنامه ی درسی «موضوع-مدار» این است که تا چه حدی برنامه ی درسی بتواند دانشی را که در شغل آینده و فعالیت های دیگر بزرگسالی کاربرد دارد به فراگیران بیاموزد. از نظر طرفداران طرح« فراگیر-مدار» محتوایی که بتواند فرد را در به دست آوردن یک درک صحیح از «هویت خود» و کسب معنا در زندگی کمک کند سودمندی بیشتری دارد. آنانی که از طرح « مسئله – مدار» حمایت می کنند می گویند محتوایی سودمند است که در غلبه با مشکلات اجتماعی و سیاسی کاربرد مستقیم داشته باشد. ۵-۲-۴-انطباق با زمان آموزش و موقعیت های زمانی و مکانی : تهیه و تنظیم محتوا باید بر مبنای پیش بینی مدت زمانی باشد که برای آموزش نیاز است و چنانچه محتوای تنظیم شده بر اساس زمان تخصص یافته تهیه و تنظیم نشود، هرگز نمی توان در فرایند آموزش، فعالیت مطلوب آموزشی و تحقق هدف ها را انتظار داشت(شعبانی ،۱۳۸۱ :۱۸۵) در رابطه با آموزش ارزش ها می توان علاوه بر مطالب یاد شده یعنی انطباق محتوا با زمان آموزش به بررسی مسئله ی دیگری نیز پرداخت و آن عبارت است از این که بهتر است تا محتوای آموزشی ارزش هابا توجه به موقعیـت های خاص تهیه و تنظیم گردد . بـه طور مثـال مربی می تواند درآستانه ی اعیاد مذهبی خاص و یا مراسم عزاداری خاص به تهیه و تنظیم ، محتواهای لازم در رابطه با ارزش های دینی و اخلاقی متناسب با این موقعیت های زمانی بپردازد. از طرف دیگر مربی می تواند با توجه به موقعیت های مکانی خاص، به تهیه و تنظیم محتواهایی متناسب با آن مکان های خاص بپردازد ، به طور مثال حضور در مکان های تاریخی و یا زیارتی ، محتواهای آموزشی ویژه ی آن موقعیت ها را می طلبد که مربی بایستی با مهارت لازم و متناسب هر مکان به تهیه و تنظیم آن محتواها اقدام نماید. ۵-۲-۵-انعطاف پذیری:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
اصل استقلال: استقلال عملیات کمک رسانی نباید تحت تاثیر منافع سیاسی یا نظامی یا هر گونه منفعت دیگری قرار گیرد. اصل اقتدار بخشی: مرجع کمک رسانی باید تمامی تلاش خود را در جهت تسهیل انجام و اعطای کمک توسط مقامات محلی برای کمک رسانی به قربانیان انجام دهد و این مقامات را تقویت کند. مقام اعطاکننده کمک باید گام اول را در جهت کمک رسانی ، بازسازی و توسعه پردازد.۱
 علاوه بر اصول یاد شده فوق که باید از جانب سازمانهای بشردوستانه جهت دستیابی به قربانیان رعایت شود اصل رضایت طرفین درگیر ضروری است. از این اصل باید برداشت صحیح صورت گیرد. رضایت فقط بر عهده طرفین درگیر نیست بلکه اصلی است که در مفاد کنوانسیونهای ژنو، که به موجب آنها طرفین وظیفه دارند اجازه عبور محموله های کمک، تجهیزات و پرسنل امداد را به سازمانهای بین المللی بدهند. مورد اشاره قرار گرفته است. طبق ماده ۷۰ پروتکل اول الحاقی به کنوانسیونهای ژنو «اگر مردم غیرنظامی که در قلمرو تحت کنترل یکی از اطراف درگیر قرار دارند، از مواردی که در ماده ۶۹ اشاره شد برخوردار نگردند، اقدامات کمک رسانی که باید بشردوستانه، بی طرفانه و بدون هیچگونه تبعیض اعمال شوند، به آنها تعلق خواهد گرفت. اعطای این کمکها نباید به مثابه مداخله در مخاصمه مسلحانه یا یک اقدام غیردوستانه تلقی شود.» «طرفین مخاصمه باید عبور سریع محموله های کمک و تجهیزات و گروه های امداد را تسریع و تسهیل کنند، حتی اگر این کمکها برای افراد غیر نظامی واقع در قلمرو دشمن باشد». اصل دسترسی آزاد به قربانیان که بر مبنای رضایت طرفین درگیر است از اهمیت ویژه ای برخوردار است. این اصل تنها روش تضمین انجام اقدامات بشردوستانه و تضمین امنیت کلیه کسانی است که در انجام این عملیات دخیل می باشند.۲ علیرغم نقص مقررات بین المللی در خصوص کمکهای بشردوستانه اسنادی در این خصوص تدوین گشته اند که حاوی سلسله مقررات فوق می باشند. اصول یاد شده در اسناد ذیل مندرج گشته اند. قطعنامه های مصوب کنفرانس حقوق بین الملل در سالهای ۸۰، ۸۲ و ۸۴ الگوی عملیات امداد رسانی در زمان حدوث بلایا که توسط گروهی از متخصصین سازمان ملل در سال ۱۹۸۲ تهیه شد، اصول مربوط به حق کمک بشردوستانه که در سال ۱۹۹۳ توسط استیتوی حقوق بین الملل تدوین شد، مجموعه مقررات مربوط به کمکهای بشردوستانه در زمان حدوث بلایا که در سال ۱۹۹۳ توسط جنبش بین المللی صلیب سرخ و هلال احمر تدوین گردید و بسیاری از اسناد منتشر شده توسط بین المللی صلیب سرخ نیز حاوی این اصول بوده و این مرجع تلاش مستمری در تدوین و ترویج مقررات بشردوستانه از بدو تاسیس نموده است.۱ رویه های مختلفی نیز در زمینه نحوه ارائه کمکها ایجاد شده که توسط مقامات اعطاکننده کاملاً رعایت می شود اما علیرغم وجود این گونه کمکها ضروری است. بیش از پیش احساس می شود تدوین مقررات از سیاسی شدن و مورد انتقاد قرار گرفتن اینگونه کمکها ممانعت بعمل می آورد و جنبه انسانی اینگونه کمکها را بیش از بیش تحکیم و تقویت می کند. به هر جهت این اصول و تعریف آنها یکی از بحث برانگیز ترین مباحث حقوق بین الملل است و توافق تعریف شده ای در خصوص اعمال آنها وجود ندارد. حتی اگر اتفاق نظر رسمی در این خصوص وجود داشته باشد، ضرورت تدوین اصول تعریف شده و رویه اعمال آنها جهت حمایت از قربانیان مخاصمات، اعم از داخلی و بین المللی –بیش از پیش احساس می شود. باید رویه مشخصی جهت نحوه مداخله نیروی نظامی و سایر دول و افرادی که قصد حمایت داوطلبانه و اعطای کمک به چنین قربانیانی را دارند ایجاد شود. البته از نحوه عملکرد سازمانهای برجسته ای که در این خصوص فعالیت می کنند، همانند کمیته بین المللی صلیب سرخ و کمیسیاریای عالی پناهنگان سازمان ملل می توان اصولی را استنباط کرد و طبق آن اصول عمل نمود ولی باید در این خصوص به شکل منظم عمل شود. همچنان راه طولانی در خصوص تدوین اینگونه اصول در پیش است.۱ گفتار دوم: اعطا کنندگان کمک های بشر دوستانه با توجه به افزایش میزان جنگها، ضرورت مداخله در اینگونه جنگها (به خصوص جنگهای داخلی) پیش از پیش احساس می شود و توقع مداخله توسط کشورهای خارجی و سازمانهای بشردوستانه جهت حمایت و کاهش آلام قربانیان اینگونه جنگها رویه افزایش است. اما اصول حقوقی که چنین مداخلاتی باید با تکیه بر آنها انجام شوند همچنان در سایه ای از ابهام وجود دارد. منشور سازمان ملل مداخله توسط شورای امنیت را در مواردی که صلح و امنیت بین المللی به مخاطره می افتد مجاز اعلام نموده. عملیات حفظ صلح سازمان ملل که در سالهای اخیر انجام شده غالبا با رضایت کشورها یا دول درگیر در مساله بوده است. در خصوص مداخله کمیته بین المللی صلیب سرخ گرچه مفاد صریحی در خصوص مداخله این سازمان در مخاصمات بین المللی در کنوانسیونهای ژنو و پروتکلهای الحاقی به آن وجود دارد که به آن عملیات این ارگان رمست می بخشد، با وجود این، این ارگان در جنگهای داخلی عملیات امداد خود را پس از مذاکره با دولت درگیر یا نیروهای شورشی انجام داده است. همچنین سازمانهای خصوصی که قصد کمکهای بشردوستانه در چنین مخاصماتی را دارند باید رضایت مقامات کشور درگیر در این گونه مخاصمات را جلب نمایند. اما کشورهای ثالث و سازمانهای منطقه ای در اروپا و افریقا، در مخاصمات اخیر بدون مجوز صریح سازمان ملل مبادرت به مداخله در حمایت از قربانیان و همچنین اصول پذیرفته شده حقوق بشر و جلوگیری از تخطی و نقص حقوق مخاصمات مسلحانه نموده اند.۲ کمکها و اقدامات بشردوستانه توسط اشخاص ذیل ماعطا می شود: الف-کشورها ب-سازمانهای بین المللی (در چهارچوب مقررات مندرج در سند تاسیس خود) ج-سازمانهای بین المللی غیر دولتی د-کمیته بین المللی صلیب سرخ از آنجا که موضوع بحث این پایان جنگهای داخلی می باشد. در این مبحث صرفاً به بیان عملکرد اشخاص فوق در اینگونه مخاصمات پرداخته خواهد شد. بند اول: کشور وقوع جنگهای داخلی و تکثر اینگونه جنگها در مقام مقایسه با جنگهای کلاسیک بین المللی، تجدیدنظر در خصوص حق مداخله ثالث در چنین جنگهایی را ضروری ساخته است. این سوال که چگونه که یک کشور ثالث می تواند به عنوان میانجی یا یاری دهنده در چنین جنگهایی مداخله نماید. امروزه سوال مهمی است. تجربه بدست آمده از انجام عملیات صلح آمیز در خاورمیانه و آمریکای مرکزی و بالکان باعث گردید که پنج عامل مهم به هنگام مداخله جهت اعطای کمک در اینگونه جنگها رعایت شود. الف-کشور مداخله کننده نباید هیچگونه منفعت ملی را در انجام این مداخله مدنظر داشته باشد و صرفاً به ایجاد صلح و ارتقاء حقوق بشر بیاندیشید و باید در جلب اعتماد طرفین درگیر کوشا باشد. ب-باید در کشور مداخله کننده اتفاق نظر در قسمتهای مختلف سیاسی جهت انجام اینگونه کمکها (سیاسی، دیپلماتیک و اقتصادی) و جهت استقرار صلح وجود داشته باشد. ج-این کشور باید تجربیات لازم و کافی جهت اینگونه اقدامات را داشته باشد. د-کشور مداخله کننده باید بودجه لازم جهت انجام اینگونه کمکها را در اختیار داشته باشد. هـ-در صورت لزوم از امکانات سازمان های غیردولتی بهره گیرد. بنددوم: سازمانهای بین المللی مهمترین سازمان بین المللی که می توان به نقش آن در اعطای کمکهای بشردوستانه اشاره نمود سازمان ملل است که غالبا در اعطای چنین کمکهایی نقش هماهنگ کننده دارد. سازمانهایی که بشر دوستانه به قربانیان بلایای طبیعی ایفا نموده اند. از آن جمله می توان به نقش سازمان بهداشت جهانی (WHO)1 و برنامه جهانی غذا (WFP)2اشاره نمود.۳ تاکید بر عملیات بشردوستانه در دهه ۱۹۹۰ باعث بوجود آمدن عناصر جدیدی در این زمینه گشته است و سازمان ملل و برخی سازمانهای تخصصی نقش تعیین کننده ای در ایجاد آنها داشته اند. از آن جمله می توان به برخورد جدید و طرز تلقی جدی از جنگهای داخلی اشاره نمود. در گذشته، طبق نظر روسو، جنگ به مخاصمات میان دولتها اطلاق می شد و اختلافات و درگیریهای میان مردم از دایره شمول جنگ خارج می گشت. با وجود این جنگهای داخلی که از شدیدترین آنها می توان به جنگهای داخلی اسپانیا اشاره نمود، جان بسیاری از مردم غیرنظامی را می گرفت و پذیرش کمکهاتی بشردوستانه نیز از جانب طرفین درگیر جنگهای داخلی همواره مورد تردید بود. در دهه ۱۹۹۰ سازمان ملل بیش از گذشته با انجام عملیات حفظ صلح، ایجاد مناطق امن و اردوگاههای اسکان پناهندگان و وضع تحریمهای مختلف، به مداخله در این جنگها و واکنش در مقابل آثار و فجایع آن پرداخت.۴ یکی از آثار و فجایع بین المللی جنگهای داخلی، سیل آوارگان[۱۱۴] و پناهندگانی[۱۱۵] است که بدلیل ترس از جان یا ترس از حملات نیروهای مسلح به حریم زندگیشان از مکان اصلی زندگی خود متواری شده و به مرزهای کشورهای اطراف پناه برده یا در کشور محل اقامت خود آواره می شوند. در دهه های ۸۰ و ۹۰، افزایش تعداد پناهندگان و عکس العمل کشورها جهت مقابله با هجوم پناهندگان به مرزهای کشورشان باعث ایجاد تحولات عظیم بین المللی در خصوص موضوع پناهندگان گشته است. نقش کمیسیاریایی عالی پناهندگان سازمان ملل (UNHCR) و شورای امنیت سازمان ملل در این خصوص شایان توجه است و مساله پناهندگان از اهمیت ویژه ای در روابط بین المللی در دهه ۹۰ بخوردار گشته است. نحوه برخورد با مساله پناهندگان دستخوش تحولات زیادی، حتی در کشورهایی که درگیر جنگ هستند شده است. این کشورها نیز سعی دارند سیل جمعیتی را که به مرزها پناهنده می شوند کاهش دهند. UNHCR چتر حمایتی خود را افزایش داده است، حتی افرادی را که در داخل کشورهای درگیر در جنگ آواره می شوند تحت حمایت قرار می دهد مناطق امن با مجوز شورای امنیت ایجاد می شوند تا از هجوم پناهندگان به مرزها ممانعت بعمل آورند و بازگشت آنان را به کشورهای خود تسهیل کنند. اردوگاههایی در مرز کشورهایی که مخاصمات در آنها به وقوع پیوسته جهت اسکان آوارگان ایجاد می شود و کشورها به جای اعطای حق پناهندگی به پناهندگان کشورهای درگیر جنگ آنها را موقتا تحت الحمایه قرار می دهند. در مخاصمات پس از جنگ سرد تلاشهایی در خصوص ایجاد مناطق ویژه حمایت از قربانیان جنگها و حمایت از کسانی که به این افراد یاری می رسانند صورت پذیرفت. این مناطق به نامهای مختلفی خوانده می شدند از جمله «کریدورهای آسایش»، «کریدورهای انسانی»، «مناطق بی طرف»، «مناطق حفاظت شده»، «مناطق امن»، «کریدورهای امنیتی» و «مناطق امن». شورای امنیت سازمان ملل نیز در این زمینه بسیار فعال بوده و حداقل پنج بار این مناطق را ایجاد نموده است. UNHCR نیز در ایجاد و گسترش این مناطق نقش د اشته و دو منطقه امن در سریلانکا ایجاد نمود تا ساکنانی که جانشان بدلیل مخاصمات میان نیروهای دولتی و شورشیان امیل در خطر بود بتوانند به این مناطق پناه ببرند تنوع انسانی چنین مناطقی نشان دهنده ویژگیهای متفاوت و متنوع چنین مناطقی است و در همین حال نقص مقررات حقوقی را در این زمینه آشکار می سازد. در کنوانسیونهای چهارگانه ژنو به این مساله که باید مناطقی وجود داشته باشد که از حمایت ویژه ای برخوردار باشد اشاره شده است. در ماده ۲۴ اولین کنوانسیونهای ژنو در صورت توافق میان طرفین، مناطقی برای اسکان زندانیان و بیماران پیش بینی شده است. و در کنوانسیونهای شماره ۴، مجدداً با رضایت طرفین درگیر به ایجاد منطقه بی طرف برای حمایت از زخمیان و بیماران اعم از رزمنده و غیر رزمنده و غیر نظامیانی که در جنگ شرکت نداشته اند اشاره شده است. از جمله اقداماتی که توسط سازمان ملل در این راستا انجام شده است می توان به ایجاد این مناطق در شمال عراق، بوسنی و هرزگوین و رواندا اشاره کرد. بهرحال از تجربه ایجاد مناطق امن چنین نتیجه گیری می شود که گرچه ایجاد این مناطق از طریق هماهنگیهای فوری، بدون تکیه بر معاهدات، مفید است و از انجام عملیات نظامی در این مناطق جلوگیری می کند و این مناطق را از تجاوز خارجی مصون می دارد و گرچه ایجاد این مناطق تاکنون جان عده زیادی را از مرگ حتمی نجات داده است بخصوص در سارایوو و در طول سه زمستان سخت با وجود این، این مناطق به ندرت توانسته اند راه حل نهایی برای مقابله با ترس و خطرات ناشی از جنگها باشند. بندسوم: سازمانهای غیر دولتی (NGO’s) اصولاً سازمانهای غیردولتی، نقش قابل توجه و چشمگیری در ارائه کمکهای بشردوستانه به ویژه در زمان حدوث بلایای طبیعی دارند. محاسن مداخله این سازمانها بسیار است. مهمترین حسن این است که چنین سازمانهایی در زمینه مسائل داخلی کشورها تجربیات فراوان دارند و با مقامات محلی در تماس هستند. این سازمانها به راحتی می توانند به مناطقی به مخاصمات در انها جریان دارد دسترسی پیدا کنند حال آنکه نمایندگان رسمی کشورها از چنین حقی برخوردار نیستند. اینگونه سازمانها غالباً به عنوان مرجعی بی طرف و با اهداف انسانی و بشردوستانه تلقی شده و مانعی بر سر اقدامات آنها ایجاد نمی شود. بسیاری از سازمانهای غیر دولتی بزرگ ید طولانی در همکاری با سازمانهای دولتی دارند و از الزامات و تشریفات دولتی و قانونی و تخمین هزینه ها آگاهند و معمولاً در ارتباطشان با دولتها کاملاً انعطاف پذیر هستند. این سازمانها پرسنل صلاحیت داری را که غالباً دولت آنها را نمی شناسند شناسایی کرده و بکار می گیرند. اصولاً سازمانهای غیردولتی در یافتن راه حلهای منطقی و عملی جهت حل و فصل مخاصمات مجرب هستند و نحوه اجرای این راه حلها را می دانند. باید بخاطر داشت که همواره عملکرد سازمانهای غیردولتی به سادگی صورت نمی پذیرد. یکی از مشکلات و موانع اساسی سر راه اینگونه سازمانها، کمبود همکاری لازم میان سازمانها و ارگانهای مختلف دست اندر کار در حل و فصل مخاصمات است. مشکل دیگر متفاوت بودن اهداف اینگونه سازمانها از اهداف دولتهای ذینفع است. دولتها غالباً به راه حلهای بلند مدت و ریشه ای می اندیشند حال آنکه اینگونه سازمانها غالبا درصدد یافتن راه حلهای فوری و کوتاه مدت جهت بهبود رابطه اضطراری و آثار ناشی از آن می باشند. هدف غایی دولتها غالبا اتخاذ موافقتنامه ای جهت برقراری صلح میان طرفین درگیر است و به منصفانه بودن چنین توافقی نمی اندیشند و درصدد مجازات کسانی که به نقص حقوق اساسی بشر پرداخته اند بر نمی آیند حال آنکه سازمانهای غیردولتی به آثار نامطلوب چنین موافقتنامه هایی توجه لازم مبذول داشته و درصدد یافتن و مجازات مسئولین نقض حقوق بشر در اینگونه درگیریها می باشند. مفید و موثر بودن عملکرد اینگونه سازمانها به عوامل متعددی بستگی دارد، از جمله همکاری موثر سازمانها و عدم تداخل وظایف آنها در صورت عدم همکاری و بکارگیری صحیح امکانات، اقدامات این سازمانها تاثیر مطلوب را نخواهد داشت و در بدترین حالت منجر به تضعیف و از بین بردن نتیجه فعالیتهایی گوناگون سازمان های مختلف خواهد شد. از جمله سازمانهای غیر دولتی که در راستای فعالیتشان موفق بوده اند می توان به سازمان های غیردولتی نروژی اشاره نمود که پس از وقوع بحران پناهندگان کرد عراق، در سال ۱۹۹۱ جهت یاری و همکاری با ارگانهای سازمان ملل و حل و فصل مسائل مربوط به جنگها تشکیل شدند و در حال حاضر بیش از بیست سازمان نروژی که جهت اعطای کمکهای بشردوستانه و جلوگیری از بروز جنگها و انجام اقدامات بشر دوستانه تشکیل شده اند و توسط دولت حمایت می شوند، در حدود صد کشور جهان وجود دارند. امروزه بیش از هزار سازمان غیردولتی در سراسر جهان وجود دارد و آنها در مراحل اول بروز جنگها مداخله می نمایند یا در مراحل پیشرفته تر، دریافتن راه حلهای بلندمدت نقش بسزایی ایفا می کنند. آنها با سازمانهای وابسته به سازمان ملل همانند UNHCR همکاریهای نزدیک و موثری در زمینه اعطای حمایتهای بین المللی دارند به عنوان مثال UNHCR یا بیش از ۲۵۰ سازمان غیردولتی به انعقاد قراردادهای همکاری مبادرت ورزیده است. سازمان های غیردولتی به دلیل انعطاف پذیر بودن دایره فعالیتهایشان می توانند به مداخله سریع در بحران، جهت اعطای کمکهای بشردوستانه و ضروری برای حفظ جان بسیاری از انسانها بپردازند. این سازمانها در آگاه نمودن مردم جهان از نقصهای مکرر حقوق بشر و جنگهای قومی و نژادی مرگبار نقش بسزایی ایفا می کنند. بندچهارم: کمیته بین المللی صلیب سرخ (ICRC) ICRC که مقرر آن در ژنو می باشد مجمع خصوصی است که مطابق قوانین مندرج در قانون مدنی سوئیس اداره می شود. این مجمع از حداکثر ۲۵ عضو تشکیل می شود که الزاما سوئیسی هستند. اعضای این کمیته با رای داخلی انتخاب می شوند و به این ترتیب اصل استقلال و بی طرفی که لازمه فعالیتهای آن در مخاصمات مسلحانه می باشد رعایت می شود. اکثریت کارمندانی که در این کمیته استخدام شده و فعالیت می کنند و نیز تابعیت سوئیس را دارند. واژه بین المللی نیز که در نام این کمیته آمده است به دلیل بین المللی بودن فعالیتهای این ارگان وضع شده است. کمیته دارای نمایندگان دائم یا موقت در کشورهای مختلف می باشد که حافظ منافع و اهداف آن و معرف فعالیتهای کمیته به مقامات ملی و رسمی این کشور می باشند. بودجه این کمیته بوسیله جوامع صلیب سرخ ملی و کمکهای داوطلبانه دولتها تامین می شود. طبق سند تاسیس ICRC و ماده ۶ سند تاسیس صلیب سرخ بین المللی، وظایف اصلی ICRC عبارتند از: اجرای اصول صلیب سرخ، فعالیت جهت توسعه حقوق بشردوستانه بین المللی، انجام اقدامات در چهارچوب صلاحیتش به عنوان یک ارگان بی طرف به خصوص در جنگها و مخاصمات و اغتشاشات داخلی، سعی در حمایت و اعطای کمکهای بشردوستانه به قربانیان جنگها اعم از نظامی و غیرنظامی و میانجیگری به خصوص در مسائل بشردوستانه میان طرفین درگیر. در طول ۱۳۸ سالی که از تاسیس ICRC می گذرد، این ارگان تقریباً در کلیه مخاصمات بین المللی فعال بوده و از دهه ۱۹۶۰ در اشکال دیگری از مخاصمات مسلحانه که از قلمرو مرزها خارج نمی شده نیز فعالیت داشته است. از دهه ۱۹۶۰ فعالیت ICRC در اغتشاشات و جنگهای داخلی افزایش یافته است و از اینرو نقش و حضور ICRC در مناطقی که نمایندگی دائم داشته و همینطور در مناطقی حضورش مفید و ضروری بوده افزایش یافته است. در دهه ۱۹۷۰ فعالیتهای این ارگان بیشتر افزایش یافت و دفاتر نمایندگی خود را در جهت فعالیتهای اجرایی در مناطق مختلف دنیا افزایش داد. در دهه ۱۹۹۰ میلادی ICRC در زمینه کارهایی که منحصرا از فعالیتهایش به شمار می رفت به همکاری با سایر ارگانها پرداخت. این ارگان جهت حفظ منافع قربانیان مخاصمات ناگزیر از چنین همکاری بود چرا که در غیر اینصورت منافع قربانیان مخاصمات ناگزیر از چنین همکاری بود چرا که در غیر اینصورت منافع این افراد (پناهندگان، آوارگان، زندانیان…) فدای درگیریها و اختلاف نظرهای میان این ارگانها می گردید. ICRC در ارتباط با سازمانهای غیردولتی و سازمانهای وابسته به سازمان ملل (…WHO,UNICEF,WFP, UNHCR) سعی در داشتن نقش مکمل در انجام فعالیتهای آنان و حفظ قلمروی خاصی که به موجب کنوانسیونهای چهارگانه ژنو به آن اعطا شده است دارد. ICRC نقش ناظر را در مجمع عمومی سازمان ملل دارد و با دپارتمان مسائل بشردوستانه همکاری می کند و در جلساتی که میان سازمانهای وابسته به سازمان ملل انجام می شود مانند WHO,UNICEF,WFP, UNHCR نقش ناظر را دارد. این ارگان در جلسات سازمانهای بین المللی منطقه ای به عنوان عضو ناظر یا مهمان شرکت می کند و با ما این سازمانها همکاری دارد. بندپنجم: رابطه میان ارگانهای مختلف اعطا کننده کمک های بشر دوستانه انجام عملیات و اقدامات بشردوستانه در سالهای اخیر بدلیل افزایش ارگانهایی که در این زمینه فعالیت می کنند پیچیده تر شده است. با افزایش روز افزون سازمانهایی که در این زمینه با یکدیگر رقابت دارند ضرورت ایجاد قواعد اخلاقی و مقتضی در این زمینه برای اجتناب از تاثیر معکوس این اقدامات بیش از پیش احساس می شود. در صورت عدم تدوین این مقررات امنیت پرسنلی که در این زمینه فعالیت می کنند به خطر می افتد و اعتبار اینگونه عملیات از دیدگاه طرفین جنگها زیر سوال می رود و این مساله واقعا جای تاسف دارد. مساله همکاری میان سازمانهای بشردوستانه در مخاصمات موضوع جدیدی نیست و سمینارها، میزگردها و گردهمایی های زیادی به این موضوع پرداخته اند. اینگونه تحقیقات لزوم همکاری میان این سازمان ها و صرف بودجه اختصاص یافته به آنها را به بهترین شکل ممکن و تلاش در جلوگیری از اتلاف نیروهای موثر در این زمینه را مشخص نموده است. به تحقق رساندن این اهداف بسیار دشوار است زیرا تعداد اشکال مخاصمات پس از جنگ سرد قربانیان زیادی به همراه داشته است و این تعدد خطر و تهدید جدی برای صلح و ثبات بین المللی است. از طرفی افزایش تعداد سازمانهای بشردوستانه و تفاوت ماهیت اقدامات این سازمانها همکاری جدی تر این سازمانها را در حل و فصل موضوعات بین المللی می طلبد. مکانیسمهای مختلفی برای همکاری میان این ارگانها ایجاد شده است مانند حضور فعال ICRCدر دپارتمان مسائل بشردوستانه (DHA) در سازمان ملل یا در ECHO ICRE نه تنها از ارگانهایی مختلف سازمان ملل در خصوص فعالیتهای مشترکشان مشورت می کند بلکه با جوامع صلیب سرخ ملی و هلال احمر و فدراسیون آنها و سایر سازمانهای غیردولتی مهم نیز مشورت می کند. و با آنها تبادل اطلاعات و برنامه های اجرایی می نماید. و سایر سازمانهای اجرایی را نیز از فعالیتهایش مطلع می سازد. کارکنان ارگانهای مختلف نیز در محل اجرای عملیات با یکدیگر همکاری می کنند. گرچه در شرایطی که مخاصمه ای رخ نداده همکاری میان سازمانهای غیردولتی و سازمانهای منطقه ای و سازمان ملل الزامی است، اما در شرایط جنگ ممکن است این ارگانها اهداف متفاوتی را دنبال کنند. اصولاً ارگانهای سازمان ملل در چنین شرایطی قادر به رعایت اصول بی طرفی و عدم تبعیض در اعطای کمکها به اطراف درگیر نمی باشند. در اینگونه شرایط ممکن است شورای امنیت از یکسو تحریمهایی را علیه یکی از اطراف قضیه اعمال کند و از طرف دیگر فعالیتهای بشردوستانه تابع سیاستهای کلی بین المللی در جهت حفظ صلح و امنیت بین المللی باشد. سازمانهای غیردولتی نیز ممکن است از یک طرف درگیر به دلیل اینکه بیشتر از اطراف دیگر قربانی نقص حقوق بشر بوده حمایت بیشتری بعمل آورند. در چنین شرایطی دشوار به نظر می رسد که ICRC بتواند شهرت و اعتبار خود را در حفظ موضع بی طرفانه خود حفظ کند چرا که در برخی موارد ناگزیر از همکاری با سایر ارگانها در شرایط جنگ می باشد. تفکیک صحیح و دقیق وظایف این ارگانها جنگ ضروری است. دولتها و سازمان ملل باید با مسائل مربوط به جنگ و حل و فصل آن از طریق دیپلماسی و در شرایط اضطراری با برخوردهای نظامی و تعقیب و محاکمه و مجازات مرتکبین جرائم ضد بشری برخورد نمایند. مسائل مربوط به اقدامات بشردوستانه در قلمرو صلاحیت ICRC می باشد که بی طرفی، عدم تبعیض و استقلالش برای اطراف درگیر محرز است. در هر حال ICRC نباید مجری اقدامات سازمان ملل یا مقاصد دولتها در جنگها باشد و به این ترتیب صلاحیت و اعتبار خویش را در این عرضه حفظ نماید. چنانچه تفکیک به گونه درست رعایت شود، هر یک از این ارگانها در ایفای نقش خود موفق خواهند بود. در دنیای پرمخاصمه امروز، با وجود تنوع شکل درگیریها، برای اجرای صحیح اقدامات بشردوستانه، باید اصول مربوط به اینگونه کمکها مراعات شود تا در کاهش آلام بشری و اجتناب از التفاط اینگونه کمکها با مسایل سیاسی و نظامی جلوگیری شود. گرچه هر یک از این اقدامات سیاسی و نظامی و بشردوستانه به نوبه خود ضروری می باشند و لزوم همکاری ارگانهای دست اندر در هر یک از این اقدامات بیش از پیش احساس می شود و گامهای مثبتی نیز در این زمینه برداشته شده، اما باید به خاطر داشت که تعریف مسئولیتهای هر یک از ارگانها در حیطه اقتدار و اختیارشان جهت انجام همکاریهای موثر ضروری است. مبحث دوم: کیفیت و چگونگی کمک های بشر دوستانه در جنگ های غیر بین المللی گفتار اول: حق یا تکلیف بودن اعطا یا دریافت کمک های بشردوستانه در سالیان اخیر بحثهای فراوانی در خصوص حق کمکهای بشردوستانه به عنوان یکی از حقوق اساسی بشر صورت گرفته است. این حق در اسناد مبین حقوق بشر مندرج نشده است اما می تواند آن را از اختلال نحوه اجرای اینگونه حقوق استنتاج نمود. تمایل فراوانی برای تعریف این حق و به رسمیت شناخته شدن آن وجود دارد. در حقوق بین الملل بشر دوستانه (بخصوص جنگهای بین المللی) این حق برای گروه های مختلفی از قربانیان جنگ به رسمیت شناخته نشده است. اما در خصوص جنگها و اغتشاشات داخلی هنوز این حق بصورت مدون شناخته نشده است. در شرایط بحران که جان عده زیادی از مردم در خطر است باید این حق را برای آنان به رسمیت شناخت. این حق به این مفهوم است که اشخاصی که نیاز به کمکهای بشردوستانه دارند در شرایط تعریف شده و مشخص بتوانند طلب کمک نمایند و از امکاناتی که سازمانهای ملی و بین المللی صلاحیتدار در این زمینه به آنان ارائه می کنند استفاده نمایند. سازمانهای فوق نیز بماید بتوانند در چهارچوب مقررات مدون و تعریف شده به افراد نیازمند کمک دسترسی داشته باشند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲۰۰۶
۰/۲-
۱/۰-
۱/۰-
۴/۳
۶/۱
۲۰۰۷
۲/۸-
۰/۰
۴/۰-
۰/۴
۶/۱
۲۰۰۸
۰/۷
۳/۰-
۵/۰-
۰/۴
۸/۳
۲۰۰۹
۶/۶-
۳/۰-
۵/۰-
۱/۳
۴/۲
۲۰۱۰
۳/۱
۴/۰-
۵/۰-
۰/۲
۴/۲
دامنهی اقتصادهای ضعیف منطقه به شدت ساختار اجتماعی را متأثر کرده است. تعامل شدید بین مسائل اقتصادی، اشتغال، سطح آموزشی، رفاه و توسعه ی انسانی و خدمات اجتماعی به سرعت ظرفیت ها و توانایی ها و بالعکس ناتوانی های بخش اقتصاد را در سایر بخش ها از جمله سطح اجتماع نمودار ساخته است. رشد سریع جمعیت، قاچاق زنان و مواد مخدر، فقدان امکانات بهداشتی و آب آشامیدنی مناسب، فقر، گسترش ایدز، بحران هایی اخلاقی، حضور پناهندگان و مشکلات به همراه آنان، عدم امنیت… مشخصهی بارز وضعیت اجتماعی این جمهوری هاست. اوضاع اجتماعی منطقه پس از فروپاشی بدتر شده است. گسترش فحشا حاصل دوران فروپاشی و از بین رفتن نظم و قانون شوروی و فقدان حکومتداری مؤثر شمرده می شود، مهمتر این که بر یک وضعیت نابسامان اقتصادی و همچنین بحران اخلاقی عمیقتر دلالت می کند که به واسطهی آن هویت ها مغشوش شدهاند. قاچاق مواد مخدر، گسترش فساد، خود فروشی و تهدید گسترش ایدز و قاچاق زنان به کشورهای حوزه خلیج فارس، خاورمیانه، امارات متحده به شدت رواج داشته، در این زمینه نیز شهر بیشکک قرقیزستان مقام اول را در بین کشورهای منطقه داشته است. این کشور منطقهی ایده آل این فعالیت ها برای گروه های تبهکاران چینی و جنوب آسیا فراهم آورده است.[۳۵۴]
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
یکی دیگر از مسائل گریبانگیر زنان و دختران آسیای مرکزی قاچاق آنان توسط گروه های تبهکار است. مشکلات بازسازی اقتصادی به دنبال فروپاشی نظام اقتصادی شوروی، همراه با نتایج جنگ داخلی تاجیکستان و ناامنی محیط داخلی، مهاجرت گستردهی شهروندان تاجیکی به مناطقی چون فدراسیون روسیه، قزاقستان، قرقیزستان و به میزان کمتری ازبکستان و ترکمنستان را که نیاز به ویزا ندارند، در پی داشته است. همچنین نبود نیاز به روادید در این مناطق مقدمه ای برای مهاجرت های غیر قانونی و قاچاق انسان شده است. بنابر گزارش ها مهاجران جویای کار در تاجیکستان بین ۲۰۰تا ۴۰۰ هزار نفر برآورد شده است. بسیاری از این مهاجران جویای کار که فاقد تخصص هستند، به راحتی در دام شبکه های جنسی گرفتار می شوند.[۳۵۵] عواملی که باعث گسترش قاچاق انسان در منطقه شده است :[۳۵۶]
- شرایط بد اقتصادی توأم با بیکاری، فقر، درآمد پایین، وضعیت نابرابر زنان و مردان و نبود آینده شغلی، بستر مناسبی برای مهاجرت های غیرقانونی به خارج از مرزها به وجود آورده است.
