همچنین اسماعیلی(۱۳۸۰) تاثیر آموزش‌های فراشناختی بر عملکرد حل مسئله را مورد مطالعه قرار داد ویافته‌ها نشان داد که آموزش راهبردهای فراشناختی، عملکرد حل مسئله را بهبود می‌بخشد.

فهیم زاده(۱۳۸۱) در پژوهش خود گزارش کرد که آموزش راهبردهای فراشناختی در کوتاه مدت بهبود معنادار در عملکرد تحصیلی دانشجویان را در پی نداشت.

جزایری و اسماعیلی(۱۳۸۱) با بررسی تعیین نقش آموزش‌های مهارت‌های فراشناختی در عملکرد حل مسئله یافته ها نشان داد که آموزش راهبردهای فراشناختی بر عملکرد حل مسئله دانش‌آموزان تاثیر بسزایی دارد.

قاسمی و احدی(۱۳۸۲) در مطالعه‌ای با عنوان ((بررسی روند مهارت‌های حل مسئله و راهبردهای فراشناختی کودکان ۳ تا ۱۱ سال)) ‌به این نتیجه رسید که برخی تحولات مثبت وابسته به سن در مهارت‌های حل مسئله و راهبردهای فراشناختی وجود داشت که این رابطه از نظر آماری معنادار شناخته شد. همچنین بین عملکرد کودکان سنین مختلف در آزمون‌های حل مسئله و استفاده از راهبردهای فراشناختی وجود دارد، به عبارت دیگر آگاهی و استفاده از راهبردهای فراشناختی با سن رابطه‌ معنادار داشت.

یعقوبی(۱۳۸۳) با بررسی روی تاثیر آموزش راهبردهای فراشناختی بر عملکرد خواندن دانش‌آموزان نارساخوان پسر پایه های چهارم و پنچم ابتدایی انجام داد که نتایج نشان داد که آموزش راهبردهای فراشناختی بر عملکرد خواندن دانش‌آموزان را بهبود بخشیده و منجر به کاهش اشکالات خواندن دانش‌آموزان نارساخوان گشت.

شیخ الاسلامی(۱۳۸۴) ‌به این نتیجه رسید که بین راهبردهای فراشناختی با انگیزش درونی و راهبردهای شناختی، ارتباط مثبت و بین راهبردهای عاطفی، اجتماعی و نمره آزمون با راهبردهای فراشناختی نیز ارتباط مثبت معنادار وجود دارد. همچنین یافته های مذکور نشان داد که دو راهبرد شناختی و فراشناختی تاثیر مستقیم بر عملکرد یادگیری به صورت مثبت و معنادار داشت. ‌به این معنی که با افزایش استفاده از راهبردهای شناختی و فراشناختی نمرات مدنظر افزایش یافت.

در پژوهش دیگری صالحی و فرزاد(۱۳۸۴) رابطه‌ فراشناخت و ادراک یادگیری را با عملکرد یادگیری را مورد بررسی قرار دادند. نتایج نشان داد که بین عملکرد یادگیری با فراشناختی همبستگی مثبت وجود دارد. این محققان همچنین دریافتند که دخترها و پسرها در هیچ کدام از متغییرها تفاوت معنا داری نداشت.

فولادچنگ (۱۳۸۴) آموزش فراشناختی را بر پیشرفت تحصیلی درس ریاضی مورد بررسی قرار داد و نتیجه گرفت که دانش‌آموزان ضعیف به شکل معناداری بیش از دانش‌آموزان قوی از برنامه‌ آموزش فراشناختی بهره‌مند می‌گردند. همچنین محیط یادگیری همکارانه موجب فراهم آوردن فرصت بحث و استدلال راه ‌حل ‌ها و کمک خواستن از دیگران، به رشد فراشناخت در دانش‌آموزان انجامید.

در پژوهشی دیگر جباری(۱۳۸۴) نیز تاثیر آموزش فراشناختی خواندن با روش مشارکتی را بر میزان مهارت کودکان دیرآموز را مورد بررسی قرار داد و ‌به این نتیجه رسید که روش یادگیری مشارکتی بر یادگیری دانش‌آموزان به شکل معناداری مؤثر بوده است و دانش‌آموزان دیرآموز از این روش سود می‌برند و این روش در بهبود مهارت آنان سودمند بود. به‌طوری که عملکرد گروه آزمودنی که به روش فراشناختی آموزش دیده بودند به شکل معناداری از گروه کنترل که با روش سنتی آموزش دیده بودند بهتر بود.