- عوامل اجتماعی – فرهنگی: نابرابری اجتماعی، تغییر ارزش ها، نبود عدالت جنسیتی، ازدواجهای زودرس، خشونت های خانگی، تحصیلات و سطح آموزش پایین، فشار جمعیت، عدم آگاهی از فعالیت های قاچاق انسان.
- عوامل سیاسی- حقوقی: عدم امنیت، فقدان سیاستگذاری مناسب، منازعات و تنش های سیاسی، جنگ داخلی، نبود احترام به حقوق بشر، قوانین جزایی ناکارآمد، فساد نهادهای پیگیری و رسیدگی.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
جدول ۴ـ۳٫ تحلیل عاملی اکتشافی زیرمقیاس والدگری مثبت (گزارش والد)
کفایت نمونه گیری کایزر، میر، اولکین ( KMO )
آزمون کرویت بارتلت
درجه آزادی
معناداری
ارزش ویژه
درصد واریانس تبیین شده
۷۴۳/۰
۰۷۴/۵۷۶
۲۱
۰۰۱/ ۰>P
۴۴۴/۲
۹۱۶/۳۴
سؤالات
۲۲
۲۳
۲۴
۲۵
۲۶
۲۷
۲۸
بار های عاملی
۵۶۳/۰
۵۵۹/۰
۵۲۳/۰
۴۷۵/۰
۴۶۶/۰
۴۶۹/۰
۳۶۵/۰
جدول ۴ـ۳ نشان میدهد که مقدار شاخص نمونهبرداری و اندازه کرویت باتلر با درجه آزادی ۲۱ معنادارند. مقادیر قطر ماتریس همبستگیهای ضد تصویری سؤالها اندازه بالاتر از ۷/۰ را برای این زیرمقیاس نشان دادند. بدین ترتیب بر اساس این سه شاخص، امکان تحلیل عاملی فراهم شد. جدول ارزش ویژه در تحلیل عاملی یک عامل با بار ارزشی بالاتر از ۲ را نشان داد و بر اساس نتایج جدول واریانس استخراجی، مشخص شد که این عامل ۹۲/۳۴ درصد از واریانس والدگری مثبت را تبیین معنادار میکند. با توجه به شناسایی یک عامل، تحلیل عاملی، سؤالات را بدون چرخش تحت یک عامل معرفی کرد. همانطور که نتایج جدول ۴ـ۳ نشان میدهد که کمترین بار عاملی به سؤال ۲۸ و بالاترین به سؤال ۲۳ اختصاص دارد.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
ب) مقیاس ارتباط والد ـ نوجوان برای سنجش ارتباط بین والد و نوجوان از مقیاس”ارتباط والد ـ نوجوان”بارنز و السون (۱۹۸۵) بهره گرفته شد. این مقیاس ارتباط بیپرده بین والد و نوجوان و ارتباط مشکلدار بین این دو را میسنجد. مقیاس ارتباط والد ـ نوجوان (گزارش نوجوان: ۴۰ سؤال؛ گزارش والد: ۲۰ سؤال)کیفیّت و محتوای ارتباط بین والد و نوجوان را میسنجد. فرم نوجوان ۴۰ سؤال دارد که نوجوانان در مورد کیفیت و محتوای ارتباطی که با مادرشان (۲۰ سؤال) و پدرشان (۲۰ سؤال) ادراک میکنند، گزارش میدهند (برای مثال، مادرم همیشه با صبر و دلسوزی به من گوش میدهد). در پژوهش حاضر سؤالهای مربوط به والد گزارشدهنده، مورد تحلیل قرار گرفتند. در فرم ۲۰ سؤالی والد، والد نوجوان در مورد کیفیت و محتوای ارتباط با فرزندش، گزارش میدهد (برای مثال، من همیشه با صبر و دلسوزی به فرزندم گوش میدهم). پاسخها بر مبنای مقیاس لیکرت پنج درجهای (از کاملاً مخالفم، ۱ تا کاملاً موافقم، ۵) درجهبندی شده است. سؤالهای مربوط به ارتباط مشکلدار بهطور معکوس نمرهگذاری میشوند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
مدیران سه نقش مهم در ارتباط با حمایت از ایدهها را بر عهده دارند:( رابینسون و اسکرودر[۹۶]، ۲۰۰۶) ۱.محیطی را که از خلق ایدهها و ارتباط آنها حمایت میکند، را ایجاد میکنند.
-
-
- مدیران به کارکنان برای توسعه دانش و مهارتهای حل مسئله، به منظور افزایش کیفیت و اثربخشی ایدههای ارائه شده کمک میکنند.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
-
- هنگامی که ایده ای ارائه میشود که خوب نیست، به معنی فرصت برای مدیران، برای توضیح دادن به کارکنان است که چه باید بکنند تا ایده به صورت مفید مورد استفاده قرار گیرد. در نهایت مدیران ایدههای خوب را به مدبران سطوح بالاتر ارائه میکنند و به اکتشاف فرصتهای وسیع برای استفاده ایدههای مخصوص در کل شرکت میپردازند.
لوکستال[۹۷] و همکاران( ۲۰۰۹) ، رابینسون و اسکرودر( ۲۰۰۶) پیشنهاداتی را که باعث پرورش فعالیتهای کارآفرینانه میشوند ارائه دادهاند( لوکس، ۲۰۱۲): ۱.نوآوری بر مأموریت، اهداف و ارزشهای شرکت و پاداش مدیران تاکید دارد.
-
- نوآوری باید از بالا به پایین و از پایین به بالا ترکیب شود. نوآوریهای پایین به بالا از تعهدات کارکنان بهره جسته و نوآوریهای از بالا به پایین از هم ترازی بهتر اهداف شرکت بهره جسته است.
-
- ارتباطات داخلی تمامی کارکنان به طور مناسب پوشش داده شود. همچنین بر نقش مدیران، کارکنانی که در ارتباط مستقیم با مشتریان هستند و متخصصان توسعه دهنده خدمات و محصولات جدید تاکید شده است.
-
- مدیران به منظور حمایت از ایدههای نوآورانه آموزش ببینند و کارکنان، حمایت سازمان را از طریق سرپرست مستقیم خود دریافت نمایند.
-
- فرایندها به صورت ساده و قابل فهم تنظیم شده باشند. در این صورت همه کارکنان میدانند که چگونه با یک ایده جدید پیش بروند. بسیاری از سیستمهای بهبود مستمر پیچیده هستند زیرا آنها برای نوآوریهای رادیکالی میباشند.
-
- ایدهها سریع و مؤثر ارزیابی شوند.
-
- بازخور سریع، ساده و آموزنده است.
-
- عملیات اجرایی باید به نرمی و سرعت انجام شوند و اثرات برآمده از آنها زودتر مشخص شود. منابع هم برای اجرای سریع در دسترس باشد.
-
- ایدهها با امکان به کارگیری گسترده از ذهن ، تجزیه و تحلیل شوند، که این کار زمانی که از ایدههای کوچک، موضوعات بزرگ به دست میآید، باعث افزایش اثربخشی سیستم میشود.
-
- اندازه گیری و بهبود سیستمهای بهبود مستمر
-
- شرکت باید هم از ایدههای داخلی و خارجی شرکت بهره ببرد. هدف انباشته کردن طرحها و الگوها نیست، بلکه انجام نوآوری سریع، ارزان و انتشار آن برای استفاده از محصولات و خدمات شرکت است.
-
- ارزیابی عملکرد بیشتر به اهداف بلند مدت، ترکیب نتایج فردی و تیمی و تحمل اشتباهات ممکن تمرکز داشته باشد برای مدیران، فعالیتهای نوآورانه تیم آنها یک هدف روشن باشد و بخشی از ارزیابی عملکرد آنها به حساب آید.
لئونیداس و واسیلیس( ۲۰۰۷)، مدلی از رفتار کارآفرینانه در تحقیق خود بر اساس ادبیات رفتار کارآفرینانه ارائه نمودهاند که متغییرهای مشخص آن به صورت زیر است:
-
- زمینه حمایت به سمت رفتار کارآفرینی
زمینه یک ساختار چند بعدی است که شامل آزادی در پذیرش ابتکارات و دسترسی به منابع، اطلاعات و حمایتهای سیاسی اجتماعی
کارکنان ممکن است در نشان دادن رفتارکارآفرینانه بر اساس جنسیت، تحصیلات، ثبت خدمات، عنوان شغلی و سمت سازمانی باهم متفاوت باشند. ۲-۲. پیشینه تحقییق ۲-۲-۱. پیشینه تحقیقات داخلی
-
- در تحقیقی که توسط اسماعیلی(۲۰۱۴)، تحت عنوان” مطالعه بر روی تأثیر هوش استراتژیک بر تصمیم گیری و برنامه ریزی استراتژیک” با هدف بررسی تأثیر هوش استراتژیک بر تصمیم گیری استراتژیک و برنامه ریزی استراتژیک در سازمانها و شرکتهایی که از سیستم هوش استراتژیک در شهر خرم آباد استفاده میکنند به این نتیجه دست یافت که هوش استراتژیک تاثیری مثبت و معنی دار بر تصمیم گیری استراتژیک و برنامه ریزی استراتژیک دارد.
-
- آزما و مصطفی پور(۲۰۱۲)، در پژوهشی تحت عنوان ” هوش تجاری به عنوان یک کلید استراتژی برای توسعه سازمانی” به این نتیجه رسیدند که سازمانهایی که از هوش تجاری یا کسب و کار و فناوری اطلاعات برای جمع آوری اطلاعات و تجزیه و تحلیل آن استفاده میکنند مدیران آنها میتوانند تصمیمهای بهتری بگیرند، میتوان در هزینههای اضافی صرفه جویی کرد و همچنین میتواند باعث بهبود عملکرد و افزایش بهره وری شود
-
- پیرایش و علی پور(۱۳۹۱)، در تحقیقی تحت عنوان ” بررسی رابطهی بین هوش رقابتی و اثر بخشی استراتژیهای بازاریابی در بین بانکهای دولتی و خصوصی استان زنجان” به این نتیجه رسیدند که بین هوش رقابتی و اثر بخشی بازاریابی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. به این معنی که هرچه نمره هوش رقابتی افزایش یابد میزان اثربخشی بازاریابی نیز افزایش مییابد.
-
- دولت آبادی و همکاران(۱۳۹۰)، در تحقیقی تحت عنوان ” بررسی میزان تأثیر هوشمندی رقابتی در ایجاد مزیت رقابتی” به این نتیجه رسیدند که هوشمندی رقابتی یک عامل کلیدی در کسب مزیت رقابتی برای شرکتهای مورد بررسی در تحقیق میباشد. در پژوهش حاضر، الگوی هوشمندی رقابتی دارای پنج مؤلفه کلیدی برنامه ریزی و تمرکز، جمع آوری، تجزیه و تحلیل و انتشار و ارزیابی اطلاعات در نظر گرفته شده است. نتایج تاکید میکند که از میان اجزای تشکیل دهنده هوشمندی رقابتی، گردآوری اطلاعات دارای معنادارترین رابطه با هوشمندی رقابتی است. اما رابطه بین انتشار اطلاعات و هوشمندی رقابتی دارای کمترین معناداری است که حاکی از وجود مشکلات در زمینه انتشار اطلاعات به دست آمده در مورد رقبا و محیط بیرونی سازمان در بین افراد، توسط شرکتها است.
-
- اعرابی و پیرمراد( ۱۳۸۹)، در تحقیقی تحت عنوان” راهبردهای رهبری متخصصان در بخش تحقیق و توسعه” به نتایج زیر دست یافتند:
-
- محوری بودن نقش متخصصان در بخش تحقیق و توسعه
-
- اهمیت دوچندان مباحث رفتار سازمانی و تأثیرپذیری بالای این سازمانها از عملکرد متخصصان
-
- محوری بودن رهبری متخصصان در بقا و توسعه سازمان
-
- لزوم توجه ویژه به راهبردهای رهبری متخصصان این بخش در برنامه راهبردی این سازمانها به عنوان محور حرکت سازمان
-
- در تحقیقی که توسط جهانگیری و ثقفی( ۱۳۸۷)، تحت عنوان” بررسی ویژگیهای کارآفرینی مدیران” انجام شد، به بررسی پانزده مشخصه از ویژگیهای مدیران پرداختند. آنها به این نتیجه دست یافتند که کارآفرین بودن با سابقه کار، جنسیت و پست سازمانی رابطه نداشته و در همه ابعاد ویژگیهای مدیران بیش از متوسط بوده است.
-
- اردکانی و همکاران(۱۳۸۹)، در در تحقیقی تحت عنوان” بررسی ارتباط بین خلاقیت و رفتار کارآفرینانه” به این نتیجه دست یافتند که رابطهی معنی داری بین خلاقیت افراد به عنوان یکی از ویژگیهای کارآفرینانه و رفتار کارآفرینانه وجود دارد . به عبارت دیگر آنان یکی از پایههای رفتار کارآفرینانه را خلاقیت میدانند.
-
- صادقی و همکاران(۱۳۸۶)، در تحقیقی تحت عنوان” تأثیر خودکارآمدی بر رفتارکارآفرینانه” به این نتیجه دست یافتند که در شکل گیری رفتارهای کارآفرینانه عوامل درون فردی و برون فردی گوناگونی تاثیرگذار است . در این مطالعه خودکارآمدی یکی از مهمترین عوامل درون فردی که بر رفتار کارآفرینانه اثرگذار میباشد، شناخته شده است.
-
- جعفرزاده و بازرگان(۱۳۸۳)، در تحقیقی تحت عنوان” تحلیل عوامل مؤثر در کارآفرینی دانش
آموختگان” که برای شناخت رابطهی ویژگیهای گوناگون فارغ التحصیلان دانشگاهی با میزان کارآفرینی و طراحی الگویی برای پیش بینی توان دانش آموختگان دانشگاهی در کارآفرینی انجام شده است، نشان میدهد که ویژگیهای روان شناختی و مدیریتی، نقش اول را در کارآفرینی ایفا میکنند و ویژگیهای تحصیلی، محیطی و جمعیت شناختی در مرحلهی بعدی ، بالاترین تأثیرگذاری را برعهده دارند. ۲-۲-۲. پیشینه تحقیقات خارجی
-
- در تحقیقی که توسط آقا، آتوا و همکاران(۲۰۱۴)، تحت عنوان ” تأثیر هوش استراتژیک بر عملکرد شرکت و نقش میانجی انعطاف پذیری استراتژی: بررسی موردی در شرکت بیوتکنولوژی” انجام شد به این نتیجه رسیدند که ادغام موفقیت آمیز هوش استراتژیک و انعطاف پذیری استراتژی، برای بهبود توانایی صنعت بیوتکنولوژی، برای رشد و توانگر شدن صنعت ضروری است. مدیران اهمیت پیش بینی، چشم انداز و انگیزه، تولید منعطف، بازار منعطف را به منظور پیدا کردن فرصتها برای افزایش عملکرد کسب و کار و خلق ارزش درک کردهاند. این تحقیق نشان میدهد که شرکتها از استفاده از توانایی ابعاد هوش استراتژیک( پیش بینی، چشم انداز، انگیزه)در روبه رو شدن با محیطهای پیچیده، مسسیر کسب و کار و تشویق کارکنان در مشارکت در تصمیم گیری و شرکت داشتن در مسئولیت پذیری راضی هستند.
- لورنزو، کاوال[۹۸] و همکاران( ۲۰۱۲)، در تحقیقی تحت عنوان” استفاده از کارآفرینی در سازمان: دیدگاه یادگیری اجتماعی” به این نتیجه رسیدند که رفتارهایی که باعث ایجاد کارآفرینی میشوند تحت تأثیر عوامل آگاهی و انگیزه سازمان است و محیط سازمانی مانند دو عامل قبلی مؤثر است. کارآفرینان باید دانش پایه و اولیه را بدانند و آن را کامل تحلیل کرده و درک کنند. قبل از این که در پروژه به پیش روند و با مشکلات و پیچیدگیها مانند اجرایی کردن پروژه و شناسایی و تعریف فرصتها مواجهه شوند. افراد کارآفرین به طور مستمر پیامها و اطلاعات را از دیگران دریافت میکنند و از نتایج حاصل از آنها استفاده میکنند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۱-۱- مقدمه در این فصل ابتدا تعریفی از بازارهای مالی، فرایند تصمیم گیری در بازار سرمایه و فرایند تحلیل شبکه ای ارائه شده؛ سپس در مورد کارکردها ، سوابق و پیشینه تحقیق، تعاریف مورد نظر، اصول و سایر اطلاعات مورد نظر به بحث و بررسی جامع پرداخته خواهد شد.همچنین در مورد مبحث فازی و روش مورد عمل در این پژوهش نیز به بحث و بررسی پرداخته می شود. ۲- ۱- ۲- بازارمالی با تقسیم کل سیستم اقتصاد یک کشور به دو بخش واقعی و مالی، بخش مالی را میتوان به عنوان زیرمجموعهای از نظام اقتصادی تعریف کرد که در آن وجوه، اعتبارات و سرمایه در چارچوب قوانین و مقررات مشخص از طرف پسانداز کنندگان و صاحبان پول و سرمایه به طرف متقاضیان، جریان مییابد. بازارهای مالی نیز بازارهایی هستند که در آنها داراییهای مالی مبادله می شوند. داراییهای مالی داراییهایی مثل سهام و اوراق قرضه هستند که ارزش آنها به ارزش تولیدات وخدمات ارائه شده توسط شرکتهای منتشر کننده آنها وابسته است. تفاوت داراییهای مالی با داراییهای واقعی در این است که داراییهای واقعی ماهیت فیزیکی دارند مانند اتومبیل، املاک و مستغلات، و وسایل منزل. یکی از راه های سرمایه گذاری خرید داراییهای مالی است. مزیت خرید داراییهای مالی نسبت به خرید داراییهای واقعی از دیدگاه اقتصادی این است که اولا دارایی واقعی کالای مصرفی است نه وسیله پس انداز و سرمایه گذاری. دوم اینکه خرید داراییهای واقعی و بلااستفاده نگه داشتن آنها به امید گرانتر شدن در آینده به معنای بلااستفاده نگه داشتن منابع کشور است و ارزش افزوده ای ایجاد نمی کند. مگر آنگه از آن استفاده شود. مثل اینکه شخصی اتومبیل و یا خانهای بخرد و آن را اجاره دهد. چند نوع از داراییهای مالی عبارتند از: سپرده های سرمایه گذاری در بانکها، طرح های بازنشستگی که توسط صندوقهای بازنشستگی ارائه می شود، انواع بیمه نامه های شرکتهای بیمه و در نهایت اوراق بهادار قابل داد و ستد در بورس اوراق بهادار که توسط کارگزاران خرید و فروش می شود. در اقتصاد، بازار مالی به مکانیزمی اطلاق می شود که امکان خرید و فروش سهام ، کالا یا هر محصول قابل تبادلی را برای مشارکت کنندگان با هزینه ای پایین فراهم می آورد. بازارهای مالی چند صده اخیر رشد قابل توجهی داشته و به طور مستمر درحال تکامل و افزایش نقدینگی در جهان است. وظیفه بازارها گردآوری خریداران و فروشندگان علاقه مند به مشارکت در بازار است. در واقع تمامی بازارهای مالی در پی گردآوری سرمایه و برقراری ارتباط بین جویندگان سرمایه (قرض گیرندگان) و دارندگان سرمایه (قرض دهندگان) هستند.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۲-۱-۳-کارکردهای بازار مالی جذب و تجهیز پساندازها و تخصیص بهینه منابع (انتقال وجوه بین واحدهای اقتصادی)نقش اساسی بخش مالی اقتصاد است. واحدهای اقتصادی بهطور کلی شامل واحدهای دارای پسانداز و واحدهای سرمایهگذاری هستند. نقش بازارهای مالی این است که این دو گروه مزبور را به یکدیگر نزدیک کند و راهکاری فراهم نمایند که وجوه از واحدهای دارای مازاد پسانداز به واحدهای مواجه با کمبود منابع یا کسری پسانداز انتقال یابد. بدیهی است که تأثیر این نقلوانتقال وجوه فراهم آوردن امکانات سرمایهگذاری مولد است. بنابراین ملاحظه میشود که در صورت عدم وجود یا ضعف بازارهای مالی، امکان تحقق سرمایهگذاریهای مولد در سطح وسیع وجود نخواهد داشت. ۲-۱-۴- سوابق و پیشینه تحقیق مطالعات داخلی سابقه ای در امر رتبه بندی معیارهای سهامداران برای معامله در بورس با بهره گرفتن از روشFANP وجود ندارد ولی در راستای امر رتبه بندی معیارهای خرید وفروش سهام در بورس اوراق بهادار با روش های مختلف تلاشهایی صورت گرفته است. علی جهانخانی ومهدی مرادی در سال های ۱۳۷۱و۱۳۷۲،تحقیقی به نام«بررسی نحوه تصمیم گیری خریداران سهام عادی در بورس اوراق بهادار تهران»انجام داده اند.انواع تصمیماتی که سرمایه گذاران در بورس اوراق بهادار اتخاذ می کنند،شامل خرید وفروش ونگهداری سهام عادی است.در این تحقیق،این تصمیمات بر اساس توصیه کارگزاران و سهامداران،تبلیغات رسانه های گروهی،بررسی صورتهای مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس وارایه سهام کارخانجات به کارکنان،طبقه بندی وتجزیه وتحلیل شده است.نتیجه اهم این پژوهش این است که سرمایه گذاران بورس اوراق بهادار تهران بیشتر بر اساس توصیه سهامداران و تبلیغات رسانه های گروهی تصمیم گیری می کنند(جهانخانی و مرادی،۱۳۷۶،۸). غلامرضا اکرمی در سال۱۳۷۴ در پایان نامه تحصیلی خود به نام«بررسی نحوه استفاده از تکنیک های تجزیه وتحلیل صورتهای مالی و نقش آنها در تصمیم گیری سرمایه گذاران»نقش نسبتهای مالی مختلف را در تصمیم گیری سرمایه گذاران مطالعه کرده است.فرضیه اهم این تحقیق به این صورت تعریف شده است:«سرمایه گذاران در تصمیم گیری برای سرمایه گذاری از تکنیک های تجزیه و تحلیل صورتهای مالی استفاده می کنند».نسبت های بررسی شده در این مطالعه عبارتند از:نسبت های سودآوری،نسبت های نقدینگی،نسبت های اهرم مالی(سرمایه گذاری)،نسبت های فعالیت،نسبت های بازار و تحلیل روندها.نتیجه اهم این پژوهش عبارت است از اینکه سرمایه گذاران فقط از نسبت های سودآوری وبازار استفاده می کنند واز سایر تکنیک ها استفاده نمی کنند.محقق در پایان نتیجه گیری کرده است که به طور کلی«سرمایه گذاران در تصمیم گیری برای سرمایه گزاری از تکنیک های تجزیه وتحلیل صورتهای مالی استفاده نمی کنند.»(اکرمی،۱۳۷۵، ۱۲). مجتبی گودرزی در پایان نامه کارشناسی ارشد خود در دانشگاه شهید بهشتی به راهنمایی دکتر فدایی نژاد و مشاوره دکتر عالم تبریز در سال ۷۷ به بررسی نقش محتوای اطلاعاتی گزارشهای مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بر تصمیم گیری خریداران سهام پرداخت. نتایج بدست آمده از این تحقیق بیانگر آنست که بطور کلی محتوای اطلاعاتی گزارشهای مالی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران دارای بار فزاینده اطلاعاتی جهت تصمیم گیری است.البته میزان تاثیر ودرجه اهمیت هر یک از اطلاعات مذکور که به عنوان محتوای اطلاعاتی گزارشهای مالی در نظر گرفته شده است بر تصمیمات خریداران سهام یکسان نبوده بلکه سطوح متفاوتی از میزان تاثیر این اطلاعات در تصمیم گیریها مد نظر می باشد(گودرزی،۱۳۷۷، ۹). مهدی حامدیان در پایان نامه کارشناسی ارشد خود در دانشگاه شهید بهشتی به راهنمایی دکتر اسدی و مشاوره دکتر عالم تبریز در سال ۷۹ عوامل موثر بر قیمت سهام وتصمیم گیری سرمایه گذاران در بورس اوراق بهادار تهران را مورد بررسی قرار داد ونتایج تجزیه و تحلیل خویش را به شرح زیر خلاصه نمود. ۱-قیمت سهام در بورس اوراق بهادار تهران بر اساس عرضه وتقاضا تعیین می شود. ۲-تصمیم گیری سرمایه گذاران در بورس اوراق بهادار تهران متاثر از پیش درآمد هر سهم(EPS) می باشد. ۳-تصمیم گیری سرمایه گذاران در بورس اوراق بهادار تهران متاثر از سود نقدی هر سهم(DPS) می باشد. ۴-تصمیم گیری سرمایه گذاران در بورس اوراق بهادار تهران تحت تاثیر افزایش سرمایه انجام شده توسط شرکتها می باشد. ۵- تصمیم گیری سرمایه گذاران در بورس اوراق بهادار تهران تحت تاثیر نوع مالکیت اکثریت (دولتی،خصوصی،عمومی) می باشد. ۶- تصمیم گیری سرمایه گذاران در بورس اوراق بهادار تهران متاثر از محصولات انحصاری بعضی از شرکتها می باشد. ۷- تصمیم گیری سرمایه گذاران در بورس اوراق بهادار تهران متاثر از توصیه ومشاوره کارگزاران نمی باشد(حامدیان،۱۳۷۹،۱۰). شهریار فرخ نیا در پایان نامه کارشناسی ارشد خود در دانشگاه مازندران به راهنمایی دکتر احمد پور و مشاوره دکتر یحیی زاده فر در سال ۷۹ نقش اطلاعات مالی در تصمیم گیری سرمایه گذاران در بورس اوراق بهادار تهران را مورد بررسی قرار داد و نتیجه گیری کرد که سرمایه گذاران در بورس تهران در تصمیم گیری نسبت به خرید وفروش و قیمت سهام از الگوی خاصی مبتنی بر روش های علمی و تکنیکی از معاملات استفاده نمی کنند و مهمترین عوامل کم بودن دانش تخصصی-نواقص سیستم اطلاع رسانی بورس و عدم رضایت بازده و ناهماهنگی درآمدهای تضمینی سایر سرمایه گذاریها از جمله بانک واوراق مشارکت وبازار وپیش فروش خودرو،تلفن همراه و غیره…بود که به بازار سهام تاثیر منفی بر تصمیمات سرمایه گذاران می گذارد و از روش های علمی و تجزیه و تحلیل پیروی نمی کنند و بیشتر با توجه به آمار،پیرو نظرات دیگران می باشند(فرخ نیا،۱۳۷۹،۱۲). امید مختاریان در پایان نامه کارشناسی ارشد خود در دانشگاه تربیت مدرس به راهنمایی دکتر آقایی و مشاوره دکتر اعتمادی در سال ۸۳ به بررسی عوامل موثر بر تصمیم گیری سرمایه گذاران در بورس اوراق بهادار تهران پرداخت و نتایج تحقیق وی نشان داد که اکثریت سرمایه گذاران،علاقه کمی به سفته بازی ومعاملات پر ریسک دارند.در مورد تصمیم گیری برای خرید سهام،معیارهای مالی،از قبیل تقسیم سود وسود هر سهم بسیار مربوط هستند،با اینحال اهمیت آنها کمتر از نوسانات قیمت وروند قیمت سهام در بورس است(آقایی و مختاریان، ۱۳۸۳، ۱۱). مهدی خوشنود در پایان نامه کارشناسی ارشد خود در دانشکده مدیریت دانشگاه تهران به راهنمایی دکتر تهرانی و مشاوره دکتر سید جوادین در سال ۸۳ به بررسی شناسایی ورتبه بندی گروه های موثر بر تصمیم گیری سرمایه گذاران فردی ونهادی در بورس اوراق بهادار تهران پرداخت و نتایج حاصل تز تحقیق وی بیانگر این موضوع است که سرمایه گذاران فردی وجزء هنگام تصمیم گیری برای سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار تهران از شایعات واخبار تایید نشده وهمچنین جو بازار وسرمایه گذاران بزرگ نهادی پیروی می نمایند و سرمایه گذاران نهادی هم هنگام تصمیم گیری از تحلیل علمی وبنیادی استفاده کرده وآنرا مرجع تصمیم گیری خود قرار می دهند. به هر حال نتایج این تحقیق نشان می دهد که سرمایه گذاران نهادی در بازار بورس اوراق بهادار تهران بهتر وعقلایی تر تصمیم گیری می کنند اما بر عکس رفتارهای سرمایه گذاران فردی به دور از منطق تصمیم گیری صحیح وصرفا پیروی از شایعات وجو بازار و سرمایه گذاران بزرگ می باشد(خوشنود، ۱۳۸۳،۱۴). مهدی خادمی گراشی در پایان نامه کارشناسی ارشد خود در دانشگاه مازندران به راهنمایی دکتریحیی زاده فر و مشاوره دکتر زالی در سال ۸۴ به بررسی عوامل موثر بر تصمیم گیری سرمایه گذاران در بورس اوراق بهادار تهران پرداخت و نتیجه گرفت که تصمیم گیری سهامداران فاقد مدلی از پیش تعیین شده وجهانشمول است،بلکه در هر بازار وبا توجه به ویژگیهای سرمایه گذاران نحوه تصمیم گیری وعوامل موثر بر آن متفاوت است.و همچنین نتایج تحقیق وی نشان داد که عوامل سیاسی،روانی،اقتصادی ومالی داخلی بالاترین تاثیر را به ترتیب بر تصمیم گیری سرمایه گذاران دارند(خادمی گراشی، ۱۳۸۴، ۷). مهدی دلبری در پایان نامه کارشناسی ارشد خود در دانشگاه اصفهان در سال۸۴ به راهنمایی دکتر ابزری و مشاوره دکتر سامتی کاربرد مدل فرایند تحلیل سلسله مراتبی را در تعیین معیارهای موثر بر انتخاب سهام در بورس اوراق بهادار تهران مورد بررسی قرار داد. یافته های این تحقیق نشان می دهد که مهمترین معیار از نظر کارشناسان،سود تقسیمی هر سهم بوده و همچنین تجزیه و تحلیل اساسی بر تجزیه و تحلیل فنی برتری دارد.در ضمن،الگوی استفاده شده در این تحقیق دارای سازگاری است(دلبری، ۱۳۸۴، ۱۵). در خصوص استفاده از AHP فازی نیز میتوان به مقاله ای با عنوان اولویت بندی شاخص های ارزیابی عملکرد نیروی انسانی با بهره گرفتن از Fuzzy AHP اشاره نمود. هدف این مطالعه توصیف روشی به منظور اولویت بندی شاخصهای ارزیابی نیروی انسانی تحت محیط فازی عنوان شده است. بر این اساس با بهره گرفتن از یک متدولوژی مبتنی بر روش تحلیل سلسله مراتبی فازی به اولویت بندی شاخص های ارزیابی عملکرد نیروی انسانی همچون هوش و استعداد، رهبری پشتکار و جدیت در کار، ابتکار و خلاقیت و انعطاف پذیری پرداخته شده است (ثریایی، نوری فر و حیدرزاده،۱۳۸۵،ص۱۴). سجاد امیریان و عادل آذر در نهمین کنفرانس بین المللی مدیریت مقاله ای با عنوان ارائه مدلی برای رتبه بندی سهم تحت محیط تصمیم گیری چند شاخصه فازی گروهی ارائه نمودند. در این مقاله یک مدل تصمیم گیری چند شاخصه فازی[۵] جهت رتبه بندی سهام در بورس اوراق بهادار تهران طراحی شده است.مدل طراحی شده، ترکیبی از دو روش تاپسیس فازی[۶] و روش پایه فازی[۷] را جهت رتبه بندی سهام مد نظر قرار داده است.(امیریان و آذر،۱۳۸۹،۴۰). حسن حاله و محبوبه فراهتی در مقاله ای با عنوان رتبه بندی عوامل موثر و ارائه مدل ریاضی پیش بینی قیمت سهام به بررسی عوامل درونی و بیرونی موثر بر قیمت سهام که از بیشترین ارتباط با یکدیکر برخوردار می باشند پرداختند.که نتایج نشان دهنده خطای کمتر مدل برنامه ریزی خطی در زمان مورد بررسی نسبت به روش ARIMA[8] می باشد(حاله و فراهتی، ۱۳۹۰،۲۴). عزت الله اصغری زاده و مهدی نصر اللهی در پژوهشی با عنوان رتبه بندی شرکتها بر اساس معیارهای مدل سرآمدی اقدام به رتبه بندی شرکتهای قطعه ساز خودرو بر اساس سطوح درآمدی کسب شده با بهره گرفتن از روش PROMETHEE نمودند(اصغری زاده و نصر اللهی،۱۳۸۶،۵۹). فرهاد وفایی و عباس بابایی در مقااله ای با عنوان طراحی مدل تصمیم گیری چند شاخصه فازی گروهی جهت رتبه بندی سهام در بورس اوراق بهادار تهران به بررسی دو روش تاپسیس فازی و روش پایه فازی جهت رتبه بندی سهام پرداختند. در این تحقیق ۲۱ شرکت از شرکت های موجود در بورس اوراق بهادار تهران مورد بررسی قرار گرفته است که شرکتهای پتروشیمی خارک و پتروشیمی آبادان رتبه های نخستین را به خود اختصاص داده اند.(وفایی و بابایی،۱۳۸۹،۸۹). دکتر میر غفوری، علیرضا رجبی پور و دکتر داریوش فرید در پژوهشی با عنوان کاربرد فرایند تحلیل سلسله مراتبی فازی در اولویت بندی عوامل موثر بر انتخاب سهام در بورس اوراق بهادار تهران از دیدگاه سهامداران به بررسی ترحیج سرمایه گذاران در انتخاب سهام پرداختند که در نتیجه معیارهای مسئله نقدشوندگی،سهام شناور آزاد،ترکیب سهامداران عمده، سود هر سهم،نسبت P/E، ارزش ذاتی هر سهم،نوع صنعت، انتشار مستمر اطلاعات شفاف و روند بازار به عنوان مهم ترین عوامل موثر بر ترجیح مشتریان در انتخاب هر سهم مشخص و تشریح شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که سرمایه گذاران بیشترین تاکید را بر معیارهای روند بازار، امکان نقدشوندگی سهام،نسبت P/E، و EPS قرار می دهند.(میر غفوری،رجبی پور و فرید،۱۳۸۸، ۱۲). مطالعات خارجی «بنیامین گراهام»،که به پدر تجزیه و تحلیل اوراق بهادار معروف شده،و«دیوید داد»در سال۱۹۳۴ کتابی به نام تجزیه و تحلیل اوراق بهادار نوشتند که به عنوان پایه واساس تجزیه وتحلیل اساسی اوراق بهادار معرفی شد.در این کتاب،قدرت درآمدی موسسات در آینده،مهم ترین عامل موثر در ارزش سهام مطرح گردید.(Graham,1934,140) شرکت انجمن ملی سرمایه گذاران در دهه ۱۹۵۰،نرم افزار راهنمای انتخاب سهام را معرفی کرد.این شرکت پنج مرحله مهم را به خریداران سهام توصیه می کند،که شامل ارزیابی رشد تاریخی سود وفروش،تجزیه وتحلیل عملکرد مدیریت،تجزیه وتحلیل تاریخی سود وقیمت،پیش بینی ریسک وبازده،و تعیین بازده بالقوه سرمایه گذاری است..( National Association of Investors Corporation,1999) مطالعات تجربی درباره رفتار سرمایه گذاران،از اوایل دهه ۱۹۷۰ شروع شد.بررسی«وارتون»،یکی از جامع ترین مطالعات رفتار سرمایه گذار،به این سوال می پردازد که چگونه متغیرهای جمعیت شناختی بر فرایند انتخاب سرمایه گذاری و تشکیل پرتفولیو تاثیر می گذارد.«بلوم»و«فرند»مروری قابل توجه بر نتایج وکاربردهای این مطالعه داشته اند.«ریلی»و«چو»دریافتند که وقتی سن،ثروت،درآمد و آموزش افراد افزایش یابد،ریسک گریزی آنها هم افزایش می یابد.«لولن»،«لیز»و«اسکلاریام»در مطالعه خود ثابت کردند که سن،جنس،درآمد و آموزش بر اولویت های سرمایه گذار برای سود سرمایه ای،بازده سود سهام و بازده کلی تاثیر می گذارد. «بنیامین گراهام»و«جیمز ریا»در سال ۱۹۷۴،رویکرد جدیدی در شناسایی سهام عادی ارزان بوجود آوردند.در این رویکرد،پنج سوال بازده وپنج سوال ریسک در نظر گرفته شدند.در نهایت،سهامی برای خرید پیشنهاد می شد که پاسخ بله را در سوال ۶و یکی از سوال های۱ یا۳یا ۵ به دست آورده باشند.(Rea,1977,12) موسسهValue Line،بزرگ ترین ومعروف ترین مشاور سرمایه گذاری،اطلاعات ارزشمندی درباره۱۷۰۰ شرکت سهامی ارائه می دهد.این موسسه،این تعداد سهام را با توجه به عملکرد مورد انتظار،برای ۱۲ ماه بعد رتبه بندی می نماید و در پنج گروه مطرح می نماید؛به نحوی که در گروه۱صد شرکت رتبه اول،در گروه ۲سیصد شرکت بعدی،در گروه ۳ نهصد شرکت میانی،در گروه ۴ سیصد شرکت بعدی و در گروه ۵ صد شرکت رده آخر قرار می گیرند.رتبه بندی این موسسه از سه بخش تشکیل می شود که شامل:ارزش نسبی،عامل سود آوری و شاخص ارزش است.(Valueline,2001,18) «ویلیام اونیل»در سال ۱۹۹۱ حاصل سی وهشت سال تجربه و تحقیق خود را در کتابی به نام«چگونه در سهام عادی پولدار شویم؟»گرد آوری کرد که هفت معیار را به سهامداران توصیه می کند،که عبارتند از:درآمد سه ماهه جاری هر سهام،درآمد سالیانه هر سهام،مدیریت سیستم،عرضه و تقاضا،رهبران سهام،تعداد سهام تحت تملک نهادهای مالی و سرمایه گذاری و جهت کلی بازار.(Oneil,1991,7) «وونگ»،«ونگ»،«جو»و«کوبک»در سال ۱۹۹۲،یک سیستم عصبی فازی برای انتخاب سهام معرفی کردند.در این سیستم عصبی،ابتدا تخصیص دارایی،سپس انتخاب کشور و در مرحله آخر انتخاب سهام صورت می گیرد.برای هر یک از این سه تصمیم،قواعدی به سیستم عصبی داده می شود که باید طبق آن تصمیم گیری کند.(Wong et al,1992,47-52) «رابرت ناگی»و«رابرت لوینبرگر»در سال ۱۹۹۴عوامل موثر بر رفتار سرمایه گذاران فردی را مطالعه کردند.محققان در این پژوهش،۵۰۰ پرسشنامه برای سهامداران پست کردند که ۱۳۷ مورد آنها تکمیل شد.از سهامداران درباره اهمیت۳۴ متغیر سوال شد که چقدر در تصمیمات سرمایه گذاری تاثیر گذار است. متغیرهایی که بیشترین تاثیر را داشتند عبارت بودند از:درآمد مورد انتظار شرکت؛نیازهای تنوع،احساس درباره محصولات یا خدمات شرکت،شرایط صورتهای مالی،شهرت و وجهه شرکت و عملکرد گذشته سهام.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
بدن تنها وسیلهای نیست که اطلاعات در مورد تنیدگی را بتوان از آن به دست آورد. رفتار و احساست نیز شاخصهای مهمی برای تعیین این که آیا فرد تحت فشار میباشد محسوب میشود. طی واکنش اخطار و پس از آن تا مرحله مقاومت شمار گوناگونی از شاخصهای رفتاری حضور مراحل “نشانگان سازگاری کلی” را که در بدن رخ میهد، آشکار میسازد (بلورچی، ۱۳۷۱).
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
اثرات رفتاری تنیدگی به صورت بروز اختلالی در رفتار فرد ظاهر میشود. این اختلالات عبارت اند از (وهاب زاده، ۱۳۶۶): – اختلال تطابق با خلق افسرده: تظاهر عمده شامل علائم افسردگی، از قبیل، گریه و نو میدی است. – اختلال تطابق با خلق مضطرب: با علائمی از اضطراب، از قبیل عصبانیت دلواپسی و از کوره در رفتن ظاهر میشود. – اختلال تطابق با خصایص خلقی مختلف؛ این اختلال ترکیبهای مختلفی از افسردگی و اضطراب یا سایر خلقها را نشان میدهد. – اختلال تطابق با آشفتگی کردار: این اختلال به طور عمده با تجاوز به حقوق دیگران یا نقض قواعد عرضی مهم، به تناسب سن فرد ظاهر میشود (مثل مسئولیت نپذیرفتن) – اختلال تطابق با آشفتگی مختلف خلق و کردار: این اختلال هم آشفتگی خلق و هم آشفتگی کردار را نشان میدهد. – اختلال تطابق با انزوا کناره گیری: تظاهر عمده عبارت است از کناره گیری اجتماعی بدون آن که خلق به طور مایانی، افسردگی یا اضطراب داشته باشد. – اختلال تطابق با خود داری از کار: تظاهر برجسته در اینن جا عبارت است از مهار در کاریا فعالیتهای تحصیلی در فردی که عملکرد شغل یا تحصیلی او حاکی از کفایت بوده است. – اختلال تطابق با خصیصههای ناجور: این طبقه با علائمی تظاهر میکند که آن را نمیتوان مشمول ردیفهای بالا نمود. د- اثرات سازمانی تنیدگی تحقیقات زیادی ثابت کرده است که تنیدگی اثرات برروی سازمان میگذارد تحقیقات “ایوان سویچ و ماتسو” (۱۹۸۰) برآوردی را نشان میدهد که بیش از ده درصد تولید ناخالص داخلی آمریکا صرف هزینه عواقب تنیدگی میشود. ای هزینه فقط مربوط به سلامت افراد در سازمان است و ضرر زیادی متوجه متغیرهای مهمی مانند رضایت و عملکرد شغلی میباشد. تحقیقات نشان میدهد که بین تنیدگی و رضایت شغلی رابطه معکوس وجود دارد (سولیوان، ۱۹۹۲). بدین صورت که هر چه میزان تنیدگی افزایش مییابد میزان رضایت شغلی کاهش مییابد. تنیدگی عملکرد را نیز تحت تأثیر قرار ممی دهد. در سال ۱۹۸۰ “رابرت یرک” و “جی. دی. دادسون” ثابت کردند که تنیدگی تا حد مشخص کارایی را افزایش میدهد ولی پس از آن کارایی به شدت سقوط میکند (وزیری، ۱۳۶۲). افراد در سطوح پایین تنیدگی فعال نمیباشند. وقتی تنیدگی در حد اعتدال است عملکرد بالا است. در این حالت افراد انرژی خود را به جای مقابله با تنیدگی صرف بالا بردن عملکرد مینمایند؛ وقتی تنیدگی از حد اعتدال فراتر میرود افراد به جای بالا بردن عملکرد، انرژی خود را صرف مقابله با تنیدگی مینمایند (دیویس و نیواستورم، ۱۹۸۹). ۲-۴ مروری بر مطالعات انجام شده ۲-۴-۱ مطالعات انجام شده در داخل کشور حقانی و همکاران (۱۳۸۹) در بررسی تأثیر سبکهای مدیریت و ویژگیهای شخصیتی مدیران بر بهداشت روانی کارکنان سازمانها و ادارات استان تهران، دریافتند که ارتباط مثبت معنیداری بین سبکهای مدیریت و ویژگیهای شخصیتی با وجدان بودن و دلپذیر بودن با بهداشت روانی کارکنان و ارتباط منفی معنیداری بین ویژگی رواننژندی با بهداشت روانی کارکنان وجود دارد. چهاردهچریک و رحیمی (۱۳۸۸) در پژوهشی تحت عنوان «بررسی عاملهای تنیدگی شغلی مدیران ورزشی استان فارس» به این نتیجه رسیدند که حقوق به عنوان یک عامل تنیدگی هم از نظر شدت و هم از نظر تکرار بالاترین نمره را به خود اختصاص داده است. نداشتن وقت کافی در بعد شدت و محیط پر سروصدا در بعد تکرار، پایین ترین نمره را داشتند و همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نیز حاکی از آن بوده است که عاملهای شدت و تکرار رویداد هر دو پیشبینیکننده مثبت و معنادار تنیدگی شغلی هستند. علوی و کاظمی زاده (۱۳۸۷) در تحقیقی تحت عنوان «مقایسه تأثیر سبکهای رهبری مدیران بر میزان تنیدگی کارکنان ادارات با توجه به نوع شخصیت آنان» نشان دادند که سبک رهبری استبدادی-استثماری، بر افزایش تنیدگی کارکنان با شخصیت نوع A و B و سبک رهبری استبدادی- خیرخواهانه بر افزایش تنیدگی کارکنان با شخصیت نوع A، تأثیر دارد. همچنین سبک رهبری استبدادی- خیرخواهانه بر تنیدگی کارکنان با شخصیت نوع B تأثیر ندارد و سبک رهبری مشارکتی بر کاهش تنیدگی کارکنان با شخصیت نوع A و B تأثیر دارد. در مجموع نتیجه گرفتند که بین سبکهای رهبری مدیران و میزان تنیدگی با توجه به شخصیت کارکنان، رابطه معناداری وجود دارد. نتایج تحقیق مشابه، بیگینیا و کلانتری (۱۳۸۷) تحت عنوان «رابطه بین سبکهای رهبری مدیران و تنیدگی روانی ناشی از شغل کارکنان با تأکید بر گونههای شخصیتی» نشان داد که بین سبک رهبری مدیران سازمان مورد مطالعه و میزان وجود تنیدگی روانی ناشی از شغل کارکنان، رابطه معناداری وجود دارد و میزان شیوع تنیدگی روانی در سبک رهبری اقتدارگرا، از همه بیشتر و در سبک رهبری مشاورهای- مشارکتی از همهی سبکهای رهبری کمتر است. یوسفی و همکاران (۱۳۸۶) در بررسی ارتباط سبک رهبری مربیان با جو انگیزشی تیمهای ورزشی، به این نتیجه رسیدند که سبک آموزشی در بین مربیان متداولتر است و پس از آن سبکهای بازخورد مثبت، سبک حمایت اجتماعی، سبک آزادمنشانه و سبک آمرانه در اولویتهای بعدی قرار دارند. همچنین جو مهارتی در ورزشکاران بیشتر از جو عملکردی بود. بین سبکهای رهبری (بجز سبک آمرانه) و جو مهارتی ارتباط منفی و معنیدار و با جو عملکردی ارتباط مثبت و معنیداری مشاهده شد. از دیدگاه ورزشکاران رشتههای گروهی، سبک حمایت اجتماعی در مربیان این رشتهها بیشتر است. همچنین بین جو انگیزشی مهارتی و جو عملکردی ورزشکاران گروهی و انفرادی و بر حسب گروه های سنی مختلف، تفاوت معنی داری وجود ندارد. ضمنا مقایسه سبکهای رهبری مربیان نشان داد که ورزشکاران دارای تحصیلات عالی، سبک رهبری مربیان را آزادمنشانه و حمایتیتر میدانند. محرمزاده و رجائیان (۱۳۸۵) در بررسی منابع و عوامل تنیدگی شغلی در مربیان ورزشی استان آذربایجان غربی، دریافتند که ۷۸.۳ درصد مربیان، شیوع عوامل تنشزای سازمانی و ۷۳.۹ درصد مربیان، شیوع عوامل تنشزای شغلی را در حرفه مربیگری در حد متوسط ارزیابی نمودند. باقری و همکاران (۱۳۸۴) در پژوهشی تحت عنوان «ارتباط بین سبکهای رهبری مربیان فوتبال با میزان تعهد و تحلیلرفتگی بازیکنان» نتیجه گرفتند که بین سبک رهبری مدیران با میزان تحلیلرفتگی بازیکنان رابطه معناداری وجود داشته و بین سبک رهبری مربیان و میزان تعهد بازیکنان رابطه معناداری وجود ندارد. مظفری و همکاران (۱۳۸۴) در پژوهشی تحت عنوان «ارتباط بین سبکهای رهبری مربیان تیمهای ملی کشتی جهان با میزان نگرش به موفقیت آنان» نشان دادند که بین سبکهای رهبری انسانگرایی و وظیفهگرایی مربیان کشتی جهان تفاوت و بین میزان نگرش به موفقیت مربیان کشتی کشورهای جهان ارتباط معنیداری وجود دارد. همچنین بین نگرش به موفقیت مربیان کشتی جهای با سبکهای رهبری ارتباط معنیدار مشاهد شد و میزان موفقیت با سبک رهبری انسانگرایی دارای ارتباط بود. مرادی و همکاران (۱۳۸۳) در تحقیقی تحت عنوان «رابطهی سبک رهبری مربیان با انسجام گروهی بازیکنان در تیمهای بسکتبال باشگاههای لیگ برتر کشور»، نشان دادند که ارتباط مثبت و معنیداری بین سبکهای رهبری رفتار آموزشی، دموکراتیک، حمایت اجتماعی و بازخورد مثبت و ارتباط منفی معنیداری با سبک آمرانه با انسجام اجتماعی و انسجام تکلیف بازیکنان وجود دارد. همچنین بین سبکهای رهبری مربیان تیمهای موفق و کمتر موفق تفاوت معنیداری مشاهده شد. با توجه به نتایج تحقیق، سبک رهبری مربیان از عوامل مرتبت با انسجام گروهی است و انسجام گروهی نیز از عوامل مرتبط با موفقیت یک تیم ورزشی است. رمضانینژاد (۱۳۸۱) در بررسی عاملهای استرسزای شغلی و در بین مربیان ورزش دانشگاههای کشور نشان داد که به طور کلی، مربیان زن و مربیان با تحصیلات تربیتبدنی از نظر تعادل شرایط کاری- سازمانی نسبت به مربیان مرد و مربیان با تحصیلات غیرتربیتبدنی در وضعیت بهتری قرار داشتند. شیوع عاملهای استرسزای شغلی در بین مربیان ورزش، بالاتر از حد متوسط بود. رشد و پیشرفت شغلی؛ حساسیت کار؛ فشار زمان و حجم کار به ترتیب شایعترین عامل استرسزا از دیدگاه مربیان بود. مربیان زن نسبت به مربیان مرد عاملهای استرسزای بیشتری داشتند.
-
- همچنین بنیهاشمیان (۱۳۸۵)، در مطالعهای تحت عنوان تفاوتهای جنسیتی در رهبری تبادلی روی نمونهای از مدیران زن و مرد استرالیایی تحقیق کرد و دریافت که زنان صرفنظر از سن و طبقهی اجتماعی در مدیریت خود بیشتر مایلند تا از سبک تبادلی یا مشارکتی استفاده کنند و مردان بیشتر مایلند از سبکهای غیر قابل انعطاف تری استفاده کنند.
یافتههای یعقوبیان و پرهیزگار (۱۳۷۸) در بررسی تنیدگی شغلی پرستاران شاغل در بیمارستانهای شرق استان مازندران، حاکی از آن بود که میزان تنیدگی شغلی اکثر پرستاران در حد متوسط است و بین میزان تنیدگی شغلی و ویژگیهای فردی و حرفهای، تنها در دو مورد (نوبت کاری و منبع درآمد دیگر) ارتباط معناداری مشاهده گردید. یافتههای عابدی (۱۳۸۹) در مقایسه سطح تنیدگی دانشجویان ورزشکار و غیرورزشکار نشان داد که دانشجویان غیر ورزشکار تنیدگی بیشتری را نسبت به گروه ورزشکار تجربه میکنند و تفاوت تنیدگی در دو جنس معنا دار نیست و فعالیتهای مختلف ورزشی تأثیر مثبتی بر کاهش تنیدگی دارند. اسدی و دیگران (۱۳۸۲) در بررسی درونگرایی و برونگرایی و ارتباط آن با تنیدگی شغلی در معلمان ورزش به این نتیجه رسیدند که تنیدگی شغلی بر اشخاص درونگرا و برونگرا احتمالاً به یک نسبت تأثیر میگذارند ولی افراد برونگرا در مواجه شدن و مقابله با تنیدگیهای شغلی بهتر میتوانند آنها را پیشبینی کرده و عکسالعمل نشان دهند. همچنین دریافتند بین سن و تنیدگی شغلی معلمین ورزش رابطه معناداری وجود دارد. ۲-۴-۲ مطالعات انجام شده در خارج از کشور لوپز و دیگران[۴۲] (۲۰۱۰) در تحقیقی تحت عنوان «رابطهی بین سبک رهبری و تنیدگی کارکنان» که شامل ۱۳۸ شرکتکننده بود، دریافتند بین میزان تنیدگی کارکنان و سبک رهبری مدیران رابطه معنیداری وجود دارد و هرچه مدیران با ملاحظهتر باشند کارکنان احساس حقارت و تحلیلرفتگی عاطفی کمتری میکنند. هاند[۴۳] (۲۰۱۰) در پژوهشی تحت عنوان «فاکتورهای نقش، سبک رهبری و تنیدگی در بین کارکنان مدارس ابتدایی کاتولیک» که در بین ۱۳۶ نفر از کارکنان مدارس زیر نظر کلیسای کاتولیک در کوینزلند استرالیا انجام گرفت به این نتیجه رسید که تفاوت معنیداری بین میزان تنیدگی کارکنان ارشد مختلف وجود ندارد و تنیدگی کارکنانی که آموزش مدیریتی رسمی دیدهاند و آنان که چنین آموزشی ندیدهاند به یک میزان است. همچنین سن، جنس و سابقه کار رابطهای با میزان تنیدگی ندارد. لیونز و اشنایدر[۴۴] (۲۰۰۹) در مطالعهای تحت عنوان «تأثیر سبک رهبری بر پیامدهای استرس» که بر روی ۲۱۴ نفر شرکتکننده که در محیطی استرسزا قرار گرفته بودند انجام گرفت، دریافتند که سبک رهبری ارتباط مستقیم با میزان عملکرد دارد. اچجی موهدپیلوس و سادن[۴۵] (۲۰۰۹) در تحقیقی تحت عنوان «سبک رهبری مربیان و رضایت ورزشکاران در تیمهاکی» نشان دادند که بین سبک رهبری مربیان و رضایت ورزشکاران رابطه معنیداری وجود دارد و مربیان میبایست سبکهای متفاوتی را در برخورد با هر ورزشکار اتخاذ نمایند. گتلیب (۲۰۰۲)، در تحقیقی بر روی دانشجویان دریافت که اساتید و مدیرانی که رهبری سنتی داشتند شاگردانشان نسبت به دانشجویانی که سبک رهبری استادانشان مردمی و آزادمنشانه بود، پیشرفت تحصیلی کمتری دارند. درسکات[۴۶] (۲۰۰۲)، تفاوتهای جنسیتی در سبک رهبری را مورد بررسی قرار داد. در این تحقیق او از نمونهای به تعداد ۶۳۵ نفر از کارمندان در مورد سبک رهبری آنها نظرخواهی کرد. تتایج نشان داد که علاوه بر اینکه اکثر کارمندان سبک رهبری مشارکتی را میپسندیدند، مدیران زن را بیشتر از مدیران مرد مشارکتی معرفی کردند. دیل و واینبرگ[۴۷] در سال ۱۹۸۹ سبک رهبری و تحلیل رفتگی در مربیان را مورد مطالعه قرار دادند و دریافتند کسانی که از سبک توجه، استفاده میکنند دچار فرسودگی احساسی و زوال شخصیت بیشتری میشوند. ماهر[۴۸] (۱۹۹۷)، در مطالعهای نشان داد که زنان در رهبری خود رابطه محور بودند در حالیکه مردان بیشتر سبک وظیفه محوری داشتند . در این مطالعه زنان سبک رهبری مشارکتی را نشان دادند درحالی که مردان سبک آمرانه را در مدیریت خود نشان دادند. سالمنین و لیوکونن[۴۹] (۱۹۹۶) به بررسی ارتباط بین مربی، ورزشکار و رفتار مربی در طول فصل تمرینات در بین ۶۸ مربی فنلاندی و ۴۰۰ ورزشکار تحت نظر این مربیان پرداختند، که این ارتباط از طریق مقایسه و ارزیابی مربیان و ورزشکاران از سبک رهبری مربی بوسیله مقیاس رهبری در ورزش صورت گرفت و نتایج نشان داد که سبک رهبری دموکراتیک مربیان غالبا با رفتار مربیگری مشاهده شده همبستگی داشت و نیز مربیانی که اهمیت زیادی برای نظریات و احساسات خود قائل میشدند، بهترین رفتار و برخورد را با ورزشکاران تحت نظر خود داشتند. شرمن[۵۰] (۱۹۹۶) در تحقیقی به بررسی رفتار مربیان جوان ورزش پرداخت و مشاهده کرد که مربیان بیسبال، فوتبال و تنیس در هنگام تمرین و مسابقه بیشتر از سبک آمرانه استفاده میکنند. این نتیجه نشان میدهد که مربیان کم تجربه و جوان برای کنترل و نظم بخشیدن به مراحل تمرین و پیروی ورزشکاران از آنها تمایل بیشتری برای استفاده از این سبک دارند. کوپر[۵۱] (۱۹۸۶) ویژگیهای شخصیتی دو گروه ورزشکار و غیر ورزشکار رابا یکدیگر مقایسه کرد و به این نتیجه دست یافت که ورزشکاران ازویژگی اجتماعی و ساختار شخصیتی بالاتری برخوردارند. ایوانسویچ و ماتسون (۱۹۸۰) در بررسی اثرات تنیدگی بر روی سازمان، نتیجه گرفتند که بیش از ده درصد تولید ناخالص داخلی آمریکا صرف هزینهی عواقب تنیدگی میشود. و بین تنیدگی و رضایت و عملکرد شغلی رابطه معنی داری وجود دارد. هامر، تیلر و استپتو (۲۰۰۶) در فرا تحلیل خود تحت عنوان اثر تمرین هوازی کوتاه مدت بر تنیدگی در ارتباط با فشار خون، دریافتند که گروه آزمایشی در مقایسه با گروه کنترل کاهش معنادار میزان تنیدگی مرتبط با فشار خون را نشان دادهاند. ۲-۵ جمع بندی مربیگری در روانشناسی ورزش توجه ویژهای را به خود جلب کرده است.(جباری۱۳۷۹و خبیری۱۳۸۵) مربیان محور و رکن اصلی تیمهای ورزشی اند و در بین سه عامل ورزشکار ، مربی و تماشاگر،مربی سازمان دهندهی قوی و زیربنای پیشرفت ورزشی یا تیمی است.ازین رو مربی گری اثربخش در بر گیرنده ی نقشها و سبکهای گوناگون است.(کوزهچیان۱۳۸۰)سبک مربیگری در پیامدهای تیمی(فردی و اجتماعی)نقش مهمی دارد.همجنین اعضای تیم برای موفقیت به احساس اتحاد گروهی،نیاز دارند و اساس موفقیت مربیان نیز در انسجام تیمی و ایجاد صمیمیت و یگانگی در میان بازیکنان است.در ورزشهای گروهی افراد با یکدیگر کنش متقابل دارند و موفقیت زمانی حاصل میشود که اعضای تیم به طور مؤثر و هماهنگی با هم کار کنند و اینجاست که نقش مربی به عنوان رهبر و هماهنگ کننده بسشتر مشخص میشود و سبک مربیگری او در کارکرد تیم و هماهنگی اعضای تیم نقش بسزائی دارد.(مرادی ۱۳۸۳). به دلیل اهمیت نقش سبکهای مربیگری بر فرایندهای روانی و عملکرد ورزشکاران،روانشناسان ورزشی به بررسی پیامدهای مختلف مربیگری علاقه مند شدهاند(جاکوئین ۲۰۰۶). لازاروس به تنیدگی به عنوان یک وضعیت بیرونی که خواستهای غیر معمول یا فوق العاده را بر شخص تحمیل میکند توجه کرده است.سیل ،طوفان،ناتوانی در یک امتحان،جدائی از همسر،مسابقه و یا مبارزه از نمونههای بارز تنیدگی اند.همچنین تنیدگی میتواند به عنوان پاسخهای مشخص به یک رویداد تنیدگی زا اطلاق شود پاسخهای هیجانی مانند ترس،اضطراب ویا خشم،پاسخهای حرکتی مانند اختلالات کلامی ،لرزش و یا تعریق زیاد و پاسخهای شناختی مانند ناتوانی در تمرکز،اختلالات ادراکی و مانند آن تغییرات جسمانی در ضربان قلب و تنفس.آدمیان برای آنکه به طرز به هنجاری به کار و کوشش بپردازند،بایستی کمی تنیدگی احساس کنند اما در عین حال تنیدگی شدید یا طولانی دارای اثرهای آسیب زای فیزیولوژیک یا روانشناختی است.چنین براورد شده که فشار هیجانی در بیش از پنجاه درصد از اختلالهای جسمانی و روانی نقش عمدهای دارد. بر اساس مدل چند بعدی رهبری در ورزش چلادوری(۱۹۹۰)رفتار مربیان تحت تاثیر ویژگیهای موقعیتی مانند شرایط تیم،ویژگیهای رهبر یا مربی مانند سن،درجه و سابقه ی مربیگری و ویژگیهای اعضای تیم یا ورزشکاران مانند سن،سابقه و سطح بازیکنان قرار دارد و در نهایت رفتار مربیان موفقیت،عملکرد،استرس و رضایتمندی ورزشکاران را تحت تاثیر قرار میدهد.در تحقیقات بسیار زیادی وجود سبکهای مربیگری متفاوت در میان مربیان و تیمهای ورزشی مختلف نشان داده شده است. برای مثال مرادی ۱۳۸۳،چلادری ۱۹۹۰،ریمر و چلادوری ۱۹۹۵ و نشان دادند که مربیان بیشتر از رفتار آموزش و تمرین و کمتر از رفتار آمرانه استفاده میکنند. با توجه به اینکه محیطهای ورزشی هیجانات زیادی را برای ورزشکار و مربی به دنبال دارد و ورزشکاران رکن اصلی موفقیت در تیمهای ورزشی هستند و یک ورزشکار برای شرکت در یک مسابقه و پیروزی هم باید روان وفکر سالمی داشته باشد و هم جسم سلامت و با عنایت به اینکه عوامل تنیدگیزا دانشجویان را نیز تحت تاثیر قرار میدهد(لازاروس ۲۰۰۰).و این احتمال نیز وجود دارد که سبک مربیگری ممکن است هم بر تنیدگی ورزشکاران و هم در موفقیت تیمها مؤثر باشد،در پی پاسخ به این سؤال هستیم که آیا سبک رهبری مربیان تاثیری بر کاهش یا افزایش تنیدگی دانشجویان ورزشکار دارد؟ فصل سوم (روش تحقیق) ۳-۱ جامعه و نمونه تحقیق جامعه تحقیق شامل ۳۰۰۰ نفر از ورزشکاران زن و مرد رشتههای والیبال، هندبال، تنیس روی میز و بدمینتون دانشگاه های شهر تهران در سال تحصیلی ۹۱-۱۳۹۰ بود. منظور از دانشگاههای شهر تهران، دانشگاههای تهران، تربیت معلم، شهید بهشتی، شریعتی، رجایی، پیام نور، آزاد تهران مرکز، آزاد تهران شمال و علوم تحقیقات بود. حجم نمونه تحقیق بر اساس جدول کرجسی و مورگان[۵۲] (۱۹۷۰)، ۳۴۱ نفر تعیین شد. نمونهها به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
(ال: ۲۴۸)
سیر و سلوک در متون عرفانی قبل از پرداختن به مسألهی سلوک و مراحل آن در آثار عطّار ابتدا باید به ملاک و معیاری مناسب در این تقسیم بندی دست یافت. سیر و سلوک یا سفر عرفانی همان مجموعه مراحلی است که عارف باید طی کند تا به مقصد برسد. تنوّع و تعدّد آرا درباره این مراحل فراوان است. لذا آشنایی با دیدگاههای مختلف در این زمینه در یافتن تقسیم بندی کلّی که در عین حال همه این آرای متعدّد را در بر داشته باشد، مؤثّر است. در تفسیر منسوب به امام جعفر صادق(ع) که در «حقایق التّفسیر سلّمی» آمده است امام با نامهای مختلفی از مراحل سلوک یاد میکنند. در واقع در ذیل تفسیر چند آیه در مواقع گوناگون امام به ذکر تعداد و نام این مراحل پرداخته اند، لذا نمیتوان به یک رأی و عقیده دربارهی تعداد و نام این مراحل دست یافت (سلّمی، ۱۳۶۹: ۴۶ و ۳۰؛ نویا، ۱۳۷۳: ۱۴۳). «ابوسعید خرّاز» هفت منزل برای سالکان برشمرده است: منزل اهل العلم، منزل مجاهده، منزل اهل خصوصیّت، منزل تجرید، منزل اهل تمکین، منزل اهل مجاباه (نویا، همان: ۱۹۹)
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
ابوالحسین نوری مراحل سلوک را به دریا مانند میکند و از سه دریا نام میبرد: دریای ربوبیّت، دریای مُهیمنیت، دریای لاهوتیّت (همان: ۲۸۹). ترمذی در کتاب «ختم الاولیاء» این منازل را دویست و چهل هزار منزل میداند و آنها را در سه طبقهی اوّل، وسط و آخر قرار میدهد. در تقسیم بندی دیگری او منازل را به دو دستهی حسّی و معنوی تقسیم میکند. منزل حسّیِ دنیوی از نظر او همان احوال عرفانی است که موجب انجام کارهای خارق العاده توسّط سالک میشود. منازل حسّی در آخرت هم بهشت است که دارای صد درجه است. منازل معنوی نیز دویست و هشتاد و چهار منزل است که در چهار مقام جمع میشود: علم لدنّی، علم نور، علم جمع و تفرقه، کتابت الهی (ترمذی، (بی تا): ۱۴۳-۱۴۲). خواجه عبدالله انصاری در کتاب «منازل السّائرین» خود که در شرح سلوک است ابتدا سلوک را به ده بخش تقسیم میکند و برای هر بخش ده منزل در نظر میگیرد که مجموع آنها صد منزل میشود. ده بخش کلّی عبارت است از: بدایات، ابواب، معاملات، اخلاق، اصول، وادی ها، احوال، ولایات، حقایق و نهایات. در کتاب صد میدان نیز خواجه همین صد منزل را با عنوان صد میدان معرّفی میکند و از چهار مرحلهی کلّی یعنی آشنایی، دوستداری، آگاهی و گستاخی نام میبرد (انصاری، ۱۳۷۲: ۶-۲۵۵، ۵-۲۵۵). احمد غزّالی معتقد است سالک هنگام سلوک باید هفت بحر را پشت سر بگذارد. این ابحار عبارتند از: بحر معرفت، بحر جلال، بحر وحدانیّت، بحر ربوبیّت، بحرالوهیّت، بحر جمال و بحر مشاهده (غزّالی، ۱۳۵۶: ۱۳-۱۰). آنچه اشاره شد، بخشی از آرای صاحبنظران دربارهی تعداد و مراحل سیر و سلوک است که نشان دهندهی اختلاف نظر فراوان در این زمینه است برای دستیابی به انسجام و نظمیمشخّص در این آرای متعدّد، تقسیم بندی موجود در کتاب تاریخ تصوّف (۱) تألیف دهباشی و میرباقری فرد قابل پذیرش است. بر اساس این طرح، سیر و سلوک شامل هفت منزل است: یقظه و انتباه، اراده و طلب، تزکیهی نفس، احوال، عشق، سکر و حیرت، فناء فی الله و بقاء بالله. در منزل سوم سالک برای تزکیهی نفس باید مراحلی را طی کند که به هر مرحله از آنها یک مقام اطلاق میشود. دربارهی تعداد و ترتیب این مقامات نیز اختلاف نظر وجود دارد. در بین نظرات مختلف در این زمینه تقسیم بندی «ابونصر سرّاج» در کتاب «اللّمع» دقیقتر و مناسبتر به نظر میرسد که به ترتیب عبارت است از: توبه، ورع، زهد، فقر،استغنا، صبر، توکّل،تسلیم و رضا. منزل چهارم شامل احوال به این ترتیب است: مراقبه، قرب، محبّت، خوف، رجا، شوق، انس، اطمینان، مشاهده و یقین (دهباشی، ۱۳۸۴: ۲۱۹). هرچند در تعداد مراحل سلوک اختلاف عقاید فراوان است، امّا صوفیان در این موضوع اتّفاق نظر دارند که گذشتن از مراحل سلوک صعب و دشوار است و طی این راه جز با قدم عشق و بریدن از خلق و ترک هوی و هوس و کشتن نفس امکان ندارد (گوهرین، ۱۳۶۸: ۳۲۶). اینک به منظور رعایت اختصار، فقط به بررسی آن دسته از مراحل میپردازیم که به گونهای با دنیا، موضوع بحث ما ارتباط دارند. یقظه و انتباه هر دو به معنی بیدار شدن و در اصطلاح اولین منزل از منازل هشتگانه سلوک است(دهباشی: ۱۳۸۴: ۲۲۰).در این منزل سالک با رها شدن از پندارهای ناروا و نادانی و غرور واضطرابهای بیجا و نگرانیهای پی در پی به خداوند و عنایت بیسبب و الطاف بیحد او پناه میبرد و در نتیجه این التجاء، بیداری دل و جان نصیب او میشود. هرچند در آثار عطّار یقظه و انتباه ومترادفات آن به طور مستقیم نیامده امّا به ویژه در مثنویهای خود با طرح حکایات مختلف جایگاه آن را در سیر و سلوک مشخص کرده است.مخصوصاً در داستان محمّد عیسی و دیوانه گفته شده که چون محمد عیسی به خود آمد (بیدار شد) و توبه کرد، بکلّی از جاه و مال دنیا دل برداشت (ال: ۲۹۴). حتّی بیداری پیران و بزرگان تصوف نیز آنان را برای قدمهای محکمتر بعدی آماده میکند (برای اطّلاع از این نمونهها ر.ک: بخش ۳-۷- از همین فصل، ص۴۷). توبه توبه اوّلین مقام سلوک است که در تعریف عطّار عبارت است از ترک تعلّق از دنیا و خیمه زدن در عالمی دیگر:
حلم چیست از ذروه عرش آمدن
گاو و ماهی را به هم فرش آمدن
توبه چیست این جمله را بر هم زدن
خیمه زین عالم بدان عالم زدن
(مص: ۴۶۵)
در ابیاتی دیگر نیز توبه را راهی به روشنایی خورشید در دریای تار گناهان میداند که همچون آتشی صد عالم گناه را جمله در هم میسوزد (من: ۳۰۰). همچنین شیخ از قول «شاه شجاع» میگوید: «دنیا بگذار و توبه کردی و هوای نفس بگذار و به مراد رسیدی» (تذ: ۳۹۹)، که از این بیان بخوبی استنباط میشود که رها کردن دنیا و مافیها همانا توبه واقعی است. از «ابو حفض حدّاد» پرسیدند چرا دنیا را دشمن میدارد؟ گفت چون بنده هر ساعت در آن گناهی میکند. گفتند میتوان هر لحظه توبه کرد. گفت آری، اما آن اندازه که به گناهم یقین دارم در پذیرش توبه یقین ندارم و بر شک و تردیدم (تذ: ۴۱۳). ورع ورع دومین مقام سلوک است در بیشتر موارد ورع و تقوا در یک مفهوم بکار رفته است.چنانکه خواجه عبدالله گوید: «از میدان ورع تقوا زاید» (انصاری، ۱۳۷۲، ج۱، ۲۶۹). نزد عطّار نیز ورع و تقوا به معنی پارسایی و پرهیزگاری است که مرحله پس از توبه است:
آنها که پای در ره تقوی نهادهاند
گام نخست بر در دنیا نهادهاند
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
پردازش تحلیلی برخط[۶](OLAP ): ابزاری چند بعدی برای تحلیل و پردازش داده ها از ابزار مختلف ارائه می دهد.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
کشف دانش در پایگاه های اطلاعاتی (داده کاوی): هدف این فرایند، تولید دانش از داده های ساختارمند است که از الگوریتمهای ساده و دقیق مدل سازی روابط یا الگوهای غیرتصادفی است. یادگیری ماشین: به عنوان ابزاری حیاتی جهت کشف دانش در پایگاه های اطلاعاتی شناخته شده است که دلیل آن توانایی درتمرکز بر مسائل پیچیده، فاقد تعریف مناسب و روش های جستجو است(ابوترابی ۱۳۷۸، ۴۲). ۲-۳-۹-۴ ابزار تسهیم دانش اینترنت، اینترانت و اکسترانت: اینترانت شبکهای است که منحصراً برای محیط داخلی سازمان طراح شده است اما مبتنی بر فناوری اینترنت است. اینترانت میتواند سیستم پست الکترونیکی، دسترسی از راه دور، ابزار همکاری گروهی، سیستم تسهیم نرم افزارهای کاربردی و شبکه ارتباطی سازمانی را شامل شود.