ملکی(۱۳۸۴) تاثیر آموزش راهبردهای شناختی و فراشناختی بر افزایش یادگیری و یادداری متون درسی مختلف را مورد مطالعه قرار داد و یافته ها نشان داد که آموزش راهبردهای فراشناختی و شناختی هم در یادگیری و هم در یادداری مطالب آسان و دشوار درس مطالعات اجتماعی مؤثر بود. در درس فیزیک در یادگیری و یادداری مطالب دشوار آموزش فراشناختی موجب افزایش یادگیری شد، اما در مطالب آسان نتیجه‌ گروه آزمایشی و کنترل معنادار نبود.

آزاد عبدالله‌پور،کدیور و عبداللهی(۱۳۸۴) رابطه‌ بین راهبردهای فراشناختی را با پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان مورد بررسی قرار دادند و نتیجه گرفتند که بین راهبردهای فراشناختی و پیشرفت در درس ریاضی ارتباط معنادار وجود داشت. اما این رابطه برای درس مطالعات اجتماعی معنادار نبود.

روحانی و همکاران (۱۳۸۵) در پژوهش دیگری نتیجه گرفتند که همبستگی مثبت معناداری بین استفاده از راهبردهای فراشناختی با معدل دانشجویان وجود داشت. اما بین دانشجویان دختر و پسر و مقاطع تحصیلی آن‌ ها در استفاده از راهبردهای فراشناختی تفاوت وجود ندارد.

حسن لو و پوشینه (۱۳۸۵) راهبردهای فراشناختی را در دانش‌آموزان عادی و نارساخوان مورد بررسی قرار دادند و نتیجه گرفتند که دانش‌آموزان عادی موفق‌تر از دانش‌آموزان نارساخوان بودند. همچنین یافته ها نشان داد که با بالا رفتن پایه تحصیلی، راهبردهای فراشناختی در هر دو گروه به شکل معناداری افزایش یافت.

در پژوهشی متحدی (۱۳۸۶) دریافت که دانش‌آموزان شهری در مقیاس کلی فراشناخت، نمرات بالاتری نسبت به دانش‌آموزان روستایی کسب کردند. همچنین تاثیر جنسیت بر فراشناخت در کل، معنادار نبود. اما تاثیر جنسیت بر تنظیم فراشناختی معنادار بود. ‌به این معنی که نمره دانش‌آموزان دختر بیشتر از پسران بود.

در پژوهش دیگری غباری بناب و آدم زاده (۱۳۸۶) تاثیر به‌کارگیری راهبردهای فراشناختی و شناختی در بهبود انشای دانش‌آموزان را مورد مطالعه قرار دادند و ‌به این نتیجه رسیدند که گروه آزمایشی به طور معناداری در بیان نوشتاری پس از به‌کارگیری مداخله فراشناختی نسبت به گروه کنترل پیشرفت کرده بودند. همچنین یافته ها نشان داد که اثر بخشی آموزش فرآیندهای برنامه‌ریزی، سازماندهی، پیش‌نویسی، ویرایش و اصلاح نهایی (راهبردهای فراشناختی) به شکل معناداری مشهود بود.

دهقانی، امیری، و موسوی (۱۳۸۶) در پژوهش دیگری اثر بخشی آموزش اسنادی و آموزش راهبردهای فراشناختی را مورد مطالعه قرار دادند و یافته ها نشان داد که آموزش راهبردهای فراشناختی، اسنادی، نمرات مهارت دانش‌آموزان را افزایش می‌داد. ‌به این معنی که میانگین نمرات گروه آزمایشی به طور معناداری از گروه کنترل بیشتر بود و آموزش راهبردهای فراشناختی- اسنادی، نمرات مهارت را در گروه آموزشی راهبردهای فراشناختی- اسنادی نسبت به گروه آموزشی اسنادی افزایش داد.

محمدامینی (۱۳۸۶)در پژوهش خود با عنوان ((بررسی باورهای فراشناختی با سلامت روانی و پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان پسر شهر اشنویه)) ‌به این نتیجه رسید که فراشناخت با پیشرفت تحصیلی و سلامت روانی دانش‌آموزان همبستگی مثبت معناداری وجود دارد.

امین یزدی و عالی (۱۳۸۷) در پژوهش خود با عنوان ((تاثیر سبک‌های مدیریت کلاسی بر رشد مهارت‌های فراشناختی)) ‌به این نتیجه رسیدند که بین فراشناخت و نمره پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان رابطه‌ معنادار وجود دارد. یعنی دانش‌آموزانی که مهارت فراشناختی بالاتری داشتند از عملکرد تحصیلی بالاتری برخوردار بودند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...