– راهنمای تخصص سازمانی – آموزش الکترونیک: اصطلاح آموزشی مبتنی بر خط، مبتنی بر کامپیوتر و مبتنی بر وب است. ۲-۳-۹-۵ ابزار ذخیرهسازی و ارائه دانش انبار داده ها: محلی برای ذخیره سازی مستمر داده ها است که برای انواع ابزارهای تحلیلی استفاده میشود که دارای ویژگی موضوع گرایی، همگنی، تغییر زمانی و غیر فرار بودن است. تجسم: فناوری نوظهوری است که امکان درک پیچیدگی اطلاعات را با بهره گرفتن از گرافیک غنی کامپیوتری به کاربران میدهد(ابوترابی ۱۳۷۸، ۴۵). گامهای اصلی اجرای مدیریت دانش به طور کلی شانزده مرحله / فعالیت بالقوه برای معرفی و پیاده سازی مدیریت دانش وجود دارد که باید با توجه به شرایط سازمان دنبال شود. این فعالیتها عبارتند از:
-
- به دست آوردن پذیرش مدیریت
-
- ترسیم چشم انداز دانش
-
- برنامه ریزی استراتژی دانش
-
- ایجاد و تعریف گزینه ها و ابتکارات بالقوه وابسته به دانش
-
- توصیف انتظارات از سود برای ابتکارات مدیریت دانش
-
- تنظیم اولویتهای مدیریت دانش
-
- . تعیین نیازهای کلیدی دانش
-
- به دست آوردن دانش کلیدی
-
- ایجاد برنامههای جامع انتقال دانش
-
- انتقال، توزیع و بکارگیری داراییهای دانش
-
- ایجاد و به روز درآوردن زیرساخت مدیریت دانش
-
- اداره داراییهای دانش
-
- ایجاد برنامههای تشویقی
-
- هماهنگ ساختن فعالیتها و عملکردهای مدیریت دانش در سراسر سازمان
-
- تسهیل مدیریت متمرکز بر دانش
-
- نظارت بر مدیریت دانش(ابوترابی ۱۳۷۸، ۵۴).
بعلاوه شناخت موانع و یافتن عللی که باعث جلوگیری از استفاده از دانش فردی و جمعی در سازمان می شوند، درپیادهسازی و استقرار مدیریت دانش دارای اهمیت ویژهای است. نتایج نشان میدهد که این مشکلات عمدتاً مربوط به فاکتورهای نرم )انسانی- اجتماعی( است و کمتر به مشکلات تکنولوژی مربوط میشوند. نحوه توزیع این موارد با توجه به مدیریت دانش در رابطه با انسان ۵۰ درصد، ساختار ۲۵ درصد و فناوری ۲۵ درصد است. این اعداد تأکید دیگری بر نقش کلیدی منابع انسانی در مدیریت دانش دارند، از این رو، باید به مقوله انسان در اجرای موفق مدیریت توجه ویژهای داشت(ستاری قهفرخی ۱۳۸۶، ۹۸). ۲-۴- هوش سازمانی دومین متغیری که در این پژوهش مورد بررسی قرار گرفته هوش سازمانی میباشد. ایده و مفهوم هوش سازمانی مهم است چرا که پارادایمهای جزیی دیگری همچون یادگیری سازمانی و مدیریت دانش را در بر میگیرد. تمرکز اصلی هوش سازمانی بر دانش میباشد. تعریف از یک نقشآفرین ، یک فرد یا جمعی که سازمانی باهوش را تشکیل میدهند عبارت است از: هوش به طور شدیدی مرتبط با توانایی یک شخص یا مجموعهای از اشخاص در تمیزدادن مشخصات دانش فرهنگی، ودر تشخیص، ارتباط دادن، دست کاری کردن و کاربرد مؤثر وکارآمد آن دانشها درتنوع محیط پدیداری میباشد (یالس ۲۰۰۵، ۵۱). هوش سازمانی درحقیقت قابلیت یک سازمان درافزایش اطلاعات، نوآوری، دانشعمومی و عمل مؤثر بر پایهی ایجاد دانش است(مک مستر ۱۹۹۷، ۳۰). هلال و همکاران هوش سازمانی را تابعی از پنج زیر سیستم شناختی میدانند: ساختار سازمان، فرهنگ، روابط ذینفعان، مدیریت دانش و فرآیندهای استراتژیک(لی بویتز ۲۰۰۲، ۶۸). ۲-۴-۱ تعاریف هوش سازمانی هوش سازمانی مفهومی جدید در عرصه ادبیات سازمان مدیریت و قرن ۲۱ میباشد .کارل آلبراخت این مفهوم را در سال ۲۰۰۲ در کتاب «قدرت اذهان در کار» بیان نموده است. آلبرخت هوش سازمانی را به عنوان استعداد و ظرفیت یک سازمان در حرکت قدرت ذهنیاش و تمرکز این قدرت ذهنی در تحقق رسالت سازمان تعریف میکند. براساس قانون آلبرخت تحت عنوان حماقت گروهی میتوان اینگونه بیان کرد که سازمانها علاوه بر تهدید رقبا و محیط پیرامونیشان، خود نیز در جهت آسیب به خود پیش می روند (نسبی ۱۳۸۷، ۷۹). کارل آلبرخت جهت موفقیت در کسب و کار به داشتن سه عامل انسان هوشمند، تیمهای هوشمند و سازمان هوشمند اشاره مینماید (ابزری ۱۳۸۵، ۴۰). در رابطه با هوش سازمانی تعاریف مختلفی از سوی صاحبنظران متعدد مطرح گردیده است که در زیر به پارهای از آنها اشاره میشود:
-
- گلین معتقد است هوش سازمانی حاصل اجتماع و تعامل هوش تک تک اعضای سازمان است. هوش سازمانی فرآیندی اجتماعی است که تئوریهای آن بر اساس تئوریهای هوش انسانی طرحریزی شده است(گلین ۱۹۹۶، ۲۱).
-
- مک مستر در سال ۱۹۹۶ هوش سازمانی را اینگونه تعریف میکند؛ هوش سازمانی، توانایی یک سازمان در جمع آوری اطلاعات، داشتن نوآوری، تولید دانش و فعالیت بر اساس دانش سبک شده است (مک مستر ۱۹۹۶، ۸۷).
-
- هلل هوش سازمانی را توانایی سازمان در ایجاد و بهرهگیری از دانش مطلوب در تطابق با شرایط محیطی میداند. به عقیده او هوش سازمانی ظرفیت سازمان در جهت خلق دانش و بکارگیری راهبردهای آن به منظور هماهنگی و تطابق با محیط اطراف است. هلل اضافه میکند که مجموعه توانایی پردازش اطلاعات مختلف در سازمان همان هوش سازمانی است (هلل ۲۰۰۶، ۶۹).
-
- سیمیچ هوش سازمانی را اینگونه تعریف میکند: توانایی فکری سازمان جهت حل مسائل سازمانی. در این جا توجه روی انسجام توانایی های تکنیکی و توانایی های انسانی جهت حل مسائل و مشکلات میباشد. صراحتاً هوش سازمانی در برگیرنده کلیات اطلاعات، تجربه، دانش و درک مسائل سازمانی میباشد (سیمیچ ۲۰۰۵، ۹۱).
-
- تی ماتسودا ژاپنی یکی از پدیدآورندگان نظریه هوش سازمانی، هوش سازمانی را ترکیبی از دو عامل هوش انسانی و هوش ماشینی میداند. از نظر ماتسودا هوش سازمانی، بطور کلی مجموعهای توانایی های ذهنی یک سازمان تعریف میشود. (تی ماتسودا ۱۹۹۳، ۲۸).
۲-۴-۲ مؤلفه های هوش سازمانی کارل آلبرشت (۲۰۰۲، ۳۷) هوش سازمانی را شامل ۷ مؤلفه میداند که آنها را بینش راهبردی، سرنوشت مشترک، میل به تغییر، همسویی و تجانس، فشار عملکردی، به کارگیری دانش و روحیه نامیده و در شکل ۲-۴ نشان داده شده است. شکل ۲-۴: مؤلفه های هوش سازمانی ۲-۴-۲-۱ بینش راهبردی چشم اندازاستراتژیک: به قابلیت خلق،استنتاج و بیان هدف یک سازمان اطلاق میشود. علایم کلیدی چشمانداز استراتژیک شامل داشتن گفتمان استراتژیک درسازمان، بررسی محیط کسب وکار، بازبینی استراتژیک سالانه، داشتن پیشنهاد ارزشمند در قبال بازار، بیانیه هدایت، کاربرد بیانیه مأموریت و ارتقاء مدیران آینده میباشد. در یک کلام چشمانداز استراتژیک درپی آن است که بگوید می دانیم به کجا میرویم (آلبرخت ۲۰۰۳، ۷۰).
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
رینگیس،(۱۹۷۵) به منظور روشن ساختن مفهوم طبقه های مختلف حوزه عاطفی آنها را با اصطلاحات متداولتر علاقه، نگرش، سازگاری ، و مانند اینها مقایسه کرده است . کیفیت و تاثیر آموزش درحیطه عاطفی به شناخت و نقش مدرسه و معلم و اهمیت این حیطه در آموزش بستگی دارد. با وجود این، نظریههای منسجم و نظاممندی برای آموزش عاطفی وجود ندارد و به همین دلیل در برنامه ریزی های رسمی، برنامه ریزی مشخص برای آموزش عاطفی در زمینهی ارزشها و نگرش ها کمتر دیده میشود و ملعمان در حیطه های دیگر یادگیری فعالترند وراهنمایی میکند. اول آموزش عاطفی اغلب به صورت ضمنی انجام می شود در صورتی که بسیاری از اموری که مربوط به زندگی روزمرهی انسان است مانند توجه به علاقه به حرفهها، ایجاد انگیزه برای اکتساب مهارتهای زندگی و یادگیری اجتماعی به این حیطه مربوط میشود و آموزش ارزشها و نگرشها مربوط به حیطه عاطفی است و اغلب متخصصان تعلیم و تربیت و معلمان اهمیت تاثیر اصلی انگیزش و آمادگی عاطفی در فرایند آموزش دانش آموزان و رشد ذهنی را میشناسند و اغلب معلمان نیز کوشش میکند که شیوه و ابزاری برگزینند که کنجکاوی و توجه را برانگیزند و وضعیت مطلوبی برای یادگیری آماده کند برجسته کردن یک حیطه از حیطه های یادگیری، یعنی حیطهی عاطفی به این معنی نیست که آن را از سایر حیطهها جدا کنیم زیرا آموزش و یادگیری جریانی است که ویژگیهای عاطفی، شناختی و روان حرکتی را در برمیگیرد. تجزیه و تحلیل ارزشیابیهای یادگیرهای عاطفی در کلاس بر این امر تاکید دارد که حتی در مواردی که یادگیری در حیطهی عاطفی ارجح است باید آن را در هر سه زمینه مدنظر قرار داد. در وضعیت آموزش عاطفی، ارتباط متقابل و تعامل وجود دارد شاگردان شخصیتهای متفاوتی دارند .به این سبب، این دانش روانشناسی لازم است محیط خانوادگی و تربیت قبلی مدرسه در این امر دخالت دارند. پس جامعه شناسی و تعلیم و تربیت هم مداخله میکنند به علاوه در زمینهی ارتباط فرد با محیط اجتماعی و تاثیر متقابل آنها، روانشناسی اجتماعی هم دخالت دارد.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
آموزش واقعی یک نگرش پیچیده است و به طور کلی حتی اگر به خوبی طراحی شده باشد نیاز به زمانی طولانیتر از زمانیدارد که معلمان وقت صرف آن میکنند. تغییر بعضی از نگرشها و ارزشیابی آنها مشکلتر از تغییرات زمینهی شناختی است که به مهارتهای پیچیدهتری مانند تجزیه وتحلیل ترکیب و ارزشیابی نیاز دارند با توجه به این امر که توصیف نگرشها در زمینهی مفهومی و عملی مشکل است، سنگینی و پیچیده بودن روش کاملا روشن میشود به همین دلیل، بسیاری از معلمان تمایل دارند دلایلی برای مشکل بودن یا غیر عملی بودن تغییر نگرشها ارائه دهند برای مثال، یادگیری عاطفی قابل اندازه گیری مستقیم نیست و معلم واقعا نمیداند دانش آموز در چه وضعیتی قرار دارد و حیطهی نگرشها بسیار درونی است و دانش آموز را باید در تصمیماتش آزاد گذاشت و یادگیری دانش آموزان تعیین میکند. که به این مدل آموزش، الگوی عمومی آموزش میگویند که میتوان در تمام سطوح تحصیلی از ابتدایی گرفته تا دانشگاه، و در همه موضوعهای درسی از زبان گرفته تا علوم و هنر و ریاضی و غیره به کاربست. و معلمان میتوانند در همه درسهای خود از این الگو برای طراحی فعالیتهای آموزشی استفاده کنند. گذاشت و…اما این دلیلها مجوزی برای بیتوجهی به حیطه های عاطفی نیست . حوزه روانی _حرکتی[۸] به زمینه مهارتهای حرکتی یا فعالیتهای بدنی ارتباط دارد. به عبارت دیگر، هر فعالیتی که علاوه بر جنبه روانی دارای جنبه جسمانی هم باشد. در این حوزه جای دارد. به عنوان نمونه، وقتی معلم از این بابت نگران است که یکی از دانشآموزان او نمیتواند حروف صدادار را درست تلفظ کند نگرانی او در رابطه با این مشکل دانشآموز به حوزه عاطفی در این است که هدفهای حوزه شناختی صرفا به فعالیتهای شناختی ختم و هدفهای حوزه عاطفی عمدتا به فعالیتهای عاطفی مربوط میشوند، اما هدفهای حوزه روانی_ حرکتی نیز به اندازه هدفهای حوزه شناختی در سطح آموزشگاهها کار برد ندارد(همان منبع ) ۲-۴- طبقه بندی هدفهای آموزشی براساس انواع یادگیری : رابرت گانیه (۱۹۸۴،ترجمه نجفی زند،۱۳۷۳) از شکلهای مختلف یادگیری و بازده های گوناگون آن یک طبقه بندی فراهم آورده است. این طبقهبندی را میتوان نوعی طبقهبندی هدفهای آموزشی به حساب آورد؛ زیرا چنان که دیدیم هدف آموزشی یادگیری است. پس از آنجا که هر هدف آموزشی معرف نوعی یادگیری است، لذا میتوانیم طبقهبندی گانیه را برای شناسایی و دستهبندی هدفهایی آموزشی نیز مورد استفاده قرار دهیم. رابرت گانیه ابتدا شکلهای اساسی یادگیری را در چهار دسته زیر قرار داد یادگیری علامتی : بیشتر با نام شرطی سازی کلاسیک پاولفی معروف است یادگیرنده یک پاسخ شرطی را به یک علامت میآموزد. پاسخ ترشح بزاق سگ آزمایشگاه پاولف به صدای زنگ مورد مشخصی از یادگیری علامتی در حیوان است . یادگیری محرک _ پاسخ : منظور از این یادگیری دادن پاسخهای دقیق عضلانی به محرکهای معین است مانند راننده یک وسیله نقلیه پس از دیدن چراغ قرمز سر چهار راه با فشاردادن پا بر روی پدال ترمز اتومبیلش را متوقف میکند. زنجیرهسازی : یادگیرنده از طریق زنجیر سازی تعدادی یادگیری محرک_ پاسخ را به هم پیوند میزند و زنجیرهای از رفتارهای پیچیده محرک _ پاسخ به وجود می آورد. تداعی کلامی : منظور از تداعی کلامی بنا به عقیده گانیه نوع خاصی از یادگیری زنجیره ای است که در آن حلقه های زنجیره یادگیری یاs-r ها واحدهای کلامی هستند مورد ساده تداعی کلامی فعالیت کودک در نامیدن اشیاء است.(سیف ،۱۳۷۶) ۲-۲- محتوای آموزشی در طی دهه های گذشته به دلیل افزایش رشد جمعیت و تحول فن آوری اطلاعاتی _ ارتباطی و روندهای توسعه اجتماعی و اقتصادی بر تعداد افراد تحت پوشش آموزش پایه و متقاضیان و برخورداری از آموزش متوسطه و عالی افزوده شده است. این امر چالشها و مسائلی را برای نظامآموزشی به وجود آورده است و آنها را ناگزیر به اتخاذ تصمیمها و سیاستهای راهبردی نموده؛ بهگونهای که؛ ماموریت چشمانداز و اهداف کلان و خرد هر نظام آموزشی را به شدت تحت تاثیر خود قرارداده است(گواژی،۱۳۸۷)به نقل از ترجمه گرایینژاد وهمکاران ۱۳۸۵). بسیاری از کشورهای جهان به دلیل حضور در بازار جهانی و رقابت فزاینده در آن، تامین نیروی انسانی کار آمد و ماهر را از وظایف نظامآموزشی تلقی نمودهاند و ماموریت نظام آموزش و پرورش را آموزش مهارتهای زندگی به ویژه مهارتهای حرفهای میدانند تا بدینوسیله نیروی مورد نیاز بازار کار را تامیننمایند سلیمانی ،۱۳۸۷.(به نقل ازگواژی ،۱۳۸۷). لذا تغییر محتوا و جهتگیری برنامه درسی از جمله مسایلی است که زمینه ساز اصلاح و تغییر در مبانی برنامه ریزی درسی و چهارچوب برنامه درسی ملی در بسیاری از کشورها شده است.در حال حاضر بسیاری از نظام های آموزشی به دنبال ارائه دانش، مهارتها و نگرشهای مورد نیاز برای آماده سازی فراگیران در برخورد با مسایل و چالشهای زندگی آینده آنان هستند و با بهره گرفتن از سیاستهای راهبردی گوناگون امکان رشد و گسترش مبانی آموزش مداوم را به عنوان فرایندی که برنامههای درسی تسهیل کننده آن است؛ دنبال مینمایند (اولیوروهیتر ،۱۹۹۴) به نقلازگواژی،۱۳۸۷). آموزش ابتدایی نیز دورهای از تحصیل است که به عنوان اساس دوره های بالاتر آموزشی، سازنده تجربه های قبلی دانشآموزان است. در صورتی که اینتجربه ها، مرتبط با هم و در ارتباط با مسایل شخصی و اجتماعی باشد برانگیزنده، سودمند و موثر خواهد بود و یادگیری مادام العمر را به همراه خواهد داشت. با این وصف امروز بسیاری از دانشآموزان از کلاس علوم به کلاس تاریخ و از آن جا به کلاس ریاضی میروند و به شیوه ای قطعه قطعه مورد آموزش قرار میگیرند به طوری که کمتر شباهتی با زندگی واقعی آنان دارد(احمدی ،۱۳۸۰). در پاسخ به این مشکل شیوه های مختلف انتخاب و سازماندهی محتوا و غنا بخشیدن به تجارب یادگیری دانشآموزان یک نیاز رو به افزایش است که بیشتر به دلیل کاستیها و معایب برنامههایدرسی متداول، یعنی، برنامه های درسی رشته _ محور و موضوعی مطرح شده که موجب توجه هر چه بیشتر صاحب نظران به مقوله برنامه سازماندهی تلفیقی محتوای برنامههای درسی گشته است سلیمانی ،۱۳۸۷.به نقل از:(وارس،۱۹۹۷.به نقل ازاحمدی؛۱۳۸۰)به نقل ازگواژی ،۱۳۸۷ ) از جمله معضلهای نظام آموزشی ایران مساله برنامه ریزی درسی است که عملکرد ضعیف دانشآموزان ایرانی در مقاطع و موضوع های مختلف تحصیلی در مقایسه با کشورهای دیگر موید این مطلب است. در این زمینه میتوان به نتیجه سومین مطالعه بین المللی ریاضیات و علوم و مطالعه بین المللی پیشرفت سواد خواندن که توسط انجمن بین المللی ارزشیابی پیشرفت تحصیلی اجرا شده، اشاره نمود. سلیمانی ،۱۳۸۷.به نقل از(گواژی،۱۳۸۷.به نقلاز:(محسن پور ،۱۳۸۴ :۸۲-۸۳ ).) این مساله ناشی از عوامل زیر بوده که تحقیقات صورت گرفته داخلی در ایران آن را تایید نموده اند: – عدم رعایت اصول و استانداردهای بین المللی در طراحی و مهندسی برنامه درسی (قورچیان،۱۳۷۴:ص۴) – عدم رعایت تناسب، انسجام و توالی عمودی و افقی بین مفاهیم موجود در یک ماده درسی، در یک مقطع و یا مقاطع تحصیلی از پیش دبستانی تا فرا دانشگاهی در کتاب های درسی ایران.(قورچیان ۱۳۷۴: ص۵) – عدم دانش نظری و تجارب عملی از سوی برنامهریزان، مدیران، معلمان و سایر مسوولان در امر برنامه ریزی درسی.(ملکی،۱۳۷۳ :۵-۶) – عدم اطلاع از شیوه های جدید و تحقیقات صورت گرفته در خصوص برنامه درسی به ویژه شیوه های انتخاب و سازماندهی محتوای برنامه درسی و برخورد سلیقه ای با آن.(ملکی،۱۳۷۳: ۶-۵) – ساختار موجود برنامه درسی دوره ابتدایی در ایران(سازماندهی محتواوبراساس شیوه دیسیپلینی یا موضوعی) با ساختار جدید رایج برنامه درسی در سایر نظامهای آموزشی(شیوه های غیردیسیپلینی یا الگوهایتلفیقی ) مطابقت ندارد.(احمدی،۱۳۸۰). ۲-۲-۱- انتخاب و سازماندهی محتوای برنامه درسی: برنامه درسی عبارت از کلیه تجارب آموختنی است که دانشآموزان تحت راهنمایی مدرسه آنها را کسب مینمایند. گواژی،۱۳۸۷ :به نقلاز(کر،۱۹۹۹) در طراحی برنامه درسی، پس از تعریف هدف، انتخاب محتوا قرار دارد . براساس دیدگاه های تاریخی، فلسفی و نظر متخصصان و صاحب نظران برنامه ریزی درسی در انتخاب محتوا توجه به مراحل رشد، نیازها، علایق و استعدادهای یادگیرنده، توجه به اصول وعوامل موثر بر یادگیری، قابلیت یادگیری؛ پایهای برای آموزش مداوم(آموزشهای بعدی) فرصت مناسب برای فعالیتهای یادگیری چندگانه، همچنین توجه به ساختار دانش؛ اهمیت و اعتبار، سودمندی و انعطاف پذیری محتوا از جمله معیارهای مهم محسوب میشوند. گواژی،۱۳۸۷ به نقلاز: (نعیمی،۱۳۸۵؛فتحیواجارگاه،۱۳۸۱؛ ملکی، ۱۳۷۳؛ موریسون،۱۹۹۳ ؛ ریگانومک اولن، ۱۹۶۹؛فنتون،۱۹۷۸). پس از انتخاب محتوا، سازماندهی محتوای برنامه درسی مطرح میشود که در جریان آن برنامهریزان درسی تلاش مینمایند تا از این طریق شیوهای را برگزینند که به موثرترین صورت ممکن مواد و موضوعات درسی در سطح افقی و عمودی با یکدیگر ارتباط برقرار کرده تا نیل به اهداف برنامه میسر گردد. متداولترین شیوه سازماندهی محتوای برنامه درسی، شیوه سازماندهی مبتنی بر ساختار دانش(دیسیپلین هایارشته های علمی) است که به مدت طولانی در دنیا؛ الگوی مسلط برنامهدرسی بوده ودر کشور ما نیز مرسوم بوده هست. (احمدی ،۱۳۸۰). انفجار دانش و اطلاعات گسیختگی و پراکندگی بخشهای گوناگون برنامه های درسی موضوع محور و رشتهای، عدم ارتباط آن با واقعیتهای زندگی شخصی و اجتماعی یادگیرندگان موجب مطرح شدن شیوه های دیگری شده اند که در کل آنها را شیوه های تلفیقی مینمایند(وارس،۱۹۹۷). در سازماندهی تلفیقی محتوای برنامه درسی؛ مفاهیم و موضوعات درسی در قالب(موضوعییامضمونی) با یکدیگر تلفیق میشوند. برایحصول این امر با انتخاب(راهبردهای موضوعی) مناسب و استفاده از آنها، مفاهیم کلیدی این راهبردها در هم میآمیزند(راهنمای برنامه درسی مطالعات اجتماعی دوره آموزشعمومی؛ ۱۳۸۵). صاحب نظران حوزه برنامهدرسی، رویکردهای مختلفی را در سازماندهی محتوا به صورت تلفیقی ارائه کردهاند که هر کدام از آنها با توجه به ابعاد تلفیق دارای مدلهایی(به عنوان راهبردهای آنرویکرد) هستند که کاربرد آنها را در شرایط و موقعیتهای خاص خود توجیه مینمایند. در نهایت میتوان رویکردهای تلفیقی را به سه دسته تقسیم نمود : میان رشته ای، چند رشته ای، فرا رشته ای.(احمد ی ،۱۳۸۰) تلفیق از یکی از مهمترین پیچیده ترین مباحث در حوزه برنامه درسی است سازماندهی برنامه درسی به شیوه از دیدگاه سازگرایی، برنامه های آموزشی باید همه سویه(شناختی،عاطفی،رفتاری) باشد در بسیاری از نظام های آموزشی تنها بر سویه شناختی تاکید داشته اند و بر روش دوسویه دیگر را به سوی این نظامها واقعیت مهمی را از فرایند آموزش تعریف کردهاند سازگرایی گروهی آموختن را کنشی گروهی میداند که انجام دادن بهینه آن نیازمند داشتن توانایی ایجاد ارتباط با دیگران است(راگو،نیورزینک، اوتنه اربراین ۲۰۰۳) همین کنش گروهی است که خاستگاه و عاطفه هاست و همین عاطفه ها هستند که زمینهی را برای برقراری ارتباط با دیگران را هم میکنند. امروز باور براین است که عاطفهها به آدمیکمک میکند تا از توانمندیهایش بهتر بهرهمند شود(دسی سامرا ،۲۰۰۰ ) به بیان دیگر توانمندیهای شناختی تنها در کنار توانمندیهای عاطفی میتوانند کارایی تهیه خود را داشته باشند و با رفتارها و کارکردهای بهتر بینجامد(برندک،فصلنامه تعلیم وتربیت ،۹۲). ۲-۲-۲- تلفیق : واژه تلفیق[۹] به معنای در هم آمیختن، درهم تنیدن، یکپارچه کردن و وحدت بخشیدن است منظور از تلفیق برنامه های درسی، ارتباط دادها؛ درهم آمیختن برنامهدرسی و به منظور تحقق، هدف و انسجام در تجریات یادگیری دانش آموزاست. شومیکر۱۹۸۹،ترجمه پارسا۱۳۸۲) ۲-۲-۲-۱- واژه هایی که معمولا برای تلفیق مورد استفاده قرار میگیرد: الف- تلفیق برنامه درسی عبارتند از یک روش سازماندهی کلی مواد یادگیری میباشند و یا مهارتهای زندگی که برای همه شهروندان ضروری هستند و هدف آن این است که بر دانشآموزان کمک کند تا یاد بگیرند چگونه در یک زندگی دموکراتیک مشارکت کنند(بینه ،۱۹۹۷) ب- برنامه درسی درهمتنیده یک هدیهای بزرگ به معلمین باتجربه است و در واقع مثل گرفتن یک فضای جدید است که یک تدریس را جالب و مهیج میسازد به ما کمک میکند تا افقهای دور را ببینیم همچنین به دانش آموز کمک میکند که روی یادگیری خود کنترل داشته باشد(شومیکر،۱۹۹۱) ج- تلفیق فرایندی است که در درون دانشآموز اتفاق میافتد و برنامه تلفیقی، برنامهای است که فعالیتهای یادگیری برای کمک به آن فرایند میکند(اودری ودیگران،۱۹۹۶ ،به نقل ازاحمدی،۱۳۸۰) م- مهرمحمدی ۱۳۷۸ میگوید تلفیق به معنای درهم آمیختن حوزه های محتوایی با موضوعات درسی است که در نظامهای آموزشی سنتی به طور جداگانه و مجزای از یکدیگر در برنامههای درسی گنجانده شدهاند لذا دو دیدگاه در مورد تلفیق وجود دارد: تلفیق از بیرون یعنی تلفیق محتوا یا فرایندها یا شیوه های برنامهدرسی که توسط برنامهریزان برای دانش آموزان صورت میگیرد . تلفیق از درون معنی تلفیقی که توسط برنامهریزان تهیه نشده بلکه فرایندی است که در ذهن دانش آموزان حاصل میشود(احمد ی،۱۳۸۰) ۲-۲-۳- تاریخچه تلفیق سابقه پیدایش و ظهور برنامههای درسی تلفیقی بر سابقه پیدایش ظهور رشته برنامه درسی منطبق است به عبارت دیگر این مبحث دارای تاریخی به درازای تاریخ برنامه ریزی درسی است(مهرمحمدی، ۱۳۸۳ ) شاید اولین جرقه توجه به برنامه ریزی درسی میانرشته ای را بتوان به سال،۱۸۹۵) مربوط دانست که درنشست انجمن ملی هربارت در این سال موضوع ایجاد تمرکز در سازماندهی برنامه درسی با توجه به نظریه دوره های فرهنگی هربارت به بحث گذاشته شد(مهرمحمدی،۱۳۸۳) نمونه بارز از تجربه های طراحی برنامه درسیتلفیقی در این دوران(قرن بیستم) مربوط به فردریک بوسنر استاد دانشگاه تربیت معلم دانشگاه کلمبیاست در کتابی تحت عنوان برنامهدرسی ابتدایی به شرح دیدگاه خود پرداخت اندیشه کلیدی در آرای بوسنران است که موضوع های درسی و برنامه درسی امری واحدی نیستند، بلکه موضوعات درسی باید تسهیل کننده و یاری دهنده و دانشآموزان در انجام فعالیتهای خاص یا دستیابی به درک و فهم لازم نبست به یک مساله باشند. برنامهدرسی طراحی شده توسط او حول ۹محور تحت عنوان حوزه های فعالیت زندگی، سازماندهی شده بود و از این رو مییابد باید آن را از مصادیق برنامههای درسی موجود فعالیت محور دانست. ۲-۲-۴- اصول تلفیق: با تامل در ماهیت انسان که یادگیریاش صورت نمیگیرد، مگر از طریق مشارکت فعال در این مورد مهارت های تفکر که مهمترین ابزار یادگیریاند باید مورد توجه باشند و نیز ماهیت جهان که در این زمینه دو دیدگاه تکنولوژیکی و کلینگری مطرح میگردد و ماهیت تربیت که لزوم ایجاد شرایط محیطی مناسب برای پرورش استعدادها را ایجاب میکند، برخی اصول مشترکی استخراج میشود که میتواند به عنوان مبنای تلفیق در برنامه های درسی در نظر گرفته شود(هاشمیان نژاد،۱۳۸۳) رابطه متقابل پدیده ها در جهان هستی، شیوه های کسب معرفت در انسان، سرعت تحولات جهانی و انفجار دانش وجود استعداد تفکر در انسان، در نتیجه قابلیت پرورش این استعداد از جمله مواردی است که می تواند به عنوان اساس تلفیق در برنامه لحاظ شود. نگرش تکنولوژی به رابطه متقابل همه پدیده ها با هم و با کل هستی اشاره می کند و هستی را بعنوان یک ارگانیزم واحد و به هم پیوسته در نظر میگیرد در این معنا یادگیری نیز مفهوم خاصی مییابد و آن درک رابطههاست تا جایی که میتوان گفت چنانچه در جریان یادگیری، فراگیر نتواند رابطه ها و رابطه هر جزء یا کل و همچنین رابطهای اجزاء با هم را کشف کند. کاربرد واژهای یادگیری در این مورد مصداق خواهد داشت چنانچه موارد فوق در تعلیم و تربیت لحاظ شود ثمرهای آن انسانی خواهد بود، که توانایی لازم برای زندگی موفق در عصر حاضر را خواهد داشت. در ادبیات تعلیم و تربیت فرد تربیت شده به کسی اطلاق میشود که دارای شایستگیهای خاصی میباشد .بررسی این صلاحیتها به عنوان مبنای طراحی برنامهدرسی تلفیقی و جهتدهی به آن نقش هدایت کننده خواهد داشت(هاشمیان نژاد، ۱۳۸۳) ۲-۲-۵- انواع تلفیق تلفیق به طور کلی معنی درهم آمیختنحوزه های محتوایی یا موضوعهای درسی، که نسبت نقطه های آموزشی به طور جداگانه و مجزا از یکدیگر در برنامه درسی مدارس گنجانده شده اند. هدف اساسی تلفیق میزانی است که تجربه های یادگیری و دانشآموزان تا حدی از تفوق و پراکندگی خارج شود و در ارتباط با یکدیگر قرار گیرد. مرور به منابع تخصصی و همچنین کوششهای عملی که در تاریخ برنامههای درسی در این زمینه به عمل آمده است حکایت از آن دارد که امر تلفیق و درهم تنیدن برنامههای درسی به مشکلی واحد و یکنواخت انجام نشده، و در واقع روشهایی متنوع و متفاوت که هرکدام از قابلیتها و امتیازهایی برخوردارند که به کارگرفته شده است. دست اندرکاران برنامه ریزی درسی لازم است از اشکال و انواع گوناگون تلفیق برنامه های درسی آگاهی داشته باشد و از آنها متناسب موقعیتهایی که با آنها روبرو میشوند سودجویند. دسته بندی گوناگون از انواع و اشکال تلفیق برنامههای درسی توسط صاحبنظران ارائه شده است که بررسی شرح بعضی از آنها موضوع در این نوشتار است این بررسی همچنین خوانندگان را با مفاهیم و اصطلاحات متنوع که برای توصیف اشکال مختلف تلفیق به کارگرفته شده اند آشنا میسازد(مهرمحمدی ،۱۳۷۸) شوبرت که از صاحبنظران بنام قلمرو و برنامه درسی است و در بحث مربوط به انواع سازماندهی برنامه درسی به پنج مورد به شرح زیراشاره می کند: موضوعهای مجزا : در واقع مبین سازماندهی سنتی و رشتهای برنامهدرسی است . حوزه های گسترده معرف یک ماده درسی است که از طریق پیوندزدن، یا جوش دادن چند حوزه محتوایی به یکدیگر شکل میگیرد، مانند هنرهای زبانی یا مطالعات اجتماعی. پروژه ها یا سازماندهی پروژهای برنامه درسیمعین: آن نوع سازماندهی است که دانشآموزان را با موضوعی فراگیر به نام پروژه روبرو میکند. که یادگیری حول محور آن، مستلزم برقراری ارتباط میان حوزه های گوناگون محتوایی است. این روش سازماندهی به لحاظ تاریخی عمدتا در دوره ابتدایی کاربرد داشته است. به عنوان مثال پروژه یا موضوع فراگیری میتواند باغ وحش باشد که انجام مطالعه حول این محور میتواند ابعاد ریاضی، زیست شناسی، اجتماعی و اقتصادی داشته باشد و محتوا این حوزه ها را به هم در آمیزد. هسته اصلی : معرف برنامه درسی است که با بهره گرفتن از مسائل اجتماعی به عنوان محور سازماندهی برنامه امکان پیوند میان حوزه های محتوایی گوناگون را فراهم میسازد. این نوع سازماندهی به لحاظ تاریخی بیشتر در طراحی برنامهدرسی در سطح متوسطه کاربرد دارد. به طور مثال از مسائلی مانند جنگ و صلح و تخریب محیط زیست گرسنگی درجهان ازدیاد جهت و تبعیضهای نژادی به عنوان محور سازماندهی برنامه و یادگیری استفاده میشده است . تلفیق: معرف عمیقترین سطح تلفیق بوده زمانی تحقق مییابد که دانشآموز یا گروهی از دانشآموزان با مبنا قرار دادن علایق و نیازهای خود به برنامه درسی و تجربه های یادگیری شکل میدهند این نوع از تلفیق در واقع معرف مفهوم پیشرفت گرایانه، یا کودک محوری تلفیق است. جاکوبز از جمله صاحب نظرانی است که به بحث درباره گونه های ممکن در طراحی برنامه درسی تلفیقی پرداخته و در دسته بندی خود ۶ نوع سازماندهی برنامه درسی را به شرح زیر معرفی کرده است.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
الگوهای اجتماعی
برسننا و همکاران (۲۰۰۳)
مدل مدیریت پروژه مدیریت دانش
کاسوی و همکاران (۲۰۱۰)
تحلیل متامیل به سازمان
سرمایه فکری
ادوینسون (۱۹۹۷)، اسویبی (۱۹۹۸)
روشهای ارزیابی عملکرد مدیریت دانش در طبقهبندیهای دستاوردهای پژوهش گسترده است. چنانچه گفته شود، توسعههای روش به سبب سوابق، تجربیات پژوهشگران و حوزههای مسأله متنوع است (علوی و لیدنر، ۲۰۰۱). در پژوهشی لین و لین (۲۰۰۵) روشهای ارزیابی مدیریت دانش را در ۸ گروه زیر طبقهبندی نمودند: تجریه و تحلیل کیفی، تجریه و تحلیل کمی، تحلیل شاخص مالی، تحلیل شاخص غیرمالی، تحلیل عملکرد داخلی، تحلیل عملکرد خارجی، تحلیل متمایل به پروژه، و تحلیل متمایل به سازمان. در جدول بالا نیز به برخی دیگر از مدلهای مدیریت دانش اشاره شده است.
۲-۱۱- بررسی پیشینه پژوهش مدلهای استراتژیک مدیریت دانش
به طور کلی مدلهای بسیاری راجع به مدیریت دانش پیشنهاد شده که دارای فرایندهای متفاوتی هستند. دستهبندی مدلها به دو گونه است: یکی از نظر دیدگاهی که زمینهساز مدل هاست و دیگری با توجه به مراحل فرایندی مدلهای ارائه شده است. در این بخش، دو نوع از گروهبندی دیدگاهی و یک نوع از گروهبندی بر مبنای فرایندها معرفی میشود. ردهبندی مدلها به عنوان مثال (Wallace et al, 2011) با مرور ردهبندیهای دانش در مقاله خود، مدلهای مدیریت دانش را در چهار گروه بشرح زیر ارائه کردهاند: مدلهای شبکهای[۳۴]:در این نوع از مدلها، تمرکز بر روی ارتباطات، کسب، تسهیم و انتقال به طریق تبادل اطلاعات افقی است. دانشهای مهم در شبکهای متشکل از افراد که به وسیله ابزار مختلف به هم میپیوندند. نهفته است و آگاهی از این بینشها و اطلاعاتف خارج از گروهها و تیمهای رسمی، عامل کلیدی به شمار میرود. در این نگرش، ساختن روابط اجتماعی، سرمایه اجتماعی و قائل بودن روابط متقابل به عنوان کار و فعالیت اصلی دانش، مورد توجه قرار گرفته است. مدل شناختی[۳۵] :دانش به مثابه دارایی سازمان است که نیاز به دست یابی دقیق، بیان ذخیره ، اندازهگیری ، نگهداری و انتشار کنترل شده دارد. ایجاد ارزش از طریق کاربرد متوالی بهترین روشهای حاصل و نیز پرهیز از خطاهای ناآشکار ریشهیابی شده و کتبی و نیز بهره بردن از درسهای آموخته شده به دست میآید . در این نگرش بر روی استفاده دوبار، تکثیر ، استانداردسازی و حذف روشهای قدیمی که کارآیی خود را از دست دادهاند، تمرکز میشود. مدلهای انجمنی / ارتباطی[۳۶]:در این مدلها در باره ویژگیهای گروههای کاری که باید دارای قابلیتهایی چون خود سازماندهی ، فراگیری مستمر و تبادلات غیررسمی باشند، بحث میشود. دانش در تفکری ایجاد میشود که در یک انجمن گردش میکند، جایی که زبان مشترکی وجود داردو اعتماد اجازه بهرهبرداری از مکاشفهها را می دهد، ممکن است آرایههای نهفته به صورت خلاقانه برنامهریزی شود و نشانههای مهم و راهحل های کاری متوالی به وسیله بیان داستانهای کاری منتشر میشوند. مدلهای فلسفی[۳۷] :در این مدلها بازارها و فرایندهای داخلی بر پایه گفتگوی دو طرفه در یک زمینه استراتژیک، پرسش در مورد فرضیات و کند و کاو مداوم در باره رفتار رقبا، مورد توجه قرار میگیرد. این دیدگاه، شخصیسازی را مقدم بر کد کردن می داند و تکنولوژی کمی را مورد استفاده قرار میدهد. همچین محرکهای فرهنگی اصلی برای این کار، حف ارتباط آزاد (تبادل نظر)، تشویق، انعکاس نظرات، کنکاش خلاقانه و اثبات عقیده و نظر است.
 با توجه به تجربیات سازمانهای پیشرفته در زمینه مدیریت دانش، ترکیب مدلهای شبکه، فلسفی و انجمنی به همراه استفاده از مدل شناختی، ترکیبی مناسب برای مدیریت دانش در سازمان است و محرکهای اصلی در این راستا، ارتباطات و روابط، اعتماد، همدلی، انجمن، گفتگوی دو جانبه عمیق و تکنولوژی برای دستیابی به گفتگو و برقراری ارتباط با ثبات هستند. گروهبندی از منظر نوع دانش ( ضمنی/ آشکار) چنانکه ذکر شد، به طور کلی دانش را به دو دسته، آشکار و ضمنی تقسیم کردهاند: دانش آشکار به راحتی مورد تجزیه و تحلیل و طبقهبندی قرار میگیرد. اما دانش ضمنی، در روحیه، روان و درک انسانها نهفته است، از این رو تجزیه و تحلیل و طبقهبندی آن دارای دشواریهای خاص خود است. با توجه به اهمیت و نقش هر یک از این دو نوع دانش، عدهای از این منظر، روشهای به کارگیری مدیریت دانش در سازمان را به چهار دسته : دینامیک ، انسان محور، سیستم محور و منفعل تقسیم کردهاند. در این دستهبندی ، سطح دانش آشکار، بستگی به درجه کد گذاری و نگهداری اطلاعات مورد نیاز یک فرد و سطح دانش ضمنی نیز به سطح تقسیم دانش از طریق نحوه روابط میان افراد بستگی دارد در شکل زیر جایگاه این روشها با توجه به نوع و سطح دانش ضمنی و آشکار، نمایش داده شده است. پویا نظام محور انسان محور منفعل کم زیاد تمرکز بر سطح آشکاری کم زیاد تمرکز بر سطح ناآشکاری شکل۲- ۵ ارتباط نوع مدیریت دانش و نوع دانش (Egbu et al, 2005) روش منفعل: ساز مانهایی که ازاین روش استفاده میکنند، تمایل کمی به مدیریت دانش دارند و به صورت روشی نظاممند اداره نمیشوند. در این سازمانها، تعریف مناسبی از دانش وجود ندارد، از این رو، اثربخشی در سازمانهای فوق در طول مدت زمان کاهش مییابد. روش نظام محور: سازمانهایی که از روش نام برده استفاده می کنند. تأکید بیشتری بر کدگذاری و استفاده دوباره از دانش (آشکار) دارند به این ترتیب، تأثیرپذیری خود را از طریق فناوری اطلاعات افزایش و در مقابل، پیچیدگیهای دسترسی به اطلاعات و استفاده از آن را کاهش میدهند. بنابر این در این روش، هزینه اندک تبادل اطلاعات و جواب سریعتر به مشتری امکانپذیرتر است و معمولاً دانش آشکار بهتر تقسیم میشودونیز میتوان از استفاده دوباره اطلاعات کدگذاری شده به سطح مناسبتری از دانش دست یافت. همچنین برنامههای آموزشی استاندارد و گروهی این روش، تواناییهای سازمانها را بالا برده، نیاز به داشتن اطلاعات گسترده را در میان اعضای یک سازمان کاهش میدهد. روش انسانی محور:تأکید بر روش انسانمحور، بر پایه تقسیم دانشهای ضمنی است. در این روش، اطلاعات از راه شبکههای فردی غیررسمی توزیع میشود و افراد میتوانند. روشهای مناسبتری را شناسایی کنند. چرا که روش مزبور در ارتباط میان اعضای یک سازمان بسیار با ارزش است. روش پویا: سازمانهایی که از روش دینامیک استفاده میکنند. از هر دو نوع دانش ضمنی و آشکار، بهره میگیرند و آنها را به بهترین نحو، مورد توجه و استفاده قرار میدهند (Wallace et al, 2011). نتایج بررسیهای انجام شده بر روی سازمانهایی که روشهایی نامبرده را به کار بردهاند. نشان میدهد که روش دینامیک، نسبت به دیگر روشها، کارآمدی بیشتر دارد. زیرا به هر دو نوع از دانش (ضمنی و آشکار) توجه دارد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
این دو بعد را جداسازی نماید. در چنین سیستمهایی میتوان از علوم هوش مصنوعی برای رسیدن به این اهداف بهره جست. در این روشها اساس کار تعریف و ساماندهی دادههای پایگاه است[۱۰]. که ازجمله آنها میتوان به نرمالایزکردن و تبدیل آنها به بردار اشاره کرد. و یا شبکه را تحت آموزشقرارداد یعنی از روشهای مختلفی مجموعههای در دسترس را بصورت تصادفی برای آموزش و مجموعه دیگری را برای تست انتخاب نمود .ضمن اینکه در شرایط نویزی شبکه خود را مورد ارزیابی قرار میدهد. تا با دیتایی که تا بحال دیده نشده هم عکس العمل مناسبی داشته باشد. از آنجایی که در بیشتر صنایع دادهها بصورت رشتههای ادامهدار ومتغیر با زمان به مرکز کنترل ارسال میشوند. استراتژیی شناسایی خطا انجام پردازشهایی بر روی این رشتهها یا بعبارت دیگر روندهاست (سریهای زمانی). که با انتخاب شبکه مناسب و آموزش آن سعی در تفکیک دو کمیت مطرح شدهی امن و ناامن خواهد بود. که در ادامه به آن خواهیم پرداخت .
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۱-۳-۱ روش سه گوشهسازی یا مثلثبندی در سیستمهای هوشمند، برتری اصلی در حل مساله تشخیص و شناسایی، میتوان به سهولت در تعمیم، برهان شفاف و گویای آن اشاره نمود. یکی از این روشها که اخیرا در بیشتر موارد تحقیقاتی مورد توجه قرار گرفته است روشCheung میباشد. که در غالب یک چهارچوب اصلی و پایهای بعنوان اساس کار برروی روندهایی از فرایند[۱۱] در سال ۱۹۹۲ایجاد و ارائه گردید. که به روش مثلثبندی ضمنی[۱۲] فرموله شده، برای بررسی روندها مطرح گردید. و اساس کار این روش مبتنی بر اصول هندسی مدل شده میباشد. Triangulation یا سه گوشهسازی روشی است؛ که در آن بخشهایی از روند توسط شیب ابتدا و انتهای منحنی با یک خطی بر روی قطعهای از روند[۱۳]، مابین دو نقطه متصل میگردد، تعریف میشود. الگوهایی در شکل(۱-۳) منطبق بر این روش نشان داده شده است. شکل(۱-۳): روش سه گوشهسازی یا مثلثبندی یکی از مزایای استفاده از این تکنیک کاربردهای فراگیر آن در هر نوع سیگنالی است. به نحوی که میتوان آنرا بر روی هر سیگنالی پیادهسازی نمود. و الگوریتم سه گوشهسازی را در اجزا مختلف سیگنال اجرا و طبقه بندی نمود؛ بعبارتی میتوان در هر نوع از سیگنال با بهره گرفتن از اشکال هدسی بدست آمده؛ به هر واقعهای از فرایند تعمیم داد (شکل (۱-۴)). شکل(۱-۴): الگوهای تعمیم یافته برای هر نوع روند از روش سه گوشهسازی این روش مشابه با روشهای دیگر کار بر روی روندها بوده و نقطه اشتراکها با سایر روشها دقیقا در جایی متمایز میشود که علامت مشتقات اول و دوم به عنوان عوامل تعیین کننده برای جداسازی و طبقهبندی قطعات کاربرد عینی داشته باشند (شکل(۱-۲)). در روشهای مشابه دیگر که هدف این مقاله حول این موضوع قرار دارد؛ بصورت اجزاء پایهای و اصلی از روند و به عنوان الگوهای اولیه محسوب شده و به شکلهای زیر نشان داده میشوند. A(0,0), B(+,+), C(+,0), D(+,-), E(-,+), F(-,0), G(-,-) ۱-۳-۲ روش موجک[۱۴] تئوری موجک[۱۵]، که بر مبنای سیستم تطبیقی غیرخطی بود در سال ۱۹۹۷برای شناسایی روندها از اطلاعات استخراج شده از سنسورها با نام W-ASTRA ارائه گردید. و بعدها به B-Splines پایهگذاری و برای کاربردهای روندها پیشنهاد گردید. در این تکنیک از مفهوم آنالیز multiresolution در ورودی شبکه عصبی استفاده شد. و پیش از هر کاری اطلاعات سنسورها بر روی توابع سنجشی[۱۶] در سطوح مختلف طرحریزی میشدند؛ صورت پذیرفت. و ضرایب از سطوح بالاتر برای شناسایی الگوهای اولیه استفاده میگردید. و زمانیکه یک الگو یکتا و منحصربفرد شناسایی میشد. آنرا در مجموعه از نمونهها، جمع آوری میکرد. و در غیر اینصورت ضرایب از سطوح پایین مورد استفاده قرار میگرفت. و در نهایت W-ASTRA رویداد یا داده سنسور را با اثر خطایی[۱۷]، که قطعهای از خود روند بود و از قبل بهمین روش در پایگاه دادهای ذخیره شده بود مقایسه میشد. و بدین ترتیب الگوریتم شناسایی خطا انجام میپذیرفت. ۱-۳-۳ روش جداسازی دو بعدی در روش جداسازی یک بعدی برای آشکارسازی خطا، با تعیین مرزهایی از هدف، زمانی که داده، توزیع غیر محدبی داشت. صراحتا در جداسازی دادهی نامعلوم و ناشناخته، با اطمینان خاطر صورت نمیپذیرفت. ولی با فرض استفاده از روش جداسازی به شیوه دوبعدی میتوان برای تعیین محدوده نرمال و خطا، دو فضای متفاوتی تعریف کرد. که براحتی قابل تفکیک باشند مطابق شکل(۱-۵) به نحوه ساخت مرزهای تصمیمگیری بین دو بعد از دیتاها، دیتای نرمال و دیتای فالتی با این فرض که دیتای فالتی در دسترس و قابل اندازهگیری باشد. انجام پذیرفت. شکل(۱-۵): مرزهای تصمیمگیری بین دو بعد تابع جداکننده دو بعدی را که خروجی آن با +۱ و -۱ علامت گذاری شده را در نطر بگیرید: (۱-۱) اگر جداکننده از هر روش شناخته شدهای نتواند روش جداسازی را انجام بدهد. آزمونی را برای پیبردن به قانونی که از مجموعه نمونههای آموزشی محدود، بدست میآورد؛ بکار میبرد. البته در این مورد ریسکهای ذاتی نیز وجود دارند. مثل زمانی که نمونههای آموزشی ممکن است خیلی نهادینه و مشخص نباشند. واریانس ذاتی، نویز در اندازهگیری میتواند قانون جداسازی بدست آمده را خیلی بزرگ نماید. همچنین نمونههای آموزشی کوچکتر، بیشترین قطعیت را برای مساله بوجود میآورند [۱۳]. زمانی که یک نمونه آموزشی خوب در دسترس قرار میگیرد. تعداد توابعی که برای تخمین دقیق و fit آن انجام میشود؛ خیلی زیاد است. بهمین دلیل در اکثر موارد نوع تابع f و تعدادی از پارامترهای w قبلا انتخاب میشوند. برای فهم مطلب مجموعه دادههای آموزشی را بفرم زیر تعریف میکنیم: X := {x , x ,…, xm}⊆با m=Nو Y:={,} این دادههای بهم attach شده را در نظر بگیرید. تابع f باید بردار x را برای تخمین y= اجرا نماید. پارامترهای بهینه w برای تابع f روی مجموعه دادههای آموزشی بصورت زیر تعریف میشوند: (۱-۲) w= argmin( f,w, X ) ( f,w, X ) این عبارت امید خطای آزمون برای تابع در محاسبه به تابع چگالی احتمال برای همه xها و yها است . رابطه تخمین خطای صحیح:P(x,y)dxdy در بیشتر مسالههای جداسازی عبارت P(x,y) نامعلوم است که فرض براین است نمونههای آموزشی توزیع مستقل و غیروابستهای از هم دارند. بنابراین فرمول تابع خطا برروی تابع f بفرم زیر تعریف میشود. (۱-۳) که عدد ثابت برای انتخاب خاصی از w روی مجموعه خاص آموزشی است. کمیت بین صفر و یک متغیر میباشد. بهترین جداسازیها زمانی رخ خواهد داد. که در بین داده های دیده نشده و جدید، بتوان جداسازی را بخوبی انجام داد. البته با این شرط که آموزش از حد معینی فراتر نرود. در شکل (۱-۶) که یک مثال مفهومی است. در این شکل آموزش بیش از حد[۱۸] به الگوریتم رخ داده است. اگر چه خوشهها بدرستی جداسازی شدهاند. ولی در عوض هزینه و زمان زیادی شکل(۱-۶): یک نمونه از آموزش بیش از حد به الگوریتم برای آموزش و اجرای الگوریتم لازم بوده است. که این مساله با تعمیم شبکه و الگوریتم دچار مشکل خواهد شد. در الگوریتم تفکیک سازی سیگنالهای غیرنرمال از نرمال هدف اصلی یافتن جداکنندهای است که ضمن داشتن تعمیم خوب بتواند موارد دیده نشده و ناشناخته را هم به خوبی جدا نماید[۱۳]. ۱-۳-۴ روش ماشین بردار پشتیبان[۱۹] ماشین بردار پشتیبانها (SVM) از الگوریتم آموزشی نظارتی استفاده میکنند. که برای اولین بار توسط vapink در سال ۱۹۶۳ برای تشخیص الگو استفاده گردید. مجموعه بردارهای آموزشی معین (مثالهای ورودی مثبت و منفی) به ازای هر با برچسب که علامتگذاری شده را شامل میشد. ماشین بردار پشتیبان با تشکیل یک مرز تصمیمگیری خطی بین دو بعد، آنها را ازهم متمایز میکند. اخیرا از ماشین بردار پشتیبانها در بیشتر مقالات و تحقیقات برای توسعه تکنیکها و تئوریهای مرتبط با رگرسیون و تخمین چگالی استفاده میشود. در دستهبندی و جداسازی دودویی (تفکیک) از مجموعه بردارهایی که بصورت زیر نشاندار میشوند؛ از قالب زیر استفاده میشود: :={, در اینجا کاری که باید انجام داد. آموزش یک ماشین بردار پشتیبان جداکننده برای یادگیری ارتباط بین داده و نشانههای مربوطه میباشد. اساسا خود ماشین بردار پشتیبان یک جداکننده غیرخطی است. که با تکنیکهای خطی که منتج به تابع نگاشت غیرخطی میشود؛ تعریف میگردد. تفسیر هندسی ماشین بردار پشتیبان الگوریتم جستجو برای دو سطح (یا سطوح جداکننده) بصورت بهینه است و این سطوح یا ابر صفحهها[۲۰] بیشترین فاصله از دو بعد را دارند. در ادامه قابلیت تفکیکپذیری خطی ماشین بردار پشتیبان و قابلیت جداسازی غیرخطی مطرح میشود [۱۳].
درماشین بردار پشتیبان ،ابر صفحههای خطی یاد میگیرند چگونه بین دو بعد را تمییز دهند (شکل(۱-۷)). شکل(۱-۷): قابلیت تفکیک پذیری در SVM فاصله ابر صفحه با نزدیکترین نمونه مثبت (یا منفی) را حد یا حاشیه[۲۱] ابر صفحه مینامند. ماکزیمم حاشیه ابر صفحه برابر بافاصله بین مرزهای بعدهاست. یک ابر صفحه خطی بصورت f (x) = [w, x] + b تعریف میشود.b بایاس وw بردار نرمال وزن برای ابر صفحه است. بدست آوردن f (x) = (x + b) با بیشترین حاشیه (حد) که عبارت استاز : f() = [w, x ]+ b ≥ ۱ , for =1 f() = [w, x ]+ b ≤ −۱, for = −۱ معادله فوق را میتوان بصورت نامعادله زیر نشان داد: (۱-۴) (.w+ b) -1≥ ۰, در ماشین بردار پشتیبان وظیفه اصلی آموزش دو پارامتر w و b در f (x) = (x + b) و به دنبال آن حل بهینه معادله است. یعنی یافتن w و b کمینه داریم: (۱-۵) (.w+ b) -1≥ ۰,i برای این منطور تابع لاگراژین را بصورت زیر تعریف مینماییم: L(w,b,α)=w-[+b)-1] ≥ ۰, شرط لازم در نقطه زینی عبارت استاز:
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
عنصرمعنایی مهم در گویه پنجم استفاده از روش تدریس فعال در کلاسو نقش آن در کاهشاضطراب در دانشآموز و تسهیل در شرایط یادگیری، ۵/۲۸ درصد از معلمان مورد پژوهش معتقدند که استفاده از روش تدریس فعال در کلاس درس و نقش آن در کاهشاضطراب در دانشآموز شده و تسهیل در شرایط یادگیری میگردد،۹ /۳۷درصد در استفاده از روش تدریس فعال را در حد زیاد، ۴/۱۹درصدنقش آن را در حد متوسط۹/۷ درصد نقش آن را در حد کم ونهایتا ۲/۶ درصد از معلمان مورد پژوهش معتقدند که توجه به استفاده از روش تدریس فعال در کلاسدرس، و نقشآن در کاهشاضطراب در دانشآموز شده و تسهیل در شرایط یادگیری میگردد. یافتهها در مجموع نشان دهنده تاثیر زیاد در بکارگیری روش تدریسفعال در کلاس در که در کاهش اضطراب در دانش آموز و تسهیل در شرایط یادگیری میشود را دارد عنصرمعنایی مهم در گویه ششم استفاده از روش تدریس فعال و نقشآن در پیشرفت دانشآموزان در بکارگیری از فناوری های جدید، ۶/۲۷درصد از معلمان مورد پژوهش معتقدند که استفاده از روش تدریس فعال درکلاس درس و نقش آن درپیشرفت دانشآموزان در بکارگیری از فناوریهای جدید موثر میباشد و ۵/۳۸ درصد در استفاده ازروش تدریس فعال را در حد زیاد، ۲/۱۸ درصد نقش آن را در حد متوسط ۶/۷ درصد نقش آن را در حد کم و نهایتا ۱/۴ درصد از معلمان مورد پژوهش معتقدند که توجه به استفاده از روش تدریس فعال در کلاس درس، سبب پیشرفت دانشآموزان در بکارگیری از فناوریهای جدید می گردد. یافتهها در مجموع نشان دهنده تاثیر زیاد در بکارگیری روش تدریس فعال در کلاس درس سبب پیشرفت دانشآموزان در بکارگیری از فناوریهای جدید میشود را دارد. به کارگیری روش تدریس فعال در کلاسو نقش آن در رقابت بین دانشآموزان در یادگیری عنصر معنایی مهم در گفتار هفتم میباشد یافته های پژوهش نشان دهنده آن است که ۱/۲۹ درصد از معلمان به کارگیری روش تدریسفعال در کلاس و نقش آن در رقابت بین دانشآموزان در یادگیری آموزشی دانشآموزان را در حد خیلی زیادی میدانند،۵/ ۴۱ درصد آن را در حد زیاد،۹/ ۱۷درصد آن را در حد متوسط،۶/۵درصد در رقابت بین دانشآموزان در یادگیری در حد کم و نهایتا ۹/۵ درصد آن را در حد خیلیکم ارزیابی نمودهاند. بنابراین یافتهها در مجموع نشان دهنده تاثیر زیاد در بکارگیری روش تدریس فعال در کلاس توسط معلم میتواند باعث ایجاد رقابت در بین دانشآموزان در یاد گیری باشد.
 عنصر معنایی مهم در گفتار هشتم که آخرین گفتار این مفهوم میباشد ،این است که استفاده از روش تدریس فعال درکلاس و نقش آن با میزان مهارت معلم در بکارگیری این روش مربوط میباشد، یافته های جدول ۴-۷ نشان دهنده آن است که ۵/۳۱درصدازمعلمان درپاسخ به این سوال گزینه خیلی زیاد را اظهار نموده اند۵ /۳۸ درصد گزینه زیاد،۲/۱۸ درصدمتوسط، ۶/۷ درصد کم و۱/۴ درصد گزینه خیلی کم را درپاسخ به این سوال انتخاب نموده اند.این یافتهها حاکی ازآن است که بکارگیری روش تدریس فعال در کلاس درس با میزان مهارت معلم در بکارگیری این روش مربوط می شود ۴-۱-۲-۴-استفاده از فناوری جهت غنی سازی برنامه ریزی درسی جدول ۴-۷: درصد و توزیع فراوانی نسبی گویه های استفاده از فناوری جهت غنیسازی برنامه ریزی درسی
خیلی کم
کم
متوسط
زیاد
خیلی زیاد
گویه ها
درصد
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
فراوانی
درصد
فراوانی
۹/۵
۲۰
۸/۶
۲۳
۲/۱۸
۶۲
۶/۳۷
۱۲۸
۵/۳۱
۱۰۷
استفادهازامکاناتآموزشیسمعیبصری مانند ویدئو پروژکتور در کلاس تا چه اندازه در کیفیتیادگیریدانشآموزموثر باشد
۱/۷
۲۴
۵/۸
۲۹
۹/۱۷
۶۱
۹/۳۵
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
اند. آنها همچنین معتقدند گوینده پیام دو نوع پس خورد دریافت می کند. یک پس خورد عکس العمل های مخاطب است، گوینده پیام از یک بازخورد دومین نیز برخوردار است چرا که خودش صدای خود را می شنود و باید بتواند آن را ارزیابی کند. این ارزیابی به او فرصت می دهد که مثلاٌ کلمات را روشن تر و واضح تر بیان کند . این بازخورد دومین، ممکن است به منبع پیام از جهات گوناگون کمک کند. خوشبختانه یک گوینده امکان دو نوع سنجش ثابت را دارد، ارزیابی کلام خود و ازیابی کلام خود برگیرنده (بازخورد نخستین و بازخورد دومین). گوینده ای که به هر دو بازخورد توجه کند می تواند نسبت به پیشرفت پیام خود اطمینان داشته باشد. و همچنین آندروش و همکارانش به مسئله محیط اشاره داشته اند که دارای یک تأثیر مثبت انگیزش باشد به هرحال باید توجه داشت که شرایط محیطی در هر سطح از فراگرد ارتباط عمل می کند. بنابراین ممکن است در هر یک از بخش های دور ارتباطی اثر منفی و مزاحم داشته باشد. بنابراین افرادی که در محیط قرار دارند باید بیاموزند که از خصوصیت مثبت عناصر محیطی که به ارتباط او کمک می کند بهره بگیرد و از عهده آن دسته از این عناصر محیطی که نقش منفی در ارتباط او دارند برآید (محسنیان راد، ۱۳۸۵ )
 ۳- مدل ارتباط انسانی اسمیت( ۱۹۸۸ ) مدلی را به نام ارتباط انسانی بیان کرد. اسمیت در مدل خود بیان می کند که مردم حجم عظیمی از اطلاعات را مبادله می کنند آنها از شیوه های گوناگون رمزگذاری و انواع گوناگون وسایل حمل پیام استفاده می کنند. اسمیت ارتباط را در مدل ارتباط انسانی این گونه تعریف می کند : آنچه که در ارتباط منتقل می شود، اطلاعات، احساس ها، حافظه ها و فکرها در میان مردم است که این ارتباط در سطوح مختلف انجام می گیرد. سطح فیزیکی به صورت شنیدن ، دیدن، لمس کردن، بوییدن و چشیدن و رفتاربه صورت عمده و به عنوان خروجی سطح عاطفی مراقبت، قدرت، وابستگی، همدلی و… سطح حافظه تاریخ و فرهنگ سطح شناخت تفکر با هم سطح وظیفه که در حال انجام دادن چیزی هستیم که البته میان این سطوح گفتگو جریان دارد . ) محسنیان راد، ۱۳۸۵ ) ۵- مدل گونه هرولد لاسول یکی از نخستین مدل های ارتباطی مدل گونه هارولد لاسول است که در سال ۱۹۸۴ منتشر شد. در مدل گونه لاسول علاوه بر سه عنصری که ارسطو مطرح کرده بود دو عنصر وسیله و تأثیر نیز افزوده شده است. مدل گونه لاسول در پنج عبارت کوتاه خلاصه شده است و در مدل خودکه فرستنده یا منبع پیام، گیرنده و تأثیر را مطرح کرده است. (محسنیان راد، ۱۳۸۰ ) چه کسی ؟، چه می گوید؟، در چه کانالی ؟، به چه کسی ؟ ، با چه تأثیری ؟ ۴- مدل سیستمی طرح پیام (ایندیانا) این مدل سیستمی طرح پیام در ایران به دلیل کاربرد آن در دانشگاه ایندیانا به همین نام شهرت یافته است . در مدل ایندیانا که یک مدل سیستمی است، طرح پیام با بهره گرفتن از خواص سیستم صورت می گیرد که بارز ترین آن شروع طراحی پیام با هدف و پایان آن با تعیین چگونگی ارزیابی پس از ارائه پیام است. استفاده از این مدل (طرح پیام ) ابتدا با تعیین هدف از برقراری ارتباط صورت می گیرد. سپس با توجه به هدف یا اهداف جامعه مخاطب مورد شناسایی دقیق قرار می گیرد. در مرحله سوم با توجه به هدف و مشخصات جامعه مخاطب محتوای پیام و تدوین می شود. در مرحله چهارم محتوای پیام، سازماندهی می شود و سپس با توجه به کلیه عناصر پیشین، وسیله ارتباطی مشخص می شود. که مسلماٌ از موردی به مورد دیگر متفاوت می باشد. در مرحله ششم، پیشبینیهای لازم در مورد پیام به عمل آمده و سرانجام در مرحله هفتم اندیشیده می شود که چگونه از اجرای پیام ارزیابی به عمل آید. (شعبانی، ۱۳۸۱ ) ۷- ارتباطات غیرکلامی برن لوند، مدلی را برای ارتباط طرح کرده که مدل راهنما نامیده است. برن لوند در مدل خود به جای استفاده از رمز از کلمه راهنما سی یو یی[۸۲] استفاده می کند. تصور می شود خواسته است کلمه ای را بکار برد که معنی رمز، نشانه تصویری و یا نشانه طبیعی، هر سه را با هم داشته باشد و مدل خود را یک آزمایش تجربی می نامد. آزمایشی که کوشش می کند تا ارتباط فرد با محیط، فرد با فرد و خود با دیگران را توضیح دهد. همچنین او در این مدل فراگردهای ارتباط درونی فردی و ارتباط میان فرد را توضیح می دهد. (محسنیان راد، ۱۳۸۰ ) ۸- نظریه ارتباط کلامی در کلاس درس طبقه بندی ارتباط کلامی در کلاس درس توسط (فلاندرز و آمیدن ) ارائه شده بر این اساس طبقه بندی ارتباط کلامی نمونه ای از رفتار معلم به شمار می آید. در این طبقه بندی در هنگام حضور معلم در کلاس ممکن است سه حالت به شرح زیر اتفاق بیافتد: الف- برقراری ارتباط کلامی توسط معلم (مستقیم و غیر مستقیم ) ب- برقراری ارتباط توسط شاگرد ج- سکوت یا سرو صدا این نظریه به وسیله پاولف مطرح شده است. وی بسیاری از واکنش های انسانی را از طریق شرطی شدن مطرح کرده است. مثلاٌ در مقابل کسی که دوست داریم واکنش عاطفی نشان می دهیم .( فرهنگی، ۱۳۸۶ ) ۹- نظریه یادگیری اجتماعی نظریه یادگیری اجتماعی راتز در سال ( ۱۹۶۶) چنین نقل می کند که افکار بر رفتار پیشرفت تأثیر می گذارد. او معتقد است که پاداش به خودی خود فراوانی رفتار را افزایش نمی دهد بلکه باورهای فردی در مورد پاداش مهم است. اگر افراد بر این باور نباشند که دریافت پاداش به خاطر انجام کار است، آنها در آینده انتظار نخواهند داشت که رفتارشان، پاداش به همراه داشته باشد. در نتیجه پاداش بر رفتار آینده تأثیر نخواهد داشت. برای مثال دانشجویی که بعد از مطالعه کردن در یک امتحان نمره بالا بگیرد به احتمال زیاد باور می کند که نمره بالا ناشی از مطالعه کردن است در نتیجه این باور که بین مطالعه کردن و نمره گرفتن بالا رابطه وجود دارد سبب می شود که او در آینده نیز بیشتر مطالعه می کند و در نتیجه باعث پیشرفت تحصیلی می شود. مهارت ادراک دیگران (ارتباط موثر با دیگران) «حضرت رسول اکرم (ص). اساس عقل پس از ایمان به خدا دوستی با مردم است» همه ما برای ارتباط برقرار کردن با دیگران، با صحبت و گوش کردن (گفتگو) ارتباط برقرار می کنیم. کسب این مهارت به ما می آموزد برای درک موقعیت دیگران چگونه به سخنان آنان فعالانه گوش دهیم و چگونه دیگران را از احساس و نیازهای خود، آگاه نماییم تا ضمن به دست آوردن خواسته های خود طرف مقابل نیز احساس رضایت نماید. در مهارت برقراری رابطه موثر با دیگران، لازم است شیوه صحیح ارتباط کلامی و غیرکلامی را بیاموزیم تا بتوانیم نظرها، عقاید، خواسته ها، نیازها و هیجان های خود را به طور صحیح ابراز کرده و به هنگام نیاز از دیگران درخواست کمک و راهنمایی کنیم. ضعف در مهارت های اجتماعی منشا بسیاری از آسیب ها،از جمله ترک تحصیل، کم سوادی، فقدان موفقیت تحصیلی، خشونت، بزهکاری و اعتیاد است. هفت عامل برای برقراری ارتباط موثر با دیگران (ادراک دیگران) برای برقراری ارتباط موثر با دیگران باید هفت نکته زیر رعایت شود: -۱ گوشدادن اگر شنونده نتواند فن گوش دادن را به درستی بکار ببندد، ارتباط وی دچار مشکل می شود. گوش دادن، فقط شنیدن کلامی که طرف مقابل به زبان می آورد نیست، بلکه شامل برخی موارد به شرح زیر است: – گوینده کیست؟ – دیدگاه او نسبت به مسئله مطرح شده چیست؟ – چه مسائلی او را نگران می کند، احساساتش چگونه است و چه انتظاری از ما دارد؟ علاوه به اینها یک شنونده موفق، به خوبی می تواند هماهنگی لازم بین ارتباط کلامی و غیرکلامی برقرار نماید، قادر است به کلیه ژست ها و حالات بدنی گوینده توجه کند و خود نیز به هنگام گوش دادن از ژست ها و حالات بدنی مناسب جهت تایید و اعلام درک طرف مقابل استفاده کند. او هیچگاه با خمیازه کشیدن و یا با نگاه کردن به سرعت و به اطراف، نگاه خود را از گوینده نمی گیرد و دائما درصدد است تا با تماس چشمی مناسب این موضوع را به گوینده منتقل نماید که علاقه مند است به حرف های او گوش دهد. -۲ صریح و صادق بودن صراحت و صادق بودن فرایندی است که در ارتباطات انسانی نقش موثری دارد. اگر نتوانیم منظور خود را با صراحت بیان کنیم، طرف مقابل به اشتباه می افتد و به حدس و گمان متوسل می شود و از واقعیت دور می گردد. -۳ همدلی و همدردی ما نیاز داریم که دیگران درک درستی از ما داشته باشند و در زمینه نگرانی ها، ترس ها و مشکلاتمان با ما همدلی و همدردی کنند.همدردی، تلاشی است برای درک و فهم نیازهای ذهنی طرف مقابل. برای همدلی باید بتوانیم خود را جای دیگران بگذاریم و از دریچه چشم آن ها نگاه و احساس کنیم. در همدلی شما می توانید سخن طرف مقابل را تکرار کنید تا بداند که شما منظور او را دریافته اید. مثال: دوستتان به شما می گوید: هم اتاقیام اعصاب من را خرد کرده است، به هیچ وجه نمی توانم او را تحمل کنم، با بهره گرفتن از طرز رفتار همدلانه می توانید به او بگویید: مثل این که از دست او خیلی عصبانی هستی، این طور نیست؟ -۴ حفظ آرامش و احترام به طرف مقابل ما اغلب در ارتباطات خود با دیگران درصدد ارزیابی آن ها برمی آییم و گاه فکر می کنیم یا باید نظرات و احساسات آن ها را رد کنیم و یا نظرات و احساسات خودمان را به آن ها تحمیل کنیم .ارتباطاتی که بر پایه این روش شکل می گیرد، غالبا تداوم نمی یابد و هر دو طرف درگیر در ارتباط را دچار مشکل می سازد. همانطور که قبلا نیز اشاره شد، ما به این دلیل با یکدیگر ارتباط برقرار می کنیم تا به حل مسائل و مشکلات، رفع تضادها و تعارضات، رد و بدل کردن اطلاعات و رفع نیازهای اجتماعی دست یابیم. باید به خاطر داشته باشیم همه ما میخواهیم دیگران با نظرات ما موافقت کنند و یا حداقل به افکار و احساسات ما احترام بگذارند و آن ها را تایید کنند، زیرا عقاید و نظرات ما برای خودمان کاملا اهمیت ندارند، اگر در ارتباط با دیگران این تصور پیش آید که به نظرات آن ها احترام نمی گذاریم، ارتباط روند مناسب و هدفمند خود را طی نمی نماید. -۵ مخالفت نمودن به شیوه مناسب یکی از مناسبترین شیوه ها برای مخالفت کردن با نظرات و عقاید دیگران، روش خلع سلاح است. در این روش، فرد در سخنان طرف مقابل حقیقتی را پیدا می کند و سپس در مقام موافقت و تایید آن حرف می زند. این روش بر طرف مقابل، تاثیر آرام بخش عجیبی می گذارد. با این شیوه در واقع شما پیروز از بحث خارج می شوید و طرف مقابل نیز احساس پیروزی می کند و با آمادگی بیشتری به حرف های شما گوش می دهد. مثال: همکار شما می گوید: اصلا حرف های شما را قبول ندارم! پاسخ شما: بله حق باشماست، اما همیشه نباید دربست و به صورت صد در صد حرف های دیگران را نپذیریم. -۶ خودشناسی و افزایش آگاهی شناسایی دنیای ذهنی دیگران، همدلی و همدردی کردن با آن ها و یا به نتیجه رسیدن بحث های ما با دیگران نیازمند خودشناسی و تلاشی برای افزایش اطلاعات و آگاهی های خود جهت شناسایی دیگران و محیط زندگی است. آگاهی از نقاط قوت و ضعف، ترس ها، امیال، آرزوها و نیازهای خود و پذیرش صادقانه آن ها، کمک می کند ویژگی ها و خصوصیات دیگران را واقع بینانهتر ببینیم و آن ها را بپذیریم.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
در صورت تأیید مدل توسط شاخصهای برازندگی، از آن میتوان برای آزمون فرضیات روابط علی بین متغیرهای موجود استفاده کرد. بنابراین تعیین برازندگی (تناسب) مدل از الزامات تحلیل مسیر به شمار میرود. از آزمون χ ۲ اغلب به عنوان شاخص موفقیت نام برده میشود. این شاخص به سادگی نشان میدهد که آیا بیان مدل ساختار روابط میان متغیرهای مشاهده شده را توصیف میکند یا خیر. هر چقدر مقدار χ ۲ کوچکتر باشد بهتر است. این شاخص معمولاً تحت شرایط نرمال بودن چند متغیره[۹۴] صادق است و نسبت به اندازه نمونه حساس است، زیرا ممکن است یک مدل در اندازه نمونهی کم تناسب داشته باشد، ولی در نمونهی زیاد برازش نداشته باشد. برخی محققان از نسبت به عنوان شاخص جایگزینی استفاده میکنند، اما این شاخص نیز محدودیتهایی مشابه χ ۲ دارد. در مورد نسبت مجذور کایدو χ ۲ به درجه آزادی قطعیت وجود ندارد و در منابع مقدار زیر ۳ قابل قبول است (کلانتری، ۱۳۸۸)، که در مدل حاضر این مقدار ۷۲/۲ محاسبه شده است. معیار GFI نشاندهنده اندازهای از مقدار نسبی واریانسها و کوواریانسها میباشد که توسط مدل تبیین میشود. این معیار بین صفر تا یک متغیر میباشد که هرچه به عدد یک نزدیکتر باشد، نیکویی برازش مدل با دادههای مشاهده شده بیشتر است. به طور کلی در مدل معادلات ساختاری هر چه مقدار GFI بالاتر از ۸/۰ باشد مدل از لحاظ این شاخص در وضعیت خوبی قرار دارد. مقدار GFI گزارش شده برابر با ۸۴/۰ است. برای بررسی اینکه مدل مورد نظر چگونه برازندگی و صرفهجویی را با هم ترکیب میکند از شاخص بسیار توانمند ریشه دوم برآورد واریانس خطای تقریب RMSEA استفاده شده است. شاخص RMSEA، ریشه میانگین مجذورات تقریب میباشد. این شاخص برای مدلهای خوب ۰۸/۰ و کمتر است و در صورتی که مقدار این شاخص بین ۰٫۰۸ و ۰٫۱ باشد نشان از برازش متوسط مدل دارد. مقدار RMSEA در این مدل ۰٫۰۹ محاسبه شده است و نشان میدهد که مدل از برازش متوسطی برخوردار است. برای بررسی اینکه یک مدل به خصوص در مقایسه با سایر مدلهای ممکن، از لحاظ تبیین مجموعهای از دادههای مشاهده شده تا چه حد خوب عمل میکند از مقادیر شاخص نرمشده برازندگی (NFI)، شاخص نرمنشده برازندگی (NNFI)، شاخص برازندگی فزاینده (IFI) و شاخص برازندگی تطبیقی (CFI) استفاده شده است. مقادیر بالای ۹/۰ این شاخصها حاکی از برازش بسیار مناسب مدل طراحی شده در مقایسه با سایر مدلهای ممکنه است (کلانتری، ۱۳۸۸). همانطور که مشخصه های برازندگی نوشته شده در جدول زیر نشان میدهد، دادههای این پژوهش با ساختار عاملی و زیربنای نظری تحقیق برازش مناسبی دارد و این بیانگر همسو بودن سؤالات با سازههای نظری است.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
جدول۱۱- ۴: شاخصهای برازش مدل
نام شاخص
اصلاح شده
حد مجاز
(کای دو بر درجهی آزادی)
۷۲/۲
کمتر از ۳
نیکویی برازش (GFI)
۰٫۸۴
بالاتر از ۰٫۸
نیکویی برازش تعدیل شده (AGFI)
۹۵/۰
بالاتر از ۹/۰
ریشه میانگین مربعات خطای برآورد (RMSEA)
۰۸/۰
کمتر از ۰۸/۰
برازندگی تعدیل یافته (CFI)
۹۴/۰
بالاتر از ۹/۰
برازندگی نرم شده (NFI)
۹۱/۰
بالاتر از ۹/۰
برازندگی نرم نشده (NNFI)
۹۳/۰
بالاتر از ۹/۰
برازندگی فزاینده (IFI)
۹۴/۰
بالاتر از ۹/۰
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
شکل ۶- ۴: مدل تحلیل عاملی تاییدی شاخصهای شایستگیمحوری کارکنان (معناداری ضرایب)……………… ۱۰۴ شکل۷- ۴: تخمین مقادیر استاندارد شده مدل اندازهگیری متغیر شایستگیمحوری کارکنان………………………… ۱۰۶ شکل ۸- ۴: تخمین مقادیر T-Value مدل اندازهگیری متغیر شایستگیمحوری کارکنان……………………………. ۱۰۶ شکل ۹- ۴: مدل تحلیل عاملی تاییدی متغیر عملکرد شغلی (تخمین استاندارد)…………………………………………… ۱۰۷ شکل ۱۰- ۴: مدل تحلیل عاملی تاییدی متغیر عملکرد شغلی (معناداری ضرایب)…………………………………………. ۱۰۷ شکل ۱۱- ۴: مدلسازی معادلات ساختاری مدل مفهومی پژوهش (تخمین استاندارد)…………………………………… ۱۱۲ شکل ۱۲- ۴: مدلسازی معادلات ساختاری مدل مفهومی پژوهش (معناداری ضرایب)…………………………………… ۱۱۲ شکل ۱۳- ۴: مدلسازی معادلات ساختاری مدل مفهومی پژوهش (تخمین استاندارد)…………………………………… ۱۱۳ شکل ۱۴- ۴: مدلسازی معادلات ساختاری مدل مفهومی پژوهش (معناداری ضرایب)…………………………………… ۱۱۴ شکل ۱- ۵: مدل مفهومی پژوهش برگرفته از ( Chiung-ju Liang et al, 2013)…………………………………. 125 شکل ۲-۵: مدل مبتنی بر یافتههای پژوهش…………………………………………………………………………………………………….. ۱۲۶
فصل اول
کلیات پژوهش
ﺳﺎزﻣﺎنها، ﻧﻬﺎدﻫﺎیی اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺳﺎﻳﺮ ﻧﻬﺎدﻫﺎ از اﻓﺮاد ﺗﺸﻜﻴﻞ ﺷﺪهاند. مهمترین سرمایهی سازمانها و عامل تحقق اهداف و برنامههای هر سازمان، افرادی هستند که در آن کار میکنند. صاحبنظران معتقدند که بدون نیروی انسانی ماهر، توانمند، متعهد و خشنود، تحقق اهداف سازمانی غیر ممکن است. با وجود اینکه پیشرفت فناوریهای ارتباطی، سازمانها را به سمت مجازی بودن (با مشخصهی عدمتمرکز نیروی انسانی از نظر جغرافیایی و متغیر بودن تعداد کارکنان) سوق میدهد اما در هر حال تحقق اهداف اقتصادی، تجاری، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی- چه در سطح کلان و ملی و چه در سطح بنگاههای خرد- مستلزم وجود افرادی است که در قالب سازمان، اداره، شرکت، مؤسسه و حتی خانواده فعالیت میکنند. امروزه، رقابت شدید و تغییرات فناوری، فشار روزافزونی بر سازمانها و شیوههای متنوع آنها در افزایش بهرهوری نیروی انسانیشان وارد میسازد. اکنون از نیروی کار سازمانها، انتظار میرود تاثیر بیشتری در تولیدات و خدماتی که ارائه میدهند، داشته باشند. این درست همان چیزی است که موجب شده در محیط رقابت، شایستگی اهمیت یابد. محیط منابع انسانی ایران نیز بیتاثیر از این تغییر و تحولات نیست و هدفهای آن همگام با تحولات جهانی، در حال تغییرند.
در ایران بیش از یک دهه از اجرای رویکرد خصوصیسازی سازمانهای دولتی میگذرد و امروزه به طور جدی شاهد تغییر فضای کسبوکار سازمانها از محیط حمایتی به محیط رقابتی هستیم. در چنین محیطی سازمانها برای بقا و کسب موفقیت پایدار، نیازمند مدیریت مدبرانه و صحیح با اتکا بر منابع محدود و ارزشمند هستند. از طرف دیگر با توجه به ارائه طرح تحول در صنعت بیمه کشور که در نهایت به افزایش رقابت در صنعت بیمه منجر شده است، واضح است شرکتهایی که بتوانند از منابع خود بهتر استفاده کنند، موفقتر خواهند بود. نیروی انسانی عامل اصلی طرح تحول بیمه است. در واقع، در مقایسه با فعالیتهای تولیدی که پیشرفتهای تکنولوژیک نقش مهمی در کیفیت تولید و قدرت رقابتی آنها دارد، در صنعت بیمه، سرمایه انسانی اهمیت ویژهای داشته و مهمترین عامل موفقیت و عدمموفقیت شرکتهای بیمه در یک محیط رقابتی است. صنعت بیمه یکی از بخشهای مهم اقتصادی جامعه است و چون صنعتی خدماتی محسوب میشود، واضح است که نیروی انسانی و شایستگی او مهمترین منبع آن محسوب میشود که در توسعه و پیشرفت شرکتهای بیمه نقش بسزایی دارد (اسکندری، ۱۳۸۹). (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
شایستگیهای محوری بواسطه ایجاد ارزشافزوده برای مشتریان، نقطه قوت خاص یک شرکت در مقایسه با سایر شرکتهای رقیب در صنعت تلقی میشوند. شایستگیهای محوری به نوعی حاصل یادگیری جمعی در سازمان است و شامل ایجاد هماهنگی در مهارتهای ارائه خدمات و محصولات متنوع و ادغام جریانهای چندگانه فنآوری در درون سازمان میباشد که این نوعی ارتباط، مشارکت و تعهد عمیق به فرایندهای کاری را در سراسر شرکت ایجاد می کند (صناعی و همکاران، ۱۳۹۱). مسلما یکی از فاکتورهای مهم جهت تقویت شایستگیهای محوری در سازمانها، منابع انسانی یا به عبارت بهتر سرمایههای انسانی موجود میباشد. شایستگی یک شخص مجموعهای از مهارتهاست که یک فرد باید به منظور انجام رضایتبخش یک کار مشخص دارا باشد (Hafeez et al, 2007). شایستگیهای منابع انسانی بر عملکرد کسبوکار تاثیر میگذارد. پژوهشها نشان دادهاند زمانی که متولیان شرکت، منابع انسانی شایستهای باشند، حدود ۲۰ درصد بر نتایج کسبوکار تاثیر میگذارند. در واقع، هر موقعیت شغلی به شایستگیهای مشابهی برای تاثیرگذاری بر عملکرد کسبوکار نیازمند میباشد (اولریش و همکاران، ۲۰۰۸). با توجه به اهمیت و در عین حال کمبود نیروی انسانی شایسته در شرکتهای بیمه خصوصی ایران، ضرورت انجام این پژوهش الزامی به نظر می رسید، لذا این پژوهش با هدف ارتقا عملکرد شغلی کارکنان شرکتهای بیمه، شایستگیهای محوری کارکنان این شرکتها به عنوان یک عامل اصلی در کسب مزیت رقابتی را مورد تاکید قرار میدهد و به دنبال یافتن پاسخ به این مساله است که آیا جهت ارتقا عملکرد شغلی نیروی انسانی موجود در شرکتهای بیمه، نیازمند تجهیز آنها به شایستگیهای محوری هستیم؟
سازمانها امروزه در محیطی با وقایع تازه و غیرقابل پیشبینی در اثر عواملی نظیر پیشرفتهای تکنولوژیک، افزایش رقابت، جهانیشدن بازارها و … فعالیت میکنند. سرعت این تغییرات، سازمانها را مجبور کرده است تا با بازاندیشی در شیوههای انجام کار خود، فعالیتهای خود را نیز مجددا سازماندهی کنند (چیت ساز و همکاران، ۱۳۹۱). سازمانها در مواجهه با محیط در حال تغییر خود مجبور هستند تا بررسی کنند که منابعشان به طور مناسب و درست به کار رفته باشد. دیدگاه منبع محور بیان میکند که سرمایهگذاری در منابع ارزشمند و کمیاب اثربخش موجب کارایی فرایندها و بهبود خروجیهای سازمان میشود (علیزاده، ۱۳۹۱). در واقع این نظریه بیان میکند که منابع داخلی سازمان ریشه مزیت رقابتی بوده و تجزیهوتحلیل محیط خارجی برای کشف فرصتها و تهدیدها، به تنهایی نمیتواند موجب برتری رقابتی سازمان شود. طبق این نگاه، منابع و قابلیتهای داخلی سازمان مبنای مطمئنتری برای تدوین برنامههای راهبردی سازمان هستند. هنگامی میتوان راهبردهای مبتنی بر منابع را تدوین کرد که درک کاملی از شایستگیهای محوری سازمان وجود داشته باشد (چیت ساز و همکاران، ۱۳۹۱). فرض بر این است که سرمایهگذاری در این زمینه امکان تعیین شایستگیمحوری را افزایش میدهد و در نهایت منجر به بهبود عملکرد سازمان و کسب مزیت رقابتی میشود (علیزاده، ۱۳۹۱). ایجاد شایستگیهای محوری برای ایجاد مزیت رقابتی امری ضروری میباشد، چرا که مزایای ناشی از عملکرد خدمات مالی و قیمتهای آنها و در نتیجه سود اکتسابی برای شرکتهای بیمه مقولهای کوتاهمدت است، خصوصا در دورهای که در آن فناوریهای در حال تغییر، مرزهای موجود در کسبوکار بیمه را هر روزه دچار تغییر می کند و این تنها ایجاد مزیت است که میتواند باعث ایجاد حرکتی مستمر برای شرکتهای بیمه در این آشفته بازار گردد (صناعی و همکاران، ۱۳۹۱). انسانها در مرکز و قلب سازمانها، نقشی حیاتی و تعیین کننده را بر عهده گرفته اند؛ چرا که مهمترین مزیت رقابتی شمرده میشوند. لذا شناسایی و ارتقاء مهارت، دانش، توانایی و در یک کلام، شایستگیهای آنان برای موفقیت یک سازمان، امری ضروری و اجتنابناپذیر است (چیت ساز و همکاران، ۱۳۹۱). کارکنان به عنوان منابع ارزشمند تفسیر شدهاند که در موفقیت سازمان تاثیرگذار هستند. اعتقاد بر این است که خصوصیات ارزشمند و کمیاب نیروی انسانی باید به طور پیوسته توسط فعالیتهای منابع انسانی خاص که ارتباط تنگاتنگی با شایستگیمحوری مورد انتظار دارند رشد یابند. سرمایهگذاری در حوزه نیروی انسانی به عنوان مهمترین منبع سازمانهای خدماتی و مشتری مدار گزینه مناسب و پایداری میباشد (علیزاده، ۱۳۹۱). در شرکتهای بیمه نیز به دلیل نقش اساسی نیروی انسانی، می توان این نکته را اذعان نمود که ایجاد مزیت از طریق نیروی انسانی ماهر و خبره امکان پذیر می باشد. در واقع با توجه به مباحث حساسی همچون توانگری مالی در شرکتهای بیمه و ضرورت رعایت این مبحث در این شرکتها، واضح است که نیروی انسانی و به عبارت دیگر سرمایههای انسانی، مادامی که از شایستگیهای مورد نیاز برخوردار نباشند قادر نخواهند بود این مسائل را در شرکت خود پیادهسازی نموده و بقای شرکت را تضمین نمایند. شرکتهای بیمه آنچه را که به مردم میفروشند اعتماد و آرامش خاطر است، لذا ایجاب می کند ارائه خدمات بیمه به دور از هرگونه لغزش، تردید، تاخیر و ابهام به جامعه ارائه گردد و این جام بلورین آرامش و امنیت ترک برندارد تا زمینههای اضطراب و ناهنجاری و ناامنی در جامعه کاسته شود. همچنین، با توجه به ماهیت معکوس تولید در شرکتهای بیمه، این نیروی انسانی است که می تواند با آگاهی و اطلاعات خود، زمینه ساز پیشرفت و موفقیت گردد. بنابراین نیروی انسانی یا به عبارت دیگر سرمایههای انسانی موجود در شرکتهای بیمه، به عنوان شایستگیهای محوری این شرکتها تلقی شده و زمینهساز هرگونه تغییر و تحول و در عین حال ایجاد مزیت رقابتی برای این شرکتها محسوب میگردند. بنابراین اگر شرکتهای بیمه به فرایند جذب نیروی انسانی خود توجه بیشتری نموده و دقت لازم را در این زمینه مبذول نمایند، میتوانند از شایستگی نیروی انسانی خود اطمینان بیشتری داشته و در نهایت موفقیت شرکت خود را تضمین نمایند. در این پژوهش، منظور از سرمایه انسانی، کیفیت سرمایه انسانی میباشد که سالهای تجربه کاری، مهارتهای حرفهای و شایستگیهای مرتبط با کار را در بر میگیرد. در واقع، اگر شرکتهای بیمه به کیفیت سرمایه انسانی توجه نموده و آن را در شرکت خود لحاظ نمایند، میتوانند عملکرد شغلی کارکنان خود را بهبود بخشیده و خدماتی متمایز از رقبا، به بیمهگذاران ارائه دهند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
*بوروکراسی حرفهای پدیده بوروکراسی حرفهای ظرف چهل سال گذشته ظاهر شده است و به سازمانها امکان میدهد تا به استخدام متخصصانی توانا و کاملا آموزش دیده اقدام کنند. در سازمانهای بوروکراتیک حرفه ای، بسیاری از مشاغل تخصصی هستند و در نتیجه به افرادی با معلومات دانشگاهی و دارای تجربه و مهارت نیاز است تا به عنوان هسته عملیاتی سازمانی کار کنند. بوروکراسی حرفه ای معمولاً در سازمانهایی مشاهده می شود که دارای تعداد زیادی ازکارکنان حرفه ای و کاملاً آموزش دیدهاند، مانند بیمارستانها و دانشگاهها، افراد حرفه ای معمولاً به گونه ای تربیت شده اند که استقلال نسبتاً زیادی کار کنند . ساخت بوروکراسی های حرفهای غیر متمرکز است و تصمیم گیری در زمینه های تخصصی برعهده افراد حرفه ای است. البته تعداد زیادی از کارکنان ستادی نیز برای انجام امور اداری و کمک به افراد حرفهای استخدام می شوند. این طرح بروکراتیک برای استفاده در محیط های نسبتاً پایدار ولی پیچیده مناسب است . بیمارستانها مثال مناسبی برای بروکراسی های حرفه ای محسوب می شوند. زیرا دارای ستاد پشتیبانی گسترده بوده ، ساخت تخت دارند و از خدمات تعداد زیادی از افراد حرفه ای و فنی آموزش دیده استفاده می کنند(بهرامی،۱۳۹۲).
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
*بوروکراسی بخشی در طرح بوروکراسی بخشی با بهره گرفتن از شیوه طراحی پیوندی ، تعدادی « واحد داخلی نسبتاً مستقل » تحت پوشش سازمان فعالیت می کنند . این بخش ها براساس انواع محصول ، مشتری یا ناحیه جغرافیایی شکل می گیرند و به طور نسبتاً مستقل همانند بروکراسی های ماشینی فعالیت می کنند و مدیریت عالی به کمک « ستاد پشتیبانی » بخش های مذکور را هماهنگ می کند . استفاده از بروکراسی های بخشی برای شرکتهای بزرگ و گسترده ای که در بازارهای متنوع و محیط های نسبتاً پایدار فعالیت می کنند، بسیار مناسب است و کارکرد بسیار مطلوبی دارد . دفاتر مرکزی شرکتهای بزرگ به کمک ستادهای پشتیبانی مرکز ، چتری برای هماهنگ ساختن بخشهای نیمه مستقل ایجاد می کنند و وزارت کشور با در نظر گرفتن استاندارد به منزله بخشهای وابسته مثال مناسبی برای بروکراسی بخشی محسوب می شود(رابینز،۱۳۸۹،۳۱۷). یکی از انتقاداتی که بر ماکس وبر ایراد کرده اند این است که بر پایه ویژگی های پژوهشی ماکس وبر، سازمانهای امروزی را نمی توان مورد بررسی قرارداد و تمام خصوصیات سازمان بوروکراتیک را در آنها پیاده نمود. وبر عقیده دارد بوروکراسی مصدراعمال نظارت و کنترل بر روی فعالیت های افراد یک جامعه است ومعتقد است که با رعایت اصل تخصص و مهارت در سازمان های بوروکراتیک به حداکثر کارآیی خواهیم رسید . ولی همان انتقادی که بر تئوری مدیریت علمی وارد است بر وضعیت بوروکراسی هم صادق است. بدین معنی که تخصص ، ابتکار و اختراع را از کارکنان سلب نموده و افراد را افرادی ماشینی به بار می آورد . بنابر عقیده ماکس وبر چون تئوری بوروکراسی پدیده ای است اجتماعی و این پدیده به طور کامل بر دستگاه اداری نظارت مستقیم دارد ، از این رو قدرت بزرگی برای کنترل نمودن کلیه افراد سازمانی را در بر دارد و معتقد است که بوروکراتها به طور فردی نمی – توانند خارج از دستگاه اداری از خود صاحب نفوذ باشد . زیرا فردی که در مقامی قرار می گیرد ، آن ، مقام است که به وی قدرت سازمانی بخشیده و زمانی که در خارج از سازمان باشد آن قدرت را دارا نمی باشد!( رضائیان،۱۳۸۳ ،۸۹). انتقاد آن است که مقام های مقتدر در سازمان های بوروکراتیک نه تنها اقتدار خود را در سازمان کارساز میدانند بلکه در اجتماع هم از آن استفاده نامشروع می نماید و این اصل غیر منطقی و غیر قانونی است . انتقاد دیگری که بر سازمان های بوروکراتیک وارد است مبین آن است که چون تمام مقام های سازمانی بر اصل تخصص و مهارت های گوناگون (برابر روش خاص هماهنگ شده اند)، از این رو اگر کارمندی کار خود را متوقف کند بی نظمی ایجاد میگردد و به آسانی هرج و مرج به وجود می آید و اگر فرد دیگری را به جای وی به کار بگمارند، ممکن است آن طور که باید و شاید از عهده انجام کار مربوطه بر نیاید و آرامش سازمانی را بر هم زند. منتقدان اعتقاد دارند که عموماً بوروکراتها شهوت ذاتی برای قدرت نمایی و دخالت در کار دیگران دارند. برتدراندراسل میگوید: بوروکراسی در همه جا مایل است روانشناسی منفی پرورش دهد که همواره آماده خلق کردن ممنوعات می باشد. یعنی فرد بوروکرات همیشه الفاضی که به زبان می آورد جنبه های منفی و نومیدی را دارد. از طرف دیگر، اصولاً سازمان بوروکراتیک سازمانی است که بر بنیان قواعد و معیارهای منطقی صحیح استوار میباشد. ولی تجزیه نشان داده که با گردش چرخ سازمانها در عملً تطبیق نمیکند، زیرا بسیاری از روسا با داشتن اختیارات لازم قادر به اداره امور سازمان مربوطه نبوده وزیردستان بر آنها حکومت می نمایند، که در این حالت ضعف از سازمان وبوروکراسی نبوده ، بلکه ضعف از مقام مدیریت سازمانی است اصولاً در سازمانهای بوروکراتیک، هر فرد به نوبه خود دارای اقتدار خاصی می باشد و همیشه سعی مینماید که به زیردستان زور و قدرت خود را نشان دهد و از طرفی مرئوسین هم نسبت به مقامات مافوق نظریات مطلوبی نخواهند داشت. در نتیجه دستگاه اداری سازمانی به دستگاه کشمکش و قدرت نمایی تبدیل میگردد و هسته های قدرتی به خصوص، در ارکان سازمانی به وجود می آید. در صورت تحقق این امر، دستگاه ها و ارگان های تابعه سازمان همواره برآنند که حیطه ووسعت فرماندهی خود را طوری گسترش دهند که ارگانهای دیگر را در خود حل نموده و تمام اختیارات و اقتدار سازمانی را به انحصار در آورند!( رضائیان،۱۳۸۳،۸۹) ۲-۳-۶) طراحی ساختار سازمانی تغییرات محیط باعث تغییرات شگرفی در ساختار سازمانها شده اند، به طوری که دیگر ساختارهای سنتی جوابگوی تغییرات محیطی نیستند و بسیاری از سازمانهای بزرگ گذشته به خاطر ناتوانی در تطبیق خود با محیط از بین رفته اند. عامل مهمی که بر سرعت این تغییرات و پیچیدگی محیط دامن می زند، جهانی شدن است. مقوله جهانی شدن سازمانها را مجبور به استفاده از مزایای مناطق مختلف جهان جهت دستیابی به مزیت رقابتی و ماندن در صحنه رقابت کرده است( اقتداری،۶۳:۱۳۸۶). ساختارهای سنتی را معمولاً بر سه دسته در نظر می گیرند. ساختارهای بر حسب نوع وظیفه، نوع محصول و منطقه جغرافیایی. البته می توان با کمی اغماض ساختارهای ماتریسی را نیز جزء ساختارهای سنتی نامید که اگر چه ساختاری جدیدتر نسبت به سه دسته قبلتر خود هستند ولی کم کم این ساختارها نیز به جرگه آنان می پیوندند. تهیه ساختار سازمانی برحسب نوع فعالیت و نوع محصول از متداولترین روشهایی است که مورد استفاده سازمانها قرار میگیرند(Jie,2012). الف) ساختار بر مبنای وظیفه در این ساختار فعالیت ها بر حسب وجوه مشترکی که دارند از بالا به پایین گروهبندی میشوند. اگر محیط دارای ثبات بود و اگر سازمان از فناوری عادی استفاده کند و بین دوایر وابستگی شدیدی وجود نداشته باشد چنین ساختاری بسیار مناسب است. مهمترین نقطه قوت این ساختار صرفهجویی در مقیاس است و بزرگ ترین نقطه ضعف این است که نمیتواند به سرعت در برابر تغییرات محیط از خود واکنش نشان دهد(دفت- ریچارد،۱۳۸۷،۱۰۶). در این روش، واحدهای سازمانی بر اساس وظایف سازمان، طراحی و ایجاد میگردند. برای مثال در یک سازمان تولیدی و بازرگانی، واحدهای طراحی محصول، تولید، انبار، بازاریابی، فروش و نظایر آن در نظر گرفته میشوند. این روش از قدیمیترین روشهای سازماندهی محسوب میشود و هنوز هم در بسیاری از سازمانها، بویژه برای سازماندهی سطوح عملیاتی، مورد استفاده قرار میگیرد (رضائی،۹۵:۱۳۸۲) البته به ندرت، سازمانها از یک شکل طراحی اداره (سازماندهی)، در تمام سطوح استفاده میکنند؛ زیرا تمام سازمانها، آمیزهای از اشکال مختلف طراحی سازمانی هستند. روی همرفته طراحی وظیفهای، با در نظر گرفتن تمام سطوح و سازمانها، معمولترین شیوه سازماندهی است(دفت- ریچارد،۱۳۸۷،۱۰۶). در این ساختار، مدیریت، واحد است(رعایت اصل وحدت مدیریت) و برنامهریزی و بودجهبندی، مبتنی بر هزینه و نوع فعالیت، دایره بوده و معمولا بر هدفهای عملی تاکید میشود. از این ساختار معمولا در سازمان های کوچک و متوسط[به عنوان ساختار اصلی]، که دارای تکنولوژی عادی و یکنواخت هستند؛ با هدف کارآیی درونسازمانی و کیفیت بالای فنی استفاده میشود (رضائی،۹۸:۱۳۸۲). مزایای سازماندهی بر مبنای وظیفه عبارتند از: ۱٫ سازماندهی بر مبنای وظیفه، یکی از منطقیترین و سادهترین روشهای سازماندهی برای افزایش کارآیی واحدها و تشکیلات سازمانی است و بازدهی سازمان را در کارهای یکنواخت و تکراری بالا میبرد(رضائیان ،۱۳۸۲،۹۸)تخصصیشدن کار و قراردادن کارهای با ویژگیهای همانند با یکدیگر منجر به اقتصادی شدن مقیاس و به حداقل رسیدن دوبارهکاریهای کارکنان و تجهیزات میشود؛(رابینز،۱۶۲:۱۳۸۹) ۲٫ در این روش به توان و کارآیی واحدهای تخصصی مختلف، توجه میشود و با ایجاد حوزههای قوی تخصصی در سازمان، سطح تخصص نیروهای موجود در آن، ارتقاء مییابد؛ ضمن اینکه توان و کارآیی واحدهای تخصصی مختلف، قابل ارزیابی خواهد شد(رضائیان ،۹۹:۱۳۸۲). ۳٫ در این روش، به علت تثبیت وظایف افراد و معین بودن شیوه انجام کار، آموزش نیروی انسانی، آسانتر و کمهزینهتر است و در بکارگیری نیروهای انسانی متخصص صرفهجویی میشود؛ زیرا میتوان نیرو های عادی و کارگران غیر ماهر را نیز بکار گرفت(رابینز،۱۶۸:۱۳۸۹) از جمله معایب سازماندهی بر مبنای وظیفه میتوان به موارد زیر اشاره کرد(رضائیان ،۹۹:۱۳۸۲): ۱٫ در مواردی که میان وظایف واحدهای مختلف سازمان، وابستگی متقابل وجود داشته باشد، کارآیی سازمان تا حد کارآیی ضعیفترین واحد سازمانی، تنزل میکند؛ ۲٫ هرچند که کنترل و ارزشیابی عملکرد واحدهای وظیفهای آسانتر به نظر میرسد؛ ولی اگر کار واحدهای مختلف مکمل یکدیگر باشد و انجام کار مستلزم انجام کار سایر واحدها باشد، ارزیابی، بسیار دشوار خواهد بود و مسئولیت واحدهای مختلف، لوث میگردد؛ زیرا به درستی مشخص نمیشود که عملکرد سازمان، ناشی از عملکرد ضعیف یا اشتباه کدام یک از واحدهای وظیفهای سازمان است؛ ۳٫ با توجه به اینکه واحدهای سازمانی، وظایفشان از پیش تعریف میشود، در صورت تغییر شرایط محیطی، فاقد انعطافپذیری کافی برای تطبیق سریع وظایف و عملکرد خود، با نیازهای جدید محیط هستند. همچنین هرگاه مأموریت سازمان تغییر یابد، تطبیق واحدهای وظیفهای با مأموریت و رسالت جدید سازمان، دشواراست؛ ۴٫ با توجه به شکلگیری نوعی شیفتگی تخصصی در واحدهای وظیفهای، ممکن است نوعی تضاد یا رقابت میان آنها به وجود آید و این امر به اخلال در انجام مأموریت سازمان بیانجامد؛ زیرا با توجه به وظایف تعریفشده و خاص هر واحد سازمانی، اگر همکاری بین واحدها تضعیف شود و بین آنها تضاد و تزاحم ایجاد شود و مسئول هر واحد فقط به فکر واحد خود باشد، نتیجهای جز اتلاف منابع و نابودی تدریجی سازمان به دست نمیآید(رضائیان ،۱۳۸۲،۹۹) . دراین نوع سازماندهی، (به علت تخصصی شدن کارها)، افراد، معمولا برداشت و درک ضعیفی از آنچه که افراد در وظایف دیگر انجام میدهند، دارند(رابینز،۱۳۸۹،۱۶۸). ۵٫ مدیران و کارکنان واحدهای وظیفهای، مجبورند که در یک حوزه تخصصی فعالیت کنند و رشد آنها در سلسله مراتب سازمانی نیز در همان حوزه تخصصی پیشبینی میشود؛ بنابراین امکان پرورش مدیران چندبعدی برای تصدی مشاغل سطوح مدیریت عالی فراهم نمیگردد؛ بنابراین مسئولین سازمان، مجبور خواهند بود برای تصدی اینگونه مشاغل، از افراد بیرون از سازمان استفاده کنند؛ که این امر خود به تضعیف روحیه مدیران فعلی می انجامد(رضائیا،۱۰۱:۱۳۸۲). ب) ساختار بر مبنای محصول در ساختارهای مبتنی بر محصول بخشهای مختلف سازمان بر اساس نوع محصول، نوع خدمت، گروهی از محصولات، نوع کار، طرحها یا برنامه های اصلی یا بر حسب مراکز سود سازماندهی می شوند. این نوع ساختار برای محیط های بی ثبات و با اطمینان متوسط تا کم و دارای فناوری پیچیده که سریع تغییر می کند، مناسب است و بهتر است سازمانهای چند محصولی و بسیار بزرگ و غیر متمرکز از آن استفاده کنند. از نقاط ضعف این نوع ساختار میتوان به استفاده نشدن از صرفهجویی در مقیاس ، ناهماهنگی خطوط تولید مختلف و رعایت نشدن استاندارد در تولید اشاره کرد(دفت-ریچارد،۱۳۸۷،۱۳۷). ج) ساختار بر مبنای منطقه جغرافیایی یکی دیگر از گروه بندیها در ساختار سازمانی تاکید و توجه به مشتریان و مصرف کنندگان محصول است که متداولترین آنها طبقه بندی بر مبنای منطقه جغرافیایی است که کارکنان در پی تأمین هدف های منطقهای هستند. به عنوان مثال بخشی از ساختار شرکت کامپیوتری اپل به این صورت است مشتریان را به سه قسمت حوزه اقیانوس آرام، حوزه اروپا و منطقه آمریکا تقسیم بندی کردهاند که هریک دارای زیر مجموعه هایی نیز هستند. در این نوع ساختار سازمانها می توانند خود را با نیازهای هر منطقه سازگار کنند، اما مسئله هماهنگی بین واحدها ممکن است، چالش برانگیز باشد(Jie,2012). د) ساختار بر مبنای پروژه اینکه در سازمان از چه ساختاری استفاده کنیم، بستگی به نوع سازمان دارد. اگر سازمان بهگونهای است که فعالیتهای آن همیشه به صورت پروژه تعریف میشوند، در این صورت ساختار آن مبتنیبر سازماندهی پروژه خواهد بود، اما اگر فعالیتهای سازمان وظیفهای است و پروژهها در برخی مواقع و به دلایل مختلف شکل میگیرند (استاندارد PMBOK پروژه را ناشی از یکی از عوامل زیر میداند: ۱٫ تقاضای بازار ۲٫ نیاز سازمان ۳٫ تقاضای مشتری ۴٫پیشرفت تکنولوژی ۵٫نیاز قانونی ساختار سازمانی ماتریسی خواهد بود (Fredrichson ,2013). در سازماندهی بر مبنای پروژه، کل سازمان را به بخشهایی کوچکتر و به صورت گروههای مستقل، در قالب پروژهها تعریف میکنیم. مثلاً، اگر یک شرکت در زمینه ساخت بخاری، آبگرمکن و یخچال کار کند، ۳ پروژه را به طور مستقل تعریف میکند. محاسن این نوع سازماندهی عبارتند از: ضعف عملکرد یک واحد از سازمان کل سازمان را تحت تأثیر قرار نمیدهد، مشکلات ناشی از کندی ارتباطات و سلسله مراتب طولانی کاهش مییابد، کنترل بازدهی پروژه آسانتر میشود و با توجه به اینکه تمامی فعالیتهای لازم برای تحقق هدف، توسط یک نفر ارائه میشود، کنترل و هدایت عملیات آسانتر میشود و مسئولیت کار نیز به روشنی برعهده یک نفر خواهد بود (رضائیان، ۳۱۸:۱۳۸۲). ﻫ) ساختار ماتریسی سازمانهایی که چندین نوع محصول یا خدمت، تولید یا ارائه می کنند میتوانند از نوعی ساختار به نام ساختار ماتریسی استفاده کنند. از ویژگیهای منحصر به فرد ساختار ماتریسی این است که سازمان، به صورت همزمان دارای هر دو ساختار( محصولی و وظیفه ای) می شود این نوع ساختار برای محیطهای با اطمینان پایین که دارای تکنولوژی پیچیدهاند، مناسب بوده و بهتر است در سازمانهای متوسط که محصولات گوناگون تولید و عرضه میکنند، استفاده شود(دفت- ریچارد ،۲۲۳:۱۳۸۳). در این نوع سازماندهی، افراد تحت سرپرستی دو نفر فعالیت میکنند. آنها از نظر تخصصی زیر نظر مدیر وظیفهای فعالیت کرده و هنگامی که پروژهای در جریان است، زیر نظر مدیر پروژه فعالیت میکنند. در واقع، سازمان در این نوع ساختار کاملاً براساس پروژه فعالیت نمیکند زیرا پروژهها بهطور موقت تعریف شده و طی این مدت، افراد زیر نظر مدیریت پروژه، آن را انجام داده و پس از اتمام پروژه به محل تخصصی سابق خود باز میگردند. این نوع ساختار، نیاز دارد که واحدهای مختلف سازمان ارتباطی مستمر با یکدیگر داشته و در مواقع لازم، نیروهای مورد نیاز مدیر پروژه را در اختیار وی قرار دهند(رضائیان، ۳۱۸:۱۳۸۳). این نوع ساختار ممکن است نوعی سردرگمی و استیصال در بین کارمندان که دارای دو رئیس هستند به وجود آورد و نیاز است تا جلسات زیادی تشکیل شود تا تعارضات به وجود آمده بین کارکنان رفع شود. بعبارتی مهمترین نقطه قوت این ساختار این است که سازمان می کوشد بین تقاضای دوگانه هماهنگی لازم را ایجاد کند و بزرگترین نقطه ضعف این است که اعضای سازمان باید زیر نظر کسانی که قدرتهای متضاد دارند کار کنند و ممکن است دچار سردرگمی شوند(دفت- ریچارد، ۲۲۳: ۱۳۸۳). سازماندهی ماتریسی برای انطباق بیشتر با شرایط ذیل، طراحی میشود(Fredrichson ,2013):
-
- هنگامی که سازمان ناگزیر از انطباق با عوامل محیطی متنوعی نظیر مهارتهای فنی سطح بالا و تقاضای متغیر مشتریان است.
-
- هنگامی که توسعه بیشتر ارتباطات میان افراد و گروههای تخصصی ضرورت داشته باشد، به گونهای که این میزان ارتباطات با بهره گرفتن از ساختهای متداول امکانپذیر نباشد. .
-
- هنگامی که دستیابی به عملکرد عالی و ضرورت کاهش هزینهها، مستلزم انعطاف بیشتر در بهکارگیری منابع مالی، مادی و انسانی باشد و مشارکت بیشتر نیروی انسانی را طلب کند.
البته برای ساختار ماتریسی محدودیتهایی نیز ذکر شده است که برخی از آنها عبارتند از(رضائیان، ۱۳۸۳، ۳۱۹):
-
- استفاده از این ساختار موجب کاهش ثبات کارکنان در محل کار میشود، به گونهای که گاهی تبعیت کامل از دستورات مافوق دشوار خواهد شد.
-
- ممکن است به دلیل بروز تمایلات متفاوت میان مدیران پروژهها و مدیران گروههای تخصصی، میان آنها جنگ قدرت در بگیرد و زمینه اتلاف منابع سازمان فراهم آید.
-
- هماهنگی گروههای تخصصی و پروژهها برای استفاده بهینه از نیروی انسانی، کاری دشوار است و به سطح مطلوبی از مهارتهای انسانی و برنامهریزی نیاز دارد.
-
- تصمیمگیری و خطمشیگذاری در سازمانهای دارای ساختار ماتریسی، کاری دشوار است و گاهی موکول به جلسات متعدد برای تصمیمگیری گروهی میشود.
ی) ساختار پیوندی ساختار پیوندی ترکیبی از ساختار مبتنی بر نوع محصول و ساختار مبتنی بر نوع وظیفه یا ساختار مبتنی بر منطقه جغرافیایی است(دفت-ریچارد،۲۴۰:۱۳۸۷).از نظر محتوایی ساختار پیوندی بسیار شبیه ساختار سازمانی است که مبتنی بر نوع محصول است. از نقاط قوت این ساختار این است که خود را با تغییرات محیطی وفق میدهد و کارایی دوایر را بالا میبرد و از نقاط ضعف آن این است که امکان زیادی هست که این گونه سازمانها با نیروی سربار مواجه شوند(Fry-Slocum,2014). ۲-۳-۷) طراحی نوین ساختار سازمانی اغلب مدیران، حتی نمیتوانند تصور کنند که بدون یک ساختار سلسلهمراتبی روشن، چگونه میتوان یک کسبوکار را اداره نمود، اما در کشورهای پیشرفته، اداره کسبوکارها رفته رفته رنگ و بویی دیگر به خود گرفته است، در بسیاری از سازمانهای نوین، دیگر خبری از سلسله مراتب سازمانی، تعیین شرح وظایف، تعیین افراد زیردست و فرد ناظر برای هر شغل و … نیست(فارسی و همکاران،۱۳۹۰). الف) سازمان شبکهای سازمان شبکهای مشتمل بر گروهی از واحدهای مختلف سازمان است که به یکدیگر پیوند خوردهاند و برای نیل به هدفهای استراتژیک مشترکی با هم فعالیت میکنند. در سازمان شبکهای، مرزهای سازمان منعطف، استقلال کاری بالا، و برنامهریزی استراتژیک بوده، هدفهای چندگانه مورد توجه سازماناند. سازمان شبکهای حالت دائم ندارد و میتواند بر اساس نیازهای احصا شده شکلهای مختلف به خود بگیرد و شرکایی جدید را به کار دعوت کند. در سازمان شبکهای، قدرت رقابتی افزایش میابد و خاصیت همافزایی سبب میشود در مجموعه سازمانها نسبت به بهره برداری از فرصتهای موجود توانمندی بیشتری به وجود آید( .(Farhang , 2012شبکه ماهیتی چند بعدی، تراکم شکسته و شامل واحدهای مستقل دارد که هر کدام جهت تمرکز خود را دارند. این ساختار منعطف بوده و دارای حداقل سلسله مراتب است. در این نوع ساختار، دسترسی به بازارهای بینالمللی تسهیل میشود و از آنجایی که هر یک از شرکا بهترین تخصصها را به سازمان شبکهای میآورد، مجموعهای از بهترینها ایجاد میشود. در اثر برخوردهای شخصی و متعدد درون شبکه امکان همکاری و یادگیری و به اشتراکگذاری دانش به خوبی فراهم گشته و بازآفرینی سازمان میسر میگردد. واحدهای موجود در شبکه به خوبی توانمند هستند و با مکانیزمهای خودمدیریتی و خودانگیزه بخشی به سمت عملکرد بالا تمایل مییابند. از مزیتهای دیگر شبکه آن است که در این ساختار واحدهایی ایجاد میشود که در بخشهای مختلف بازار (و از ابعاد گوناگون) متخصص هستند. همچنین این ساختار با افزایش روابط بین فردی فرای مرزهای واحدها، همکاری بین واحدها را تقویت کرده و یادگیری سازمانی را افزایش میدهد. از سوی دیگر این ساختار با غیرمتمرکزسازی مسئولیتها و تراکم شکنی واحدها این امکان را به سازمان میدهد که از دانش و قابلیتهای واحدهای مختلف داخل سازمان که تخصصهای خاصی دارند، به خوبی بهره برده شود. و در نهایت این ساختار با کاهش سلسله مراتب، انعطافپذیری را افزایش داده و پاسخگویی کارآفرینانه به شرایط محیطی را برای سازمان فراهم میسازد(دفت-ریچارد،۲۴۵:۱۳۸۷). در هر حال در کنار تمام مزایای ساختار شبکه ای، این ساختار چالشهایی نیز به همراه دارد. از جهت محدودیتها مدیریت سازمانهای شبکهای دشوار است و کنترل استراتژیک نیز به سهولت در آنها انجام نمیگیرد.مهمتر از هر چیز آن است که برای پیادهسازی موفق این ساختار لازم است دیدگاه مدیران راجع به نحوه اداره کارها و نحوه تعامل با سایرین تغییر یابد. ساختار سازمانی باید با فرهنگ سازمان، با تکنولوژیهای به کار رفته در سازمان و با نحوه منش و تفکر افراد و مدیران سازمان هماهنگ باشد(فارسی و همکاران،۱۳۹۰). به عبارتی ساختار شبکه ای دارای چهار ویژگی عمده است(صفری- هروی،۱۳۹۰):
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۶
۳۰
۴-۲-۲ بررسی فرضیه پژوهش ۴-۲-۲-۱ فرضیه اول بین خلق و اکتساب دانش و هوش سازمانی در کارمندان هیئتهای ورزشی استان کرمان ارتباطی وجود ندارد. نتایج حاصل از آزمون ضریب همبستگی پیرسون نشان داد بین خلق و اکتساب دانش شرکتکنندگان در تحقیق و هوش سازمانی آنان رابطه معنیداری وجود دارد(۰۵/۰<P و ۶۷/۰ = r). بنابراین فرض صفر تحقیق که بیانگر عدم ارتباط بین این دو متغیر میباشد، رد و فرض تحقیق که نشان دهنده وجود ارتباط بین این دو متغیر میباشد، پذیرفته میشود. بنابراین نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرسون در رابطه با این فرضیه نشان داد بین خلق و اکتساب دانش و هوش سازمانی در کارمندان هیئتهای ورزشی استان کرمان ارتباط معنیداری وجوددارد. یافته های مربوط به ضریب همبستگی پیرسون در جدول ۴-۲ ارائه گردیده است.
( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
جدول ۴-۲: یافته های مربوط به ارتباط بین خلق و اکتساب دانش و هوش سازمانی
آماره متغیرها
تعداد
r
sig
خلق و اکتساب دانش
۱۱۴
۶۷/۰
۰۱/۰
هوش سازمانی
۱۱۴
۴-۲-۲-۲ فرضیه دوم بین تسهیم دانش و هوش سازمانی در کارمندان هیئتهای ورزشی استان کرمان ارتباطی وجودندارد. نتایج حاصل از آزمون ضریب همبستگی پیرسون نشان داد بین تسهیم دانش و هوش سازمانی شرکت کنندگان در تحقیق رابطه معنیداری وجود دارد(۰۵/۰<P و ۶۳/۰ = r). بنابراین فرض صفر تحقیق که بیانگر عدم ارتباط بین این دو متغیر میباشد، رد و فرض تحقیق که نشان دهنده وجود ارتباط بین این دو متغیر میباشد،پذیرفته میشود. بنابراین نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرسون در رابطه با این فرضیه نشان داد بین تسهیم دانش و هوش سازمانی در کارمندان هیئتهای ورزشی استان کرمان ارتباط معنیداری وجود دارد. یافته های مربوط به ضریب همبستگی پیرسون در جدول ۴-۳ ارائه گردیدهاست. جدول ۴-۳: یافته های مربوط به ارتباط بین تسهیم دانش و هوشسازمانی
آماره متغیرها
تعداد
r
sig
تسهیم دانش
۱۱۴
۶۳/۰
۰۱/۰
هوش سازمانی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۱٫بین خودآگاهی و عملکرد مالی مدیران با توجه به سابقه کاری آن ها در بانک رابطه مثبت وجود دارد . ۲٫بین خود مدیریتی و عملکرد مالی مدیران با توجه به سابقه کاری آن ها در بانک رابطه مثبت وجود دارد . ۳٫بین آگاهی اجتماعی و عملکرد مالی مدیران با توجه به سابقه کاری آن ها در بانک رابطه مثبت وجود دارد . ۴٫بین مدیریت روابط و عملکرد مالی مدیران با توجه به سابقه کاری آن ها در بانک رابطه مثبت وجود دارد. ۱-۷ تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای تحقیق * عملکـرد [۱۷]: بـه چگـونگی دستـیابـی سـازمان به اهـداف بازار وهمچنـین اهـداف مالی اشـاره دارد(Li et al,2006,P109)، عملکرد در لغت یعنی حالت یا کیفیت کارکرد، بنابراین عملکرد سازمانی یک سازه کلی است که بر چگونگی انجام عملیات سازمانی اشاره دارد(رهنورد،۱۳۸۷،ص۱۰۵) همچنین عملکرد سازمانی نتایج قابل اندازه گیری ، تصمیمات و اقدامات سازمانی است که نشان دهنده میزان موفّقیّت در دستاوردهای کسب شده است Tangen,2004 ,P.730)). در تحقیق حاضر متغیر عملکرد با بهره گرفتن از معیـارهای مالی که شامل منابع،تسهیلات، مطالبات و هزینه ها می باشد ،با تهیه گزارشات مالی بانک ها در دوره سه ساله ۹۰ تا ۹۲ بررسی می شود.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
* هوش هیجانی : صفت هوش هیجانی به عنوان توانائی ها و امیال مربوط به احساسات خود درک شده و میزان کنترل شخص بر هیجان ها و احساسات خود است (Cleveland,2014,P.10) . به اعتقاد سالووی و مایر (۱۹۹۰) ، هوش هیجانی نوعی هوش اجتماعی[۱۸] است که با توانائی نظارت بر هیجانات خود و دیگران، تشخیص آن ها و استفاده از اطلاعات برای راهنمائی اعمال و تفکر خود سروکار دارد ( رهنورد و جویبار،۱۳۸۷، ص ۱۰۶). اندازهگیری میزان هوش هیجانی در زمینه قابلیت های شخصی با مؤلفه های خود آگاهی و خود مدیریتی و در زمینه قابلیت های اجتماعی با مؤلفه های آگاهی اجتماعی و مدیریت روابط می باشد (قورچیان و محمدخانی ، ۱۳۸۹ ، ص۱۳۴) که به شرح زیر است : خود آگاهی: توانائی درک احساسات و نقاط قوت و ضعف خود می باشد (رضائیان و کشته گر، ۱۳۸۷، ص ۳۰) این مؤلفه شامل سازههای آگاهی هیجانی، خودارزیابی صحیح و اعتماد به نفس می باشد که به وسیله ابزار پرسشنامه اندازهگیری خواهد شد. خود مدیریتی : توانائی اداره حالات ، تنش ها و قابلیت های درونی خود می باشد (رضائیان و کشته گر، ۱۳۸۷، ص ۳۰) این مؤلفه شامل سازههای خود کنترلی، وظیفه شناسی، قابل اعتماد بودن، انطباق پذیری و نوآوری می باشد که به وسیله ابزار پرسشنامه اندازهگیری خواهد شد. آگاهی اجتماعی : توانائی درک صحیح افراد و گروه ها می باشد (رضائیان و کشته گر، ۱۳۸۷، ص ۳۰) این مؤلفه شامل سازههای نفوذ گذاری، ارتباطات، مدیریت تضاد، رهبری، تسریع تغییر، پیوند سازی، تشریک مساعی، مشارکت و ظرفیت های گروهی می باشد که به وسیله ابزار پرسشنامه اندازهگیری خواهد شد. مدیریت روابط : توانائی ایجاد عکس العمل های مطلوب در دیگران می باشد (رضائیان و کشته گر، ۱۳۸۷، ص ۳۰) این مؤلفه شامل سازههای شناخت و درک دیگران، بالندگی دیگران، خدمت مداری، هدایت تنوع و آگاهی سیاسی می باشد که به وسیله ابزار پرسشنامه اندازهگیری خواهد شد. ۱-۸ قلمرو تحقیق یک تحقیق علمی باید دارای حدود و شمول تا حد امکان مشخصی باشد ، زیرا تعیین حدود منطقی و صحیح به دقت علمی و ارزش علمی تحقیق خواهد افزود . این محدوده مشخص می نماید که محقق از لحاظ موضوعی، مکانی و زمانی تحقیق را به چه نحو انجام داده است و تا چه حد توانسته متغیرهای مربوطه را در کنترل داشته باشد . بنابر این با توجه به مطالب مذکور قلمرو تحقیق حاضر را می توان از سه نظر مورد توجه قرار داد : الف) قلمرو موضوعی- قلمرو موضوعی تحقیق حاضر در حوزه علم مدیریت بوده و بررسی های انجام شده حول محور هوش هیجانی و تأثیر آن بر عملکرد مالی مدیران بانک ها می باشد. ب ) قلمرو زمانی– جمع آوری داده ها و اطلاعات این تحقیق در زمستان سال ۱۳۹۲ می باشد. ج) قلمرو مکانی– قلمرو مکانی تحقیق حاضر را شعب بانک های استان گیلان تشکیل میدهد. فصل دوم : مروری بر ادبیات تحقیق فصل دوم : مروری بر ادبیات تحقیق عملکرد هوش هیجانی پیشینه تحقیق بخش اول : عملکرد ۲-۱-۱ مقدمه هرسازمان به منظور آگاهی از میزان مطلوبیت و مرغوبیت فعالیت های خود به ویژه در محیط های پیچیده و پویا، نیاز مبرم به سیستم ارزیابی عملکرد دارد. فقدان سیستم ارزیابی عملکرد در یک سازمان به معنای عدم برقراری ارتباط بامحیط درون و برون سازمان تلقی می شود که پیامد آن کهولت و در نهایت مرگ سازمان است. مسائل مربوط به اندازه گیری عملکرد به منظور توجه بیشتر به سازمان در جهت تحقق اهداف سازمانی می باشد,۲۰۰۴,P.243) Ittner& Cavalluzzo). بانک ها نیز همانند سایرسازمان ها در ایران برای ارائه خدمات متنوع تر، سریع تر و مدرن تر و امکان رقابت وادامه حیات درموج گسترده اطلاع رسانی وتوسعه خدمات ویژه بانکی، نیازمند ارزیابی عملکرد مستمر شعب خود هستند. براساس شواهد و مدارک مستند روش های موجود ارزیابی عملکرد شعب بانک ها اغلب تجربی و فاقد پشتوانه محکم علمی بوده و به دلیل استاندارد نبودن این روش ها، نتایج آن در بانک های مختلف با یکدیگر قابل مقایسه نیستند و همچنین روش های موجود در قریب به اتفاق موارد صرفاً خروجی بانک را ملاک ارزیابی عملکرد قرار داده و کمتر به مقایسه ی نسبت خروجی ها به ورودی های شعب پرداخته می شود. به طور مثال در اغلب شعب بانک ها و مؤسسات مالی و اعتباری بر اساس خروجی های شعب که شامل منابع، مصارف، خدمات، مطالبات معوق و سود و زیان است ارزیابی عملکرد شعب را انجام می دادند، اما در دهه ی اخیر و با ورود بانک های خصوصی به این حوزه، رقابت در صنعت بانکداری متبلور شده است؛ به گونه ای که بانک های دولتی در ادوار مشخص نسبت به پایش عملکرد خود اقدام تا ضمن بهره برداری از تکنولوژی روز، توجه به نیاز مشتریان و… از گردونه رقابت خارج نشوند. بانکداری در ایران طی دهه اخیر با تغییر و تحولاتی در عرصه ی مقررات زدایی و تکنولوژی های جدید در خدمات مواجه بوده و تعیین اهداف رشد از جانب بانک هایی که اغلب دولتی هستند این نظام را به سوی رقابتی شدن پیش می برد. با افزایش زمینه رقابت در سیستم بانکداری ایران، بانک ها باید همواره به پایش عملکرد خود بپردازند و هر ساله عملکرد خود را با بهره گرفتن از مدل های مناسب نسبت به رقبا بسنجند. در این زمینه بانک ها می توانند با توجه به مزیت های رقابتی[۱۹] خود و تقویت آنها موفقیت خود را در رقابت با سایر رقبا تا حد زیادی تضمین نمایند( صالحی و همکاران،۱۳۹۰،ص ۱۲۸). در این بخش پس از تشریح مفهوم و ابعاد عملکرد چند نمونه از مدل های سنجش عملکرد ارائه می شود و در خصوص چگونگی طراحی سیستم ارزیابی عملکرد صحبت خواهد شد و در نهایت هم به تعریف و تشریح و نحوه سنجش آن میپردازیم . پس از آن در بخش بعدی این فصل هوش هیجانی و مدیریت بر آن تعریف و تشریح شده و مورد بررسی قرار می گیرد . ۲-۱-۲ تشریح مفهوم عملکرد متغیّر وابسته در این تحقیق عملکرد است. عملکرد یکی از مهم ترین سازه های مورد بحث در تحقیق های مدیریتی است و بدون شک مهم ترین معیار سنجش موفقیت در شرکت های تجاری به حساب می آید. ولی به طور کلی در خصوص این که متغیرها و شاخص های عملکرد کدامند، هنوز توافق نظر کاملی در بین صاحب نظران وجود ندارد. در ضرورت و تشریح و تعریف مفهوم واژه عملکرد، آن چه حائز اهمیت است این است که تنها با تعریف و تشریح عملکرد است که می توان آن را ارزیابی یا مدیریت نمود(رهنورد،۱۳۸۷،ص۲) . هولتون[۲۰] و بتنز[۲۱] خاطر نشان کرده اند که عملکرد یک ساختار چند بعدی است که ارزیابی آن بسته به انواع آن مختلف است، ایشان هم چنین به این موضوع که هدف ، ارزیابی نتایج عملکرد است یا رفتار ، اشاره می نمایند . در خصوص چیستی عملکرد نگرش های متفاوتی وجود دارد . از نظر فردی ، عملکرد سابقه موفقیت های یک فرد است . کین[۲۲] معتقــد است که عملکرد چیزی است که فرد به جای می گذارد و جدای از هدف است . برنادین[۲۳] و همکارانش معتقدند که عملکرد باید به عنوان نتایج کار تعریف شود ، چون نتایج قوی ترین رابطه با اهداف استراتژیک سازمان ، رضایت مشتری و نقش های اقتصادی دارد . در فرهنگ لغت آکسفورد عملکرد به صورت انجام ، اجرا ، تکمیل ، انجام کار سفارش یا تعهد شده تعریف شده است . این تعریف به خروجی ها و نتایج برمی گردد و در عین حال عنوان عملکرد در مورد انجام کار نیز نتایج حاصله از ان می باشد . راچ[۲۴] معتقد است که عملکرد هم به معنای رفتارها و هم به معنای نتایج است . رفتارها از فرد اجرا کننده ناشی می شوند و عملکرد را از یک مفهوم انتزاعی به عمل تبدیل می کنند . رفتارها فقط ابزارهائی برای نتایج نیستند ، بلکه به نوعی خود نتیجه به حساب می آیند و می توان جدای از نتایج در مورد آن ها قضاوت کرد . این تعریف از عملکرد منجر به این نتیجه گیری می شود که همگام مدیریت عملکرد ، گروه ها و افراد هم ورودی ها (رفتارها) و هم خروجی ها(نتایج) باید در نظر گرفته شود . هارتل[۲۵] این مدل را مدل ترکیبی مدیریت عملکرد می نامد . این مدل سطوح توانائی یا شایستگی و موفقیت ها را همانند هدف گذاری و بازبینی اهداف پوشش می دهد (آرمسترانگ ،۱۳۸۵،ص ص ۴ -۳). ۲-۱-۳ ارزیابی و سنجش عملکرد ارزیابی عملکرد فرایندی است که به سنجش و اندازه گیری ، ارزش گذاری و قضاوت درباره عملکرد طی دوره ای معین می پردازد (رحیمی، ۱۳۸۵، ص ۳۳) . ارزیـابی عملکرد از جـمله بهتــرین راه های به دسـت آوردن اطلاعـات لازم بـرای تصـمیم گیری در سـازمان ها است( دانشفرد و همکاران، ۱۳۸۹، ص۵۶). انـدازه گیـری عملـکرد بـه عنـوان فـرآیند تعـیین میـزان اثـر بخـشی و کـارایی اقـدامات گذشته است (cho et al.,2012,p.802). در این راستا نیلی و همکارانش اندازه گیری عملکرد را به عنوان فرایند کمی سازی فعالیت تشریح می کنند. در این تعریف اندازه گیری ، فرایند کمی سازی است و فعالیت با عملکرد مرتبط است . یکی از نیازهای هر سیستم ارزیابی عملکرد وجود یک زمینه شفاف بین شاخص های عملکرد در سطوح سلسله مراتبی مختلف سازمان است به گونه ای که هریک از واحدها در جهت رسیدن به اهداف یکسان تلاش کنند . اجرای مؤثر برنامه ها و ارزیابی عملکرد در هر سازمانی ضروری است . عملکرد سازمان مقصود شیوه ای است که سازمان بتواند کارها یا وظایف خود را به نحو عالی انجام دهد (روستا ، ۱۳۸۳،ص۲۵). پیچیدگی محیط در عرصه رقابتی سبک و کارو افزایش انتظارات مشتریان ، ضرورت آگاهی از نقاط ضعف و قوت سازمان و بهبود مستمر بهره وری را بیش از پیش آشکار نموده است . از این رو یکی از دغدغه های اساسی سازمان های امروز دستیابی به یک شیوه ارزیابی عملکرد جامع قابل انعطاف پذیر و اعتماد است تا با توسل بر آن ، اطلاعات دقیق و کافی از جایگاه امروز خویش به دست آورند و با نگاه به آینده از خطاهای گذشته درس بگیرند (Kelvin,1999,p.3). ارزیابی عملکرد به مجموعه اقدامات و اطلاعاتی اطلاق می شود که به منظور افزایش سطح استفاده بهینه از امکانات و منابع در جهت دستیابی به اهداف به شیوه ای اقتصادی توأم با کارائی و اثربخشی صورت می گیرد .به طوری که ارزیابی عملکرد در بعد سازمانی معمولا” اثربخشی فعالیت ها است . منظور از اثربخشی، میزان دستیابی به اهداف و برنامه ها با ویژگی کارا بودن فعالیت ها و عملیات است . به طور کلی نظام ارزیابی عملکرد را می توان فرایند سنجش و اندازه گیری و مقایسه میزان و نحوه دستیابی به وضعیت مطلوب دانست ( عفتی داریانی و دیگران، ۱۳۸۶،ص۵). دمینگ[۲۶] بر این امر تاکید دارد که کلید فرآیندهای کسب و کار می بایست بخشی از سیستم ارزیابی همراه با چرخه بازخور باشند . فتیزانز[۲۷] بـر این بـاور اسـت که ارزیـابی هـر فـرآیند کاری ، امری ضروری است . در دیدگاه سنتی مهمترین هدف ارزیابی ، قضاوت و ارزیابی عملکرد مورد نظر می باشد . در حالی که در دیدگاه مدرن ، فلسفه ارزیابی بر رشد،توسعه وبهبود ظرفیت ارزیابی شونده متمرکزشده است.سایر تفاوتهای این دو دیدگاه را می توان به صورت زیر بیان نمود(عفتی داریانی و دیگران، ۱۳۸۶،ص ص۱۱-۱۰): *نقش ارزیابی کننده : در دیدگاه سنتی ، ارزیابی کننده قضاوت و ارزیابی کرده و نقش قاضی را ایفا می کند اما در دیدگاه نوین ، ارزیابی کننده هادی و مشورت دهنده است . *دوره ارزیابی : در دیدگاه سنتی تمرکز بر عملکرد گذشته قرار گرفته است ولی در دیدگاه مدرن تمرکز به دیدگاه آینده و بهبود امور می باشد . *هدف : در دیدگاه سنتی هدف کنترل ارزیابی شونده ومچ گیری است و اعمال سبک دستوری و محاکمه ای از ویژگی های بارز آن به شمار می آید ، در حالی که در دیدگاه مدرن هدف ، آموزش ، رشد و بهبود افراد و سازمان است . به نظر می رسد ارزیابی دستگاه ها و کارکنان بر اساس نگرش نوین در مقایسه با نگرش سنتی از تفاوت های اساسی در ابعاد مختلف برخوردار است . پیامد وجود نظام ارزیابی مبتنی بر دیدگاه نوین ، بهبود رضایت ، ارتقای سطح کارکرد و نهایتا” اثربخشی فعالیت های سازمان خواهد بود(عفتی داریانی و دیگران، ۱۳۸۶،ص۱۲). ۲-۱-۴ فرایند ارزیابی عملکرد مسأله ارزیابی عملکرد سالیان متمادی است که محققان و کاربران را به چالش واداشته است ، سازمان های تجاری در گذشته تنها از شاخص های مالی به عنوان ابزار ارزیابی عملکرد استفاده می کردند تا این که کاپلان[۲۸] و نورتن[۲۹] در اوایل دهه ۱۹۸۰ سیستم های حسابداری مدیریت را برای ارزیابی عملکرد سازمان ها نمایان ساختند ،که این ناکارائی ناشی از افزایش پیچیدگی سازمان ها ، پویائی محیط و پیچیدگی بازار بود(Kaplan&Norton,1992,pp9-71). استفاده از سیستم های ارزیابی عملکرد که تنها بر شاخص های مالی متکی هستند می تواند موجب بروز مشکلاتی برای سازمان شود (Ghalayini et. al,1997,p.1) . نواقص و کمبودهای سیستم های سنتی ارزیابی عملکرد به انقلابی در مدیریت عملکرد منجر شد به طوری که محققان و کاربران به سمت خلق سیستم های نوین ارزیابی عملکرد حرکت کردند تا اهداف و محیط فعلی را مورد توجه قرار دهند ، بدین ترتیب فرآیندهای ارزیابی متعدد برای استفاده سازمان های مختلف ایجاد گردید . بهبود مستمر عملکرد سازمان ها ، نیروی عظیم هم افزائی ایجاد می کند که این نیروها می توانند پشتیبان برنامه رشد و توسعه و ایجاد فرصت های تعالی سازمانی شود . دولت ها ، سازمان ها و موسسات تلاش جلوبرنده ای را در این مورد اعمال می کنند . بدون بررسی و کسب آگاهی از میزان پیشرفت و دستیابی به اهداف و بدون شناسائی چالش های پیش روی سازمان و کسب بازخور و اطلاع از میزان اجرای سیاست های تعیین شده و شناسائی مواردی که به بهبود جدی نیاز دارند ، بهبود مستمر عملکرد میسر نخواهد شد . تمامی موارد مذکور بدون اندازه گیری و ارزیابی امکان پذیر نیست ، هرفرآیندی شامل مجموعه ای از فعالیت ها و اقدامات با توالی و ترتیب خاص ، منطقی و هدفدار می باشد. در فرایند ارزیابی عملکرد نیز هر مدل و الگوئی که انتخاب شود رعایت نظم و توالی و فعالیت های ذیل در آن ضروری می باشد (رحیمی،۱۳۸۵،ص ص ۴۲-۴۱). تدوین شاخص ها و ابعاد و محورهای مربوطه و تعین واحد سنجش آن ها . تعیین وزن شاخص ها به لحاظ اهمیت آن ها و سقف امتیازات مربوطه . استاندارد گذاری و تعیین وضعیت مطلوب هر شاخص . سنجش و اندازه گیری از طریق مقایسه عملکرد واقعی پایان دوره ارزیابی با استاندارد مطلوب از قبل تعیین شده . هر تلاشی که به منظور دستیابی به موفقیت صورت می گیرد باید دارای چهارچوبی باشد و بهبود عملکرد سازمانی باید بر آگاهی فرآیندی باشد که چرخه عملکرد نامیده می شود ، بنابراین برنامه بهبود عملکرد سازمانی باید از اندازه گیری عملکرد و بعد ارزیابی عملکرد شروع نماید .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
توان مندی های فردی
مولفه های هوش عاطفی
خودآگاهی
-خودآگاهی عاطفی : شناسایی احساسات خود و درک تاثیر آن ها -خودارزیابی دقیق : شناخت نقاط قوت و محدودیت های خویش -اعتماد به نفس : درک مناسب از ارزش ها و توانایی های فردی -خودکنترلی : مهار کردن هیجانات مخرب و تنش ها -خلوص : نشان دادن صداقت ، همبستگی و وفاداری -سازگاری : انعطاف پذیری در برخورد با تغییرات
خود مدیریتی
-وجدان : قبول مسئولیت عملکرد فردی -موفقیت محوری : تلاش در جهت بهبود و دستیابی با استاندارد موفقیت -ابتکار عمل : تمایل به استفاده از فرصت ها
آگاهی اجتماعی
-همدلی : درک عواطف دیگران ، درک دیدگاه های آن ها -هوشیاری سازمانی : فهم روندهای عاطفی گروه و روابط قدرت -خدمت محوری : شناسایی نیازهای دیگران برای خدمت رسانی
 -توسعه توانایی های دیگران : تقویت توانایی دیگران از طریق بازخورد -رهبری : هدایت و ایجاد انگیزه همراه با بینش قانع کننده در دیگران -تأثیر : به کاربردن تاکتیک های اثربخش برای متقاعد سازی دیگران
خودآگاهی
ارتباطات : گوش دادن بی پرده و ارسال پیام های قانع کننده به دیگران -واکنش نسبت به تغییر : اجرا یا اداره ی تغییرات به صورت پیشگام -مدیریت تعارض : برطرف کردن اختلافات نظرها -تعیین حد و مرز : پرورش روابط موثر -کارگروهی و تشریک مساعی : کار با افراد از طریق اهداف مشترک
مدلی که در بالا ارائه شده ، به صورت اصلاح نشده ، ابتدا توسط گلمن در سال ۱۹۹۸ ارائه شد ، سپس از طریق او و همکارانش در سال ۲۰۰۲ به شکل جدول ( ۲-۳ ) مورد اصلاح و تأیید قرار گرفت . شایان ذکر است که در تحقیق حاضر نیز برای شناسایی هوش هیجانی کارکنان از این مدل استفاده شده است . مایـــر، سالووی و کاروسو (۲۰۰۰) ، در بـــررسی ادبیات هوش هیجانی ، شناسایی دو مدل مجزا از هوش هیجانی را ارائه نموده اند . آن ها بــرای اولین بار عنوان مــدل توانایی که در آن هــوش هیجانی به عنوان توانایی مفهوم طبقه بندی شده رامطرح نموده اند۲۰۰۰) (Petrides & Furnham,. به طور مسلم فرض شده که چهاربعد سلسله مراتبی عبارتند از : درک ، جذب ، درک احساسات و مدیریت احساسـات. این مدل در تعامل و فکر می باشد. در تضاد با مـــدل های تــوانایی ، مدل مختلط هوش هیجانی به عنـوان ترکیبی از ساختارهای شناختی ، انگیزشی و عاطفی ارائه شده است (Van rooy et al.,2005,p.690) . مایر، سالووی و کاسیو ،(۲۰۰۰)نیز برای هوش هیجانی چهار بعد تشخیص داده اند که عبارتند از(شاهمرادلو، ۱۳۸۴، ص ۱): ۱) شناسایی هیجان ها درخود و دیگران: ضروری ترین توانایی مرتبط با هوش هیجــانی این است که فرد از هیجان ها و احساس های خود آگاه باشـــد. تــوانایی خود آگاهی به مدیران اجازه می دهد تا نقاط قوت و ضعف خود را بشناسند و به ارزش خود اعتماد پیدا کنند. ۲)کاربرد هیجان ها: کاربرد هیجان ها، توانایی استفــاده از هیجـان ها در کمک به کسب نتایج مطلوب ، حل مسائل و استفاده از فرصت ها است. این مهارت شامل توانایی مهم و بینش سا زمانی است . مــدیرانی که از این توانایی برخوردارند، هیــجان ها و احــساس های دیگران را بیشتر عملی می سازند تا اینکه آنها را حس کنند. ۳) توانایی درک و فهم هیجان ها:توانایی درک هیجان های پیچیده و آگاهی از علل آن ها و چگــونگی تغییر هیجان ها از یک حالت به حالت دیگر را درک هیجان ها می نامند. توانایی اصلی در این سطــــح مربوط به توانایی برچسب زدن هیجان با کلمات و بازشنــــاسی روابط میان اشکــال بارز اصطلاحات عاطفی است . مثلا افراد یاد گرفته اند که واژه هایی نظیر خشم و ناراحتی می توانند با هم در یک طبقه یعنی عصبانیت قرار گیرند. مدیرانی که از این توانایی برخوردارند، از این مهارت ها در جهت گسترش شور و اشتیاق خود و حل اختلاف ها از طریق شوخی و ابراز مهربانی استفاده می کنند. آنها به کمک این توانایی ها می توانند بفهمند که چه چیزی موجب برانگیختن یا عدم برانگیختن افراد یا گروه ها می شود و در نتیجه می توانند همکاری بهتر را با دیگران برنامه ریزی کنند (مختاری پور و سیادت،۱۳۸۴،ص۱۹). ۲-۲-۵ تفاوت هوش هیجانی و بهره هوشی از لحاظ واژه گزینی در متون مختلف ، هوش هیجانی یا هوش عاطفی[۱۱۴] به اختصار EI گفته می شود و معمولاً معیار ارزیابی آن را « ضریب هوش هیجانی » یا EQ می نامند و از این نظر با « ضریب هوش شناختی[۱۱۵] » یا IQ که برای سنجش بهره هوشی بکار می رود تفاوت دارد ، یکی از تفاوت ها و شاید امتیازهای هوش هیجانی نسبت به بهره ی هوشی اکتسابی بودن یا غیر موروثی بودن آن است ، که به راحتی قابل یادگیری ، تکامل ، بهبود و اصلاح است ( حسن زاده،۱۳۸۶،ص۱۷ ) . بنابراین ضعف افراد در هوش هیجانی را می توان جبران کرد در حالی که بهره ی هوشی در فرد ثابت بوده و درطول زمان تغییر نمی کند . علاوه براین ، با توجه به اهمیت روابط اجتماعی در سازمان ها بدون تردید نقش EQ در موفقیت شغلی افراد پر رنگ تر است به عنوان مثال فردی با توانایی های منطقی و بهره ی هوشی بالا که نتواند احساساتش را کنترل کند یا روابط اجتماعی خوبی را بنا کند در محیط کارش با مشکل روبرو می شود ولی فردی با بهره ی هوشی عادی و در عین حال برخورداری از هوش هیجانی بالا ، با مدیریت بر احساسات ، خود انگیختگی ، همدلی و داشتن روابط اجتماعی مطلوب در سازمان با احتمال بیشتری می تواند به جایگاه های بهتر و موفقیت های بیشتر دسترسی پیدا کند ( برادبری،۱۳۸۴،ص۲۵ ) . ۲-۲-۶ مدل ها و نظریه های هوش هیجانی تعدادی از نظریه های هوش هیجانی، نظری و ترکیبی در زیر ذکر شده است : ۲-۲-۶-۱ نظریه های هوش هیجانی
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
۲-۶-۷- نرخ بازده دارایی ها : نرخ بازده دارایی های شرکت نرخی است که با آن می توان متوسط صنعت را مقایسه کرد تا اختلاف آن با متوسط صنعت به دست آید . اگر اختلاف مذکور صفر یا منفی باشد ، شرکت از سرمایه فکری برخوردار نیست . اگر این اختلاف مثبت باشد ، فرض می شود که شرکت در صنعت خود از سرمایه فکری اضافی برخوردار است . در صورت وجود مازاد بازده نسبت به صنعت ، این بازده اضافی در متوسط دارایی های ملموس شرکت ضرب می شود تا میزان متوسط عایدات[۱۰۴] اضافی سالانه دو شرکت محاسبه شود . که تقسیم این عایدات اضافی بر متوسط هزینه سرمایه شرکت ، ارزش سرمایه فکری شرکت را بدست می دهد . ضریب عمده این روش ، فرمول ساده آن و قابل دسترس بودن تمامی اطلاعات مورد نیاز در صورت های مالی تاریخی شرکت می باشد . عیب عمده ی این روش در فقدان ارائه اطلاعاتی است که مدیران برای مدیریت موثر سرمایه فکری شان به آنها نیازمند می باشند .
( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۲-۶-۸- روش تشکیل سرمایه بازار: این روش معیاری از ارزش بازار ، سرمایه فکری شرکت را ارائه می دهد . در این روش فرض بر این است که تشکیل سرمایه اضافی یک شرکت نسبت به حقوق صاحبان سهام آن ، همانا بیانگر سرمایه فکری موجود در آن می باشد . این روش مبتنی بر عرف[۱۰۵] بازار های سرمایه و برآورد قیمت سهام است . در این روش جهت سنجش و اندازه گیری سرمایه فکری ضروری است تا صورت های تاریخی در مقابل اثرات تورم یا هزینه های جایگزینی آنها تعدیل شوند . بر اساس روش یاد شده ، سرمایه فکری در شرکت های فناوری ارتباطات ، تمامی ارزش شرکت را به دست خواهد داد چرا که تفاوت فاحشی میان ارزش بازار و ارزش دفتری پایین این گونه شرکت ها وجود دارد . ۲-۶-۹- کارگزار فناوری: این نگرش نوعی پیشرفت در امر سنجش و اندازه گیری سرمایه فکری به شمار می آید چرا که شرکت را قادر می سازد تا ارزش پولی سرمایه فکریشان را محاسبه نمایند . بروکینگ سرمایه فکری را ترکیبی از چهار جز دارایی های بازار ، دارایی های مبتنی بر انسان ، دارایی های مالکیت معنوی ، دارایی های زیر بنایی می داند [۱۶] . دارایی های بازار مزایای بالقوه ای که یک سازمان از دارایی های غیر ملموس مرتبط با بازار کسب می کند را متعادل[۱۰۶] می نماید . ۲-۶-۱۰- روش سرمایه فکری مستقیم: تاکید این روش اندازه گیری ارزش سرمایه فکری ابتدا بر شناسایی اجزای مختلف آن و سپس ارزیابی هر یک از این اجزا قرار گرفته است . با تعیین اجزای سرمایه فکری شرکت و تعیین ارزش هر یک از این اجزا می توان ارزش کلی سرمایه فکری شرکت را محاسبه نمود . این روش پیچیده ترین اما دقیق ترین ابزار اندازه گیری سرمایه فکری است . عیب اصلی این روش در ضرورت شناسایی تعداد زیادی از اجزا و یا ارزش گذاری هر یک از آنها می باشد که موجب پر هزینه و پیچیده شدن این روش می گردد . ۲-۶-۱۱- روش های مالی و مراحل اندازه گیری مالی سرمایه فکری: بر اساس این روش سرمایه فکری شرکت متشکل از سرمایه انسانی ، سرمایه مشتری و سرمایه ساختاری است و نقاط تلاقی[۱۰۷] آنها با هم ترکیبی از سرمایه فکری را نشان می دهد . ترکیب سرمایه انسانی و مشتری منجر به روابط افراد و نزدیکی آنها با مشتریان و به کار گیری خلاقیت های آنها جهت پاسخگویی به نیاز های خاص مشتریان می گردد . ترکیب سرمایه ساختاری و سرمایه مشتری ، منعکس کننده توانایی شرکت در انتقال نام های تجاری مشتریان است و به کیفیت ارزشی که مشتریان به نام تجاری شرکت می دهند مرتبط می باشد . ۲-۶-۱۲- مدل مدیریت سرمایه فکری: زمانی که از سنجش و اندازه گیری صحبت می کنیم ابتدا ضروری است تا منابع غیر ملموس و حیاتی شرکت که نیازمند نظارت مدیریت هستند را به منظور نیل به اهداف استراتژیک یا برای ارتقای مزیت اصلی آنها شناسایی نموده و سپس باید اشخاص ثابتی که دارای اطلاعات معتبری درباره ارزش واقعی شرکت هستند را شناسایی کرد . فرایند مدیریت سرمایه فکری دارای سه مرحله اساسی شناسایی ، اندازه گیری و مدیریت این منابع می باشد . ۲-۶-۱۳- کیوتوبین[۱۰۸]: روش کیوتوبین توسط جیمز توبین برنده نوبل اقتصاد توسعه ارائه شده است . این نسبت ارتباط بین ارزش بازار یک شرکت و ارزش جایگزینی آن شرکت هزینه جایگزینی دارایی های آن شرکت را اندازه گیری می کند . به صورت تئوری در بلند مدت این نسبت به سمت واحد میل می کند . با این تفاوت که توبین در هنگام محاسبه هزینه جایگزینی دارایی های فیزیکی را به جای ارزش دفتری دارایی های فیزیکی به کار می گیرد . نسبت حاصله به این شکل به کار می رود که چنانچه نسبت کیوتوبین یک شرکت بزرگتر از مقدار واحد و نیز بزرگتر از مقدار کیوتوبین رقابتی باشد ، شرکت مزبور توانایی کسب سود بیشتر از شرکت های مشابه را داراست . ۲-۶-۱۴- هوش سرمایه انسانی: فیتز-انز [۱۰۹]روش هوش سرمایه انسانی را بدین نحوه توسعه داد که مجموعه هایی از شاخص های سرمایه انسانی جمع آوری شده را از طریق یک پایگاه داده ، الگو برداری نمود . فیتز انز مدعی است که وظایف بخش منابع انسانی در یک سازمان بایستی فراتر از مواردی نظیر جذب ، آموزش و جبران خدمات باشد . همچنین در زمانی که دانش به یک عنصر جدی در موفقیت اقتصادی تبدیل شده است ، اندازه گیری و مدیریت دارایی های فکری یک وظیفه بحرانی کسب و کار می باشد . ۲-۶-۱۵- مدل کارگزار فناوری: این مدل توسط بروکینگ توسعه داده شده است و دانش سازمانی را به چهار طبقه : دارایی های انسان محور ، دارایی های زیر ساختی ، دارایی های فکری و دارایی های بازار تقسیم می کند و ارزش سرمایه فکری سازمان را طی یک فرایند ارزیابی مشخص میکند و ارزش سرمایه فکری سازمان را طی یک فرایند ارزیابی مشخص می کند و هر یک به وسیله پرسشنامه های ممیزی[۱۱۰] مخصوص درباره متغیر های مرتبط با طبقه دارایی ها بررسی میشود ۲-۶-۱۶- روش ارزش گذاری جامع: این روش توسط مکفرسون[۱۱۱] توسعه یافت . ارتباط مابین اندازه گیری ارزش شرکت سرمایه فکری و مقادیر پولی را به منظور ارزش گذاری جامع کسب و کار مورد استفاده قرار می دهند . این روش سر دسته ارزش زیر را مورد استفاده قرار می دهد . ارزش اصلی که نشان دهنده اثر بخشی داخلی شرکت است . ارزش فرعی که توسط اثر بخشی توزیع شرکت اندازه گیری می شود . ارزش ابزاری که نشان دهنده فشار ها در محیط رقابتی می باشد . بخش دوم : ادبیات مرتبط با بازارگرایی ۲-۷- معرفی بازارگرایی مفهوم بازارگرایی از فلسفه مدیریتی که به (مفهوم بازاریابی[۱۱۲]) مشهور بود ریشه گرفته است . این فلسفه سنگ بنای رشته بازاریابی بوده است ؛ همان طور که پیتردراکر بازاریابی را بدین گونه معرفی می نماید : «مشاهده کلیت یک تجارت را از نقطه نظر نتایج نهایی اش مشخص می کنند که این نتایج نهایی همان مشتریان می باشند» و همچنین اظهار می دارد که «تنها یک تعریف از مقصود یک تجارت وجود دارد و آن هم خلق مشتری است ». در طول سالیان مختلف تئوری پیش فرض بازاریابی شرکت ها ، فلسفه بازاریابی بوده است و محققان به دنبال اثبات ارتباط سطوح متفاوت عملکرد شرکت با درجات مختلف بازارگرایی بوده اند . این ایده مرتبط بودن سطوح مختلف عملکرد با سطوح مختلف بازارگرایی شرکت ، چندین نسل از مدیران شرکت ها را تحت تاثیر قرارداده است و تا به امروز یکی از تاثیر گذارترین مفاهیم بازاریابی بوده است . یا آن که در ادبیات تحقیق تفاوت هایی راجع به استفاده از بازاریابی گرایی[۱۱۳] در مقابل بازارگرایی[۱۱۴] وجود دارد ، اما بازارگرایی طبق تعریف مک کارتی و پریالت (۱۹۹۰) بیشتر به پیاده سازی مفهوم بازاریابی در بخش بازاریابی سازمان اشاره می کند . لذا ، تاکید سنتی بازاریابی گرایی بیشتر برروی مشتری گرایی به معنای تمرکز بیشتر برروی نیازهای مشتری و تولید درآمد وسود ازطریق ایجاد رضایت مشتری می باشد . از طرف دیگر اخیراً بازارگرایی ، بیشتر برای برقرارکردن مفهوم بازاریابی در کل سازمان استفاده شده است .کوهلی و جاورسکی (۱۹۹۰) برای استفاده از برچسب بازارگرایی اولویت و اهمیت بیشتری قایل هستند . به این مضمون که استفاده از این اصطلاح آن را از غلبه واحد بازاریابی خارج ساخته و مسئولیت آن را متوجه کلیه واحدها در سازمان می کند . بااین تغییر ظاهر ، رویکرد بازارگرایی احتمالاً مورد پذیرش واحدهای غیر بازار یابی نیز قرار گیرد.با این وجود در بین محققان بازاریابی اجتماعی وجود دارد که بازار گرایی ، منعکس کننده نیاز یک سازمان برای بازار محور بودن [۱۱۵]یا تحریک پذیری توسط بازار [۱۱۶]است [۱۷] . در این زمینه ، پنج دیدگاه اخیراً در ادبیات بازارگرایی معرفی شده است که هرکدام رویکرد متفاوتی را جهت تعریف مفهوم بازارگرایی در پیش گرفته اند دیدگاه تصمیم گیری دیدگاه هوشمندی بازار دیدگاه رفتارهای مبتنی برفرهنگ دیدگاه استراتژیک دیدگاه مشتری گرایی علاوه بر پنج دیدگاه فوق سه دیدگاه دیگر نیز در زمینه بازارگرایی وجود دارد که عبارتند از : دیگاه ترکیبی دیدگاه قابلیت های سازمانی دیدگاه فرهنگ سازمانی بازارگرا ۲-۸- مفاهیم تعریف بازارگرایی دیشماند وفارلی معتقدند ، بازارگرایی و توجه به محیط عنصر عمده و اصلی بازاریابی بوده و عامل مهمی در راستای توانمند کردن[۱۱۷] شرکت ها برای درک بازار و ایجاد راهبردهای محصول و خدمت مناسب برای تحقق نیازها و خواسته های مشتری است [۱۸] . لی لند نیز بازارگرایی را ایجاد راهبرد مشتری محور از طریق هماهنگ کردن تلاش های بین وظیفه ای برای رسیدن به هدف بلند مدت سازمان می داند[۱۹] . منابع اصلی اکثر پژوهش ها در گستره بازارگرایی مقالات کوهلی و جاورسکی[۲۰] و نارور و اسلیتر [۲۱] است . کوهلی و جاورسکی به جای تمرکز بر مشتری عنصر اصلی محیط گرایی را تمرکز بر اطلاعات بازار یا هوشمندی بازار معرفی می کنند . بازارگرایی از دیدگاه آنان به عنوان تولید اطلاعات در سطح سازمان ، انتشار اطلاعات در بین بخش های مختلف سازمان و پاسخگویی به آن درگستره سازمانی تعریف می شود . پاسخگویی ، میزان سازگاری و هماهنگی سایت های بازاریابی شرکت را با اطلاعات بازار نشان می دهد . سازگاری کالاها و خدمات تولیدی با نیازها و خواسته های مشتریان تعبیر و تفسیر[۱۱۸] محدودی از بازارگرایی تلقی می شود . این نوع پاسخ حالت واکنشی دارد درحالی که محیط گرا بودن به این معنی است که شرکت با توجه به عوامل محیطی نیازها و خواسته های آتی مشتریان را شناسایی کرده و به آن پاسخ دهد . نارور و اسلیتر [۲۲] محیط گرایی [۱۱۹]و توجه به بازار را از دیدگاه فرهنگی (فرهنگ بازارگرایی) تعریف می کنند ، محیط گرایی از بعد فرهنگی عبارت است از فرهنگ سازمانی که به کاراترین و اثر بخش ترین رفتارهای ضروری مورد نیاز برای ایجاد ارزش برتر برای خریداران و در نتیجه عملکرد برتر سازمان توجه دارد . عناصر بازارگرایی از دیدگاه این دو محقق شامل سه مورد زیر است : ۱- مشتری گرایی : مشتری گرایی به معنای درک مداوم و پیوسته نیازهای مشتریان هدف فعلی و بالقوه و استفاده از آن دانش (دانش شناخت نیازهای مشتریان ) در راستای ایجاد ارزش مشتری ، است . ۲- رقیب گرایی : رقیب گرایی یعنی درک مداوم قابلیت ها و راهبردهای رقبای عمده بالقوه و فعلی که نیازهای مشتریان هدف سازمان را تامین می کند و استفاده از آن دانش (دانش شناخت رقبا) در راستای ایجاد ارزش برتر مشتری است .
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
|
|
|
|